خراسان جنوبی
به دنیای پیرامون بیرونی خود نگاه می کنیم . دنیای آشفته و پرتلاطم از جنگ و خشونت و آثار آن ، شادی و نشاط را از ما می گیرد ، اما این همه ماجرای روزگارما نیست که درون مان هم از آشفتگی ، رنجوری ، افسردگی ، غصه و ناشادی و از فراق سلامتی رنج می برد ، تروریسم سلامتی با سرگرمی های روزمره و بی توجهی به کارکردهای شادی و نشاط به دست خودمان در روح و جسم مان رسوخ کرده و لذت زندگی را از ما می رباید .آیا سوال فروشی و نمره فروشی در سازمان آموزش و پرورش تهران اپیدمی شده است/ خود آموزش و پرورش شهر تهران در خرداد ماه امسال در برگزاری دو امتحان هماهنگ دروس دفاعی و جغرافیا ناتوان بوده است ، و سوالات این دو درس قبل از برگزاری آزمون لو رفته بود/ نه تنها اسامی متخلفان اعلام نشده و با خاطیان برخورد مقتضی صورت نگرفته بلکه عالی ترین مسوول آموزش و پرورش شهر تهران سلامت امتحانات داخلی در مدارس تهران را زیر سوال برده و حداکثر سلامت امتحانات داخلی را 30 درصد اعلام کرد/ اگر سلامت امتحانات داخلی 30 درصد است ، سلامت برگزاری امتحانات نهایی و هماهنگ صفر درصد است/ ، در همین ایام و در کشور جنگ زده و دچار چالش های امنیتی عراق که سوالات لو رفته بود ، منجر به اخراج 77 نفر شده و در مصر منجر به برکناری ده ها تن و حتی استیضاح وزیر آموزش و پرورش شده است/ البته آموزگاران و معلمان و مدیران شهر تهران این گفته های چهار بند را نه می بخشند و نه فراموش می کنند
گروه استان ها و شهرستان ها/ مدیر شهرستان بجنورد که بعد از 34 سال مطابق دستور رئیس جمهوری با مدرک لیسانس بازنشسته شد، به آیین تودیع خود نیامد
« همواره در پی تحصیل علم باشید كه فراگیری آن امری واجب است.» امام علی (ع)
امروزه معلمان به دلیل تغییرات گسترده در نظام آموزشی و محتوای کتب درسی نیازمند ارتقای دانش حرفه ای متناسب با شغل خود هستند ؛ از همین رو ادامه تحصیل و به روزآوری دانش معلمان با استفاده از محیط های دانشگاهی اهمیتی دوچندان می یابد .
در واقع، بسیاری از معلمان جهت داشتن عملکرد مناسب نیاز روزافزون به افزایش دانش و شایستگی های حرفه ای دارند و این افزایش دانش و شایستگی را از روش های رسمی و غیر رسمی دنبال می کنند اما در یک سال اخیر با صدور بخشنامه هایی از جمله 170061 مورخ 23 / 12 / 1393 سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و همچنین 11 / 710 مورخ 17 / 6 / 1394 وزارت آموزش و پرورش ، ادامه تحصیل و همچنین اعمال مدرک تحصیلی معلمان بیش از یک مقطع از بدو استخدام ممنوع اعلام شده است . همچنین در بخشنامه ی دیگری شرط ادامه تحصیل دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان حداقل سه سال سابقه تدریس در نظر گرفته شده است .
بی شک صدور چنین بخشنامه و دستورالعمل هایی هر چند از سوی مراجع ذی صلاح صورت پذیرفته باشد نوعی توقف و اخلال در روند علمى و دانش افزایی معلمان دستگاه مهم و راهبردى تعلیم و تربیت در جهت بالا بردن سطح توان علمى و توانایی بوده و در تناقض آشکار با بیانات مقام معظم رهبرى و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است .
متأسفانه در یک سال اخیر سیاست منع ادامه تحصیل و عقب نگه داشتن معلم از قافله علم و دانش به جاى سیاست تشویق رشد علمى معلم به عنوان پرچمدار نظام علمى کشور به کار گرفته شده است .
آیا در سایر نظام هاى آموزشی دنیا نیز با معلم این چنین رفتار مى گردد و جلوى تحصیل و رشد دانسته هاى وى گرفته مى شود یا به او بورس ادامه تحصیل رایگان مى دهند؟
به راستی تغییرات کتب درسی ، هوشمندسازی کلاس های درس و استفاده از محتوای الکترونیک در کلاس ها بدون داشتن معلمانی به روز و کارآمد منجر به نتیجه خواهد شد ؟
امید است با همراهی همکاران گرامی صدای اعتراض خود را به تصمیم گیران برسانیم و مقررات مذکور هرچه زودتر حذف یا تعدیل شوند .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
از آقای محمود بهشتی لنگرودی – سخنگوی پیشین کانون صنفی معلمان - یادداشتی را با محوریت موضوع اعتصاب غذای آقای عظیم زاده و نقد آقای محجوب در هفتم تیرماه مشاهده کردم.
صادقانه عرض می کنم که از شیوه و نحوه نگارش این یادداشت متعجب و مأیوس شدم. اینکه با طعنه و کنایه شریف ترین منتخبان ملّت را مخاطب قرار دهیم مشکلی از ما حل نمی کند. ضمن اینکه در احوال آنها نیز تغییری حاصل نمی کند. مگر ما در مجلس ایران چند نفر مانند مطهری ، محجوب و پزشکیان داریم که این گونه بدون توجه به عواقب سخنان مان حقایق را در راستای ارضای منویات خود قلب می کنیم؟!
آقای بهشتی در آن نامه عوامانه می کوشد به زعم خویش از محجوب به عنوان فردی متکبّر و ساده اندیش پرده برداری کند، اما در این نوشته به حقایقی اشاره می کند که امروز با آزادی آقای جعفر عظیم زاده بهتر و واضح تر می شود راجع به آنها توضیح داد.
بهشتی از قول محجوب نوشته بود: ما هرگز اجازه نداده ایم حتی یک نفر از کارگران گرفتار نیروهای امنیتی شوند و هر جا مشکلی برایشان پیش آمد با تمام توان وارد شده ایم و نیروی مان را آزاد کرده ایم، اما شما کانونی ها (کانون صنفی معلمان) چنین مدیریتی نداشته اید و ...
بنده در مقام پاسخ گویی به همکار محترم آقای بهشتی لنگرودی نیستم. فقط لازم می دانم بخش کوتاهی از اظهارات آقای محجوب در یکی از دیدارهای زمستان سال گذشته با اعضای شورای نویسندگان صدای معلم ( این جا ) را باز نشر نمایم.
آقای محجوب در آن دیدار بدون مقدمه سراغ اصل مطلب رفته بود و گفته بود: حرکت صنفی تابع آرامش و برنامه است و باید معطوف به نتیجه باشد. ماهیت حرکت از این طرف، ماهیت مقابله از آن طرف را میسازد. کنش صحیح موجب واکنش صحیح است و بالعکس.
شاه بیت اظهارات محجوب در این نکات بود: کنش های صنفی ( از جمله در آموزش و پرورش) باید با کمترین هزینه و تلفات همراه باشد در غیر این صورت به نتیجه نمی رسید. به خاطر داشته باشیم که با افراط و تند روی هیچ دستاورد پایداری نخواهیم داشت. این مسأله کافی نیست که فقط خواسته وجود داشته باشد، بلکه برای تحقق آن خواسته باید راه حل وجود داشته باشد.
حال فقط چند سئوال کوتاه من از آقای بهشتی لنگرودی این است:
1. نهادهای مدنی معلمان درخواست مجوز تجمع مقابل مجلس را می نمایند ولی پیش بینی نمی کنند که اگر مجوز صادر نشد چه باید کرد؟ منشاء این خطا ازکجاست؟
2. وقتی در تجمع مذکور دعوت کنندگان غیب شدند! عده ای را بازداشت کردند. کدام نماینده مجلس به کلانتری رفت و آن قدر نشست و با شیوه خودش مذاکره کرد تا معلمان را آزاد کردند؟
3. دستاورد تشکلات معلمان برای این قشر فرهیخته چه بوده است؟ فقط یک مورد را برای رضای خدا ذکر کنید.
4. آیا ما توانسته ایم فقط و فقط برای یکسال با اخذ مجوزبه خیابان بیائیم و صدای خود را لااقل به گوش همشهریان خود برسانیم؟
برادرم!
یک سوزن به خودتان بزنید و بعد جوالدوز را به دیگران! ظرف سال های اخیر با درایت همین آقایانی که به آنها خرده می گیریم کارگران در اول ماه مه راه پیمایی کردند،در جلوی مجلس تجمع کردند و نگذاشتند بخش درمان تأمین اجتماعی از سازمان شان منتزع شود، کارگران ساختمانی نه تنها بیمه شدند، بلکه سهام عدالت هم گرفتند، مججوب را برای ششمین دوره متوالی و جلودارزاده را برای بار چهارم به مجلس فرستادند. عضو شورای مرکزی تشکیلات شان را وزیر کار کردند ، تعداد اعضایشان را طبق آخرین تحقیق اینجانب به مرز دو میلیون نفر رساندند و دامنه خدماتشان را آنقدر وسیع کرده اند که برخی وزارتخانه های دولتی نیز یارای رقابت با آنها را ندارند و ...
اینک بگویید من و شما برای معلمان کدام قدم اجرائی را برداشته و چه خدمات شایان توجه ای را به نحو مطلوب ارائه کرده ایم که می توانیم به آنها ببالیم ؟!
نکته اینجاست که بنده و بسیاری از دوستان گمان می کنیم هنوز آقای بهشتی خودش هم نمی داند چگونه آزاد شد؟ و یا می داند و خود را به تغافل زده! قاعدتاً آقای عظیم زاده هم نمی داند چگونه شد که دادستانی در عرض چند ساعت تغییر موضع داد؟
اما امروز دیگر این را همه می دانیم که چند کارگر در یک معدن تکاب شلاق خوردند (که البته درخصوص تعداد و نحوه شلاق خوردن شان حدیث های فراوانی نقل شده) آن وقت 3 وزیر برای پاسخگویی به مجلس فراخوانده شدند، یک مدیرکل عزل شد، تحقیق و تفحص مجلس به راه افتاد، یک مسئول عال یرتبه دستگاه قضا تلویحاً عذرخواهی و از عملکرد قاضی انتقاد کرد و کارگران همه به سر کارشان برگشتند!
واقعیات اینست....
آن رابپذیریم ولو اگر تلخ باشد.
ما قهرمان نمی خواهیم مرد عمل نیاز امروز ماست !
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید