
چالش های جدید شهروندی
جامعهی معاصر وارد فاز شهروندی پساملی[1] و پسانهادی[2] شده و این مساله مردم را وامیدارد تا هم به روحیهی مردمسالاری توجه نشان دهند و هم جمهوری. در برابر این تحولات جریان فکریای نیز وجود دارد که خواهان بازگشت به گذشته است، بازگشت به ارزشهای گذشته.
بسیاری از معلمان نیز امروزه بیان میکنند که طرفدار ارزشهای سنتی جمهوری هستند و برای مقابله با بینظمیهای گستردهای که نظام آموزشی این کشور را تحت هجمه قرار داده، خواستار بازگشت به ارزشهای آن زمان هستند.
در نظر ایشان روحیهی ترقیخواهی[3]شکلگرفته در آغاز جمهوری فرانسه امروز بیشتر بهنوعی نوستالژی شبیه است. این معلمان خواستار بازگشت اقتدار، نظم و انضباط قبلی، گزینش زودهنگام دانش آموزان و ... هستند. بسیاری اما معتقدند بازگشت به شرایط گذشته دیگر بههیچعنوان ممکن نیست. ازنظر ایشان تحولات فرهنگ، ملت و نظام اقتصادی کشور تااندازهای شرایط را تغییر داده که دیگر نظام گذشته نمیتواند خود را با آن سازگار کند، مگر زمانی که زندگی اجتماعی کنار بکشد. از طرفی نمیتوان نسبت به شک و تردیدهایی که امروزه شکلگرفته بیتفاوت بوده و لازم است به دنبال حل چالشهایی باشیم که در برابر شکلگیری تعریف جدید از مقولهی شهروندی قرارگرفتهاند.
فرهنگ و تواناییهای مشترک
در اکثر قریب به اتفاق کشورهایی که تعداد دانش آموزان و سال تحصیلی در آنها زیاد است، برنامههای درسی بر اساس بازدهیای که دارند تعریف میشوند: کمک به دانشآموز برای موفقیت و به دست آوردن بهترین جایگاه ممکن. در این کشورها بهتدریج دانش در مدرسه فقط و فقط بهمنظور کسب نمره به دانشآموز منتقل میشود؛ اما باید به این امر توجه کرد که دنیای امروز روزبهروز پیچیدهتر و متنوعتر شده و روزبهروز بر حجم دانشهای قابلانتقال افزوده میشود. در چنین بستری لازمهی بقای جامعه آن است که هدف از انتقال دانش از چارچوب تکقطبی مدرسه و نمره خارجشده و کودک و نوجوان را برای به دست آوردن اصول شهروندی و نیز زندگی در جامعه آماده کند.
لازم است تا نظام آموزشی هر کشور برای تمامی شهروندان این کشور در حوزهی فرهنگی آموزشهایی یکسان را تدارک ببیند، بدون توجه به مسیر تحصیلیای که ایشان طی میکنند. اگر قرار باشد هر نظام آموزشیای دانشی که قرار است به دانش آموزان خود منتقل کند را تنها محدود به مدرسه و نمره بکند فاجعه رخ خواهد داد.
در چنین شرایطی چه میزانی از دانش به بهانهی آنکه ارتباطی با مدرسه ندارد حفظ خواهد شد؟
تربیت شهروند در وهلهی اول یعنی تربیت کسانی که میتوانند بهصورت طبیعی در جامعه روزگار سپری کنند و وظایف شهروندی خود را به منصهی اجرا درآورند. برای مثال در فرهنگ مشترک شهروندان باید توجه خاصی به رسانهها نشان داده شود، منظور ما این نیست که باید رسانه و آموزش رسانهای را وارد نهاد مدرسه کرد، بلکه باید دانش آموزان را آموزش داد تا بتوانند در آینده در برابر سلطهی رسانهها ایستادگی کنند. بازهم منظور ما این نیست که باید در ذهن دانش آموزان از رسانهها غولهایی ساخت که قرار است ایشان را تحت کنترل خود دربیاورند، بلکه کافی است به آنها آموزش داد که رسانهها چگونه متولد میشوند و چگونه میتوانند تصویری متفاوت از دنیا ارائه دهد. به همین منوال میتوانیم به دانش آموزان تا حدی اصول قضایی و اقتصادی را آموزش دهیم و یا حتی اکولوژی را. این دانش حتی در سطوح ابتدایی برای تمامی دانش آموزان لازم است، درست مثل یادگیری خواندن، نوشتن و ریاضیات. آموزش فرهنگی مشترک به یکی از چالشهای اساسی جوامع معاصر تبدیلشده است.
شفافیت حقوق
مدرسه در عین آنکه فرهنگ مشترکی را به دانش آموزان آموزش میدهد، ماشینی برای جدا کردن و ردهبندی کردن آنها نیز محسوب میشود. مدارس امروزی، چه دولتی و چه خصوصی، تبدیل به بازارهایی شدهاند که والدین و دانش آموزان در آنها به دنبال سرمایه هستند. در اکثر مواقع اما وضعیت این بازارها مشخص نیست و تنها خانوادههای طبقهی مرفه، ثروتمند و نخبه موفق میشوند بهخوبی با آن کنار آمده و قواعدش را میشناسند. قوانین این مدرسههای بازاری شده به ناشفافی بازارهای اقتصادی و معمولاً پیچیدهتر از رقابتهای ورزشی. در چنین بستری عدم شفافیت حقوق و نیز قوانین تنها مشکلاتی در حوزهی برابری و عدالت به شمار نمیروند بلکه در بخش شهروندی نیز مشکلاتی را به وجود میآورند.
این امر به این دلیل است که هر شهروند باید توانایی آن را داشته باشد تا بتواند انتخابهای زندگی خود را درنهایت شفافیت انجام بدهد؛ اما چگونه میتوان در شرایطی که اطلاعات دقیقی در دسترس نیست و گروهی حتی زحمت رعایت قوانین و مقررات یک نظام آموزشی و مدرسه را آنهم تنها بهواسطهی جایگاه بالاتری که دارند به خود نمیدهند توقع انتخابی درست داشت؟
در بستر امروزی برخی از خانواده بهخوبی میدانند در مدارس با چه چیزهایی سروکار دارند و وضعت فرزندشان چیست درصورتیکه مابقی خیر. نیاز است تا نهاد مدرسه با تمامی دانشآموز به یکشکل برخورد کند چراکه در حوزهی شهروندی در برابر تمام ایشان وظایف یکسانی دارد. از طرفی زمانی که قوانین و حقوق همه کاملاً مشخص باشد، امکان بهبود آنها فراهم میآید، چراکه تنها در آن زمان است که میتوان بهراحتی در مورد آنها بحث کرده و نظرات خود را بیان کرد. آیا میتوان مدرسهای را مردمسالارانه در نظر گرفت در شرایطی که متقاضیان آن کوچکترین نقشی را در ادارهاش ایفا نمیکنند؟ اگر قرار باشد مثل گروهی درخواستهای نسل جدید خانوادهها و دانش آموزان را تنها نشانههای جریان نئولیبرالیسم بدانیم، نهتنها در جا زدهایم، بلکه شرایط را برای برتری هرچه بیشتر گروهی خاص مهیا خواهیم کرد.
مردمسالاری در مدرسه
مدرسهی جمهوری مدتهاست که اقدام به تربیت دانش آموزان میکند بدون آنکه واقعاً توجهی به آموزش فعالانهی اصل مردمسالاری نشان دهد. دانش آموزان در مدرسهی جمهوری برای مدتها حقوقی کم و وظایفی سنگین داشتند. امروزه اما نهتنها در نظام آموزشی فرانسه که در تمامی کشورها بحث حقوق متقابل دانش آموزان و مدرسه بیشازپیش مطرح میشود؛ اما آیا زمانی که همهی ما بهخوبی میدانیم که در مدارس امروزی و در معنای کلیتر در جوامع امروزی، معلمان و دانش آموزان، کودکان و بزرگسالان و ... شرایط و جایگاه برابری ندارند، چنین چیزی به راستی ممکن است؟! حتی در محیطهایی که بستر آموزشی بر آنها حاکم باشد؟!
هدف اصلی مسئولان مدرسه باید ایجاد محیط امن و برابر باشد که بتوان در آن بینظمی، مشکلات درسی، خشونت و انحراف را با بهرهوری از اصول مردمسالاری و به شیوهای برابر رفع رجوع کرد. این مسئله بسیار مشکل است چراکه برای نیل به آن باید بین افرادی که باهم برابر نیستند جایگاهی برابر ایجاد کرد. وقت آن رسیده که از الگوهای سنتی فاصله گرفته شود و شرایطی برابر با بهرهوری از اصول مردمسالاری در مدارس حاکم گردد. وقت آن رسیده که به همه مشروعیت داده شود، اما درعینحال دانش آموزان این اجازه را داشته باشند که در صورت لزوم مشروعیت مسئولان را زیر سؤال برده و از ایشان سؤال کنند. آموزش اصول مردمسالاری به دانش آموزان تنها به آموزش اصول شهروندی خلاصه نمیشود. لازم است تا حتی شده بهصورت جزئی اصول مردمسالاری در مدارس تمرین شود.
اصل شهروندی در مدارس جمهوری به دو مؤلفهی خرد جمعی و ملی توجه کرده اما نتوانسته آنطور که بایدوشاید بر آموزش اصول مردمسالاری تمرکز کند. این نهاد نتوانسته آنطور که بایدوشاید اصول مردمسالاری را به دانش آموزش خود آموزش بدهد. از طرفی مؤلفهی ملت نیز دیگر ماهیت گذشتهی خود را ندارد. منافع دانش آموزان بهتدریج جایگاه بالاتری پیدا کرده و دیگر نمیتوان شهروندی را جدا از مدرسه در نظر گرفت. لازم است تا در مدرسهی جمهوری روح مردمسالاری دمیده شود، به دانش آموزان و معلمان اجازهی بحث و ابراز وجود داده شود و به منافع همگان توجه نشان داده شود حتی اگر موافق هم نباشند. یادمان باشد در دنیای امروز لازم است تا دانش آموزان قبل از ورود به جامعه و در نهاد مدرسه اصول مردمسالاری را فرابگیرند. برای آموزش مؤثر اصل مردمسالاری در دنیای امروزی لازم است تا از بستر سنتی گذشته فاصله گرفته شود. بستری که در آن آنقدر به آموزش آزادی اهمیت داده میشد که از اجرای آن غفلت میشد، در اصل میتوان گفت آموزش آزادی مانع از اجرای آن میشد.
به بیان بهتر، مدرسهی جمهوری فقط لائیک است، در شرایطی که لازم است این مدرسه هم لائیک باشد و هم مردمسالار...
[1] postnational
[2] postinstitutionnel
[3] Progressisme
انسان شناسی و فرهنگ
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
گروه اخبار / عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت: در جلسات « کمیته رسیدگی به معیشت فرهنگیان » به هیچ نتیجه ای نرسیدیم و در نتیجه این کمیته تعطیل شد.

1- هيچ شغلي مقدس نيست. در جوامع مدرن امروزي معلمي نيز شغلي است همچون شغل ها و مناصب مختلف و متنوع ديگر كه همبستگي و تعامل گريزناپذيري با تخصص ، علاقه ، كارآمدي و نتيجه دارد. اگر آن را مقدس مي دانيم و شان و منزلتي متافيزيكي براي آن قائليم ، پس با مقولاتي همچون صنف و افزايش حقوق و اعتراض و اعتصاب و ... خويشاوندي ندارد و لاجرم بايد تبغات چنين نگاهي را بپذيريم و زندگي خود را با ملزومات و محدوديت هاي آن سازگار نماييم و اگر آن را شغل انتخابي خود براي امرار معاش مي دانيم ، لازمه آن نهادينه كردن انگيزه و علاقه و روي آوردن به مطالعه و تحقيق و پذيرش نقد و انتقاد است .
معلم نيز چون ديگر اصناف و اقشار كارفرمايي دارد كه ممكن است دولت و يا غير دولت باشد . اين كارفرما شرايط و ضوابط را از قبل در برابر ديدگان ما ترسيم كرده . شرايط كار و ميزان پرداختي ها هم مشخص و شفاف بوده است و ما پذيرفته ايم در چنين فضايي كار كنيم .
در همه جاي دنيا كارفرما ابزار و متدهاي مشخصي براي ارزيابي توانايي و شايستگي نيروهايش در اختيار دارد و از آن استفاده مي كند و در اينجا هم طبيعتا چنين بايد باشد. اينكه در برابر هر برنامه اي در آموزش و پرورش مقاومت كرده و مثنوي هفتاد من در مضرات كار خود بگوييم ولي همچنان در اين كار بمانيم ، از عادات نه چندان نيكوي ماست كه بايد اصلاح شود.
2- محتويات شبكه هاي اجتماعي را با « مطالعه » اشتباه نگيريم .
روزگاري دراز گزاره اي را سرلوحه عمل خود قرار داده بوديم كه « مگر چقدر حقوق مي دهند كه انتظار خريد كتاب و مطالعه هم از ما دارند ».
با اين بهانه عجيب در واقع در پي فرافكني بوديم و فقدان دانش و آگاهي كافي را به پايين بودن سطح درآمد نسبت مي داديم . اما در همان حال از اين نكته مهم غافل بوديم كه دانش و آگاهي و مطالعه است كه قدرت و نفوذ و برتري ايجاد مي كند.
قشري كه بر خلاف ماهيت كار خود از مطالعه كمتري بهره مي برند، با چه ابزاري قرار است بر صدربنشينند و قدر بينند ؟!
امروز اما از وضعيت بهتري برخورداريم و معلمان زيادي به تحقيق و پژوهش و ادامه تحصيل و ترجمه و .. روي آورده اند اما هنوز هم كم نيستند كساني كه در زندگي خود به هر كار و سرگرمي ديگري بيش از مطالعه اهميت داده و اين امر مهم را در حاشيه زندگي خود قرار داده اند .
گسترش استفاده از گوشي هاي هوشمند و ظهور شبكه هاي اجتماعي موبايلي باعث شد تا علاوه بر شتاب فزآينده اي كه در جريان ارتباطات و اطلاعات ايجاد شد، پديده اي ناميمون و ضد فرهنگي هم سربرآورده و به آفتي فرهنگي تبديل شود. اين پديده منفي را مي توان گسترش معلومات كاذب و نيز «ايجاد توهم دانستن» ناميد كه در افراد مختلف و بدون مطالعه حتي يك جلد كتاب ايجاد مي شود.
اين ابزار جديد به افراد امكان مي دهد تا به آساني و بدون هيچ محدوديتي ، محتويات اغلب نادرست ذهن خود را به شكل بسته هاي آماده و راحت الحلقوم به خوردِ افرادي دهند كه به خاطر كمبود مطالعه واقعي توان قضاوت و تشخيص در موضوع اين پيامها را ندارند و با انتشار وسيع آن در شبكه هاي اجتماعي ، ابزاري مفيد را به وسيله اي براي ترويج خرافات و شايعه بدل مي كنند .
بسيار تاسف بار است كه در جمع هاي فرهنگي شاهد نقل قول ها و سخناني به ظاهر علمي هستيم كه در نهايت مشخص مي شود اين سخنان از همان اطلاعات كپسولي شده و نادرستي نشات گرفته كه در شبكه هاي مجازي دست به دست مي شود و كورش كبير را به دكتر سميعي پيوند داده و از كتاب بوف كور صادق هدايت، راهكارهايي براي زندگي زناشويي بهتر بيرون مي آورد.
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار / رییس جمهوری در مراسم گشایش نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها، القای امید در جامعه را وظیفه همه رسانه ها در فضای پسا تحریم دانست و تصریح کرد: یاس آفرینی و سلب اعتماد مردم، عملی ضد انقلابی است و مطبوعات باید مظهر اعتدال و عقلانیت و دوری از افراط باشند.
گروه گزارش /

بازنشستگان فرهنگی پس از سال ها درخواست بی پاسخ از کلیه نهادها و مجلس شورای اسلامی برای اجرای صحیح قوانین و رفع تبعیض فاحش و احقاق حقوق قانونی خود که به علت پرداخت حقوق ماهیانه آنان به مبلغ بسیار پایین تر از سقف قانونی آن از طرف سازمان بازنشستگی کشوری و بی توجهی و بی اهمیتی این مساله برای مسوولین باعث کاهش قدرت خرید این قشر به نصف و حتی یک سوم حداقل هزینه خانوار اعلام شده از طرف بانک مرکزی گردیده است از یک سال پیش خواهان چاره اندیشی و حل مشکلات معیشتی و حقوق و بیمه خود از طرف سازمان برنامه و بودجه گردیدند چراکه این سازمان مرکز توزیع بودجه کل کشور می باشد ولی با نهایت تاسف پس از یک سال تشکیل جلسه و کارشناسی و حدیث و سخن از طرف مسولین این سازمان و پی گیری های مداوم بازنشستگان تاکنون مطلقا" افدام عملی برای جلوگیری از نابودی معیشت و سلامت ( بهبود وضع بیمه) و رنج روز افزون آنان به عمل نیامده است .
در بودچه سال 94 و در برنامه پنج ساله ششم نیزهیچ ردیفی برای آنها منظور نشده است ؛ لذا این پیش کسوتان آموزش و پرورش با وجود سردی هوا و ریزش باران با در دست داشتن پلاکاردها و بنرها در مقابل سازمان برنامه تجمع کرده و خواهان حل عملی و قاطعانه مشکلات خود گردیدند .
در تاریخ 11 / 8 /94 روز دوشنبه 11 /8 /94 بیش از 250 نفر از پیش کسوتان بازنشسته آموزش و پرورش که در بین آنها افرادی از شهرهای دیگر نظیر اصفهان کرمانشاه مشهد ملایر کرج ....هم دیده می شدند درمقابل سازمان برنامه و بودجه ( سازمان مدیریت و برنامه ریزی ) گرد هم آمده و خواستار ملاقات با آقای نوبخت ریاست محترم سازمان برنامه ریزی و بودجه کل کشور و پاسخ گویی ایشان به عدم رسیدگی به وضعیت دهشتناک معیشت و بیمه درمان و مطالبات انباشته شده خود گردیدند که هر روز بیشتر و بیشتر عرصه زندگی را برایشان تنگتر و غیر قابل تحمل تر می سازد .
بازنشستگان فرهنگی پس از سال ها درخواست بی پاسخ از کلیه نهادها و مجلس شورای اسلامی برای اجرای صحیح قوانین و رفع تبعیض فاحش و احقاق حقوق قانونی خود که به علت پرداخت حقوق ماهیانه آنان به مبلغ بسیار پایین تر از سقف قانونی آن از طرف سازمان بازنشستگی کشوری و بی توجهی و بی اهمیتی این مساله برای مسوولین باعث کاهش قدرت خرید این قشر به نصف و حتی یک سوم حداقل هزینه خانوار اعلام شده از طرف بانک مرکزی گردیده است از یک سال پیش خواهان چاره اندیشی و حل مشکلات معیشتی و حقوق و بیمه خود از طرف سازمان برنامه و بودجه گردیدند چرا که این سازمان مرکز توزیع بودجه کل کشور می باشد ولی با نهایت تاسف پس از یک سال تشکیل جلسه و کارشناسی و حدیث و سخن از طرف مسولین این سازمان و پی گیری های مداوم بازنشستگان تا کنون مطلقا" افدام عملی برای جلوگیری از نابودی معیشت و سلامت ( بهبود وضع بیمه) و رنج روز افزون آنان به عمل نیامده است .
پایان گزارش /
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
اصولا" ایجاد هرگونه موسسه یا تشکلی در سازمان یا نهادی به منظور سوددهی یا بهره برداری ازآن جهت نفع مادی یا معنوی اعضای آن است و سرمایه گذاران چنین تشکیلاتی صرفا به دنبال منافع خویش بوده و امورآن را پی گیری می نمایند و این پیگیری ها و همکاری داوطلبانه درصورت تحقق آرزو و خواست آنان افزون تر می شود.
با توجه به گذشت چندین سال از تاسیس صندوق ذخیره فرهنگیان و انباشت سرمایه قابل توجهی از نقدینگی ، متاسفانه این صندوق چنان که شاید و باید نتوانسته معلمان را اقناع و برای آنان سود آور باشد درحالی که با مدیریت صحیح و دوراندیشی و تلاش مضاعف می تواند منشاء ایجاد رفاه بیشتر و بنگاه کار آفرینی مناسبی برای جامعه باشد که امیدواریم با درایت وزیر آموزش وپرورش این خواست وتوقع به جای جامعه ی فرهنگی جامه ی عمل بپوشد و شاید دراین برهه نیازمند تغییراتی اساسی در اساسنامه ، هیات مدیره، سیاست های کلی و... باشد که باز هم اراده مسئولین را طلب می نماید .
لذا ، پیشنهادات زیر می تواند در بهینه سازی عملکرد صندوق موثر باشد :
1- تشکیل کار گروه های تخصصی برای سرمایه گذاری با توجه به شرایط اقتصادی ، جغرافیایی و... استان ها
2- به جریان انداختن سرمایه صندوق از فروش سهام خریداری شده که سودی عاید فرهنگیان ننموده و تشکیل موسسات قرض الحسنه ای و اعتباری مالی که با توجه به شرایط جامعه سود دهی مناسبی دارند .
3- ایجاد کارخانجاتی که علاوه بر تامین نیازهای اساسی جامعه و رشد صادرات به اشتغال نیز کمک نموده و جامعه عملا درگیر کار صندوق شود .
4- شکستن انحصار صندوق از هیئت مدیره با تشکیل هیات امنایی استانی در هر استان و اجرای ایده ها و طرح های این هیات ها برای رونق بخشیدن به صندوق
5- با توجه به حضور معلمان متخصص در رشته های مختلف در مجموعه ی آموزش و پرورش ، راه اندازی شرکت های ساختمانی ، پیمانکاری ، مهندسی و... با کمک صندوق ضروری می نماید . ( باتوجه به حجم ساخت و سازها و تعمیرات و... در مدارس و هزینه بالایی که صرف می شود )
6- تشکیل تعاونی های بزرگ توزیعی و مصرفی در استان ها با توجه به حجم خرید ادارات آموزش و پرورش و مدارس خواهد توانست علاوه بر کاهش هزینه های خرید ، سود فروش را نیز دوباره به فرهنگیان برگرداند ضمن آنکه با توجه به سرمایه موجود با خرید از کارخانجات بزرگ یا واردات این کالاها پایین تر از قیمت واقعی به دست عموم مردم وفرهنگیان و سایر ادارات برسد .
7- ارائه بیلان کاری شفاف ، میزان و نحوه سرمایه گذاری وسود و زیان حاصله بر رونق و استقبال فرهنگیان خواهد افزود .
8- حمایت از طرح های تحقیقاتی که منجر به تولید محصولی جدید خواهد شد و حمایت از دانشمندان و مخترعان جوان با خرید امتیاز اختراعات آنها و به تولید رساندن آنها که اولا باعث جلوگیری از فرار مغزها خواهد شد و ثانیا ضمن اشتغال زایی بحث صادرات را به خوبی به منصه ظهور خواهد رساند .
9- حضور صندوق در امر لیزینگ و فروش اقساطی خودرو کار شاقی نبوده و اگر معلمان هم برای خرید خودرو اقدام نموده اند از سر ناچاری و احترام و منزلت وی در سایر بانک ها و جامعه ( عدم همکاری بانک ها با آموزش وپرورش ) بوده است و صندوق هم که دست مریزاد با 15درصد سود خدمات شایان خود را نشان داد که به نظر بنده حضور صندوق در فروش خودرو شایسته نیست و باید به حذف آن اقدام و در عوض با پرداخت وام و با سود بانکی کمتراز معمول جامعه معلم خود سراغ خرید رفته و بهر ه شایسته ای ببرد .
10- در بعد رفاهی صندوق می تواند با ساخت اماکن ورزشی علاوه بر واگذاری بخشی از ساعات فعالیت آنها به بخش خصوصی یا سایر نهادها ضمن کسب درآمد ساعات معینی از روز را جهت فعالیت فرهنگیان و خانواده های آنها اختصاص دهد که پیشنهاد می گردد در هر شهر مجتمع های تفریحی ، ورزشی فرهنگیان ایجاد شود که حتی مراسم وجشن های ( عروسی ، میهمانی و..) خانواده بزرگ فرهنگی در چنین مکان هایی برگزار و ضمن درآمد این اماکن حرمت و ارزش معلمان در جامعه ارتقاء یابد.
11- تقویت کادرصندوق از جمله مدیرعامل , کارکنان و... آینده روشنی را نوید خواهد داد.
اميد است با استعانت از خداوند منان در انجام وظيفه خطير خويش موفق باشيد.
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار / مشاور وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در امور بانوان گفت: همه مدارس غیرانتفاعی دو دفتره هستند و اگر بخواهند به آموزش و پرورش حقیقت را بگویند مشکل قانونی برایشان درست می شود.
گروه اخبار /
در سال هاي اخير بروز آسيب هاي اجتماعي خصوصا خودكشي به گونهای نگران کننده در كشور افزايش يافته و گریبان نسل نوجوان را نيز گرفته است و در اين ميان، خود كشي ميان دانش آموزان و محصلان به عنوان پديدهاي نو ظهور، بسيار قابل تامل است. چنان كه ماه گذشته خبرخودكشي «هاروي» كودك 11 ساله اهل اشنويه رسانه اي شد و در خبرها اينگونه آمد كه او خود را از لوله گاز به علت « پرداخت نشدن كمك هاي مردمي به مدرسه از طرف خانواده اش » خود را حلق آويز كرد و جان سپرد.
اگر چه مسئولان آموزش و پرورش خودكشي اين دانشآموز كلاس ششم به علت گفته شده را رد و تاكيد كردند مشكلات خانوادگي عامل خودكشي بوده اما پس از اين حادثه و به فاصله چند هفته اتفاق مشابهي در تهران روي داد و پسر بچه دبستاني ديگري (که 10 ساله و دانشآموز کلاس پنجم دبستان بود) با حلق آويز کردن خود با روسري از ميل بارفيکس،دست به خودكشي زد. اتفاقي که در محله خليج فارس رخ داد و علت وقوع آن نيز در حال بررسي است.
خودكشي دو دانش آموز ابتدايي به فاصله زماني دو ماه اتفاق سادهاي نيست و نبايد به راحتي از آن گذشت چرا كه اين دانش آموزان در مقطع ابتدايي بودند و بيشتر ساعات روز را در ميان همسالان خود سپري ميكنند. اينكه چه زمينه هايي سبب مي شود تا دانش آموز 10 و 11 ساله كه بايد فكر درس و مشق مدرسه بوده و به بازيهاي راه مدرسه و نهايتا رويا پردازي شغل آينده را داشته باشد، ميل به خود كشي پيدا مي كند نكته اي است كه بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد. اينكه چرا در جامعه ايراني، ميزان مشكلات روحي و رواني سبب شده تا دانش آموزان از راههاي خودكشي الگوبرداري كرده و خيلي زود، پايان زندگي را براي خود رقم زنند. توالی این اخبار شوم و دقت در این نکته مهم که هر دو پسربچه دانش آموز مقطع ابتدایی بودهاند نگرانی ها در این باره را افزایش میدهد؛ آن قدر که بايد از مسئولان آموزش و پرورش پرسيد برای پیگیری این حوادث چه کردهاند و چه خواهند کرد و برنامه شان برای مقابله با اثرات شوم این اتفاق در مدارس این دانش آموزان چیست؟
آیا خودکشی دو دانش آموز ابتدایی به فاصله چند روز، از آن دست اتفاقاتی نیست که بايد درباره آن کنکاش کرد، نگران آثار شومش بود و در راستای مراقبت از دانش آموزان هم که شده، تیمهای ویژه تحقیق و تفحص تشکیل داد و تلاش داشت با به کار گیری نظریات کارشناسان و حتی استخدام روان شناسان، به مقابله با شیوع این حوادث تلخ همت گمارد؟!
«هوشنگ اميرافشار» جرم شناس در اين باره تاكيد كرده كه بحران هاي رواني و اجتماعي خيلي زود تر از آنچه كه بايد اتفاق افتد، وارد خانوادههاي ايراني شده و خودكشي دانش آموزان بايد به عنوان مهم ترين زنگ خطر آسيب هاي اجتماعي در ايران مطرح و پيگيري شود.
شرايط خانوادگي، عامل مهم خودكشي
اين جرم شناس با بيان اينكه عواملي كه باعث پديده خودكشي مي شود و فرد خود را قانع مي كند تا حق حيات را از خود سلب كند، مي گويد: از يك سو عوامل درونی فرد يعني مسائل زيست شناختي، اختلالات هورموني و مسائل روان شناختي و از سوي ديگر عوامل بيروني يعني مسائل مربوط به فاكتورهاي جامعه شناسي، اقتصادي، فرهنگي، خانواده، سيستم آموزشي و تربيتي و حتي جغرافيا در بروز حوادثي چون خودكشي بسيار نقش آفرين است.
وي ادامه مي دهد: دانش آموزي كه هنوز قادر به ادراك وسيع مناسبات اجتماعي نيست اما دست به خودكشي مي زند، بايد به دنبال عوامل درون خانواده بود و بايد وضعيت روحي و رواني و اقتصادي پدر و مادر را بررسي كرد. خانواده اي كه درگير مسائل معيشتي است و در محيط خانه در حال نزاع است، به طور حتم فرزندشان كه ناظر نزاع آنهاست، دچار يأس و نااميدي مي شود. همچنين در اين وضعيت خانواده ديگر قادر به تامين نياز عاطفي فرزند خود نخواهد بود. در اين شرايط، كودك دچار افسردگي شده و به انزوا كشيده مي شود، در نهايت اقدام به خودكشي مي كند.
بنابراين، دانش آموز هنوز نابالغ است كه عوامل دروني و بيروني بتواند به طور مستقيم روي او تاثير بگذارد و اين شرايط خانوادگي متاثر از جامعه است كه باعث خودكشي مي شود.
افشار با بيان اينكه برنامه آموزشي در جلوگيري از خودكشي در ميان دانشآموزان تاثير بسزايي دارد، تاكيد مي كند: نهادهايي همچون آموزش و پرورش، بهزيستي و وزارت بهداشت و درمان با بررسي وضعيت سلامت روحي خانواده ميتوانند نقش خود را به خوبي در كاهش آسيب هاي اجتماعي دانش آموزان ايفا كنند. چرا كه سلامت فرزند برخاسته از سلامت خانواده بوده و سلامت خانواده نيز متاثر از سلامت اقتصادي و اجتماعي است.
دولت نسبت به آسيب روحي كودكان حساس باشد
هوشنگ امير افشار تاكيد مي كند: نهاديهايي همچون آموزش و پرورش،وزارت بهداشت و... كه در زمينه آموزش فعاليت مي كند، مجري سياست هاي كلي دولت هستند و آنها با در اختيار داشتن ابزارهاي مناسب مي توانند در بهسازي محيط زيست تلاش كنند.وي ادامه مي دهد: در جرم شناسي به سياست كلي كشور اصطلاحا «سياست جنايي» مي گوييم. چرا كه در اين سياست جنايي دولت سياست گذار است و اين نهادهاي مورد اشاره متولي اجراي برنامه دولت هستند.
اگر سياست گذاري به طور منطقي و متناسب با اوضاع و احوال جامعه نباشد، اين نهادها حكم همان فرونشاندن تك جوش را دارند و به علت ارائه نكردن راه حل هاي مقطعي، دوباره شاهد بروز حادثه خواهيم بود. اين در شرايطي است كه درصورتي كه دولت سياست گذاري اصولي و علمي تدوين كند اقدامات نهادهاي اجرايي ميتواند مثمرثمر باشد.
اين جرم شناس در اين باره مطرح ميكند: اپيدمي خودكشي نمي تواند به صورت تقليد در ميان دانش آموزان اتفاق بيفتد، چرا كه كودك به علت محيط زندگي مشوش دچار آسيب رواني شده است و اقدام به خودكشي ميكند. اما دانشآموزي كه شرايط زندگياش مشابه با همكلاسي خود است كه خودكشي كرده به احتمال زياد به بيماري رواني مبتلا ميشود. وي خاطرنشان ميكند: مسئولان آگاه باشند در صورتي كه كودكي ناآرام است، نياز دارد به او كمك شود تا آرامش پيدا كند. نه اينكه با رفتارهاي پرخاشگرانه ما به ناآرامي او افزوده شود.
آموزش و پرورش به هوش باشد
با گذشت 35 سال،نظام آموزشی كشور هنوز اعتقادي به اشتراک گذاشتن آموزشهای روان شناسی و کلاسهایي در این زمینه ندارد. همچنين سیستم آموزش کشور خودش را از اول جدا با اولیاي دانش آموزان می داند. درصورتي كه شاهد ارتباط دو سویه نظام آموزشی کشورهای دیگر از ورود محصل به مدرسه و کلاسهای آموزشی متعدد هستيم، اوليا هميشه در بستر آگاهي و پيشبرد فرزندان خود با مدارس در ارتباط هستند و اين رابطه دوسويه سبب آرامش فكري و رواني فرزندان مي شود يا به گونه اي سلامت رواني دانش آموزان را تحت كنترل دارند.
اگر سیاست گذاران و متولیان آموزشی و اجتماعی در كشور به فکر ارائه راهکارهای عملی نباشند، دانش آموزاني كه دچار بیمار روحي هستند و ضعیف نامناسب تري را در جامعه پيدا مي كنند كه آسيب هاي سويي به همراه دارد و علیرغم پتانسیلهای موجود سياست گذاران ديگر، مجال عرض اندام پیدا نخواهد کرد.
روزنامه قانون
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
گروه اخبار / برنامه ششم توسعه در حال تدوین است . برای نخستین بار ، سازمان مدیریت و برنامه ریزی در نظر دارد تا نظرات و پیشنهادات فرهنگیان و معلمان گرامی را در این مورد بداند .
دوستان و همکاران گرامی قبل از تکمیل این فرم و جهت آشنایی بیشتر ، آموزش و پرورش در برنامه های اول تا پنجم توسعه که به همت عضو محترم شورای نویسندگان سخن معلم ، آقای سعید شهسوارزاده جمع آوری شده است را مطالعه نمایند . ( این جا )