صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه گزارش / در پاسخ به فراخوان سخن معلم ( این جا ) ، خانم  «  فاطمه دشتی » یادداشتی را ارسال نموده اند .

ضمن سپاس از این همکار گرامی ، دوستان می توانند مطالب و یادداشت های خود را به مناسبت « 13 آبان ؛ سال روز تاسیس سایت سخن معلم » ارسال فرمایند .

منتشرشده در یادداشت

طنز معلمی برای تعاونی مصرف فرهنگیان دلفان لرستان  پس از ماراتن نفس گیر هسته ای ، بالاخره با دیپلماسی فعال دکتر ظریف ،پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران ختم به خیر شد و به روال عادی خود برگشت ،اما گویا پرونده ۱۲ساله تعاونی مصرف فرهنگیان نورآباد همچنان لاینحل مانده است و قرار نیست به این زودی ها برای آن پایان خوشی متصور شد!

در پرونده هسته ای ایران، اراده ی شش کشور به اضافه ایران بر این بود که مسئله را با گفت و گو حل و فصل کنند، اما در پرونده ی تعاونی مصرف فرهنگیان دلفان، کسی حاضر به گفت و گو در این زمینه برای حل مشکلات ۲۵۰۰نفر از کارکنان آموزش و پرورش نیست .

کسی مسئولیت را نمی پذیرد که بخواهد آن را حل کند ؛ انگار تعاونی مصرف اصلا  وجود نداشته است،نه اداره تعاون حاضر به پیگیری است نه اداره آموزش و پرورش ورود پیدا می کند.
نقطه مشترک این دو پرونده « برجام و تعاونی مصرف »  نحوه ی کارکرد آنهاست ؛ جدای از مسائل فنی و تخصصی در مسئله هسته ای ایران نگرانی کشورهای غربی از غنی سازی بیشتر ایران در سایت فردو قم و افزایش تعداد سانتریفیوژها بود و در مسئله تعاونی مصرف فرهنگیان هم، بحث برسر فنا سازی اموال فرهنگیان مطرح است که یک شبه تمام اقلام و کالاهای آن به فنا رفت ( من همیشه غنا را با فنا اشتباه می گیرم! ) 

جالب اینجاست که در مسئله هسته ای ایران ،کشورهای غربی کوچکترین جابه جایی در سایت ها را رصد می کردند و به آقای آمانو گزارش می دادند ،اما در موضوع تعاونی مصرف فرهنگیان دلفان ،قوی ترین ردیاب ها هم نتوانسته اند ردی از اقلام غیب شده را ردیابی کنند.

جل الخالق!
حتی از مدیرکل انرژی هسته ای در سفری که اخیرا به تهران داشتند مدد خواستیم که شاید چاره ای برای این اقلام گم شده پیدا کند ؛ ایشان نیز اظهار بی اطلاعی کردند و اظهار داشتند که ماهواره های ریزبین  آنها نیز چیزی را ثبت نکرده اند ، به ناچار به سراغ اتحادیه تعاونی های کشور رفتیم  و موضوع را پیگیر شدیم که چیزی نمانده بود به جرم بدهکاری یکصدو بیست میلیونی تعاونی مصرف فرهنگیان نورآباد بازداشت شویم که با کلی خواهش، و تمنا و توضیح این مطلب که ما خودمان شاکی هستیم گذشت فرمودند.
خلاصه این دو پرونده قرابت عجیبی با هم دارند زیرا در هر دو پرونده بحث تضییع حقوق مردم و واژه #تحریم#مطرح است ،تحریم های ظالمانه هسته ای که مبرهن و آشکار و بر همه عیان است و تحریم های تعاونی مصرف فرهنگیان دلفان نیز بر هیچ معلم دلفانی پوشیده نیست چرا که فرهنگیان دلفان بیش از ۱۲سال است در تحریم استفاده از تعاونی  مصرفی هستند که با سرمایه و اندوخته ایشان قدبرافراشته بود و زمانی در بین تعاونی های استان حرفی برای گفتن داشت، اما متاسفانه سال هاست سرمایه اش به تاراج رفته و کسی جوابگو نیست  .


حال با تعاریف فوق، چند راه حل پیش روی فرهنگیان دلفان می باشد:
۱- به سراغ تیم مذاکره کننده برویم و از ایشان درخواست نماییم  مسئولیت این پرونده را عهده بگیرند که با توجه به حاضر نبودن طرف مقابل به گفت و گو، این مسئله منتفی می باشد.
۲ - پرونده را به شورای امنیت بفرستیم که با توجه به لابیگری طرف مقابل از این مسئله هم سودی نخواهیم برد.
۳ - اصلا بی خیال پرونده تعاونی مصرف فرهنگیان شویم ولی یادمان نرود که تعاونی مصرف به اتحادیه تعاونی های کشور بدهکار است و قصد چشم پوشی  هم ندارد و مانده مطالبات  اتحادیه تعاونی مصرف را باید پرداخت نماییم.

۴ - گرفتن یک کد جدید تعاونی مصرف با برگزاری مجمع عمومی  و یا پی گیری مطالبات تعاونی قبلی از طریق یک وکیل زبده حقوقی

حال با تشریح اوضاع انتخاب با شما فرهنگیان عزیز است !

لکنا


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

  گروه اخبار /

شیوع شپش در مهد کودک ها و جای خالی مربیان بهداشت در مدارسchools

تا زمانی که تاخت و تاز شپش در مدارس منطقه یک تهران‌ مثل بمب صدا نکرده بود، تصور بر این بود که این انگل تنها در جنوب و حاشیه شهرها شیوع دارد. شپش که در سرما بیشتر می‌شود، این روزها با گذشت تنها دو ماه از آغاز سال تحصیلی نو، خبرساز شده و نگرانی خانواده‌ها و مسوولان را برانگیخته است. با این وجود که روز گذشته وزارت بهداشت در واکنش به خبرهای شیوع شپش، وضعیت «شپش در مدارس» را حاد ندانسته اما آمارهای رسمی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی آذربایجان غربی از شناسایی سه هزار و ۵۰۰ دانش‌آموز این استان مبتلا به شپش‌زدگی در سال‌جاری حکایت می‌کند.


رژه شپش در مهد کودک‌های گران پایتخت
اعلام این آمار در حالی است که خبرهایی از شیوع شپش در دو مهد کودکِ ‌گران پایتخت هم به «جهان صنعت» گزارش شده است. بر این اساس در یکی از مهد کودک‌های خصوصی در مرکز تهران، نگرانی از همه‌گیر شدن این انگل در بین کودکان باعث شده به والدین کودکان اعلام کنند موهای فرزندانشان را کوتاه کنند. همچنین در موردی دیگر‌ مهد کودک گران دیگری در غرب تهران هم به این مساله دچار شده است. این اتفاق در حالی است که‌ چنین مراکزی در عوض رسیدگی دقیق و بهتر به کودکان، هزینه‌ای گزاف دریافت می‌کنند و عدم رعایت بهداشت از مهم‌ترین عوامل ابتلا‌ به این انگل است‌ بنابر‌این با وجود چنین مشکلی، نبود نظارت بهداشتی دقیق در این مراکز نمود بیشتری پیدا می‌کند.


شپش حاد است یا نه‌
روز گذشته در حالی گزارشی مبنی بر همه‌گیر شدن شپش در مدارس آذربایجان غربی روی خروجی خبرگزاری مهر قرار گرفت که در ساعات آغازین روز، رییس اداره بیماری‌های منتقله از آب و غذای وزارت بهداشت‌ با بیان اینکه ابتلای دانش‌آموزان به شپش مساله جدیدی نیست به ایسنا گفت: جای نگرانی در این زمینه وجود ندارد.
بابک عشرتی درباره خبرهای منتشر‌شده از شیوع شپش سر در مدارس پایتخت هم این‌طور توضیح داد: از تهران گزارش‌هایی از ابتلا به این انگل می‌رسد که گاهی زیادتر و گاهی کمتر می‌شود‌. این موضوع به سرما و گرمای هوا بستگی دارد و تجمع مردم در فصل سرما، احتمال ابتلا را بیشتر می‌کند.
بنا به گفته او در حال حاضر جای نگرانی در این زمینه وجود ندارد و شرایط طوری نیست که بگوییم مشکل حادی ایجاد شده است.


جای خالی مربیان بهداشت
بر اساس برنامه پنجم توسعه باید برای هر ۷۵۰ دانش‌آموز حداقل یک مربی بهداشت در سطح مدارس وجود داشته باشد. این در حالی است که بسیاری مناطق با کمبود مربی بهداشت مواجه هستند؛ عاملی که با کنترل چنین بیماری واگیرداری ارتباط مستقیم دارد. رییس اداره سلامت آموزش‌وپرورش آذربایجان غربی با تایید شیوع شپش‌زدگی در بین دانش‌آموزان استان به مهر این‌طور توضیح داد: در حالی که بخشنامه‌ای به‌تمام مدارس استان ارسال‌شده تا معلمان با همکاری مربیان بهداشت و رابطان بهداشتی در کنار مدیران مدارس به‌صورت دوره‌ای سالانه سه بار موی سر دانش‌آموزان را از بابت وجود شپش کنترل کنند اما کمبود شدید مربی بهداشت مدارس استان مشهود است.
هرچند به گفته عباس مصری، کمبود مربی بهداشت باعث شده است که در برخی مواقع یک مربی بهداشت به مدارس متعددی خدمات ارایه می‌دهد و با وجود این کمبود، هیچ دانش‌آموزی در سطح استان از خدمات بهداشتی محروم نیست و با همکاری رابطان بهداشتی و دانشگاه علوم پزشکی سعی بر این بوده که این خلاء جبران شود.


یک مربی بهداشت برای هر 1248 دانش‌آموز
هم‌اکنون ۱۳۱هزار دانش‌آموز در مقطع ابتدایی مشغول تحصیل هستند و ۱۰۵ مربی بهداشت برای این تعداد دانش‌آموز وجود دارد. بر‌اساس این آمار که از سوی رییس اداره سلامت آموزش‌وپرورش آذربایجان غربی عنوان شده، به ازای هر 1248 دانش‌آموز، یک مربی بهداشت وجود دارد؛ عددی که با استانداردی که در برنامه پنجم توسعه در نظر گرفته شده، فاصله زیادی دارد.
بر این اساس بیشتر این مربیان بهداشت در مدارس شهری مشغول کارند و رسیدگی به دانش‌آموزان روستایی به بهورزان مراکز بهداشتی سپرده شده است و به گفته این مسوول، بهداشت‌یاران در مقاطع ابتدایی، پیشگامان سلامت در مدارس متوسطه اول و سفیران سلامت در مدارس متوسطه دوم خلای کمبود مربیان بهداشت را جبران می‌کنند.

شیوع شپش در مهد کودک ها و جای خالی مربیان بهداشت در مدارس

شپش در بین دختران بیشتر است
در خصوص شیوع این بیماری در بین دختران؛ این توضیحی است که از سوی مصری ارایه شده: ابتلا به شپش‌زدگی ربطی به وضعیت اقتصادی یا محرومیت ندارد بلکه ناشی از عدم رعایت بهداشت فردی است به‌طوری‌ که دانش‌آموزان مناطق با وضعیت رفاهی بالا نیز به این بیماری مبتلا می‌شوند‌ اما به نظر می‌آید پوشش دانش‌آموزان دختر عاملی است که این بیماری را در آنها پنهان می‌کند.
در این باره وحید حقیقی، معاون فنی معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی آذربایجان غربی نیز گفته است بیشترین میزان آلودگی در میان گروه‌های سنی ۱۰-6 سال و جنس مونث گزارش می‌شود که بیشتر در مهدکودک‌ها و مقطع ابتدایی هستند و در راستای سلامت دانش‌آموزان به‌ویژه دانش‌آموزان دختر که بیماری در میان آنان شایع‌تر است، تعاملات بسیار عمیق و گسترده با آموزش‌وپرورش استان داریم.


شامپوی ضد‌شپش با چاشنی سرطان
«پدیکولوس هیومنوس کپیتیس» نامی است که شاید خیلی به هیکل کوچک این خون‌آشام‌ها نیاید اما این انگل‌ها در سال‌های دهه 60 و 70 نیز شیوع گسترده‌ای در مدارس داشتند که در سال‌های اخیر با بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی و نظارت بهداشتی دقیق‌تر، کاهش یافته است اما به هر روی این خون‌آشام کوچک، طول مو، جنس، سن و رنگ مو نمی‌شناسد و شامپو کردن معمولی هم آن را نمی‌کشد یا از آن پیشگیری نمی‌کند.
از سوی دیگر با اینکه مبارزه با این انگل هر سال با معاینه دانش‌آموزان در بیشتر مدارس کشور انجام می‌شود اما افزایش شپش در حالی است که برخی شامپوهای ضد‌شپش هم چاشنی سرطان دارند و سازمان حفظ نباتات آن را غیر‌مجاز خوانده و بارها درخواست‌هایی برای حذف سم خطرناک لیندین به وزارت بهداشت داده شده است به طوری که چندی پیش معاون کنترل و مبارزه با آفات سازمان حفظ نباتات کشور نسبت به مصرف این سم در تهیه شامپوهای ضد‌شپش از وزارت بهداشت انتقاد و ابراز امیدواری کرد که هرچه سریع‌تر این سم از چرخه مصرف انسانی حذف و سموم کم‌خطر جایگزین شود.

روزنامه جهان صنعت


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

پنج شنبه, 14 آبان 1394 07:55

روزگار سیاه نسل سپید موی

وضعیت معیشت بازنشستگان و مطالبات فرهنگیان بازنشسته  عصر روز پنج شنبه بود که در بوستان محله کنارش نشستم .

او درباره خودش و دوستانش می گفت : سال هاست که آن ها عمر گرانمایه خود را صرف تعلیم و تربیت دانش آموزان این مرز و بوم کرده بودند اما حالا پشیمان هستند که چرا دست از کار کشیده اند .

وقتی حکم بازنشستگی اش را به دستش دادند او نه تنها خوشحال نبود بلکه فکر می کرد از فردای آن روز راهی جز نشستن در نیمکت بوستان محله ندارد و فقط باید به رویاهای دست نیافتنی اش بیندیشد . وقتی در دوران جوانی معلم شد خوش قواره و جذاب بود حالا بعد از سی سال تلاش بی وقفه و صادقانه رمقی برایش نمانده ، قدم هایش را به زور بر می داشت.

دستش تهی از مادیات و اندیشه اش مضطرب ، برای تامین هزینه های سنگین زندگی به هردری و به هر کسی رو می انداخت مستاصل بود .

او می گفت آیا سر انجام معلمین عزیز ما بعد از سی سال تلاش و کوشش صادقانه روی نیمکت بوستان ها است ؟

چون من معتقدم نیمکت های مدارس بیشتر از درختان باغ ها میوه و سایه می دهند . میوه ی علم و دانش بسیار شیرین و گوارا و ریشه جهل و تاریکی را از بیخ و بن می کند و دریچه ای به سوی روشنایی و دانایی است . مثل این که قرار نیست این بندگان خدا نفس راحتی بکشند و به مشکلات معیشتی خود فکر نکنند . وقتی کنارش نشسته بودم یک آه داشت و هزار ناله ، حق با او بود چون بهترین لحظات جوانی خود را صرف فرهنگ و آموزش این جامعه کرده بود ، حالا نگران از آینده فرزندان و ازدواج و تحصیل آنها روح و جسمش را آزرده بود .

او می گفت هیچ کس ارزش کار و فداکاری معلم را نمی داند. 30 سال سر کلاس درس ، الفبای پاکی و صداقت را به کودکان این سرزمین آموزش دادیم ، حالا خود شاهد این همه بی عدالتی و تبعیض و فقر در جامعه هستیم !

خیلی دلم به درد آمده  ...

چندین سال است که قرار است حقوق و مزایای بازنشستگان را با سایر ادارات همسان سازی و هماهنگ کنند تا آنان بدون دغدغه زندگی کنند .

آیا وقت آن نیست به قول و وعده های خود عمل کنند ؟

از شعارها دست بردارید !

صدای نفس هایش را می شنیدم . گاهی سرفه های شدیدی می کرد ، او می گفت ذرات گچ و نوشتن بر روی تخته سیاه و پاک نمودن به ریه هایم در طول سال های خدمتم آسیب رسانده ؛  آن موقع که تخته وایت برد نبود . او دبیر ریاضی بود . او می گفت یک سال اندی از زمان بازنشستگی ام می گذرد اما از پاداش آخر خدمتم خبری نیست . فقط انتظار می کشیم . فعلا با حرف های بی پایه و اساس ما را سرگرم کرده اند .

دیگر اطمینان و اعتمادی به گفته های آنها ندارم . آن ها در سخت ترین شرایط ما را تنها گذاشتند .

آیا کسی از حال و روز ما خبر ندارد ؟

صدای بازنشستگان را فرشتگان آسمان شنیده اند ، اما روی زمین کسی صدای حق گو این بندگان خدا را نمی شنود !

انگار گوش شنوا وجود ندارد . پاداش آخرخدمت ما را هم امروز و فردا می کنند آن هم با میوه ای که طعم آن تلخ و با تبعیض و نابرابری و تفاوت عجین شده است که قلب هر انسانی را می فشارد .

حتی بعد از سی سال قرار نیست ما طعم رفاه و آرامش و آسایش را احساس کنیم . فقط باید در مشکلات عدیده زندگی دست و پا بزنیم تا در سیلاب گرفتاری ها غرق شویم ، به همین دلیل نیازمند یک سری تسهیلات و اقدامات حمایتی هستیم که باید برای بهبود وضعیت معیشت ما قدم های مثبتی برداشته شود . این بازنشسته عزیز فرهنگی از من خواست گفته هایش را بدون تغییر برای « سایت وزین سخن معلم » بنویسم  .

من هم بنابر وظیفه اطاعت امر نمودم  .او اظهار می کرد حتی اگر حقوق و مزایا این قشر زحمت کش هماهنگ هم شود هنوز تا رسیدن به « خط بقا »  فاصله زیادی دارند.  ما بازنشستگان فرهنگی با این درآمد اندک و هزینه های سرسام آور و تورم و زیر خط فقر چگونه زندگی کنیم ؟

آیا این وضعیت نابه سامان و مه آلود در خور شان منزلت و شخصیت فرهنگیان فرهیخته است ؟

کاش می شد چند ماهی مسئولین در جای ما قرار می گرفتند تا آنها هم طعم تلخ نداری و فقر را بچشند تا بدانند شرمندگی خانواده یعنی چه ؟ با این حقوق فقط می توان زنده ماند .

آیا مسئولین صندوق بازنشستگی حاضرند دو میلیون وام بگیرند؛ آن هم با رعایت نوبت و قرعه کشی و هزاران پیچ و خم اداری و کسری بودجه و عدم تخصیص اعتبار لازم فقط مخصوص بازنشستگان فرهنگی است ؛ گویا درآمد اندک را به نام آنها سند محضری زده اند !

ما بارها اعتراض و خواسته های خود را بیان کرده ایم و به گوش مسئولین رساندیم ولی پاسخی نشنیدیم و با بی اعتنایی از همه چیز گذشتند . زندگی با عزت و آبرو مندانه و دور از هر تنش حق ماست . ما زیارت و سفر اروپا را نخواستیم اما سالی دو بار مسافرت داخل کشور برای تمدد اعصاب و کسب روحیه شاد و پرنشاط لازم و ضروری است اما با کدام درآمد و تسهیلات؟

دیگر ما به دوران جوانی بر نمی گردیم که بتوانیم فعالیت مضاعف داشته باشیم، حقوق ما کفایت ده روز را نمی دهد . اگر چه گذر عمر و دوران سالمندی برف سفیدی را بر سر و صورت ما نشانده و بر صورت جذاب جوانی ما چین و چروک هایی ظاهرشده و بیماری ها و ناتوانی ها برما غالب شده و دست روزگار عینک و عصایی را به ما هدیه داده اما ضمیر باطن ما مانند برف سفید و دور از هر ناپاکی است .

ما بازنشستگان ، عمق روح مان بلند و دستان مان گشاده و با سخاوت، سایه وجودمان موجب خیر و برکت و کلام ما پر مغز و حکایت از دانایی و توانایی و حکمت درون مان است .

حالا مسئولین ارشد کشور حمایت های خود را از ما دریغ می کنند همان کسانی که دانش آموختگان گذشته و اکنون مدیران و مسئولین این کشور هستند . این شرط عدل و انصاف و جوانمردی نیست ، مگر ما بازنشستگان فرهنگی جزء خانواده بزرگ آموزش و پرورش نیستیم ، پس چرا افزایش حقوق حاصل از طرح نظام رتبه بندی معلمان شامل بازنشستگان نمی شود یا لااقل راهکار جدیدی را برای افزایش حقوق و مزایای آنان جست و جو نمی کنند ؟ البته اکثریت بازنشستگان اتفاق نظر دارند که صندوق بازنشستگی باید به دست بازنشستگان شریف و توانا ،کاردان ، صالح و بالیاقت و سایر ادارات تابعه اداره شود چون این عزیزان بازنشسته درد آشنا و از جنس صداقت ، فرهنگ ، علم و اندیشه هستند و مشکلات همکاران خود را با گوشت و پوست و استخوان خود احساس می کنند .

هر موی سپید آن ها به دنیا می ارزد . درایت و پختگی آنان حاصل از علم و تجربه و نشانه لیاقت و شایستگی آنان است و من نسبت به همه آنها ادای احترام و ارادت و از زحمات بی وقفه آنان سپاسگزاری می کنم .

پس باید کار را به اهلش سپرد تا مطالبات و معوقات و پاداش همکاران را مجدانه و مستمر پیگیری نمایند یا در مراکز استان ها آنها نمایندگانی فعال و پی گیر داشته باشند تا خواسته های صنفی و مطالبات خود را به گوش مقامات و مراکز تصمیم گیری برسانند .

او از مسئولان صندوق بازنشستگی بسیار شاکی و گله مند بود و می گفت چرا از حق و حقوق ما بازنشستگان دفاع نمی کنند ، فقط سرگرم سمینارها ،جلسات و غیره ..... هستند که تاکنون موثر نبوده و قدرت خرید و توان مالی این عزیزان روز به روز کاهش یافته و نگرانی آنان با گرانی و تورم موجود در جامعه و ده ها هرینه پیش بینی نشده افزایش داشته است .

ما بازنشستگان از مظلوم ترین و محروم ترین اقشار جامعه هستیم که مورد بی مهری و بی التفاتی و بی توجهی مسئولین قرار گرفته ایم .

واقعا هیچ کسی به فکر ما نیست  !

سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور چرا قانون مدیریت خدمات کشوری را در مورد بازنشستگان اجرا نمی کند و سلیقه ا ی عمل می کند ، چون با این کارحلقه معیشت هر روز بر ما تنگ تر شده به طوری که بر وجودمان سنگینی می کند .

یکی دیگر از خواسته های به حق و منطقی بازنشستگان عزیز ما خدمات بیمه ای جامع و پاسخ گوی درمان است که در قالب تجمیع بیمه خدمات درمانی و تکمیلی می باشدکه تاکنون اقدامی صورت نگرفته است .

در این شرایط مه آلود و فضای آشفته و تاریک جامعه بازنشستگان باید به دنبال روشنی فانوسی بود تا از سوی مسئولان اقدام و گشایشی شود.

ان شاءالله


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در بازنشستگان

گروه گزارش / در پاسخ به فراخوان سخن معلم ( این جا ) ، آقای « جواد بابازاده ( رها ) » یادداشتی را ارسال نموده اند .

ضمن سپاس از این همکار گرامی ، دوستان می توانند مطالب و یادداشت های خود را به مناسبت « 13 آبان ؛ سال روز تاسیس سایت سخن معلم » ارسال فرمایند .

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار / وضعیت « مدیریت مناطق تهران » یکی از بحث های مهم در میان فرهنگیان و معلمان است

« گروه سخن معلم » از دیدگاه های همکاران محترم در این زمینه استقبال می کند .

« گروه سخن معلم » آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می دارد .

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

قابل توجه مدیران مناطق

تهران

منتشرشده در نامه های دریافتی
چهارشنبه, 13 آبان 1394 16:30

سیزده آبان به روایتی دیگر

13 آبان از زاویه ای دیگر و حق اعتراض دانش آموز  سیزده آبان در تاریخ انقلاب اسلامی یکی از روزهای پرخاطره همراه با حوادث تلخ و شیرین بوده است و همچنان می‌تواند پیام‌های آزادی و استقلال و مردم‌سالاری را نوید دهد. یکی از مناسبت‌های این روز « روز دانش‌آموز » است. سیزده آبان ٥٧، گروهی از دانش‌آموزان در اعتراض به رفتار حکومت مستبد شاه، تظاهرات و راه‌پیمایی کردند و رژیم، تظاهرات مسالمت‌آمیز آنان را به خاک و خون کشید و در نتیجه، ٥٦ نفر از آنان شهید و ده‌ها نفر مجروح شدند. ابعاد خشونت به حدی بود که وزیر وقت آموزش عالی با توجه به اینکه این حادثه در محوطه دانشگاه تهران رخ داده بود، به همراه رئیس دانشگاه تهران استعفا دادند و امام خمینی(ره) در پیامی ابراز همدردی خود را اعلام کردند.  

تقارن این روز با مناسبت‌های دیگر موجب شده است مناسبت روز دانش‌آموز از فلسفه وجودی خود فاصله بگیرد.

به ‌نظر می‌رسد اینک با گذشت بیش از سه دهه از این واقعه تاریخی جا دارد از منظری دیگر سیزده آبان روایت شود. اگر اعتراض دانش‌آموزان را ابراز حق حضور آنان در فعالیت‌های سیاسی- اجتماعی بدانیم، اگر احساس مسئولیت اجتماعی دانش‌آموزان را یک وظیفه دینی و انقلابی و صنفی بنامیم، اگر مشارکت و حضور آگاهانه آنان را نه یک وظیفه، بلکه یک حق بدانیم، جا دارد بر این معنی تأکید شود که دانش‌آموزان همچون سایر اقشار جامعه در کنار تکالیف از حقوقی هم برخوردارند که حق اعتراض، حق پرسشگری، حق اظهارنظر، حق انتخاب، حقوق اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، از جمله حقوق آنان است و حتی امروزه صاحب‌نظران تعلیم‌وتربیت بر این عقیده‌اند که یادگیری، یک امر تعاملی و دوطرفه و فعالیتی است که بدون مشارکت و مسئولیت‌پذیری یادگیرنده اهداف آن محقق نخواهد شد.

در نتیجه، حقوق آموزشی و اعلام نظر و مشارکت در فرآیند برنامه‌های آموزشی و علمی از حقوق مسلم و اولیه آنان است. یکی از رویکردها در نظام آموزش و پرورش در سال‌های گذشته، تکلیف‌مداردیدن دانش‌آموزان بدون توجه به حقوق آنان بوده است.

درعین‌حال یکی از رویکردهای پسندیده‌ای که در برخی از دوره‌های مدیریت در آموزش ‌و پرورش اهتمام جدی بر آن داشته‌اند، به‌رسمیت‌شناختن حقوق دانش‌آموزان و برجسته‌کردن نقش و مسئولیت آنان در محیط آموزش و پرورش و فرآیند تعلیم‌وتربیت است؛ تاجایی‌که شورای‌عالی آموزش و پرورش منشور حقوق و تکالیف دانش‌آموزان را تأیید کرده است و این باور و رویکرد نشاط و شادابی را در میان دانش‌آموزان و افزایش پویایی را در محیط‌های مدارس و آموزش و پرورش به همراه داشته است.

به‌رسمیت‌شناختن حقوق دانش‌آموزان در مدارس مستلزم زمینه‌سازی برای مشارکت و مسئولیت‌پذیری و تمرین توانایی و عمل‌کردن به دانسته‌ها و آگاهی‌هاست؛ موضعی که آموزش و پرورش در دو دهه گذشته با تشکیل و فعال‌کردن شوراهای دانش‌آموزی در مدارس، تشکیل مجلس دانش‌آموزی و تأسیس سازمان دانش‌آموزی، بسترهای حقوقی و اجتماعی آن را فراهم کرده است و این روزها با برگزاری انتخابات شوراهای دانش‌آموزی در مدارس، بر استمرار این رویکرد تأکید می‌شود. گرچه در بسیاری از مقاطع فرم بر محتوا پیشی گرفته است؛ اما اهتمام مستمر بر هویت‌یابی این مجموعه‌ها خود بیانگر درکی عمیق از تحولات پیش‌روست.

رئیس‌جمهور روحانی سال گذشته در ابتدای سال تحصیلی این مهم را به ‌عنوان منشور آموزش و پرورش بیان کرد. وی در بیانی تفصیلی نکات مهمی را مطرح کرد؛ از جمله اینکه مدیریت آموزش ‌و پرورش باید به‌جد برای آشناکردن دانش‌آموزان با حقوقشان اقدام کند یا قانون‌مداری باید از مدارس آغاز شود و دانش‌آموزان از حقوق و تکالیف خود آگاه باشند. وی همچنین ضمن تأکید بر تأمین امنیت روانی و جسمی دانش‌آموزان می‌گوید همه دانش‌آموزان از کلاس اول دبستان تا پایان دوره متوسطه باید اطمینان داشته باشند که در مدرسه امنیت جسمی و روحی خواهند داشت.

هیچ معلم و مدیری نباید به خود اجازه دهد به دانش‌آموزی توهین کند یا با لحن و کلام درشت با او سخن بگوید؛ اهانت به دانش‌آموزان، اهانت به کل ملت ایران است؛ چراکه دانش‌آموزان، فرزندان این مرزوبوم هستند.

وی سپس به موضوع مهم به‌رسمیت‌شناختن حق اعتراض دانش‌آموزان می‌پردازد و می‌گوید: دانش‌آموزان باید با حق اعتراض خود در مدارس آشنا شوند و بدانند اگر اعتراض به معلم تأثیری نداشت، می‌توانند این اعتراض را به مدیر منتقل کنند و اگر این کار نیز مؤثر نبود، می‌توانند اعتراض خود را در مناطق آموزش ‌و پرورش دنبال کنند.

دکتر روحانی آشنایی با حق اعتراض را بسیار مهم توصیف و تصریح کرد: آشنایی با حق اعتراض و برخورداری از آن، آغاز شکوفایی کرامت و عظمت انسان است و آشنایی و برخورداری از آن باید از مدارس شروع شود و این موضوع می‌تواند مدارس را به سمت قانون‌مداری سوق دهد.

پرواضح است از این عبارت می‌توان این نتیجه را نیز گرفت که این حق پیشاپیش برای معلمان هم مفروض است زیرا موفقیت دانش‌آموزان در برخورداری از حق اعتراض، مستلزم به‌رسمیت‌شناختن حق اعتراض معلمان است؛ بنابراین سیزده آبان و روز دانش‌آموز، حاوی پیام مهم دیگری نیز است؛ اینکه ما باید دانش‌آموزان را، که نوجوانان و جوانان و امیدهای آینده این کشور هستند، به ‌درستی ببینیم و شخصیت، منزلت، افکار، آرا، انتظارات و درخواست‌های آنان را به رسمیت بشناسیم.

انسان موجود آزادی است و به ‌واسطه داشتن اختیار و اراده، برخوردار از حقوقی آگاهانه و الهی است؛ به‌همین‌دلیل نیز تکالیفی در عالم هستی دارد. اینجانب به دلیل مسئولیتی که در آموزش ‌و پرورش و سازمان ملی جوانان داشتم، همیشه با این چالش مواجه بوده‌ام که از دید برخی از مسئولان، نوجوانان و جوانان کشور ما فقط تکلیف دارند و به‌رسمیت‌شناختن حقوق آنان به منزله متوقع‌کردن آنان یا بعضا به تعبیر برخی از آنان، پرروکردن جوانان و دانش‌آموزان است. غافل از اینکه، چه از نظر تربیتی و چه از نظر آموزشی و اجتماعی، موفقیت‌ها آنگاه با توفیق همراه خواهد بود که مربیان با شناخت و آگاهی تکالیف خود را انجام دهند.

روزنامه شرق


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در دانش آموز
کارکرد مدرسه و آموزش مهارت های زندگی  آموزش مهارت‌هاي زندگي به دانش‌آموزان مساله مهمي ‌است كه متاسفانه آموزش و پرورش از آن غفلت مي‌كند. اين آموزش‌ها بايد از دوران ابتدائي آغاز شده و حتي در دانشگاه هم ادامه يابد. متاسفانه سيستم آموزشي ما در اغلب مواقع تئوري‌محور است و مساله حفظيات و كتاب در آن بيش از هر چيزي مهم بوده و مبناي ارزش‌گذاري است در حالي كه علم و دانش فقط منحصر به فيزيك و شيمي‌ و ادبيات نيست.
درس‌هايي در زندگي وجود دارد كه بيش از اينها مهم است و اگر فرد آنها را نداند خطرات بزرگ‌تري او را تهديد مي‌كند. اين درس‌ها ارتباط فرد با ديگران و موفقيت او را تحت تاثير قرار مي‌دهد. صحبت تدريس اين آموزش‌ها در دوران جواني در دانشگاه‌ها مطرح شد و واحد درسي نيز به همين عنوان در نظر گرفته شد، اما آن‌طور كه بايد جدي به اين مساله پرداخته نشد. آموزش و پرورش بايد پيش‌قدم اين طرح مي‌شد، زيرا جاي اين موضوع هست كه اين سازمان در كنار درس‌هايي كه به صورت اجباري به دانش‌آموزان ياد مي‌دهد اين واحد درسي را هم اضافه كند.
آموزش مهارت‌هاي زندگي طيف وسيعي از آموزش‌هاي تئوريك و عملياتي را در برمي‌گيرد در حالي كه مهم‌ترين اصلي كه لازم است دانش‌آموزان در اين سنين بياموزند اين است كه چگونه ارتباط خود را با ديگران تنظيم كنند. نحوه شكل‌گيري يك ارتباط موثر و اينكه در اين ارتباط چه رفتارهايي لازم است فرد انجام دهد آموزش مهمي‌ است كه اگر در دوران كودكي و نوجواني به فرد آموخته نشود نمي‌توان انتظار داشت در بزرگسالي بتواند از پس ارتباط با ديگران و اجتماع برآمده و فرد موفقي باشد. نحوه صحبت كردن، رفتار كردن و ايفاي مسئوليت‌هايي كه به هر حال در زندگي بر عهده هر فردي قرار مي‌گيرد بايد در اين سنين آموخته شود.
براي خيلي از افراد به ويژه خانم‌ها ما به آموزش درباره ايفاي نقش در آينده فقط به آشپزي و خانه‌داري اكتفا مي‌كنيم و براي آن چيزي كه اصل است و اگر افراد ندانند نمي‌توانند حتي اين مسئوليت‌ها را نيز به درستي ايفا كنند، آموزشي داده نمي‌شود. درباره پسران نيز آموزش در مدرسه و دانشگاه هيچ‌وقت جنبه عملياتي ندارد و بنابراين راه هاي كسب و كار و روش كسب موفقيت بيشتر در آينده به كسي از ابتدا آموزش داده نمي‌شود. همين مساله باعث مي‌شود اغلب افراد اين مهارت‌ها را در سنين بزرگسالي ندانند و در بازار كسب و كار دچار تنش و چالش شوند. 
 
  روان شناسان زبده در مدارس
 بايد دستورالعمل آموزش اين مهارت‌ها را با تدوين كتب درسي در اين زمينه و برنامه‌ريزي و به‌ويژه استفاده از مربيان و روان شناسان زبده به مدارس آورد، زيرا بهترين سنين آموزش و جامعه‌پذيري افراد همين سال‌هاست و نبايد اجازه دهيم با غفلت و بي‌توجهي اين سال‌هاي طلايي از دست برود. آموزش مهارت‌هاي زندگي در كشور ما از طريق خانواده‌ها و به شكلي عرفي و سلیقه‌ای انجام مي‌شود، زيرا خانواده‌ها مرجع مشخصي براي تشخيص و تعليم آنچه كه بهتر است ندارند و هر خانواده‌اي به شكلي درست يا نادرست و كاملا سليقه‌اي اين آموزش‌ها را تا حدي درباره فرزندانش اعمال مي‌كند، در حالي كه اگر متولي اين آموزش‌ها مدرسه باشد همه‌چيز علمي ‌و اصولي آموخته مي‌شود و كج‌سليقگي كمتري در اين زمينه رخ مي‌دهد.
آموزش و پرورش با برنامه‌ريزي اصولي در اين مورد و ترسيم راه و روش موثر بهترين و كامل‌ترين نهاد براي آموزش مهارت زندگي به افراد است و خانواده‌ها مي‌توانند تكميل‌كننده اين آموزش باشند. در كنار همه اين مسائل موضوع مهمي‌ كه بايد به آن اشاره شود آمار نزاع و درگيري در كشور است.
هر ساله يا هر شش ماه يك بار پزشكي قانوني آمار افرادي را كه در طول آن زمان مشخص به دليل نزاع و درگيري به آنجا آمده‌اند، منتشر مي‌كند و متاسفانه در سال‌هاي اخير هر سال اين آمار بيشتر شده و بالاتر مي‌رود.
اگر اين مساله را درست و كارشناسانه بررسي كنيم متوجه مي‌شويم كنترل نكردن خشم صرف نظر از هر عامل خارجي كه مي‌تواند عامل نزاع و درگيري بوده باشد، مهم‌ترين عاملي است كه باعث مي‌شود يك فرد در خيابان و بيرون از منزل با افراد ديگر و عمدتا غريبه درگير شود و شدت اين درگيري به اندازه‌اي باشد كه فرد راهي بيمارستان شود. كنترل خشم مهارتي است كه اگر از كودكي به افراد آموخته نشود در بزرگسالي آموزش آن بسيار سخت است.
در گذشته آمار نزاع و درگيري در سطح كشور بسيار كمتر از اين بود و از سوي ديگر در درگيري‌ها كمتر كسي آسيب مي‌ديد. خانواده در آموزش مهارت كنترل خشم نقش اساسي دارد، اما مدرسه اگر اين آموزش را به افراد بدهد و آنها را طوري بار بياورد كه به صبر و رعايت حقوق ديگران ملزم باشند كمتر اين اتفاقات مي‌افتد.
افراد اگر از دوران كودكي ياد نگيرند كه به جز خودشان و منافع شخصي خودشان به ديگران و بقيه افراد اجتماع هم فكر كرده و آنها را مدنظر داشته باشند در آينده اين افراد با كمترين تحريك داخلي يا خارجي به مقابله برخاسته و براي خود و ديگران مشكل‌آفريني مي‌كنند.
از سوي ديگر، رعايت حقوق شهروندي و رعايت مقررات شهري اعم از راهنمايي و رانندگي بايد در مدرسه به فرد آموخته شود. سال‌هاست كه كارشناسان آموزشي و روانشناسان رشد لزوم ارائه و تدريس اين آموزش‌ها در كودكي و در مدارس را مطرح كرده و از عواقب سهل‌انگاري در اين مساله سخن گفته‌اند، اما باز هم در هيچ مدرسه و نظام آموزشي شاهد آموزش اين اصول نيستيم و انگار هنوز اهميت اين مساله براي مسئولان نظام آموزشي به باور تبديل نشده  است. آموزش كتب درسي و مسائل آموزشي در مدرسه خوب است، اما مهم‌تر از آن مهارت‌هايي است كه اگر فرد آنها را نداند حتي نمي‌تواند در اجتماع حاضر شود.
روزنامه آرمان

آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور