تهران
انسان از آغاز خلقت تا کنون به واسطه ی داشتن قوه ی تفکر و اندیشیدن پیرامون مسایل اطراف خود همیشه در پی تغییر شرایط به سمت زندگی بهتر بوده است . اندیشیدن موجب حرکت برای تغییر می شود که این حرکت به دو شکل فردی یا جمعی می تواند باشد .
طبق اصل معروف ( اندیشه / حرکت / تشکیلات ) افراد پس از اندیشیدن و حرکت برای رسیدن به هدف خود که همانا رسیدن به زندگی و شرایط بهتر است به فعالیت های جمعی و تشکیلاتی رو می آورند .
در اینجا لازم است جنبه هایی از کار تشکیلاتی را بررسی و بدیهیاتی از آن را دانسته و بدان ها مقید باشیم. پر واضح است که رفتارهای گروهی در یک جامعه متأثر از فرهنگ غالب آن جامعه است . طبیعتا کارهای گروهی ما ایرانیان نیز متأثر از روحیه و فرهنگ جامعه ی عمومی است.
لازم به ذکر است برخی از آفت هایی که ما ایرانیان در انجام فعالیت های جمعی از آنها رنج می بریم عبارتند از :
قهرمان سازی ، شخصیت پرستی ، عدم آشنایی و آموزش افراد با قوانین کار تشکیلاتی ، پیروی از تصمیمات شخصی و سلیقه ای و رفتار بر اساس آنها ، نداشتن برنامه ی مشخص در مقاطع زمانی و شرایط مختلف ، مصالحه و ارجح قرار دادن روابط و منافع شخصی بر جمعی است.
ما باید به خاطر داشته باشیم برای کار در تشکیلات مدرن باید از مکانیزم و راهکارهای مدرن بهره برد و با رفتارهای کد خدا منشی و سنتی نمی توان ره به جایی برد ؛ اگر هم به موفقیت هایی برسیم مقطعی و حداقلی خواهد و با هزینه و انرژی صرف شده متناسب نخواهد بود !
در فعالیت های تشکیلاتی باید اصولی چون قانون محوربودن ، داشتن هدف مشخص ، داشتن برنامه ی مشخص برای رسیدن به هدف ، مخالفت با رویه های اشتباه و کوشش برای اصلاح آنها ، عدم اتکای بیش از حد تشکل به یک یا چند فرد ، شفاف بودن نحوه ی همکاری و عضویت افراد در تشکل ها و چگونگی فعالیت آنها و ... باید مورد توجه قرار گرفته و اعضای تشکل به آنها پای بند باشند .
در کار تشکیلاتی نباید جایگاه افراد یا فرد بقدری بزرگ شود که وجود و عدم وجود آنها به وجود و عدم وجود تشکل تعبیر شود و با نبود آنها حرکت کلی تشکیلات کند یا متوقف شود.جواد بابازاده رها, [۱۴.۰۹.۱۵ ۲۰:۳۷]
در کار تشکیلاتی همه ی افراد از عضو ساده تا دبیر کل یا لیدر گروه حول اهداف مشخص و مشترکی گرد آمده اند و وظایف مشخص و رفتارهای هم سویی دارند که برای تغییر و اصلاح امور و رسیدن به اهداف و منافع تعیین شده بر اساس اصول تعیین شده حرکت می کنند نه برای رسیدن به منفعت شخصی هر کس آنچه را مصلحت می داند !
بدیهی ترین و مهم ترین اصل این است که فعالیت تشکل ها در چهار چوب قانون باشد و مرام نامه و اساس نامه آنها بسیار شفاف باشد .
تجربه اثبات کرده است فعایت هایی که شفاف و قانون مند و براساس اصول تعیین شده انجام می گیرد بیشترین سود و کمترین هزینه را برای کل تشکل و تک تک اعضا دارد و بهترین در عین حال مطمئن ترین راه رسیدن به اهداف جمع است . افرادی که در نظر دارند کار تشکیلاتی انجام بدهند باید هنگام شروع کار و عضویت در تشکل با دقت و منطق و به دور از احساسات اهداف و اساس نامه و مرام نامه و برنامه های تشکل را مطالعه کنند و سپس عضو شوند و در صورت عضویت خود را مقید به رعایت آنها و حرکت در چهارچوب تشکیلات بدانند .
از طرفی به نظر نگارنده این اصول تعیین شده توسط تشکل علی رغم داشتن چهارچوب مشخص و محکم باید از انعطاف های لازم جهت بروز و ظهور خلاقیت ها و پیشرفت های فردی اعضا و نیز مواجهه با شرایط مختلف را داشته باشد تا تشکل بتواند به صورت پویا حرکت کند و به اهداف مورد نظر خود برسد .
یکی از آسیب های جدی کار تشکیلاتی که پیش تر بدان اشاره شد عدم آشنایی و آموزش افراد عضو تشکل هاست که نیازمند توجه بسیار از طرف تشکل ها می باشد می توان با فعال کردن و بها دادن به بخش آموزش در تشکیلات سطح کیفی رفتار اعضا را بالا برد .
امید است افرادی که برای رسیدن به شرایط مطلوب علاقه مند به کار تشکیلاتی هستند با علم و توجه به این موارد و رعایت کردن آنها در نیل به اهداف خود موفق باشند.
پس از وقفه ای چند ساله و هفت ماه بوق و کرنا در رسانه ها، بالاخره به اجرای نصفه و نیمه ی طرحی بدلی و دهن پر کن موسوم به « رتبه بندی معلمان » نزدیک می شویم. طرحی که مدت هاست معلمان عزیز کشورمان انتظارش را کشیده اند. البته سال های مدیدی است که معلمان با وعده هایی چون همترازی معلمان، طبقه بندی معلمان، نظام هماهنگ حقوق و نهایتا رتبه بندی معلمان چشم به راه ارتقاء شان و معیشت و منزلت اسف بارشان هستند.
صندوق ذخيره فرهنگيان با توجه به اين كه خيل عظيم اعضاء را در اختيار دارد و به تبع آن سرمايه عظيمي كه هر ماه به آن تزريق مي شود ولي متاسفانه در طول اين سال ها به علل مختلف از جمله ضعف مديريتي و عدم دخالت مسقيم اعضا ء در تصميم گيري ها عملكرد ضعيفي داشته است كه نه فقط دردي از جامعه فرهنگيان برطرف ننموده است بلكه محل تاخت و تاز عده اي شده است كه فقط به منافع خود فكر مي كنند .
فرهنگيان عزيز زماني متوجه مي شوند كه در طول اين سال ها چه اشتباهي بزرگي را مرتكب شده اند كه در اين صندوق عضو شده و يا ناخواسته آنان را عضو نموده اند كه بازنشسته شوند .
اولا سودي كه به آنان داده مي شود در مقايسه با صندوقي كه در ساير نهادها و موسسات و وزارتخانه ها است بسيار پايين بوده و در زمان بازنشستگي وقتي نامه تسويه را امضاء مي كنند ماه ها طول مي كشد تا همين مبالغ ناچيز را به آنان پس دهند و در اين مدت سودي به آنان تعلق نمي گيرد .
دوما در طول خدمت قبل از بازنشستگي مشكلي از مشكل آنان حل نمي كند جز دادن خورو ليزينگي با سود بالا در حالي كه اگر همين سرمايه اندك به صورت مستمرو ماهانه در بانك و يا شركت هاي بيمه اي سرمايه گذاري گردد علاوه براين كه اختيار سرمايه دست خودتان است و هر وقت نياز به آن داشته باشيد مي توانيد از آن استفاده كنيد سودي كه به شما داده مي شود خيلي بيشتر از سودي است كه بايد بعد از ماه ها انتظار و منت كشي به آن برسيد و هم از مزايايي بسياري كه در طول استمرار قرارداد توسط شركت هاي بيمه داده مي شود مي توانيد استفاده كنيد .
از همه اين ها كه بگذريم نظر به اين كه اين صندوق شركت هاي سرمايه گذاري متعددي را به عنوان زير مجموعه خود دارد از قبيل گروه ساختماني كه كارش ساختمان سازي است زماني كه سود را محاسبه مي كنند ساختمان هاي ساخته شده و فروش نرفته و يا در حال ساخت در آن سال جزء سود محاسبه نمي شود و در نتيجه اموالي كه نقد شده و قابل محاسبه است بعداز كسر مخارج و هزينه هاي گزاف و درصدها و پاداش هاي حضرات به عنوان سود در صورت تصويب هيئت مديره بين اعضاء تقسيم مي شود آن هم بعد از گذشت يك سال !
حال اصل سخن اينجاست فردي كه از بدو تاسيس عضو بوده و فرضا در سال 93 بازنشسته شده است بعد از تسويه فقط اصل مبالغ واريزي و سهم دولت و سود هاي سالانه به وي داده مي شود ، در حالي كه خيلي از اموال منقول و غير منقول در اين صندوق وجود دارد كه سالانه جزء در آمد محاسبه نشده و بخش اعظم سرمايه گذاري است كه در سود محاسبه نمي شود و (در واقع حق مالكانه اعضاء است).
لذا اگر در هر سال كليه اموال و داراي هاي منقول و غير منقول صندوق ذخيره به صورت ريالي محاسبه شود سودي كه به هر فرد تعلق مي گيرد خيلي بيشتر از اين هاست كه تا كنون به هيچ كدام از بازنشسته هاي عزيزفرهنگي در هيچ سالي داده نشده است .
شاغلين محترم نسبت به اين مهم هوشيار باشند و عزيزان بازنشسته هم نسبت به حقوق تضعيع شده خود همه با هم با انتخاب نماينده و يا نمايندگاني اقدام نماييم اول با زبان گفت و گو و صحبت با هيئت مديره محترم صندوق نسبت به اعاده حق و حقوق بازنشسته ها و در صورت عدم جواب از مجاري قانوني و حقوقي نسبت به اين مهم مباردت نماييم.
والسلام

یکی از بزرگترین مشخصههای عصر حاضر، اهتمام و توجه جدی مدیران سازمان ها به ارتقای بهرهوری و کارایی اعضای سازمان است. با گذشت زمان اهمیت نیروی انسانی پویا و سرزنده بیش از پیش به اثبات رسیده است. تا آنجا که برخی معتقدند که سرمایه، همان نیروی انسانیاست.
در کشورهای توسعهیافته نظر به نیروی انسانی و سلامت و رفاه و پیشرفت آن، جزو مسائل اصلی و خط مشی سازمانهاست. در آموزش و پرورش، بسته به اهمیت فوقالعاده و نقشی که این سازمان در پیدایش و تربیت نیروی کارآمد برای آینده دارد، توجه به این مسئله ضروریتر بهنظر میرسد. در صدر نیروهای فعال در هر سیستم آموزشی، معلمان قرار دارند که مستقیما در خط مقدم عرصه تعلیم و تربیت نقش ایفا میکنند. آنچه در اکثر کشورهای جهان بهطور ملموس مشاهده میشود توجه ویژه به بالاتر بردن پیوسته کارایی معلمان است.
در واقع تمامی سیاستگذاریها و راهبردها به سمت و سویی گرایش دارد که معلمان کمترین دغدغه را دارا بوده و تمام هم و غم خود را معطوف به وظیفه و نقش حیاتی خود کنند.
اما آنچه در ایران میگذرد چیز دیگریاست...
در کنار تمامی مسائل و مشکلات عدیده بر سر راه حیات حرفهای معلمان، پدیدهای وجود دارد به نام « سکوت سازمانی » که بهنظر میرسد روی فرسودگی شغلی معلمان تاثیر قابلتوجهی دارد.
معلمان که یکی از اصلیترین نیروی انسانی تاثیرگذار در فرآیند توسعه و پیشرفت هستند به علت فعالیتهای شدید و مشکلاتی که در مدرسه با مدیر، والدین و همکاران پیدا میکنند و نیز به خاطر زحمتهای فراوانی که در مدرسه برای کنترل رفتارهای نابه هنجار دانشآموزان صرف میکنند دائما در اضطراب و تنش به سر میبرند.
افزون بر این، مشکلات محیط اجتماع و تامین مایحتاج زندگی نیز اضطراب و تنش را دوچندان میکند. در کنار همه اینها وقتی با بسیاری از معلمان همکلام میشویم میبینیم که از نبود شرایطی که بتوانند به راحتی ابراز عقیده و نظرات خود را بیان کنند شاکی و گلهمندند و طبیعتا همین امر هم روی آنها تاثیر نامطلوب میگذارد.
با توجه به آنچه گفته شد بررسی پدیده سکوت سازمانی در معلمان ضروری میرسد. یکی از موانع مهم بر سر راه موفقیت برنامهها وجود پدیدهای است که پژوهشگران آن را سکوت سازمانی نام نهادهاند که عبارت است از عدم بیان ایدهها، نظرات و اطلاعات راجع به مشکلات سازمانی.
داشتن نیروی انسانی باکیفیت و نقش آن در دست یابی به اهداف سازمان در عصر رقابتی حاضر، ضرورتی انکار ناشدنیاست.
سازمانها باید بدانند اگر بر دهانهای سازمانی مهر سکوت زده شود، اذهان سازمانی - که مولد دانش سازمانیاند- فسیل خواهند شد و علاوه بر آن، کاهش بهرهوری، عملکرد، رضایت شغلی و تعهد در سرمایه انسانی روی خواهد داد.
بسیاری از کارکنان بر این باورند که سازمانهایشان از کانالهای ارتباطی باز و تسهیم اطلاعات حمایت نمیکنند. در بسیاری از سازمانهای معاصر، کارکنان از ارائه نظرات و نگرانیهایشان در مورد مشکلات سازمانی امتناع میورزند که این پدیده جمعی سازمانی را سکوت سازمانی مینامیم. اگر زبانها به حرکت در نیایند، دانشی برای سازمان تولید نمیشود.
زبان، ابزار تعامل انسانها در سازمانهاست. وقتی سکوت، سازمان را فرا میگیرد، رکود و فتور در شبکههای فیزیکی و اجتماعی آن رسوب میکند و مزیت رقابتی سازمانی بیمعنا میشود.
روزنامه قانون
گروه اخبار / گویا روال و یا قانون نانوشته ای در شرکت های بیمه وجود دارد که از یک سو وانمود می کنند قرارداد با دستگاه هایی مانند وزارت آموزش و پرورش برای آن ها سودی ندارد اما با وجود این ادعا باز هم حاضر به ترک و یا خاتمه قرارداد نیستند ! ( این جا )
بخوانید
آموزش و پرورش در دولت يازدهم وارث مشكلات و مسائل متعددي است تا حدي كه به گفته كارشناسان و مسوولان و مديران ٧٣٠ مساله براي آن برشمردهاند و يكي از چالشبرانگيزترين وزارتخانهها بوده است. اين چالش از همان ابتدا و در تقابل دولت با مجلس خود را در عدم راي اعتماد مجلس نهم به محمدعلي نجفي گزينه نخست پيشنهادي براي تصدي وزارت آموزش و پرورش نشان داد.
اين راي عدم اعتماد نخست مديريت اين مجموعه را در حالت تعليق چند ماهه قرارداد تا با سرپرست اداره شود و دوم اينكه پيدا كردن يك جايگزين كه هم توقع بالا رفته معلمان پس از معرفي نجفي را تامين كند و هم از سد مجلس اصولگراي زخم خورده از انتخابات خرداد ٩٢ عبور كند كار بسيار سختي براي دولت يازدهم بوده كار سختي كه در نهايت هم موفقآميز نبود چراكه هرچند با معرفي علياصغر فاني از سد مجلس عبور كرد اما نتوانست حتي بخشي از توقع ايجاد شده معلمان را برآورده سازد.
در هر صورت علياصغر فاني با راي بالايي از مجلس بر كرسي وزارت تكيه زد، او كه از نيروهاي با تجربه و به قول معروف استخوان خرد كرده آموزش و پرورش است به خوبي ميدانست كه راه دشوار و كار سختي را پيشرو دارد و سختترين كار او جلب اعتماد و نظر مساعد افكار عمومي جامعه معلمان است. علياصغر فاني براي تامين اين منظور راه تعامل با تشكلهاي معلمي را در پيش گرفت راهي كه به نظر ميرسد به او در اين راستا قدري كمك كرد اما اگرچه توانست بخشي از نخبگان را همراه و همسو با خود گرداند اما بدنه ناراضي و معترض را نتوانست كمي راضيتر كند.
او بايد به مطالبات دانشآموزان و اوليا نيز نيمنگاهي ميداشت لذا كيفيت بخشي را به عنوان يكي از سياستها و اولويتهاي خود اعلام كرد و براي اين منظور سامان دهي نيروي انساني را هم در دستور كار خود قرار داد. حالا در سومين سال دولت تدبير و اميد و در آستانه آغاز سال تحصيلي جديد ميخواهيم نگاهي بيندازيم به سياستها و اولويتهاي ايشان و ببينيم چقدر اين اولويتها اجرايي شده است.
علياصغر فاني، وزير آموزش و پرورش، در هفته دولت، در گفتوگو با پايگاه اطلاعرساني دولت به دفاع از عملكرد دوساله خود پرداخته است. او همچون گذشته در اين گفتوگو، كيفيتبخشي را مهمترين راهبرد خود در آموزش و پرورش ميداند كه ذيل آن، پنج سياست كلي را برنامهريزي كرده است. در اين مقاله بر آنيم كه ببينيم مراد فاني از كيفيتبخشي چيست و چه معنايي را از آن قصد ميكند.
كيفيتبخشي مهمترين برنامه علياصغر فاني
آن چنان كه فاني در اين گفتوگو بيان ميدارد، مهمترين راهبرد او در سياستهاي آموزش و پرورش، سياست كيفيتبخشي است. فاني اين سياست را برگرفته از سند تحول آموزش و پرورش ميداند. اولين سوالي كه به ذهن ميرسد اين است كه مراد دقيق فاني از كيفيتبخشي چيست؟ وقتي گفته ميشود كيفيتبخشي، دقيقا بايد چه اتفاقي در آموزش و پرورش بيفتد كه قايل شويم، آموزش و پرورش از نظر كيفي پيشرفت داشته است؟ معناي كيفيتبخشي چندان در سخنان فاني معلوم نيست و اين مهمترين مشكل ذهني است كه در سياستهاي فاني وجود دارد. وقتي تعريف مشخصي از كيفيتبخشي در سخنان وي نيست، با چه ملاك و ميزاني بايد به داوري برنامههاي وي بپردازيم تا بدانيم كه آيا اين برنامهها، مصداق كيفيتبخشي محسوب ميشوند يا خير؟ عدم وضوح معناي كيفيتبخشي، در برنامههاي پيشنهادي وي به مجلس، براي گرفتن راي اعتماد نيز وجود دارد. فاني در آنجا تنها اين سخن كلي را درباب كيفيتبخشي بيان داشته است: «ارتقاي كيفيت آموزش و پرورش در همه مولفهها و اركان نظام آموزش و پرورش».
كيفيتبخشي و تعبيرها و تفسيرهاي متفاوت
ممكن است كه خواننده محترم با خود بگويد چرا مته به خشخاش ميگذاريد و در معنا و مفهوم كيفيتبخشي گير ميكنيد؟ در پاسخ بايد گفت وقتي معنا و درك درستي از كيفيتبخشي وجود ندارد، ميتوانيم هر كار و سياستي را انجام دهيم و ذيل كيفيتبخشي تعريف كنيم؛ مثلا ممكن است من شلوغي كلاسها را يكي از نشانههاي عدم كيفيت در آموزش و پرورش تلقي كنم؛ لذا وقتي ميبينم با سياستهاي جاري آموزش و پرورش، هر روز بر شلوغي كلاسها افزوده ميشود، لاجرم، زبان به اعتراض ميگشايم و آن را خلاف كيفيتبخشي اعلام ميكنم. اما در مقابل، مسوولي از آموزش و پرورش، اين شلوغي را برخلاف من، در راستاي كيفيتبخشي تلقي ميكند. در واقع، با عدم وجود مراد دقيق از معناي كيفيتبخشي، هركس، بسته به برداشت خود، ممكن است دو عمل دقيقا متضاد را، كيفيتبخشي محسوب كند. بنابراين، ممكن است يك منتقد، بعد از ديدن عملكرد دوساله دكتر فاني، معتقد شود كه وي براساس راهبرد اصلي خود، يعني كيفيتبخشي پيش نرفته است، اما فاني مدعي شود كه هر چه در اين دوسال انجام داده است، دقيقا در راستاي كيفيتبخشي بوده است.
مراد از كيفيتبخشي چيست؟
اگر چه فاني معناي دقيقي از كيفيتبخشي ارايه نميدهد اما ميتوان با توجه به مجموعه سخنان وي، تا اندازهاي مراد او را از اين واژه دريافت. در دوران سرپرستي فاني و پيش از وزارت است كه وي در باشگاه فرهنگيان، در جمع معاونان متوسطه كشور ميگويد: «آموزش و پرورش داراي شش ركن معلم، مدير، محتوا، مقررات، فضا و تجهيزات و بودجه است كه در اين ميان، معلم، نقش اصلي را ايفا ميكند و اگر نباشد، آموزش وپرورش تعطيل خواهد شد و هيچ چيز، حتي كتاب درسي نيز نميتواند خلأ معلم را پركند.» بر اساس اين سخنان، ميتوان گفت كه حداقل در اين شش ركن، آموزش و پرورش بايد داراي كيفيت بالاتري شود. وقتي فاني، بهسازي منابع انساني آموزش و پرورش (Human resourse development) در دو بعد كمي و كيفي به عنوان مهمترين برنامه كاري خود نام ميبرد، توقع داريم كه نيروي انساني در اين دوسال، هم در بعد كمي و هم كيفي پيشرفت كرده باشد.
كارنامه فاني و كيفيتبخشي عملكرد معلمان
اما آيا نيروي انساني در اين دوسال، از نظر كيفي پيشرفت محسوسي داشته است؟ آيا معلمان ما از نظر دانش و بينش و عملكرد، نسبت به دو سال گذشته، تفاوت محسوسي داشتهاند كه ما بتوانيم داوري كنيم كه آيا از نظر كيفي، معلمان رشد يافتهاند؟
كاش جناب فاني نشان ميدادند چه كارهايي در اين زمينه انجام دادهاند. آماري از اقدامات انجام شده در اين خصوص، تاكنون منتشر نشده است؛ تنها ميدانيم كه بنا به گفته معاون پژوهش و برنامهريزي اداره كل آموزش و پرورش سيستانوبلوچستان، تمام دورههاي مجازي ضمن خدمت، از فروردين سال ٩٣ لغو شده است. اگر برگزاري دورههاي مجازي ضمن خدمت را يكي از راهكارهاي ارتقاي علمي كاركنان يك سازمان بدانيم، ميبينيم كه جناب فاني بعد از مدتي كوتاه كه بر مسند وزارت نشسته است، اين دورهها را لغو كرده است.
اگرچه درباره كيفيت برگزار شدن اين دورهها حرف و حديثهاي فراواني مطرح بوده است، اما سوال اين است كه به فرض درست دانستن اين انتقادات، چه راهكارهايي براي رفع آن معايب انديشيده شده است؟ آيا تنها راهكار عملي، تعطيلي اين دورهها بوده است؟ فاني و تيمش در اين دوسال، كدام راهكار عملي را براي بالابردن دانش و بينش و عملكرد معلمان برداشتهاند؟ آيا تعطيلي اين دورهها، در راستاي صرفهجويي در بودجه آموزش و پرورش بوده است؟
البته ممكن است كه مسوولان آموزش و پرورش بگويند، با آمدن كتابهاي تازه تاليف در سال گذشته و امسال، براي معلمان آن كتابها، كلاسهاي ضمن خدمت حضوري برگزار كردهاند. اين، البته سخن درستي است، اما برگزاري اين كلاسها، چه ربطي به برنامه كيفيتبخشي جناب فاني دارد؟ نه آيا از گذشته، با ورود كتابهاي تازه تاليف، كلاسهاي ضمن خدمت نيز براي معلمان آن كتابها برگزار ميشده است؟
درباب بعد كيفي معلمان و رشد دانش و بينش و عملكردشان، البته ميتوان اطلاعات ديگري هم يافت. به گفته جناب فاني، در سال گذشته حدود ٢٦٠٠٠ هزار معلم و امسال حدود ٣٨٠٠٠ هزار معلم باز نشسته شدهاند و اين در حالي است كه يك نفر هم به مجموعه كاركنان افزوده نشده است. فاني در اين باره ميگويد: «اين كار در حالي صورت ميگيرد كه تعداد دانشآموزان ما اضافه شده است. همين تعداد دانشآموزي كه اضافه شده است، ١٥ هزار نفر نيروي انساني جديد ميخواهد؛ ولي ما با استفاده بهينه از منابع و با افزايش بهرهوري منابع انساني تلاش كرديم و الحمدالله اين تلاش جواب داد.»
در واقع مطابق گفته فاني، با اضافه شدن دانشآموزان در سال گذشته، كه نيازمند ١٥٠٠٠ نيروي جديد بوده است، نه تنها نيرويي اضافه نشده كه در حدود ٦٤٠٠٠ نفر هم بازنشسته شدهاند.
در واقع بنابراين سخن، ما براي سال جديد، حدود ٨٠ هزار نيرو در اختيار نخواهيم داشت. خوب آيا واقعا ما ٨٠ هزار نيروي اضافي در آموزش و پرورش داشتهايم كه خروج آنها هيچ صدمهاي به كيفيت آموزش و پرورش نميزند؟
خوب است كه جواب اين سخن را از زبان برخي مسوولان آموزش و پرورش بشنويم. محمد فاضل، مديركل دفتر وزارتي و مشاور وزير، كه گويا به طور غيررسمي، سخنگويي وزارت آموزش و پرورش را نيز بر عهده دارد، ميگويد: «بارها اعلام شده كه از زمان آقاي دكتر فاني حتي يك نفر هم استخدام نشده است درحالي كه سال گذشته بيش از ٢٥ هزار نفر نيروي بازنشسته داشتيم و حدود ١٥ هزار نيروي جديد هم براي دانشآموزان جديدالورود نياز داشتيم؛ يعني نياز به ٤٠ هزار نيرو براي سال تحصيلي جديد داشتيم كه در قالب طرح سامان دهي تامين نيرو شد.»
مطابق با اين سخن، در سال تحصيلي گذشته ما نياز به ٤٠ هزار نيرو داشتهايم، اما اين نياز، با ترفندهايي برطرف شده است. چنان كه ميبينيم، اين تعداد در آموزش و پرورش، مازاد و اضافي نبودهاند، بلكه تيم فاني به طرقي، كه بعدا به آنها خواهيم پرداخت، به رفع نياز به ٤٠ هزار معلم پرداخته است. امسال نيز ٣٨٠٠٠ نفر بازنشسته ميشوند و احتمالا تعداد دانشآموزان نيز افزايش پيدا ميكند.
در واقع در سال تحصيلي جديد، آموزش و پرورش نياز به بيش از ٨٠ هزار نيرو را با ترفندهايي برطرف خواهد كرد. خوب است ببينيم كه اين رفع نياز چگونه صورت گرفته است؟
چنان كه فاني در گفتوگو با پايگاه اطلاعرساني دولت اعلام كرده، سال تحصيلي گذشته ١٨٠ هزار صندلي خالي از مدارس غيردولتي خريداري شده است. البته آمار در اين باب هم مختلف است. گاهي سخن از ١٤٠ هزار، گاهي از ١٦٠هزار و گاهي از خريد ٢٠٠ هزار صندلي سخن به ميان رفته است. بنابراين يكي از راهكارهاي عدم استفاده از ٤٠ هزار نيروي جديد، همين خريد صندليهاي خالي مدارس غيردولتي بوده است. در واقع آموزش و پرورش، تعهدي بر تامين نيروي انساني اين ٢٠٠ هزار دانشآموز نداشته است و موسسان اين مدارس، در انتخاب معلمان خود مختار بودهاند.
مطابق اخبار دريافتي از اين مدارس، اين موسسان، عليالاغلب از نيروي انساني تازه كار و غيرمتخصص، با حداقل حقوق و بيمه و به صورت نه ماهه استفاده كردهاند. در واقع نيروهايي جذب اين مدارس شدهاند كه براي به كارگرفته شدن و رفع مشكل بيكاريشان، حاضر شدهاند همه شرايط مالي اين مدارس را بپذيرند.
خوب سوال اين است كه واقعا اينگونه استخدام نيرو را ميتوان كيفيتبخشي دانست؟ جالب اينكه در بسياري از اين مدارس، نيروهاي انساني به كارگرفته شده، از اقوام موسس هستند كه از بد حادثه و به يمن نسبت خانوادگي، به شغل معلمي روي آوردهاند. واقعا اينگونه انتخاب نيرو، بر اساس كدام معيار كيفيتبخشي صورت گرفته و صورت ميگيرد؟ كجاي اين كار نسبتي با تدبير دارد؟ آيا اين كيفيتبخشي است؟
مگر فاني وعده نداده بود كه معلمان از نظر كيفي هم پيشرفت خواهند كرد؟ شايد جناب فاني و تيمش بگويد دولت تعهدي به دانشآموزان غير دولتي ندارد و مرادمان از كيفيتبخشي، بالابردن سطح معلمان مدارس دولتي بوده است؟ آيا چنين سخني اخلاقي است و حجت شرعي دارد؟
فاني معتقد است كه « معلم ستون فقرات آموزش و پرورش است.» آيا اين اقدام وي، نوعي ضربه زدن به اين ستون فقرات محسوب نميشود؟ اما اين همه ماجرا نيست؛ يعني به غير از راهكار خريد صندليهاي خالي مدارس غيردولتي و تامين نيروي انساني مورد نياز توسط اين مدارس، بايد راهكار ديگري هم براي عدم نياز به ٤٠ هزار نيروي انساني انديشيده ميشد و آن چيزي نبود جز افزايش تراكم كلاسها. شلوغي كلاسها در سال گذشته بيش از پيش به چشم ميآمد. قطعا با بازنشستگي بيش از ٣٨٠٠٠ هزار نيرو در سال جديد تحصيلي، باز هم بايد شاهد افزايش تراكم كلاسهاي درس باشيم. با آنچه نشان داديم، ميتوان ادعا كرد كه نهتنها هيچ راهكاري براي افزايش كيفيت نيروي انساني ارايه نشده كه متاسفانه، از كيفيت نيروي انساني در اين دو سال كاسته شده است. با اين حال فاني همچنان مدعي است كه سياست اصلياش كيفيتبخشي است. اين سخن، اشكال مبنايي ما را در ابتداي مقاله روشن ميسازد كه معنا و مراد فاني از كيفيتبخشي معلوم نيست.
تراكم بيش از حد كلاسها
به بعد كمي بپردازيم. مراد فاني از كيفيتبخشي در بعد كمي معلمان چيست؟ آنچه در بادي نظر و قبل از دقت در سخنان فاني به ذهن ميآيد، اين است كه بنابر سياست كيفيتبخشي فاني، در بعد كمي نيروي انساني، در يك مدت زماني مشخص، تعداد دانشآموزان كلاسها كمتر ميشود، تعداد مشاوران مدارس افزايش مييايد و دانشآموزان را، هم در مسائل تحصيلي و هم مسائلي رواني- شخصيتي، بهتر راهنمايي ميكنند و كمبود برخي معلمان در بعضي از دروس و پايهها كاهش مييابد. اما آنچه در عمل و بعد از اين دو سال ديده ميشود، چيست؟
آنچه در عمل ديده ميشود كلاسهاي شلوغي است كه نسبت به دو سال پيش، شلوغتر هم شدهاند. وجود كلاسهايي بالاي ٤٠ نفر در همه پايهها، شاهدي بر اين مدعاست. دكتر فاني و تيمش چه اقدامي در پايين آوردن تراكم كلاسها داشتهاند؟ نه آيا كاهش تراكم دانشآموز در كلاس، سبب كيفيت سطح كلاسها ميشود؟ نه آيا كاهش دانشآموزان، خشونتهاي لفظي و بدني را كه هر روز در مدارس، به علل و عوامل مختلف اجتماعي و فرهنگي در جامعه، گسترش يافته است، كمتر ميكند؟ نه آيا بهكرات، اخبار درگيري معلم و دانشآموز، معلم و ولي دانشآموز و خود دانشآموزان را با يكديگر ميشنويم؟
كاش دكتر فاني در دفاع از عملكرد كارنامه دوسالهاش، گزارشي از اقداماتش را در اين خصوص بيان ميفرمود تا متوجه شويم كه چه اقدام عملياي در جنبه كمي نيروي انساني انجام داده است. آيا اصلا مساله خشونت در مدارس، كه به صورت كودكآزاري و معلمآزاري نمود و بروز دارد و مساله تراكم و شلوغي كلاسها، جزو آن ٧٥٠ چالشي كه ايشان و تيمشان احصا كردهاند، بوده است؟
كمبود مشاور در مدارس
بنا بر آمار موجود، در سال گذشته تنها ١٨٥٠٠ نفر نيروي مشاور، آن هم فقط در مدارس متوسطه نوبت دوم وجود داشته است كه از اين تعداد، بسياري تخصصي در اين كار ندارند. آنهايي هم كه در اين رشته تحصيل كردهاند، به علت تراكم زياد دانشآموز، در عمل، تنها ميتوانند به تشكيل پرونده اقدام كنند و چندان نقشي در هدايت دانشآموز، به خصوص دانشآموزاني كه در معرض آسيبهاي اجتماعياند، ندارند. بگذريم از اينكه در بسياري از مدارس، اصولا مدير و معاون درك درستي نسبت به نقش مشاور ندارند و در نهايت، از او به عنوان يك نيروي اجرايي، در كمك به معاونان مدرسه استفاده ميكنند. جالب اينكه تا آنجا كه مشاهدات اينجانب نشان داده است، برخي از اين مشاوران خود مشوق و مجري خشونت و تنبيه بدني در مدارسند و هيچ ابايي و خجلتي از انجام آن ندارند.
بررسي حادثه تلخ و غمبار و بهتآور معلم بروجردي در سال گذشته به دست شاگردش، ميتواند در اين موضوع به ما كمك كند. مطابق گزارش برخي از نزديكان مرحوم خشخاشي، مدرسهاي كه دانشآموز خاطي در آن مرتكب قتل شده، در حدود ٥٠٠ دانشآموز داشته است و هر كلاس به طور متوسط، بين ٣٥ تا٤٠ دانشآموز را در خود جاي داده بوده است. در اين مدرسه ٥٠٠ دانشآموزي، يك مشاور وجود داشته، كه تنها چهار روز در هفته در مدرسه حضور پيدا ميكرده است.
مطابق اين گزارش، دانشآموز خاطي، سابقه درگيريهايي متعدد در مدرسه و خارج از مدرسه را داشته است. ارعاب و سرقت نيز در سوابق او ذكر شده است. حال سوال اين است كه مدرسه چه اقدامي براي رفع مشكلات چنين دانشآموزي، كه در معرض خطرات و آسيبهاي متعدد اجتماعي است، برداشته است؟ اصلا مشاور مدرسه وقت آن را داشته است كه به چنين دانشآموزاني بپردازد؟ آيا تعداد دانشآموزان واقعا چنين امكان و مجالي را براي او فراهم ميآورد؟ دردناك اين است كه شرايطي كه در مدرسه مرحوم خشخاشي وجود داشته، امروز در بسياري از مدارس دولتي كشور هم به چشم ميخورد: تراكم بالاي دانشآموزان و عدم وجود مشاور و نيروي متخصص در مدرسه. در كنار اينها، تعدد مدارس چندگانه هم مشكلات ديگري را پديد آورده است. در ميان مدارس رنگارنگ و متعددي كه در كشور وجود دارند، سهم مدارس دولتياي كه پول نميگيرند يا نسبت به مدارس ديگر، پول ناچيزي دريافت ميكنند، دانشآموزاني هستند كه از نظر درسي نسبت به مدارس ديگر ضعيفترند؛ چرا كه در آنها گزينشي وجود ندارد. مدارس نمونه دولتي، شاهد، هياتامنايي، غيردولتي و سمپاد، هركدام فيلترهايي براي غربال دانشآموزان خود دارند و معمولا آنها كه از همهجا رانده و ماندهاند يا تمكن مالي ندارند، به مدارس دولتي روي ميآورند.
اين دانشآموزان، معمولا در معرض آسيبهاي جدي عاطفي و خانوادگي و ساير آسيبها هم هستند. بنا بر آنچه آورده شد، سياستهاي جناب فاني در بعد كمي نيروي انساني نيز مبتني بر راهبرد كيفيتبخشي نبوده است. فاني در گفتوگويش با پايگاه اطلاعرساني دولت سخنان پيشينش را تكرار ميكند: «اعتقاد داريم كه نيروي انساني هم به لحاظ كمي بايد سامان دهي شود و هم به لحاظ كيفي بايد ارتقا پيدا كند، اطلاعاتش بهروز شود و توان پاسخگويياش به نياز دانشآموز افزايش پيدا كند.»
ميشود از جناب فاني پرسيد در اين دو سال كدام راهكار را براي برآورده شدن اين اعتقاداتتان انجام دادهايد؟ چنان كه نشان داديم، آنچه فاني و تيمش انجام داده نهتنها افزايش كيفيت را نشان نميدهد كه متاسفانه نشانه نزول شاخصهاي كيفيت است. با آنچه فاني در اين باب ميگويد، ميتوان گفت كه كيفيتبخشي در قاموس وي، مترادف با صرفهجويي است.
به اين جملات دقت كنيد: « يكي از برنامههايي كه دنبال كرديم اين بود كه با صرفهجويي در آموزش و پرورش حقوق همكاران را بهتدريج ترميم كنيم. سامان دهي نيروي انساني كه سال ٩٣ انجام شد براي ما هزار ميليارد تومان صرفهجويي داشت و اين هزار ميليارد تومان به خزانه دولت برگشت داده نشد. البته در داخل وزارتخانه صرف فعاليتهاي ديگر شده است.» اجراي سياستهاي تيم فاني به گفته فاني هزار ميليارد تومان صرفهجويي براي آموزش و پرورش داشته است. گويي كه صرف صرفهجويي را ميتوان كيفيتبخشي نام نهاد.
چه كسي گفته صرفهجويي برابر است با كيفيتبخشي؟
بسيار پيش ميآيد كه صرفهجويي نهتنها باعث كيفيتبخشي نميشود، كه كيفيت را نيز كاهش ميدهد. فرض كنيد دكتر به من توصيه كرده است كه به خاطر سلامت جسماني و رواني و رفع بيماري خود، مقدار مشخص و معيني از پروتيينها و مواد غذايي و ويتامينها را مصرف كنم. اين كار البته مستلزم هزينه بيشتري است. اگر من بخواهم به بهانه صرفهجويي، از اين مواد توصيهشده توسط دكتر، چشم بپوشم نه تنها بيماري رواني و جسماني من بهبود نمييابد كه چه بسا بدتر هم خواهد شد. آنچه فاني و تيمش به اسم كيفيتبخشي انجام ميدهند، دقيقا مترادف با صرفهجويي است كه البته به افت كيفيت در آموزش و پرورش هم منجر خواهد شد.
البته درباره صحت اين عدد ١٠٠٠ ميليارد صرفهجويي، هم ميتوان سخن فراوان گفت و از نحوه محاسبه آن پرسيد. مثلا فاني ميگويد كه مبلغي از اين صرفهجويي، صرف افزايش ٢٠ درصدي فوقالعاده شغل معلمان ابتدايي از دي ماه سال گذشته شده است. اگر فرض كنيم ٣٨٠٠٠٠ هزار معلم ابتدايي كه در سال گذشته كمتر از اين هم بودند، ميانگين ١٠٠ هزار تومان ماهانه به حقوقشان اضافه شده باشد، نهايت مبلغي كه در اين افزايش هزينه شده، كمتراز ١٢٠ ميلياردتومان است؛ مابقي اين ١٠٠٠ ميليارد، كه جناب فاني مدعي صرفهجويي در آن هستند چه شده است؟
اگر واقعا اين مبلغ صرفهجويي شده، چرا احكام معلمان ابتدايي را از مهرماه صادر نكردند؟ اصلا چرا اجراي فوقالعاده شغل معلمان را كه در دستگاههاي دولتي ديگر، مطابق آييننامه اجرا ميشد در مورد معلمان اجرا نكردند؟ حق اين است كه مبلغ ١٠٠٠ ميليارد احتمالا اغراق است. به گفتههاي محمد بطحايي، معاون پشتيباني فاني توجه كنيد، وي در فروردين ماه امسال ميگويد: «٣١٠ ميليارد تومان از مطالبات سال ٩٣ فرهنگيان شامل حق التدريس معلمان، اضافه كاري كاركنان، حقوق معوقه نيروهاي قراردادي و سرباز معلم و حقالزحمه برگزاري امتحانات معلمان پرداخت ميشود. اين مطالبات از محل اعتبارات سال ٩٤ تامين شده است و به حساب فرهنگيان واريز ميشود.»
چنان كه ميبينيم، طبق گفته بطحايي، ٣١٠ ميليارد از اعتبارات سال ٩٤، صرف پرداخت بدهيهاي سال گذشته شده است. اگر بيش از ١٠٠٠ ميليارد صرفهجويي سال گذشته، آن چنان كه فاني گفته است، درست بود، چه دليلي داشت اين پرداخت از اعتبارات سال ٩٤ صورت گيرد؟
موضوع به اينجا ختم نميشود. مدير عامل بيمه آتيهسازان حافظ از ١٣٠ ميليارد بدهي آموزش وپرورش به اين بيمه سخن ميگويد. وي در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه سال گذشته عنوان شده بود بيمه آتيهسازان ارايه خدمت به فرهنگيان را به دليل عدم پرداخت مطالبات متوقف ميكند، ميگويد: «اين اقدام به صلاح نبود زيرا حق بيمه از حقوق فرهنگيان كسر ميشود و به اين نتيجه رسيديم بيمه شده را محروم نكنيم زيرا موضوع فرهنگيان از موضوع وزارتخانه جداست و سهم وزارتخانه پرداخت نشده كه البته وعده دادهاند آن را تا پايان هفته بپردازند.»
البته گويا هنوز اين وعده محقق نشده است و آموزش و پرورش همچنان به بيمه آتيهسازان حافظ بدهكار است. اگر سال گذشته بيش از ١٠٠٠ ميليارد صرفهجويي بوده چرا سهم اين بيمه كه خدمات ضعيفي را نيز ارايه ميدهد، پرداخت نميشود؟
به هرحال مطابق آنچه گفته شد معناي كيفيتبخشي به طور دقيق در قاموس علياصغر فاني مشخص نيست و اگر هم مشخص باشد معنايي جز صرفهجويي ندارد. البته در اين باب و سياستهاي پنج گانه مبتني بر اين راهبرد بيش از اينها ميتوان نوشت.
روزنامه اعتماد
گروه اخبار /
سیدمحمدبطحائی در نشست خبری وزیر آموزش و پرورش که در 23 شهریورماه در دبستان شهدای معلم منطقه 5 تهران برگزار شد در مورد نظام رتبه بندی معلمان گفت: طی چند روز آینده دستورالعمل اجرای رتبه بندی معلمان برای اجرا به استان ها ابلاغ می شود.
وی ادامه داد: در طرح رتبه بندی ،معلمانی که مشمول رتبه بندی می شوند می توانند از مزایای طرح استفاده کنند. این طرح یکی از مهمترین سیاست های آموزش و پرورش برای ارتقای نیروی انسانی است.
افراد مشمول طرح رتبه بندی براساس شایستگی امتیاز می گیرند
بطحائی با اشاره به اینکه هدف نظام رتبه بندی معلمان ارتقای کیفیت نیروی انسانی است افزود: پیرو اجرایی شدن این نظام، نظام پرداخت نیز تغییر می کند؛ آنچه در شورای مدیریت به تصویب رسیده افرادی که شامل رتبه بندی می شوند بر اساس شایستگی های خود امتیاز می گیرند.
ضریب افزایش حقوق معلمان در طرح رتبه بندی
معاون توسعه و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: معلمان در نظام رتبه بندی یکی از چهار رتبه حرفه ای ارشد، حرفه ای، خبره و عالی را کسب می کنند و طبقه بندی می شوند همچنین متناسب با رتبه آنها از 15،25،35 و 50 درصد حداقل شغل بهره مند خواهند شد.
بطحائی با اشاره به اینکه مبنای اصلی طبقه بندی معلمان برای رتبه بندی ایجاد نظام سنجش سلامت است گفت: بر اساس نظام رتبه بندی صلاحیت ها صورت می گیرد و بنا شده آنچه که تصویب و آماده ابلاغ است به عنوان نظام مطلوب رتبه بندی آغاز شود.
وی ادامه داد: برای سال پیش رو، شورای توسعه مدیریت اجازه داده که با استفاده از شاخص های مصوب شده آموزش و پرورش برای اجرای نظام رتبه بندی تمهیدات لازم را به کار گیرد بنابراین برای سال تحصیلی این نظام مطلوب دنبال می شود.
طرح رتبه بندی شامل فرهنگیان بالای 6 سال سابقه می شود
بطحائی خاطرنشان کرد: تمام افرادی که بیش از 6 سال سابقه دارند در صورتی که شامل ضوابط رتبه بندی می شوند تحت پوشش این نظام قرار می گیرند.
معاون توسعه و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش تصریح کرد: آنچه در مهر 94 برای اجرایی شدن نظام رتبه بندی آغاز می شود گام نخستین است نه نقطه مطلوب رتبه بندی.
میزان افزایش حقوق متفاوت است
وی ادامه داد: رتبه بندی حرکت به سوی یک نظام متعالی برای افزایش کیفیت است میزان افزایش حقوق افراد شامل رتبه بندی متفاوت خواهد بود.
تهران - ایرنا - مدیر سایت سخن معلم : " همچنان بخش ستاد در آموزش و پرورش فربه است و سیاست کوچک سازی در آموزش و پرورش فقط محدود به حوزه مدرسه و کلاس شده است "
"بخش های متراکم و انبوهی در بخش ستاد و وزارتخانه مانند حوزه مشاوران، حفاظتی و حراستی وجود دارند که تراکم این همه نیرو و امکانات با توجه به سطح کارایی و نیز برون داد کلی آنان تناسبی ندارد."
شاید همکاران عزیز در جامعه این جملات را شنیده باشند : " مدارس از اولیاء به بهانه های مختلف پول دریافت نموده و بین کارمندانش تقسیم می کنند . "