گروه رسانه/

نام کتاب: تأثیر کرونا بر آموزش
نویسنده: دکتر حسین معافی
انتشارات: پیام دیگر
با گسترش و همه گیری بیماری کرونا و با وجود مشکلات عدیده ای که در آموزشهای مجازی و الکترونیک وجود دارند، فرصت مناسبی برای محققین و پژوهشگران ایجاد شده است؛ زیرا همه وجوه آموزش و پرورش در یک موقعیت مشکلزا قرار گرفته و آموزش و پرورش ناگهان یک اکولوژی و یک زیستبوم جدید را تجربه میکند که همه ابعاد آن از نقش والدین، دانشآموزان، معلمان، مشکلات آنها، تولید منابع آموزشی، مدیریت مدرسه و برنامهریزی آموزشی مدرسه به یک صورتبندی تازه نیاز دارد و باید تغییراتی در این حوزه انجام شود.
تازهترین تعریف یونسکو از فرد با سواد، کسی است که توانایی تغییر خود در شرایط جدید را داشته باشد و امروزه تغییر نقش افراد برای آموزش و یادگیری با روشهای الکترونیکی و مجازی، امری ضروری و اجتنابناپذیر به نظر می رسد.

در گردآوری مطالب کتاب «تأثیر کرونا بر آموزش» به طور مستقیم و یا غیرمستقیم از نظرات، پیشنهادها و یا آثار متفکران، نویسندگان و پژوهشگران از منابع مختلف به ویژه پایگاه های اطلاعاتی و سایتهای علمی استفاده شده است. این کتاب شامل ۱۰ فصل با موضوعات مرتبط با آموزشهای مجازی و غیرحضوری میباشد. با توجهبه اینکه در آینده و دوران پسا کرونا استفاده از فن آوری ها و آموزشهای الکترونیک در مدارس و دانشگاهها و آموزش ترکیبی (حضوری+ غیرحضوری) گسترش پیدا خواهد کرد سعی شده است در نگارش این کتاب از نتایج تحقیقات پژوهشگران زیادی در دوران کرونا و آموزشهای مجازی استفاده شود.
این مجموعه میتواند برای مدیران و معلمان، محققان و پژوهشگران، دانشجویان، اولیاء و دانش آموزان، مؤلفین و مدرسین و حتی کارشناسان، تصمیم سازان و تصمیم گیران امر آموزش در کشور نیز مفید باشد و راهکارها و استراتژی های لازم را ارائه و معرفی نماید.
10 فصل کتاب « تأثیر کرونا بر آموزش»
1- تاریخچه آموزش از راه دور در جهان 2- جایگاه آموزش الکترونیکی در نظام آموزشی
3- ویژگی های عناصر برنامه درسی در آموزشهای مجازی 4-سند تحول بنیادین و پسا کرونا
5- آموزش مجازی و تحول در رسانه های آموزشی 6- چالش های آموزش مجازی
7- کرونا و عدالت آموزشی 8- راهکارهایی برای آموزش مجازی
9- ضرورت توجه به مدارس هوشمند 10- آینده پژوهی در سایه کرونا

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه تاریخ/
جلال ستاری (زاده ۱۴ مرداد ۱۳۱۰ در رشت – درگذشته ۹ مرداد ۱۴۰۰ در تهران) نویسنده، پژوهشگر، اسطورهشناس، مترجم، و اندیشمند ایرانی بود. ستاری بیش از ۱۰۰ کتاب در زمینههای افسانهشناسی، ادبیات نمایشی و نقد فرهنگی در طی بیش از ۶۰ سال نوشته یا ترجمه کردهاست. این کتابها بعضاً از کتابهای مرجع و شاخص در زمینههای تخصصی خود هستند.او نشان هنر و ادب درجه شوالیه را از دولت فرانسه دریافت کردهاست.
متیندفتری در شرح زمینه تاسیس سازمان پرورش افکار میگوید:
«ابتدا فکر تشکیل سازمان پرورش افکار را در دماغ شاه تولید نمودم و این مقدمهای بود برای تشکیل یک حزب سیاسی مانند حزب خلق ترکیه. به این ملاحظه بود که زمینه را بسیار وسیع گرفتم، رادیو را که شاه در ابتدا با آن مخالف بود تاسیس کردیم، وسایل فنی برای اصلاح مطبوعات فراهم و حتی یک مدرسه برای روزنامهنگاری دائر نمودیم، از تئاتر و نمایش که مکتب بزرگی برای تربیت یک ملت است غفلت نداشتیم و یک مدرسه هم برای آموزش هنرپیشگان به وجود آوردیم و چون عقیدهام این است که تربیت اجتماعی در کشور باید از فرهنگ سرچشمه بگیرد، معلمین و سایر فرهنگیان را به این منظور تجهیز کردیم ولی عدهای از متملقین گزافهگوییهایی کردند.»
گروه گزارش/
آن چه در زیر می آید ، بخش دوم گفت و گوی نرگس کارگری خبرنگار صدای معلم با علیرضا جعفری زند دکترای باستان شناسی ، باستان شناس ، پژوهشگر و عضو هیأت علمی دانشگاه در مورد آثار تاریخی شهر اصفهان و به طور مشخص در مورد مرمت مسجد شیخ لطف الله و تجاوز به حریم آثار تاریخی است .
در گزارش پیشین : ( این جا )
صدای معلم :
نکته بسیار قابل توجهی که در آن مصاحبه نظر مرا به خود جلب کرد این بود که این دانشآموزان هیچ حسی به آثار تاریخی نداشتند. کنار این نوجوانان در اطراف کاخ و همین طور سی و سه پل آمدم و در چهارباغ قدم زدم و با نوجوانان صحبت کردم و نهایتا میانگین نظرات این بود که گفتند احساسی به آثار تاریخی و این چهار تا تکه تیر و تخته سنگ ندارند.
تحلیل شما نسبت به این قضیه چیست؟ میراث فرهنگی و کارشناسان میراث فرهنگی تا به امروز چه تصمیمی برای همکاری، همراهی، حمایت و آشنایی با این آثار تاریخی برای دانش آموزان داشتند؟
جعفری زند:
به طور کلی اگر بخواهیم به این مسئله نگاه کنیم باید به صورت خیلی خیلی ریشهای با این مسئله برخورد شود. شما وقتی به اروپا میروید میبینید که بچهها را از همان دوران مهد کودک به موزه ها می آورند و به آنها میگویند که برای ما بگویید و بنویسید که این آثاری که می بینید چه هستند؟ یعنی می بینند که هر کدام از دانشآموزان چه دیدی دارند. یعنی آشنایی بچه ها از مهد کودک شروع میشود و طبیعتاً وقتی شما بچه ها را به حال خودشان رها کنید تا به کلاس های بالاتر بروند چگونه می خواهید این علاقه را در آنها ایجاد کنید؟
متاسفانه تلویزیون و رسانه ها هم که اصلاً عملکرد خوبی ندارند و حتی برنامه هایی که راجع به آثار ضبط و پخش می شوند من که خود در این حوزه فعالیت میکنم ،حوصله دیدن اینها را ندارم. یک موسیقی بسیار بسیار نامناسب و ملودی که با تصویر جور دربیاید نیست. موسیقی بسیار کسل کننده که با یک صدای یکنواخت پخش می شود. طبیعی است، چگونه میخواهید علاقه ایجاد کنید؟
کتابهای درسی را اتفاقا می بینم . مباحث خوبی در دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان درس ارائه می شود ولی مسئله این است که باید ببینیم چه کسی درس می دهد؟ چگونه درس می دهد؟ چگونه ایجاد انگیزه می کند؟ نه اینکه خود معلم از همه نسبت به آن بی تفاوت باشد. این گونه که نمیتواند آن حس را به دانشآموز منتقل کند. من در کتابهای درسی کمبودی نمی بینم. برخی اوقات تعجب میکنم که مطالب عالی در کتابها هست ولی باید دید شیوه تدریس آن معلم چگونه است که دانش آموز تا این حد نسبت به آثار بی علاقه می شود ؟
میراث فرهنگی هم به طور کلی فعالیت چشمگیری در این زمینه ندارد. مثلاً گاهی در تخت جمشید و یا همین چهلستون اصفهان می بینم که دانشآموزان را برای بازدید می آورند. اما معلمان آنها را رها میکنند .یعنی در واقع مثل اینکه آمدهاند یک روز تفریح در پارک و فضای سبز . بنابراین همه اینها بر میگردد به نوع آموزش ما که نقص دارد و این نقص را در واقع خودمان درک نکردیم و انتظار داریم که یک نوجوان سیزده چهارده ساله وقتی به چهلستون یا هشت بهشت می رود اهمیت قائل باشد و این مهم است که تاریخش را بداند .
در مدرسه نیز دانش آموز با درس تاریخ به عنوان درس کسل کننده برخورد می کند و به نظر من ، بی اهمیت بودن این مسئله به دلیل معلم یا دبیرانی است که آن انگیزه لازم را برای حفظ و شناخت آثار به دانش آموز ندارند و آموزش نمی دهند و نمیتوانند احساس اهمیت به تاریخ را منتقل کنند.
گروه گزارش/
آن چه در زیر می آید ، گفت و گوی نرگس کارگری خبرنگار صدای معلم با علیرضا جعفری زند دکترای باستان شناسی ، باستان شناس ، پژوهشگر و عضو هیأت علمی دانشگاه در مورد آثار تاریخی شهر اصفهان و به طور مشخص در مورد مرمت مسجد شیخ لطف الله و تجاوز به حریم آثار تاریخی است .
گروه تاریخ/
سیمین خلیلی معروف به سیمین بـِهْبَهانی (زادهٔ ۲۸ تیر ۱۳۰۶ تهران – درگذشتهٔ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ تهران)، معلم، نویسنده، شاعر غزلسرای معاصر ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. سیمین بهبهانی در طول زندگیاش بیش از ۶۰۰ غزل سرود که در ۲۰ کتاب منتشر شدهاند. شعرهای سیمین بهبهانی موضوعاتی همچون عشق به وطن، زلزله، انقلاب، جنگ، فقر، تنفروشی، آزادی بیان و حقوق برابر برای زنان را در بر میگیرند.او به خاطر سرودن غزل فارسی در وزنهای بیسابقه به «نیمای غزل» معروف است.
گروه تاریخ/
« جلالالدین همایی (زادهٔ ۱۳ دی ۱۲۷۸ در اصفهان – درگذشتهٔ ۲۹ تیر ۱۳۵۹ در تهران) نویسنده، ادیب، شاعر، ریاضیدان و تاریخنگار معاصر است. همایی قرآن را از حفظ داشت و در شعر تخلصش «سنا» بود. او با جفر، اسطرلاب و نجوم قدیم نیز آشنا بود. وی یکی از حروف (مجلدات) لغتنامه دهخدا را نیز تدوین کردهاست. وی نوه همای شیرازی است. »
« به تركِ همه چیز گفتن و خواب و خور بر خود حرام كردن و شبانروز زیتِ فكرت [=روغنِ چراغ اندیشه] و نور چشم سوختن و نیروی مزاج و تن و توش زندگانیِ شیرین دنیوی را درباختن، با تنآسانی و خوشگذرانی و جاه طلبی و مال اندوختن سازگار نیست...
گروه تاریخ/
محمّد معین در ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در محلهٔ زرجوب رشت متولد و در ۱۳ تیر ۱۳۵۰ در تهران درگذشت.
وی یکی از محققان برجسته و پدیدآورندهٔ یکی از مهمترین لغتنامههای فارسی یعنی فرهنگ معین است.
دکتر «محمد معین» که حق زیادی به گردن ادبیات فارسی دارد، ۵۳ سال بیشتر عمر نکرد و از این مدت کوتاه عمر، ۴ سال و ۷ماهش را هم در کما بود. اما در همین زندگی کوتاه آن قدر مؤثر عمل کرد که امروز تصور ادبیات فارسی بدون او ممکن نیست.

تقدیم به ایرانیان زیر ده سال، که در آینده برای کسب ثروت، به نهاد دولت نزدیک نخواهند شد! برای افزایش قدرت کشور، ثروت تولید خواهند کرد . ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد . از فرهنگ واکنش های سریع به خویشتن داری، ارتقاء فرهنگی پیدا خواهند کرد . از فرهنگ شفاهی و غیر دقیق به فرهنگ مسئولانه مکتوب، انتقال تمدنی پیدا خواهند نمود . از رفتارها و کارهای کوتاه مدت به گستره دراز مدت، رشد فکری پیدا خواهند کرد. تضعیف، تخریب و انتقام را از فرهنگ سیاسی خود حذف خواهند نمود . به رشد فردی و استقلال فکری از طریق مطالعه حداقل دو ساعت در روز روی خواهند آورد . برای ایرانیان دیگر از رانندگی گرفته تا کسب قدرت، حقوق قائل خواهند شد . از رشد و موفقیت دیگران به طور واقعی خوشحال شده و درس خواهند آموخت . غرور بیجا، حسادت و ناجوانمردی را به سکوت، احترام و گذشت تبدیل خواهند کرد . دروغگوئی و وارونه جلوه دادن واقعیتها را از نظام معاشرتی خود با دیگران حذف خواهند نمود . برای کسب قدرت، به اصل رقابت و فرصت برای دیگران اعتقاد خواهند داشت و پس از رسیدن به قدرت، فقط دوره محدودی، صرفاً برای تحقق کارهای بزرگ، در قدرت خواهند ماند.
«دکتر محمود سریع القلم» کتابی نوشتهاند تحت عنوان «اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار». گرچه این کتاب بهطور خاص راجع به بررسی اوضاع دوره قاجار است، اما بخش بزرگی از آن به مرور کلی اوضاع و احوال اجتماعی ایران معاصر میپردازد. برای مثال آماری در این کتاب وجود دارد که آینه تمامنمایی است برای این که وضعیت خودمان را در آن بشناسیم:
«ایران و ژاپن همزمان تغییر را حدود ۱۴۰ سال پیش آغاز کردند. طی ۱۰۳ سال گذشته، درآمد نفت ایران حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار بوده است در حالی که فقط طی ده سال گذشته مردم ژاپن به طور میانگین سالانه ۵۰۰۰ میلیارد دلار تولید کردهاند.» (صفحه ۱۰ کتاب)

میبینید که بهرغم رجزخوانیهایی که معمولا ما ایرانیها داریم وقتی عملکردمان را بر آینه آمار و ارقام رسم میکنیم، باعث شرمساری میشود. مثلا گرچه ایران و ترکیه جمعیت تقریبا برابری دارند ولی آمار زندانیان ایران ۲.۲ برابر ترکیه است و در حالیکه جمعیت هندوستان ۱۲ برابر ایران است تعداد پروندههای قضایی که سالانه در ایران تشکیل میشود ۲ برابر پروندههای قضایی هندوستان است!
گویی ایرانیان با خودشان تعارف دارند و در مورد خودشان با تملّق و تعریف سخن میگویند و خود تملقات خود را باور میکنند:
«خود گویم و خود خندم
من مرد هنرمندم!»
شاید آن هنری که «نزد ایرانیان است و بس» همین هنر باشد! علاوه بر این که ما در سطح ملی دچار خصلت تملق از خود هستیم، در سطح بین فردی نیز عیب و ایرادهای یکدیگر را باز نمیتابانیم و در حضور یکدیگر تملق و تعریف میگوییم و از آنسو وقتی آن فرد حضور ندارد عیوب او را روی دایره میریزیم و با مرور عیوب او با دیگران «دلمان را سبک می کنیم»، در همان حال دیگری نیز در جایی دیگر مشغول فهرست کردن عیوب ماست!
دکتر سریع القلم در صفحه ۴۸ همان کتاب در چند جمله عارضهی این رفتار غیر اخلاقی ما را توضیح میدهند: «خصلت تملق باعث شده است تا بسیاری از ایرانیان… در ارزیابی نکات مثبت و منفی خود واقع بینانه نیاندیشند.» کتاب «اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار» را انتشارات فرزان روز منتشر کرده است.
این یادداشت را با جملاتی دیگر از همین کتاب به پایان میبرم: «مشهور است که ایرانیان میدانند که چه نمیخواهند ولی به عنوان یک جامعه اجماع ندارند که چه میخواهند و افزون بر آن میتوان گفت که با روشهای دستیابی به این اجماع نظر نیز آشنایی ندارند».

گروه تاریخ/
محمدعلی مجتهدی گیلانی : ۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان ( تولد ) – ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس فرانسه ( وفات ). استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او سرپرستی دانشگاه صنعتی آریامهر را بر عهده داشت. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران، پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
« من نظم و ترتیب را اساس زندگی میدانم . »
« من افتخار نمیکنم که استاد دانشکده فنی هستم. من افتخار نمیکنم که، ببخشید، بهترین رسالهها را در بزرگترین دانشگاههای دنیا که سوربن باشد گذراندم. من افتخار نمیکنم که پیریزی تحصیلاتی من خوب است. عرض کنم که من افتخار نمیکنم که دانشگاه آریامهر را تشکیل دادم. من افتخار نمیکنم که رئیس دانشگاه شیراز بودم. افتخار نمیکنم که در دانشگاه ملی ...بماند، ولی افتخار می کنم که سیو پنج سال رئیس دبیرستان البرز بودم. »