صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

فرآیند نهادسازی و مدنیت در آموزش و پرورش و جایگاه دانش آموز

13 آبان به عنوان یک روز تاریخی و یک نقطه عطف یادآور حوادث و وقایع مهمی در تاریخ انقلاب اسلامی است .

ابن روز با این که " روز دانش آموز " نامیده شده است اما به نظر می رسد دانش آموزان به عنوان یکی از ارکان نظام آموزشی نقش چندانی حتی در برگزاری آن ندارند .

البته این وضعیت  مختص به این روز نیست و می تواند قابل تعمیم به سایر سطوح و نقش های دیگر در درون نظام آموزشی هم باشد .

شاید در میان انواع وجوه و ابعاد در نظام آموزشی که برای دانش آموز متصور است ، فراموش شده ترین نقش می تواند همان " تربیت سیاسی " باشد .

در این جا منظور ما از تربیت سیاسی ؛  سیاسی بازی ، سیاسی کاری و یا نگاه ابزاری به دانش آموز جهت نیل به برخی اغراض و یا اهداف سیاسی نیست .

تربیت سیاسی ناظر بر طراحی سازوکار و برنامه ای است که مهم ترین وجه آن « تربیت شهروند » و پرورش « تفکر انتقادی  » است .

شاید در نظام آموزشی ما که مهم ترین کارکردش " حافظه محوری " و عدم توجه به پردازش مهارت های زندگی است این مفاهیم کمی نامانوس و یا غیرملموس به نظر برسند .

دانش آموز به عنوان یک " کلیت انسانی " دارای کرامت و هویت است و هیچ گاه نباید به عنوان یک ابزار که قابل هدایت به هر جهت و یا کارکردی است نگریسته شود .

یک جامعه توسعه یافته و پایدار محل بروز رفتارهای مدنی است .

پیامدها و یا نتایج طبیعی این روند می تواند مسووليت‌پذيری، قانون مداری، نقدپذيری، انتقادگری، پاسخ گويي، پرسش گري و اعتماد باشد .

چنان چه بروز این رفتارها در جامعه ما کم رنگ و حتی بی رنگ مشاهده می شود باید به خاستگاه رفتارهای مدنی که " مدرسه " است پرداخت و جست و جوی ریشه و یا منشا عدم بروز رفتارهای مدنی خارج از چارچوب " مدرسه و خانه " بیراهه رفتن و یا دادن آدرس های اشتباه است .

 

دانش آموز ؛ نهادهای دانش آموزی و حلقه مفقوده

یکی از مهم ترین ضعف های نظام آموزشی ما ، نپرداختن به مهارت های زندگی جمعی و تمرین " با هم زیستن " است .

در نظام آموزش و پرورش نهادهایی با نام " دانش آموز " شکل گرفته اند . نهادهایی مانند بسیج دانش آموزی ، سازمان دانش آموزی ، اتحادیه انجمن های  اسلامی دانش آموزان ، شورای دانش آموزی در مدرسه و نیز مجلس دانش آموزی .

با وجود این همه نهاد که مخاطب اصلی و عمده آن دانش آموزان هستند اما کم تر شاهد رفتارهای گروهی و نظام مند در دانش آموزان هستیم .

می توان این فرضیه و یا گزاره قوی را مطرح ساخت که « نهادسازی  » در آموزش و پرورش و حداقل در مورد دانش آموزان به درستی تعریف و یا تبیین نشده است .

با وجود داشتن تاریخچه ای قابل توجه در شکل گیری این نهادها ، مسئولان و حتی کادر مدرسه و معلمان خیلی دانش آموز و نهادهای دانش آموزی را جدی نمی گیرند .

استمرار این بی اعتنایی به نقش ها و کارکرد نقش ها در مدرسه و در نظام آموزشی موجب شده است که  جامعه ما تابع رفتارهای گروهی و نظام مند نباشد و غالب بودن رفتارهای فردی بر نقش های اجتماعی ، جامعه  ما را تبدیل به " توده ای غیر قابل پیش بینی و احساسی "  کرده است که همه چیز آن در دقیقه آخر مشخص می شود !

اگر نهادسازی در جامعه ما ضعیف است و افراد رغبت و یا انگیزه ای برای رعایت " اصل مشارکت " در خود احساس نمی کنند باید ریشه این رفتارها را در درون مدرسه و نیز  تعامل آن با نهاد " خانواده " جست و جو کرد .

نخستین اتفاقی که باید بیفتد این است که این گونه مفاهیم باید از نو " بازتعریف " شوند .

در نظام آموزشی ما ، تربیت سیاسی از طریق بخشنامه و یا دستور العمل های اداری  و یک شبه اتفاق نمی افتد .

مهم آن است که معلمان خود این مسائل و ضرورت آن را فهمیده و به ضرورت کاربست آن جهت رسیدن به یک جامعه پایدار  باور داشته باشند .

بدون همکاری معلمان تحول خاصی در وضعیت موجود رخ نمی دهد .

برگزاری انتخابات شورای دانش آموزی در مدارس نباید حالت فرمایشی داشته و فقط به چشم « اجرای یک بخشنامه اداری » و یا « رفع تکلیف » به آن نگریسته شود .

مهم ترین کار می تواند زمینه سازی و بستر سازی برای مشارکت مستمر و مسئولانه دانش آموزان برای پذیرفتن درست و کاربست نقش ها باشد .

لازم است که در مورد این گونه مسائل در مدرسه « فرهنگ سازی » صورت بگیرد و کادر مدرسه و معلمان این انتخابات و مشارکت در امور را جدی بگیرند .

مهم ترین عاملی که به نظر می رسد در برابر این گونه تغییرات مقاومت می کند ذهنیت " کاهش اقتدار مدرسه و معلمان در برابر قدرت گرفتن نهادهای دانش آموزی " است .

این اصل منطقی را باید بپذیریم که تحقق منافع دانش آموز  و معلم و در مقیاس کلان نظام آموزشی نه در عرض یکدیگر که تابع یک " رابطه طولی " است .

 

تمکین دانش آموزان به قانون مداری و رعایت قواعد و کارهای جمعی می تواند امر آموزش را برای معلمان تسهیل و حتی تسریع نماید ضمن آن که  می تواند الگویی برای نهادسازی در آینده و در مورد سایر نقش های اجتماعی نیز باشد .

 

نباید فراموش کرد که این گونه سازو کارها تمرین دموکراسی وزندگی جمعی است و « مسئولیت پذیری » در فرآیند انتخاب ساخته و پرداخته می شود .

" منشور حقوق دانش آموزی " که قبلا مصوب شده است باید بدون ترس از تبعات احتمالی آن و با برنامه ریزی و توجیه همه عوامل به دانش آموزان آموزش داده شود .

دانش آموزان باید با نهادهایی مانند مجلس دانش آموزی و کارکرد آن آشنا شده و با هم بودن را به عنوان یک " فرصت " بنگرند .

تعامل نهادهای مختلف دانش آموزی  - انتخابی و انتصابی –  در کنار همراهی با دو نهاد خانواده و مدرسه در مسیر ساختن " انسان مسئول  می تواند جامعه  ما را از انواع آسیب هایی که آن را احاطه نموده است و هزینه های مختلفی را بر آحاد جامعه تحمیل می کند برهاند .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در دیدگاه
جمعه, 15 آبان 1394 13:56

یک آجر دیگر در دیوار

وقتی بزرگ شدیم و مدرسه رفتیم

بعضی ها از معلم ها بودند که می خواستند

بچه ها را با هر شیوه ای که می توانند اذیت کنند

بعداز من تکرار کنید ...

بعداز من تکرار کنید ...

ما احتیاج به تحصیلات ( تعلیم و تربیت ) نداریم

ما احتیاج به هیچ کنترل فکری نداریم

آهای !

معلم !

این بچه ها را تنهایشان بگذارید ...


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در دانش آموز

بحران بخشنامه بازی در نظام آموزش و پرورش ایران  از اول مهر تا الان ، عمدتاً درگیر پاسخ گویی به بخشنامه های اداره بوده ایم . از این بخشنامه راحت نشده ، بخشنامه ای دیگر از راه می رسد و خفت مان می کند . خیلی از این بخشنامه ها ، ریالی ارزش ندارند ( به جز تعداد محدودی بخشنامه که در برگیرنده ی بعضی امور مهم هستند ) . امروز همین طوری زد به سرم تا دوباره نیم نگاهی به بخشنامه های مهر ماه بیندازم .

شاید باور نکنید ، دیدم 115 بخشنامه این ماه رو سایت اداره قرار گرفته است . البته اداره ای ها چندان مقصر نیستند . آنها هم اسیر بالا دستی های خود هستند .

راحت تان کنم ، هر مدرسه سه چهار نفر آدم بیکار می خواهد که فقط بنشینند و در مدرسه با هیچ چیزی هم سر و کار نداشته باشند و فقط بخشنامه ها را پاسخ بدهند !

تازگی ها مد شده که اول هر بخشنامه « یک کد استراتژیک » هم آورده می شود که مثلا نشان داده شود که بخشنامه ها از اهمیت بالایی برخوردار هستند و کارها حساب کتاب دارند . آموزش هم که الا ماشاءالله تعطیل . تو خیلی از مدارس ، آموزش شده یک امر حاشیه ای و یک اولویت دست چندمی .

یکی نیست به مقامات بالا دستی بگوید بابا جان تو را به خدا دست بردارید از این حواشی و زوائدی که به آموزش دارید تحمیل می کنید .

تو را به خدا به داد آموزش برسید . واقعا برای پاسخ گویی به این همه بخشنامه ، باید از آموزش بچه مردم زد . از آنجا که در شرایط فعلی حاکم بر مدارس ، پاسخ گویی به بخشنامه ها یک کار تزئینی است و نشان دهنده خوش خدمتی و ارادت خالصانه به بالا دستی هاست ، خیلی از مدیران این کار را بر عوامل اجرایی فرض مسلم دانسته ، به کرار از آنها می خواهند که نسبت به این امر حساس باشند.

سال های قبل که خبری از این جور بخشنامه ها و زوائد الکی نبود ، وضع آموزش خیلی بهتر بود . دانش آموزان هم با سوادتر بودند و هم از قدرت تفکر و تجزیه تحلیل بهتری برخوردار بودند . خیلی از امور هم بی دغدغه و بی درد سر انجام می گرفت و جلو می رفت . برای اینکه حق مطلب ادا شود ، در این رابطه دل نوشته ای را خدمت همکاران تقدیم می کنم.

بحران بخشنامه بازی در نظام آموزش و پرورش ایران


یادش به خیر
دلم برای حال و هوای درس و مشق دوران مدرسه ام تنگ شده . دوره ای که ادب و فرهنگ تو مدارس حرف اول رو می زد . اون موقع خیلی صحبت از تغییر و تحول ( بنیادین ) نبود . این پروسه خواه ناخواه در درون ما اتفاق می افتاد. از اون روزی که دم از تغییر در آموزش و پرورش زده شد ، ادب و احترام هم از مدارس رخت بر بست  ، چون که فقط حرفش زده شد و تو عمل هیچی در کار نبود . تغییر فقط تو شکل و ظاهر اتفاق افتاد و خلاصه شد به سناد ، دانا ، بکفا ، اتوماسیون ، طرح درس ماهانه و سالانه ، بخشنامه های رگباری ، درصد قبولی و ...

یادش به خیر ، اون موقع ها خروار خروار بخشنامه بار مدارس نمی کردتد . مدارس در عین سادگی اعتبار و اقتدار داشتند . دلم برای کارنامه های دست نویس اون موقع تنگ شده ؛ دست نوشته هایی که صد می ارزیدند به کارنامه های کامپیوتری صوری امروزی که فقط به درد درصد قبولی نامبارک آموزش و پرورش می خورند .

کتک خوردن های اون دوره هم خیلی بهتر از نازکشیدن های ظاهری امروزین و روش های مثلا احترام آمیز بعضی از مسوولین آموزشی بود .

آری !

دلم در این هوای ناپاک آموزشی عجیب گرفته ...


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

آموزش و پرورش و تربيت شهروند محور  در دنياي سنتي فرزندان در خانواده كه متولد مي‌شدند در منظر والدين و اقوام و بستگان همچون يك سرمايه خانوادگي و قومي مورد توجه قرار گرفته و در تربيت او تلاش‌هاي لازم صورت مي‌گرفت، در درجه نخست پدر و مادر وظيفه داشتند هفت سال اول را در دامان خود و در محيط خانواده مراقبت لازم را انجام دهند تا از لحاظ جسمي سلامت و توانمندي كودك تامين و تضمين شود. در اين راستا مادران و پدران جوان از تجربه بزرگان بهره مي‌گرفتند تا كودك، گرفتار بيماري و مشكلات جسمي نشود. انواع و اقسام نسخه‌هاي گياهي و توصيه‌هاي روحي و رواني كه بسياري متكي بر تجربه‌هاي خام و خرافات بود تجويز مي‌شد تا به قول معروف كودك از آب و گل درآيد.

در اين دنياي سنتي منبع تجويزها ، تجربه بزرگ‌ترها و باورهاي مذهبي و سنتي بود كه از كوچك‌ترين تا بزرگ‌ترين مسائل تربيتي را برايش راهكار مي‌داد تا با عملي كردن آن كودكي سالم و توانمند تحويل قوم داده شود و سربازي بر لشكر قوم افزوده و يك نيروي كاري به جمع خانواده اضافه شود.

پس از كودكي در نوجواني و جواني نيز براي تربيت نزد بزرگان علم و ادب گذاشته مي‌شدند تا دانش لازم را براي شكل‌گيري بينش و نگرشي كه مورد نظر آنها بود بياموزند، جهان‌بيني و ايدئولوژي هر قوم و باورهاي قومي با تعصب و جديت به فرزندان آموخته مي‌شد، وفاداري به اين باورها خط قرمزي بود كه به طور مطلق در نظر و عمل بايد خود را نمايان مي‌ساخت. هر كودك، نوجوان و جواني كه از همان ابتدا در اين راستا از خود استعداد و علاقه نشان مي‌داد مورد توجه بزرگان قرار مي‌گرفت و اين توجه او را آماده مي‌ساخت تا در سلسله مراتب قدرت قومي جايگاه ويژه‌اي پيدا كند.

مهارت‌هاي شغلي هم بيشتر نزد پدران و مادران آموخته مي‌شد. هر فرزندي چه پسر چه دختر براساس باورها و نيازها براي مهارت‌هاي خاصي آموزش داده مي‌شدند و سير شاگردي به استادي همچون سنت هميشگي طي مي‌شد. فرزند امروز شاگرد پدر و مادر و استاد فرداي فرزندان خود بود و اين نظام آموزشي و تربيتي دنياي سنتي، افراد را براي خدمت به خانواده و قوم در ابعاد مختلف تربيت مي‌كرد.

اما پس از تحولات جوامع و عبور از دنياي سنيت به دنيا صنعتي، و مدرن شدن بشر، در عرصه تعليم و تربيت نيز تحولي بزرگ رخ داد هم از نظر فلسفه تعليم و تربيت و هم از نظر كاركردها و اهداف، كه تا به امروز اين تحول سير خود را داشته و نظام‌هاي آموزشي متفاوتي را هم رقم زده است.

آنچه به‌رغم تفاوت نظام‌هاي آموزشي بايد فصل مشترك باشد و مورد توجه جدي قرار گيرد رويكرد تربيتي است كه از الزام‌هاي زندگي در دنياي مدرن است به ويژه در عصر حاضر كه جهان تبديل به دهكده‌اي كوچك شده است و هر كس پنجره‌ زندگي‌اش را در هر لحظه‌اي مي‌تواند به روي هر ساكن اين دهكده در هر جايي از جهان بگشايد و با او سخن بگويد بدون نياز به بلند شدن از روي صندلي يا مبل اتاقش.

قواعد و قوانين پيونددهنده انسان‌ها در جوامع مدرن و در دنياي امروزي در عرصه داخلي كشورها با فرآيندي دموكراتيك به تصويب مي‌رسد و در عرصه بين‌المللي نيز در تعامل نمايندگان كشورها در سيري دموكراتيك و حقوقي مصوب مي‌شود.

در اين جوامع و در اين دنيا نظام آموزشي و تربيتي بايد هر انسان را سرمايه‌اي بداند براي تمام انسان‌هاي روي كره زمين و سرمايه‌اي بداند براي جامعه و كشوري كه به آن تعلق دارد و تعهدات متقابلي را بايد مورد توجه قرار دهد، بنابراين هدف بايد با رويكرد تربيت «شهروند محور» دنبال شود يعني كودكان و نوجوانان در نگرشي همه‌جانبه در ابعاد مختلف شناختي، اجتماعي، عاطفي، سياسي و اقتصادي و حرفه‌اي به‌گونه‌اي تربيت شوند كه عنصري مفيد براي جامعه خود و براي دنياي خود باشند، هر نظامي كه شهروندان خود را مسوول و متعهد، صلح‌جو و آزاديخواه، پرسشگر و پاسخگو و از اين قبيل موارد بار نياورد محكوم به شكست است.

با كمي دقت و تامل مي‌توانيم مصاديق فراواني از نظام‌هاي آموزشي مغاير با رويكرد شهروند محوري متكي بر الزام‌هاي زندگي دنياي مدرن را نشان دهيم كه نه‌تنها براي جهان امروز كه براي جوامع خود نيز مفيد نبوده‌اند و ابزارگونه سرمايه‌هاي انساني را به هدر مي‌دهند.

روزنامه اعتماد


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

بحران هویت در نوجوانان و تغییر و تحول دوران نوجوانی  بحران مربوط به نوجوان/ باید این امر را یادآوری کرد که نوجوانی دوران تغییر، تحول و گذار است. بحرانی که در این دوره از زندگی ممکن است بروز کند در وهله‌ی اول جنبه‌ای درونی دارد. شخصی که تا چندی قبل کودک بوده حالا بدن جدیدی دارد، تغییرات بدنی به طبع تغییرات روحی را به دنبال خود می‌آورد. نوجوان با بحرانی هویتی دست‌وپنجه نرم می‌کند و دائماً از خود می‌پرسد: «من چه کسی هستم؟!»

تا این دوره از زندگی بدن و نیز والدین رفرنس‌های اصلی شخص محسوب می‌شدند ولی از الآن به بعد دیگر این‌طور نیست. سایه‌ی شک و تردید چه ازلحاظ فیزیکی و چه ازلحاظ روانی وارد زندگی نوجوان می‌شود. یکی از دلایل اصلی‌ای که نوجوانان تمایل زیادی به استفاده از آینه نشان می‌دهند نیز همین است. وی در طول روز ممکن است چند بار جلوی آینده برود و بدن جدید خود را برانداز کند، چراکه می‌خواهد مطمئن باشد بدن جدیدش خوب است و دیگران تصویر خوبی از او دارند. این مسئله شاید به نظر بسیاری بی‌معنی به نظر برسد اما یکی از ابزار اصلی در گذار از دوره‌ی نوجوانی است. بحران درونی نوجوان با گذشت زمان در روابط وی با دیگران نیز بروز می‌کند و نوجوان آن را به سمت پدر و مادر و سایر اطرافیانش نشانه می‌رود. مشکلات بین نسلی و بعضاً عدم سازش بین والدین و فرزند نوجوانشان نیز درست از همین‌جا نشأت می‌گیرد.

به‌هرحال هرچه هم که باشد درگیری و تنش با دیگری بسیار راحت‌تر است تا درگیری و تنش با خود. تقابل و رویارویی با دیگری به نوجوان کمک می‌کند تا شخصیت خود را شکل دهد و دنیای جدیدی را برای خود به وجود آورد. شارل ملمان[1]، روانکاو، در این مورد می‌گفت: «اگر قرار بود نوجوانی را از دریچه‌ی متافیزیولوژیک تعریف کنم، می‌گفتم در اصل این دوران از زندگی است که شخص از ورای آن وارد دنیا می‌شود.» ژان ژاک روسو هم در کتاب امیل خود در این مورد سخن رانده بود: «انسان در اصل در دوران نوجوانی است که متولد می‌شود و هیچ‌چیز انسانی‌ای در نظرش عجیب و غیرمنتظره نمی‌نماید.»

رشد کردن همیشه یعنی تااندازه‌ای مردن...با رسیدن به دوران نوجوانی کودک سعی می‌کند تا حدی خود را از پدر و مادرش آزاد کند، می‌خواهد آزادی جدیدی به دست بیاورد ولی هنوز ابزار لازم برای استفاده از آزادی جدید را ندارد. با ورود به جامعه و شرکت در عرصه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که دیگر نمی‌خواهد وابستگی صد در صد به والدینش داشته باشد. او در نظر خود می‌خواهد از زیر یوغ والدینش رهایی یابد، والدینی که تا آن زمان به‌واسطه‌ی خودشیفتگی درونی تمامی زندگی وی را مستقیم تحت کنترل خود دراورده بودند. نوجوان قصد دارد تا به‌نوعی حساب خود را با والدینش تسویه کند...

با ورود به بازه‌ی نوجوانی کودک خود را با این مسئله مواجه می‌بیند که برای سؤال من چه کسی هستم؟ پاسخی قطعی وجود ندارد. همین امر نیز سبب می‌شود وی از پدر و مادرش عصبانی شود. چراکه هر بار سؤالی از آن‌ها می‌پرسید به او پاسخ می‌دادند: تو هنوز کوچکی، هنوز زود است این چیزها را یاد بگیری و ...

شاید اشاره به عبارتی که فرانسواز دولتو[2] در این مورد به‌کاربرده است بسیار به‌جا به نظر بیاید: بالغ شدن یعنی فاصله گرفتن از والدین. پدر و مادر چه بخواهند و چه نخواهند فرزندشان رشد خواهد کرد و به سن بلوغ خواهد رسید. آن‌ها موظف‌اند شرایط لازم برای رشد کودک خود را فراهم کنند. نوجوانی یعنی ورود به بازه‌ای که شخص تصمیم می‌گیرد بیشتر بر خودش تکیه کند تا پدر و مادرش. فرد با ورود به سن نوجوانی سعی می‌کند تا به هر قیمتی که شده تنها باشد. یکی از علل اصلی بروز احتمالی سندروم‌های عصبی و افسردگی نیز دقیق همین است، یعنی زمانی که نوجوان فکر می‌کند دیگر نمی‌تواند روی کمک پدر و مادرش حساب کند. احساس گناه و پشیمانی‌ای که بعضاً در این سن حادث می‌شود نیز از همین‌جا برمی‌آید.

کودک با ورود به سن نوجوانی والدین خود را به‌نوعی از کودکی که تا آن زمان داشتند جدا می‌کند و همین امر باعث می‌شود بعضی مواقع احساس گناه کند. حال زمانی که ما در اینجا صحبت از نوعی مرگ نمادین می‌کنیم دقیقاً منظورمان همین است. شخص با کودکی خود خداحافظی می‌کند، وارد دوران نوجوانی می‌شود و در عرصه‌های اجتماعی به ایفای نقش می‌پردازد. همچنین دیگر وابستگی سابق به پدر و مادر خود را نیز ندارد. یکی از مشخصه‌های اصلی و بارز دوران نوجوانی این است که شخص باید توانایی تحمیل کردن آن به پدر و مادر خود را دارا باشد: از دست رفتن کودکی که او تا آن زمان برای آن‌ها بود. کشتن کودک برای تبدیل‌شدن به نوجوان. کشتن کودکی که خود شخص بود و کشتن کودکی که برای پدر و مادرش بود، یعنی دو روی مجزای یک مرگ.

خلاصه بگوییم:

تغییرات اصلی در زمان نوجوانی در حوزه‌ی رابطه‌ی وی با پدر و مادرش رخ می‌دهد. نوجوانی به دنبال خود احساسات و عواطف جدیدی را شکل می‌دهد. ورود به دوران بلوغ سبب شکوفایی جنسی می‌شود. همه‌ی این عوامل دست‌به‌دست هم می‌دهند تا نوجوان بعضاً رفتارهایی خشونت‌آمیز و ناسازگار را از خود به نمایش بگذارد. حال رویارویی با این مسئله نیازمند آن است که هم خود او و هم والدین انعطاف‌پذیری بیشتری در رفتارهایشان در محیط منزل به نمایش بگذارند. اکثر والدینی که در مورد فرزند نوجوان خود به متخصصان مراجعه می‌کنند به یک مسئله اشاره دارند. فرزند ایشان تا وقتی کودک بود وجود خود را به‌طور مستقیم وابسته به آن‌ها می‌دانست اما با ورود به دوران نوجوانی دیگر این احساس را ندارد. نوجوان می‌خواهد هویت مخصوص به خود را به نمایش بگذارد. بدون شک بحران هویتی در وهله‌ی اول دامن خود کودک را می‌گیرد. او باید برای رویارویی با بحران شکل‌گرفته در وهله‌ی اول از کودکی خود و در وهله‌ی دوم از کسانی که تا آن لحظه آزادی او را محدود کرده بودند جدا شود. نوجوان باید از فازی که همه‌چیزش وابسته به پدر و مادرش بود جداشده و شخصیتی واحد را به نمایش بگذارد. او برای آنکه بتواند به شخصی با هویت مستقل تبدیل شود باید بخشی از پیوندهای وابستگی گذشته‌ی خود را رها کند.،ریسک کند و دنیا را زیر سؤال ببرد تا بتواند به شخصی منحصربه‌فرد با هویتی مستقل تبدیل شود، شخصی که دیگر برای هر کاری نیازمند پدر و مادرش نیست.

تغییر و تحولی که با ورود به دوران نوجوانی شکل می‌گیرد برای کودک به‌مثابه نوعی مردن است، یعنی خداحافظی باوجود خود به‌عنوان یک کودک و ورود به بازه‌ی جدیدی از زندگی که شخص در آن اختیارات جدیدی نیز به دست می‌آورد ولی به دنبال آن چیزهایی را نیز از دست می‌دهد. کار اصلی نوجوان از همین‌جاست که آغاز می‌شود، کاری دوگانه. ازیک‌طرف باید باوجود خود به‌عنوان یک کودک خداحافظی کند و از طرفی دیگر به والدینش نشان دهد که دیگر کودک نیست و آن‌ها نباید مثل گذشته با وی رفتار کنند. متخصصان می‌گویند یک انسان هیچ‌وقت کودک نیست مگر برای پدر و مادرش. به منصه‌ی اجرا درآوردن دومرحله‌ای که ذکر شد بدون شک کار آسانی نیست. کودک نوجوان شده باید بتواند بااحساس گناه خود کنار بیاید، احساس گناهی که زمانی به وی دست می‌دهد که می‌بیند پدر و مادرش را از حق داشتن یک کودک محروم کرده است. نوجوان باید در معنای واقعی کلمه پدر مادر خود را رها کند و این کار نه برای خودش آسان است و نه برای آن‌ها. دونالد وینیکات[3] در این مورد می‌گوید: «یک نوجوان اصلاً وجود ندارد!» باید به این مسئله توجه داشت که بحران نوجوانی والدین را هم به‌طور مستقیم تحت تأثیر قرار می‌دهد، والدینی که از نقش‌آفرینان اصلی بازی هستند. آن‌ها مجبورند تمامی الزاماتی را که باکار می‌گرفتند تا کودک خود را کودک نگه‌دارند کنار گذاشته و با هویت جدیدی دست‌وپنجه نرم کنند؛ بنابراین همان‌طور که به‌خوبی این امر را نشان دادیم شروع دوران نوجوانی سبب از دست رفتنی دوگانه می‌شود، هم برای کودک و هم برای والدین وی. ورود کودک به بازه‌ی نوجوانی همان‌طور که برای خود او تحول عظیمی محسوب می‌شود، برای والدینش نیز تغییر بزرگی است.

تغییر و تحول دوران نوجوانی در هر دو گروه شکل می‌گیرد و عواقب آن حتی برای والدین پیچیده‌تر است. ورود کودک به نوجوانی روی والدین نیز تأثیر روانی خواهد داشت. درست درزمانی که وی ازنظر روانی جنبه‌ی جدیدی به دست می‌آورند، والدین جنبه‌ای از آن را از دست می‌دهند.

 بخش اول

انسان شناسی و فرهنگ

[1] Charles Melman, روانکاو فرانسوی

[2] Françoise Dolto, پزشک کودکان و روانکاو فرانسوی

[3] Donald Winnicott,پزشک کودک و روانکاو انگلیسی

منتشرشده در آموزش نوین

تحول در نظام پرداخت در برنامه ششم توسعه  گروه اخبار /

نوبخت رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در نشست خبری  درباره نظام پرداخت حقوق و مزایای کارکنان دولت گفت: سالانه مبالغ قابل توجهی از بابت حقوق و مزایا به کارمندان دولت پرداخت می کنیم ولی توزیع اینها به لحاظ امتیازات دستگاه ها که بین کارمندان توزیع می شود، تفاوت هایی را ایجاد کرده است و در برنامه ششم کاری می کنیم تا عدالت پرداخت را بین کارکنان ایجاد کنیم.

لذا در این باره اطلاع رسانی می کنیم و به بخش پیام های مردم و مخاطبان خود اطمینان دهید حتما می خواهیم این کارها را به درستی انجام دهیم تا باعث افزایش انگیزه کاری و بهره وری شود.

 رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی با اشاره به اینکه سفرهای خارجی دستگاه ها محدود شد گفت: این کار می تواند مباین با ضرورت ظرفیت های دستگاه ها نباشد و ماموریت ها تایید می شود ولی اینکه هر هواپیمایی می رود نصفی از این افراد کارکنان دولت هستند، منطقی نیست. سازمان مدیریت و برنامه ریزی در کنار سایر دستگاه های نظارتی باید این ها را مراقبت و مواظبت کند ؛ به ویژه شرایطی الان وجود دارد که نیازمندیم از منابع به نحو بهینه استفاده شود.

سخنگوی دولت با اشاره به سرمایه گذاری مستقیم خارجی ۶ میلیارد دلاری در کشور توسط یک کشور اروپایی گفت: این شرکت برای احداث ۴ نیروگاه سیکل ترکیبی به ظرفیت ۳۵۲۰ مگاوات و یک نیروگاه بادی جمعا به مبلغ ۶ میلیارد دلار قراردادی را با وزارت نیرو امضا کرده است و این سرمایه گذاری نسبتا بزرگ که شاید در طول سال جاری و در شرایط سیاسی که هنوز برجام و رفع تحریم ها به درستی آغاز نشده، صورت گرفته است.

نوبخت با گزارش کوتاهی از مصوبات شورای اقتصاد، نشست خبری خود را ادامه داد و گفت: این شورا، سرمایه گذاری مستقیم خارجی ۶ میلیارد دلاری را برای اجرا تصویب کرد. در این طرح یک شرکت اروپایی برای احداث ۴ نیروگاه سیکل ترکیبی به ظرفیت ۳۵۲۰ مگاوات و یک نیروگاه بادی جمعا به مبلغ ۶ میلیارد دلار قراردادی را با وزارت نیرو امضا کرده است و این سرمایه گذاری نسبتا بزرگ که شاید در طول سال جاری و در شرایط سیاسی که هنوز برجام و رفع تحریم ها به درستی آغاز نشده، صورت گرفته است.
رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در ادامه به قیمت تضمینی گندم اشاره کرد و اظهار داشت: شورا اقتصاد همچنین قیمت تضمینی خرید گندم را برای هر کیلو ۱۲۷۰ تومان اعلام کرد. در سال ۹۴ این عدد ۱۳۵۰ تومان است و سال ۹۳، ۳۰۵۰ تومان بود و سال ۹۲ در حدود ۲۸۰۰ تومان بود و در سال ۹۱ این عدد ۱۴۰۰ تومان بود که نشان می دهد افزایش قیمت، عامل انگیزشی برای تولید بیشتر گندم در کشور است.

افزایش قیمت ها و دادن پولها به وقت به زارعین می تواند در افزایش تولید موثر باشد. این خریدها، رقم قابل توجهی بار مالی به دولت تحمیل می کند و امسال دولت ۹۳۰۰ میلیارد تومان گندم خریداری و کیلویی ۶۵۰ تومان فروخته است . این نشان می دهد دولت گندم را با قیمت افزایش نیافته در اختیار مصرف کنندگان قرار می دهد و به تولید کنندگان می پردازد، از این رو دولت حاضر است این بار مالی را بپدازد.

همچنین درباره خرید چای نیز اینطور بوده و باعث شده تولید چای ۳۰ درصد افزایش یابد.

در ادامه این نشست سخنگوی دولت گزارشی از رشد اقتصادی که مرکز آمار در ۶ ماهه اول امسال ارائه کرده است اشاره کرد بیان داشت: مرکز آمار ایران ، رشد اقتصادی ۶ماهه اول را مثبت ۱ درصد اعلام کرد. این در شرایطی است که بخش کشاورزی +۵.۷ درصد رشد داشت ولی صنعت -۱.۱ درصد بود و خدمات ۹ دهم درصد بود.

این نشان می دهد ما ظرفیت افزایش تولید در بخش کشاورزی را داریم و امیدواریم با سیاست های اعمالی، صنعت نیز از رشد برخوردار شود. امسال نزولات جوی نیز سال زراعی خوبی را نوید می دهد و امیدواریم سال آینده رشد بیشتری را در بخش کشاورزی داشته باشیم.

او در پاسخ به سئوالی درباره اعلام رشد اقتصادی توسط بانک مرکزی گفت: بانک مرکزی چنین رشدی را اعلام نکرده. همواره بین بانک مرکزی و مرکز آمار گزارش ها اندکی تفاوت دارد.

تورم مهرماه را مرکز آمار حدود ۱۳ درصد اعلام کرد ولی بانک مرکزی ۱۴ درصد اعلام کرد. همیشه مراجعی که آمار اعلام می کنند چون نحوه محاسبات آنها تفاوت دارد، گزارش ها نیز فرق می کند. بنابراین اشکالی نیست دو مرجع دو عدد مختلف اعلام کند. طبق قانون تنها مرجع رسمی آمارها و اطلاعات انتشاری، مرکز آمار ایران است. این شایستگی ها و توانایی دستگاه های دیگر مانند بانک مرکزی را نفی نمی کند که مرکز معتبری برای آمارهاست. ولی حرف آخر و رسمی را مرکز آمار ایران می زند. علت تلاش ما برای صنعت نیز، مثبت کردن رشد منفی بخش صنعت است.

او با اشاره به پیگیری های دولت برای بسته اقتصادی گفت: ما دو ماموریت برای بخش دولتی قائل شدیم. اول برای سازمان مدیریت و برنامه ریزی برای افزایش پرداخت های عمرانی و دیگر برای بانک مرکزی در زمینه پرداخت تسهیلات با نرخ ۱۶ و ۱۲ درصد ماموریت رقم خورد. واگذاری این تسهیلات به صورت هدف مندی به زودی به صنعت آغاز خواهد شد و سازمان مدیریت و برنامه ریزی، برای تشویق صنایع پسین مانند سیمان و فولاد، این پرداخت ها را صورت می دهد.

نوبخت با ارائه آمار پرداخت های نقدی تا تاریخ ۷ آبانماه به طرح های عمرانی این رقم را ۱۴ هزار و ۲۱۸ میلیارد تومان عنوان کرد و گفت: به این مبلغ ۲۱۰۰ میلیارد برای مهار آبهای مرزی و ۳۵۰۰ میلیارد نیز برای خرید اسناد خزانه پرداخت شده و ۱۳۸۰ میلیارد تومان هم برای قانون مدیریت بحران پرداخت شده و جمعا بالغ بر ۲۰ هزار و ۴۵۵ میلیارد تومان برای طرحهای عمرانی پرداخت شده که در مقایسه با پرداخت سال قبل در همین مقطع، ۷هزار و ۲۵۰ میلیارد تومان بیشتر پرداخت شده که با توجه به تقلیل منابع، نشان دهنده اراده دولت برای کاستن از هزینه های جاری و پرداخت بیشتر به طرحهای عمرانی است.وی در پاسخ به سئوالی که در مورد تسهیلاتی بود که قرار است برای افزایش قدرت خرید مردم یا مصرف کنندگان پرداخت شود تا آنها تقاضای جدیدی برای خرید داشته باشند، منجر به افزایش نقدینگی می شود، جواب داد: خلق پایه پولی تبعاتی خواهد داشت ولی قرار نیست این اتفاق بیفتد. این تسهیلات از تقلیل نرخ سپرده قانونی صورت می گیرد که مشروحا در هفته گذشته توضیح داده شد. این پول جدیدی تلقی نمی شود و هر بخش از این که منجر به افزایش پایه پولی شود، در نقدینگی موثر است. بانک ها نیز با این طرح ضرر نمی کنند و این طرح از نیمه این ماه آغاز می شود که امیدواریم موثر باشد.

پایگاه اطلاع رسانی دولت


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در اقتصاد

گروه اخبار /

فضای پادگانی و تحقیر در مدارس ایران

گروه مدرسه اعتماد| پس از چند روز تلاش و گفت‌وگوهاي فراوان با چند تن از مديران، معلمان و والدين موفق شديم قرار ميزگرد را در روزنامه اعتماد قطعي كنيم. باورش نه تنها براي دانش‌آموزان بلكه براي مديران و معلمان و پدر و مادرهاي دانش‌آموزان هم سخت بود كه يك روزنامه مي‌خواهد ميزگردي با حضور چند دانش‌آموز برگزار و نظرات آنها را منعكس كند.

عصر يك روز پاييزي و در حالي كه دومين ماه از سال تحصيلي شروع شده بود با چهار تن از دانش‌آموزان در دفتر روزنامه قرار گذاشتيم تا به مناسبت روز دانش‌آموز و به بهانه اين روز با آنها قدري به گفت‌وگو بنشينيم و از زواياي مختلف اما فقط از دريچه نگاه دانش‌آموز نظري به آموزش و پرورش كشورمان بيندازيم.شنيدن نظرات نوجواناني كه كودكي و نوجواني خود را در اين سيستم آموزشي سپري كردند در كنار نظرات كارشناسان و صاحب‌نظران اين حوزه و مديران و مسوولان و معلمان و مربيان به طور قطع تصويري واقعي و كامل‌تر از نظام آموزشي ما را ارايه خواهد داد.

دانش‌آموزان در كمال تعجب و ناباوري پاي در ساختمان روزنامه اعتماد گذاشتند. دو تن از آنها يك راست از مدرسه به روزنامه آمده بودند لذا مجبور شدند يك ساعت زودتر از قرار بيايند، دو تن ديگر از آنها هم كه هم‌مدرسه‌اي بودند سر وقت خودشان را رساندند، خيلي هيجان‌زده به نظر مي‌رسيدند و در چشمان پرهيجان و تعجب‌آميز آنها خيلي چيزها را مي‌شد ديد. وقتي دور ميز گفت‌وگو نشستند با تعجب به يكديگر نگاه مي‌كردند و با لبخندهايي كه حكايت از همان تعجب داشت پيش از آغاز مصاحبه با هم آشنا شدند. مشخص بود اين چند تن كه جرات و توان حضور در اين جمع را داشتند توانمندي‌هاي بيشتري هم دارند به خوبي با يكديگر ارتباط برقرار كردند. مشتاقانه و بااعتماد به نفس آماده آغاز گفت‌وگو بودند.

وقتي من وارد شدم برحسب عادت كه پس از ورود معلم به كلاس از جاي‌شان بلند مي‌شوند و با صداي برپاي مبصر كلاس از نيمكت‌ها جدا مي‌شوند همزمان با هم بلند شدند و با گرمي و صميميت تمايل خود و خوشحالي از اين دعوت را نشان دادند.من هم كه شوق معلمي در وجودم هنوز فروكش نكرده است با خوشحالي و شور و شوق به آنها خيرمقدم گفتم و از حضورشان تشكر كردم و جرات و جسارت‌شان را ستودم. سپس توضيح دادم كه به مناسبت روز دانش‌آموز اين ميزگرد شكل گرفته است و مي‌خواهيم از دريچه نگاه يك دانش‌آموز آموزش و پرورش كشورمان را به تصوير بكشيم.چون احساس كردم برخي از آنها خيلي سفت و سخت و جدي روي صندلي نشسته‌اند و ژستي گرفته‌اند كه من را به ياد كارشناسان برنامه‌هاي صدا و سيما انداخت، يك شوخي را بهانه قرار دادم و از آنها خواستم خيلي راحت و بدون ملاحظه و با زبان يك دانش‌آموز به پرسش‌ها پاسخ دهند. روژين ضيايي، عرشيا ايلكا، پوريا حسينعلي ميرزا و سهيل بقاشانجاني چهار دانش‌آموز حاضر در اين ميزگرد بودند، دانش‌آموزاني كه از مناطق ٢، ٣ و ٥ تهران آمده بودند تا به نمايندگي از مهم‌ترين بخش نظام آموزشي حرف‌هايي را بگويند، اين دانش‌آموزان كه آخرين سال‌هاي خود را در سيستم آموزشي سپري مي‌كنند تصويرگر واقعياتي هستند كه به قول يكي از آنها «تلخ و سخت» است و زبان گوياي نسلي هستند كه به قول يكي ديگر از آنها « مدارس پادگاني » كودكي و نوجواني را از آنها گرفته است، اما اين نوجوانان از جاده انصاف خارج نمي‌شوند و مي‌گويند «شايد آموزش و پرورش خوبي نداشته باشيم اما معلم و مدرسه خوب پيدا مي‌شود.»

حاصل اين گفت‌وگوي منحصربه فرد را كه مي‌تواند تلنگري به مديران، مسوولان، معلمان، مربيان و والدين باشد، تقديم خوانندگان صفحه مدرسه اعتماد و علاقه‌مندان و دلسوزان حوزه تعليم و تربيت مي‌كنيم تا تمام تحولات و تغييرات با محوريت دانش‌آموز پي گرفته شود.

 

آموزش و پرورش ما سخت گيرانه است

ميزگرد دانش‌آموزي را با اين پرسش آغاز كرديم كه ٤ دانش‌آموز حاضر در اين ميزگرد نظر خود را پس از بيش از ١٠ سال تحصيل در مقاطع مختلف و در آستانه به پايان رساندن دوره متوسطه و پيش‌دانشگاهي از آموزش و پرورش كشورمان ارائه دهند و به عبارتي هر يك از آنها بگويند چه تصويري از اين نظام آموزشي در ذهن‌شان نقش بسته است.

روژين ضيايي تنها دانش‌آموز دختر حاضر در ميزگرد نخستين كسي بود كه اين‌گونه پاسخ داد: عمر من در بهترين مقطع زندگي در آموزش و پرورش گذشت كه به نظرم بايد با سه كلمه تلخ، سخت و مضحك آن را بيان كنم. يك كودك ٧ ساله با دنياي كودكي بايد ٧ صبح با اجبار والدين از خواب بيدار شود و پاي در محيطي بگذارد كه هر رفتار ممكني با او صورت مي‌گيرد و با ضوابط خشك و محيطي بي‌روح تمام كودكي‌اش به يكباره فراموش مي‌شود و مانند يك سرباز با او برخورد مي‌شود.

پوريا حسينعلي ميرزا هم گفت: معلم با كمترين امكانات و با يك گچ وارد كلاس مي‌شود كه فقط يك تخته سياه در كلاس منتظر اوست تا با گچ و تخته بيش از ٣٠ دانش‌آموز را با مفاهيم و فرمول‌ها آشنا كند حال اين وضعيت تهران و پايتخت است واي به حال شهرستان‌ها كه در محروميت به سر مي‌برند. اين است وضعيت كلاس و مدارسي كه ما روزمان را آنجا سپري مي‌كنيم.

عرشيا ايلكا يكي ديگر از حاضرين در ميزگرد هم گفت: آموزش و پرورش ما دو جنبه دارد يك جنبه كه با حجم زيادي از كتاب‌هاي درسي سطح دانش افراد را بالا مي‌برد و تا حدي مثبت است و جنبه منفي آن هم اينكه سخت گيري بيش از حد مانع كودكي‌ها و نوجواني‌هاي دانش‌آموزان مي‌شود.

سهيل بقاشانجاني هم در همين زمينه گفت: قبول دارم كه آموزش و پرورش ما سخت گيرانه است و مي‌دانم كه بيشتر مدارس ما شبيه پادگان هستند اما نبايد فراموش كرد كه يك مدرسه هم نمي‌تواند بدون چارچوب و ضوابط و مقررات باشد اما بايد اين مقررات به گونه‌اي باشد كه به دانش‌آموز آزادي هم بدهد.

 

محتواي كتاب‌هاي درسي سنگين و غيرضروري است

در بخش دوم نظر دانش‌آموزان را در مورد كتاب‌هاي درسي جويا شديم و اينكه آيا محتواي كتاب‌هاي درسي چه از لحاظ موضوع و اهميت و چه از نظر حجم مناسب دوره‌هاي تحصيلي مي‌باشد و به طور كلي پس از گرفتن ديپلم آيا كمكي به زندگي افراد مي‌كند؟

روژين ضيايي كه در حال سپري كردن دوره پيش‌دانشگاهي رشته رياضي در منطقه٣ تهران است در پاسخ به اين پرسش «اعتماد» گفت: به نظر من كه يك دانش‌آموز رشته رياضي هستم اين حجم كتاب‌‌ها مورد نياز يك دانش‌آموز براي گرفتن ديپلم رياضي نيست. من شنيدم بسياري از مطالبي را كه ما در دبيرستان مي‌خوانيم آلماني‌ها در دانشگاه مي‌خوانند و نكته ديگر اينكه وقتي من رشته رياضي را انتخاب كردم يك سري از درس‌ها مثل عربي براي من ديگر ضرورت ندارد. درس‌هاي اين چنيني كه مجبورم براي امتحان بخوانم و با عذاب نمره قبولي را بگيرم و پس از مدتي هم همه را فراموش كنم.

پوريا حسينعلي ميرزا هم ضمن تاييد نظر خانم ضيايي گفت: براي من هم كه رشته تجربي هستم به نظرم خيلي از درس‌ها زيادي است و اين حجم سنگين باعث دلزدگي ما مي‌شود.

عرشيا ايلكا دانش‌آموز سوم تجربي هم گفت: برخي از موضوعات مانند زيست و هنر و ادبيات در حد آشنايي عمومي و كسب اطلاعات كلي لازم است اما نبايد خيلي تخصصي به آن پرداخته شود در حدي كه دانش‌آموزان آشنا شوند و اگر علاقه و استعداد داشتند در دانشگاه دنبال كنند.

سهيل بقاشانجاني هم كه پيش‌دانشگاهي رشته تجربي را در مركز پيش‌دانشگاهي دكتر شريعتي منطقه ٢ تهران مي‌گذراند، گفت: متاسفانه آنچه ما در اين ١٢ سال مي‌خوانيم اكثر آنها آموزش عمومي نيست يعني ما براي زندگي كردن در جامعه آموزش نمي‌بينيم يا در برخي مفاهيم آن قدر كلي‌گويي مي‌شود كه چيزي نمي‌فهميم و يا در برخي آنقدر وارد جزييات و حوزه تخصصي مي‌شود كه نيازي به آن احساس نمي‌شود.

 

كودكان و نوجوانان بيشتر تحقير مي‌شوند

در بخش ديگري از اين گفت‌وگو از دانش‌آموزان كه حالا در پايان دوره متوسطه و در حال انجام تحصيلات عمومي هستند خواستيم بگويند كودكي و نوجواني خود را در آموزش و پرورش چگونه سپري كردند و يا به عبارتي چه اتفاقي براي شخصيت دانش‌آموزان مي‌افتد؟

ضيايي: از سختي‌هاي مدرسه و مقررات خشك آن گفتيم و از حجم زياد مطالب گله كرديم و از غيرضروري بودن برخي از درس‌ها ناليديم اما به نظر من همه اينها را مي‌شود تحمل كرد اما وقتي شخصيت ما تحقير مي‌شود و به شعور ما توهين مي‌شود، ديگر براي‌مان قابل تحمل نيست. به نظر من  ، دانش‌آموزان در مدارس احساس كرامت و ارزش نمي‌كنند و در بيشتر مدارس تحقير مي‌شوند.

ميرزا: انتقاد من بيشتر به متوسطه است. در اين مقطع كه ما بايد چيزي ياد بگيريم كه در زندگي به درد ما بخورد متاسفانه اين‌گونه نيست.

بقاشانجاني: از نظر من در دوره متوسطه بيشتر از لحاظ درسي انتقاد وارد است و در دوره ابتدايي بيشتر از نظر شخصيتي كودكان آسيب مي‌خورند. معلم اول و دوم ابتدايي من چنان ضربه روحي به من وارد ساختند كه اگر معلم كلاس سوم فرشته‌وار نجاتم نمي‌داد و به درس و مدرسه من را علاقه‌مند نكرده بودم معلوم نبود چه بلايي سر من مي‌آمد.

ايلكا: قبول دارم كه شخصيت دانش‌آموزان شكسته مي‌شود و اعتماد به نفس آنها از بين مي‌رود ولي من خودم در راهنمايي مستقل شدم و اين دوره خيلي در من تاثير مثبت گذاشت.

 

آموزش و پرورش ما در كشف و شكوفايي استعدادها و مشاوره تحصيل و شغلي ضعيف است

‌ در اين ميزگرد بر يك موضوع اساسي ديگري هم تمركز كرديم و خواستيم ببينيم آيا كودكاني كه وارد سيستم نظام رسمي آموزشي كشورمان مي‌شوند در انتهاي نوجواني پس از پايان دوره متوسطه و در آستانه ورود به دانشگاه براي ادامه تحصيل يا بازار كار براي اشتغال آمادگي لازم را دارند؟ و يا اينكه آيا دانش‌آموزان و والدين آنها پس از ١٢ سال از علايق و استعدادها آگاهي كافي را به دست مي‌آورند؟

پوريا حسينعلي ميرزا كه در طول دوران تحصيل شاگرد ممتاز بوده و به گفته خودش معدلش هيچ وقت از ١٩ پايين‌تر نيامده است و حالا هم مي‌خواهد يا پزشك يا سياست مدار شود مي‌گويد: هرچند آموزش و پرورش بايد در پيدا كردن استعدادها و علاقه‌ها به دانش‌آموزان كمك كند كه تا حدي هم به من كمك كرده است اما تا خود فرد به طور جدي دنبال علاقه و استعدادش نرود و خانواده به او كمك نكند اين سيستم كار چنداني نمي‌تواند انجام دهد.

بقاشانجاني هم كه در سوداي پزشكي است و اميد دارد امسال پس از پايان پيش‌دانشگاهي در كنكور پزشكي پذيرفته شود بر اين باور است كه: بايد به طور ريشه‌اي و از دوره ابتدايي روي علايق و استعدادهاي دانش‌آموزان كار شود و نبايد همه چيز به كنكور ختم شود.

ضيايي كه علاقه‌مند است استاد دانشگاه شود، مي‌گويد: استعدادها و علايق ما با تحميل كارها و برنامه‌ها و درس‌هاي غيرضروري سركوب مي‌شود و كمتر كسي در مدارس به اين موارد توجه دارد.

 

فراز و فرودهاي كودكي و نوجواني در گذر مقاطع تحصيلي

‌ در بخش ديگر ميزگرد و در ادامه گفت‌وگو بر آن شديم تا از زبان دانش‌آموزان تفاوت مقاطع مختلف تحصيلي را بشنويم و از آنها پرسيديم كه ١٢ سال تحصيل در سه مقطع حالا هم كه شده نظام ٣-٣-٦ چگونه مي‌گذرد و چه تفاوتي در اين سير وجود دارد؟

حسينعلي ميرزا با اشاره به تجربه خود گفت: به‌رغم اينكه من پيش‌دبستاني خوبي بودم و به محيط علاقه مند شده بودم اما متاسفانه در سال اول دبستان با معلم بداخلاق و سخت گيري مواجه شدم كه از مدرسه و درس و كلاس مرا زده كرد و تاثير نفي عميقي بر من گذاشت كه خوشبختانه در سال‌هاي بعد جبران شد و من دوباره توانستم به آن احساس و نگرش خوب برگردم.

بقا‌شانجاني هم با اشاره به خاطره روز اول دبستان رفتنش مي‌گويد: من هم مهد مي‌رفتم و هم پيش‌دبستاني. خيلي روزها و سال‌هاي خوبي را هم داشتم و به همه چيز علاقه‌مند شده بودم اما نخستين برخورد سخت گيرانه معلم كلاس اول من باعث شد من به بهانه آب خوردن از كلاس خارج شدم و از مدرسه فرار كردم. واقعا با توجه به تجربه مثبت مهد و پيش‌دبستاني از برخورد آن خانم معلم جا خورده بودم و باورش برايم سخت بود.

ايلكا هم گفت: روز اول مدرسه خوب بود اما پس از يك هفته همه چيز يكباره تغيير كرد و يك نظر خشك برقرار شد و تمام دوره دبستان را در اين شرايط سپري كردم تا اينكه وارد راهنمايي شدم و كمي فضا بهتر شد به همين دليل گفتم كه براي من بهترين مقطع راهنمايي بود كه هم خودم را پيدا كردم و هم مستقل شدم و علاقه‌مند به درس و مدرسه.

ضيايي هم كه از سه سالگي تجربه رفتن به مهد را داشته با يادآوري خاطرات مثبت و شيرين آن دوره گفت: مهد خوبي داشتيم و خيلي خوشحال بودم كه به مهد مي‌روم اما وقتي وارد مدرسه شدم از آن روز تا به امروز كه نزديك به ١٢ سال از عمرم را سپري كردم به نظرم كمترين استفاده را بردم.

 

معلم ؛ مهم‌ترين عنصر نظام آموزشي است

موضوع يك بخش ديگر اين ميزگرد مقايسه نقش و جايگاه معلم با عناصر ديگر فرآيند آموزشي مانند امكانات و تجهيزات و كتاب‌هاي درسي بود كه از دانش‌آموزان خواستيم با توجه به تجربه خود نظرشان را ارايه دهند و بگويند كدام عنصر مهم‌تر و اساسي‌تر است؟

ضيايي با جرات و جسارت گفت: هيچ‌كدام در آموزش و پرورش ما جايگاه مناسبي ندارد و در تمام بخش‌ها مشكل داريم اما به نظر من معلم مهم‌تر است. من در مدرسه‌اي درس خواندم كه از نظر امكانات و تجهيزات خوب بود اما فايده‌اي نداشت چرا كه معلمان نتوانستند از آن امكانات استفاده كنند.

ايلكا: مهم‌ترين عنصر، معلم است به نظر من اين معلم است كه مي‌تواند يك درس را شيرين يا تلخ كند خيلي كتاب‌هاي درسي و موضوعات آن و امكانات و تجهيزات هم نيست آنها در صورتي كه معلم خوب و قوي باشد مي‌توانند مكمل و تقويت‌كننده باشند.

حسينعلي ميرزا: اگر معلم به كارش علاقه‌مند باشد و از شرايط كاري رضايت داشته باشد در صورت كمبود امكانات مي‌تواند نقش مهمي داشته باشد و به نظر من معلم در اولويت اول است، پس از آن امكانات و تجهيزات و كتاب‌هاي درسي اولويت سوم را دارند.

بقاشانجاني: به نظر من اين اخلاق و توان معلم است كه در دانش‌آموز تاثيرگذار است در غير اين صورت دانش‌آموز در بهترين مدرسه و با بهترين كتاب‌ها بدون يك معلم خوب راه به جايي نمي‌برد.

 

تفاوت چنداني در اين نظام آموزشي بين مدارس دولتي و غيرانتفاعي وجود ندارد

هر چند هنوز بيش از ٨٠ درصد مدارس كشور دولتي هستند اما بحث بر سر واگذاري مدارس دولتي و توسعه مدارس غيرانتفاعي جدي است و مخالفان و موافقان زيادي دارد؛ در اين مباحث دو مفهوم «عدالت آموزشي» و «كيفيت آموزشي» مورد نظر است كه مخالفان مدارس غيرانتفاعي مي‌گويند توسعه اين مدارس مغاير با عدالت آموزشي است و طبقاتي كردن مدارس را به دنبال دارد و موافقان هم چنين استدلال مي‌كنند كه دولت متولي خوبي در آموزش نيست و بايد بخش خصوصي وارد شود تا هم هزينه‌هاي آموزشي كاهش يابد و هم كيفيت آموزش بالا برود و مباحث متعدد ديگري كه در اين زمينه مطرح مي‌شود. اكنون از دانش‌آموزان خواستيم تجربه خود را بيان كنند و بگويند آيا تفاوت قابل توجهي ميان مدارس دولتي و غيرانتفاعي وجود دارد؟

ضيايي كه از مهدكودك و پيش‌دبستاني تا پيش‌دانشگاهي را در مدارس غيرانتفاعي بوده است در پاسخ به اين پرسش گفت: وقتي در ١٢ سال اتفاق خاصي در زندگي‌ات نيفتد فرقي ندارد در كدام مدرسه باشي به نظر من آموزش و پرورش ما و نگرش والدين به گونه‌اي است كه عمر كودكان و نوجوانان را به هدر مي‌دهد. وقتي موفقيت فقط در موفقيت درسي خلاصه مي‌شود و پذيرفته شدن در كنكور، نمي‌شود به آينده اين نسل اميدوار بود.

ايلكا هم كه چند سال از راهنمايي خود را در مدارس غيرانتفاعي بوده است، گفت: از نظر من مدارس غيرانتفاعي به نسبت مدارس دولتي امكانات و تجهيزات بيشتري دارند اما آن قدر كه تصور مي‌شود تفاوتي با مدارس دولتي ندارند فقط كساني كه به مدارس غيرانتفاعي مي‌روند بيشتر خودشان تلاش مي‌كنند و خانواده‌ها آنها را حمايت مي‌كنند.

ميرزا هم كه فقط چند سال در ابتدايي مدارس غيرانتفاعي را تجربه كرده است، گفت:
به نظر من خيلي تفاوت دارد معلمان خوب و قوي جذب مدارس غيرانتفاعي مي‌شوند و امكانات بيشتري هم دارند اما يك تفاوت منفي هم وجود دارد كه در مدارس غيرانتفاعي به راحتي به دانش‌آموزان نمره مي‌دهند اما در مدارس دولتي سخت گيري مي‌شود و در مدارس دولتي هم معلم خوب داريم و هم معلم ضعيف. در كل، مدارس غيرانتفاعي قوي‌ترند.

بقا شانجاني هم كه تمام مقاطع تحصيلي را در مدارس دولتي سپري كرده است، گفت: تصور اشتباهي وجود دارد كه فكر مي‌كنند مدارس دولتي خوب نيستند. من كه تمام مقاطع را در مدارس دولتي بودم خيلي رضايت دارم و به نظرم فقط امكانات مدارس غيرانتفاعي بيشتر است كه آن هم در موفقيت دانش‌آموزان خيلي تاثيرگذار نيست.

 

موفقيت‌هاي ما بيشتر حاصل حمايت خانواده و تلاش خود ما است

‌ اينكه سيستم آموزشي چقدر در كسب موفقيت تحصيلي دانش‌آموزان موثر است يكي از مباحث مورد توجه كارشناسان است. اشاره به اينكه سالانه معادل بودجه آموزش و پرورش خانواده‌ها خارج از مدارس براي فرزندان‌شان هزينه مي‌كنند مصداقي است كه با اشاره به آن گفته مي‌شود موفقيت تحصيلي فرزندان خارج از مدارس رقم مي‌خورد؛ در اين زمينه نظر دانش‌آموزان را جويا شديم.

حسينعلي ميرزا كه از شاگردان ممتاز بوده و به قول خودش هيچ وقت معدلش از ١٩ كمتر نشده، گفت: مهم‌ترين عامل موفقيت من خانواده بوده است هر چند نقش معلمان خوبي را كه داشتم نمي‌توانم ناديده بگيرم اما وقتي نقش خانواده را حذف مي‌كنم چيز خاصي از اين موفقيت باقي نمي‌ماند.

ضيايي هم كه موفقيت‌هاي متعددي داشته و در كنفرانس‌هاي خارج از كشور هم شركت كرده است و در عرصه ورزشي هم مدال طلاي كشوري گرفته، گفت: موفقيت‌هايي كه من به دست آوردم ارتباط خاصي به آموزش و پرورش ندارد من هر چه به دست آوردم در درجه نخست حاصل تلاش خودم و سپس حمايت‌هاي خانواده‌ام بوده است و اگر بخواهم نقش آموزش و پرورش را بيان كنم بايد بگويم نه‌تنها تاثير مثبتي نداشته بلكه به من صدمه نيز وارد كرده است.

ايلكا هم كه از دانش‌آموزان ممتاز است در اين زمينه گفت: هرچند برخي از معلمان تاثيرگذار بودند ولي آنچه موفقيت‌هاي من را رقم زده است تلاش‌هاي خودم بوده است. بي‌ترديد در اين زمينه حمايت و تشويق‌هاي خانواده بيش از برنامه‌هاي مدارس تاثيرگذار بوده است.

بقاشانجاني كه تجربه شركت در المپيادها را دارد گفت: نمي‌شود موفقيت را به يك عامل نسبت داد هرچند تاثيرات اين سه دسته يعني خانواده، مدرسه و تلاش‌هاي خود فرد متفاوت است اما در موفقيت من بايد بگويم هر سه عامل نقش داشته است اما آنچه كه از مدارس انتظار مي‌رود بيش از چيزي است كه وجود دارد.

 

از تربيت شخصيت دانش‌آموزان درآموزش و پرورش خبري نيست

در اين ميزگرد توجه دانش‌آموزان را به ابعاد مختلف تربيت جلب كرديم و از آنها خواستيم در اين زمينه نظر بدهند كه آيا در ١٢ سالي كه كودكي و نوجواني خود را در مدارس سپري مي‌كنند شخصيت آنها در ابعاد اجتماعي، سياسي، عاطفي و اخلاقي ساخته مي‌شود يا نه؟ و به عبارتي آيا در نظام تعليم و تربيت ما و در آموزش عمومي، برنامه‌اي در اين راستا وجود دارد؟

روژين ضيايي: تربيت سياسي كه اصلا وجود ندارد و به نظر من مخالف تربيت سياسي دانش‌آموزان هستند و در ساير زمينه‌ها هم كار خاصي صورت نمي‌گيرد. از سرنوشت بچه‌ها پس از پايان تحصيلات مشخص است كه در مدارس چه اتفاقي مي‌افتد ببينيد چقدر اميد و انگيزه وجود دارد و گرايش كاذب به اينترنت و گرفتاري به مواد مخدر و بي‌علاقگي به مطالعه همه نشان مي‌دهد در اين ١٢سال اتفاقات خوبي روي نداده است و بچه‌ها براي يك زندگي خوب تربيت نشده‌اند.

بقاشانجاني: نبايد همه را به آموزش و پرورش نسبت داد. خانواده‌ها هم نقش دارند اگر مشكلاتي وجود دارد بخشي از آنها به دليل ضعف خانواده‌هاست. بسياري از والدين فرزندان را رها كرده‌اند. مدارس و خانواده‌ها به هنر و موسيقي توجه ندارند.

حسينعلي ميرزا: به نظر من با توجه به اينكه در طول سال تحصيلي ما بيشتر ساعات را در مدارس مي‌گذرانيم انتظار مي‌رود شخصيت ما در اين محيط ساخته شود. از نظر اجتماعي، سياسي و عاطفي خيلي مدارس مي‌توانند تاثيرگذار باشند. ١٢ سال مدت كمي نيست بنابراين من فكر مي‌كنم مدارس مقصر هستند و آموزش و پرورش در اين زمينه ضعف دارد. به شخصيت دانش‌آموزان توجه نمي‌شود، به او اجازه داده نمي‌شود تا كودكي و انرژي خود را تخليه كند.

 

از تكنولوژي و فناوري‌ها كمتر استفاده مي‌شود

در بخش‌هاي پاياني اين نشست پيرامون برخي تفاوت‌ نگرش‌ها بحث كرديم يكي از اين موارد بحث استفاده از فناوري‌هاي ارتباطي و تكنولوژي‌هاي مدرن در مدارس است كه از دانش‌آموزان خواستيم بگويند از اين جهت وضعيت چگونه است؟

ايلكا: در حالي كه مي‌بينيم تمام دنيا از اين امكان استفاده مي‌كنند و پيشرفت‌هاي زيادي هم به دست آورده‌اند اما متاسفانه يك ترس و بدبيني باعث شده نه‌تنها دانش‌آموزان‌ آموزش نمي‌بينند و تشويق نمي‌شوند تا از تكنولوژي استفاده كنند بلكه منع مي‌شوند.

ضيايي: هر چند مدارسي هستند كه از اين امكانات استفاده مي‌كنند و معلماني وجود دارند كه در برخي ساعات آنلاين مي‌شوند و ارتباط مجازي با دانش‌آموزان برقرار مي‌كنند اما در حداقل است هنوز پذيرش اين واقعيت براي خانواده‌ها و مدارس گويا سخت است، حتي خانواده‌ها اعتماد ندارند و اگر فرزندي پاي كامپيوتر نشسته فكر مي‌كنند به كارهاي غيرضروري مشغول است.

حسينعلي ميرزا: متاسفانه همان گونه كه قبلا گفتم هنوز معلم با گچ وارد كلاس مي‌شود و جز تخته سياه و گچ چيز ديگري در مدارس ما وارد نشده است.

بقاشانجاني: بله، واقعيت دارد كه تكنولوژي در آموزش و پرورش ما جايگاهي ندارد اما خانواده‌ها هم مقصرند.

 

به نقش و جايگاه دانش‌آموزان بايد بيشتر توجه شود

در بخش پاياني ميزگرد دانش‌آموزي با يادآوري ١٣ آبان به عنوان روز دانش‌آموز و توجه دادن دانش‌آموزان حاضر در اين نشست به موضوع مشاركت دانش‌آموزان و نقش و جايگاه آنها در نظام آموزشي به ويژه در اداره مدارس، خواستيم تا به اين پرسش پاسخ بدهند كه آيا دانش‌آموزان نقش موثري دارند و از جايگاه مناسبي برخوردارند؟

پوريا حسينعلي ميرزا كه عضو شوراي دانش‌آموزي يكي از دبيرستان‌هاي تهران است و در سال‌هاي گذشته هم در شوراي دانش‌آموزي فعاليت داشته است و يكي از آرزوهايش اين است كه روزي رييس‌جمهور كشور شود در پاسخ به اين پرسش گفت: نقش و جايگاه دانش‌آموزان در هر مدرسه به مدير و معاونين مدرسه بستگي دارد. من و دوستانم مديون معاون خوشفكري هستيم كه دانش‌آموزان را جدي مي‌گيرد و انتخابات شوراهاي دانش‌آموزي را با شور و حال برگزار مي‌كند و تا آخر سال تحصيلي هم شورا را فعال نگه مي‌دارد و به دانش‌آموزان بها مي‌دهد.

سهيل بقاشانجاني هم كه از دانش‌آموزان فعال و از اعضاي شوراي دانش‌آموزي است، در پاسخ به اين پرسش «اعتماد» گفت: متاسفانه روز دانش‌آموز كه فرصت و بهانه‌اي است براي توجه به جايگاه دانش‌آموزان كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد و انتخابات و شوراهاي دانش‌آموزي بستر و فرصتي براي تمرين فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي است و مي‌تواند به رشد ما كمك كند.

روژين ضيايي هم گفت: مدرسه ما از اين نظر خوب است و به دانش‌آموزان توجه مي‌شود اما براي من جايگاه فرمايشي شوراها جالب و قابل تحمل نيست. در بسياري از مدارس هم اگر شوراها را جدي مي‌گيرند، مي‌خواهند حرف خودشان را از زبان ما بزنند.

عرشيا ايلكا هم گفت: در مقطع راهنمايي خيلي دانش‌آموزان را جدي نمي‌گرفتند اما در دبيرستان شرايط بهتر است و دانش‌آموزان در امورات مدرسه مشاركت داده مي‌شوند كه اگر از همان دوره ابتدايي اين نقش و جايگاه جدي گرفته شود بچه‌ها خيلي خوب تربيت مي‌شوند.


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در دانش آموز
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

تحلیلی بر پایگاه سخن معلم

کرمانشاه

منتشرشده در نامه های دریافتی

گروه گزارش / در پاسخ به فراخوان سخن معلم ( این جا ) ، آقای  «  عبدالله افراسیابی » یادداشتی را ارسال نموده اند .

ضمن سپاس از این همکار گرامی ، دوستان می توانند مطالب و یادداشت های خود را به مناسبت « 13 آبان ؛ سال روز تاسیس سایت سخن معلم » ارسال فرمایند .


 

13 آبان سال روز تاسیس سایت سخن معلم و احتراز از مشی و مرام الیگارشیسم وپوپولیسم و ماجراجوئی و هوچی گری

« سخن معلم » یکی از پدیده ها و ابتکارات شایسته و بابرکت و مفید در عرصه ی فرهنگ و هنر و ادب و مسائل و معضلات صنفی و مهم و از جمله پژواک راستین و مستقل و تاثیرگذار و کاربردی نخبگان و معلمان و دبیران و مربیان و کلیه ی کارکنان شریف و آزاده و زحمتکش آموزش و پرورش در بعد اخص آن می باشد.

خوشبختانه و الحمد الله با عنایت و لطف الهی و همکاران و صنف معزز و محترم فرهنگیان و با مدیریت به جا ، ارزشمند ، سیستماتیک ، دلسوزانه و تعهدانه دانشمند گرامی و استاد بزرگوار زبان انگلیسی که الحق و الانصاف تندیس ایمان، اراده، پشتکار، درایت و اخلاق حسنه و تواضع می باشند ؛ یعنی جناب آقای پورسلیمان، این سایت، کماکان و بدون وقفه و با روندی دموکراتیک در چارچوب قانون اساسی و جمهوری اسلامی ایران و با انگیزه و هدف مقدس رفع مشکلات صنفی عزیزان فرهنگی و ارائه و انعکاس نظرات و خواسته ها و مطالبات آنان به مسئولان فرهنگی کشور و نیز ارتقاء فرهنگ و اندیشه و تعهد و احساس مسئولیت و پروراندن و تعلیم بایسته و مدرنیزه ی نونهالان این مرزو بوم، به تحقق و جامعیت و عینیت بخشیدن رسالت سترگ فرهنگی، ادامه می دهد.

نگارنده، خویشتن را متعهد و موظف می داند بر اساس منشور الهی، انسانی و آرمانی « من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق » کمال امتنان و تشکر و قدردانی را از ایشان بنمایم زیرا مؤسس و مبتکر این سایت، بدون کوچکترین چشم داشت مادی و پست و مقام، با در نظر گرفتن رضای حضرت حق و صرف وقت عزیز و تحمل و تقبل بودجه ی قابل توجه این امر خطیر و خداپسندانه و شهروندگرایانه، تنها از ناحیه ی خویش، عارفانه و عاشقانه قدم برداشته و همچون شمعی فروزان و دلباخته و شیدای حقیقت و آزادگی و حریت، پرتوافشانی می نمایند.

 

« سخن معلم » بر اساس مانفیست و منشور فرهنگ متعالی و خداپسندانه و انسان مدارانه ی خود، تعلق خاطر به هیچ جناح و حزب و گروه و دسته ی خاص سیاسی نداشته و همواره مترصد این واقعیت و حقیقت بوده و هست تا خویشتن را وامدار سودجویان و معترضان و سیاست بازان حرفه ای و فریب کاران و نان به نرخ روزخورها و سالوسان قرا ندهد و به قول حضرت امام (ره) بالاترین درجه عبادت را که همان خدمت به خلق و گره گشایی و رفع حوائج و معضلات اقتصادی، صنفی و اجتماعی، آموزشی، فرهنگی است، محقق سازد.

 

« سخن معلم » به این منشور قرآنی که می فرماید تعادل و توازن را پیشه سازید که به تقوی نزدیک تر است و یا "وضع المیزان" در حد توان و وسع خویش، جامه ی عمل می پوشاند و از افراط و تفریط که به قول مولای متقیان علی (ع) ریشه در جهل و نادانی دارد احتراز می نماید.

« سخن معلم » با پای بندی به آرمان بنیان اساسی و دکترین توسعه پردازانه ی خود به اصل مقدس و مستحکم و منطقی « (فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ) » متکی و مقید می باشد.

لذا  ؛ آینه ی تمام نما و بدون غرض و تعصب تضارب آراء و تعاطی افکار است و شفافیت، حقیقت گرایی، دانش پروری، رشد عقلانی و مشارکت منطقی ، رقابت متعارف و پسندیده و همبستگی و وحدت رویه در کل و نهایت، از جمله خصائص و ویژگی های سخن معلم می باشد.

« سخن معلم »، هماره در آرزوی تحقق و عینیت بخشیدن کرامت و عزت و سعادت و بهروزی قاطبه ی مردم به ویژه فرهنگیان فرهیخته و بزرگوار بوده و هست و همواره از مشی و مرام « الیگارشیسم » و « پوپولیسم » و ماجراجوئی و هوچی گری بیزاری جسته و به اول مخلوق و مصنوع الهی و بزرگترین و برترین هدایا و عطایا یعنی عقلانیت بهای لازم را قائل گشته است و دانایی را که سرلوحه ی دکترین انبیاء و اولیاء و فلاسفه و حکما و خردمندان بوده است، ارج نهاده است.

به قول حافظ آن خداوندگار سخن:

صوفی بیا که آینه ی صافی ست جام را           تا بنگری صفای می لعل فام را

راز درون پرده ز رندان مست پرس                   کاین حال نیست زاهد عالی مقام را

و در آرزوی راستین و عینی و تحقق این حقیقت در غایت امر و فرجام فرهیختگان فرهنگ و ادب و هنر که :

حسن تو همیشه در فزون باد                   رویت همه ساله لاله گون باد

اندر سر ما خیال عشقت                         هر روز که باد در فزون باد

با سلاح علم و اندیشه و فرهنگ است که باید گفت:

رونق عهد شباب است دگر بستان را            می رسد مژده ی گل، بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی             خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

با رشد روزافزون عقلانیت و تفکر و فرهنگ و ادب و زدودن زنگار جهل و ضلالت و مرارت و دلتنگی گفتنی است که:

ساقی به نور باده برافروز جام را                   مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم                  ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

ارتقاء هر چه بیشتر و بهتر علمی ، آموزشی ، فرهنگی و عقیدتی آحاد کشور به ویژه فرهنگیان ، رفع مشکلات کمرشکن معیشتی و اقتصادی ، غلبه عقلانیت بر عصبانیت ، امحاء جهل و تعصب کورکورانه ، تلفیق علم و عمل ، صداقت در کلام ، اتحاد و وحدت پولادین ، رفع خصومت و بدبینی و خودمحوری و تحقق و عظمت و تعالی ایران و ایرانی و کل موحدان و درخشش هر چه بیشتر پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران و سلامت و سعادت ملت و رهبر و قطع ایادی استکبار جهانی و دشمنان قسم خورده این مرز و بوم و دین و مذهب ، آمال و آرزوی تک تک ما ایرانیان و به خصوص فرهنگیان می باشد .

« سخن معلم » سخن تمامی فرهیختگان ، خردمندان و هنرپروران است .

صد سال به این سال ها ...

* معاون پرورشی دبیرستان های تهران


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نگاهی انتقادی به نقش هاو کارکردها13 آبان و عنصر فراموش شده تعلیم و تربیت  13 آبان تجلي 3 رويداد مهم در تاريخ كشور است . تبعيد بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران ، تسخير سفارت آمريكا و روز دانش آموز كه غالبا در تريبون هاي رسمي نقش دانش آموزان در پيروزي انقلاب اسلامي تحت الشعاع دو مساله ديگر قرار مي گيرد و به آن توجهي نمي شود .

من به عنوان يك معلم و ديگر متوليان آموزش و پرورش به خاطر بسياري از اشتباهات مان گناه كاريم !

اما بدترين جنايت ما ،‌رها كردن دانش آموزان به حال خود و غفلت از اين استعدادهاي بي بديل است .

دانش آموز ، امروز را مي فهمد و در زمان حال زندگي مي كند .....


سازمان هاي جهاني تعليم و تربيت از جمله يونسكو معتقدند كه يادگيري امروز ( قرن بيست و يكم ) بر 4 ستون استوار است :

1- يادگيري چگونه آموختن
2- يادگيري چكونه انجام دادن
3- يادگيري چگونه زيستن
4- يادگيري چگونه با هم زيستن

نگاهي به آموزش و پرورش دولتي و محافظه كار كشورمان نشان مي دهد هنوز با اين ملاك ها فاصله زيادي داريم و تا رسيدن به وضع مطلوب بايد صبورانه اميدوار باشيم .

در اعلاميه حقوق بشر و پس از آن اعلاميه حقوق كودك ( كنوانسيون حقوق كودك افراد زير 18 سال را كودك تعريف مي كند ) به زوايايي پرداخته شده كه متاسفانه در آموزش و پرورش ما غايب بوده و توجه به آن ها خالي از لطف نيست !

ايران از امضا كنندگان هردو اعلاميه مي باشد .

دانش آموز در فرآيند تحصيل و تربيت در محيط مدرسه و در دوره هاي مختلف تحصيلي از حقوق انساني و دانش آموزي برخوردار است و بايد زمينه ها و بسترهاي مناسبي فراهم گردد تا او بتواند هم با حقوق خود آشنا شود و هم از آن بهرمند گردد .

" حق آزادي فكر و عقيده " ، " حق آزادي بيان " ، " حق اظهار نظر درباره مسائل آموزش و پرورش "،"حق انتقاد از نارسايي ها و بي عدالتي هاي آموزش و پرورش " ، " حق آزادي تشكيل اجتماعات " و... حقوقي هستند كه اگر رعايت شوند دلبستگي دانش آموزان به تحصيل و محيط آموزش افزايش مي يابد .

اگر حقوق دانش آموز رعايت شود وي براي انجام مسئوليت هاي خود مسئولانه و آگاهانه تر تلاش مي كند ، متاسفانه آن چه در شرايط فعلي در مدارس مي گذرد عموما " تكليف " است ، اولياي مدرسه تنها از انتظارات خود سخن مي گويند و نه تنها حقوق را فراموش مي كنند كه در اكثر مواقع انتظارات فراتر از توان دانش آموزان را با چاشني قدرت مطالبه مي نمايند !

نهادهاي دانش آموزي موجود مانند انجمن هاي اسلامي ، بسيج دانش آموزي ، شوراي دانش آموزي ، مجلس دانش آموزي و... تمامآ دولتي بوده و سازوكارهاي حاكم بر انان توسط مقامات وزارتي تعيين مي گردد ، هيچ راهي براي متشكل شدن دانش آموزان در تشكل هايي كه خود آن ها را تعريف مي كنند وجود ندارد و آن ها ابزارهايي هستند كه با برنامه ريزي هاي مقامات ذيربط ؛ امروزي را تجربه مي كنند كه خود در شكل گيري آن ها هيچ نقشي نداشته اند .

آموزش و پرورش بايد در جهت خودآفرينندگي دانش آموزان حركت نمايد و اهداف زير را سرلوحه برنامه هاي خويش قرار دهد :

 

1- تربيت شهروندان انتقادي
2- تاكيد بر گفتمان سازنده دانش و علم
3- بها دادن به دانش آموزان توليد كننده و نيز مصرف كننده دانش ، نه صرفا داننده ی آن
4- تاكيد بر تفاوت به عنوان يك هدف تربيتي

 

در آموزش و پرورش بايستي به جاي تربيت « شهروندان خوب و مطيع » ، بايد به تربيت « شهروندان مسئول و منتقد » همت گمارده شود .

روشن ترين تصويري كه از مدارس مطلوب و مد نظر خويش مي توان ارائه كرد اين است كه مدرسه در زمان حال قرار داشته و نبايد آن را در گذشته قرار داد يا چون پروژه اي براي آينده در نظر گرفت ؛ چنين مدرسه اي خود را نيز سوال مي برد و در اين مدرسه عامل وحدت كارهاي مشترك است نه سنت و هنجارهاي مشترك !

ضمن گرامي داشت " روز دانش آموز " استفاده ابزاري از دانش آموزان را در جهت اهداف غيرآموزشي و صاحبان قدرت مغاير با شان و كرامت انساني مي دانم و مصرانه از مسئولان مي خواهم زمينه شكل گيري تشكل هاي « غيروابسته  » را در محيط آموزش و پرورش فراهم كنند و در كنار آن بستر " تعامل " با تشكل هاي مستقل معلمي را نيز فراهم نمايند .

روزنامه آرمان


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در دیدگاه

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور