صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

وضعیت مشاوره دانشجویی و خطرات جذب بی‌رویه دانشجو  گروه اخبار /

دکتر مهدی بیاتی گفت: مراکز مشاوره دانشجویی مستقر در دانشگاه‌ها در راستای ارتقای بهداشت روانی دانشجویان نقش مهمی برعهده دارند و ارزیابی‌ها نشان می‌دهد فعالیت مراکز مشاوره باید بیشتر باشد. زیرا موفقیت تحصیلی دانشجو وقتی بررسی می‌شود که مشخص شود سلامت روانی و یا احیانا آسیب‌های اجتماعی مبتلا به دانشجویان در چه مرحله‌ای قرار دارند یا دانشجویان به چه میزان با مراکز مشاوره دانشجویی آشنایی دارند. 
وی افزود: اینکه در مراکز مشاوره دانشجویی چه آیتم‌های خوب و امکانات مناسب برای حل مسائل روانی و آسیب‌های وارد بر دانشجویان ارائه می‌شود، جای بحث و بررسی دارد و بررسی آماری را در این راستا می‌طلبد که علی‌الظاهر خیلی موفق عمل نکرده‌اند.

دکتر بیاتی بیان کرد: حوزه دانشگاه، حوزه‌ای است که جوانان وقتی وارد این حوزه می‌شوند دنبال رسیدن به رویا و آرزوهایی که سال‌های کودکی و نوجوانی در ذهن خود می‌پروراندند، وقتی وارد فضای دانشگاه می‌شوند بخشی از این رویاها متاسفانه به تحقق نمی‌پیوندد، یعنی وقتی وارد دانشگاه می‌شوند تازه وارد عرصه‌ای از مسائل و مشکلات جدید که ممکن است حتی دانشگاه به آن فکر نکرده باشد، می‌شوند، ایضا باید گفت دانشجویان نیازمند حمایت‌های روانی از مراکز مشاوره دانشجویان می‌شوند که عمدتا برخلاف آنچه که تصور می‌کردند به دانشگاه رسیدند، باید عملی می‌شد.

وی در ادامه افزود: مراکز مشاوره دانشجویی باید با رویکرد چهره به چهره به گفت‌وگو با دانشجویان آسیب دیده بپردازند و با رویکرد حمایتی، پشتیبانی و انگیزه‌دهی به آنها کمک کنند. این مدرس دانشگاه گفت: اینکه مراکز مشاوره دانشجویی مستقر در دانشگاه‌ها، مانند دیگر مراکز مشاوره عمومی بیرون از حوزه دانشگاه، منتظر مراجعه دانشجو باشند، یک خلاء محسوب می‌شود، مراکز مشاوره دانشجویی باید دنبال آسیب‌هایی که دانشجویان را در معرض خطر قرار می‌دهد باشند، یا دانشجویان آسیب پذیر را شناسایی کنند. کمک کردن به دانشجویان قبل از اینکه وارد عرصه خطر و مشکلات روان شناختی شوند از اولویت بالایی برخوردار است، فضای مشاوره دانشجویی به جای اینکه در ساختمان مدرن وشیک تاسیس شوند باید در فضای خوابگاه‌های دانشجویی باشند تا در اسرع وقت به نیازهای روانی حتی در حوزه مشاوره گروهی و فردی پاسخ‌دهی داشته باشد. 

دکتر بیاتی با اشاره به نقش مهم دانشگاه در ارتقای بهداشت روانی دانشجویان بیان کرد: دانشگاه قبل از پذیرش حجم انبوهی از دانشجو باید نیازسنجی انجام دهد زیرا در برخی رشته ها فضای کسب و کار و فضای اشتغال برای فارغ التحصیلان مهیا نیست و این مسائل به لحاظ روانی ناخودآگاه بر دانشجو تاثیر می‌گذارد و ناامنی روانی گاه آنها را به سمت آسیب‌پذیر شدن یا انجام بزه هدایت می‌کند، این بی‌برنامگی در پذیرش دانشجو در مقاطع مختلف باعث ایجاد بحران روحی و روانی در دانشجویان شده است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: دانشگاه‌ها برای پذیرش دانشجو باید محدودیت قائل شوند، نباید دانشجویان با بی‌برنامگی در جذب دانشجو و از طرفی فراهم نبودن امکان اشتغال بعد از فارغ التحصیلی بی رویه پذیرش شوند زیرا این پذیرش بی رویه دانشجو برای کشور خطر محسوب می‌شود، در واقع دانشگاه باید بین افرادی که مدرک می‌گیرند و کسانی که صاحب علم می‌شوند مرز قائل شود.

دانشگاه در واقع باید علم آموزی که در فرآیند خارج از دانشگاه برای دانشجو فایده داشته باشد را ترویج دهد. بعضا کتاب‌هایی در دانشگاه‌ها تدریس می‌شوند متناسب با شرایط فرهنگی،اجتماعی نیستند و این امر ممکن استباعث بحران در حوزه اجتماعی می‌شود.

ایسنا


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

سه شنبه, 19 آبان 1394 10:13

تجربه یک روز بد !

مشکلات مشاور و مشاوره در آموزش و پرورش از زبان یک مشاور  چند روز پیش یک شماره ناشناس در تلفن همراهم نقش بست. جواب که دادم متوجه شدم یکی از اولیای دانش آموزان است که سال گذشته در پی مشکلات پسرش بارها به مدرسه مراجعه کرده بود. امسال هم به همان مدرسه مراجعه کرده بود تا مرا ببیند اما متوجه شده بود که دیگر در آن مدرسه نیستم، لذا شماره مرا از مدیر مدرسه گرفته تا مرا در مدرسه دیگری ملاقات کند. قرار بود امروز به همراه پسرش به مدرسه بیایند تا در مورد مشکل پیش آمده با هم صحبت کنیم.

این هم از معضلات آموزش و پرورش است که مشاوران هر ساله در یک مدرسه جدید مشغول به کار می شوند و تا به خودشان بیایند و دانش آموزان و خانواده ها را بشناسند سال تحصیلی تمام شده و در مکان دیگری مشغول به کار می شوند.

خلاصه امروز قرار بود ایشان را در مدرسه ای که پسرش در آن تحصیل نمی کرد ملاقات کنم .

"مدرسه شهدای گمنام شهر سهند"

در یک نگاه مدرسه از نظر نظم و ترتیب نمونه است، همه دانش آموزان با یونیفرم در مدرسه حاضر می شوند، همه آنها کارت هوشمند دانش آموزی دارند که ساعت ورود و خروج آنها به مدرسه را برای اولیا پیامک می کند، مدیر بسیار فعالی دارد که در ابتدای سال با روی باز از مشاوره استقبال نمود به طوری که با خودم گفتم بعد از 14 سال خدمت در آموزش و پرورش بالاخره جایی را یافته ام که خیلی بهتر از بقیه جاهاست و مدیرش جایگاه مشاور را می شناسد و اهمیت می دهد.

بعد از گذشت 40 روز از آغاز سال تحصیلی آن روی دیگر مدیریت مدرسه خودش را نشان داد. کم کم متوجه این مسئله شدم که این همه های و هوی صرفاً برای بالا دستی هاست نه برای اعتقاد به کاری که انجام می دهد.

برای دیده شدن است و استفاده از پست مدیریت به عنوان سکوی پرتاب به مراتب بالاتر !

می پرسید استدلالم چیست؟

هر فعالیتی که نمود تبلیغاتی نداشته باشد مورد حمایت نیست. مثلاً من جلسه ای با اولیا داشتم که بسیاری از آنها صحبت هایم را ضبط کردند و آنهایی که ضبط نکردند خواستار این بودند که نوار جلسه در قالب CD در اختیارشان قرار بگیرد، حتی حاضر بودند هزینه را نیز بپردازند اما چون این کار برای بالا دستی ها نمود نداشت، انجام نشد.

همچنین اولیا خواستار برگزاری جلسات دیگری بودند تا در آن جلسات مشکلات خود را مطرح کنند، اما چون عکس های لازمه از جلسه کسب شده بود و دیگر عکسی نیاز نبود، جلسه بعدی پیگیری نشد.

در مقابل فشار آوردن به دانش آموزان منطقه ای فقیر نشین برای تهیه یونیفرم و پرداخت هزینه صدور کارت هوشمند، تا آخر پیگیری شد چون بالادستی ها می بینند. انگار مدیریت آنجا ایستاده که خودش را به بالا دستی ها نشان بدهد نه اینکه به مشکلات و مسائل دانش آموزان و خانواده ها و همکاران رسیدگی کند.

من اسم این مسئله را «  مدیریت رو به بالا » گذاشته ام !


بگذریم ...

امروز که این خانم 55 ساله به همراه پسرش به مدرسه مراجعه کرد مدیر گرامی اجازه ملاقات با من را به ایشان نداد ! و بهانه اش این بود که در سال های گذشته شنیده و یا دیده که مشکلاتی در این زمینه به وجود آمده و می ترسد مبادا دوباره مشکلی به وجود بیاید! چه مشکلی ؟

حتماً می ترسد مشاور مدرسه با یک زنی که جای مادرش را دارد به همراه پسر 18 ساله اش در اتاق کارهایی بکنند که آبروی مدرسه اش برود؟!

وا اسفا !
از این خانم عذر خواهی کردم و از ایشان خواستم که به همسرش بگوید فردا مرخصی بگیرد و به مدرسه دیگری بیایند تا در آنجا با هم صحبت کنیم. آن قدر عصبانی بودم که سردرد گرفتم و مجبور شدم یک مسکن از آبدارچی بگیرم. در اتاقم نسشته بودم و حیرت زده به مسئله پیش آمده فکر می کردم. یک انسان چقدر باید بد اندیش باشد و یا چقدر باید محافظه کار باشد که چنین رفتاری بکند؟

« مدیریت محافظه کارانه » پدر آموزش و پرورش را درآورده ...

در همین اثنا بود که دوباره گوشی موبایلم زنگ خورد. این بار از هسته مشاوره تماس می گرفتند. مسئول مشاوره اداره به من خبر داد که "یک جلسه در اداره ترتیب داده شده و قرار است در آن به علل و عوامل افت تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه بپردازیم. همین امروز تا 2 ساعت دیگر ! تا ساعت 4 هم جلسه طول می کشد و ناهار هم در اداره هستیم".

بله را گفتم و خودم را آماده کردم که در جلسه چه بگویم. در حالی که فکر های حادثه چند دقیقه قبل در ذهنم پرسه می زد. نزدیک ساعت 12:45 دقیقه بود که می خواستم از مدرسه بیرون بروم که مدیر درخواست کرد یک نامه مرخصی بنویسم و بعد بروم !

مبادا کسی از اداره بیاید و بپرسد مشاورت کجاست !

به او گفتم مگر با شما از اداره هماهنگ نکرده اند، مگر خود مسئول مشاوره با معاون پرورشی شما تماس نگرفته، مگر خود رئیس و معاونین در جلسه نیستند، دیگر این کاغذ بازی ها برای چیست؟!


کاغذ بازی هم پدر این آموزش و پرورش را در آورده ...


سعی می کردم سر موقع در جلسه باشم. راس ساعت 13 درب جلسه را باز کردم که همزمان با ورود من سرود جمهوری اسلامی هم پخش شد و به معنای شروع جلسه بود. برای اولین بار به خودم و به مدیریت جدید آموزش و پرورش به خاطر نظمی که دارد افتخار کردم. با خودم گفتم حتماً جلسه خوبی خواهد شد. سالی که نکوست از بهارش پیداست. اما افسوس که این سال فقط زمستان دارد.

بعد از 3:30 جلسه به این نتیجه رسیدم که ما را به عنوان « سیاهی لشگر  » دعوت کرده اند و منظورشان از افت تحصیلی هم افت خروجی ها در کنکور است.

اینکه همت کنیم تا دانش آموزان بیشتر در کنکور قبول شوند و معدل شان بالاتر برود. یعنی باید سعی کنیم که دانش آموزان را برای کنکور آماده کنیم و بی خیال معضلاتی که در آموزش و پرورش وجود دارد. معیار، قبولی در کنکور است.

 

اگر دانش آموزی می رود خودکشی می کند به درک، اگر بسیاری از دانش آموزان اعتیاد به اینترنت و موبایل دارند مهم نیست، اینکه افسردگی، اضطراب، و خود ارضایی بیداد می کند مهم نیست. اینکه دانش آموز هنوز رفتار اجتماعی را بلد نیست مهم نیست، اینکه والدین مستأصل شده اند در کنترل نوجوان خود مهم نیست و....

 

معیار یک مدیر موفق خروجی ها در کنکور است.

انگار آموزش و پرورش برای عده کمی دانش آموز درس خوان کار می کند و برای عمده دانش آموزانی که علاقه ای به درس خواندن ندارند و یا مشکلات روانی و خانوادگی اجازه پیشرفت به آنها نمی دهد کار نمی کند.
کلی حرف و ایده و طرح داشتم که در جلسه مطرح کنم اما وقتی جو جلسه را دیدم سکوت اختیار کردم و هیچ چیز نگفتم.

جایی برای حرف های من وجود نداشت.

خوب شد بعد از ناهار متوجه این مسئله شدم و بعد حرفهایم را خوردم وگرنه جایی برای غذا هم باقی نمی ماند.

جلسه که تمام شد سریع از اتاق بیرون آمدم و سوار ماشین قسطی ام شدم و بگاز تا منزل رسیدم. ساعت 5 بود. همسرم منتظر من بود و من با چهره ای درهم وارد شدم. یک مسکن دیگر بالا انداختم و شروع به نوشتن کردم تا بتوانم امروز را فراموش کنم...


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار / مرکز آمار اعلام کرد: ایرانیان روزانه ۲ساعت و ۴۶دقیقه فعالیت شغلی دارند و ۱۳ساعت و ۱۴دقیقه مربوط به نگهداری و مراقبت شخصی است.همچنین مردان یک ساعت و ۱۷دقیقه خانه‌داری می‌کنند.

گروه گزارش / در پاسخ به فراخوان سخن معلم ( این جا ) ، آقای  «  مهدی فتحی » یادداشتی را ارسال نموده اند .

ضمن سپاس از این همکار گرامی ، دوستان می توانند مطالب و یادداشت های خود را به مناسبت « 13 آبان ؛ سال روز تاسیس سایت سخن معلم » ارسال فرمایند .

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار / شرکت در چنین مراسمی اجباری نیست .

در این صورت ، مسئولان مربوطه و نیز وزارت آموزش و پرورش باید پاسخ گو باشند .

zehakdid


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

رسالت آموزگار و ضرورت رنسانس فرهنگی در آموزش و پرورش

درود بیکران بر آموزگاران و استادان
از پی یک تحقیق درباره تهران به این صفحه و به قولی سایت رسیدم و چون از اواخر دهه ی 50 تا اواسط دهه‌ی 60 آموزگار رسمی بودم و بعد... با عنوان آموزگار به دورم و گاهی هنر تدریس می کنم. اما هنوز به دلیل عشقی که به آن دارم و از آن محروم شدم، خود را آموزگار می دانم.

این مقدمه را گفتم که شدت علاقه ام به مباحث شما عزیزان را بیان کنم. و اما ...

رسالت آموزگار و ضرورت رنسانس فرهنگی در آموزش و پرورش   عزیزان به مطلب آقای کاشفی  ( این جا )  به عنوان یک نظر و دغدغه های یک فرهنگی یا یک شهروند نگاه کنید و نکته های تازه اش - اگر دارد- را بیاموزیم و یا با استدلال و بیان یک آموزگار پاسخ دهیم و یا بهتر از پاسخ، ما هم نظر بدهیم. چرا حاشیه ها را دامن می زنید. بله باید موارد اشکال را مثل : شیوه ی بیان و رعایت حرمت و... یادآوری کرد اما نباید جوهر موضوع را فدای این درگیری سطحی نمود.
به باور من ایشان هشدار می دهد که باید متوجه ریشه ها باشیم. فساد و اشکال اساسی در ریشه است نه بحث یک جرم رخ داده شده !

این گونه فجایع و دیگر فجایع که روح و فکر و قلب همه ی ما را می آزارد شاید بازهم رخ دهد. اما از خود بپرسیم چرا ممکن است رخ دهد؟ برخی دوستان هم در مثال مناقشه می کنند.

بله یک مثل را می توان از زاویه های مختلف دید و بررسی کرد اما بیایید ابتدا از زاویه دید ایشان و درست در ارتباط با موضوعی که بیان می‌کند ارزیابی کنیم و بعد اگر مخالفیم و یا اشتباه می پنداریم ، مطرح کنیم.
دوستان ریشه ی بزرگترین و بیشترین مشکلات اجتماعی ما که دودش هم در چشم خودمان می رود از ناکارآمدی و به قولی پوسیدگی و ویرانی نظام آموزشی است. علم مختص به یک منطقه و مردم و نژاد خاصی نیست.

بنابراین بیایید آموزش و پرورش در کشورهای اروپایی، امریکا و کشورهای آسیایی رو به رشد را مطالعه کنیم و بخواهیم که تغییر کنیم و این نظام نا کارآمد را تغییر دهیم. درست است که آموزگار( به قول عام معلم ) برای رفع کسری درآمد و تأمین هزینه زندگی به ناچار دو و چند شغله شده و فرصت مطالعه ندارد اما تا ما ندانیم و نخواهیم بدانیم و تغییر نکنیم نمی توانیم منشاء تغییر باشیم و نمی توانیم فرزندان این آب و خاک را با آموزه های کهنه ی خود به سرمنزل مقصود برسانیم و تغییری در فرهنگ جامعه به وجود نمی آید .


ما و نظام آموزشی باید با هم تغییر کنیم.

اما ابتدا ما هستیم که باید از مدیریت فرهنگی و نظام آموزشی کشور تغییر در کل مرتبه های نظام را خواستار باشیم. از پیش دبستانی تا دانشگاه مطالب درسی باید رابطه ملموس با جامعه داشته باشد تا در یک تلاش همگانی شاهد گسترش برد باری و احترام و رعایت شخصیت خود و دیگری در تمام عرصه ها از آداب و قوانین رانندگی و همسایه مداری و رفت و آمد شهری تا دیگر قوانین باشیم.

حقوق کودک و حفظ طبیعت و منابع طبیعی و حقوق شهروندی و حقوق صنفی و آزادی قلم و اندیشه و ابراز نظر و فرصت های شغلی برابر و انسان های اندیشه ورز و با اعتماد به نفس و شجاع و خلاق زمانی پدید می آید و رشد می کند و ثبات می یابد و در طول روند اجتماعی به طور پویا تغییر خواهد کرد که برای داشتن آن هم بخواهیم و هم تلاش کنیم و هم برنامه داشته باشیم.

 

هنگامی که زمان انتخابات مجلس و ریاست جمهوری می رسد باید دید چه کسی دغدغه اش تغییر بنیادی فرهنگ و ادب و پویایی است و برای این مطالب برنامه دارد.

 

رسالت آموزگار و ضرورت رنسانس فرهنگی در آموزش و پرورش  باید از هر فرصتی برای نشر این اندیشه بهره جست. شوراهای مدارس را جدی بگیریم . شوراهای آموزگاران ، شوراهای دانش آموزان و... مکان ها و فرصت هایی است که می توان به رشد اندیشه و بالاندگی خرد کمک کرد و هرجا فهم و اندیشه راه یابد جهل و سطحی نگری کنار می رود.

   به خود بیاییم و نخست خود را در برابر موارد و مسایل دور و برخویش مسؤول بدانیم تا بتوانیم دیگران را نیز به این باور برسانیم. در محیط کار و زندگی و در انجام هر کاری با دقت و بردبار باشیم. گفتم هر کاری حتا حرف زدن و نوشتن .
دوستان از من رنجیده نشوید خود نیز دچار اشتباه زیادی هستم و هر روزه درپی یادگیری و تا آخر عمر هم باید از دیگران بیاموزم اما کمی به نوشته های خود دقت دوباره کنید. جدا از مضمون که به طور کلی اشاره کردم که خیلی ها به حاشیه رفته اند.
به واژه ها توجه کنید . به واقع کسی که آموزگار است باید به جای استفاده از زبان فارسی ( پارسی) این همه واژه های  بیگانه به کار برد؟!

اگر معادل آنها نبود قبول اما بسیار واژه های زیباتر و رساتر داریم که دوستان دقت نکرده اند. چرا؟! مگر نباید به عنوان یک آموزگار بدانیم فعل " می باشد " و " نمی باشد" جعلی است؟ و درست آن است که بنویسیم " است " و "نیست" .

هنگامی که هنوز آموزگار این مملکت نشانه جمع بستن را نمی داند و به جای استفاده از " ها" و "ا ن" از "ین" استفاده می کند و واژه فارسی را با قاعده عربی جمع می بندد؛ باید این بی دقتی _ یا نابلدی_ را پای چه گذاشت؟

 

آیا شیوه و روند استخدام در این نظام و نیز شیوه ی آموزش آموزگاران و تربیت علمی ، ادبی، فرهنگی آنان درست است؟


همین نکته به ظاهر کوچک را بیان کردم تا بدانید در تمام عرصه ها گرفتار بی دقتی و کم توجهی هستیم ، آن موقع با این سطح از توجه - در برخی کم آگاهی و نابلدی- توقع داریم نظام آموزشی کشور تغییر کند ؟

وقتی آموزگاری در متن می نویسد " این حقیر" توقع داریم به شاگردان درس اعتواد به نفس و سرافرازی دهد؟ دوستان دوری و پرهیز از غرور نابه جا متفاوت است با فرهنگ مظلوم و بنده و برده پروری!

ای که به فقر و بلا آلوده‌ای
نه به روز و نه به شب آسوده‌ای
مزه ی رنج را ماه و سال چشیده ای
به یقین درد نداری تا جنون کشیده‌ای
فکر خویشتن تا کنون تو بوده ای؟
رسم باطل تا کجا ستوده ای؟
چون ندانی که ندانی گرفتار آمدی
پیش چشم محرمت زار آمدی
جهل تو آن دشمن دیرین توست
فهم تو آن ثمن شیرین توست
راستی کشته شد در باغ فین
تو به کی آیی بخود ای نازنین

اگر آن آموزگار با دستان جهل به قتل رسید خون اش همکاران و دوستان را به خروش آورد که صحبت کنند و همگی از هم بیاموزیم.

کاش بی فاجعه دورهم جمع شویم و از هم بیاموزیم و از وحدت دل هم لذت ببریم.

" یاد همه ی آموزگاران و تلاشگران جبهه ی مبارزه با جهل و فقر گرامی باد"

اگر از دیدگاه خویش در متن من با جمله یا موضوعی بی ربط و یا اشتباه مواجه شدید پیشاپیش پوزش می خواهم و پذیرای درستی آن هستم.


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در آموزش نوین

دل نوشته یک معلم برای مظلومیت آموزش  نمی دانم در این مملکت چرا برای هر چیزی باید نگران شد و احساس خطر کرد ، غیر از آموزش. برای هر چیزی باید بسته ی " خروج از بحران " و بسته ی" نجات " ارائه داد ، غیر از آموزش .

البته خود آموزش و پرورش هر از گاهی لطف کرده ، قبول زحمت نموده و بسته هایی تحت عناوین خاص ( 3-3-6 ، سند تحول ، نقشه ی راه و ... ) برای مثلا نجات آموزش ، به جامعه ی آموزشی عرضه می کند که بیشتر از آن که " یار شاطر " باشند ، " بار خاطر " می شوند .

به هر حال باید قبول کرد که در این مملکت دیواری کوتاه تر از دیوار آموزش وجود ندارد ؛ آموزشی که مظلوم و مهجور مانده است .


و اما دولت مردان باید بدانند که هر آنچه امروز در زمین آموزش و پرورش می کارند ، فردا روز همان را درو خواهند کرد . اگر امروز آنها برای نجات اتومبیل ، یخچال ، اجاق گاز ، تلویزیون ، ماشین لباس شوئی و ... . بسته ی مخصوص ارائه کرده و آموزش را با هزاران هزار بدبختی و مصیبت به حال خود رها می کنند ، فردا روز برای آموزش و فرهنگ ، فقط باید فاتحه بخوانند و بر سر و سینه بکوبند .


افسوس که در جامعه ی ما ، اتومبیل و لوازم خانگی بیشتر از معلم و دانش آموز و آموزش ارزش دارند .

افسوس که ریشه و اساس کار رها شده و فقط به شاخ و برگ بها داده می شود . از دولت مردان انتظار می رود ، وضعیت فعلی آموزش را درک کرده و به داد آن برسند . برای نجات آن هم بسته ای ارائه کنند . نفس آموزش در این مملکت به شماره افتاده و نیاز به درمان فوری و قطعی دارد .

اگرچه یکی از راه های درمان ، ادامه ی فعالیت ها و حرکت های صنفی معلمان است ، ولی این کافی نیست و دولت مردان نیز باید ذهنیت خود را نسبت به مقوله ی آموزش هر چه سریعتر عوض کنند .

برای اینکه حق مطلب ادا شود و توانسته باشم « مظلومیت آموزش » را به تصویر بکشم ، دل نوشته ی زیر را تقدیم تان می کنم.


بیچاره آموزش
*بیچاره آموزش که با تغییر هر وزیر و امیری ، اسیر و ابیر می شود .
*بیچاره آموزش که آن را بسیار جُسته ایم ، می یافت نشود .
*بیچاره آموزش که به خاطر تقاضای فراوان ( 35 نفر در کلاس) به محض عرضه ، کمیاب و حتی نایاب می شود .
*بیچاره آموزش که همچون طفل بی پدر مادری می ماند که همگان برایش می شوند پدر و مادر .
*بیچاره آموزش که فقط آمار و ارقام و درصد قبولی اش شده وسیله ارتقاء و امتیاز گیری و بقا .
*بیچاره آموزش که هر موقع به ذهن مان آمد ، یاد بحران مالی یونان و مطالبات چایکاران شمال افتادیم .
* بیچاره آموزش که هر موقع به ذهن مان آمد ، یاد مصرع معروف " تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا " افتادیم.
*بیچاره آموزش که همچون شمع فقط می سوزد و می سوزد و ما را هم می سوزاند .
*بیچاره آموزش که هر کس مدافع او شد گرفتند و بردندش !
*بیچاره آموزش که انیس و مونسی به نام "اوین " دارد .
*بیچاره آموزش که به خاطر تعظیم بیش از حد در برابر سازمان بودجه ، به دیسک کمر مبتلا گشته .
*بیچاره آموزش ، بیچاره آموزش بیچاره آموزش !


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

وام 25 میلیونی خرید خودرو   دولت تصویب کرده است که بانک ها برای خرید خودرو، 25 میلیون تومان وام بدهند. 
حال سود این وام چقدر است و آیا اساساً خرید خودرویی که مدام مستعمل تر می شود و قیمت اش کمتر، با وامی که روز به روز سود بانکی اش افزون تر می شود ، به صرفه هست یا نه؟ موضوع دیگری است که مقال و مجالی دیگر می طلبد.

در این یادداشت می خواهم نگاهی به وام خودرو ، از منظری دیگر داشته باشم:

1 - وقتی به دلیل راه اندازی کمپین "نه به خودروی بی کیفیت" و "رکود اقتصادی"، خودروهای تولیدی خودروسازان روی دست شان ماند، دولت به تکاپو افتاد تا مشکل آنها، به ویژه دو شرکت ایران خودرو و سایپا را حل کند.
از این رو، ارائه کمک ها و تسهیلات صدها میلیارد تومانی به این دو مجموعه را در دستور کار خود قرار داد و بعد از آن که دید این اقدامات مؤثر نیستند، وام خودرو را به رقم بی سابقه 25 میلیون تومان و 80 درصد قیمت خودرو رساند تا مردم تشویق به خرید از خودروسازان داخلی شوند.

چرا دولت این کارها را انجام داد؟ پاسخ مشخص است: چون خودروسازان به مشکل برخورده بودند.
حال سؤال اینجاست که در این کشور، آیا فقط خودروسازان مشکل دارند و بقیه بخش های اقتصادی کشور، از صنعت نساجی و کیف و کفش گرفته تا مواد غذایی و لوازم خانگی و ساختمانی، بدون مشکل در حال فعالیت و شکوفایی اند؟!

آیا بقیه صنایع کشور، فرزند ناتنی دولت اند و دو خودروساز معروف، نورچشمی اند؟! 
اگر دولت همین دغدغه و همتی که برای رفع مشکل خودروسازان دارد را درباره سایر مشکلات می داشت، آیا ایران بهتری نداشتیم؟!
آیا این یک بام و هوا ، شائبه برانگیز نیست؟!

2 - شاید گفته شود که این وام برای آن است که با خرید خودرو، صنایع وابسته به آن نیز به حرکت درآیند و رشد اقتصادی ایجاد شود. 

این،نابخردانه ترین راه برای ایجاد رشد اقتصادی در کشور است چرا که هر چند ممکن است با فروش چند صد هزار خودرو در کوتاه مدت، خونی به رگ های اقتصاد تزریق شود ولی در دراز مدت، به دلیل آن که تحولی اساسی در کیفیت خودروها و مدیریت کلان خودروسازی (دولتی و شبه دولتی بودن شان)، صورت نمی گیرد، مشکل عمیق تر هم می شود.

این موضوع یادآور تصمیمی است که در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی درباره خودروسازان گرفته شد.
در آن زمان، موضوع بحث در هیأت دولت این بود که برای نوسازی خودروهای کشور در دوران بعد از جنگ چه کنیم؟ طرح اولیه این بود که بودجه ای یک میلیارد دلاری برای خرید خودرو از خارج اختصاص یابد.
با این حال، وزرای صنعتی دولت، رأی دولت را عوض کردند و قرار شد این مبلغ، به خودروسازان داخلی اختصاص یابد تا بتوانند خود را بازسازی و خودروهای جدید تولید کنند.

هر چند در آن زمان، با این مصوبه از خروج یک میلیارد دلار ارز از کشور جلوگیری شد و دو خودروساز داخلی، نفسی تازه کردند ولی این پول که نه حاصل زحمات خودروسازها که محصول یک تصمیم سیاسی بود، خودروسازی ایران را رانت محور تر و غیر رقابتی تر کرد و فاجعه تشدید شد.
بعد از آن هم مصائبی مانند آلودگی هوا، تصادفات رانندگی، مصرف بی رویه بنزین و ... باعث شد که بسیار بیشتر از آن یک میلیارد دلار، از کشور خارج شود؛ هزینه های غیرقابل جبران جانی هم که جای خود را دارد.

امروز هم با تقدیم رسمی رانت جدید به خودروسازان، نه تنها به خودروسازی کشور کمک نمی کنند بلکه این "نوزاد 50 ساله" را لوس تر و بی مسؤولیت تر می کنند تا "مصیبت خودروهای بی کیفیت در ایران"، همچنان ادامه یابد.

3 - واقعاً جای تأسف و حیرت است که در این کشور وام ازدواج برای جوانانی که قصد تشکیل خانواده دارند، سه میلیون تومان است ولی برای خرید یک خودروی بی کیفیت 25 میلیون تومان می دهند.
غم انگیز است که بیماری در شرف مرگ، برای گرفتن وام درمان 3 تا 5 میلیون تومانی (آن هم اگر بدهند) باید کلی مدارک و اسناد و ضامن و چک و سفته و ... به بانک ببرد و مراحل طولانی را طی کند تا اگر نمرد، وام بگیرد ولی دولت محترم با گشاده دستی و مهربانی اعلام می کند که دریافت وام خودرو، نه تنها ضامن نمی خواهد بلکه اصلاً نیازی به مراجعه به بانک هم نیست و فقط کافی است خریداران به نمایندگی های خودروسازی بروند و پیش پرداخت بدهند.

به راستی چه شده است که نظام بانکی که همیشه در جواب متقاضیان وام، می نالد و بهانه می آورد که وام ندهد، وقتی به خودروسازان می رسد، رنگ عوض می کند و دست و دلباز می شود ؟!

آیا در نظر دولت، فروش خودروهای باد کرد در انبار دو خودروساز مهم تر است یا جان و سلامتی مردم و ازدواج جوانان؟!
معلوم است که برای دولت، دو شرکت خودروسازی که مدعی خصوصی بودن هم هستند، از میلیون ها جوان در آستانه ازدواج و بیماران نیازمند مهم ترند و الّا این گونه اولویت بندی نمی کرد!

... و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل !

عصر ایران


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور