صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه گزارش / در پاسخ به فراخوان سخن معلم ( این جا ) ، آقای « علی محمد مصلحی » یادداشتی را ارسال نموده اند .

ضمن سپاس از این همکار گرامی ، دوستان می توانند مطالب و یادداشت های خود را به مناسبت « 13 آبان سال روز تاسیس سایت سخن معلم » ارسال فرمایند .

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار / به نظر می رسد پس از ماجرای شماره تلفن خواهر آقای وزیر  ( این جا ) وزارت آموزش و پرورش تصمیم گرفته است تا با افکار عمومی فرهنگیان و معلمان ارتباط نزدیک تر و موثرتری برقرار کند .

امیدورایم که پاسخ گویی به مطالبات معلمان و نیز ارتباط موثر و دو سویه با « رسانه های معلمی » از حالت اداری و نیز گزینشی خارج شده و « اقناع افکار عمومی و تقریب نگرش ها » در دستور کار مسئولان این وزارتخانه قرار بگیرد . 

گروه اخبار / بخشنامه ی برگزاری مسابقات مداحی نوگلان در آموزش و پرورش به همراه فرم داوری مسابقات مداحی

این مسابقات ابتدا در سطح مناطق و یا نواحی و سپس در سطح استان و پس از آن به صورت کشوری برگزار می شود .

پایان پیام /

 

بخشنامه ی برگزاری مسابقات مداحی نوگلان در آموزش و پرورش

 

بخشنامه ی برگزاری مسابقات مداحی نوگلان در آموزش و پرورش


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

 

گروه اخبار / نماینده مردم فلاورجان در مجلس شورای اسلامی از وزیر آموزش و پرورش خواست تا پاداش پایان خدمت فرهنگیان را که مدتی از بازنشستگی آنان می گذرد بپردازد.

منتشرشده در بازنشستگان

افت تحصیلی و وظایف دیگران   « افت تحصيلي » يکي از موضوعاتي است که شايد همه دانش آموزان در طول سال هاي تحصيل با آن دست وپنجه نرم کرده باشند ؛ گاهي از عوامل محيطي و گاهی اوقات از عوامل درونی نشات می گیرد . اقتصاد بيمار ، وابستگي ها ، کمک هاي آموزشي خارج از مدرسه ، بيماري ، فقر و سرخوردگي هاي اجتماعي و تنش های خانوادگي و فقر فرهنگی از جمله عواملي هستند که هر کدام در افت تحصيلي دانش آموزان نقش به سزايي دارند.

يکي از دلايل عمده افت تحصيلي مخصوصا در دانش آموزان دوران دبستان وابستگي آنها به والدين است.. بعضی از خانواده ها کودکان را وابسته نازپرورده و بی مسئولیت تربیت می کنند ، سرانجام با از بين رفتن اين تکيه گاه تحصيلي نشانه هاي افت تحصيلي در کارنامه فرزند شما جلب توجه مي کند.اين به اين معنا نيست که اصلا به دانش آموزان خود کمک نکنيد بلکه هدف شما از کمک بايد اين باشد که او را در شرايطي قرار دهيد که اگر ضعفي دارد خودش تلاش کند تا جبران شود .
دعواهاي خانوادگي پدر و مادر در حضور کودکان و تداوم آنها يکي از عواملي است که به شدت سبب تضعيف روحيه و افت تحصيلي دانش آموزان مي شود. از آنجايي که کودکان در چنين لحظاتي زود انرژي و توان خود را از دست مي دهند و نگران می شوند و نمي توانند هم ز مان با تحصيل بار مشکلات خانوادگي را نيز به دوش بکشند زود خسته و ناتوان مي شوند و اولين آثار خستگي روحي آنها را مي توان در کيفيت نمرات درسي و بهانه جویی آنها مشاهده کرد.

البته اين وظيفه والدين است که مراقب رفتارشان در محیط خانواده باشند تا دانش آموزان احساس ناامنی و ضعف و سرخوردگی نکنند .

عامل فردی دیگر ، انگیزه است که موجب هدایت رفتار فرد به سوی نوعی هدف مطلوب درسی می شود. انگیزه در واقع موتور حرکت هر فردی است. محققان یکی از دلایل افت تحصیلی را نداشتن انگیزه پیشرفت می دانند. برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان باید تلاش نمود تا فرد احساس نیاز و مسئولیت کند.
امروزه کساني که در جست و جوي وضع مادي بهتري مي گردند و دانش آموزان را به نحوی رها و نسبت به تحصیل آنها بی تفاوت و احساس مسئولیت به درس و آموزش آنها نمی کنند در حقیقت زمينه افت تحصيلي را خودشان به وجود می آورند .

کمبود اعتماد به نفس در دانش آموزان يکي از عواملي است که دانش آموزان را از تلاش و خودباوري باز مي دارد و سبب افت تحصيلي آنها مي شود. والدين بايد به دانش آموزان خود کمک کنند تا خودشان را باور کنند و بتوانند خلاقيت هاي تحصيلي خودشان را بروز دهند.

از عوامل ديگر که سبب افت تحصيلي دانش آموزان مي شود معاشرت با افراد ناباب و بی علاقه به تحصیل که باید به طور غير مستقيم کنترلي روي دوستان و فرزندان خود داشته باشند . مراقب ارتباط هايي که آنها با ديگران در خارج از محيط خانواده برقرار مي کنند باشيد.

در مدرسه دانش آموزان زيادي با افکار و شخصيت هاي متفاوت وجود دارند که همگي آنها مي توانند تاثيرات مثبت و گاه نامطلوبي روي فرزند شما داشته باشند. خيلي از دانش آموزان در فاصله سال هاي دبيرستان ، دل به عشق هاي زودرسي مي دهند که سبب انحراف فعاليت هاي ذهني آنها از مطالب درسي به ورود به احساسات زودگذر مي شود.

در چنين شرايطي دانش آموزان به جاي صرف انرژي خود براي مطالعه دل به احساسات خود و طرف مقابل مي دهند و تمام تلاش خود را براي جلب توجه طرف مذکور متمرکز مي کنند و از مسير اصلي منحرف مي شوند. بايد دانست کمبود عاطفه و محبت در دانش آموزان سبب جذب جنس مخالف می شود.


اما تكليف دانش آموزان در منزل :

باید فعاليتي هدف دار، تكنيكي و متنوع جذاب و مختصر و مفید و وسيله اي در خدمت يادگيري باشد لذا نبايد آن ر ا به منزله وسيله اي جهت پر كردن اوقات فراغت دانش آموزان و يا سرگرم كردن آنان تلقي نمود. « تكليف » بايد با توانايي ها و علايق دانش آموزان مطابقت داشته باشد. ولي گهگاه اين تناسب رعايت نمي شود و تكاليف سنگين بر دانش آموزان تحميل مي شود كه موجب خستگي و دلسردي و عدم توانایی فراگیر است .

آنچه در محیط خانواده و مدرسه مهم است، تربيت صحيح و اسلامي و حس مسئولیت پذیری و روحیه خود باوری دانش آموزان در آینده است . يعني ايجاد جو و محيطي مطلوب در مدرسه براي رشد و پرورش استعداد هاي نهفته و شكوفا كردن قوه ابتكار و خلاقيت، آموزش آداب  و سنن و ارزش هاي اسلامي به دانش آموز است تا با آمادگي قبلي كافي افرادي سازنده براي جامعه تربيت شوند.

دانش آموز باید بتواند بر بحران ها، فشارها و استرس های شدید در زندگی غلبه کند.این احساس لیاقت و شایستگی که در مدرسه آموخته می شود، وی راقادرمی سازد در حل مسائل از روش های واقع بینانه ای استفاده کند.

از سوی دیگر، تجارب شکست و عدم شایستگی طی سالیان تحصیل در مدرسه در دانش آموزان سبب ایجاد علائمی از احساس حقارت و خودکم بینی و پریشانی می شود و بر ارتباطات آنها در دنیای خارج از مدرسه نیز تأثیر می گذارد .

ما باید عزت ، اعتماد به نفس ، خود باوری ، روحیه همکاری و هماهنگی و ارتباطات منطقی با سایر دانش آموزان را در آنها تقویت و احیا نماییم . یادآوری این نکته مهم به نظر می رسد که ایجاد فضای آزاد یادگیری بدون احساس ترس و اضطراب از عدم موفقیت و شکست، تشویق دانش آموزان به اظهار عقاید و اندیشه های خود و در نتیجه افزایش حس مسئولیت و قبول توانائی ها و شایستگی های خود از امور بسیار با اهمیت است .

برای بارور شدن نهال تعلیم و تربیت، مراعات کیفیت شخصیت ها و شکوفا نمودن استعدادها و روحیه خود باوری و رعایت ارزش های اسلامی در اولویت اصلی کار معلم قرار دارد ، دانش آموزان در موهبت ها و استعدادها و لیاقت ها نیز با یکدیگر متفاوتند.

شکی نیست که این تفاوت ها ناشی از حکمت الهی است زیرا همین تفاوت ها انسان را به سوی تکامل سوق می دهد . معلمی که بدون توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان برایشان تکلیف تعیین می کنند و از همه انتظارات یکسان دارند، معلمین موفقی نیستند.

شناخت مشکل و توجه به آن ممکن و راه گشا می باشد . راه حل درست و منطقی در برخورد با دانش آموزان این است که به آن ها توجه کنیم و به شخصیت آنان احترام بگذاریم.

« احترام » یکی از بزرگ ترین عوامل جلب محبت و اطاعت است . بی احترامی به شخصیت مردم یکی از مهم ترین وسایل بر انگیختن دشمنی و مخالفت است . حضرت علی(ع) فرمود:

" با مخاطب خویش پسندیده سخن گویید تا او نیز با شما با احترام جواب گوید . "

هم چنین نیاز آدمی به تحسین و تشویق از تمایلات فطری است و تا پایان عمر با آدمی می ماند. اما بسیاری از خانواده ها ، دانش آموزان را در حضور دیگران و حتی افراد فامیل و غیره تحقیر و ملامت می کنند ؛ آنها نمی دانند که زیاده روی در ملامت و سرزنش های مکرر آتش لجاجت راشعله ور می کند . این عمل موجب سرخوردگی و ناامیدی و دلسردی از تحصیل می شود و دانش آموز با لجبازی سعی در تکرار عمل می نماید و افراد خانواده را مصظرب می کند.
روان ما انسان ها شبیه اشتها به غذا برای جسم است، همان طور که جسم غذای ناخوشایند را رد می کند، فکر ما نیز غذای نامطبوع را نمی پذیرد. چنان چه برنامه ها با مرحله سنی کودک مناسب نباشد یا محتوای زیاد و غیرضروری را شامل شود به مشکلات تحصیلی و درنتیجه افت تحصیلی می انجامد .

مطالب کتاب های درسی باید متنوع و جامع و شیرین ، جذاب و لذت بخش و شوق برانگیز و احساس نیاز و مسئولیت پذیری را در دانش آموز ایجاد کند . چه بسا سرمایه انسانی و اقتصادی زیادی تلف می شود و طبعاً جبران اتلاف نیروی انسانی امکان پذیر نیست . نیروهای فکری در مسیر صحیح قرار نمی گیرد.

گاهی علت افت تحصیلی یا شکست درسی دانش آموزان را باید در مدرسه جست و جو کرد. شیوه تدریس معلم، برنامه درسی مدرسه که درست طراحی نشده مثلا دروس نسبتاً سخت را پشت سر هم یا در ساعاتی گذاشته اند که عموماً دانش آموزان خسته هستند. پیش داوری های معلم، شرایط فیزیکی کلاس، تعویض معلمان به طور مکرر در طول سال تحصیلی ، کنترل نامناسب کلاس ، فقدان وسایل کمک آموزشی و بی تفاوتی اولیاء از دیگر علل در افت تحصیلی هستند.

همه معلمان کشورم شایسته و لایق و دارای صفاتی چون سلامتی جسمانی و روانی، مهربان ، باثبات و منطقی ، صبور و بردبار بودن ، قابل احترام و عزت و سپاس گزاری و ... هستند.
عواملی مانند عدم تناسب نیازها و علایق دانش آموزان با محتوای کتب درسی و عدم هماهنگی اهداف آموزشی با نیازها و علایق دانش آموزان از عوامل افت تحصیلی می باشد. اگر محتوا و روش و فنون آموزش و پرورش واقعاً با نیازها و رغبت ها و مسائل و مشکلات دانش آموزان تناسب داشته باشد، باعث می شود که آنها در تحصیل بهتر کوشش کنند و تحصیلات خود را به پایان برسانند و در نتیجه از میزان ترک تحصیل کاسته شود.

متوجه همین هدف باشید، زیرا مقدار و نوع یادگیری دانش آموزان است که میزان فعالیت های مدرسه را روشن می کند.

هرگاه دانش آموز مطلبی را یاد بگیرد و این امر موجب تغییر رفتار وی خواهد شد و به عبارت دیگر تجارب یادگیری موفقیت آمیز موجب تغییراتی در رفتار دانش آموز می شود.

به وسیله ارزیابی و امتحان است که معلم می تواند اثر کوشش های خود را بفهمد و یا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسیدن به هدف های مورد نظر کمک کند و خود نیز تا چه حد موفق بوده است.

گاهی عقب ماندگی در تحصیل بر اثر تنش فکری و وضع آشفته و هیجاناتی است که به مناسبت بلوغ در نوجوانان ایجاد شده است. از یک سو بحران بلوغ و مسائل مربوط به آن و از سوی دیگر بحران هویت و مسائل ارزشی و از طرفی روابط با والدین و همسالان، نوجوان را بر سر راه های انتخاب قرار می دهد و واقعاً نمی داند از زندگی چه می خواهد و دیگران نسبت به او چه عکس العملی نشان می دهند.

این امور باعث ناراحتی، افسردگی و اضطراب نوجوان و در نتیجه عقب افتادگی و شکست در تحصیل می شود.. فقر و محروم ماندن از غذای سالم و کافی و نداشتن استراحت لازم و فکر آسوده موجب عقب ماندگی درسی می شود.

فقر فرهنگی و بیسوادی یا کم سوادی والدین، ، مشاجره و ناسازگاری میان والدین ، جدایی پدر و مادر و نحوه برخورد و ارتباط دانش آموز با برادران و خواهران از مهمترین علل خانوادگی در دانش آموزان و افت تحصیلی است .

در خاتمه از همه همکارانم که بی وقفه و صادقانه برای اعتلای فرهنگ و ارزش های اسلامی این مرز و بوم تلاش می کنند صمیمانه سپاسگزارم .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز
دوشنبه, 11 آبان 1394 09:46

30 ویژگی یک "ایرانی مطلوب"

ویژگی های ایرانی مطلوب   1 . بسیار کم حرف می‌زند چون کار و فعالیت به او فرصت حرف زدن نمی‌دهد؛ 

2. وقتی با مشکلی روبرو می‌شود، دیگران را سرزنش نمی‌کند؛ 

3. به ندرت در رانندگی بوق می‌زند؛ 

4. در پی قهرمان شدن نیست؛ 

5. از ادب و تعارف برای پوشاندن ضعف‌های خود استفاده نمی‌کند؛ 

6. مسئولیت کوتاهی‌ها و اشتباهات خود را با صراحت می‌پذیرد؛ 

7.  آن قدر قابل پیش‌بینی است که دیگران به او اعتماد می‌کنند؛ 

8. آن قدر نیاز‌های خود را معقول کرده‌ که از دروغ گفتن بی‌نیاز شده است؛ 

9. اگر در قراری یک دقیقه دیر کرد از میزبان عذرخواهی می‌کند؛ 

10. تا می‌تواند در مورد دیگران قضاوت نمی‌کند و به کرات می‌گوید من نمی‌دانم؛ 

11. در میان غیرایرانیان، همه جذب نظم، کرامت و دانش او می‌شوند؛ 

12. از عملکرد خود ناراضی است و بسیار کم در مورد خودش صحبت می‌کند؛ 

13. محال است آَشغالی به زمین یا بیرون پرت کند؛ 

14.    دفترچه‌ای دارد که در آن ضعف‌های خود را نوشته و برای اصلاح آن‌ها برنامه دارد؛ 

15. با رقیب و مخالف خود مانند رفتار پیامبر برخورد می‌کند؛ 

16. در گوشه‌ای از منزل او، پرچم ایران دیده می‌شود؛ 

17. فعالیت در محیط بین‌المللی را فرصتی برای یادگیری و اثرگذاری می‌داند؛ 

18. حسادت نمی‌کند چون به قواعد خلقت و اهتمام انسان‌ها معتقد است؛ 

19. بدگویی کسی را نمی‌کند چون می‌داند در مورد ضعف‌های خود می‌تواند ده صفحه بنویسد؛ 

20. در هفته با ده نفر تماس می‌گیرد و احوال پرسی می‌کند بدون اینکه با آن‌ها کاری داشته باشد؛ 

21. جهان‌بینی خود را به تناسب مخاطب تغییر نمی‌دهد؛ 

22. زندگی خود را با رنگ‌های شاد، گل، هنر، موسیقی تزئین کرده است؛ 

23. از تأیید دیگران بی‌نیاز است؛ 

24. در ماه حداقل یک کتاب را با دقت و نشانه‌گذاری تمام می‌کند؛ 

25. هر وقت با او ملاقات می‌کنیم متوجه می‌شویم از دفعه قبل انسان بهتری شده‌است؛ 

26. برای حفظ سلامتی خود، برنامه منظم دارد؛ 

27. هر آجری در زندگی خود بر روی آجری دیگر گذاشته با زحمت بوده و نه با رانت؛ 

28. به قدرت و سمت به عنوان فرصتی برای بهبود وضع زندگی خود نگاه نمی‌کند؛ 

29.با ایرانیان دیگر بسیار همکاری کرده و از تعارض، درگیری و اختلاف با آن‌ها پرهیز می‌کند؛ 

30. دایره معاشرتی او با افراد توانمند و غیر مطیع است. 

عصر ایران


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در آموزش نوین

10 شغلی که بیشترین و بالاترین میزان افسردگی را دارند  گروه اخبار /

در اینجا 10 طیف شغلی معرفی می‌شود که بین کارکنان آن سطوح زیادی از افسردگی گزارش شده است.

در این مقاله به 10 زمینه شغلی از 21 طبقه‌ شغلی اشاره می‌شود که کارکنان شاغل در آنها بسیار بیشتر از سایرین در طول یک‌ سال علامت‌های افسردگی حاد را گزارش کرده‌اند. با این حال، چنانچه می‌خواهید یک پرستار باشید (مورد شماره 4) این مطلب بدان معنی نیست که به سراغ حرفه دیگری بروید.

دکتر دبورا لگ، مشاور بهداشت روان معتقد است: جنبه‌های معینی در هر شغل وجود دارد که می‌تواند منجر به افسردگی یا تشدید آن شود. افرادی که در مشاغل پراسترس کار می‌کنند، اگر به خوبی از خودشان مراقبت کنند شانس بیشتری برای مدیریت افسردگی‌شان دارند.

 

1- پرستاران خانگی / نگهداری از کودکان

افرادی که خدمات شخصی می‌دهند در بالای این فهرست قرار دارند. در حدود ۱۱ درصد افرادی که این شغل را برعهده دارند، افسردگی شدید را گزارش کرده‌اند (این نرخ بین بیکاران ۱۳ درصد و برای کل جمعیت ۷ درصد است.)

دکتر کریستوفر ویلارد، روانشناس بالینی در دانشگاه تافتس معتقد است: یک روز عادی کاری برای این افراد می‌تواند شامل غذا دادن، حمام کردن و مراقبت از افرادی باشد که اغلب "توانایی تشکر و سپاسگزاری را ندارند..." چون یا بیش‌ از حد بیمار هستند یا خیلی کم‌سن هستند یا اصلا عادت به قدردانی و تشکر کردن ندارند. دیدن افراد بیماری که هیچ نیروی تازه و مثبتی به آدم نمی‌دهند، استرس‌زا است.

 

2- کارکنان خدمات غذایی

افرادی که امور مربوط به خدمات‌دهی در امر غذا را برعهده دارند، در رده‌ی دوم این فهرست قرار دارند. افراد شاغل در این کار حقوق پایینی دریافت می‌کنند و از طرفی هم هر روز آدم‌های زیادی بهشان امر و نهی می‌کنند که باعث خسته‌کنندگی این شغل می‌شود. در حالی که ۱۰ درصد از کارکنان خدمات تهیه‌ی غذا یک دوره‌ی افسردگی‌ حاد را در مدت یک‌سال گزارش کرده‌اند؛ ۱۵ درصد زنان شاغل در این شغل هم در معرض افسردگی قرار گرفته‌اند.

لگ ‌معتقد است: "این کار یک شغل فاقد هرنوع تشکر و سپاسگزاری است. ممکن است مردم در برخورد با این کارکنان بی‌ادب باشند و کار حتی به درگیری فیزیکی هم بکشد. وقتی فردی افسرده است، همچنان پرانرژی و پرجنب‌وجوش بودن برایش سخت می‌شود. و اگر لازمه‌ی کارش حتما پرانرژی بودن است، کار خیلی سخت می‌شود."

 

3- مددکاری اجتماعی

این که مددکاران اجتماعی در رده‌های بالای این فهرست باشند خیلی هم تعجب‌آور نیست. سروکار داشتن با بچه‌هایی که مورد سوءاستفاده و آزارجنسی و بدنی قرار گرفته‌اند، یا خانواده‌هایی که در بحران به سر می‌برند - یک سری کاغذبازی‌های اداری را هم به این مشکلات اضافه کنید - می‌تواند این شغل را تبدیل به یک کار استرس‌زای ۷/۲۴ ( ۲۴ ساعته در تمام ۷ روز هفته) تبدیل کند.

ویلارد معتقد است یک فرهنگی هست که می‌گوید برای انجام شغل به شکلی مطلوب، ‌باید واقعا به سختی کار کنید و در اغلب موارد فداکاری کنید. از آنجا که مددکاران اجتماعی با افراد بسیار نیازمند سروکار دارند، این فداکاری خیلی زیاد برای انجام کار بسیار سخت است. من با بسیاری از مددکاران اجتماعی و دیگر حرفه‌های امور مراقبتی سروکار داشته‌ام و دیده‌ام که آنها واقعا خیلی زود از پا می‌افتند.

 

4- کارکنان امور بهداشت و سلامت

کارکنان امور بهداشت و سلامت شامل پزشکان، پرستاران، درمانگران و سایر افراد حرفه‌ای می‌شود که بیشترین زحمت را با حداقل تسهیلات متحمل می‌شوند. این کارکنان که زندگی سایر افراد در دستان آنها است ساعت‌ها و روزهای کاری نامنظم زیادی دارند.

ویلارد معتقد است: "آنها هر روز بیماری، انواع زخم‌ها و مرگ را می‌بینند و با خانواده‌ی بیماران سر و کار دارند. این قضیه می‌تواند بر دیدگاه‌های فرد تاثیر بگذارد و او را به این نتیجه برساند که جهان، جای غمگین‌تری است."

 

5- هنرمندان، بازیگران ‌و نویسندگان

این شغل با حقوق نامطمئن، ساعت‌های نامشخصی از زندگی فرد را درگیر می‌کند و او را به انزوا می‌کشاند.

افراد خلاق، بیش از سایرین در معرض اختلالات خلقی و روحی-روانی هستند، در حدود ۹ درصد این آدم‌ها در یک‌سال گذشته به افسردگی شدید مبتلا شده‌اند. احتمال ابتلا به افسردگی در هنرمندان و نویسندگان مرد بیشتر است. (تقریبا ۷ درصد کسانی که تمام‌وقت کار می‌کنند.)

لگ معتقد است: "یک چیزی که بین هنرمندان و بازیگران زیاد دیده‌ام، بیماری اختلال دوقطبی است. در بسیاری مواقع در افراد هنرمند اختلالات خلقی تشخیص داده نشده و یا درمان نشده‌ای وجود دارد. افسردگی در افرادی که به سمت کار هنری کشیده می‌شوند امری معمولی و رایج است و بعد از شیوه‌ی زندگی‌شان به این موضوع بیشتر دامن می‌زند.

 

6- معلمان

به نظر می‌رسد نیاز به معلمان روز به روز در حال افزایش است. بسیاری از معلمان، بعد از یک شیفت کاری دوباره کار می‌کنند و حتی کار خود را به خانه هم می‌برند.

ویلارد معتقد است: از جهات مختلفی به معلم‌ها فشار وارد می‌شود، از طرف بچه‌ها، والدین‌شان و مدرسه‌هایی که به دنبال ارتقای استانداردهایشان هستند؛ و همه‌ی این افراد هم خواسته‌های متفاوتی دارند. انجام این کارها برای معلم‌ها آن قدر سخت می‌شود که گاهی حتی یادشان می‌رود از روز اول با چه انگیزه‌ای به این شغل وارد شده‌اند.

 

7- کارکنان مدیریت پشتیبانی

افرادی که در این شغل مشغول به کار هستند از کوچک‌ترین مسائل تا موضوعات سطح بالای سازمان را باید تحمل کنند و چه بسا در بسیاری موارد برنجند و ناراحت شوند.

لگ در این باره می‌گوید: آنها همه‌ی امور سازمان، از گرفتن سفارش‌ها تا جهت‌دهی تمام امور در خط مقدم هستند. اما از سوی دیگر در چارت اداری در سطح پایینی قرار دارند که کنترلی بر سایر امور ندارند.

آن‌ها یک روز کاری غیرقابل پیش‌بینی و سخت را پشت سر می‌گذارند و ادامه‌ی کار و زندگی را برای بقیه راحت و آسان می‌کنند در حالی که هیچ‌کس آنها را نمی‌شناسد و نمی‌داند چه زحمتی را متحمل شده‌اند.

 

8- کارکنان واحد تعمیر و نگهداری

وقتی یک چیزی در محل کار یا منزل‌تان خراب می‌شود معمولا چه کار می‌کنید؟ این اساسا چیزی است که کارکنان شاغل در واحد تعمیر و نگهداری هر روز با آن سروکار دارند. آنان اغلب در ساعت‌های غیرعادی، هر فصل از سال بدون توجه به سرما یا گرما، و در شیفت‌های کاری شبانه به کارشان مشغول هستند.

آن‌ها بابت درست کردن خرابکاری وحشتناک دیگران اغلب حقوق بسیار ناچیزی می‌گیرند.

ویلارد می‌گوید شیفت کاری آنان مدام تغییر می‌کند و می‌چرخد و به همین سبب اغلب از سایر همکارانشان جدا می‌افتند و این بسیار خطرناک است.

 

9- حسابداران و مشاوران مالی

استرس، استرس، استرس. بیشتر افراد علاقه‌ای ندارند با پس‌اندازهای دوران بازنشستگی‌شان سروکار داشته باشند. حالا تصور کنید در شغلی باشید که هزاران یا میلیون‌ها دلار از دارایی دیگران را سروسامان دهید؟

لگ می‌گوید: "مسئولیت پاسخگویی بسیار زیادی برای امور مالی دیگران وجود دارد و این در حالی است که در بسیاری مواقع بازار در کنترل حسابدار و مشاور مالی نیست و نمی‌داند چه اتفاقاتی در دنیای کسب و کار در حال وقوع است." هم‌چنین اگر یک مشتری بخشی از دارایی‌اش در هنگام کار از دست برود احساس گناه و عذاب وجدان زیادی برای مشاور مالی به همراه خواهد داشت و علاوه بر آن همواره افرادی هستند که مداوم بر سر حسابدار یا مشاور مالی و اقتصادی در حال جیغ کشیدن هستند! "

 

10- کارکنان بخش فروش

افراد شاغل در بخش فروش در رده‌ی دهم این فهرست جای دارند، و مجموعه‌ای از دلایل وجود دارند که چرا این شغل هم باعث افسردگی در افراد می‌شود. بسیاری از فروشندگان بر مبنای دریافت پورسانت کار می‌کنند و این بدان معنی است که هرگز به طور دقیق نمی‌دانند چه زمانی حقوق‌شان را می‌گیرند. معمولا آنان در سفر هستند و زمان بسیاری را دور از خانه، خانواده و دوستانشان می‌گذرانند. در شرایطی هم که بخواهند به تنهایی و مستقل کار کنند منافع و سود کمی عایدشان خواهد شد.

لگ می‌گوید: "این درآمد نامطمئن، فشار زیادی را برای آنان به همراه دارد و این شغل را به کاری پراسترس تبدیل می‌کند."

اقتصاد نیوز


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در اقتصاد

گروه گزارش / در پاسخ به فراخوان سخن معلم ( این جا ) ، آقای « شیرزاد عبداللهی » یادداشتی را ارسال نموده اند .

ضمن سپاس از این همکار گرامی ، دوستان می توانند مطالب و یادداشت های خود را به مناسبت « 13 آبان سال روز تاسیس سایت سخن معلم » ارسال فرمایند .

منتشرشده در یادداشت

جلسه پرسش و پاسخ در مورد کسر مقرری ماه اول و فرصتی برای اندیشیدن  « گزارش از انتشار يک خبر در مورد رتبه بندي معلمان در فضاي تلگرام و سايت وزين " گروه سخن معلم " »

در فضاي مجازي تلگرام خبر ذيل را ملاحظه کردم :

 

“دوستان يه چيز جالب در باره رتبه بندي ميگم . “
“اولا حکم مهر ماه نسبت به شهریور نه تنها اضافه نشده بلکه مالیات افزایش حقوق مهر هم نزدیک ۵۰ تومن ازمن کسر شده.”
“یعنی همه ی افزایش بابت مقرری ماه اول کسر شده+۱۰ درصد مالیات ازم کسر شده.”

“دوما افزایش رتبه بندی تو بندی به نام حق شغل حرفه ای اضافه شده نه بند اول که حق شغله.”
“یعنی اگه فیشتون رو چک کنید،مبلغ کسر بازنشستگی مهر و شهریور برابره و این بدان معناست که بابت افزایش حق رتبه بندی چیزی به صندوق بازنشستگی نمیره و معنی تلخ ترش اینه که هنگام بازنشستگی این حق رتبه بندی حذف میشه.”
“یعنی کسانی که به خاطر افزایش حقوق ناشی از رتبه بندی خودشونو بازنشست نکردن،کلاه سرشون رفته

اين پيام در گرو هاي آموزش و پرورش گسترش يافت . “

 

در سايت وزين " گروه سخن معلم " روز دوشنبه چهارم آبان مقاله کسرمقرري ماه اول و چند پرسش ؟! به قلم استاد فرهيخته محمدي / مازندران ( این جا ) در ذيل پاسخ به مطلب ارائه شده در فضاي مجازي تگلرام را پيگيري مي کنيم که پاسخ به مقاله ي "کسرمقرري ماه اول و چند پرسش ؟! " نيز مي باشد .

براي قسمت اولأ با يکي از معلمان عزيز مصاحبه کردم که در ذيل ملاحظه مي فرماييد :

سوال :

آيا اين دريافتي مهر ماه شما کمتر از دريافتي شهريور ماه مي باشد ؟

پاسخ : بلي

سوال :

آيا رتبه بندي شامل حال شما شده است ؟

پاسخ : بلي

سوال :

پس چرا با وجود آن که رتبه بندي شامل حال شما شده است ، باز هم دريافتي شما در پايان مهر ماه کمتر از دريافتي پايان شهريور ماه مي باشد ؟

پاسخ :

اين مطلب ( کاهش دريافتي ماه اول پس از افزايش حقوق يک امر طبيعي و در هر افزايش حقوقي تکرار مي شود  ) ولي امروز معلمان نسبت به آموزش و پرورش بسيار حساس شده اند  و اگر 95% ليوان پر باشد باز هم آن 5% خالي را مي بينند  و يا حتي اگر 100% ليوان پر باشد باز هم مي گويند سراب است .

سوال :

بنده متوجه پاسخ شما نشدم .

پاسخ :

اگر اجازه مي داديد ، داشتم  قسمت اولأ مطرح شده در فضاي مجازي تلگرام و... را توضيح مي دادم .

براي توضيح اين مسئله ساده به يکي از معلمان با بايگاني فيش حقوقي و احکام و... قوي مراجعه کردم و از وي فيش حقوقي اسفند 1391 و فروردين 1392 را دريافت نمودم .

در فروردين سال 1392 حقوق يکي از همکاران بنده ، نسبت به حقوق اسفند سال قبل ؛ مجموع حق شغل ، حق شاغل ، تفاوت تطبیق و فوق العاده سختي شرايط محيط کار از 360 / 346 / 9  ريال به  264 / 329 / 11   ريال افزايش يافت يعني کمتر از 200 هزارتومان به حقوق آن همکار اضافه شد يا حدود 21%  به مجموع فاکتور هاي حقوق افزوده شد .

با وجود افزايش حقوق کمتر از 200 هزار تومان در فروردين همان سال ، کل  دريافتي فروردين ماه نسبت به اسفند ماه سال قبل از آن 170 هزار تومان کمتر شد  که يک امر طبيعي و عادي مي باشد .

سوال :

مگر مي شود دريافتي فروردين که افزايش حقوق داشته کمتر از اسفند باشد ؟!

پاسخ :

بنده داشتم همين موضوع را توضيح مي دادم ولي متأسفانه تعجيل شما ، کلام بنده را قطع کرد.

پر واضح است که از يک سو ، افزايش حقوق ماه اول ( فروردين 1392 ) به صندوق بازنشستگي واريز مي شود .

سوال :

درست مي فرماييد ، در هر افزايش حقوق ،  چون آن ميزان افزايش حقوق به صندوق بازنشستگي واريز مي شود . پس مي توان تصور کرد که ماه اول هيچ افزايش حقوقي اعمال نمي شود  ولي چرا دريافتي فروردين 1392 کمتر از اسفند 1391 مي شود ؟!

پاسخ :

متأسفانه تعجيل شما  درک نمي کنم . لطفأ اجازه دهيد بنده آن را هم توضيح مي دهم . فقط اگر به من فرصت بدهيد !

با توجه به آن که حقوق شما ، افزايش يافته است پس ماليات بر حقوق نيز افزايش مي يابد .

سوال :

يعني هرگاه حقوق افزايش يابد ، ماه پس از آن دريافتي کمتر مي شود ؟!

پاسخ :

کاملأ درست مي فرماييد :

در هر صورت ،همواره دريافت ماه اول افزايش حقوق کمتر از ماه قبل از افزايش حقوق مي شود و اين کشفيات جديد ، فقط  مربوط به رتبه بندي نمي باشد .

براي توجه بيشتر  به  جدول ذيل مراجعه نماييد .

مجموع فاکتور هاي تعيين حقوق اسفند 1391

به ريال

مجموع فاکتور هاي تعيين حقوق فروردين 1392

به ريال

مبلغ افزايش حقوق به ريال

درصد افزايش حقوق

با وجود افزايش حقوق در ماه جديد  بازهم اين ميزان دريافتي کمتر از ماه قبلي مي باشد . به ريال

360 / 346 / 9

264 / 329 / 11

904 / 982 / 1

21 / 22 %

000 / 700 / 1

جدول مقايسه مجموع فاکتور هاي تعيين حقوق و افزايش آن در دو ماه اسفند 91 و فروردين 92

 

سوال :

آن زمان با درآمد هاي افسانه اي دولت نهم و دهم و تورم بيش از 40% حقوق شما کمتر از 200 هزار تومان و يا حدود 21% افزايش داشت .

چرا  شما تجمع نکرديد ؟!

پاسخ : اولأ اين اطلاعات  مربوط به همکار بنده است که بايگاني خوبي دارد نه بنده  ثانيأ حدود 21% افزايش کل حقوق نمي باشد بلکه مربوط به مجموع چهار قلم حق شغل ، حق شاغل ، تفاوت تطبیق و فوق العاده سختي شرايط محيط کار يک معلم مي باشد که براي معلمان ديگر هم تقريبأ همان اندازه بوده است .

سوال :

مگر افزايش حقوق شما بيشتر بود؟!

پاسخ :

خير ، افزايش حقوق همه تقريبأ يکسان است .

سوال :

با توجه به تورم بيش از 40% و درآمد افسانه اي دولت نهم و دهم در مقابل افزايش حدود 21% فاکتورهاي تعيين حقوق ، معلمان چند بار و در چه مکان هایي تجمع داشتند ؟!

پاسخ :

درآن زمان نه تجمعي شکل گرفت و نه اعتراض مدني رخ داد نه به کاهش 170 هزار تومان دريافتي فروردين نسبت به اسفند مطلبي نگاشته شد .

هر چند بنده و همکار عزيزم هيچ اعتقادي به تجمع در آن زمان و اين زمان نداشته و نداريم .

سوال :

يعني هيچ اعتراض و تجمعي در آن زمان نه از سوي شما و همکار عزيزتان و نه از سوي معلمان ديگر و تشکل هاي مدني و ... صورت نگرفت ؟!

پاسخ :

با توجه به اينکه ما در بدنه آموزش و پرورش حضور داريم ، هيج گونه  تحرکي را  در آن ايام به ياد نمي آوريم .

سوال :

پس چرا در يک سال اخير اين همه تجمع و اعتراض داشته ايد ؟!

پاسخ :

بنده و همکارم مخالف هرگونه تجمع بوده و هستيم .

سئوال :

پس شما از وضع قبلي و وضع فعلي راضي هستيد ؟!

پاسخ :

خير ، بنده و تعدادي  از همکاران باور داريم که براي حل مشکلات و چالش هاي آموزش و پرورش بايد با مسئولين تعامل نمود . چه مسئولين گذشته که که به قول شما درآمد هاي افسانه اي داشتند و تورم بيش از 40% را تجربه مي کردند  و چه مسئولين جديد که خزانه خالي با بدهي به اندازه بودجه يک سال تحويل گرفتند .

سوال :

پس همکار شما که بايگاني خوبي هم دارد با شما هم عقيده است ؟!

پاسخ :

بله ايشان هم با تحصن و تجمع مخالف است . در ضمن ايشان بيشتر گرفتار زندگي شخصي  و خانوادگي خود است و کمتر فرصت ورود به مباحث صنفي را دارد . بحث بنده بيشتر معطوف به برخي معلمان است که در تشکل هاي مدني فعال هستند  .

سوال :

تشکل هاي مدني با مسئولين دولت نهم و دهم در چه مواردي تعامل داشتند ؟!

پاسخ :

دولت مردان گذشته ، باوري به تشکل هاي مدني به عنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين نداشتند و درآن دوران ، هم تشکل هاي مدني به محاق رانده شدند و هم برخي رهبران تشکل هاي مدني با پرونده هاي حقوقي مواجه شدند .

سوال :

دولت تدبير و اميد با تشکل ها چگونه برخورد کرد ؟!

پاسخ :

دولت تدبير و اميد هم تشکل هاي مدني را به عنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين به رسميت شناخت و وزير آموزش و پرورش مشاوري را براي ارتباط با تشکل هاي مدني تعيين نمود و با رسانه ها را به عنوان رکن چهارم دموکراسي آشتي نمود .

سوال :

اگر دولت تدبير و اميد رسانه ها و تشکل هاي مدني را به رسميت شناخته است ، پس چرا شاهد اين همه تجمع هستيم ؟!

پاسخ :

  1. مطالبات انباشته شده در جامعه و آموزش و پرورش بسيار زياد است . چون اين مطالبات به تدريج انباشته شده اند راه برطرف کردن آن هم تدريجي است که صد البته بايد براساس مطالعه ، کار کارشناسي ، تعامل با مسئولين ، بهره گيري از ظرفيت رسانه ها براي ايجاد عزم ملي و ...استوار باشد .
  2. با يک مثال موضوع را توضيح مي دهم .

چاقي و اضافه وزن يکي از شايع ترين بيماري ها در جهان است . اضافه وزن به تدريج ايجاد مي شود . فرد به يک باره به هر دليلي تصميم به کاهش وزن مي گيرد . وقتي فردي تصميم به کاهش وزن مي گيرد يا به عبارت ديگر متوجه ي چالش و بيماري چاقي خود مي شود  به دنبال راه حل مناسب و علمي است که با کمترين صدمه چالش را برطرف کند .

عوام فريبان فرصت طلب در جامعه با تبليغات گسترده به دروغ  به وي القاء مي کنند که با روش آنها ، در کوتاه مدت مي تواند لاغر شود !

هر چقدر طبيبان و مصلحان جامعه ، مي کوشند تا تبليغات عوام فريبان فرصت طلب را حنثي کنند کمتر موفق مي شوند .

اکثريت قريب به اتفاق اين خيل عظيم براي اصلاح چاقي ، راهي را انتخاب  مي کنند که به ضرر خود و جامعه بوده ولي نفع عوام فريبان فرصت طلب را تأمين مي کند .

ناکامي طبيبان و مصلحان در مقابل  کاميابي عوام فريبان فرصت طلب ، دلايل مختلف دارد که نياز به تحليل عميق دارد و از حوصله اين گزارش خارج است .

  1. وقتي فشار از پشت فنر برداشته مي شود ، فنر با نوسانات و نا آرامي به حالت جديد و تعادل جديد مي رسد.
  2.  اکثر تشکل هاي مدني که در دولت هاي هفتم و هشتم متولد شده اند ، هنوز به بلوغ اجتماعي نرسيده بودند که به محاق رانده شدند  و متأسفانه در هشت سالي که تشکل هاي مدني به بازي گرفته نشدند شرايط براي جمع بندي اشتباهات گذشته خود را هم نداشتند . هر چند در هر تشکلي فرد يا افراد محدودي جمع بندي بهتري از گذشته خود داشتند . ولي به دليل عدم ارتباط تشکيلاتي اين تحليل گذشته در بدنه تشکل ها ساري و جاري نشده است ؛ لذا تشکل هاي مدني بلوغ نيافته وارد کارزار جديد شدند .
  3. عوام فريبان فرصت طلب با توجه به دو مورد فوق الذکر تلاش نمودند با گل آلود کردن آب  ماهي خود را بگيرند !
  4. ظهور و بروز فضاهاي مجازي با همه مزاياي که دارند ولي به دليل عدم رشد يافتگي تشکل هاي مدني و رسانه ها چالش هاي ذيل را فراهم آوردند .
  5.  I. در زماني که تشکل هاي مدني به بازي گرفته نشدند . تعقل و برنامه ريزي بلند مدت ، ميان مدت و کوتاه مدت در تشکل ها و حرکت و رشد طبيعي تشکل ها ي مدني متوقف شد.  لذا تشکل هاي مدني بدون برنامه و بدون بلوغ اجتماعي پا به عرصه پر تلاطم جديد نهادند .
  6.  II.  در زماني که تشکل هاي مدني به بازي گرفته نشدند افراد اين تشکل ها هم چون  افراد عادي جامعه عادت کرده بودند که لطيفه ها ، مطالب جالب ، تصاوير زيبا ، کليپ هاي جذاب  دريافتي خود را حتي اگر به دقت هم مطالعه نکرده بودند و يا اصلأ مطالعه نکرده بودند براي دوستان ، اقوام و همکاران عزيزشان از طريق پيامک و يا ايمیل ارسال کنند و مراتب ارادت خود را به آنان ثابت کنند .
  7.   III. در آن زمان اگر هفته اي يک بار يا دو هفته يک بار هم به ايمیل يا پيامک هاي خود مراجعه مي کرديد مي توانستيد به محبت دوستان و آشنايان خود با احترام در خور آنان پاسخ دهند ، زيرا دايره ارتباطات هر شهروند عادي ، به طور متوسط ده الي بيست نفر بود که پيام اولي را براي دومي ارسال مي کرد و تصاوير زيباي سومي را براي پنجمي ارسال مي کرد . براي هر فردي به فراخور حال و خصوصيات روحي  وي مطلبي ارسال مي شد .
  8.   IV. در فضاي مجازي امروزي ( انفجار اطلاعات ) فرصت تفکر و تعقل از شهروندان سلب شده است . شهروندان  تصور مي کنند بايد در همه گروه ها حضور داشته باشند و در همه گروه ها ، همه روزه يا همه ساعته اظهار نظر کنند .شهروند صبح از خواب بيدار مي شود هنوز چشم باز نکرده مشاهده مي کنند که 159 پيام از گروه اول ، 21 پيام از گروه دوم ، 79 پيام از گروه سوم و 13 پيام از گروه خانوادگي دارد  تا ده دقيقه ديگر هم بايد براي رفتن به سرکار آماده  شود . اگر امروز پاسخ ندهد فردا بدهي اش دو چندان مي شود . چاره کار چيست ؟

تنها راه حلي که به نظر همه مي رسد اين است :

 ارسال يک مطلب از گروه اول 179 نفره به گروه دوم 111 نفره  و بر عکس .

لذا بارها مشاهده شده است که يک مطلبي که ده دقيقه پيش از عضو 35 گروه دريافت کرده بودي هم اکنون از عضو 43 همان گروه دريافت مي کني .

اين فرآيند در گروه هاي خانوادگي و دوستانه معضلات اجتماعي خاصي را پيش مي آورد .

فاجعه وقتي بيشتر رخ مي نمايد که شهروندان در گروه هاي صنفي مجازي ( به جاي نقش آفريني در تشکل هاي مدني واقعي ) مي خواهند در فضاي مجازي به دنبال انجام وظايف تشکيلاتي خود باشند  .

در اين فضاهاي مجازي ، افراد نه تنها فرصت فکر کردن ندارند بلکه فرصت خواندن مطلب را ندارند فقط با سرعت مطلب را از جلوي چشمان خود حرکت مي دهند و گه گاهي بسته به فرصت ، توقف مي کنند و به انتهاي مطلب مي رسند که نوشته شده است اگر ايراني هستي يا اگر مسلمان هستي يا اگر ... اين مطلب در ديگر گروه ها به اشتراک بگذار يا ، ايراني ، مسلمان و...  نيستي اگر اين مطلب در همه گروه ها  به اشتراک نگذاري .

شهروند عزيز از يک سو ، صبحانه نخورده بايد به سرکار ، سرويس  يا به کلاس درس و...برسد از سوي ديگر  و به ايراني بودن و مسلمان بودن خود شک ندارد .

راهي جزء به اشتراک گذاشتن آن مطلب در همه گروه ها ندارد زيرا هم بايد به فکر مسئوليت شهروندي خود در فضاي مجازي  باشد و هم به زندگي واقعي خود برسد .

ازاين چرخه ، عوام فريبان فرصت طلب حداکثر بهره را مي برند ، پشت سر  افراد صادق و مورد اعتماد جامعه که باور هاي خاصي دارند پنهان شده ، در سازمان دهي تعداد کثيري افراد پر مشغله  و با احساس مسئوليت موفق مي شوند  .

زيرا با اين روند ، در گروه ها ، عمدتأ (  نه تمامأ ) فرصت تحليل ، تفکر و تعقل حداقل است ( به صفر نزديک مي شود ) و شور هيجان به بالاترين ظرفيت خود غليان مي کند .

در نتيجه ما شاهد دامن زدن  التهاب و بحران در جامعه به طور کلي و به ويژه در آموزش و پرورش ( بحث مورد نظر بوده ايم ) در سايه التهاب و بحران ايجاد شده شاهد بروز « سريال تجمعات در آموزش و پرورش  » مي شويم  و تلاش مي شود التهاب در جامعه کاهش نيابد .

سوال :

يعني علت سريال تجمعات فضاي مجازي مي باشد ؟!

پاسخ :

هم بلي و هم خير .

سوال :

يعني چه هم بلي و هم خير ؛ مي شود بيشتر توضيح دهيد .

پاسخ :       

ذهن انسان در حالت عادي تمايل دارد  مسائل پيچيده را  ساده نمايد . به خصوص ما معلمان عادت کرده ايم مسائل پيچيده را در قالب مثال هاي ساده به دانش آموزان تفهيم کنيم . بنده پنج عامل مختلف را در بالا ذکر کردم . شما در نهايت به فضاي مجازي تکيه نموديد زيرا آن مطلب براي شما ملموس تر بوده است .

سوال :

 نقش افراد تأثير گذار در سريال تجمعات چگونه بوده است ؟

پاسخ:

نمي توان نقش افراد تأثير گذار در تشکل ها و يا بدنه آموزش و پرورش يا حتي در کل جامعه بي تأثير تلقي نمود .

ولي به دليل مورد سوم فوق الذکر که به ضرورت بار ديگر تکرار مي کنم .

3. اکثر تشکل هاي مدني که در دولت هاي هفتم و هشتم متولد شده بودند هنوز به بلوغ اجتماعي نرسيده بودند که به محاق رانده شدند و متأسفانه در هشت سالي که تشکل هاي مدني به بازي گرفته نشدند  شرايط براي جمع بندي اشتباهات گذشته خود را هم نداشتند .

هر چند در هر تشکلي فرد يا افرادي محدود ي جمع بندي بهتري از گذشته خود داشتند ولي به دليل عدم ارتباط تشکيلاتي اين تحليل گذشته در بدنه تشکل ها ساري و جاري نشده است ، لذا تشکل هاي مدني بلوغ نيافته وارد کارزار جديد شدند .

هرچه بلوغ تشکيلاتي نهاد  هاي مدني افزايش يابد ، وابستگي آنان از به افراد تأثير گذار کمتر مي شود . روي دوم سکه آن است که اثر بخشي افراد تأثير گذار کمتر مي شود زيرا تشکل مدني نبايد به فرد يا افراد خاص متکي باشد .

سوال :

يعني شما مي گويد اگر تشکل هاي مدني رشد کنند افراد تأثير گذار در اقليت قرار مي گيرند ؟!

پاسخ :

هم بلي و هم خير .

سئوال :

يعني چه هم بلي و هم خير ؛ مي شود بيشتر توضيح دهيد .

پاسخ :

در تشکل هاي مدني رشد نيافته ، رأي مستقل اعضاي تصميم گيرنده بيشتر تحت تأثير فرد يا افراد موثر مي باشد . در اين صورت همواره در تمامي موضوعات فرد يا افراد تأثير گذار در اکثريت مطلق وجود دارند .

بسته به نظر اين افراد خط مشي نهاد مدني  شکل مي گيرد ، اگر اين خط کشي درست باشد ، آن نهاد مدني در مسير صحيح عمل مي کند ولي رشد نيافته و متزلزل است زيرا به هر دليل رهبران خود را از دست بدهند يا افراد تأثير گذار جديد وارد صحنه شوند  ، يا تحليل رهبران به دليل اطلاعات غلط يا کم منحرف شود ، راه طي شده به ناکجا آباد مي رسد  و همه تجارب ، صداقت ها ، تلاش ها، هزينه هاي نهاد مدني به دليل عدم انباشت تجربه ، يک شبه بر باد مي رود .        

ولي در تشکل هاي رشد يافته چون رأي مستقل اعضاي تصميم گيرنده اصلأ تحت تأثير فرد يا افراد موثر درون گروه يا عملکرد گروه هاي ديگر نمي باشد ؛ بلکه رأي هر فرد بر اساس تحليل مستقل خود از شرايط اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي ، امنيتي جامعه خود و جهان اطراف استوار مي باشد . گاهي رهبران در اقليت قرار مي گيرند  و گاهي در اکثريت در اين نهاد هاي مدني رشد يافته ، رهبران سعي دارند با ايجاد جلسات آموزشي  قوه تحليل اعضاء را ارتقاء دهند که تشکل را در مقابل انحراف بيمه کنند .

در اين تشکل ها بجاي توجه به کميت و افزايش اعضا ء به توانمند سازي اعضاي کم ، توجه جدي مي شود .

سوال :

در مورد قسمت دومي آن نوشته در تلگرام چه توضيحي داريد ؟

دوما ، افزایش رتبه بندی تو بندی بنام حق شغل حرفه ای اضافه شده...

پاسخ :

اگر پاسخ هاي قسمت اول را با دقت ملاحظه کنيد . نيازي به پاسخ سوال دوم نمي باشد به خصوص بعد از انتشار توضیحات مدیرکل دفتر وزارتی آموزش و پرورش درباره عدم پرداخت افزایش حقوق فرهنگیان رتبه بندی شده در فیش حقوقی مهرماه - این جا 

سوال :

چرا پاسخ سئوال دوم را به پاسخ سوال اول مرتبط  مي کنيد ؟!

پاسخ : اگر با دقت پاسخ اول را مطالعه کنيد نيازي به پاسخ سئوال دوم نيست با اين وجود عرض مي کنم :

 در فيش حققوقي يکي از معلمان شاغل که رتبه بندي شامل حالش شده است مجموع حق شغل ، حق شاغل ، تفاوت تطبيق ، فوق العاده سختي شرايط محيط کار ، فوق العاده شغل اسفند 93 حدود يک ميليون و پانصد هزار تومان مي باشد که در فرورين 94 به يک ميليون هفتصد و هفتاد هزار تومان افزايش يافته است .( حدود 18 درصد در اين اقلام افزايش حقوق داشته است  و با افزايش حق شغل حرفه اي به ميزان 454 هزار تومان در مهر 1394 مجموع اين اقلام به حدود دو ميليون دويست سي هزار تومان (حدود 48% افزايش در اين اقلام نسبت به اسفند  1393رسيده است . )

شما هم که رتبه بندي شامل حال تان شده است . مي توانيد اين محاسبه ساده را در فيش حقوقي مهر94 با اسفند 93 داشته باشيد که درصد افزايش حقوق شما هم در همين حدود ( کمي کمتر يا کمي بيشتر )  مي شود .

رديف

مجموع فاکتور هاي تعيين حقوق اسفند 1393

به ريال

مجموع فاکتور هاي تعيين حقوق فروردين 1394

به ريال

درصد افزايش حقوق از اسفند 93 نسبت به فروردين 1394

ميزان افزايش حق شغل حرفه اي در مهر 1394به ريال

درصد افزايش حقوق از اسفند 93 نسبت به مهر  1394به ريال

1

15,046,614

17,723,130

17.79%

4,540,800

47.97%

جدول افزايش حقوق فروردين 1394 و مهر 1394 نسبت به حقوق اسفند 1393

 

خلاصه آن که وقتي مبلغي به حقوق فرهنگي اضافه مي شود و آن مبلغ در برج اول به حساب صندوق بازنشستگي واريز مي شود يعني اين مبلغ در حقوق بازنشستگي وي منظور مي شود .

 

توضيح آخر :

بنده که رتبه بندي شامل حالم شده است و آن همکارم که بايگاني خوبي از فيش هاي حقوقي دارد ولي رتبه بندي شامل حالش نشده است . بايد مطمئن باشيم که در سايه تلاش نهاد هاي مدني و رسانه ها در تعامل با مسئولين ، اگر عزم ملي براي اصلاح آموزش و پرورش ايجاد شود ، نه تنها مشکل معلمان بلکه مشکل دانش آموزان ، مشکل خانواده هاي محترم دانش آموزان ، مشکل صنعت ، مشکل ... به طور کلي مشکل جامعه ايران حل مي شود و با سرعت در ده سال آينده به اهداف سند چشم انداز دست خواهيم يافت .

نيمه پر ليوان را ببينيم و با ايجاد آرامش در جامعه تلاش کنيم با ايجاد عزم ملي ، آموزش و پرورش را اصلاح کنيم .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش / در پاسخ به فراخوان سخن معلم ( این جا ) ، همکاری به صورت " ناشناس "  یادداشتی را ارسال نموده اند .

از آن جایی که انتشار این گونه مطالب باید با ذکر نام و مشخصات و حتی عکس باشد اما « گروه سخن معلم » به احترام افراد و مهم تر از آن " تفکر انتقادی " این یادداشت را منتشر می کند .

همان گونه که قبلا نیز ذکر شده است و در شناسنامه این رسانه ذکر شده است ؛  « سایت سخن معلم » بر خلاف نظر این دوست گرامی  هیچ گونه وابستگی به دسته ، حزب و یا جناح سیاسی و اقتصادی ندارد ( این جا ) و در قالب " شورای نویسندگان " فعالیت می کند .

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور