در دنياي سنتي كه نه از كتاب خبري بود و نه از كلاس و مدرسه و در دنياي امروز كه مدرسه به عنوان يك نهاد، مسووليت آموزش را بر عهده دارد در يك وجه اين دو دنياي متفاوت با هم اشتراك دارند و آن آموزش بر محور زندگي است.
آن زمان كه در نظام قبيلهاي سلسله مراتب قبيله حاكم بود و رييس قبيله به كمك بزرگان سمت و سوي آموزش و محتواي آن را تعيين ميكرد و همه موظف بودند و حتي سرنوشت خود را در قبال آن وظيفه ميدانستند كه به فرمان و خواست بزرگ قبيله عمل كنند سرپيچي از اين فرمان و دستور يك تخلف نابخشودني و مورد سرزنش همگان بود تا حدي كه فرد نافرمان از قبيله طرد ميشد و اين مجازات بزرگي بود كه بسيار موثر و بازدارنده بود.
در آموزش سنتي نيازهاي زندگي مهمترين محور محتواي آموزشي بود، آموزشي كه با تولد فرد از خانواده آغاز ميشد و تمام آيينها و رسم و رسوم مبتني بر آن اهداف طراحي و اجرا ميشد به عبارت ديگر مدرسهاي بود به بزرگي محل زندگي و معلماني بودند به تعداد تمام اعضاي قبيله چراكه هر كه هر آنچه ياد ميگرفت را موظف بود به نسل بعد از خود بياموزد؛ از مهارتهاي حرفهاي در مشاغل گرفته تا مهارتهاي اجتماعي و الزامهاي فرهنگي.
از آنجا كه در دنياي سنتي قديم ارتباطات محدود بود و تقريبا جوامع كوچك مستقل از يكديگر زندگي ميكردند هر محدودهاي با توجه به ضرورتها و اولويتها داراي نظام آموزشي متفاوتي بود، در برخي از مناطق كه ناامني زياد بود كسب مهارت دفاعي و آموزشي جنگآوران اولويت داشت و در مناطق امن تمركز بر مشاغل قرار داشت تا رفاه و آسايش افراد تامين شود اما در همه مناطق باورها يكي از محورهاي آموزشي بود كه توسط بزرگترها به فرزندان
منتقل ميشد.
باورهاي عقيدتي و فرهنگي و رسوم اجتماعي كه در واقع هويت فكري و اجتماعي افراد را شكل ميداد هويتي كه آنها را از ساير قبايل متمايز مينمود. اما با ورود به دنياي مدرن و اختراع خط و ماشين چاپ و سپس گسترش ارتباطات و توسعه فناوري دنيا به قدري متحول شد كه باورش براي سنتباوران سخت بود تا حدي كه در مقابل مدرن شدن مقاومت كرده و برخي مدارس را يك نهاد بيگانه و مظهر تهاجم فرهنگي دانستند.
از نخستين نهادهاي دنياي مدرن پس از رنسانس تاكنون سير تحولات در آموزش متكي بر محور زندگي توانسته روز به روز اگرچه بر تنوع و تكثر محتوا و شيوههاي آموزشي بيفزايد اما تاكيدش بر محوريت « زندگي بهتر » بيشتر شده است، فرآيند جهاني شدن كه از پيامدهاي دنياي مدرن است منجر به فهم مشترك از مفهوم زندگي بهتر شده است، فهمي كه بيش از هرچيزي انسان و حقوق بشر را در محتواي آموزشي اولويت داده است.
چرا كه در تنوع عقيدتي و فرهنگي تنها فصل مشترك « حقوق بشر » است كه زمينهساز زندگي بهتر است؛ حقوق بشري كه از قيدهاي مختلف خود را رها ميسازد و فقط و فقط به صرف انسان بودن مفاهيمي را آموزش ميدهد كه هر كسي داراي حقوق اساسي است كه مهمترين آن حق حيات است.
اين حق حيات همان زندگي است كه محور مشترك دنياي سنتي و دنياي مدرن است.
حال در هزاره سوم ودر گسترش تعاملات جوامع كه حد و مرزها فروريخته و از پنجره جادويي تلويزيون و كامپيوتر و موبايل هر صدا و تصويري از هر كجاي دنيا در كمترين زمان ممكن قابل ارسال ودريافت است مدرسهاي به بزرگي جهان كوچك ساخته شده است، مدرسهاي كه حالا ديگر رييس قبيله وبزرگان قوم مشق نميگويند بلكه تنوع و تكثر به بالاترين حد ممكن رسيده و در هر لحظه ميليونها امكان انتخاب براي هر فرد وجوددارد وخروجي اين انتخابهاي فراوان فرديتهاي متمايز است كه زندگي جمعي را در محدوده ديوارهاي سنتي سخت و در گستره جهاني اكران آسان است.
اين ضرورت است كه امروز متوليان، كارشناسان و علاقهمندان به حوزه آموزش را گردهم ميآورد تا با محوريت آموزشي براي زندگي به مفاهيم و شيوههاي مطلوب و مناسب دست يابند.
روزنامه اعتماد
گروه گزارش / طاهره نقی ئی - محمد رضاخواه

صبح سه شنبه 17 شهریور ماه، نمایندگانی از تشکل های فرهنگیان مهمان صبحانه کاری رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بودند. در این دیدار، تشکل های فرهنگیان شامل سازمان معلمان ایران، مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ، کانون صنفی معلمان ایران و انجمن اسلامی معلمان ایران در آن شرکت داشتند، سخنگوی دولت و ریاست سازمان مدیریت و برنامه ریزی، در ابتدای جلسه ضمن خوش آمد گویی به میهمانان فرهنگی از سابقه ی کاری خود در دبیرستان های شهر رشت، مدیریت دبیرستان، مدیریت اداره آموزش و پرورش باختران اشاره نمودند و گفتند با شرایط فرهنگیان از گذشته تاکنون آشنا می باشد و جنس حرف و دغدغه ی آنان را می دانند و به همین علت در دوره هایی که در مجلس نماینده بوده است دغدغه فرهنگیان را داشته است و برای حل این دست مشکلات نظام هماهنگ پرداخت را ایجاد کردند که متاسفانه نتوانست جوابگو باشد و مشکلات قبل همچنان ادامه داشت. به همین علت قانون مدیریت خدمات کشوری پیشنهاد شد که این قانون نیز به دلیل مستثنی کردن بسیاری از کارکنان دولت در حال حاضر انتظاری که از آن داریم را برآورده نمی کند و در حال حاضر تیمی برای مشکلاتی که در پرداخت های حقوق ها بوجود آمده است، تشکیل داده اند.
ایشان ضمن اینکه سازمان مدیریت و برنامه ریزی، پرداختی حقوق سازمان ها را در اختیار دارد و می داند هر سازمانی به کارکنانش چه میزان حقوق می دهد، به پایین و ناکافی بودن سطح حقوق معلمان میان سایر کارکنان دولت اشاره کرد و گفت تلاش بر این است تا این روند اصلاح گردد و به همین علت زمانی که لایحه رتبه بندی فرهنگیان از سوی وزیر آموزش و پرورش ارایه گردید، با همین دیدگاه، علی رغم، مشکلاتی که در بودجه و برآورده نشدن در آمدها وجود دارد،در سازمان مدیریت و برنامه ریزی با این لایحه موافقت شد .
ایشان به مسایل اقتصادی کشور اشاره کردند و گفتند که کشور با کمبود در آمدها مواجه است و این باعث شده تا سازمان مدیریت و برنامه ریزی در بسیاری از موارد سازمان ها را دچار کسری بودجه و پرداخت ها کند، اما درآموزش و پرورش سعی کرده اند که این اتفاق نیفتاد.
پس از پایان این سخنان، اعضای تشکل ها به بیان برخی از مسایل و مشکلات به نمایندگی از معلمان پرداختند. اولین سخنان مربوط به بازداشت محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان در روز 15شهریور ماه درست یک روز بعد از دیدار 90 دقیقه ای پیرامون مسایل و مشکلات فرهنگیان با سخگوی دولت بود که ایشان از اعلام این خبر ابراز تعجب و شگفتی کردند. همچنین نمایندگان تشکل ها به سایر زندانیان معلم از جمله آقایان بداغی، هاشمی و باغانی و همچنین به بازداشت دو عضو فرهنگی و چهره ی رسانه ای و اهل قلم معلمان آقایان مهدی بهلولی و محمد رضا نیک نژاد اشاره کردند .
سخنگوی دولت ضمن قول پیگیری وضعیت معلمان، گفتند که آن را در جلسه ای که رییس جمهور با آیت الله آملی لاریجانی دارند مطرح می کنند و از رویکرد مثبت رییس قوه قضاییه نسبت به این مسایل گفتند که اعضای حاضر در جلسه خواستند تا رییس جمهور در این زمینه پیگیر تر عمل کرده و با معلمان شفاف تر سخن بگوید.
نمایندگان تشکل ها همچنین در این دیدار به مشکلات توامان معیشیتی و منزلتی معلمان اشاره کردند و گفتند معلمان ایران اعتقاد دارند دولت فعلی و دولت های گذشته نسبت به سایر کارکنان دولت و معلمان تبعیض منفی روا می دارد و از این نابرابری ها گلایه مند هستند و چنانچه به نارضایتی معلمان توجه نشود باعث عدم توجه کافی لازم و شایسته آنان به امر تعلیم و تربیت خواهیم بود و آنان مجبور خواهند برای حل مشکلات خود وقت خود صرف کارهای دیگری غیر از معلمی و آموزش و پرورش کنند.
در ادامه این دیدار نمایندگان تشکل ها، با اشاره به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شده خواستار توجه جدی به این سند و نوشتن سندهای اجرایی برای آن و اختصاص بودجه متناسب برای اجرای این سند شدند.
همچنین در این دیدار از مدیریت سازمان مدیدریت و برنامه ریزی خواسته شد تا دولت به ازای ریالی که در وزارت آموزش و پرورش خرج می کند توجه جدی تری به خروجی های این وزارت خانه از جمله دانش آموزان داشته باشد تا این وزارت خانه، دانش آموزانی متناسب با فرهنگ و الگوهای ایرانی اسلامی تحویل جامعه بدهد و آنان شهروندانی مناسب برای رشد و اعتلای ایران اسلامی باشند.
در پایان ، دو تن از بازنشستگان فرهنگی نیز به طرح مسایل و مشکلات فرهنگیان بازنشسته پرداختند. همچنین محمد تقی سبزواری از فرهنگیان صاحب قلم در شیراز و دونفر از همکاران همدانی به مسایل و مشکلات آموزش و پرورش در شهرستان ها اشاره نمودند .
در این دیدار ضمن تقدیر از حرکت ارزنده ی سخنگوی دولت در دعوت از تشکل های فرهنگی آن، خواسته شد که این حرکت در سایر بخش های دولت نیز بصورت الگویی قرار گیرد تا تشکل ها بتوانند انتقال دهنده به موقع خواست و نیاز معلمان به بخش های بالا دست در وزارت آموزش و پرورش و دولت بشوند و معلمان بدانند که صدا و خواسته های آنان شنیده می شود و همچنین تشکل ها بتوانند پاسخ های دولت را به فرهنگیان منتقل کرده تا با چنین رویه ای شاهد رشد و اعتلای آموزش و پرورش باشیم.
پایان گزارش /
نقش کلیدی معلمان به عنوان مجریان آموزش عمومی و الگوهای اولیه دانش آموزان بسیار مهم جلوه میکند چرا که معلمان جامعه، انسان سازان نسل بعدیاند. امام خمینی (ره) کلید سعادت و شقاوت جامعه را در دست معلمان دانسته، در این باره چنین می گویند: همه سعادت ها و همه شقاوت ها انگیزه اش از مدرسه هاست و کلیدش [در] دست معلمین است.
بدون شک شغل معلمی، شغل بسیار حساس و پیچیدهای است. این شغل از آن دسته شغلهایی است که نه میتوان برای انجامش مَبلغ تعیین کرد و نه می توان در مواجهه با معلمان از روش های کاسبکارانه و زیرکانه استفاده کرد تا اثبات شود که حقوق آنها پرداخت شده است!
با کمال تاسف امروزه معلمان کشور در تامین نیازهای اولیه زندگی خود درماندهاند و عموما زیر خط فقر به سر میبرند و این امر به منزلت آنها آسیب زده است. مشکلات معیشتی از مهمترین مشکلاتی است که جامعه فرهنگیان سالهاست که با آن دست به گریبان است. نارضایتی معلمان از وضع معیشتی موضوع امروز و دیروز نیست و سابقه ای 44 ساله دارد. علی رغم تمام اعتراضاتی که به این موضوع شده اما هنوز اقدام مفیدی در این باره صورت نگرفته است و چرخ معیشت معلمان همچنان لَنگ میزند! و این موضوع موجب کاهش انگیزههای شغلی معلمان شده و آینده روشنی را برای کشور ترسیم نمینماید.
اگر بپذیریم یکی از پایه های اصلی زیر ساخت اقتصاد، داشتن سرمایه انسانی بالنده، خوش فکر، اخلاق مدار و خلاق می باشد به سادگی اذهان خواهیم نمود که تنها از راه توجه به تقویت بنیه های مالی و پشتیبانی معلمان سرآمد و کارآمد است که می توان به تعلیم و تربیت نسلی پویا، خلاق و اخلاق مدار و باسواد دست یافت نه از کارمندان منفعل، حقوق بگیر و مستاصل.
وقتی آمریکا ژاپن را با خاک یکسان و نابود کرد، ارتش و سرباز و پلیس و همه چیز را از آنان گرفت. ژاپنی ها فقط دو تا کار اساسی انجام دادند یکی بها دادن به معلم تا حد افسانه ای و دوم بها دادن به کار فوق برنامه و فعالیت های گروهی؛ به همین سبب در ژاپن بالاترین منزلت اجتماعى و حقوق را معلمان دارند.
وقتى ما بدانیم که زیر بناهاى فرهنگى و ستون هاى پدید آوردن جامعه معلمین هستند، طبیعى است که باید از لحاظ اقتصادى به آن ها توجه شود. اگر همه ابعاد زیر ساختی آموزش و پرورش درست باشد و فقط و فقط به همین یک مشکل یعنی عدم ایجاد انگیزه شغلی و مادی معلم توجه نکنیم فاجعه است.
وقتی معلمان در حل امور جاری زندگی خود ضعیف باشند هرگز نمی توانند به پیچیده ترین مسائل تربیتی و آموزشی دانش آموزان سرک بکشند چه برسد به تغییر و پالایش و حل آن ها، معلمانی که در شغل دوم و سوم اسیر باشند قطعا دیالوگ آنان در خواست رفع و رجوع مشکلات شغل های غیرآموزشی و تربیتی خواهد شد و هیچگاه به حرفه ی اصلی خود نمی توانند نگاهی داشته باشند. معلمان خسته، درمانده و مقایسه گر قربانی اقتصادند و این زنگ خطری است که مسئولان تدبیری بیاندیشند تا نشود که لشکریان عرصه فرهنگ قدم به قدم عقب نشینی کنند و فرهنگ قربانی اقتصاد گردد.
باید بدانیم معلمی که آسیب چند شغله بودن برایش وجود دارد، معلمی که دغدغه ی درمان خود و خانواده اش را دارد، معلمی که دغدغه اجاره منزل اذیتش می کند، معلمی که از پس هزینه سفر به خوبی بر نمی آید، معلمی که برای کسب تجربه و دریافت روش های نوین آموزش نمی تواند به کشور ها و مراکز آموزشی معتبر دنیا سفر کند، معلمی که ناعدالتی های موجود و تبعیضات ناروا آزارش می دهد، معلمی که شرمنده اهل و عیالش است چرا که درآمد کارمندی دیگر سازمان ها را به رخش می کشند، معلمی که حق بازنشستگی اش مانند سایر ارگان ها و سازمان ها ی دیگر یک روزه پرداخت نمی شود، معلمی که تمام فکر و ذکرش اقساط و بدهی های بانکی است. معلمی که دریافتی اش به هیچ وجه کفاف زندگی اش را نمی دهد و هنوز دهم ماه نشده به فکر قرض برای گذران زندگی تا آخرماه است، معلمی که برای دریافت وام یک میلیونی، به هر دری می زند، معلمی که بعد سال ها خدمت آرزوی خرید وسیله نقلیه را با خاطراتش به خانه بازنشستگی اجاره ای می برد. معلمی که توان خرید جهیزیه فرزندش را ندارد. معلمی که توان فرستاندن حتی یک فرزند را به دانشگاه و تامین هزینه های تحصیلش را ندارد ... ؛ با این اوضاع و اوصاف آیا می توانیم بگوییم در چنین جامعه ای توسعه انسانی و تربیت نسل فردا، به دست معلمین متخصص و توانمند اتفاق خواهد افتاد؟
پس بایسته است که همه ی مسئولان ارشد کشور جهت پویایی جامعه در برنامه های کلان، ضمن تناسب منطقی اعتبارات حوزه اقتصاد و عمران با فرهنگ، به ویژه توسعه انسانی در پشتیبانی از آموزش و پرورش سنگ تمام گذاشته و هیچ عذر و بهانه ای آنان را از این مهم غافل نکند. شما دولت مردان و وکلای ایران زمین هم یادتان بماند اگر توسعه انسانی و فرهنگ را اصل بدانید، در خط مقدم با فراهم نمودن تجهیزات نرم افزار و سخت افزار در برنامه مدون معلم اصل و مبنا قرار می گیرد و در چنین حالت است که برای انسان و تربیت او و آینده کشور دغدغه دارید و بدون شک در راه توسعه منطقی گام بر خواهید داشت و با قبول ارزش گذاری و تکریم آرمانی معلم و نقش های حرفه ای اش، از شعارهای توخالی و پوپولیستی جهان سومی پرهیز خواهید نمود تا ماندگاری هویت و فرهنگ و اصالت سرزمین خود را تضمین نمایید.
اگر به آنجا رسیدیم که دریابیم معلم از چاه نفت با ارزش تر است، آنگاه می توانیم بگوییم ما حرکت خود را به سوی توسعه ی حقیقی آغاز کرده ایم.
بدون شک، هیچ برنامه ای هرچند مترقی و پیشرفته در عرصه تعلیم و تربیت، بدون توجه به عنصر رضایت مندی شغلی معلمان، به سلامت به سرمنزل مقصود نخواهد رسید. در جامعه ای که معلمان نگران تامین معاش یومیه خویش باشند، به طورحتم ابتدایی ترین برنامه های اجرایی هم باشکست مواجه خواهند شد.
در برنامه راهبردی امنیت ملی جهان پیشرفته در قرن 21 به بالاترین مسئول اجرایی کشور ماموریت می دهد تا برنامه دقیق، جامع و فراگیری را برای پیشگیری از بروز نگرانی های حرفه معلمی، افزایش حقوق معلمان، بهبود و پشتیبانی زیر ساختی، تهیه و تدوین نمایند و نیز تعلیم و تربیت به عنوان امری اساسی و استراتژیک و تعیین کننده در برنامه مزبور مورد تاکید قرار گیرد.
کلید توسعه جامعه در آموزش و پرورش و شاه کلید آن در دست معلمان است. امروزه در جهان موفق، نقش معلم و اهمیت کارکرد حرفه ای او چنان مورد توجه است که بر معلم نقش هایی فرا حرفه ای داده اند و موفقیت و پیشرفت آینده جامعه خود را از دستان پرتوان معلمان مسلط بر علوم میان رشته ای «متخصصان حاذق و لایق و پر انگیزه» بدست می آورند، به همین جهت آموزش و پرورش در کشور های پیشرفته از قالب اولویت استراتژیک خارج شده و به آیتم نیاز درجه یک صعود کرده است و نقش معلم که تا دیروز صرفا آموزشی و تربیتی بوده فراتر رفته و نقش های فرا حرفه ای بر معلمان داده اند.
اینکه معلمان ما پذیرش نیاز به معلم به عنوان متخصصین امر تعلیم و تربیت و تربیت کننده ی انسان را خواستارند، نیازی پذیرفته شده در کشور های پیشرفته و در حال توسعه است که؛ نیازی درجه یک و حیاتی برای بستر سازی زندگی بهتر و محیط زیست آرام، سرشار از صداقت و یکرنگی، و مهربانی برای تک تک افراد جامعه را توسط معلمان رقم می زند. لذا شایسته و بایسته است که مسئولان تصمیم گیر و تصمیم ساز جامعه تربیت انسان را نه سرمایه گذاری بلند مدت بلکه نیازی درجه یک و حیاتی و حقی اساسی برای همه ی انسان های این سرزمین تلقی نمایند و حق مادی و معنوی معلمان را با میزان تخصص بپردازند نه پنداره ی خائنانه و ظالمانه و غیر انسانیِ و نه با باریک بینی، کوته فکری و بی عدالتی او را کارمند اضافی دولت تلقی نموده و با دلایل بی اساس با حداقل حقوق کارمندی از او انتظارات تخصصی طلب نمایند.
معلم در هیچ کشور پیشرو، پیشرفته و حتی درحال توسعه ای کارمند تلقی نمی گردد و معلمی اساسا کاری تخصصی است. با « نگاه کارمندی » به معلم، نمی توان آموزش و پرورشی ساخت که بار تعیین کننده و اساسی آموزش و تربیت انسان را به دوش کشیده تا انسانی کارآمد به جامعه تحویل دهد. یک کارمند صرفا وظایف محوله را در ساعات کاری انجام می دهد اما معلمان حرفه ای، با شیوه های نوین مانند درس پژوهی و اقدام پژوهی، مانند یک پژوهشگر محتوی، روش تدریس، اهداف آموزشی و تربیتی و رفتارهای دانش آموزان را بررسی و با تفسیر علمی و توجه به بازخوردهای لازم، تمام توجه و تلاش خود را برای هدایت سیستم به سوی هدف متعالی به کار می برند.
اما متأسفانه نگاه سنتی و واپسگرانه به معلم و عدم تبیین درست نقش های حرفه ای و فراحرفه ای معلم در کشور ما سبب شده است تا نه تنها حمایت های مادی و معنوی از این قشر صورت نپذیرد بلکه حتی بی رحمانه در عمل حقوق مادی و معنوی آنان از کارمندان سایر ارگان ها، نهادها و وزارتخانه ها نیز پایین تر باشد و این رفتار جهان سومی، جاهلانه، ظالمانه و ناروا علاوه بر ضایعات در تربیت بین نسلی و تهی شدن توسعه انسانی موجب رکود و پسرفت شدید آموزشی و تربیتی، و در نهایت خروج وحشتناک نیروهای کارآمد و حرفه ای از این وزارتخانه شده است.
شاید این را مسئولین ندانند؛ معلم با فرهیختگی اش امروز چیزی نمی گوید اما با انتقام پنهان، فردا چیز دیگری را تحویل جامعه خواهد داد که شاید خوشایند نباشد. هرچند باید اعتراف نمود که معلمان نشان داده اند که از فرهیخته ترین و قانون مدارترین اقشار اجتماع هستند. گرچه دل آنها دریای از اعتراض و فریاد است اما تنها با سکوت خود و بدون هیچ گونه شعار سیاسی، خواسته های حداقلی خود را فریاد می زنند. پس لازم می نماید آنانی که در ساحل این دریای به ظاهر آرام حمام آفتاب گرفته اند از ماسه های گرم این ساحل برخیزند و چاره ای بیندیشند، چرا که بی گمان از آسیب های امواج در امان نخواهند ماند.
امروزه آینده هرجامعه ای با معلم گره خورده است. اگر خواهان حل مشکلات و تحول در آموزش و پرورش و به تبع آن تحول در جامعه ایران اسلامی هستیم شاه کلید آن حل مشکلات معیشتی معلمان است. معلمان را دریابیم تا جامعه به درستی در همه ابعاد نجات یابد.
جامعه فرهنگیان از دولت تدبیر و امید و وزارت محترم آموزش و پرورش انتظار دارند، ایشان به موازات تلاش برای تحقق سند تحول بنیادین با توجه به شرایط موجود و مقتضیات زمانی، در حوزه منزلت، معیشت و رفاه معلمین عزیز و پرسنل اداری و رفع مشکلات ساختاری آموزش و پرورش بیش از پیش توجه و عنایت داشته باشند و از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی انتظار می رود به رسالت ملی و انقلابی خود در این مقطع حساس به شایستگی عمل نموده و اميدي روشنگر را در ميان فرهنگيان و خانواده ها و همه آحاد جامعه براي آموزش و پرورشي پربار و رو به جلو و تحول خواه پديد آورند. و با عنایت به شان و منزلت آموزش و پرورش و به تبع آن معلمان، گامی موثر و عملی در جهت بهبودکارایی سیستم و وضع معیشتی معلمان دلسوز و تاثیرگذار بردارند.
هرچند جامعه نجیب و فهیم فرهنگی با درکی درست از تنگناهای مالی کشور و دولت، در بخش آموزش و پرورش به خوبی واقف است و می داند که حل مسایل انباشته شده نیازمند زمان، عزم ملی و همراهی همه نهادهای حکومتی است، لذا همچنان که درگذشته نشان داده تا پای جان به پای انقلاب، ایران و آرمان های رفیع امام (ره) و شهدای گران قدر ایستاده و این ایستادگی تداوم خواهد داشت و پیوند فرهنگیان با انقلاب، ناگسستنی است.
در پایان امیدواریم حالا که به پشتوانه مقاومت مردم در این چند سال تحریم و عظمت شهدا، وحدت ملت، هدایت ها و حمایت های رهبر معظم انقلاب و اتحاد و همدلی دولت و ملت همگان از طعم شیرین معجزه آسای گفت و گو و تعامل جمهوری اسلامی ایران با جهان متلذذ شدیم به رغم بادهای ناموافقی که از داخل و خارج کشور می وزد، گام های نهایی نیز برداشته شود و برجام هسته ای تثبیت و مسجل شود و در آینده ایی کوتاه، وضعیت اقتصادی داخل کشور بهتر شده و روزگاری بهتری برای عموم هموطنان عزیز، بخصوص جامعه فرهنگیان کشور رقم خورد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
چشم برهمزدني کفايت ميکرد تا تابستان به سرعت بگذرد و دوباره در شهريور بوي ماه مهر و کلاس و درس در هواي شهر جاري شود.براي دانشآموزاني که نه ماه تلاش ميکنند تا يادگيريشان را پرثمر سازند، سه ماه تابستان حکم روزگاري را دارد که در آن با شعف فراوان سعي و تلاش سال تحصيلي خود را استراحت ميکنند، سه ماهي که در آن علاوه بر شيطنتهاي کودکانه و روياي نوجوانانه، اکثرا امور آموزشي و پرورشي با نظارت وزارت مربوطه هم نمود دارد.
(نکته اول: آموزش و پرورش تعطيلي بردارنيست). چندين سال است که به اين آمد و رفتنهاي تابستان و پاييز آشنا هستم و ميدانم مهر که ميآيد با حس نشاط و شوق آغازين دانشآموزانم چگونه رفتار کنم تا بر دل شان بنشيند و محرک خوبي براي سال تحصيلي جديدشان باشد.تمام ذوقم اين است که دوباره شاگردان جديدي خواهم داشت و قرار است براي ميهنم با تربيت آموزشي و پرورشي آنان و حضورم در کنارشان، آيندهسازي نمايم. از عمق نگرانيهاي والدين در بحث پايههاي جديد-پايه پنجم و نهم- در سال تحصيلي95-1394،کتب جديدالتاليف، ارزشيابيهاي پاياني و....همه و همه آگاهم و تمام دغدغهام کاهش اضطراب مادروپدري است که اول مهر به اميد پايان خوش خردادماه، فرزندش را به من ميسپارد و ميدانم که بهترين ساعات زندگياش در روز با من در محيط کلاس و مدرسه است. حال در اين ميان، براي من که در کسوت معلميشناخته شدهام هيچ چيز مهمتر و باارزشتر از رضايت پروردگارم از نحوه عملکردم در سال تحصيلي جلوه نميکند، چه فرقي ميکند طرح رتبهبندي معلمان اعمال بشود يانه، چه فرقي ميکند دريافتي حقوق من به اندازه کارکنان وزارت نفت و مخابرات باشد يانه، چه فرقي ميکند...؟
(نکته دوم: کاردر آموزش و پرورش دلي است). صد البته که براي من و تمامي معلمان ديگر، تامين رفاه و معيشت زندگيمان هم، مهم ميباشد، چرا که اگر نياز به تامين مادي زندگي مان نداشتيم به کار با شرايط سخت رو نميآورديم.اما سخن من در اين چند خط اين است که ميدانم و آگاهم که معلمان در چه طرازي (حداقلهاي موجود) از رفاه مملکتي هستند ميدانم حق و حقوق شان به جا پرداخت نميشود و ده ها چيز ديگر...اما جايز نميدانم پس از گذران سه سال سخت در آموزش و پرورش که به دليل اجراي نظام آموزش جديد همراه بوده، هرکس ميخواهد با جايگاه معلم طنزبازي کند و رتبه بندي معلمان را مثال بزند و درشبکههاي اجتماعي دست به دست بچرخانند و اکنون حرفم با وزير محترم آموزش و پرورش است که ميدانم از همه ما بيشتر دغدغه رفاه همکارانش را دارد و تلاش بيشتري براي رفاه حالشان ميکند:
وزير عزيز من معلم هستم و در مکتبي که به من سپرده شده است با نقش رهبريام در آموزش و پرورش دست به هنر تعليم و تربيت ميزنم و ميدانم که تنها من هستم که ميتوانم بيهيچ واسطهاي پيشرفت و آينده کشورم را رقم بزنم .
(نکته سوم: خانوادهها و دراصل کشور به من و هنر من نياز دارند). مولفهاي به اين مهمي در نقشه توسعه کشور به حمايتهاي بيشتري از وزارت آموزش و پرورش نياز دارد. جنابعالي که در جاي خودش بارها و بارها فرياد بودن ما را به گوش آن ديگران به خوبي رساندهايد .
(نکته چهارم: ديگران بايد بدانند که اجراي طرح رتبه بندي نياز به شورا و تصويب ندارد، طرحي است که بايد براي با انگيزه بودن معلمان در خط تعليم و تربيت اجراشود) .از آن ديگران سوالم اين است کدام کارمند،کدام نهاد دولتي و کداميک از وزراي محترم، طي سالهاي اخير اين گونه که ما تحت تغيير و تحول بودهايم گذران دوران نمودهاند؟
کدام ارگان با اين دست و پنجه نرم کرده است که ناگهان يک شبه با تحولي عظيم رو به رو شود؟
حتما در اذهان عموم مانده که در پي بيتدبيري که در آغاز تغييرات نظام آموزشي جديد در سال پاياني دولت دهم رخ داد، با چه سرعت غيرمنطقي، تصميمي که سالياني براي حضورش در نظام تعليم وتربيت برنامهريزي شده بود يک شبه به اجرا گذاشته شد بدون آنکه بسترسازي شود.
(نکته پنجم: قصد ندارم آغاز نظام جديد آموزشي و تعجيل در حضورش را نقد کنم). اما يک شبه برايمان تصميم گرفتند که متحول شويم و باز... ما معلمان بوديم که ميدانستيم سکانداران اصلي کشتي تحولات هستيم، همراه خواست و درخواست دولتي،در گرما و سرما با رفتن به کلاسهاي ضمن خدمت و تحقيق و پژوهش پايهها و کتابهاي جديدرا يکي پس از ديگري در بدنه آموزشوپرورش جا انداختيم. قبول دارم که در تمامي ارکان دولتي هرچند وقت يکبار تغييراتي رو به پيشرفت و توسعه اعمال ميشود اما حقيقت آن است که در آموزش و پرورش هر زمان تحولي برنامهريزي ميشود نتايجش مستقيما با آينده کشور در ارتباط خواهد بود. اگر موفق شود روزگار خوشي را براي گردانندگان چرخههاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي ترسيم مينمايد و اگر دور از ذهن ناموفق عمل نمايد تاثيرات ماندگار ناخوشي را رقم خواهد زد.
بنابراين در اين وزارتخانه هر حرکتي و هر تحولي نياز به بسيج همگاني دارد از سطح وزارت تا کف مدارس.در کدام نهاد اين چنين هماهنگي سازماني وجود دارد؟
اسقرار نظام آموزشي جديد در کشور بدون آنکه آب در دل والدين تکان بخورد و ديگر سازمانها دستخوش تغييرات آموزش و پرورش شوند، انجام پذيرفت و ادامه دارد. اين چنين حضور يک رنگي در کارکنان تمامي سطوح وزارتخانهاي، دست مريزادي دارد به اندازه يک تاريخ و تدبيري بيش از طرح رتبهبندي معلمان.
حال آن که در مهرماه اين طرح اجرا بشود يا نه (که انشاءالله اجرا خواهد شد)، باز هم من معلم، همگام با تحولات آموزش و پرورش، با عشق و علاقه به حرفه و ميهنم در کلاس درس حضور خواهم داشت و آنچه را که شايسته و بايسته فرزند کشورم هست، تعليم خواهم داد.
گوش من پراست از طنزهاي شبکههاي اجتماعي اما آن قدر شنواتر از آن طنازان هستم که در توسعه همگاني کشورم براي ماندن در عرصه رقابت جهاني نقش اصلي را بازي کنم و براي آن گامي موثري بردارم.
من يقين دارم من- شخص معلم- اگر نباشم نه توسعهاي خواهد بود و نه نامي از برتري در عرصههاي جهاني، پس خواهم بود تا پرچم کشورم هميشه سرفراز بماند.
علیاصغر فانی وزیر آموزش و پرورش: « به ازای هر 1670 دانشآموز تنها یک مراقب سلامت یا بهداشت فعالیت میکند. یک سوم دانشآموزان در فضاهای تخریبی و نیازمند بازسازی مشغول به تحصیل هستند. 130 هزار کلاس درس فاقد سیستم گرمایشی استاندارد و اداره 10 هزار واحد آموزشی به صورت دو نوبته است ؛ 5900 پروژه نیمه تمام در این وزارتخانه وجود دارد که این پروژهها 31 هزار کلاس درس را شامل می شود. ایسنا، 25 / 3 / 93 و ایران 26 / 3 / 93 .
« آموزش و پرورش دارای 20 هزار مدرسه و 90 هزار کلاس درس فاقد سیستم گرمایشی استاندارد است و من هر روز به ویژه در ایام زمستان باید دعا کنم تا سیستم های گرمایشی فرسوده در مدارس باعث بروز مشکل نشوند و خدا را شاکریم که در سال 93 از این حیث، فرزندانمان دچار مشکل نشدند. namehnews.ir ، 4/2/94.
« وجود تبعیض بین معلمان و دیگر کارکنان دولت دردی مزمن برای آموزش وپرورش است.» همان
« در حال حاضر آموزش و پرورش با مشکلات بودجهای روبروست و 5000 میلیارد تومان کسری بودجه دارد.26 / 8 / 93 namehnews.ir، .
«حدود 750 مسئله در آموزش و پرورش را احصا کردیم تلفیق و طبقهبندی شد و از دل آنها سیاستهای امروز آموزش و پرورش را استخراج کردیم.در تهران 3 هزار نیروی انسانی خانم اضافه داریم. حدود 650 هزار نیروی انسانی در کلاسهای درس هستند که این یعنی نیروهای پشتیبانی نیمی از نیروهای آموزش و پرورش را تشکیل میدهند.بیش از 99 درصد بودجه آموزش و پرورش صرف پرداخت حقوق میشود و با یک درصد بودجه نمیتوان کار کیفی انجام داد.» 2 / 6 / 93 farsnews.com ، .
سید محمد بطحایی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش: آموزش و پرورش تا پایان امسال با کسری 4 هزار میلیارد تومانی مواجه است.کسری بودجه مربوط به مطالبات فرهنگیان و بخش غیر پرسنلی آن است که البته دولت بخشی از این کسری را تامین خواهد کرد اما بخشی از کسری بودجه برای سال آینده باقی خواهد ماند.10 / 11 / 93 www.ghatreh.
غلامعلی جعفرزادهایمنآبادی عضو کمیسیون برنامهوبودجه مجلس نهم: « دو درصد از 76 هزار نفري كه در دو سال گذشته در وزارت آموزش و پرورش استخدام شدند، بيسواد هستند، 14 درصد– معادل 10640 نفر- تحصيلاتي تا مقطع ابتدايي، 19 درصد -معادل 14440 نفر- راهنمايي، 31درصد ديپلم و 33 درصد بالاتر از ديپلم هستند كه نشاندهنده وقوع فاجعهيي پنهان در اين حوزه و وزارتخانه است.
متاسفانه در دولت گذشته عمده اطرافيان و خانوادههاي مسوولان، فرمانداران، استانداران و وزرا بدون هيچ قانوني استخدام شدند، بهطوري كه دختر يكي از فرمانداران كه الفباي زبان عربي را بلند نبود در آن دوران به عنوان معلم عربي استخدام شد و هماكنون در حال تدريس درس جغرافياست! » شرق 16 / 4 / 93 ؛ اعتماد، 16یا 26 / 4 / 93 26/4/93(؟)
آموزش و پرورش کشور سالهاست که در انبوه نابi سامانی غوطهور میباشد. این بحرانها به خصوص در حوزهی نیروی انسانی و تجهیزات نمود فزونتری دارد. در مورد امکانات آموزشی افزون بر آنچه در گزارش وزیر و عضو مجلس آمده، بیشتر و شاید همهی مدارس کشور از کمبود شدید و یا دستکم غیراستاندارد بودن ابزارهای سختافزاری و نیز نرمافزاری آموزشی مانند فضای فیزیکی مدرسه، کلاس، کتابخانه، آزمایشگاه علوم و زبان، زمین و سالن ورزش، سالن فرهنگ و هنر، سالن اجتماعات و امتحان و یا سالنهای چند منظوره و دیگر نیازهای ذهنی و عینی یک آموزش و پرورش کارآمد- که باید در نوشتاری مستقل در باب آن بحث شود – به شدت رنجوراند.
بحران نیروی انسانی اما خود داستان غم بار دیگری دارد. بیش از یک میلیون فرهنگی به شکل عام و به ویژه 650 هزار نفر معلم در صف و کلاس، از تبعیض و نابرابری کلانی که میان جمع دریافتها و امتیازات نقدی و غیرنقدی آنها با جمع دریافتها و امتیازات و امکانات مستقیم و غیر مستقیم دیگر حقوق بگیران دولت وجود داشته و آنان را در انتهای جدول نانخورهای دولت تهنشین کرده است، سخت دلخور و افسردهاند.
در ارکان بنیادین حاکمیت که 70 تا 80 درصد آن ملک طلق محافظهکاران است نیز به رغم تقدیم گفتارهای ستایشانگیز در اهمیت دانش و فضیلت تعلیم و تربیت-که ساختمان آن در آموزش و پرورش پیریزی میشود- و دیگر ادعاهای البته سراسر پوچ در باب مدیریت عالم و آدم، به تقریب کمترین ارادهی منجر به عمل برای پایان دادن به این تبعیضهای غیرعقلانی و انگیزهکش یافت نمیشود.
آنها حتی در حرف نیز حاضر نیستند بر نقش بیبدیل خود در کلیت بحران آموزش و پرورش و از جمله به فقر زدگی معلمان کشور اعتراف کنند. آنها در دوران حاکمیت صددرصدی خود بر دار و ندار این کشور(84-92) به جای آنکه درپی راهکارهای خردمندانه برای برونرفت از این وضعیت اسفبار باشند، اندک تحرکات فرهنگیان ستمدیده را به شکل عریان سرکوب کرده، تشکلهای صنفی معلمان را به ورطهی تعطیلی کشانده و تعدادی از کنشگران صنفی را برخلاف اخلاق، دین و قانون عادلانه به انواع مجازاتها نواختند.
واکنش دولت حسن روحانی اما در برابر جنبش سندیکایی معلمان، تاکنون واکنشی در مجموع نادرگیرانه بوده است. رئیس هیأت وزیران اعلام کرد که دولت حق اعتراض را برای تمام اقشار و اصناف و از جمله برای فرهنگیان به رسمیت می شناسد. این حق البته در 31 تیر امسال از سوی برخی از نیروهای امنیتی و انتظامی و افراد لباس شخصی که مجری فرامین رئیس جمهور و وزیر کشور نبوده و از جاهای دیگری دستور میگیرند پایمال گردید و به ضرب و شتم و بازداشت برخی معلمان ستمدیده اما دلاور کشور انجامید. از دگر سو برخی مقامهای دولتی اما جلساتی برای رسیدگی به مطالبات صنفی فرهنگیان تشکیل دادهاند. نشستهایی که البته تاکنون در جبین آنها هیچ نور رستگاری برای فرهنگیان دیده نمیشود. این جلسات بیشتر مصداق این گفتهی فردوسی است که: بزرگان همه مجلس آراستند / نشسستند و گفتند و برخاستند. حاکمیت در خصوص پایان دادن به تبعیضهای موجود میان فرهنگیان و سایر حقوق بگیران دولت، هیچ اقدام عملی انجام نداده است.
ادامهی روند این نابرابریهای ناعادلانه و زمین گیرکردن خانوادههای فرهنگیان در زیر خط سهمگین فقر اما خروجیهای خسارتباری به ارمغان آورده که در این نوشتار به برخی از آنها اشاره میشود:
1- تشدید بحران بیانگیزه گی در میان معلمان؛ با توجه به اینکه حقوق و مزایای دریافتی معلمان به هیچ صورت درخور کار طاقتفرسای تعلیم و تربیت نیست، انگیزهی معطوف به وظایف حرفهای وحقوقی، در قوارههای متفاوت در عموم معلمان در حال افول است. زیرا به گفتهی حافظ:
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
آنچه اما تاکنون آموزش و پرورش کشور را به همین شکل نیمهجان نگه داشته، تمایلات وجدانی، جوشش درونی و مسئولیتپذیری شخصی معلمان شریف کشور در برابر فرزندان این آب و خاک میباشد. از طرف دیگر اگر در برخی دروس، دبیران شاغل ما به هر علت و یا دلیل حاضر به گرفتن ساعتهای غیرموظف نباشند و دبیران بازنشسته نیز از همکاری با آموزش و پرورش خودداری کنند، برخی از کلاسها بدون دبیر مانده که حاصل آن چیزی جز زیانهای علمی، آموزشی و نارضایتی اجتماعی بیشتر نخواهد بود.
2- تکاپو برای جبران هزینه؛ وضعیت نابه سامان مالی معلمان، بسیاری از آنها را واداشته که برای تأمین مخارج کمرشکن زندگی، در جست و جوی شغلهای دیگری باشند که چه بسا برای آن ساخته نشدهاند؛ شغلهایی که عموم آنها از جنس کالاهای فرهنگی نیست.افزون بر این، بروز هر ندانمکاری و یا لغزش ارادی منفی مانند حرامخواری مالی و عدم پای بندی به تعهدات از سوی فرهنگیان در این کار وکاسبیها، به قطع به شأن فرهنگی آنان آسیب خواهد رساند. عمق فاجعه اما آن جاست که برخی فرهنگیان به علت استیصال و درماندگی مالی شاید به رفتارهایی در داد و ستد با دانشآموزان دست زنند که در صورت وقوع، به کلی با حیثیت معلمی و نیز با اهداف ملی تعلیم و تربیت در تضاد کامل است.
3- افت کیفی آموزش؛ فقدان و یا فرسودگی سر و میل معلمان در امر تدریس و نیز نبود زمان لازم و کافی برای مطالعهی پویا و و روزآمد نمودن دانش خود و ذهنیت مشوش و بیحوصلگی رفتاری آنها در کلاس، به طور طبیعی باعث افت شدید کیفیت آموزش و تحصیل و تربیت شهروند دانا، آزاد، آفریننده و متعهد به منافع میهنی شده و انبوهی از دانش آموزان کم سواد و مهارت و یا ناآگاه به وظایف فردی و گریخته از مسئولیتهای جمعی و ناآراسته به رفتارهای مدنی را روانهی عرصهی اجتماعی کرده است.
معلمی که غوطهور در هشت و چهار زیست جسمانی خود است چگونه میتواند از همهی استعدادها و سرمایههای ذهنی و عینی خود در امر خلق دانش و تولید فرهنگ و تربیت دانشآموزان بالنده، فرحناک، فرهیخته، دانشپژوه و انسان دوست گام بردارد؟ محصول مصیبتبار این رخداد نامیمون البته بر آگاهان و دردمندان واقعی وطن پوشیده نیست. حال در این شرایط اگر آن محرکات ضمیری و وجدان اخلاقی معلمان در حوزهی آموزش و تدریس، نیز از هم بپاشد، آن گاه از آموزش و پرورش مملکت نه تاک، نشان خواهد ماند و نه تاکنشان!
خلاصه اینکه استمرار بحران نیروی انسانی در آموزش و پرورش، نه فقط نتایج بسزیانباری برای مردم و کشور به ارمغان خواهدآورد، بلکه حتی در حاق خود برای حاکمیت و نظام موجود نیز خسارتزا بوده و ابعاد گودال میان فرهنگیان- حاکمیت را نیز بیش از پیش پردامنهتر خواهد کرد.
حاکمان ما که به رغم درآمدهای افسانهای مولود منابع زیرزمینی، خود با توزیع نابرابر امکانات عمومی باعث و بانی شکاف ژرف طبقاتی و سیهروزی لایههای تهیدست جامعه هستند باید به فرمان اخلاق و دین، گردن نهاده و با عملیاتیکردن آیین حکمرانی عقلانی و عادلانه و عاری از فساد مالی و ویژهخواریهای رنگارنگ، و با توزیع منصفانهی درآمدهای ملی به تبعیضهای موجود پایان داده و منزلت و جایگاه ارباب فرهنگ و دانش و دیگر شهروندان را پاس دارند وگرنه تاریخ حال و آینده از آنها به نیکی یاد نخواهد کرد.
آقایان ؛ به فرمان خرد کرنش کنید و با پایان دادن به تبعیض روانسوز میان دریافتهای مادی فرهنگیان با دیگر کارمندان دولت، از بروز خسارتهای مادی و معنوی بیشتر به مردم و میهن جلوگیری کنید؛ چه هروقت و هر جا جلو ضرر گرفته شود، نفع است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار / معاون دفتر برنامه و بودجه وزارت آموزش وپرورش گفت: به محض اعلام پرداخت پاداش پایان خدمت فرهنگیان از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور،این مبالغ به حساب فرهنگیان واریز می شود.
گروه اخبار /
تصویب احکام رتبه بندی توسط هیئت دولت تنها خبر کامل از رتبه بندی فرهنگیان در هفت ماه گذشته بوده است که هنوز هم شاخص های آن مشخص نشده و معلمان بلاتکلیف مانده اند.
افزایش حقوق معلمان در سالهای گذشته از مهمترین دغدغههای قشر فرهنگی کشور بوده است. تازهترین وعده در این باره حکایت از افزایش حقوقِ فرهنگیان از ۱۶۰ تا ۶۰۰ هزار تومان دارد. این موضوع به پرسشی در ذهن بسیاری از معلمان تبدیل شده که حقوق شان کی و چگونه افزایش مییابد. شاخصهای رتبهبندی برای افزایش حقوق معلمان چگونه است و شامل حال چه کسانی میشود. بسیاری از معلمان رقم ۶۰۰ هزار تومان افزایش را برای حقوق خود در نظر گرفتهاند؛ چرا که بسیاری از معلمان معتقدند که آنان هم کارشان به اندازهی پرستاران حساس و تاثیرگذار است و باید حقوق شان به مانند پرستاران افزایش داشته باشد.
اما واقعیت چیز دیگری است. تصویب احکام رتبه بندی توسط هیئت دولت تنها خبر کامل از رتبه بندی فرهنگیان در هفت ماه گذشته بوده است. طبق مصوبه هیئت دولت در تاریخ ۲۷ اسفند سال ۱۳۹۳ مشمولان طرح رتبهبندی معلمان شامل آموزگاران، دبیران، هنرآموزان، مربیان امور تربیتی، مشاوران، مراقبان سلامت، مدیران و معاونان مدارس و مجتمعهای آموزشی و تربیتی میشود. این درحالی است که ضوابط و شاخصهای این رتبهبندی تاکنون منتشر نشده است.
روز دوشنبه ۹ شهریور ۹۴، علی اصغر فانی در حاشیه آیین تجلیل از برگزیدگان الگوهای برتر تدریس درس تفکر و سبک زندگی که در وزارت آموزش و پرورش برگزار شد، ضمن اعلام این خبر که امروز طرح رتبه بندی معلمان و شاخصهای مربوط به آن در شورای توسعه مدیریت به تصویب رسید، درباره میزان افزایش حقوق معلمان با توجه به این طرح بیان کرد: احکام تا قبل از مهرماه صادر میشود اما اجازه دهید در این باره در زمان صدور احکام صحبت کنیم زیرا شرایط و افراد متفاوت هستند.
در فروردین ۹۴ وزیر آموزش و پرورش گفته بود؛ بر اساس احکام جدید مطابق رتبهبندی، حقوق دریافتی معلمان از ۱۶۰ تا۶۰۰ هزار تومان افزایش خواهد یافت و ۱۴ درصد افزایش حقوق کارکنان در سال ۱۳۹۴ نیز به آن اضافه میشود. شاخصهای رتبهبندی معلمان را تا شهریور مشخص میکنیم و به تصویب دولت میرسانیم و این لایحه در مهرماه سال ۱۳۹۴ عملیاتی میشود.
پس از آن نیز فانی در ۲۰ فروردین ۹۴ در جمع فرهنگیان نطنز اعلام کرد: این مصوبه که در آن حقوق فرهنگیان از ۱۷۵ هزار تا ۷۰۰ هزار تومان اضافه خواهد شد باید برای آن شاخصهایی را تعیین کنیم و به استناد این شاخصها معلمان به ۵ رتبه مقدماتی، پایه، ارشد، خبره و عالی تقسیم میشوند.
همچنین مشاور معاون توسعه و مدیریت پشتیبانی وزیر آموزش و پرورش در سیودومین اجلاس روسا و مدیران آموزش وپرورش گفته بود ۶۵ درصد فرهنگیان جزو رتبه عالی و خبره قرار میگیرند و افزایش حقوق بین ۳۳۰ تا ۵۴۰ هزار تومان خواهند داشت. افرادی که جزو رتبه ارشد قرار میگیرند، حدود ۱۵۰ هزار نفر هستند که مبلغ ۱۸۰ تا ۲۴۰ هزار تومان افزایش حقوق خواهند داشت و افرادی که در رتبه پایه قرار میگیرند، از ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان دریافت میکنند.
محمد فاضل مشاور وزیر آموزش و پرورش در بارهی شاخصهای رتبه بندی اظهار کرد: احکام رتبه بندی معلمان در جلسه شورای توسعه مدیران به تصویب رسیده است و پیش از مهرماه اجرا میشود.
وی بیان کرد: به مرور جزییات رتبه بندی معلمان به مناطق و مدارس ابلاغ میشود تا احکام معلمان زده شود. افراد باید کف امتیاز را برای رتبه بندی دریافت کنند که فرهنگیانِ با کمتر از ۵ سال سابقهی کاری امتیاز را دریافت نمیکنند. کسی که جدید استخدام میشود از بدو ورود که نباید از تمام امتیازات استفاده کند.
اما در خبری جدید مدیر کل دفتر وزارتی آموزش و پرورش بیان کرد افرادی که کمتر از ۶ سال سابقه در آموزش و پرورش داشته باشند شامل طرح نمیشوند و باید حداقل امتیاز را کسب کنند.
اکنون که در نیمه دوم شهریور هستیم و خبر از تصویب شاخصهای رتبه بندی به گوش میرسد، همچنان جزئیات شاخصها اعلام نشده است و وزیر آموزش و پرورش نیز از افزایش حقوق نیز سخنی به میان نمیآورد. این تعلل و تناقض گوییها شاید به این دلیل است که هنوز تکلیف شاخصها در وزارت آموزش وپرورش مشخص نیست و کمتر معلمی شامل رتبه عالی و افزایش حقوق ۶۰۰ هزار تومانی میشود.
این در حالی است که معلمان اواخر سال گذشته و در ماههای اخیر نسبت به وضعیت معیشتی و جایگاه خود با تجمع در مقابل مجلس شورای اسلامی اعتراضاتی را انجام دادند و هر بار وزارت آموزش و پرورش وعده اجرای رتبه بندی معلمان را داده است که شرایط بهتر میشود.
ناگفته نماند سازمان مديريت و برنامهريزي كشور نیز در این تعلل و بلاتکلیف گذاشتن معلمان سهم اندکی ندارد چرا که بسیاری از مصوبات همچون استخدامی و رتبه بندی معلمان توسط این سازمان باید تایید شود.
پایان پیام /
مهر