
جناب آقای محمد علی افشانی
استاندار محترم و ریاست شورای عالی آموزش وپرورش استان فارس
باسلام
طبق گزارشی که رسانه ی (شما نیوز ) به کدخبر 802503 تاریخ 14تیر 1395در مورد بازدید شما از مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)داشته است ،مطالبی ارائه نموده اید که از لحاظ علمی و آماری ایرادات فراوانی دارد و به دلیل اینکه شما بالاترین مقام اجرایی و ریاست شورای عالی آموزش و پرورش استان فارس می باشید ؛ این گونه آمار نادرست می تواند نتایج بسیار نامطلوبی در روند تصمیم گیری داشته باشد جهت روشن شدن موضوع به آن می پردازیم :
اگر رسانه ها (شما نیوز ) درست مطلب را درج کرده باشند ، شما در این بازدید در واکنش به درخواست اختصاص ساختمان جداگانه به پایگاه استناد علوم جهان اسلام بیان داشته اید : ((معتقد به صرفه جویی در فضای فیزیکی دستگاه ها و اداره ها هستم و این که نباید بخش زیادی از اعتبارات را در توسعه فضای فیزیکی و ساختمان ها به کار گرفت، با این وجود در حد توان در کنار مرکز منطقه ای و پایگاه استنادی برای ارتقای امکانات نرم افزاری هستیم. با عنایت به مقوله صرفه جویی در فضای فیزیکی، شماری از مجموعه هایی که نیازمند فضای جدید بودند در ساختمان های فعلی استانداری مستقر کرده ایم. با اشاره به سخنان خود در جلسه اخیر شورای آموزش و پرورش استان فارس، تصریح کردید: هم اینک آمار نشان دهنده حضور 11 دانش آموز در هر کلاس درس به نسبت فضای آموزشی و تعداد معلمان کشور است که این آمار در کشورهای توسعه یافته به طور متوسط 25 دانش آموز در هر کلاس درس است.
شما گفته اید : این آمار نشان می دهد که نسبت فضای آموزشی و شمار معلمان نسبت به جمعیت دانش آموزی در ایران بیش از دو برابر کشورهای توسعه یافته است که نتیجه این وضعیت، مشکلات معیشتی برای معلمان است. همچنین تاکید کرده اید : می توان با شناسایی فضاهای آموزشی مازاد به نسبت تعداد دانش آموزان در هر منطقه، این فضاهای آموزشی را به فروش رساند و درآمد آن را در قالب صندوقی ذخیره کرد تا صرف اعطای تسهیلات بدون بهره به معلمان باشد که در این صورت در ارتقای روحیه و انگیزه معلمان و افزایش کیفیت آموزش گام برمی داریم.))
آنچه که از مطالب شما م یتوان استنباط کرد بخشی درست و بخشی که مربوط به آموزش و پرورش می باشد نادرست است و با توجه به جایگاه شما به عنوان استاندار و رییس شورای عالی آموزش وپرورش ، باید آمار و نتیجه گیری های شما علمی و مستند باشد تا بتوان بر آن اساس برنامه ریزی صحیح و علمی نمود ؛ حال به موضوع می پردازیم :
قسمت اول - بخش اول مطالب شما که بسیار درست و منطقی می باشد این نکته است که معتقد به صرفه جویی درفضای فیزیکی دستگاه ها و اداره ها هستید و اینکه نباید بخش زیادی از اعتبارات را در توسعه ی فضای فیزیکی و ساختمان ها به کار گرفت.
قسمت دوم - بخش نادرست مطالب شما در مورد آموزش وپرورش می باشد که حاکی از ناآگاهی شما نسبت به آمار آموزش و پرورش است که یا کسانی به شما اطلاعات نادرست داده اند و یا خود شما دو مساله را با هم تداخل کرده و نتیجه ی نادرستی از موضوع گرفته اید . اما واقعیت چیست :
الف)با توجه به اینکه تعداد کل دانش آموزان در مدارس ایران حدود سیزده میلیون (13000000) دانش آموز می باشد و این تعداد دانش آموز در حدود پانصد و پنجاه هزار(550000 )کلاس درس مشغول به تحصیل هستند پس تراکم دانش آموز به کلاس درس تقریبا برابر یک به بیست وچهار است یعنی به صورت میانگین در هرکلاس درس بیست و چهار دانش آموز مشغول تحصیل می باشند که این عدد به نرم جهانی بسیار نزدیک است .
ب ) در ایران حدود ده درصد مدارس دو نوبته می باشند و مفهوم دو نوبته بودن مدارس این موضوع است که هر کلاس دوبار در آمار ثبت شده است و به عبارت درست تر حدود پانصد هزار (500000)کلاس درس واقعی وجود دارد که از تقسیم تعداد دانش آموز به کلاس میانگین تراکم دانش آموز به کلاس عدد بیست و شش (26 )به دست می آید که از نرم جهانی بالاتر است .
پ ) اگر شما از مدیر کل آموزش و پرورش استان استعلام کنید حتما به شما خواهد گفت که میانگین تراکم دانش آموز به کلاس درس در مناطق شهری بالای سی(30) دانش آموز می باشد که این میزان بیست (20) درصد بالاتر از نرم جهانی است که با جمع ده درصد مدارس دو نوبته نشان از کمبود سی ( 30 )درصدی تعداد کلاس های درس به خصوص در مناطق شهری دارد .
ت ) شاید عددی که شما به عنوان تراکم دانش آموز به کلاس درس ذکر کرده اید ، نسبت معلم به دانش آموز باشد که از تقسیم تعداد کل دانش آموزان به کل کارکنان وزارت آموزش و پرورش به دست می آید (الله اعلم ).
ث ) شما از این موضوع نتیجه گرفته اید که نیمی از فضاهای آموزشی کشور مازاد است و باید آنها را فروخته و مبالغ حاصل از فروش را در صندوقی ذخیره کرده و به عنوان تسهیلات ارزان قیمت در اختیار فرهنگیان قرار دهید ، اما این موضوع اصلا هیچ فایده ی اقتصادی ندارد زیرا :
1- اولا جایی که فروش املاک ارزش افزوده ی فراوانی دارد املاک موجود در شهرهاست که آموزش وپرورش نه تنها در شهر املاک مازاد به عنوان فضای آموزشی ندارد بلکه با کمبود شدید فضای آموزشی در شهرها روبه روست.
2- برآوردها نشان می دهد که فضاهای مازاد آموزش وپرورش در روستاها قراردارند که به علت اصل سی قانون اساسی و بحث عدالت آموزشی شما و هیچ مقام دیگری جسارت فروش این املاک را ندارید و در ضمن ارزش فروش این املاک در روستاها خیلی پایین تر از هزینه ی ساخت آنهاست و نمی تواند در معیشت فرهنگیان تاثیر چندانی داشته باشد .
موفق و پیروز باشید.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
در پی درج گفت و گویی در این خبرگزاری با ابراهیم سحرخیز معاون سابق وزارت آموزش و پرورش تحت عنوان «سکونت مسئولان آموزش و پرورش در خانههای سازمانی/ پاداش چند صد میلیونی در صندوق ذخیره فرهنگیان» که در تاریخ 30 خرداد امسال منتشر شد، صندوق ذخیره فرهنگیان توضیحاتی را ارائه کرد:
پاداش هیأت مدیره برای سال های مالی 1392و 1393 بر اساس ماده 134 قانون تجارت و بر مبنای ماده 13 وظایف و اختیارات هیأت امنای مؤسسه مندرج در اساسنامه مؤسسه و مصوبه هیأت امنا صورت پذیرفته که ارقام مذکور اکثرا در همان تاریخ به عنوان کمک به صندوق عودت داده شده است. مضافا آنکه در سال مالی منتهی به 31 شهریور 94 تاکنون هیچ وجهی بابت پاداش به اعضای هیأت مدیره پرداخت نگردیده است. ( فارس )
انتهای پیام/
گروه اخبار/
علی بختیار در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی ایلنا، با اشاره به پرداخت پاداش صدها میلیون تومانی صندوق بازنشستگی شرکت نفت در دولت اول احمدینژاد، گفت: رسیدگی به حقوق و مزایای مدیران، اعضای هیات مدیره و تمامی بخشهای نظام اعم از دولتی، شبهدولتی، غیردولتی و بخشهای عمومی دولتی امری ضروری است.
لزوم نظارت بر پرداختهای سازمانهای غیردولتی
او گفت: متاسفانه در جریان برخورد با پرداخت حقوقهای نامتعارف، صرفاً درمورد شرکتها و سازمانهای دولتی تمرکز میشود که البته باید نهادهای نظارتی همچون دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور این بخشها را مورد نظارت قرار دهند اما در کنار آن، باید نهادهای عمومی غیردولتی و صندوقهای بازنشستگی همچون صندوق بازنشستگی شرکت نفت مورد نظارت قرار گیرند.
حقوقها و پاداشهای نامتعارف مربوط به دولت فعلی نیست
نماینده مردم گلپایگان و خوانسار در مجلس دهم خاطرنشان کرد: نکته مهم دیگر این است که پرداخت این حقوقها، صرفاً مربوط به دولت فعلی نیست و این تخلفها در دولت گذشته نیز انجام شده و باید در راستای شناسایی متخلفان اقدام کنیم و آنها را تحت تعقیب قرار دهیم چراکه اگر کسی حقوق مردم را پایمال کند، مشمول مرور زمان نخواهد شد.
پرداخت پاداش ۹۰۰ میلیون تومانی در صندوق بازنشستگی نفت دولت اول احمدینژاد
عضو فراکسیون امید در مجلس توضیح داد: در دولت آقای احمدینژاد پاداشهای کلانی پرداخت شده که تنها در یک مورد در یکی از صندوقهای بازنشستگی شرکت نفت در سال ۸۸ در دولت نخست احمدینژاد، پاداش ۹۰۰ میلیون تومانی تصویب و پرداخت شده است که این مبلغ را باید با درنظر گرفتن تورم در این سالها محاسبه کرد که به نرخ امروز بسیار هنگفت خواهند بود.
پرداخت متعدد پاداشهای ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیون تومانی در دولت احمدینژاد
بختیار تصریح کرد: نکته حائز اهمیت این است که این پاداش ۹۰۰ میلیون تومانی، تنها یکی از موارد پرداخت چنین پاداشهایی در صندوق بازنشستگی نفت دولت احمدینژاد است و در موارد متعدد دیگری مبالغ ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیون تومان نیز بهعنوان پاداش پرداخت شده است.
او گفت: امروز اگر مدیرعامل بانک رفاه را زیرسوال میبریم که چرا حقوق بالا دریافت کرده، توجه نمیکنیم که این پرداخت توسط ذیحساب مالی دولت انجام نشده است. این بانک رفاه تحت نظارت دولت نیست، بلکه زیرنظر صندوق تامین اجتماعی است و نظارت مالی ازسوی دولت انجام نمیشود.
مدیران صندوق ذخیره فرهنگیان ۳۰ میلیون تومان حقوق میگیرند
این عضو فراکسیون امید همچنین اعلام کرد: درحالی که حقوق معلمان و فرهنگیان کشور در بهترین حالت به دو میلیون تومان در ماه نیز نمیرسد، صندوق ذخیره فرهنگیان بیش از ۳۰ میلیون تومان به مدیران خود پرداخت میکند.
بختیار گفت: ببینید اعضای هیات مدیره بانک سرمایه چه مقدار دریافت میکنند و پرداختی حقوقهای کارکنان شرکتهای زیرمجموعه این بانک چه مقدار حقوق میگیرند.
پرداخت حقوقهای نامتعارف در بهزیستی و کمیته امداد
عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس خاطرنشان کرد: شاهد هستیم در شرکتهایی همچون بهزستی یا کمیته امداد امام خمینی (ره) یک مدیر در فلان شهرستان، دو برابر مدیری در همان سطح در شهرستانی دیگر دریافت میکند. بنابراین باید سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام خمینی (ره) و دیگر سازمانها و نهادهای غیردولتی نیز مورد نظارت قرار گیرند.
بختیار در پایان تصریح کرد: باید توجه کنیم که در رسیدگی به این مشکلات با دقت و جدیت عمل شود و همگی به دور از اغراض سیاسی به دنبال حل مشکل باشیم.
مهم ترین بخش ماجرای فیش های حقوقی نجومی به چگونگی و فلسفه اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری باز می گردد/ متاسفانه عملکرد وزرای آموزش و پرورش دولت های نهم و دهم و نیز استثنائاتی که مجلس هفتم در این قانون تایید کرد عملا این قانون را از فلسفه خود تهی کرد/ به اذعان مسئولان ، فیش های حقوقی نجومی نیز از همین درزها و فرارهای قانونی نشات گرفته و تبدیل به یک " رویه " شده است/ یکی از اقدامات مثبت و قابل تقدیر تشکل های معلمان در زمینه « برنامه ششم توسعه » بود/ در نسخه نهایی که از سوی دولت تقدیم مجلس شده است هیچ یک از موارد پیشنهادی ( 8 پیشنهاد ) دیده نشده است/ علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش از تعامل با تشکل ها فقط به برگزاری نشست با تشکل ها و گرفتن عکس یادگاری و سپس ارائه گزارش یک سویه از این نشست ها در پرتال وزارت آموزش و پرورش بدون لحاظ کردن نظرات تشکل ها توجه دارد / جا داشت که تشکل های معلمان حداقل از وزیر آموزش و پرورش به خاطر این عدم توجه در برنامه ششم توسعه پرسش می کردند/ اکنون نمایندگانی که از سوی این تشکل ها به مجلس راه یافته اند – تا جایی که بنده اطلاع دارم – یک کلمه در مورد این میثاق نامه و نیز سازمان نظام معلمی و... در رسانه ها و حتی در مجلس بیان نکرده اند/ « داود محمدی » که قبل از ورود به مجلس رئیس انجمن اسلامی معلمان ایران بود با وجود گذشت بیش از یک ماه از عضویت ایشان در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و تصدی پست نائب رئیسی کوچک ترین اظهارنظری در مورد مسائلی که قبل از انتخابات بیان می کرد ، بر زبان نرانده است/ تشکل ها باید نبض جامعه مرجع باشند و تریبونی برای بیان مطالباتی که پالایش و کارشناسی شده اند باشند/ آیا تشکل ها در این مدارند
الان اطلاعات عمومی و مختلف دور و بر ما را گرفته است، پس اگر اطلاعات درستی به دانشآموزان مان ندهیم، اطلاعات نادرستی را از جاهای دیگر پیدا میکنند/ این محافظهکاری شدید درباره وضع آسیبهای اجتماعی در میان دانشآموزان بالاخره کی قرار است از میان مسئولان ما برود؟ مرز بین مدرسه و بیرون کی قرار است برداشته شود/ سیستم تعلیم و تربیت ما تا رسیدن به بلوغ فاصله دارد. ما چطور وقتی خودمان هنوز دچار یک سری نقایصیم، میتوانیم نقایص دانشآموزان را رفع کنیم/ قطعا در آموزش و پرورش نیاز به تجدیدنظر است/ هرجا آموزش و پرورش، سفت و سخت و شکننده شد، موفق نخواهد بود/ تا خانواده مشکل معیشتش را حل نکرده خیلی سخت است که به کرسیهای آزاداندیشی، علمی و... وارد شود/ با همه اینها بعد از روی کارآمدن دولت یازدهم، این انتظار میرفت که یک مقدار محافظهکاریها دراینباره کنار گذاشته شود و شاهد تغییراتی دراین حوزه باشیم ولی چندان اتفاقی در این حوزه نیفتاد/ اصلاح باید در فکر مسئولان باشد که نیست/ ما مشکلی که در تحلیلهایمان داریم، جزیرهای فکر میکنیم/ ما اگر بخواهیم یک پیام تربیتی درباره مشکلات و آسیبهای اجتماعی در تلویزیون پخش کنیم که دانشآموزان ببینند، کلی باید پول پرداخت کنیم و این درحالی است که آموزش و پرورش این پول را ندارد/ حتی رسانههای ما هم نباید از این موضوع بترسند و خیلی شفاف این مسائل را مطرح کنند
خودم هم ميدانم كه در مدارسم چه خبر است/ بزرگترين تهديد بعد از زلزله، تربيت است/ در اين سه چهار سال گذشته، كلاه بزرگي بر سر ما گذاشتند و آمدند معيشت معلم را، گفتمان كردند و همه را مشغول كردند و از ماموريت اصلي غافل شديم/ بايد از فرهنگ شروع بكنيم تا آن اقتصاد درست شود/ آن دسته از مدارسي كه از دروس انساني، مانند مطالعات اجتماعي، تاريخ، ادبيات و بينش ديني كم ميكنند و به رياضي و فيزيك اضافه ميكنند، خائنند اينها مستحق مجازاتهاي سنگينند/ ميخواستند يك پيام به من و شما بدهند كه آقا ما دممان يك محدودهاي دارد، با امتحانهاي هماهنگ پا بر روي دم ما نگذاريد اين يك نيشتري بود كه بر اين دُمل زده شد/ اگر بخواهيم سراغ آسيبهاي اجتماعي به عنوان اولويت اول برويم، اول بايد سراغ برنامه درسي و سراغ سبك مدرسه داري مطلوب برويم/ بده بستانها و فسادهايي كه در امتحانات داخلي شكل ميگيرد، بر آن دو اولويت اول تاثير ميگذارد. امتحانات داخلي ما، بهشدت آسيبپذير شده است/ شما را به خدا، مديراني بگذاريد كه قدرت، تحمل و غيرت اين كار را داشته باشند كه از اهداف تربيت اسلامي در مدارس صيانت كنند؛ خودشان را به حزب و گروه و آدم نفروشند

گروه صفحه مدرسه «اعتماد»: چند روزي است انتشار سخنان اسفنديار چهاربند، مديركل آموزشوپرورش تهران كه در جمع شوراي معاونان ايراد كرده بود در فضاي رسانهاي با واكنشهاي متفاوتي روبهرو شده است، واكنشهايي كه برخي از شجاعت و صراحت ايشان استقبال و برخي هم با استناد به بخشهايي از سخنان وي انتقادهاي شديدي را به ايشان و ساير مسوولان وارد كردند. از آنجاكه تهران تنها شهري است كه اداره كل دارد و ١٩ منطقه آموزشوپرورش را تحت پوشش خود قرارميدهد و از آنجاكه آمار دانشآموزي قابل توجهي را به خود اختصاص ميدهد و بيشترين مدارس غيرانتفاعي در حوزه تحت مديريت آن قراردارد، در سپهر تعليم و تربيت كشور از جايگاه و اهميت خاصي برخوردار است و عملكرد مسوولان و مديران اين مجموعه بيشتر زير ذرهبين منتقدان و فعالان رسانهاي و صنفي قرار دارد.
به همين منظور ضمن درج سخنان مديركل آموزش و پرورش چند نقد و نظري كه در واكنش به اين سخنان مطرح شده را هم آوردهايم تا در معرض داوري مخاطبان اين صفحه قرار دهيم.
پايگاه اطلاعرساني و خبري جماران در گزارشي آورده است كه اسفنديار چهاربند با اشاره به مهمترين چالشهاي پيش روي مدارس شهر تهران گفته بود: وضعيت بهداشت و بلوارها و بوستانها و خيابانهاي تهران به حمدالله، از خيلي از استانهاي كشور بهتر است. وضعيت رستورانها و امكانات تفريحيمان نسبت به تمامي استانها بهتر است. اما وضعيت تربيتمان بهتر نيست وضعيت آسيبهاي اجتماعيمان بهتر از شهرهاي ديگر نيست. تهران بهشدت آسيبپذير است. اخبارخوبي از مدارس به گوش نميرسد. ما با خبرنگاران كه صحبت ميكنيم، فرار ميكنيم. يك جوري بالاخره آنها را دور ميزنيم. يك جوري در آمارها سعي ميكنيم تعريفهايمان را عوض كنيم. مثلا به من ميگويند شما چند دانشآموز معتاد داريد؟ من ميگويم تا ببينيم تعريف شما از معتاد چيست؟خودم ميدانم دارم با اين خبرنگار و پرسش او چه ميكنم؟ خودم هم ميدانم كه در مدارسم چه خبر است؟ شما هم ميدانيد نخستين اولويت و شعار ما در سال آينده، اين است كه بزرگترين تهديد بعد از زلزله، تربيت است. در تربيت هم، مشكل فيزيك، شيمي ورياضي نداريم و وضع تهران در سطح كشور در اين دروس خوب است ٤٦ درصد برگزيدگان مرحله استاني و كشوري المپيادها، براي تهران هستند. استان دوم كه بعد از ما است، با ما ٦ درصد فاصله دارد. در تهران ما اصلا مشكل رياضي و فيزيك و شيمي نداريم. وقتي ميگوييم بزرگترين تهديد بعد از زلزله تربيت است، يك موقع فكرتان اصلا و ابدا سمت اين درسها نرود مراد ما تربيتي است كه معطوف به كم كردن آسيبهاي اجتماعي است. آسيبهاي اجتماعي كه كاهنده و تهديدكننده سرمايه اجتماعي و سرمايه فرهنگي است. اين مطالبه را كه يك رويكرد است، در تمام سازمانهايمان عوض كنيم.
آسيبهاي اجتماعي و سرپوش مديران
چهاربند در بخش ديگر از سخنان خود با اشاره به اهميت مديران در بحث آسيبهاي اجتماعي گفته: مهمترين اقدام انتخاب مديري است كه اعتقاد داشته باشد و بفهمد كه براي چه به مدرسه ميرود؟ بفهمد كه اولويتهايش كجاست؟ بتواند جريانهاي فرهنگي و اجتماعي را كه در مدرسهاش شكل ميگيرد، تحليل كند و توانايي داشته باشد كه اينها را ببيند و تشخيص بدهد. بيتفاوت نباشد و روي اينها سر پوش نگذارد، هم در اداره كل شهر تهران و هم در ادرات مناطق، اولويت اولمان آسيبهاي اجتماعي است. سر و صداي خيليها در آمده است، انگشت اتهام هم درست يا غلط، به سمت آموزش و پرورش است. اما ما ميدانيم كه بخشي از اين آسيبها، ريشه در تربيت دارد. ما ٧٥٠ يا ٧٦٠ هزار خانوار در تهران براي يك ميليون و صد هزار دانشآموز تحت پوشش داريم. چطور نميتوانيم روي اينها تاثير بگذاريم؟!
آموزش خانواده و آسيبهاي اجتماعي
چهاربند در ادامه بحث خود و با اشاره به نقش خانواده نيز گفته بود: چقدر آموزشهاي خانواده ما در راستاي هوشياري و آگاهي و افزايش توانمندي خانوادهها براي مقابله با آسيبهاي اجتماعي است؟ ما در تهران هستيم و به اندازه تهديدها، فرصتها و امكاناتي هم داريم. ممكن است كه اين امكانات در حد مطلوب نباشد ولي نسبت به بقيه كشور، قبول كنيم كه تهران برخوردارتر است.
گفتمان معيشت محور و غفلت از اولويت ها
وي با اشاره به مشكلات معيشتي معلمان همچنين اظهار كرده بود: در اين سه چهار سال گذشته، كلاه بزرگي بر سر ما گذاشتند و آمدند معيشت معلم را، گفتمان كردند و همه را مشغول كردند و از ماموريت اصلي غافل شديم. بله، ما در معيشت معلمان مشكل داريم و آن هم البته در اين بحث تربيت موثر است، اما راه برون رفتش اين نيست كه همه آن را تكرار و از جاهاي ديگر غفلت كنيم. اگر از اين دو سرمايه غفلت بكنيم، وضعيت معيشت معلم در آينده بهتر كه نخواهد شد هيچ، بدتر ميشود؛ چون اقتصاد ما آسيبپذيرتر ميشود، وقتي اقتصاد ما آسيبپذيرتر شود، به جاي اينكه ٣١ خرداد حقوق بدهيم، دوم تير ماه حقوق داديم. اگر ماههاي عادي را ٣٠ روز حساب كنيم، الان با سه روز تاخير حقوق پرداخت شده است. اين اصلا نشانه خوبي نيست. چرا؟ چون ما در بحث اقتصادي مشكل داريم اگر ميخواهيم اقتصاد درست شود، فكر نكنيد اقتصاد وظيفه صنعتگران است، خير! بايد از فرهنگ شروع بكنيم تا آن اقتصاد درست شود. چقدر ديگر بايد ما نفت بفروشيم؟ چقدر بايد گاز بفروشيم تا بتوانيم اين اقتصاد را براي ٧٥ ميليون جمعيت و اين همه عائلهاي كه دولت دارد بچرخانيم؟در حالت خوشبينانه، اگر اهداف برنامه ششم كه پيشبيني شده است، در طول پنج سال آينده، محقق بشود، شايد بتوانيم به جاي سوم تير، ٣١ خرداد حقوق بدهيم. لذا بايد سراغ آن دو سرمايه اول برويم و جلوي آسيبهاي اجتماعي را بگيريم.
خيانت بيتوجهي به علوم انساني
چهاربند با اشاره به مدارسي كه به جاي زنگ مصوب دروس انساني، درسهايي مانند رياضي و فيزيك را قرار ميدهند گفته بود: صيانت ازبرنامه درسي، اگر به معناي پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي باشد، خوب است. آن دسته از مدارسي كه از دروس انساني، مانند مطالعات اجتماعي، تاريخ، ادبيات و بينش ديني كم ميكنند و به رياضي و فيزيك اضافه ميكنند، خائنند اينها مستحق مجازاتهاي سنگينند. اينها دارند به آن سرمايه فرهنگي و سرمايه اجتماعي صدمه ميزنند. ما كه در اين حوزه رياضي و فيزيك، كم و كسري نداريم كه بخواهيم از اين طرف مايه بگذاريم؛ بر عكس، ما الان مشكلمان آسيبهاي اجتماعي است. نگاه ما به اين دروس علوم انساني، بايد يك نگاه اجتماعي و فرهنگي و در راستاي كاهش آسيبهاي اجتماعي باشد. اعتنا به مهارتهاي شهروندي و زندگي باشد. نه اينكه آنها را حذف كنيم و ساعاتش را به يك كار ديگر بدهيم . صيانت از برنامه درسي مهم است و ما تجربه هم داريم. يك هماوردي هم داشتيم و يك دست و پنجهاي هم نرم كرديم و فعلا يك يك شديم نزديك بود ٢ بر هيچ شويم ولي فعلا يك بر يك شديم. ميخواستند يك پيام به من و شما بدهند كه آقا ما دممان يك محدودهاي دارد، با امتحانهاي هماهنگ پا بر روي دم ما نگذاريد اين يك نيشتري بود كه بر اين دُمل زده شد، صداي عدهاي درآمد و گفتند خبر نداريد! امتحانات داخلي را بياييد ببيند چه خبر است؟درس روان شناسي و جامعهشناسي در برخي مدارس جدي گرفته نميشود، چون در كنكور نميآيد و ضريب ندارد يا المپياد ندارد. دستهاي ديگر از مدارس هم هستند كه اين دروس را حذف نميكنند، اما به دلايل مختلف اجراي موثري هم ندارند. در برخي مدارس ساعات ٥٠ دقيقهاي تا مرز ٣٥ دقيقه كوتاه ميشود و دو زنگ را به هم ميچسبانند و فقط ٧٠دقيقه كلاس تشكيل ميشود. در بهترين مدرسه غير انتفاعي، كه الان سراغش بروي ١٥ ميليون ميگيرد، اين اتفاق افتاده است. اين تازه خوب شان هست؛ اين چه جوري دين و فرهنگ را فهميده است؟ ما چه جوري به اينها مجوز دادهايم؟ اولويت دوم ما صيانت از برنامه درسي است كه شامل رعايت زمان، توزيع متوازن دروس در طول هفته، توانمندي و صلاحيت معلم، برگزاري آزمونها و نيز همه شرايطي كه براي برگزاري برخي از دروس كه نياز به لوازم آزمايشگاهي و كارگاهي دارند، ميشود.
در حالت خوشبينانه ٣٠ درصد امتحانات داخلي سلامت هستند
چهاربند در بخش ديگري از سخنان خود به عدم صحت و اعتبار اكثر امتحانات داخلي در مدارس تهران اشاره كرده وگفته است: خدمت دكتر فاني عرض كردم كه من شايد خوشبينانه، ٣٠ درصد سلامت امتحانات داخلي را ضمانت بكنم؛ چون نتوانستيم در سنجشها و امتحانات داخلي موثر عمل بكنيم برنامه درسي هم بهشدت آسيبپذير شده است.
تغيير سبك مدرسهداري يا مديريت آموزشگاهي
چهاربند با انتقاد از سبك مدرسه داري، به اولويت سوم كاري آموزش و پرورش شهر تهران پرداخته و گفته: اولويت سوم ما، تغيير سبك مدرسه داري يا مديريت آموزشگاهي است. سبك مدرسهداري ما خيلي معيوب و آسيبپذير و آسيبزا شده است سبك مدرسهداري، خودش يكي از منابع آسيبهاي اجتماعي شده است يك سري از منشأهاي آسيبهاي اجتماعي، بيروني است؛ يعني در محيط است، يك سري در خانواده است و يك سري هم مربوط به سبك مدرسهداري ما ميشود. اگر بخواهيم سراغ آسيبهاي اجتماعي به عنوان اولويت اول برويم، اول بايد سراغ برنامه درسي و سراغ سبك مدرسه داري مطلوب برويم. مسائل انضباطي، مسائل اخلاقي، تشويقها و تنبيهها، آموزشهاي خانواده، مناسبتها و برنامههاي فرهنگي مدرسه در سبك مدرسه داري ما تقريبا كمرنگ شدهاند. بايد طوري سبك مدرسهداري را بازبيني كنيم كه اينها، برجسته و پررنگ شوند و به كمك اولويت اول، يعني آسيبهاي اجتماعي بيايند.
اعتبار بخشي به امتحانات داخلي مدارس و جلوگيري از بده بستانها
عضو شوراي عالي آموزش و پروش به بيان اولويت چهارم پرداخته و گفته: اولويت چهارم، اعتبار بخشي به امتحانهاي داخلي است. قرار شده است كه در اداره كل آموزش و پرورش شهر تهران، يكي دو اتاق فكر راه بيندازيم و تا مرداد ماه، تكليف ساز و كار امتحان داخلي را روشن كنيم. در همين ايام امتحانات، بازرساني را به مدارس فرستاديم و فهميديم كه روز برگزاري امتحانات داخلي، مدير در مدرسه نيست. سوالات امتحاني دست كيست؟ چه كسي آنها را تكثير ميكند؟ چه كسي نظارت ميكند؟ چه كسي تاييد ميكند؟ مدير، مسوول برگزاري امتحانات داخلي است؛ اما اصلا در برخي مدارس، در روز برگزاري امتحان، مدير غايب بوده است. امتحان، امتحان است؛ چه هماهنگ و نهايي باشد و چه داخلي. بده بستانها و فسادهايي كه در امتحانات داخلي شكل ميگيرد، بر آن دو اولويت اول تاثير ميگذارد. امتحانات داخلي ما، بهشدت آسيبپذير شده است. بايد فكري درباره آن بكنيم. ساز و كارهاي داخل مدرسه با اين ضوابط و مقررات، جواب نميدهد. در داخل شهر خودمان، كه بيش از همه در معرض تهديد هستيم، بايد فكري جدي بكنيم.
انتصاب مديران مدارس نخستين گام
چهاربند به مساله انتصاب مديران مدارس اشاره كرده و گفته: چند كار پرتلاطم و پر حجم داريم، كه بايد طوري آنها را انجام دهيم كه بتوانيم در مهر ماه، به آنها برسيم. نخستين آن، انتصاب مديران است. اگر اولويت ما آسيبهاي اجتماعي است، انتصاب مديران در تابستان بايد طوري انجام شود كه اين ساز و كار بتواند آن ماموريت را انجام دهد اينكه بگوييم فلاني هم صنف من، فاميل من و هم جناح من است، نباشد. شما را به خدا، مديراني بگذاريد كه قدرت، تحمل و غيرت اين كار را داشته باشند كه از اهداف تربيت اسلامي در مدارس صيانت كنند؛ خودشان را به حزب و گروه و آدم نفروشند. مسووليتها دوروزهاند ميآيند و ميروند دو سال، سه سال، چهار سال و نهايت دوره رياستجمهوري هشت سال است. چه چيزي در اين مدت باقي ميماند؟ رويكردهايي كه ما به عنوان يك كارگزار نظام اسلامي حاكم ميكنيم اگر ميخواهيد آن چهار اولويت خوب محقق شود، ٩٠ درصد آن به مديري كه منصوب ميكنيد، ربط پيدا ميكند؛ مديري كه ميفهمد و اعتقاد و غيرت و تعصب و شايستگي دارد. انتصاب مديران، كار پر دردسري است. بيتفاوت نگذريم. در جامعه ٧٠ هزار نفري فرهنگيان تهران، افراد علاقهمند و با انگيزه و سالم كه البته شناخته شده نيستند، پيدا ميشوند. قحطالرجال نيست. تعارف نداريم! هر چه ما عقبتر ميرويم، اين جماعتي كه دنبال سوءاستفاده هستند، جلوتر ميروند و آن چيزي كه در نهايت باقي ميماند، بدهكاري ما به جامعه و افكار عمومي است.
محتويات برنامه سال ٩٥ و هماهنگي مدارس و مناطق
چهاربند در بخش ديگري هم به برنامههاي سال جاري پرداخته و گفته: بحث بعد بحث برنامه سال ٩٥ است. چارچوب برنامه سال ٩٥ آماده شده و محتويات آن نيز در حال آماده شدن است. با توجه به تجربه گذشته، از پايين، يعني از مدرسه، داريم ميچينيم به بالا ميآييم. البته اين امر براي مدرسهاي كه خودش دست به برنامهريزي زده است، مشكلزا نخواهد بود. برنامه طوري است كه هم برنامههاي اداره كل و هم برنامه مناطق و هم برنامه مدارس در آن قابل پيشبيني خواهد بود.

اخیراً سازمان مدیریت و برنامه ریزی در تاریخ 24 / 12 / 93 بخشنامه ای را ابلاغ کرد که هر کارمند ار بدو خدمت فقط میتواند یک مقطع اعمال مدرک انجام دهد و در تاریخ 17 / 6 / 94 وزارت آموزش و پرورش بخشنامه 710 / 11 را ابلاغ کرد و در این صورت ادامه تحصیل بیش از یک مقطع از بدو استخدام منع شد .
با توجه به اینکه بیشتر فرهنگیان مدارک خود را در مراکز تربیت معلم اخذ کردهاند و متعهد خدمت به وزارت آموزش و پرورش هستند ، ادارات محل خدمت با توجه به بخشنامه 17 / 6 / 94 از صدور هرگونه درخواست ارسال مدارک و ریز نمرات و همچنین موافقت با ادامه تحصیل فرهنگیان امتناع مینمایند و ادارات کل استانها نیز با استناد به همین بخشنامه این کار را مطابق با قانون میدانند .
نتیجه اینکه فرهنگیانی که قبلاً یک بار ادامه تحصیل دادهاند از تحصیل محروم شدند و علیرغم قبولی در دانشگاه از ادامه تحصیل بازماندند .
با توجه به اینکه لازمه کار یک معلم به روز بودن دانش و اطلاعات در زمینهٔ شغلی و آموزشی اوست تصویب این مقررات و بخشنامه ها لطمه بسیاری زیادی به فرهنگیان خواهد زد .
علاوه بر اینکه می دانیم فرهنگیان خارج از ساعات آموزشی و بدون دریافت هیچ گونه حق مأموریت یا استفاده از مرخصی به تحصیل می پردازند لذا تعدیل یا لغو این بخشنامه بار مالی زیادی به دولت تحمیل نخواهد کرد .
لذا خواهشمندیم با لحاظ مراتب فوق نسبت به در اولویت قرار دادن موضوع فوق از مسوولین مربوط جهت لغو مقررات یاد شده ما را همراهی نمایید .
جمعی از فرهنگیان بازمانده از تحصیل
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
" ما آمده ایم زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم ، نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم . زندگی ما حکایت یخ فروشی است که از او پرسیدند؟ فروختی ؟ گفت نه ولی تمام شد! " (آیت الله العظمی بهجت)
عزیزان !
حکایت صندوق قصه پر رنج و ملالی است برای معلمان عضو . اگر من عضو و امثال من که فقط برای زندگی کردن خلق شده ایم و سواری برای غندالی محترم و امثال ایشان از بدو صندوق تا حالا داده ایم ، گناه آنها چیست که مورد سرزنش و عتاب قرار گیرند ، بیاید منصف باشیم.
من خودم راضی به این موضوع هستم و آنها هم هر اقدامی بکنند حقشان است و من باید قبول کنم. حالا شاید آقای غندالی خیلی از قبلی ها با انصاف است .
همین آقای سحرخیز و یا حاجی بابایی مگر پول صندوق را به دستور عوامل و یا خود احمدی نژاد به بابک خان و یا صندوق بازنشستگی فولاد و یا به ریخته گران ندادند ؟!
چرا آن موقع این آقای سحرخیز شب خیز شده که حضور داشته صدایش در نیامد ؟!
چون دست اینها از سفره آماده کوتاه شده ! حالا داد و بیداد را می اندازند !
اگر دلسوز اعضاء صندوق بود چرا آن موقع صدایش در نمی آمد ؟
ای معلمان عضو صندوق قبول کنید ما خودمان راه حیف و میل را باز گذاشته ایم .اگر قبول ندارید چرا در فکر منحل کردن صندوق نیستید ؟
تنها با یک درخواست 800000 نفری صندوق منحل می شود ولی ما چون ترسو و بز دل هستیم این عمل را به به زبان شاید بیاوریم ولی در عمل صحنه را خالی کنیم.
خداوند در قرآن کریم اشاره می کند : آيه «انّ الله لا يُغيِّرُ ما بقوم حتّي يغيّرو ما بانفسهم» خداوند سرنوشت هيچ قومي و «ملّتي» را تغيير نمي دهد مگر آن كه آنها خود تغيير دهند .
در مثل جای تعارف نیست ؛ این ضرب المثل را برای خودم به کار می برم سو تفاهم نشود (به سگ گفتند چرا پارس می کنی گفت می ترسانم گفتند چرا دم تکان می دهی گفت می ترسم ) !
اگر همین الان صندوق اعلام کند برای اعضا خودرو سواری تمام قسط واگذار می کنیم همه به دنبالش خواهند دوید ولی وقتی از دور حرف هایی می شنوم که با منافع من در تقابل است ، فورا زمین و زمان را متهم می کنم !
خداوند بهترین نعمتی که در اختیار انسان گذاشته حق انتخاب است .
انتخاب من معلمی بوده و عضویتم به اختیار بوده است ، نباید لفاظی کنم !
اگر قبول ندارم استعفا و انصراف !
هر دو آنها در اختیار من است و با حرف زدن مشکلات حل نخواهد نشد ؛ بلکه اشک کبابی است که باعث طغیان آتش می شود .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید