صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

شرایط پرداخت حق التدریس معوق معلمان و پاداش پایان خدمت فرهنگیان  گروه اخبار /

اسفندریار چهاربند مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران  در پاسخ به این پرسش که «حق التدریس معوق معلمان و همچنین پاداش پایان خدمت فرهنگیان چه زمانی پرداخت می‌شود؟»، اظهار کرد: در صورتی که تأمین اعتبار شود، پرداخت خواهد شد.

چهاربند افزود: این موضوع در اختیار اداره کل آموزش و پرورش تهران نیست و هر زمانی که تأمین اعتبارات انجام شود این معوقات پرداخت می‌شود.

مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران تصریح کرد: اعتبارات سلسله مراتبی دارند و از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی باید این اعتبارات اختصاص داده شود و وزارت آموزش و پرورش آن را توزیع کند.

فارس

انتهای پیام/


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

تمرکز گرایی در آموزش و پرورش  اگر بنا بر این باشد که عوامل مؤثر بر کاهش کیفیت در آموزش‌ و پرورش را به‌ ترتیب اهمیت مطرح کنیم، بی‌تردید یکی از بنیادی‌ترین عوامل کاهش کیفیت در این دستگاه، تمرکزگرایی شدید حاکم بر آن است. بدون توجه به گوناگونی شرایط جغرافیایی کشور و تنوع فرهنگی موجود در آن، تشکیلات اداری آموزش‌وپرورش به شدت تمرکزگرا بوده‌‌اند و گسترش بی‌رویه‌ای داشته‌اند.
نظام تمرکزگرا، خلاقیت و انگیزه کارکنان را از بین می‌برد و در ارتباطی یک‌سویه و از بالا به پایین، کارکنان را اجزای کم‌ارزشی می‌داند که نقش‌شان پیروی از اوامری است که در قالب بخش‌نامه از مرکز به صورت یکنواخت به تمام استان‌ها و مناطق مختلف کشور، صادر می‌شود.

در این شرایط معلمان و بخش آموزش که باید محور اصلی گردش کار در نظام آموزشی باشند، به لایه‌های پایین هرم تشکیلاتی سقوط می‌کنند. در تصمیم‌گیری‌های آموزشی و پرورشی مدرسه و بالاتر هیچ نقشی ندارند. در تدوین کتاب‌های درسی به شکل واقعی اهمیتی به نظرات آنها داده نمی‌شود، درحالی‌که آنها در مواجهه با دانش‌آموزان بیشترین درگیری را با محتوای کتاب درسی دارند و مناسب‌ترین افراد برای تشخیص ایرادات احتمالی موجود در کتاب هستند. 

حدود ٥٦ سال پیش قانون شوراهای آموزش‌ و پرورش مناطق با هدف واگذارکردن بخشی از اختیارات مرکز به مناطق مختلف تصویب شد. این قانون در سال ١٣٧٤ نیز با تغییراتی مجددا تصویب شد، با این هدف که مشارکت مردم در تأمین منابع مالی و نیز اداره امور آموزش‌وپرورش نواحی و مناطق افزایش یابد. در طول این سال‌ها شاهد بوده‌ایم که به جز تأمین منابع مالی، اولیا (مردم) کمترین نقشی در اداره مدارس، حتی با عنوان هیأت امنایی و بالاتر از آن غیردولتی-که بودجه آن را تأمین می‌کنند- نداشته‌اند.

شاید به همین دلیل است که واحد‌های آموزشی در نقاط مختلف کشور نه‌فقط نمی‌توانند پیوندی با جامعه پیرامون خود برقرار کنند و از ظرفیت‌های موجود در آن برای بهبود شرایط خود بهره ببرند؛ بلکه از ظرفیت‌های نیروی انسانی موجود خود که معلمان و مدیران رده‌های میانی و پایینی هستند نیز بهره‌برداری مناسبی نمی‌کنند. 

در دولت اصلاحات اندک تلاشی برای کاهش تمرکزگرایی صورت گرفت؛ از جمله انتخابی‌کردن مدیران مدارس که بنا بود مدیران رده‌های بالاتر را نیز به‌تدریج شامل شود یا سپردن بودجه مدارس–به جز حقوق معلمان– به صورت آزمایشی و در مدرسه‌های محدود به مدیران هر واحد و نظارت بر چگونگی هزینه‌‌کردن آن؛ اما در دولت بعدی نه‌فقط این اقدامات به فراموشی سپرده شد؛ بلکه حتی بودجه مواردی مانند حق‌التدریس معلمان نیز دیگر در اختیار مناطق آموزش‌وپرورش هر استان گذاشته نمی‌شد و پس از ماه‌ها اتلاف وقت، مستقیما از سوی وزارتخانه پرداخت می‌شد.

همین تأخیر که گاه به سال بعد نیز موکول می‌شد و به دلیل کندی ناشی از قرارگرفتن امور و منابع در مرکزیت این سازمان عریض و طویل است، یکی از دلایل اعتراضات معلمان در سال‌های اخیر بوده است. در دولت یازدهم نیز تاکنون اقدامی برای تغییر این روند مشاهده نشده است؛ به‌عنوان مثال بخش‌نامه انتخاب مدیران که در چند روز اخیر صادر شده، هیچ نقشی را برای عوامل مدرسه در گزینش مدیر در نظر نگرفته است.

این روزها مجموعه دولت یازدهم در حال تنظیم احکام برنامه پنج‌ساله ششم توسعه است. ماه‌های باقی‌مانده برای تدوین لایحه برنامه، فرصت بسیار مناسبی است در اختیار شورای‌عالی آموزش‌وپرورش، وزیر، مدیران ارشد و کارشناسان وزارت آموزش‌وپرورش و البته مسئولان سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی که چنانچه قصد جاری‌کردن تدبیر و عقلانیت در مدیریت کشور و به‌ویژه سازمان آموزشی کشور را دارند، به اصلاح ساختار سازمانی ناکارآمد وزارت آموزش‌وپرورش در قالب احکام برنامه ششم بپردازند.

 

آموزش‌وپرورش دست‌کم در سه زمینه نیاز به اصلاحات بنیادی دارد: کارآمدکردن سازمان موجود خود به‌عنوان نهاد مسئول برای تحقق هدف‌های کوتاه و بلندمدت آموزش در کشور؛ اتخاذ روش‌هایی برای افزایش کیفیت و انگیزه نیروی انسانی شاغل در این بخش و سوم، تغییر در روش‌های تعلیم و تربیت و به‌روزکردن آنها. 


بی‌تردید تمرکزگرایی و نگاه سنتی، موانع اصلی برای چنین تغییراتی است، اما پیش از این آنچه مهم است، وجود درک و اراده کافی برای ورود به این وادی دشوار، پرهزینه و زمان‌بر، اما ضروری است.

حرکت در مسیر تمرکززدایی، مهم‌ترین کار برای بهبود کیفیت آموزش‌وپرورش و حتی توسعه کمّی آن است، در شرایطی که سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی بسیار ناچیز است، همین بودجه کم هم عادلانه توزیع و مدیریت نمی‌شود. ویژگی‌های جغرافیایی کشور و توزیع نامتعادل جمعیت در آن شکاف‌های عمیقی را میان استان‌های مختلف و حتی نقاط مختلف یک استان ایجاد کرده است.

روزنامه شرق


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار /

گروه اخبار /  در مراسم صبحگاه مشترک بسیج دانش‌آموزی و رزمایش پدافند غیرعامل که روز شنبه نهم آبان ماه در دبیرستان البرز و با حضور سردار غلامرضا جلالی رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور، علی صابرماهانی رئیس سازمان بسیج دانش‌آموزی ، اسفنديار چهاربند مديركل آموزش و پرورش شهر تهران و جمعی از مسئولان آموزش و پرورش انجام شد برخی از دانش آموزان شرکت کننده در مراسم مجهز به « باتوم » بودند .

اصل گزارش که در پرتال اداره کل آموزش و پرورش تهران  منتشر شده است را بخوانید

پرداخت مطالبات فرهنگیان و معلمان  عجب داستان خنده داری است ، این داستان عجیب و غریب پرداخت اضافه کاری معلمین . البته اگر خواسته باشی به عمق داستان راه پیدا کنی ، باید گریه کنی تا خنده .

به قول معروف :
خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است

کارم از گریه گذشته است بدان می خندم


7 ماه است که از سال جدید می گذرد و هنوز هیچ خبری از پرداخت اضافه کاری بعد از عید نیست . انگار نه انگار که این معلمین یک اضافه کاری هم دارند . تازه اگر اگر اگر پرداخت هم بشود ، می بینی آن قدر از سرو ته این مبلغ پرداختی زدند که با هیچ حساب و کتابی جور در نمی آید .

برای اینکه این مشکل پرداخت اضافه کاری به صورت ریشه ای و دائمی حل شود ، یک راه حل جالب به ذهنم خطور کرده که امیدوارم مورد تایید دست اندرکاران پرداخت اضافه کاری قرار بگیرد تا دیگر مشکلی به نام پرداخت اضافه کاری وجود نداشته باشد .
پیشنهاد اینجانب این است که دست اندرکاران مربوطه به جای واریز مادیات ، معنویات به حساب مان واریز کنند . هر سه ماه به سه ماه هم این کار را انجام بدهند و اسم آن را هم بگذارند طرح تحول بنیادین پرداخت معنویات به جای مادیات به شیوه 3 -3-3 .

به هر حال ما معلمها عین شمع باید بسوزیم و دانش آموزان را روشن کنیم ، با پول که نمی توانیم آنها را منور گردانیم ، حداقل وقتی حساب بانکی ما پر از معنویات شود ، به مراتب راحت تر می توانیم آنها را نورانی کنیم و به راه راست هدایت شان کنیم .

با این شگرد مطمئن باشید مشکل پرداخت اضافه کاری به صورت خلاقانه ای در سریع ترین زمان ممکن حل خواهد شد !

ضمنا پیشنهاد می گردد در بخشنامه ی سامان دهی سال تحصیلی 96-95 ، بندی با همین عنوان ( واریز معنویات به جای مادیات به شیوه ی 3-3-3 ) اضافه گردد و جزء اصلی الزامات سامان دهی قرار گیرد .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش / در پاسخ به فراخوان سخن معلم ( این جا ) ، آقای « علی حمزه ای نیا » یادداشتی را ارسال نموده اند .

ضمن سپاس از این همکار گرامی ، دوستان می توانند مطالب و یادداشت های خود را به مناسبت « 13 آبان سال روز تاسیس سایت سخن معلم » ارسال فرمایند .

منتشرشده در یادداشت

ماجرای شماره تلفن خواهر وزیر و پل ارتباطی جدید بین معلمان و وزیر   با سلام

داشتم وب گردی می کردم تو سایت باشگاه خبرنگاران جوان این مطلب را دیدم.
به خودم گفتم شاید یه عده خبر نداشته باشن و مشکلاتشون رو به کسی نتونن بگن و حالا که یه محرم وزیر محترم پاپیش گذاشته بد نیست به اطلاع همگان برسونم . لذا من با حفظ امانت کل متن سایت مورد نظر رو کپی می کنم تا خودتون بخونید و نظر بدید و برای حل مشکلاتتون قدم پیش بذارین.
لازم به توضیحه که : ببینید همکاران همه ی وزرا اینقدر دلسوز کارکنانشون نیستن که پل ارتباطی رو اینقده خصوصی انتخاب کنن ها! و اما متن خبر : ( من بی تقصیرم)

 


شماره تلفن خواهر وزیر تنها پل ارتباطی با وزارتخانه نیست

پس از آن که خواهر وزیر محترم آموزش و پرورش با اعلام عمومی شماره تلفن خود، از فرهنگیان خواست تا...
به گزارش خبرنگار حوزه آموزش و پرورش گروه علمی پزشكی باشگاه خبرنگاران جوان ، پس از آن که خواهر وزیر محترم آموزش و پرورش با اعلام عمومی شماره تلفن خود، از فرهنگیان خواست تا مشکلات خود را با او در میان بگذارند تا آن‌ها را به گوش وزیر آموزش و پرورش برساند، وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: تنها پل ارتباطی فرهنگیان با وزارت آموزش و پرورش شماره تلفن خواهر وزیر آموزش و پرورش نیست.

پاپایی معاون رسانه‌ای روابط عمومی آموزش و پرورش در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، با اشاره به این موضوع گفت: به نظر می‌رسد که از مصاحبه مذکور استنباط‌های نادرستی صورت گرفته است که این استنباط‌ها محل خدشه بوده و صحت ندارد.



وی افزود: در این مصاحبه هدف مصاحبه شونده و رسانه این نبوده است که تنها مجرای اطلاع‌یابی و اطلاع‌رسانی همچنین اعلام انتقاد و شکایات از آموزش و پرورش، شماره تلفن ذکر شده باشد و در وزارت آموزش و پرورش علاوه بر این که ادارات استان‌ها و مناطق به صورت روزانه در خدمت همکاران فرهنگی و اولیای محترم هستند، در سطح ملی نیز این وزارتخانه تنها مرجع و کانال رسمی در امر اطلاع‌رسانی در خصوص اخبار، رویدادها و برنامه‌های رسمی است.



پاپایی تأکید کرد: به همین منظور مردم می‌توانند به بخش ارتباطات مردمی وزارت آموزش و پرورش با شماره تلفن‌های 82282113، 82282114 و شماره شبانه روزی 88894105 همچنین شماره فکس 88894054 مراجعه و انتقادات، پیشنهادات و نظرات خود را در میان بگذارند.

وی افزود: بخش سخنان شما با وزیر نیز در پایگاه رسمی این وزارتخانه نقطه نظرات و پیشنهادات فرهنگیان را به صورت شبانه روز دریافت و در اختیار وزیر آموزش و پرورش قرار می‌دهد.

پاپایی ادامه داد: علاوه بر موارد ذکر شده بخش‌های بازرسی، پاسخگویی به شکایات و مرکز حراست نیز در خدمت فرهنگیان و خانواده‌های محترم ایشان در ارتباط با مشکلات احتمالی هستند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: نیت مصاحبه شونده نیتی خیرخواهانه بوده و مراد ایشان این نبوده که شماره تلفن شخصی‌شان تنها پل ارتباطی با آموزش و پرورش است و با توجه به پیشرفت‌های جهانی امروز پذیرفتنی نیست که تلفن شخصی تنها حلقه ارتباطی با وزارتخانه بزرگی چون آموزش و پرورش باشد.
راستی شماره تلفن خواهر وزیر تو متن بود ؟
چرا ؟


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

بحران هویت برای نوجوانان و جوانان و پدر و مادری کردن برای نوجوان  دونالد وینیکات[1]، روانکاو انگلیسی، در مورد نوجوانان به پدر و مادر آن‌ها می‌گفت: « فرزند شما در نوجوانی به یک بمب تبدیل خواهد شد.» کمک روانی به والدینی که با مشکلات فرزندان خود در دوران نوجوانی و حتی تا مدتی پس‌ازآن دست‌وپنجه نرم می‌کنند و نیز مشاهده‌ی رفتارهای خود نوجوانان همواره ما را بر آن داشته که به این رده‌ی سنی ورای مشکلاتی که ممکن است برای والدین پدید بیاورد نگاه کنیم. به نوجوانی باید به‌سان یک پدیده‌ی اجتماعی نگاه کرده و در هر دوره، مکان و یا زمانی به دنبال ریشه‌های منطقی آن بود. در اصل لازم است توجه بسیار زیادی به تغییر نسلی نشان دهیم.

والدین ممکن است در برخورد با فرزندان نوجوان خود با بحرانی هویتی روبه‌رو شوند. بحرانی که حتی عقل سلیم هم ممکن است از رویارویی با آن بازبماند. حال برای مواجهه با شرایطی که والدین در برابر آن قرار می‌گیرند راه‌های زیادی تا به این لحظه ارائه‌شده است. برای مثال گروهی ممکن است از دید آموزشی به مسئله نگاه کرده و شیوه‌های آموزشی‌ای که برای رویارویی از نوجوانانتان باید و یا نباید از آن‌ها بهره برد را ذکر می‌کنند. در این مقاله ما از رویکرد علوم انسانی به مسئله نگاه می‌کنیم. علوم انسانی در مورد مسئولیت پدر و مادری کردن چه نظری دارد؟ هدف ما آن است که در پایان این مقاله هر کس بتواند راه صحیح را در برخورد با فرزند نوجوان خود انتخاب کند.

 

نوجوانی به‌مثابه یک کنش اجتماعی[2]

نوجوانی آن‌طور که در جوامع انسانی شناخته‌شده به‌مثابه ساختاری اجتماعی[3] می‌ماند. درواقع در برخی از جوامع نوجوانی اصلاً وجود خارجی ندارد حداقل نه به آن شکلی که ما می‌شناسیم! در جوامعی هم به نوجوانی به‌مثابه دورانی از زندگی نگاه می‌شود که شخص از ورای آن به مشکل‌آفرینی می‌پردازد. مشکلاتی مثل مواد مخدر، نوشیدنی‌های الکلی، خودکشی، جرم، شورش، بر هم زدن نظم عمومی و ... اما باید به این امر توجه داشت که در جامعه‌ی معاصر مشکلی که به‌صورت ضمنی حول محور نوجوانی به آن اشاره می‌شود پس‌زمینه‌ای اقتصادی دارد. نوجوانان در دنیای امروزی مشکلات زیادی برای ورود به بازار کاردارند. از طرفی خود ایشان آن‌چنان تمایلی برای ورود به عرصه‌های اقتصادی و کار نشان نمی‌دهند و از طرفی دیگر جامعه آن‌چنان‌که باید به آن‌ها در این امر یاری نمی‌رساند و سعی نمی‌کند ظرفیت‌های لازم را در نوجوان ایجاد کند. در ضمن به این مشکلات باید عدم نتیجه دهی دوره‌های کارآموزی‌ای که برای نوجوانان گمارده می‌شود و نیز وابستگی مالی به والدین که روزبه‌روز بر میزان و نیز زمان آن افزوده می‌شود را اضافه کرد.

ورای آنچه گفته شد می‌توان به‌خوبی این مسئله را مشاهده کرد که در برخی از جوامع نوجوانی دورانی بسیار حساس از زندگی بوده که توجه زیادی به آن می‌شود و در برخی از جوامع اصلاً دورانی به این نام وجود ندارد و شخص مستقیم از دوران کودکی وارد بزرگ‌سالی می‌شود.

بنابراین ، نوجوانی به‌نوبه‌ی خود یک مشکل اجتماعی نیست. مسئله‌ی اصلی تأثیر بدنی است. کودک با ورود به دوران نوجوانی با تغییرات بدنی گسترده‌ای روبه‌رو می‌شود. بلوغ وی را از یک دوره‌ی زندگی به‌طور کامل وارد دوره‌ای جدید می‌کند و همین امر تحولات روانی گسترده‌ای را به دنبال دارد. شخص با گذار از دوران کودکی و ورود به دوران نوجوانی تغییرات هویتی گسترده‌ای را از سر می‌گذراند. امر اساسی این است که جامعه چه نگاهی به این تغییر و تحولات اجباری دارد.

نوجوانی و آنچه به دنبال آن می‌آید تنها در بستری اجتماعی معنا و مفهوم پیدا می‌کند، بستری اجتماعی‌ای که شرایط ورود به دوران بزرگ‌سالی را تعیین می‌کند. در این میان ساختار اهمیت کمتری پیدا می‌کند نسبت به عمق و معنا. به نوجوانی باید از دیدگاهی انسان شناسانه[4] نگاه کرده و با آن به‌مثابه پدیده‌ای رفتار کرد که همه‌ی انسان‌ها را در هرجایی که باشند و در هر دوره‌ای که زندگی کنند تحت تأثیر قرار می‌دهد. هر جامعه، ملت و یا کشوری با توجه به بستر فرهنگی‌ای که در آن به سر می‌برد به پدیده‌ی نوجوانی نگاه کرده و با آن برخورد می‌کند.

چالش اصلی در مواجهه با مقوله‌ی نوجوانی و بلوغ شیوه ایست که جامعه برای درونی سازی[5] آن به کار می‌برد. معمولاً از دوران کودکی تحت عنوان پایه‌ی زندگی یاد می‌شود و نوجوانی را دورانی می‌دانند که ریشه‌های بزرگ‌سالی در آن شکل‌گرفته و شخص با آن آشنا می‌شود؛ بنابراین نوجوانی در اصل برای کسی که تا دیروز تنها یک کودک بوده و برای همه کاری وابستگی صددرصدی به والدین خود داشته فرصتی به شمار می‌آید تا حداقل تا حدی وارد جامعه شده، به ایفای نقش شهروندی بپردازد و حرف خود را به گوش سایرین برساند.

شاید تفاوت اصلی نسل جدید و نسل قدیم نیز دقیقه در همین باشد. نوجوانی در اصل فرآیندی انسان‌شناسانه است که برخوردهای مختلفی در جامعه با آن صورت می‌گیرد.با ورود شخص به این دوره از زندگی هر دو طرف درگیر ، یعنی خود نوجوان ازیک‌طرف و پدر، مادر، معلمان و در معنای کلی‌تر جامعه از طرفی دیگر، باید تغییراتی اساسی را در رویه‌ی خود ایجاد کنند تا مشکلی پیش نیامده و فرایند تغییر نسلی به‌درستی صورت بپذیرد. نوجوانی ورای آنکه تغییری ساده و ناگهانی از یک بازه به بازه‌ی دیگر زندگی باشد کل یک نسل را درگیر خود می‌کند.

ورود کودک به دوران نوجوانی امکانات جدیدی را برایش به ارمغان می‌آورد و اصلی‌ترین مورد آن توانایی شرکت درکنش‌های اجتماعی است و این امر نیازمند به‌کارگیری تدابیری خاص است. هم نوجوان موظف است خود را با جامعه هماهنگ کند و هم جامعه باید انعطاف‌هایی را از خود به نمایش بگذارد. فرد با دوران کودکی خود خداحافظی کرده و یا به‌نوعی آن را رها می‌کند تا هویت واقعی و مستقل به خود را پیدا کند. ورود به این بازه از زندگی سبب می‌شود تا شخص تمایل به ابراز وجود و ایفای نقش داشته باشد، حال چه در خانواده و چه در جامعه. اغلب مشکلات نیز دقیقاً از همین‌جا برمی‌آید. والدین نیز تغییرات گسترده‌ای را تجربه می‌کنند. آن‌ها دیگر به‌عنوان پدر و مادر یک کودک وجود خارجی ندارند و به همین سبب نه‌تنها بخشی از خود را از دست می‌دهند بلکه خواهی‌نخواهی بخشی از رابطه‌ی قبلی با فرزندشان نیز برچیده می‌شود. بحرانی که والدین با آن روبه‌رو می‌شوند در اصل تبدیل‌شدن از پدر و مادر یک کودک به پدر و مادر یک نوجوان است.

 انسان شناسی و فرهنگ

[1] Donald Woods Winnicott, پزشک اطفال و روانکاو انگلیسی که نقشی بسیار فعال در توسعه ی نظریه ی رابطه ی اشیا ایفا کرده است.

[2] Fait social

[3] Construction sociale

[4] Regarde anthropologique

[5] Intronisation

ایمیل نویسنده:این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در آموزش نوین

نظارت و پشتیبانی گزینشی در آموزش و پرورش   وظیفه اصلی بخش اداری و ستادی آموزش و پرورش ، پشتیبانی و نظارت بر فعالیت مدارس کشور است . اگر این دو کار آموزش و پرورش درست انجام شود باعث بهبود فعالیت های آموزشی و پرورشی و اداری در مدارس خواهد شد اما همان طور که واضح و مبرهن است لازمه نظارت و پشتیبانی همه جانبه مدارس به عنوان پیش نیاز شروع و انجام فعالیت های گوناگون مدارس است .

یکی از تفاوت های اصلی شرح وظایف مدیر با سایر پست های اداری و ستادی در این است که مدیر مدرسه در واقع پاسخ گوی تمامی امور مدرسه از بخش اداری ، دفتری ، رایانه ، ساختمان ، امور آموزشی و پرورشی ، دانش آموزی ، اولیا و حتی مسوولیت مدنی در قبال قوه قضاییه است و شاید ده ها وظیفه پنهان دیگر که باید پاسخ گو باشد اما در پست های اداری و ستادی علاوه بر اینکه افراد مسوولیت مستقیمی ندارند صرفا در محدوده پست خود فقط فعالیت می کنند و اضافه کار خوبی هم می گیرند .

مدیر مدرسه با این همه مسوولیت و تنگناها و محدودیت ها و ممنوعیت های مختلف هم باید مدرسه را به خوبی اداره کند و هم پاسخ گو باشد و هیچ گونه پشتیبانی از اداره و ستاد نداشته باشد .

در واقع ، بخش اداری و ستادی عملا یکی از شرح وظایف خود را که پشتیبانی از مدرسه و معلم است به کناری نهاده و فقط به بخش نظارت روی آورده است و عملا کار دیگری هم ندارد که انجام دهد .

در بخش سامان دهی ، ادارات فقط محدودیت ها و ممنوعیت ها را اعمال می کنند .

در واقع این مدیر است که سامان دهی اصلی را با کمک معلمان زحمت کش انجام می دهد  اما چالش بزرگ در این نظارت ها این است که مدرسه و معلم باید همه کار های خود را درست و قانونی در راس تاریخ مقرر انجام دهند و گرنه متخلف هستند اما ادارات و ستاد اگر کار قانونی خود را انجام ندهند و پشتیبانی لازم را از مدارس انجام ندهند هیچ مرجعی برای رسیدگی به این تخلفات وجود ندارد .

90 درصد از مدارس و معلمان کار قانونی خود را به نحو مطلوب به انجام می رسانند حتی اگر نظارتی در کار نباشد .

تا کنون نیز چنین بوده و مصداق اولیا و دانش آموزان هستند که امورشان راس تاریخ مقرر انجام می گیرد .

اما در نظر بگیرید که سیستم اداری آموزش و پرورش حتی از پرداخت حق التدریس قانونی معلمان طفره می رود  .

حال سرانه و پرداخت هزینه های مدرسه که جای خود دارد .

آیا معلم می تواند بگوید که چون حق التدریس اش را نداده اند درس نمی دهد ؟

اما سیستم اداری و ستادی با بیان اینکه بودجه نیست از اجرای قانون و پرداخت حق و حقوق همکاران مدرسه و هزینه های آن شانه خالی می کند و به اولیا نیز می گوید کمک به مدرسه اجباری نیست و اگر اجبار کردند شکایت کنید !

بنابراین می بینیم که با چنین وضعی نظارت بر مدارس نیز باعث بهبود وضعیت مدرسه معلم و دانش آموز نخواهد شد چون نظارت ها باید توانایی رفع مشکلات را داشته باشند که چنین نیست .

بنابراین تا امر پشتیبانی درست و کامل از مدارس صورت نگیرد نظارت بر مدارس نیز عملا تاثیری بر بهبود شرایط مدارس نخواهد داشت .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار / از رسانه‌ای شدن این خبر ساعاتی نگذشته بود که خبر رسید، اتفاقی مشابه در تهران روی داده و پسر بچه دبستانی دیگری با حلق آویز کردن خود با روسری از میل بارفیکس، بدرود حیات گفته است؛ اتفاقی که بر خلاف حادثه نخست و شائبه هایی که درباره مرتبط بودن آن با مدرسه مطرح می‌شود، درباره علت وقوع آن چیزی منتشر نشده است.

منتشرشده در دانش آموز

نگاهی به مشکلات هنرستان های فنی و حرفه ای و کارودانش  تقریبا نیمی از دانش آموزان متوسطه در هنرستان ها تحصیل می کنند. فلسفه ی وجودی هنرستان ها، آموزش دانش آموزان برای بازارکار در رده های کارگر فنی ماهر و تکنسین بوده است ولی متاسفانه مشکلاتی چند در مسیر رسیدن به این هدف وجود دارد که در ذیل به بررسی برخی از آن ها می پردازم.

1- در هنرستان ها دانش آموزانی ثبت نام می شوند که عموما از لحاظ آموزش علوم پایه ضعیف و حتی خیلی ضعیف می باشند . در هنرستان های فنی که از لحاظ تئوری ( تخصصی و عمومی )  مطالب زیادی به دانش آموزان آموزش داده می شود می بایست دانش آموز از پایه علمی حداقلی برخوردار باشد که متاسفانه چنین نیست .

در بسیاری از رشته ها بیش از 80 درصد دانش آموزان پایه علمی حداقلی را ندارند. در سال های اخیر با توجه به برداشته شدن شرط قبولی در سال اول دبیرستان ، دانش آموزانی در هنرستان ها ثبت نام شده اند که بعضا معدل آن ها زیر ده می باشد ؛ به همین دلیل کار آموزش چنین دانش آموزانی برای دبیران و هنر آموزان بسیار سخت و مشکل می باشد .دبیران مجبورند سطح آموزش خود را بسیار پایین بیاورند .

باز در عین حال بسیاری از دانش آموزان در امر یادگیری با مشکل مواجه می شوند و این باعث هدر رفت زحمت معلمان و هنر آموزان می شود. دانش آموزی که توان یادگیری لازم را در برخی دروس ندارد زمینه ی بی انضباطی اش نیز زیادتر است و کنترل او سر کلاس برای معلم سخت می شود .جوانی این دانش آموزان نیزدر رشته ای که به آن بی  علاقه  و توانایی یادگیری آن را ندارند تلف می شود.  در هنرستان های کاردانش وضعیت به مراتب بدتر می باشد .

حال چه اصراری از طرف وزارت آموزش و پرورش وجود دارد که تمام دانش آموزان به پایه های بالاتر بیایند جای بسی سوال است ؟!

 

( اگر قرار است دانش آموز از چرخه ی آموزش رسمی خارج نشود می بایست رشته ای عمومی و  ساده طراحی شود و دانش آموزان ضعیف در آن ها ثبت نام شوند . البته نگارنده قبلا در این مورد مطلبی با عنوان" دیپلم عمومی " در این سایت منتشر کردم - این جا  )

 

2- متاسفانه مشاوره و هدایت تحصیلی در هنرستان ها و متوسطه انگار وجود ندارد. اصلا به علائق و توانمندی و استعداد دانش آموز در تعیین رشته های هنرستانی توجه نمی شود . حداکثر کاری که می شود این است که نیم نگاهی به نمره ی ریاضی و فیزیک سال اول او می شود و اگر معدلش و نمراتش بالا بود او را در رشته هایی مثل برق و الکترونیک  ثبت نام می کنند .در برخی هنرستان ها بسته به این که مدیر یا معاون رشته ی خودش چه باشد دانش آموزان با معدل بالا را در رشته خودشان ثبت نام می کنند.

طبیعی است وقتی به علائق و استعداد دانش آموز توجه نشود ، دانش آموز در رشته ی مربوطه پیشرفتی نخواهد داشت و در واقع آموزش ها به  هدر رفته است .

3- نوع رشته هایی که در هر شهرستان و یا استان در هنرستان ها دایر می باشد، باید متناسب با توان مندی جذب فارغ التحصیلان این رشته ها در بازار کار آن شهرستان و استان باشد در حالی که به این مطلب اصلا توجهی نمی شود . تعداد هنرجویانی که در برخی از رشته ها آموزش داده می شوند  تناسبی با پتانسیل جذب این ها در بازار کار شهرستان و استان ندارد .

در این سیستم فقط به عرضه ی نیروهای فنی به بازار کار توجه شده است و به تقاضا توجه لازم وجود ندارد .

در واقع با هزینه ی گزاف نیروهایی تربیت شده اند که در آینده در شغلی به غیر از رشته ی تحصیلی خود مجبور به کار خواهند بود. این باعث به هدر رفتن هزینه هایی که برای آموزش آن ها شده است خواهد بود.

4- امکانات کارگاهی بسیاری از هنرستان ها کافی نبوده و متناسب با تکنولوژی روز نمی باشد .آموزشی که متناسب با تکنولوژی روز انجام نشود بیهوده می باشد.

همچنین لازم است بخش هایی  از کتب دروس تخصصی  هنرستان ها  بازنگری شده و برخی حذف و یا به روز شوند .

5-  وجود استاد کارتخصصی و حرفه ای  برای هر کارگاه بسیار ضروری می باشد . چراکه استاد کار با حضور دائمی خود در کارگاه از تجربه کارگاهی زیادی برخوردار خواهد بود . این تجربه در کنار دانش هنرآموز باعث بالا رفتن کیفیت آموزش خواهد شد .متاسفانه اخیرا استاد کار برای کارگاه ها در بسیاری از هنرستان ها به اندازه ی کافی نمی باشد .

6-  اخیرا دوره های آموزش ضمن خدمت در دروس تخصصی هنرستان ها بسیار کم شده و حتی می توان گفت که تعطیل شده است ، در حالی که برای اینکه دانش هنرآموز به روز باشد ،این دوره ها باید با جدیت و مزایا همرا بوده تا هنر آموزان رغبت حضور در آن را داشته باشند.

7- با توجه به سختی آموزش کارگاهی می بایست سختی کار بیشتری برای هنر آموزان هنرستان ها در نظر گرفته شود . در حال حاضر سختی کار یک هنرآموز هنرستان نسبت به یک دبیر عمومی کمتر سی هزار تومان می باشد !

8- بازدیدهای علمی- آموزشی از کارخانجات در هنرستان ها علی الخصوص در سال دوم  بسیار کم است  در حالی که این بازدیدها در  ایجاد نگرش مثبت در هنرجویان به رشته شان بسیار مفید می باشد.  لذا انتظار می رود که ادارات ،هنرستان ها را ملزم به این امر نمایند .

امیدوارم گوش شنوایی برای شنیدن این مشکلات و اراده ای برای رفع آن ها در مسئولین ذی ربط  وجود داشته باشد.


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور