صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

درخواست يک شهروند از محله سر افرازِ دماوند در بامداد سه شنبه 18 فروردين به وقت محلي ( 24 ساعت پیش از پایان ضرب الاجل ایالات متحده آمریکا به ایران ) ، از رياست محترم سازمان ملل متحد، ضمن قدر داني از زحمات ارزشمند شما، از حضرتعالي درخواست دارم که به وظايف قانوني خود ( ماحصلِ تجربه گرانبهاي عاقلان اين دهکده، نه جنگ افروزان ) عمل نمایيد و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک را به گوش ديگر اهالی برسانيد تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالی اين دهکده کوچک جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است.

آقاي ریيس

در رابطه با تاکيداتِ پرزيدنت ترامپ، رياست جمهور ايالات متحده آمريکا در حمله به پل ها و نيروگاه برق محله ي سرافرازِ دماوند در دهکده کوچکمان، مروري مختصر به سه جنگ ايالات متحده آمريکا به سه محله ويتنام، عراق و افغانستان مي اندازم تا شما با مراجعه به مستندات بين المللي آنچه صلاح مردم اين دهکده کوچک است را انجام بدهيد .

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

بخش اول :

يادآوري بسيار مختصر از قوانین آمریکا و قوانین بین المللی برای جنگ و حمله به ديگر کشورها

1) قوانین بین‌المللی مربوط به جنگ و حمله به ديگر کشورها:

قوانین بین‌المللی که به جنگ و استفاده از نیرو می‌پردازند، عمدتاً در چارچوب «حقوق بین‌الملل بشر دوستانه» (IHL) و «حقوق حاکم بر استفاده از زور» (Jus ad bellum) قرار می‌گیرند.

الف) منشور سازمان ملل متحد (UN Charter)

ماده ۲ (بند ۴): اصلی‌ترین قاعده این است که همه اعضا از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری منع شده‌اند. این ماده اساساً استفاده از جنگ را ممنوع می‌کند، مگر در دو استثنای مهم:

حق دفاع مشروع (ماده ۵۱): اگر کشوری مورد حمله مسلحانه قرار گیرد، تا زمانی که شورای امنیت اقدامات لازم را انجام دهد، حق دارد به‌صورت انفرادی یا جمعی از خود دفاع کند.

اقدامات تحت فصل هفتم منشور (Chapter VII): شورای امنیت سازمان ملل متحد، در صورتی که تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی تشخیص دهد، می‌تواند تصمیم به استفاده از زور (از جمله تحریم‌ها یا مداخله نظامی) بگیرد. این اقدامات معمولاً با اجماع یا رأی مثبت اعضای دائم شورا همراه است.

ب) اصول حقوق بین‌الملل بشردوستانه (IHL) / حقوق جنگ (Laws of War)

این مجموعه قوانین، که عمدتاً در کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی به آن‌ها تدوین شده است، فقط در صورت وقوع درگیری مسلحانه اعمال می‌شوند و نحوه رفتار در طول جنگ را مشخص می‌کنند. این حقوق به «چگونگی جنگیدن» می‌پردازد، نه «چرا جنگیدن» (Jus ad bellum).

اصول کلیدی:

تفکیک (Distinction): طرفین درگیری باید بین رزمندگان و غیرنظامیان، و بین اهداف نظامی و اهداف غیرنظامی تمایز قائل شوند. حملات فقط باید علیه اهداف نظامی انجام شوند.

تناسب (Proportionality): خسارات جانبی غیرنظامی یا تخریب اموال غیرنظامی نباید بیش از مزیت نظامی مورد انتظار از حمله باشد.

احتیاط (Precaution): باید تمام اقدامات احتیاطی لازم برای اجتناب یا به حداقل رساندن تلفات غیرنظامی انجام شود.

انسانیت (Humanity): استفاده از سلاح‌ها یا روش‌هایی که باعث رنج غیرضروری یا آسیب دائمی می‌شوند، ممنوع است.

2) قوانین ايلات متحده آمریکا مربوط به جنگ و حمله به ديگر کشورها :

قوانین آمریکا در مورد استفاده از نیروی نظامی در خارج از مرزها، ترکیبی از قوانین داخلی، رویه‌های اجرایی و تعهدات بین‌المللی است.

الف) قانون اختیارات جنگی (War Powers Resolution of 1973)

این قانون پس از جنگ ویتنام تصویب شد تا اختیارات رئیس‌جمهور را در اعزام نیروهای نظامی محدود کند.

نکات کلیدی:

رییس‌جمهور باید ظرف 48 ساعت کنگره را از اعزام نیروهای نظامی به مناطق جنگی یا موقعیت‌های خصمانه مطلع کند.

حضور نیروهای نظامی در مناطق درگیری بدون اعلام جنگ رسمی توسط کنگره یا مجوز قانونی مشخص، نباید از 60 روز تجاوز کند (با امکان تمدید 30 روزه برای خروج ایمن).

کنگره می‌تواند با رأی‌گیری، دستور بازگرداندن نیروها را صادر کند.

نکته مهم: تفسیر و اجرای این قانون همواره محل بحث و اختلاف بین قوه مجریه و قوه مقننه بوده است. رؤسای‌جمهور معمولاً استدلال می‌کنند که این قانون اختیارات آن‌ها را در مقام فرمانده کل قوا محدود می‌کند.

ب) قانون اختیارات استفاده از نیروی نظامی (Authorization for Use of Military Force - AUMF)

پس از حملات 11 سپتامبر 2001، کنگره به رییس‌ جمهور بوش اجازه داد تا از کلیه نیروی لازم و مناسب علیه کشورها، سازمان‌ها یا افرادی که در حملات 11 سپتامبر دست داشته‌اند یا به آن‌ها کمک کرده‌اند، استفاده کند.

این مجوز بسیار گسترده تفسیر شده و مبنای عملیات نظامی در افغانستان، عراق و علیه گروه‌های دیگر (مانند داعش) قرار گرفته است.

بحث‌های زیادی پیرامون دامنه زمانی و مکانی این مجوز وجود دارد.

ج) رویه‌های اجرایی و تصمیمات قضایی

تصمیمات رییس‌جمهور: در عمل، اختیارات رییس‌جمهور به‌عنوان فرمانده کل قوا (Commander-in-Chief) طبق قانون اساسی آمریکا، نقش بسیار مهمی در تصمیم‌گیری برای استفاده از نیرو دارد.

قانون اساسی: رییس‌جمهور فرمانده کل قوا است، اما کنگره حق اعلام جنگ، تأمین مالی ارتش و وضع قواعدی برای اسارت را دارد. این تنش بین اختیارات رییس‌جمهور و کنگره همواره وجود داشته است.

3) مقایسه قوانین بین‌المللی با قوانین ايلات متحده آمریکا:

مقايسه جنبه قوانین بین‌المللی (Jus ad bellum) با قوانین آمریکا از نظر شباهت‌ها و تفاوت‌ها در اهداف اصلی همچون منع استفاده از زور در روابط بین‌الملل، مگر در موارد استثنایی (دفاع مشروع، مجوز شورای امنیت).

تنظیم و محدود کردن اختیارات رییس‌جمهور در استفاده از نیرو، با تأکید بر نقش کنگره مورد توجه است.

تفاوت:

قوانين بین‌الملل، بیشتر ناظر بر «چرا؟» و «چه زمانی؟» « جنگ مجاز است؟ » توجه دارد .

قوانین آمریکا، بیشتر بر «چگونگی» مداخله رییس‌جمهور و نقش کنگره تمرکز دارد.

قوانين بین‌الملل، مرجع اصلی منشور سازمان ملل متحد، حقوق عرفی بین‌المللی.

در آمريکا قانون اساسی آمریکا، قوانین مصوب کنگره (مانند War Powers Resolution, AUMF)،

رویه‌های قضایی.

تفاوت: مبنای بین‌المللی، توافق جهانی (هرچند با چالش اجرا).

در آمريکا مبنا ، قوانین داخلی و تفاسیر خاص.

شرایط مجاز برای حمله:

1. قانون بين الملل، دفاع مشروع (در صورت حمله مسلحانه).

2. مجوز شورای امنیت سازمان ملل (فصل 1 VII).

3. در آمريکا دفاع مشروع (تفسیر گسترده از اختیارات رییس‌جمهور).

4. مجوز کنگره (اعلام جنگ یا AUMF). 

5. نگاه آمريکا به اقدامات در واکنش به تهدیدات فوری (تفسیر رییس‌جمهور).

شباهت: هر دو به «دفاع مشروع» به‌ عنوان یک دلیل مهم اشاره دارند.

تفاوت:

در آمریکا مجوز کنگره نقش کلیدی دارد ؛ در حالی که در سطح بین‌المللی، مجوز شورای امنیت الزامی است. نقش نهاد قانون‌گذار (کنگره/شورای امنیت)

شورای امنیت سازمان ملل: تنها نهاد بین‌المللی مجاز برای صدور مجوز استفاده از زور است.

کنگره آمریکا: اختیارات اعلام جنگ، تأمین مالی، و محدود کردن حضور نیرو (از طریق War Powers Resolution) را دارد.

تفاوت:

شورای امنیت نهادی فرا ملیتی است . کنگره نهاد داخلی آمریکا. تصمیمات شورای امنیت می‌تواند بر همه کشورها لازم‌ الاجرا باشد (نظری).

مجوز کنگره فقط برای دولت آمریکا لازم‌الاجرا است.

محدودیت زمانی

قانون بين الملل دامنه کلیه اقدامات باید «تا زمانی که شورای امنیت اقدامات لازم را انجام دهد» ادامه یابد.
در آمريکا War Powers Resolution: 60 +30 روز بدون مجوز کنگره.

دامنه نامشخص و بحث‌برانگیز.

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

تفاوت:

قوانین آمریکا تلاش کرده‌اند محدودیت زمانی بیشتری برای حضور نیرو، بدون مجوز کنگره اعمال کنند، اما AUMF این محدودیت را عملاً کم رنگ کرده است.

قانون بين المللي قوانین ناظر بر رفتار در جنگ (IHL) را بسیار مفصل و دقیق بيان کرده است.

کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی.هم سو با IHL: آمریکا عضو کنوانسیون‌های ژنو است و ملزم به رعایت اصول IHL است.

شباهت:

هر دو قانون (بین‌المللی و آمریکا) به اصول IHL (تفکیک، تناسب، احتیاط) پای بند هستند.

خلاصه بخش اول:

تفسیر و اجرا:

مهم‌ترین چالش در هر دو حوزه، تفسیر و اجرای این قوانین است. دولت‌ها اغلب تمایل دارند اختیارات خود را برای اقدام نظامی گسترش دهند.

واقعیت سیاسی:

در عمل، تصمیم به حمله به یک کشور دیگر، ترکیبی از ملاحظات حقوقی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی است. قوانین بین‌المللی بیشتر یک چارچوب هنجاری (Normative) ایجاد می‌کنند تا یک ضمانت اجرایی قاطع.

پیچیدگی:

جزئیات این قوانین بسیار پیچیده است و شامل مفاهیم حقوقی فراوانی می‌شود که در این خلاصه امکان پرداختن به آن جزئيات پيچيده نيست!

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم  بخش دوم:

بررسي مختصر جنگ هاي ايالات متحده آمريکا با ويتنام، عراق و افغانستان با تمرکز بر تخريب پل ها و نيروگاه هاي برق .

قابل ذکر است که هیچ منبع رسمی واحدی وجود ندارد که آمار «تعداد پل‌ها و نیروگاه‌هایی که ارتش آمریکا در هر جنگ تخریب کرده» را دقیق و یک جا ثبت کرده باشد. آنچه موجود است گزارش‌های نظامی، اسناد پنتاگون، گزارش‌های ارتش‌های درگیر و تحقیقات دانشگاهی است که معمولاً فقط درباره اهداف مهم یا عملیات مشخص، آمار ارائه می‌دهند.

(توضیح: این اعداد «حداقلی» هستند؛ زیرا در هیچ‌ یک از جنگ‌ها فهرست کامل منتشر نشده است.)

  1. جنگ ویتنام (1965–1973)
    براساس گزارش‌های نیروی هوایی آمریکا، پنتاگون و پروژه‌های پژوهشی مانند RAND:
  • پل‌های تخریب‌شده یا آسیب‌ دیده:
    حدود 9,700 پل (پل‌های بزرگ و کوچک جاده‌ای + ریلی).این عدد شامل تخریب‌های کامل و آسیب‌های دوباره‌قابل‌تعمیر است.منبع: US Air Force “Bombing Survey Data – Southeast Asia”.
  • نیروگاه‌های برق هدف قرار گرفته:
    در مجموع 7 نیروگاه اصلی شمال ویتنام بارها هدف قرار گرفتند.
    نمونه‌ها:
    – نیروگاه هایفونگ
    – نیروگاه هانوی (Yen Phu)
    – نیروگاه Uong Bi
    بسیاری چندین بار بمباران شدند اما همه آنها کاملاً نابود نشدند.
  1. جنگ عراق (1991 – جنگ خلیج فارس) منابع: Department of Defense Final Gulf War Air Power Summary
  • پل‌ها:
    حدود 130 پل کلیدی (جاده‌ای + ریلی). بیشتر آنها روی دجله، فرات و پل‌های شریان‌های راهبردی بودند.
    • نیروگاه‌های برق:
    آمریکا حدود 8 نیروگاه اصلی را هدف قرار داد و سیستم برق عراق به‌طور سیستماتیک تقریباً از کار افتاد.
    در مجموع حدود 90٪ تولید برق کشور موقتاً خاموش شد.
  1. جنگ عراق (2003 – حمله و اشغال) منابع: Combined Air Operations Center – 2003 OIF Summary
  • پل‌ها:
    بین 40 تا 55 پل.
    (بخش زیادی در عملیات هوایی اولیه؛ برخی هم در درگیری‌های بعدی.)
  • نیروگاه‌ها:
    2 نیروگاه اصلی در حملات اولیه هدف قرار گرفتند.
    پس از آن، حملات عمدی به زیرساخت انرژی کاهش یافت تا از فروپاشی کامل خدمات شهری جلوگیری شود.
  1. جنگ افغانستان (2001–2021)

افغانستان نسبت به ویتنام و عراق هدف‌گیری زیرساختی بسیار کمتری داشت.

  • پل‌ ها:
    تخمین معتبر: 15 تا 25 پل که در حملات هوایی یا درگیری‌های زمینی آسیب دیده‌اند. هیچ فهرست جامع رسمی منتشر نشده است.
  • نیروگاه‌ها:
    ارتش آمریکا عمداً نیروگاه‌های اصلی افغانستان را هدف قرار نداد.
    جمع‌بندی نهایی (حداقلی و مستند) تخريب پل ها و نيروگاه هاي برق توسط آمريکا در سه جنگ ياد شده در جدول شماره 1 آمده است.

جدول شماره 1، جمع‌بندی نهایی (حداقلی و مستند) حمله ي آمريکا به زير ساخت ها

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

این داده‌ها از گزارش‌های رسمی USAF، پنتاگون، RAND و مطالعات پساجنگ استخراج شده‌اند.

اعداد «حداقلی» هستند چون در هیچ جنگی فهرست کامل منتشر نشده است.

بخش سوم:

بررسي نگاه رياست جمهورهاي ايلات امريکا در مورد جنگ هاي ويتنام، عراق و افغانستان:

نگاه ریاست جمهور های مختلف آمریکا در دوران جنگ ویتنام ، عراق و افغانستان در مورد این جنگ ها به تفکیک چنين بوده است :

  1. جنگ ویتنام
    (1955–1975، با اوج حضور آمریکا 1965–1973)
  2. جان اف. کندی (1961–1963)
    • ویتنام را «خط مقدم مقابله با کمونیسم» می‌دانست.
    • به‌شدت مخالف عقب‌نشینی.
    • نیروهای مستشاری آمریکا را افزایش داد (از 900 نفر به 16,000 نفر).
    • معتقد بود عدم حضور آمریکا باعث سقوط سریع جنوب ویتنام می‌شود.
  3. لیندون بی. جانسون (1963–1969)
    • جنگ را «ضرورتی برای جلوگیری از گسترش کمونیسم» توصیف کرد.
    • آغازگر ورود گسترده نیروهای رزمی (حدود نیم میلیون نفر تا 1968).
    • در سال‌های پایانی ابراز تردید کرد و گفت جنگ «هزینه ي سیاسی و انسانی بسیار دارد».
    • اقدام به مذاکرات صلح کرد.
  4. ریچارد نیکسون (1969–1974)
    • استراتژی «ویتنامیزه کردن جنگ» را اعلام کرد: کاهش نیروهای آمریکایی، انتقال مسئولیت به ارتش ویتنام جنوبی.
    • در عین حال، حملات هوایی سنگینی اجرا کرد (Linebacker I & II).
    • جنگ را «برای حفظ اعتبار آمریکا» ضروری می‌دانست.
    • در 1973 صلح پاریس را امضا کرد.
  1. جرالد فورد (1974–1977)
    • پس از خروج کامل نیروهای آمریکایی، سقوط سایگون را «پایان یک فصل تلخ» دانست.
    • اعلام کرد آمریکا باز نخواهد گشت.
  1. جنگ عراق – 1991 (داستان خلیج فارس)

جورج هربرت بوش (1989–1993)
• حمله عراق به کویت را «تهدید مستقیم نظم جهانی» دانست.
• عملیات Desert Storm را «اقدام مشروع بین‌المللی برای آزادسازی کویت» نامید.
• از اشغال بغداد خودداری کرد و هدف را فقط «آزادسازی کویت» عنوان کرد.

  1. عراق – 2003
  2. جورج دبلیو بوش (2001–2009)
    • جنگ را «برای حذف تسلیحات کشتار جمعی» و «پایان دادن به رژیم صدام» معرفی کرد.
    • بعداً گفت اطلاعات در مورد تسلیحات اشتباه بود، اما تصمیم را «در راستای امنیت آمریکا» دانست.
    • تأکید داشت که ساخت «عراق دموکراتیک» هدف نهایی است.

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

توضيح :
جورج دبليو بوش تبليغ مي نمود که مي خواهد به مردم عراق کمک کند تا راه باريک آزادي را براي آنان به اتوبان بزرگ تبديل کند.

جهت بررسي و تحليل اين تبليغات ( رنگ کردن گنجشک و فروختن آن به جاي قناري) خوانندگان فهيم را به مطالعه اثار دارون عجم اغلو و جميز رابينسون ( راه باريک آزادي و چرا ملت ها شکست مي خورند؟ ) دعوت مي کنم.

  1. باراک اوباما (2009–2017)
    • جنگ 2003 را «جنگی که نباید آغاز می‌شد» توصیف کرد.
    • خروج تدریجی نیروهای آمریکا را اجرا کرد.
    • معتقد بود حضور طولانی‌ مدت باعث افزایش بی‌ثباتی می‌شود.
  1. افغانستان (2001–2021)

    a. جورج دبلیو بوش (2001–2009)
    • جنگ را «پاسخ به حملات 11 سپتامبر» و «ضروری برای نابودی القاعده» دانست.
    • هدف اولیه: سرنگونی طالبان و نابودی مأمن القاعده.
  • تأکید داشت از افغانستان «دولت تروریست‌پرور» نباید دوباره برخیزد.
  1. باراک اوباما (2009–2017)
    • جنگ افغانستان را «جنگ ضروری» در مقایسه با عراقِ 2003 می‌دانست.
    • ابتدا افزایش نیرو (surge) را اجرا کرد، سپس برنامه خروج تدریجی را آغاز نمود.
    • تأکید داشت هدف «ضعیف کردن طالبان تا حد مذاکره» است.
  2. دونالد ترامپ (2017–2021)
    • جنگ را «بی‌پایان و پرهزینه» توصیف کرد.
    • اعلام کرد راه‌حل نظامی وجود ندارد، باید «مذاکره با طالبان» انجام شود.
    • توافق دوحه (2020) برای خروج نیروهای آمریکا را امضا کرد.
  3. جو بایدن (2021)
    • خروج را اجرا کرد و اعلام کرد:
    – «ادامه حضور آمریکا به اهداف اصلی نمی‌رسید.»
    – «ماندنِ بیشتر یعنی جنگ بی‌پایان.»
    • سقوط سریع کابل را «ناگزیر» و «نتیجه ساختار ارتش افغانستان» دانست.

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

درخواست يک شهروند از محله سر افرازِ دماوند در بامداد سه شنبه 18 فروردين به وقت محلي ( 24 ساعت پیش از پایان ضرب الاجل ) ، از رياست محترم سازمان ملل متحد، ضمن قدرداني از زحمات ارزشمند شما، از حضرتعالي درخواست دارم که به وظايف قانوني خود ( ماحصلِ تجربه گرانبهاي عاقلان اين دهکده، نه جنگ افروزان ) عمل نمایيد و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک را به گوش ديگر اهالي برسانيد تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالي اين دهکده کوچک، جنگ افروز نيستند و قبل از ويراني ها مي دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران عملیات خشم حماسی و غرش شیران علیه خبرنگاران

خبرگزاری آنا نوشت : ( این جا )

شبکه رسانه‌ای «المیادین» اعلام کرد در پی حمله هوایی اسرائیل به جنوب لبنان، «فاطمه فتونی» خبرنگار این شبکه و «علی شعیب» خبرنگار شبکه «المنار» کشته شدند .

بر اساس گزارش‌ها، این حمله خودرویی را در جاده کفرحونه ـ جزین در جنوب لبنان هدف قرار داد؛ خودرویی که گفته می‌شود حامل یک تیم رسانه‌ای بوده است .

گزارش صدای معلم از جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران عملیات خشم حماسی و غرش شیران علیه خبرنگاران

آخرین مطلب منتشر شده از سوی علی شعیب در کانال تلگرامی‌اش با عنوان «اخبار الحدود» به درگیری میان نیرو‌های مقاومت و ارتش اسرائیل در منطقه «البیاضه» و همچنین گلوله ‌باران دود زا در محله شمالی شهر «الخیام» اشاره داشت .

شبکه المنار نیز در وب‌ سایت خود اعلام کرد: «مراسل المنار علی شعیب و خبرنگار المیادین فاطمه فتونی در حمله به یک خودروی خبری در جزین به شهادت رسیدند » . مشخص نیست رژیم اسرائیل برای چه منظور  و یا هدفی خبرنگاران را ترور می کند در حالی که به دروغ اعلام می کند که همیشه اهداف نظامی و امنیتی مد نظر آن هستند ؟

تصاویر و ویدئو‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد خودروی مورد هدف قرار گرفته دچار آتش‌سوزی شده و دود غلیظی از آن به آسمان بلند شده است .

«باشگاه مطبوعات لبنان» در بیانیه‌ای ضمن ابراز تأسف از این حادثه اعلام کرد: در این حمله علاوه بر این دو خبرنگار، «محمد فتونی» تصویربردار نیز جان خود را از دست داده است .

گزارش صدای معلم از جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران عملیات خشم حماسی و غرش شیران علیه خبرنگاران

در این بیانیه با محکوم کردن این اقدام تأکید شده است که جامعه رسانه‌ای لبنان خواستار اقدام جدی برای حفاظت از خبرنگاران و دور نگه داشتن آنان از درگیری‌های نظامی است و از نهاد‌های بین‌المللی خواسته شده برای حمایت از خبرنگاران در لبنان و پیگیری عاملان این جنایات وارد عمل شوند .

«رونی آلفا» مدیر دفتر شبکه المیادین نیز در واکنش به این حادثه گفت: فاطمه فتونی صدای مقاومت، آزادی و حاکمیت لبنان را از جنوب این کشور مخابره می‌کرد.

در همین حال «طلال حاطوم» رئیس بخش رسانه در دانشگاه AUL نیز اظهار داشت: این بهای موضع ملی و انتقال حقیقت به شکل شفاف است.

چند روز پیش نیز «استیو سوئینی» خبرنگار شبکه RT و تصویربردار همراه او «علی رضا سبیتی» پس از زخمی شدن در پی یک حمله هوایی اسرائیل در جنوب لبنان، به فعالیت خبری خود بازگشتند  » .

« گزارش سالانه کمیته حمایت از خبرنگاران نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۱۲۹ خبرنگار و فعال رسانه‌ای در جریان انجام وظیفه جان باخته‌اند؛ آماری بی‌سابقه که برای دومین سال پیاپی ثبت شده و بر اساس این گزارش، حدود دو سوم قربانیان در حملات نیروهای اسرائیلی کشته شده‌اند؛ عمدتاً در غزه .

در این زمینه ؛  گاردین نوشت: در سال ۲۰۲۵، در جریان انجام وظیفه حرفه‌ای، رکورد بی‌سابقه‌ای از کشته شدن ۱۲۹ خبرنگار و فعال رسانه‌ای ثبت شد که بنا بر اعلام «کمیته حمایت از خبرنگاران» (CPJ)، دو سوم آن‌ها توسط نیروهای اسرائیلی کشته شدند.

این دومین سال متوالی بود که میزان کشته‌شدن اعضای رسانه به سطحی بی‌سابقه رسید و دومین سال پیاپی که اسرائیل مسئول حدود دو سوم کل موارد بود؛ این موضوع را این سازمان مستقل مستقر در نیویورک که حملات علیه خبرنگاران در سراسر جهان را مستندسازی می‌کند، در گزارش سالانه خود که روز چهارشنبه منتشر شد، اعلام کرد.

گزارش صدای معلم از جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران عملیات خشم حماسی و غرش شیران علیه خبرنگاران

به گفته کمیته حمایت از خبرنگاران، آتش اسرائیل در سال گذشته ۸۶ خبرنگار را کشت که اکثریت آن‌ها فلسطینی‌هایی بودند که از غزه گزارش می‌دادند. این آمار همچنین شامل ۳۱ فعال رسانه‌ای است که در حمله‌ای به یک مرکز رسانه‌ای وابسته به حوثی‌ها در یمن کشته شدند؛ حمله‌ای که این گروه آن را دومین حمله مرگبار علیه خبرنگاران در سوابق ثبت‌شده خود توصیف کرد. اسرائیل مسئول ۸۱ درصد از ۴۷ مورد قتلی بود که کمیته حمایت از خبرنگاران آن‌ها را «هدف‌گیری عمدی» یا «قتل» طبقه‌بندی کرد. این نهاد افزود که رقم واقعی احتمالاً بالاتر است، زیرا محدودیت‌های دسترسی در غزه، راستی‌آزمایی را دشوار کرده است » . ( این جا )

پس از گذشت یک ماه از جنایت مدرسه میناب و شهادت حداقل 168 دانش آموز و معلم و نیز محکومیت این واقعه در شورای حقوق بشر سازمان ملل هنوز کشورهای متخاصم علیه ایران مسئولیتی در این زمینه نپذیرفته اند .

گزارش صدای معلم از جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران عملیات خشم حماسی و غرش شیران علیه خبرنگاران

توجیهاتی هم که برخی افراد طرفدار این جنایت برای آن اقامه می کنند ؛ در ذات خود به مثابه ی عذر بدتر از گناه است .

مشخص نیست رژیم اسرائیل برای چه منظور  و یا هدفی خبرنگاران را ترور می کند در حالی که به دروغ اعلام می کند که همیشه اهداف نظامی و امنیتی مد نظر آن هستند ؟

اگر به « رسانه » رکن چهارم دموکراسی اطلاق شده است چرا باید مورد حمله و خشونت عریان قرار گیرد؟

شریک اسرائیل یعنی آمریکا به عنوان مدعی دموکراسی ، آزادی و حقوق بشر در جهان نیز چشم و گوش خود را به این واقعیات بسته و چیزی که برای آنان مهم است فقط رسیدن به اهدافی است که برای خودشان تعریف و طراحی کرده اند و در این میان هم چیزهایی مانند قوانین و کنوانسیون‌های بین‌المللیِ و یا اعلامیه جهانی حقوق بشر هم کاملا بی معنا هستند .

گزارش صدای معلم از جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران عملیات خشم حماسی و غرش شیران علیه خبرنگاران

ماده 19 این اعلامیه تصریح می کند :

«  هر کس آزاد است هر عقیده ای را بپذیرد و آن را به زبان بیاورد و این حق شامل پذیرفتن هرگونه رای بدون مداخله اشخاص می باشد و می تواند به هر وسیله که بخواهد بدون هیچ قید و محدودیت به حدود جغرافیایی، اخبار و افکار را تحقیق نماید و دریافت کند و انتشار دهد » .

گزارش صدای معلم از جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران عملیات خشم حماسی و غرش شیران علیه خبرنگاران

واقعیت آن است که در این جنگ که عمر آن به 30 روز رسیده و در حال عبور است ؛ هم رژیم آمریکا و هم اسرائیل در عرصه « رسانه » و« افکار عمومی » قافیه را باخته اند و حرفی برای گفتن ندارند .

اعتراضات گسترده و فراگیر مردم آمریکا در 28 مارس گواهی روشن بر این مدعاست .

گزارش صدای معلم از جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران عملیات خشم حماسی و غرش شیران علیه خبرنگاران


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران عملیات خشم حماسی و غرش شیران علیه خبرنگاران

منتشرشده در گفت و شنود

نامه صدای معلم به دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد تجاوز و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران

درود بر دبیر کل محترم سازمان ملل متحد

ابتدا بر خود واجب می دانم از زحمات و تلاش های خستگی ناپذیر شما در مقام عالی دبیر کلی سازمان ملل متحد قدردانی کنم. آرزو دارم که در این مهم موفق تر باشید زیرا هر عدم موفقیت خردورزان ؛ کمیت و کیفیت آتش جهنم این دهکده کوچک را بیشتر و بیشتر می کند.

میانجی گری و دیپلماسی پیشگیرانه،اقدامات پشت‌ صحنه، میانجی‌گری بین طرف‌های درگیر، تلاش برای آتش‌بس، فرستادن فرستاده‌های ویژه، و تشویق به گفت‌وگو برای جلوگیری از نقض گسترده حقوق بشردوستانه، تشویق دولت‌ها و گروه‌های مسلح به رعایت کنوانسیون ژنو، در سرتاسر دهکده کوچکمان قابل تقدیر است .

آقای دبیر کل محترم سازمان ملل متحد

شما مدافع و مجری بند سوم از ماده دوم منشور ملل متحد هستید که تصریح می کند:

«*کلیه اعضاء اختلافات بین‌المللی خود را به وسایل مسالمت‌آمیز به طریقی که صلح و امنیت بین‌المللی و عدالت به خطر نیافتد، حل خواهند کرد.»*

آقای دبیر کل محترم سازمان ملل متحد

نامه صدای معلم به دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد تجاوز و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران

شما مدافع و مجری بند ششم از ماده دوم منشور ملل متحد هستید که تصریح می کند:

«سازمان مراقبت خواهد کرد کشورهایی که عضو ملل متحد نیستند تا آنجا که برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی ضروری است بر طبق این اصول عمل نمایند.»

وقتی مأموریت شما شامل کشور های غیر عضو می باشد پس قطعا شامل کشور های دارای حق وتو و کشور های عضو هم می شود .

آقای دبیر کل محترم سازمان ملل متحد

در تعریف جنایت علیه بشریت آمده است:

نامه صدای معلم به دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد تجاوز و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران

 «جنایات علیه بشریت, جنایات توده واری هستند که علیه یک جمعیت غیرنظامی ارتکاب می یابند و آنچه که آن را مخوف می سازد اینست که این جنایات توسط دولت وسایر سازمان هایی که دسترسی به قدرت سیاسی دارند طراحی می شود و فرد مرتکب به عنوان بخشی از حکومت مرتکب آن می شود .»

اما آنچه که چهره زشت تری به این اعمال می بخشد ارتکاب منظم آنها در پیشبرد سیاست یک دولت می باشد. یک حمله گسترده یا سازمان یافته بر ضد هر جمعیت غیر نظامی است که جنایات علیه بشریت نام می گیرد.

ماده 52 (1) از پروتکل اول می‌گوید: «اموال غیرنظامی نباید هدف حمله قرار گیرند.»

تأسیسات برق، آب، نفت و گاز معمولاً در این دسته قرار می‌گیرند .

پروتکل اول می‌گوید: «اموال غیرنظامی نباید هدف حمله قرار گیرند.»

نامه صدای معلم به دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد تجاوز و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران

بدین وسیله اینجانب سعید شهسوارزاده شهروند محله دماوند دهکده کوچک مان از آقای دبیر کل محترم سازمان ملل متحد و کلیه مجامع بین المللی درخواست دارم به وظایف قانونی خود عمل کنند تا جهانیان آگاه شوند که دایه های دلسوز تر از مادر، قصد دارند با جنایت علیه بشریت، بمباران اموال غیر نظامی به زور مردم را روانه بهشت نمایند .

من نمی خواهم به زور وارد بهشت شوم.

به من اجازه بدهید راه باریک آزادی را خودم طی کنم.

گیرندگان رونوشت :

 ۱. شورای حقوق بشر، نهادهای قراردادی معاهدات (Committeeها) و رویه‌های شکایت فردی در برخی کنوانسیون‌ها، جهت مستندسازی و فشار بین‌المللی.
۲.کلیه کمیسیون های حقیقت یابی.
۳.کلیه دادگاه های کیفری بین المللی.
۴. کنگره ایالات متحده آمریکا.
۵. مجلس نمایندگان اتحادیه اروپا.
۶. تمامی اتحادیه های بین المللی و منطقه ای در دهکده کوچکمان.

سوم فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۱ و ۱۴دقیقه به وقت ایران قبل از پایان ضرب العجل پرزیدنت ترامپ ریاست جمهور ایالات متحده آمریکا برای به زور فرستادن ملت ایران به بهشت!

سعید شهسوارزاده ساکن محله دماوند از دهکده کوچکمان

نامه صدای معلم به دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد تجاوز و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران

خطاب به کسانی که برای جنگ علیه ایران نامه نوشتند و درخواست کمک کردند ! :


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نامه صدای معلم به دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد تجاوز و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران

منتشرشده در یادداشت

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جنایت و کشتار دانش آموزان در مدرسه میناب توسط مدعی دموکراسی و آزادی در جهان

« قدرت واقعی رسانه‌ها در جوامع امروزی نه در آن چیزی‌ست که می‌گویند، بلکه در آن چیزی‌ست که نادیده می‌گیرند. سکوتی که رسانه‌ها انتخاب می‌کنند، اغلب بلندتر از فریادهایشان است. در جهانی که اطلاعات کالاست، سانسور دیگر به‌معنای بریدن جمله‌ها یا توقیف کتاب‌ها نیست؛ بلکه به‌سادگی می‌تواند با بی‌توجهی نسبت به صداهای مخالف اعمال شود. پرسش کلیدی این نیست که چه گفته می‌شود، بلکه این است: چه چیزی اجازه‌ی گفته شدن نمی‌یابد و چرا؟»

کتاب: رسانه‌ها و دموکراسی در دوران جهانی‌شدن» نوشته‌ی رابرت مک‌چسنی

***

درست در نخستین روز از تجاوز آشکار آمریکا و اسرائیل ( 9 اسفند ) به ایران ؛ مدرسه « شجره طیبه » واقع در شهرستان میناب هنگامی که دانش آموزان که اکثرا دختر بودند به همراه معلمان و کادر مدرسه مورد حمله ی موشکی قرار گرفت .

در این واقعه ی تلخ حداقل 170 نفر جان باختند .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جنایت و کشتار دانش آموزان در مدرسه میناب توسط مدعی دموکراسی و آزادی در جهان

در این باره ؛ ایرنا نوشت : ( این جا )

«امیر سعید ایروانی» سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل در نامه ای به مقامات و دبیرکل سازمان ملل و نیز شورای امنیت اعلام کرد: «در نخستین روز تجاوز، یک مدرسه ابتدایی دخترانه در شهر کوچک میناب واقع در استان هرمزگان در جنوب ایران، به‌طور عمدی مورد اصابت قرار گرفت و تخریب شد .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جنایت و کشتار دانش آموزان در مدرسه میناب توسط مدعی دموکراسی و آزادی در جهان

سفیر ایران در سازمان ملل تصریح کرد: « در نتیجه این حمله مجرمانه، بیش از ۱۷۰ دانش‌آموز دختر بی‌گناه جان خود را از دست دادند و پیکرهای آنان پس از ساعت‌ها عملیات امداد و نجات از زیر آوار خارج شد. در همان روز، حملات مشابهی در شهرهای دیگر از جمله شرق تهران و آبیک در استان قزوین نیز به کشته شدن چندین دانش‌آموز انجامید » .

برنی سندرز روز چهارشنبه در حساب کاربری خود در رسانه اجتماعی ایکس نوشت: روز شنبه، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا به ما گفت که حمله به یک مدرسه ابتدایی در ایران که منجر به کشته شدن ۱۷۵ نفر اکثراً کودکان شد توسط ایران انجام شده است .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جنایت و کشتار دانش آموزان در مدرسه میناب توسط مدعی دموکراسی و آزادی در جهان

اکنون ارتش اعتراف کرده است که این یک حمله آمریکایی بوده است. اگر آنها در مورد امری به این بدیهی دروغ می گویند، در مورد چه مسائل دیگری دروغ گفته اند؟

در آخرین اظهار نظر ؛ « اکو ایران » نوشت : ( این جا )

« خبرنگار: آیا مسئولیت حمله مدرسه میناب را می‌پذیرید؟ یک تحقیق نظامی نشان داد که آمریکا به مدرسه حمله کرده است .

ترامپ: من در این باره اطلاعی ندارم » .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جنایت و کشتار دانش آموزان در مدرسه میناب توسط مدعی دموکراسی و آزادی در جهان

با وجود تحقیقات و مطالعات برخی رسانه ها مانند بی بی سی و نیویورک تایمز ( 1 )  در مورد مقصر بودن آمریکا در حمله به مدرسه میناب اما برخی رسانه های برون مرزی  مانند « ایران اینترنشنال » که هنوز در مورد هویت و مهم تر از همه منابع مالی و بودجه ی خودشان برای افکار عمومی شفاف سازی نکرده اند از همان ابتدا سعی کردند مسئولیت این حمله را با شتاب زدگی فراوان متوجه ایران کنند بی آن که بخواهند در این مورد همانند رسانه های دیگر فکت های قابل قبول و یا قابل استنادی را ارائه کنند . امیدوارم که این جنگ با محوریت « منافع ملی ایران » و در مسیر « عقلانیت و آینده نگری » به زودی پایان یابد و شاهد فصل نوینی در مدار قرار گرفتن ایران در جاده « توسعه پایدار » باشیم .

برای این « شبه رسانه » که به شدت می ترسد از چهره های مخالف و یا منتقد حاکم بر جریان عمومی تعریف شده در ساختار آن بهره جوید و در واقع و در حال حاضر ، سخنگویی بخش فارسی زبان رژیم اسراییل را در عمل بر عهده گرفته است و مهم تر از آن برای جبران فقدان مشروعیت و ترمیم هویت مجعول خود به صورت شبانه روزی تصاویر جان باختگان دی ماه در ایران را به نمایش می گذارد ؛ نباید به صورت منطقی و عقلانی انتظار داشت که « ایران اینترنشنال » بخواهد مطابق تعریف کارکردی « علم رسانه » نقش « رکن چهارم دموکراسی » را بر عهده بگیرد و به آن پای بند باشد .

 بی تردید ؛ این انتظاری عبث و ناشدنی است .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جنایت و کشتار دانش آموزان در مدرسه میناب توسط مدعی دموکراسی و آزادی در جهان

حتی شخصی مانند « رضا پهلوی » از بیان و ابراز یک تسلیت ساده برای این جنایت بزرگ و تاریخی بدون آن که حتی بخواهد تقصیر را متوجه طرفی خاص کند ؛ طفره رفت.

در حالی که این شخص که خود را رهبر دوران گذار در ایران معرفی کرده است - زمانی که چند نظامی آمریکایی کشته شدند – به سرعت اظهار همدردی کرد .

تکیه ی کلام این ها پس از اعتراضات دی ماه این بود :

« کمک در راه است ! »

این تناقض ها را چگونه باید پاسخ داد ؟

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جنایت و کشتار دانش آموزان در مدرسه میناب توسط مدعی دموکراسی و آزادی در جهان

این مساله به وضوح نشان داد نه آن رسانه ( بهتر است بگوییم : شبه رسانه ) و نه آن مدعی میراث تاج و  تخت حتی با ساده ترین و بدیهی ترین اصول یعنی « اخلاق » و « انسانیت » کاملا بیگانه اند و این چیزی نیست که به سادگی از زاویه ی دید کنش گران رسانه ای مستقل پنهان بماند . .... نباید به صورت منطقی و عقلانی انتظار داشت که « ایران اینترنشنال » بخواهد مطابق تعریف کارکردی « علم رسانه » نقش « رکن چهارم دموکراسی » را بر عهده بگیرد و به آن پای بند باشد .

آقای رضا پهلوی با این خصوصیت و کاراکترهای شخصیتی که از خود نشان داد و اثبات کرد که از دانستن الفبای سیاست ورزی بی بهره بوده و فاقد هوش سیاسی لازم است ؛ چگونه می تواند خود را « صدای مردم معترض » معرفی کند و یا آن که توان و پنانسیلی برای ترمیم گسل ها و شکاف های بزرگ و وسیع جامعه متکثر و مطالبه گر ایران داشته باشد ؟

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جنایت و کشتار دانش آموزان در مدرسه میناب توسط مدعی دموکراسی و آزادی در جهان

آزاد ارمکی، جامعه‌شناس به تازگی گفته است :

« این بخش باید به رسمیت شناخته شوند، نه اینکه وقتی تلویزیون را روشن می‌کنیم، ببینیم همه افراد حاضر در صدا و سیما همان کسانی هستند که جنگ‌ طلب بودند و ماجراهای دی ‌ماه را ایجاد کردند و در مقابل جامعه ایستادند. این‌ها اصلا مشروع نیستند. کسانی که نماینده جامعه مدنی محسوب می‌شوند، باید این جمعیتی که اکنون به میدان آمده‌اند را تایید کنند تا بر گستردگی آن افزوده شود.( جماران )

پیش تر در مصاحبه با « رادیو گفت گو » تاکید کردم که برجسته شدن و یا رجوع بخش هایی از مردم به رسانه های برون مرزی دقیقا و بیشتر معلول ضعف و نقصان در رسانه های داخلی به ویژه « صدا و سیما » است که از بودجه عمومی مصرف می کند .

اگر قرار است « مرجعیت رسانه ای » به درون کشور بازگردد و « اعتماد عمومی » به رسانه های داخلی احیا شود چاره ای جز بازنگری کلی و بنیادین در سیاست های رسانه ای جمهوری اسلامی ایران نیست .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جنایت و کشتار دانش آموزان در مدرسه میناب توسط مدعی دموکراسی و آزادی در جهان

برای توجیه این کژکارکردی و انحراف نمی شود و نمی توان دائما خود را پشت « ضعف سواد رسانه ای » توده ها و به ویژه نسل جوان پنهان کرد . اگرچه آن هم واقعیتی گریزناپذیر بوده و محصول و برون داد همین « نظام آموزشی » است .

پس از خاتمه جنگ 12 روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران بارها و بارها نوشتم که جمهوری اسلامی ایران باید که تغییرات کلی در برخی سیاست ها ، خط مشی ها و رفتارهای خود ایجاد کند اما این مهم حاصل نشد .

برآیند آن هم وقوع اعتراضات تلخ دی ماه بود .

یکشنبه 21 دی ماه 1404 در یادداشتی با عنوان : « نگاهی به اعتراضات دی ماه 1404 .... دیکتاتور و دیکتاتوری » نوشتم : ( این جا )

« دو هفته از آغاز نخستین اعتراضات در دی ماه 1404 گذشته است . مطابق معمول ؛ خاستگاه این تحرک های اجتماعی از مسائل اقتصادی و معیشتی شروع شد و به « سیاست » و مسائل کلان و راهبردی در این حوزه رسید .

برخی از حکومت گران و مقامات دائما درصدد تفکیک و مرزبندی بین این دو حوزه اصلی هستند اما عقل می گوید که این کار شدنی نیست و اساسا محال است .

تا سیاست تغییر نکند ؛ اقتصاد هم تغییری نخواهد کرد .

بخش بزرگی از جامعه نسبت به « سیاست های خارجی جمهوری اسلامی » معترض هستند و سال هاست مطالبه گر آن هستند بی آن که سیاست های کلی و رویه ها تغییر کنند .....

بارها و بارها در همین سایت « صدای معلم » از شیوه ها و الگوهای حکمرانی  به ویژه در حوزه آموزش  انتقاد شده اما تغییرات محسوس و معناداری در رویه ها و الگوهای مسلط و جاری مشاهده نمی شود » .

 به هر صورت ؛

امیدوارم که این جنگ با محوریت « منافع ملی ایران » و در مسیر « عقلانیت و آینده نگری » به زودی پایان یابد و شاهد فصل نوینی در مدار قرار گرفتن ایران در جاده « توسعه پایدار » باشیم .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جنایت و کشتار دانش آموزان در مدرسه میناب توسط مدعی دموکراسی و آزادی در جهان

( 1 )

به گزارش مشرق، روزنامه نیویورک تایمز گزارش داد، بقایای موشک هایی که گفته می شود یک پایگاه دریایی و مدرسه ابتدایی دخترانه در جنوب ایران را هدف قرار داده نشانه های موشک های کروز آمریکا را با خود دارد.

پیش از این نیز سازمان دیده بان حقوق بشر خواستار تحقیق درباره جنایت جنگی مرتبط با حمله ۲۸ فوریه در مدرسه ای در شهر میناب ایران شد که به شهادت ۱۶۵ دانش آموز دختر منجر شد.

دیده بان حقوق بشر با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: شیوه حملات به این ساختمان و مجتمع حاکی از آن است که این حمله با مهمات هدایت شونده و نقطه زن انجام شده است. تصاویر ماهواره ای وتحلیل های کارشناسان و یکی از مسئولان آمریکایی و اطلاعاتی که ارتش های آمریکا و اسرائیل منتشر کردند حاکی از آن است که احتمالا این حمله بر اثر حملات هوایی آمریکا اتفاق افتاده است .

نیویورک تایمز از تلاش ترامپ برای تبرئه خود از حمله به غیرنظامیان در جنگ با ایران نوشت.

به گزارش ایسنا، با تشدید محکومیت های بین المللی و نگران از تبعات اقدام جنایتکارانه، دولت ترامپ تلاش می‌کند از مسئولیت مرگ غیرنظامیان در  جنگ با ایران شانه خالی کند.

ترامپ تلاش دارد مسئولت موشک تاماهاوکی شلیک شده به مدرسه ابتدایی در ایران که منجر به شهادت ۱۷۵ دانش آموز و معلم مدرسه ابتدایی شد را متوجه ایران کند. اگرچه ارتش آمریکا تنها نیرویی در این درگیری است که موشک تاماهاوک در اختیار دارد.

ترامپ شنبه شب به خبرنگاران در ایرفورس‌وان وقیحانه گفت: به نظر من، بر اساس آنچه دیده‌ام، این کار توسط ایران انجام شده است. او افزود: آنها همانطور که می‌دانید با مهمات خود اصلا دقیق نیستند. آنها هیچ دقتی ندارند. این کار توسط ایران انجام شده است!

روز بعد، پنتاگون برای تقویت این جنگ رسانه‌ای اعلام کرد که اگر تلفات غیرنظامی بیشتری در ایران رخ دهد، تقصیر دولت ایران خواهد بود. بیش از ۱۸۰۰ نفر در ایران و مناطق دیگر در این جنگ کشته شده‌اند که بسیاری از آنها غیرنظامی هستند.

اما تلاش‌های ترامپ برای انداختن تقصیرها به گردن ایران، به جای بهبود اوضاع، حاکی از آن است که او و دولتش تحت فشار شدیدی قرار دارند.

سناتور «برایان شاتز» که در کمیته روابط خارجی خدمت می‌کند خواستار «تحقیق مستقل» درباره حمله به مدرسه شده است.

او گفت: شواهد زیادی وجود دارد که این کار ما بوده است. ما هنوز کاملا آن را تأیید نکرده‌ایم اما اگر درست باشد، یکی از بزرگترین اشتباهات ارتش ایالات متحده در نسل‌های اخیر است و یکی از چیزهایی که قرار است ما را از کشورهای دیگر متمایز کند، عدم تمایل ما به پنهان کردن اخبار بد است. به احتمال زیاد یک مدرسه را بمباران کردیم.

«رایان گودمن» استاد حقوق دانشگاه نیویورک و وکیل سابق وزارت دفاع، گفت برای رئیس‌جمهور بسیار بد است که در طول یک تحقیق در حال انجام، توضیحات تبرئه‌کننده را مطرح کند. او این اظهارات را با اظهارات اولیه ژنرال مارک میلی در سال ۲۰۲۱ درباره حمله‌ای در افغانستان مقایسه کرد و گفت که برای ژنرال نیز به همین ترتیب بد بود که در زمان تحقیق، اظهارات تبرئه‌کننده درباره حمله کابل که ۱۰ غیرنظامی، از جمله هفت کودک را کشت، مطرح کند.

پروفسور گودمن هشدار داد که اظهارات ترامپ ممکن است مداخله بی‌جهت ایجاد کند، چون مقامات نظامی را تحت فشار قرار می‌دهد تا با او مخالفت نکنند.

«جاناتان پانیکوف»، مدیر ابتکار امنیت خاورمیانه اسکوکرافت در شورای آتلانتیک، گفت اظهارات ترامپ درباره حمله موشکی نباید بر روند انجام یک تحقیق عادلانه توسط ارتش تاثیر بگذارد.

در همین رابطه «کارولین لویت» سخنگوی کاخ سفید، روز سه‌شنبه گفت که دولت ترامپ گزارش کامل تحقیق پنتاگون درباره این حمله را پس از تکمیل منتشر خواهد کرد و رئیس‌جمهور از هر نتیجه‌ای که حاصل شود حمایت خواهد کرد.

اما او استدلال کرد که ترامپ نباید به خاطر به اشتراک گذاشتن نظر خود مبنی بر اینکه این حمله توسط ایران انجام شده است، مورد سرزنش قرار گیرد. ( این جا )

***

پرورش یافتگان در جهان آزاد و دموکراتیک :

منتشرشده در دانش آموز
پنج شنبه, 01 اسفند 1404 13:41

بردگان خرسند از بردگی خود !

نقدی بر کاربرد هوش مصنوعی و بردگان خرسند از بردگی خود در صدای معلم

این خبر از انگلستان به ما رسید: تقریباً یک سوم کودکانی که وارد مدرسه می‌شوند، نمی‌دانند کتاب چیست و سعی می‌کنند مانند تلفن همراه، صفحات را ورق بزنند. همین کودکان نمی‌توانند ترتیب صفحات کتاب را به خاطر بسپارند. با این حال، بعید است که این موضوع موجب نگرانی خاص آن‌ها باشد. آیا این طرح یک «دنیای جدید و با شکوه» نیست که در آن کتاب‌ها به یادگاران نیاکان تبدیل می‌شوند؟ (دیگر تبدیل شده‌اند).

این خبر را باید در کنار خبرهای دیگر، خبری که از آن سوی کانال مانش رسید، بررسی کرد. در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، ایلان ماسک، چهرۀ اصلی «دنیای جدید و با شکوه»، اعلام کرد که هوش مصنوعی می‌تواند تا پایان سال ۲۰۳۰ یا آغاز سال ۲۰۳۱ از نظر هوش، از کل بشریت پیشی بگیرد. و من شخصاً با او موافقم.

دیدن افرادی که هنوز ادعا می‌کنند هوش مصنوعی صرفاً ابزار استفاده است، به طرز مضحکی فاجعه‌بار و مزخرف است. بله، شما می‌توانید از آن استفاده کنید، منتها تا زمانی که هوش مصنوعی به استفاده از شما شروع کند. افرادی که معتقدند هوش مصنوعی را می‌توان رام کرد و تحت کنترل داشت، به دایناسورهایی می‌مانند که سقوط یک شهاب غول‌آسا بر روی زیستگاه خود را تماشا می‌کنند.

واقعاً هم زندگی بارها تغییر کرده، اما بشریت زنده مانده است. ولی این بدان معنی نیست که تمام لایه‌های هستی انسان از بین نرفته‌اند. تاریخ مانند ساختن هرم از جمجمه‌های شکسته و شکست‌ خورده است. تنها تفاوت، در میزان تغییر کیفی و کمی نهفته است. بنابراین، من اصرار دارم که پیروزی اجتناب‌ناپذیر هوش مصنوعی، مرحلۀ نهایی گذار بشریت و انسان‌ها به «دنیای جدید و با شکوه» است که بشریت اساساً از آن حذف می‌شود.

باز هم، می‌توانید به جمعیت حاضر در داووس پوزخند بزنید؛ کسی را به تئوری توطئه متهم کنید و به اخبار سرگرم‌کننده‌ای که به جهان درز می‌کند، بخندید. بادا که چنین بادا ! اما همیشه باید به خاطر داشت که مجمع داووس ضیافتی است که از آن فقط خرده اطلاعات به دست افراد عادی می‌رسد. هر چیز دیگری در زیر سطح پنهان می‌ماند. اما حتی آنچه به ما می‌رسد نیز شکی باقی نمی‌گذارد. فقط کتاب کلاوس شواب، «انقلاب صنعتی چهارم» را بخوانید – او کجا دروغ گفته است؟

نقدی بر کاربرد هوش مصنوعی و بردگان خرسند از بردگی خود در صدای معلم

موضوع دیگر:

بنیانگذار مجمع داووس در بارۀ چه چیزی سکوت کرده است؟ خُب، اشکالی ندارد. حداقل او یک کتاب برای ما به ارث گذاشت. افرادی مانند ایلان ماسک و پیتر تیل با «پالانتیر» کتاب نمی‌نویسند [پالانتیر- تکنولوژی نرم‌افزاری آمریکایی]. زیرا، قرار نیست بردگان کتاب بخوانند. آن‌ها اطلاعات را از طریق کانال‌های دیگری که به یک ماتریس واحد متصل هستند، دریافت می‌کنند. این یک تصویر بسیار قدرتمند است که در فیلمی با همین نام به تصویر کشیده شده است:

مزارع انسانی، که در آن‌ها انسان‌ها فقط باتری هستند، نه چیز دیگری! آن‌ ها چه نیازی به کتاب دارند؟ چرا باید فکر کنند؟ چرا باید تصمیم بگیرند؟ همین‌قدر که انگشت خود را روی صفحۀ گوشی خود بکشند، کافیست.

اخبار مربوط به دانش‌آموزان پادشاهی انگلیس (یا فقط انگلیسی‌ها؟ همه جا همین طور است)، نگاه اجمالی و شرم‌آور به یک «دنیای جدید و با شکوه» است. همان طور که پینک فلوید می‌خواند: «ما به آموزش نیازی نداریم… هی، معلم، بچه‌ها را به حال خودشان بگذار…» این از آهنگ نمادین «آجر دیگری در دیوار» است و تصویر دیواری که باید خراب شود، قطعاً یک تصویر فوق‌العاده‌ است. فقط در زمان ما، دیوار کاملاً متفاوت شده، بسیار وحشتناک‌تر! شفاف است، اما نفوذناپذیر، و همه جا حاضر است. زیرا، کابوس‌آباد [ضد آرمانشهر] به واقعیت پیوسته است.

نقدی بر کاربرد هوش مصنوعی و بردگان خرسند از بردگی خود در صدای معلم

این [وضعیت] بی‌رحم‌تر و تاریک‌تر از هر یک از آن‌هایی است که در کتاب‌ها توصیف شده‌اند. اتفاقاً، تعداد زیادی کابوس‌آباد در انگلستان خلق شده و دربارۀ انگلیس نوشته شده‌اند. کتاب‌های «۱۹۸۴»، اثر جورج اورول و «دنیای قشنگ نو»، اثر آلدوس هاکسلی مشهورترین آن‌ها هستند. رمان بزرگ «ما» اثر یوگنی زامیاتین خودمان، پیشگام آن‌هاست. این رمان از واقعیت‌های انگلیس، به‌ویژه از زمانی که زامیاتین در کارخانه‌های کشتی‌سازی انگلیس گذرانده، الهام گرفته است. انگلیسی‌ها خوب می‌دانند کابوس‌آباد چیست. چون نه تنها در بارۀ آن‌ می‌نویسند، بلکه به آن حیات می‌بخشند.

در چنین دنیایی، یک دانش‌آموز یا هر کس دیگری نباید بتواند اطلاعات را مدیریت کند. در حالت ایده‌آل، اصولاً نباید اطلاعات ارزشمندی وجود داشته باشد. قرار گرفتن بی‌پایان در معرض حماقت، قالب‌های پوچ و شبکه‌های اجتماعی، انسان را به ابلهی بدل می‌کند، که اشتیاق ریشه‌دار و سفت‌بنیان او برای عدالت و به ارزش‌های متعالی را می‌توان با هدایت به سمت «مبارزه برای حقوق بشر» ارضا کرد. همان طور که ترتولیان نوشت: «روح انسان ذاتاً مسیحی است» و فعلاً نمی‌توان آن را از میان بُرد.

هاکسلی در پیش گفتار خود بر کتاب «دنیای قشنگ نو»، شکل ایده‌آل برده‌داری را با دقت تمام توصیف می‌کند: «شکل بردگی که در آن برده باید از بندگی خود خرسند باشد، دقیقاً همان چیزی است که از کودکی به همۀ ما آموخته‌اند».

اما همان طور که راجر واترز به نقل از همان پینک فلوید می‌گوید: «آیا این دنیایی است که ما می‌خواستیم به دست آوریم»؟ یا هنوز باید و می‌توان برای آن مبارزه کرد؟

بنیاد فرهنگ راهبردی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

 

منتشرشده در آموزش نوین

گروه رسانه/

دولت ترکیه حقوق کارمندان دولت را بر اساس نرخ تورم به روز کرد و وضعیت حقوق معلمان و پرستاران

حقوق کارمندان ترکیه ده برابر ایران

- دولت ترکیه حقوق کارمندان دولت را براساس نرخ تورم به روز کرد :

- حقوق معلمان: حداقل حدود ۱۶۰۰ دلار

- حقوق کارمندان دولت: حداقل حدود ۱۴۰۰ دلار

- حقوق پرستاران: حداقل حدود ۱۶۰۰ دلار

- حقوق ماموران پلیس: حداقل حدود ۱۸۰۰ دلار

- حداقل حقوق معلمان و پرستاران در ایران حدود ۱۵۰ دلار است.

 جدول حقوق رده های مختلف کارمندان دولت در ترکیه :

دولت ترکیه حقوق کارمندان دولت را بر اساس نرخ تورم به روز کرد و وضعیت حقوق معلمان و پرستاران

کانال اخبار ترکیه

@TurkiyeHaber24


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

دولت ترکیه حقوق کارمندان دولت را بر اساس نرخ تورم به روز کرد و وضعیت حقوق معلمان و پرستاران

منتشرشده در آموزش تطبیقی

گروه رسانه/

خبر و گزارش صدای معلم از ممنوعیت دسترسی کودکان زیر ۱۶ سال به رسانه‌ها و شبکه های اجتماعی

استرالیا نخستین کشوری شد که دسترسی افراد زیر ۱۶ سال به رسانه‌های اجتماعی یا سوشال میدیا را ممنوع کرد. به این ترتیب از این به بعد، کودکان و نوجوانان زیر ۱۶ سال این کشور به پلتفرم‌هایی همچون فیسبوک، یوتیوب، اینستاگرم و تیک‌تاک دسترسی نخواهند داشت. دولت استرالیا می‌گوید درست قبل از اجرایی‌شدن این قانون، ۸۶ درصد از کودکان ۸ تا ۱۵ ساله این کشور، عضو شبکه‌ های اجتماعی بوده‌اند.

۱۰ پلتفرم بزرگ و اصلی شبکه‌های اجتماعی موظف شده بودند که از نیمه‌شب سه‌شنبه ۱۸ آذر به وقت استرالیا ( ۱۶:۳۰ به وقت ایران)، دسترسی کودکان را قطع کنند. در غیر این صورت با جریمه‌ای نزدیک به ۵۰ میلیون دلار استرالیا، معادل ۳۳ میلیون دلار آمریکا روبه‌رو خواهند شد.

قانون جدید استرالیا با انتقاد و مخالفت شرکت‌های بزرگ فن آوری و همچنین مدافعان آزادی بیان رو به‌ رو شده است، اما بسیاری از خانواده‌ها و فعالان حقوق کودک از آن استقبال کرده‌اند.

در پی افزایش نگرانی‌ها دربارهٔ تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر سلامت و امنیت کودکان، چندین کشور دیگر هم نحوه اجرای این قانون جدید در استرالیا را با دقت زیر نظر گرفته‌‌اند.

خبر و گزارش صدای معلم از ممنوعیت دسترسی کودکان زیر ۱۶ سال به رسانه‌ها و شبکه های اجتماعی

آنتونی آلبانزی نخست‌وزیر استرالیا، در پیامی ویدئویی که قرار است این‌ هفته در مدارس این کشور نمایش داده شود، هدف از قانون جدید را، «حمایت از استرالیایی‌های کم‌ سن‌ و سال، و کاستن از فشار ناشی از قرار گرفتن در معرض الگوریتم‌ها و اطلاعات صوتی - تصویری بی‌ پایان» اعلام کرده است.

او در بخشی از این پیام می‌گوید: «از تعطیلات پیش‌ رو بهترین استفاده را بکنید. به‌ جای بالا و پایین‌کردن صفحه روی گوشی تلفن، یک ورزش جدید را شروع کنید، یک ساز موسیقی یاد بگیرید، یا خواندن کتاب‌هایی را آغاز کنید که مدت‌ها در کتابخانه‌تان خاک می‌خورده‌اند. و از همه مهم‌تر، با خانواده و دوستان‌تان وقت بگذرانید؛ آن‌هم رو در رو و نه از پشت گوشی!»

خبر و گزارش صدای معلم از ممنوعیت دسترسی کودکان زیر ۱۶ سال به رسانه‌ها و شبکه های اجتماعی

شروع یک راه

آغاز اجرای مقررات جدید به یک‌سال گمانه‌ زنی دربارهٔ عملی‌ بودن منع کودکان یک کشور از دسترسی به ابزارهایی که در زندگی مدرن امروزی تنیده‌ شده‌اند، پایان داد. همزمان به مثابهٔ آغاز یک تجربه آزمایشی زنده است که از سوی قانون‌گذاران در سراسر جهان با دقت دنبال خواهد شد؛ قانون‌گذارانی که از آنچه که «سستی و کندی شرکت‌های فن آوری در زمینه در نظر گرفتن شیوه‌هایی با هدف کاستن از مضرات فن آوری برای کودکان» می‌خوانند، به ستوه آمده‌ و مشتاقانه به نتایج این اقدام امید بسته‌اند.

چهار سال پس از آن‌ که درز برخی اسناد داخلی «متا»، شرکت مادر فیسبوک، نشان داد که این شرکت از تأثیر منفی محصولاتش بر اعتماد به‌ نفس نوجوانان به‌ویژه در مورد ظاهر و بدن‌شان مطلع بوده است، کشورهایی از مالزی تا استرالیا و حتی برخی ایالت‌ها در آمریکا از تصمیم‌شان برای اقداماتی مشابه استرالیا خبر داده‌اند.

متا البته ادعا می‌کند که ابزارهایی را برای محافظت از کودکان به‌کار گرفته است.

خبر و گزارش صدای معلم از ممنوعیت دسترسی کودکان زیر ۱۶ سال به رسانه‌ها و شبکه های اجتماعی

قانون جدید استرالیا در مرحلهٔ اول ۱۰ پلتفرم را در بر می‌گیرد. دولت این کشور اما تأکید کرده که این فهرست با توجه به معرفی پلتفرم‌های جدید یا تمایل کودکان و نوجوانان به اپلیکیشن‌های دیگر، به‌روز خواهد شد.

از میان این ۱۰ پلتفرم اولیه، همگی به جز ایکس یا توئیتر سابق متعلق به ایلان ماسک، پذیرفته‌اند که از ابزارهایی برای حدس‌زدن سن کاربران بر اساس فعالیت‌های آنلاین‌شان، استفاده خواهند کرد. حتی ممکن است برای حصول اطمینان از سن واقعی، مدارک شناسایی آپلود شده کاربران یا اطلاعات بانکی آن‌ها را بررسی کنند.

ایلان ماسک اما می‌گوید قانون جدید، ممکن است «حربه دولت برای کنترل میزان و نحوهٔ دسترسی و استفاده استرالیایی‌ها از اینترنت» باشد. بسیاری از دیگر پلتفرم‌ها هم آن را ناقض حق آزادی بیان شهروندان توصیف کرده‌اند.

شرکت‌های فن آوری شبکه‌های اجتماعی ادعا می‌کنند که از تبلیغات ویژهٔ زیر ۱۶ ساله‌ها درآمد ناچیزی دارند؛ اما هشدار می‌دهند که ممنوعیت جدید ممکن است در سال‌های پیش رو از موج کاربران جدید بکاهد.

دولت استرالیا اما می‌گوید درست قبل از اجرایی‌شدن این قانون، ۸۶ درصد از کودکان ۸ تا ۱۵ ساله این کشور، عضو شبکه‌ های اجتماعی بوده‌اند.

( رادیو فردا )

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

خبر و گزارش صدای معلم از ممنوعیت دسترسی کودکان زیر ۱۶ سال به رسانه‌ها و شبکه های اجتماعی

منتشرشده در آموزش تطبیقی

گروه رسانه/

پیش تر ؛ ده‌ها خبرنگار آمریکایی در اعتراض به قوانین محدود کننده ترامپ ، پنتاگون را ترک کردند . ( این جا )

این خبرنگاران نخواستند با محدودیت‌های جدیدی که دولت برای کار آن‌ها تعیین کرده بود موافقت کنند.

نانسی یوسف، خبرنگار نشریه آتلانتیک که از سال ۲۰۰۷ در پنتاگون کار می‌کند، گفت: «غم‌انگیز است، اما به این‌که همه در کنار هم ماندیم افتخار می‌کنم.»

جک کین، ژنرال بازنشسته و تحلیلگر شبکه فاکس‌نیوز گفت : «آن‌ها در واقع می‌خواهند اطلاعات آماده و کنترل‌شده‌ای را به خبرنگاران بدهند تا همان را منتشر کنند. این دیگر اسمش روزنامه‌نگاری نیست.»

کین افزود: «من در زمان خدمت از سرتیپ‌های تازه‌ منصوب می‌خواستم در دوره‌ای درباره نقش رسانه در دموکراسی شرکت کنند تا بدانند خبرنگاران نه دشمن بلکه پل ارتباطی میان ارتش و مردم‌ هستند. گاهی گزارش‌هایی منتشر می‌شد که باعث ناراحتی‌ام می‌شد، اما معمولاً دلیلش این بود که ما کاری را درست انجام نداده بودیم.»

نانسی یوسف نیز گفت: «این قوانین منطقی نیست. از ما خواسته‌اند که از مقام‌های نظامی اطلاعات نخواهیم! قبولِ چنین چیزی یعنی انکار ذات روزنامه‌نگاری. کار ما دقیقاً همین است: جمع‌آوری اطلاعات.»

تام بومن، خبرنگار ان‌پی‌آر، رادیو ملی آمریکا در یادداشتی نوشت که بارها از آشنایانش در پنتاگون یا در مأموریت‌های میدانی اطلاعاتی دریافت کرده بود که برخلاف روایت رسمی فرماندهان بود. او نوشت: «آن‌ها می‌دانستند مردم آمریکا حق دارند بدانند چه می‌گذرد. حالا که دیگر خبرنگاری در محل نیست تا سؤال بپرسد، رهبری پنتاگون احتمالاً به پست‌های پر زرق ‌و برق شبکه‌های اجتماعی، ویدیوهای کوتاه و مصاحبه با مفسران حزبی و پادکسترها تکیه خواهد کرد؛ و اشتباه است اگر فکر کنیم این کافی است.»

انجمن خبرنگاران پنتاگون که ۱۰۱ عضو از ۵۶ رسانه مختلف دارد، رسماً با قوانین تازه مخالفت کرده است. رسانه‌هایی از طیف‌های مختلف سیاسی، از آسوشیتدپرس و نیویورک تایمز گرفته تا فاکس‌نیوز و نیوزمکس، به خبرنگاران خود گفتند به جای امضای قوانین جدید، پنتاگون را ترک کنند.

در رویدادی جدید ؛ دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا ؛ وقتی کاترین لوسی، خبرنگار بلومبرگ، سعی کرد سؤال دومی درباره اپستین بپرسد، ترامپ رو به او گفت: «ساکت. ساکت، خوک کوچولو.»

این وقایع به روشنی نشان می دهند که « رسانه » رکن چهارم دموکراسی است که توسط خبرنگاران حرفه ای نگهبانی و حراست می شود . ( این جا )

گزارش را می خوانید .

منتشرشده در آموزش تطبیقی

بررسی تفاوت میان دارا خسروشاهی و زهران ممدانی در زمینه مهاجرت و موفقیت در صدای معلم

 انتخاب زهران ممدانی (Zohran Mamdani) به عنوان شهردار جوان نیویورک، بار دیگر نگاه‌ها را به سرنوشت و مسیر مهاجران در ایالات متحده معطوف کرده است. پیروزی او نه فقط یک اتفاق سیاسی است، بلکه نمادی از حضور نسل تازه‌ای از مهاجران است که در حاشیه‌ی جامعه نمی‌مانند، بلکه خود به قلب تصمیم‌گیری و قدرت راه می‌یابند.

در هفته‌های اخیر مطالب متعددی درباره گذشته‌ی ممدانی، خاستگاه فرهنگی خانواده‌اش و نقش پدر و مادرش در شکل‌گیری شخصیت اجتماعی او منتشر شده است.

اما اکنون بی‌مناسبت نیست که ممدانی را در کنار چهره‌ای دیگر از نسل مهاجران موفق ببینیم: دارا خسروشاهی، مدیرعامل شرکت بین‌المللی اوبر (Uber). هر دو مهاجر، هر دو در خردسالی وارد آمریکا شده، هر دو موفق، اما با دو جهان فکری و رفتاری کاملاً متفاوت.

بررسی تفاوت میان دارا خسروشاهی و زهران ممدانی در زمینه مهاجرت و موفقیت در صدای معلم

( زهران ممدانی )

 

دو مهاجر اما با دو افق متفاوت

ممدانی در ‌۷ سالگی و خسروشاهی در ۹ سالگی وارد آمریکا شده اند، هر دو از خانواده‌هایی برخوردار برخاستند و هر دو در مسیر رشد و موفقیت در جامعه‌ای رقابتی پیش رفتند.

اما تفاوت در اینجاست: خسروشاهی نمونه‌ای از افرادی است که در حوزه‌ی کاری خود موفق‌اند، اما به هیچ درد دیگری نمی‌خورند — کسانی که هرگز صدایی از آنان در برابر مسائل مهم بشری و انسانی برنمی‌خیزد.

مسیر دارا خسروشاهی به سوی برج‌های شیشه‌ای اقتصاد و فن آوری کشیده شد، در حالی‌که مسیر زهران ممدانی به سمت خیابان‌های نیویورک و «نبض جامعه» ادامه یافت.

خسروشاهی که از خانواده‌ای مرفه و صاحب‌نام ایرانی برخاست، پس از انقلاب ایران همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد. او در دانشگاه براون تحصیل کرد و در نهایت به عنوان مدیرعامل اوبر برگزیده شد. در سال ۲۰۲۴، حقوق و مزایای سالانه‌اش در اوبر بیش از ۳۹ میلیون دلار برآورد شد‌ (روزانه بیش از ۱۰۶هزار دلار!)— رقمی که او را در زمره‌ پردرآمدترین مدیران عامل صنعت فن آوری قرار داد.(+ (https://aflcio.org/paywatch/UBER))

اما در تمام این سال‌ها از دارا خسروشاهی هرگز هیچ کنش اجتماعی قابل توجهی مشاهده نشد. او نه در مباحث انسانی، نه در موضوعات حقوق بشر، نه در بحران‌های اجتماعی و نه در گفت‌وگوهای فرهنگی حضوری معنادار نداشت.

او هرگز در هیچ زمینه‌ای سخنی تازه برای نسل جوان و جویا نداشت. خسروشاهی به‌سان یک مدیرعامل مکانیکی، صرفاً بر انجام وظایف سنتی و مالی خود متمرکز بوده؛ بی‌آن که روح یا آرمانی فراتر از ترازنامه‌های شرکت در رفتار او دیده شود. او امکان ارتباط/گفت و گو با میلیون‌ها کاربر اوبر را داشت ولی هیچ کنش اجتماعی جدی نداشت.

خسروشاهی نمونه‌ای از افرادی است که در حوزه‌ی کاری خود موفق‌اند، اما به هیچ درد دیگری نمی‌خورند — کسانی که هرگز صدایی از آنان در برابر مسائل مهم بشری و انسانی برنمی‌خیزد.
خنثی بودن ویژگی شاخص چهره‌هایی نظیر خسروشاهی است.

 ممدانی؛ صدای اقلیت‌ها در دل قدرت

در نقطه‌ی مقابل، ممدانی از خانواده‌ای برخاسته که دغدغه اندیشه، فرهنگ و عدالت اجتماعی در تار و پود آن تنیده شده است. این روزها درباره زندگی پدرش، محمود، و مادرش، میرا نایر، مطالب زیادی منتشر شده؛ اما «مسئله اصلی» اینجاست که فضای فکری این خانواده مهاجر از ممدانی فردی ساخت که سیاست را نه «به عنوان شغل»، بلکه به عنوان مسئولیت اجتماعی می‌بیند. او در کویینز نیویورک، یکی از چندفرهنگی‌ترین مناطق آمریکا، رشد کرد و همان‌جا صدای جامعه‌ای شد که غالباً در حاشیه مانده‌بود. ممدانی، برخلاف خسروشاهی، از درون جامعه برخاست و با آن نفس کشید؛ از خیابان‌ها، مدارس عمومی، و گفت‌وگو با اقشار فرودست.

بررسی تفاوت میان دارا خسروشاهی و زهران ممدانی در زمینه مهاجرت و موفقیت در صدای معلم

 فرهنگ ایرانی و محدودیت حضور اجتماعی

در این میان، پرسشی مهم پیش می‌آید:

چرا در جامعه‌ی ایرانیان مهاجر در آمریکا، چهره‌هایی چون ممدانی وجود ندارند؟

ایرانیان مهاجر، از همان آغاز، تمرکز خود را بر پیشرفت علمی، دانشگاهی و فنی گذاشته‌اند. نتیجه این رویکرد، ظهور چهره‌هایی چون علی خادم‌حسینی در مهندسی زیستی، یاسمن مقبلی در فن آوری فضایی، و بابک یزدانی در مدیریت فن آوری بوده است.

اما در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی، سکوت محض حاکم است. ایرانیان در سیاست آمریکا، برخلاف هندی‌ها، پاکستانی‌ها، یا خاورمیانه‌ای‌های دیگر، حضور چشم گیری ندارند.

این سؤال مطرح است که چرا بسیاری از ایرانیان مقیم کشور پهناور آمریکا ترجیح داده‌اند در حاشیه‌ی امن علم و تکنولوژی باقی بمانند تا در میدان پرتنش سیاست؟ در حالی که خانواده‌هایی مانند خانواده‌ ممدانی، سیاست را ادامه‌ی طبیعی اندیشه و عدالت می‌دانند، نه عرصه‌ای خطرناک یا آلوده.

بررسی تفاوت میان دارا خسروشاهی و زهران ممدانی در زمینه مهاجرت و موفقیت در صدای معلم

دو تصویر از موفقیت

دارا خسروشاهی و زهران ممدانی دو روایت کاملاً متفاوت از مهاجرت و موفقیت را نشان می‌دهند.

خسروشاهی، نماد موفقیت اقتصادی است؛ مدیری منظم و سودمحور که شرکتش را می‌چرخاند، اما از تحولات انسانی جامعه فاصله دارد.

در مقابل، ممدانی نماد کنش گری اجتماعی است.

این پرسش مطرح است که «چرا» نقش جامعه ایرانیان مقیم آمریکا در تحولات اجتماعی سیاسی آن کشور این گونه بوده است؟

و‌ آیا ماجرا این گونه باقی خواهد ماند؟

t.me/solseghalam

تفاوت دو دیدگاه در دو کلیپ را مشاهده فرمایید :

1- زهران ممدانی :

2- دارا خسروشاهی :

و کلیپ بدون توضیح :


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی تفاوت میان دارا خسروشاهی و زهران ممدانی در زمینه مهاجرت و موفقیت در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت
سه شنبه, 14 آبان 1404 14:00

" هیچ چیزی تغییر نکرده است "

گروه رسانه/

تغییر نکردن و معمای خودکشی در صدای معلم

«هیچ چیز تغییر نمی کند، اما همه چیز تغییر می کند. آرتور نه به سر کار رفتن را رها می کند و نه وظایفش را نادیده می گیرد، اما یادگیری تکنیک های جدید چاپ دیگر برایش لذتی ندارد. او هنوز از پرندگان مراقبت می کند و قفس را تمیز نگه می دارد، اما دیگر با آنها صحبت نمی کند.

پسری که همیشه در فکر فرو رفته بود، کاملاً در خودش فرو می رود. در چهره ی تا پیش از این معمولاً آن قدر متفکرش اکنون چروک های نگرانی به گونه ای کشیده شده شده اند که او را مسن تر نشان می‌دهند.

او با بی‌معنی بودن همه چیز دست و پنجه نرم می‌کند. آقای بردبری همه چیز داشت - همسری مهربان، فرزندانی زیبا، خانه‌ای دوست‌داشتنی و حتی کالسکه شخصی‌اش، حرفه‌ای که برایش مقدار قابل توجهی پول و جایگاه اجتماعی به ارمغان آورده بود. چرا چنین مرد موفق، ثروتمند و توانمندی باید به زندگی خود پایان دهد؟

آرتور فقر را درک می‌کند؛ او حتی جرم و جنایت را هم درک می‌کند، اما بیماری روانی، مانند نوعی که مادرش را رنج می‌دهد، برای او یک معما باقی مانده است.

آقای ایوانز که از سوگ پسرک متأثر شده بود، او را زیر نظر داشت و سایر کارگران، حتی آنهایی که او را مسخره می‌کردند، با او به آرامی و احتیاط رفتار می‌کنند. اما آرتور تقریبا اصلا متوجه این چیزها نمی‌شود. او فقط در مواقع ضروری با دیگران صحبت می‌کند و وظایفش را در سکوت انجام می‌دهد. او همچنان کارآموز بی‌نقصی است.»

تغییر نکردن و معمای خودکشی در صدای معلم

تغییر نکردن و معمای خودکشی در صدای معلم

(Elif Shafak: Am Himmel die Flüsse, 176-177)

صفحه Facebook


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

تغییر نکردن و معمای خودکشی در صدای معلم

منتشرشده در معرفی کتاب

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور