صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
پنج شنبه, 27 دی 1397 13:29

صداقت ، دروغ ،سیاست

صداقت و دروغ و سیاست و انواع دروغ ها

گرچه از منظر "اخلاق مطلق گرا" (که امانوئل کانت سخنگوی آن است) دروغ گفتن به طور مطلق یک رذیلت است و هیچ شرایط و منافعی توجیه کننده دروغ نیست، از دیدگاه روانی-اجتماعی می توانیم دروغ ها را به دو دسته تقسیم کنیم:

گروه اول دروغ هایی هستند که ناشی از رانشگر (Driver) "دیگران را راضی کن" (Please others) هستند. از دیدگاه تحلیل رفتار متقابل (Transactional Analysis)  هر کدام از ما در جریان تربیت "اوامر و مناهی" خاصی را از محیط دریافت می کنیم. این "امر و نهی ها" در سراسر زندگی ، تعیین کنندهٔ تصمیمات ما هستند. هنگامی که خانواده، آموزش و پرورش و رسانه دستور "دیگران را راضی کن" را در پیش نویس زندگی ما نوشته باشند ما در سراسر عمر تلاش می کنیم "به هر قیمتی" دیگران را خوشنود کنیم. در نتیجه، هنگامی که حدس می زنیم گفتنِ حقیقت باعث رنجش خاطر دیگران شود دروغ را جایگزین حقیقت می کنیم.


بارها پیش آمده است که در پاسخ سؤالات "این لباس به من میاد؟" ، "این رنگ مو به من میاد؟" ، "از غذا راضی بودین؟ نمکش خوب بود؟ خوب جا افتاده بود؟" پاسخ داده ایم: "بله، کاملاً، خیلی!" در حالی که نه آن رنگ لباس و رنگ مو به دوستمان می آمده و نه این غذا طعم رضایت بخشی داشته است. خیلی اوقات خودِ سؤال کننده هم به جای شنیدن حقیقت تلخ، توقع دارد دروغ شیرین را بشنود! انگار که او از شما می خواهد که "لطفاً به من دروغ بگویید، خواهش می کنم!".

گرچه او در سطح خودآگاه و آشکار (Explicit) از شما تقاضای دروغ نمی کند اما در سطح ناخودآگاه و تلویحی (implicit) از شما تمنّای دروغ می کند و زبان بدن (Body Language) و لحن کلام (Prosody) او پر از این التماس است: "عزیزم، مرا با دروغ شیرین نوازش کن".


کسانی که با گفتن چنین دروغ های شیرینی مخاطب خود را خوشنود می کنند دچار دستورالعمل روانی "همه را خشنود کن" هستند. آن ها از این که دیگران را برنجانند وحشت دارند. این نوع دروغ گفتن نه با طرّاحی قبلی صورت می گیرد و نه با قصد سوء استفاده از مخاطب، تنها تصمیمی است ناشی از آموزه های غلط تربیتی و ترس از رنجاندن دیگران.

صداقت و دروغ و سیاست و انواع دروغ ها

اما در مقابل چنین دروغ هایی دسته دوّمی از دروغ ها وجود دارند. دروغ هایی که طرّاحی شده اند و گویندهٔ آن ها ، نه به قصد نوازش کردن مخاطب بلکه به منظور فریب دادن و سوء استفاده از او این دروغ های نظام مند را طراحی کرده است.

در کتاب 1984 ، جورج اورول جامعه ای را ترسیم می کند که در آن وزارت خانه ای وجود دارد به نام "وزارت حقیقت" که بر خلاف نامش، وظیفه اش پنهان کردن حقیقت و انتشار دروغ است، دروغ هایی که باعث فریب ملت و اقتدار و ثبات حکومت شوند.

چنین دروغ هایی ریشه در "کیش قدرت" دارند، مذهبی که محور آن حفظ قدرت است.

جورج اورول در همان کتاب به "مرام نامه" سازمانی که دروغ های نهادینه و سازمان مند تولید می کند می پردازد: "حفظ قدرت به هر بهایی!". هنگامی که در جامعه ای نهادهای قدرت دچار چنین مذهبی شوند، گفتن حقیقت و پرده برداری از دروغ تبدیل به یک "عمل سیاسی" می شود و شما  با "نه گفتن" به دروغ های بزرگ و "کلان روایت ها" یک "اپوزیسیون" محسوب می شوید!

هاناآرنت فیلسوف آلمانی در مقاله "حقیقت و سیاست" می نویسد:"هنگامی که جامعه ای به دروغ گویی سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلّی شود و به دروغ گفتن در موارد استثنایی و جزئی اکتفا نکند، صداقت به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می شود و گوینده ی حقیقت حتی اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد یک کنشگر سیاسی محسوب می شود!"


در چنین شرایطی شما نمی توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید، شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید: یا به وزارت دروغ می پیوندید، یا یک مخالف سیاسی محسوب می شوید!

 

پی نوشت:

۱ - درباره موضوع "تقریر حقیقت و تقلیل مرارت" در فصل اول کتاب "راهی به رهایی" استاد مصطفی ملکیان بحث مفصلی با دیدگاه "فلسفه اخلاق" آمده است. این کتاب را انتشارات نگاه معاصر منتشر کرده است. 

۲ - کتاب 1984 جورج اورول با ترجمه صالح حسینی توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده است.

بنده نیز یادداشتی تحت عنوان:
جورج اورول فروید و توتالیتاریسم نوشته ام که مبتنی بر ماجرای این کتاب است. 

۳ - درباره هانا آرنت مقاله ای با عنوان هاناآرنت کارل یاسپرز و مسئوليت_سیاسی نوشته ام.

برای مطالعه درباره آرای آرنت می توانید کتاب "هانا آرنت  نوشته دیوید واتسن" را با ترجمه فاطمه ولیانی از انتشارات هرمس بخوانید.

کانال دکترمحمدرضا سرگلزایی

منتشرشده در یادداشت

دخالت های غیرکارشناسی در آموزش و پرورش و مجید حسینی در صدا و سیما

"مجید حسینی امشب در حالی مهمان برنامه «تب تاب» شبکه سوم بود که رکورد رای منفی در طول 6 برنامه این مجموعه را از آن خود کرد. خبرآنلاين26/10/1397"

يكي از چالش هاي جدي كه امروز نظام آموزشي با آن روبه رو است ، ورود افراد غير متخصص به انتقاد و پيشنهاد در حوزه هاي مختلف آموزش و پرورش است . افرادي  كه نه تنها تخصصي در امر مربوطه را ندارند بلكه با زاويه هاي سياسي و خاستگاه هاي شُهره شدن به اين عرصه پا گذاشته اند و به جهت گستره وسيع مخاطبان و ذي نفعان اين سيستم ، در مواردي هم با اقبال عمومي مواجه شده اند.

اين كارشناسان كاربلد در حوزه هاي غير آموزشي و نابلد در اين حوزه،  توانسته اند در فضاي نظام آموزشي با بهره گيري از ظرفيت فضاي مجازي و همراهي رسانه هاي ملي در ذهن دانش آموزان، والدين و معلمان تاثيراتي بگذارند، بدون آنكه فرصتي دهند تا مخاطب با كنكاشي منطقي و استوار به نقدهاي آنان واكنش نشان دهد.

بر كسي پوشيده نيست كه كنكور و يا همان آزمون ورودي دانشگاه ها بيش از آنكه فوايدي در فرايند ادامه تحصيل دانش آموزان داشته باشد، خسران هاي روحي و دانشي در پي دارد .

دخالت های غیرکارشناسی در آموزش و پرورش و مجید حسینی در صدا و سیما

چندين سال است با گرم شدن بازار تبليغات موسسات كنكور و نشر كتاب هاي كمك درسي ،بيش از گذشته در جهت حذف جريان كنكور گام برداشته شده است . اما آنچه اين ميان جاي تعجب دارد اين است كه مگر دستگاه تعليم و تربيت كشور كم متولي و كارشناس و معلم دارد كه بايد از بيرون اين دستگاه پرچمدار تحولات و تغييرات آموزشي ظهور كند ؟

قصد نگارنده اين يادداشت اين نخواهد بود كه چاكراه هاي پيشنهاددهي و البته انتقادات به روي آموزش و پرورش بسته باشد - كه بدون شك با اجماع نظرات مختلف و بررسي هاي منطقي مي توان به تحول واقعي در آموزش و پرورش دست يافت - بلكه آنچه منظور است خبره گي در حوزه تخصصي است مثل اينكه پزشك پزشكي كند و معلم معلمي و آهنگر آهنگري و ريخته گر ريخته گري و... . مگر در همين سيستم آموزشي كارشناسان آموزشي خبره و متخصص نداريم كه فردي با تحصيلات دكتراي علوم سياسي بايد به جاي تبيين و روشنگري عرصه هاي متنوع و متعدد سياست به دانشجويانش در آموزش عالي به امر كنكور و مافياي كنكور  در آموزش و پرورش بپردازد.

معلمان بسياري در اين سال ها از آسيب هاي كنكور و رقابت هاي آن و بي سوادي در خروجي دانشي مدارس، قلم زدند و در محافل آموزشي سخن بر زبان راندند ؛ چرا نبايد به آنان عرصه ي پاسخ به دل نگراني ها داده شود؟!

عقل سليم نمي تواند بپذيرد كه مجيد حسيني تنها با دغدغه عدالت آموزشي، حوزه تخصصي خود را رها كرده است و به سمت آموزش و پرورش رو كرده است. بپذيريد كه اگر بخواهد به فكر عدالت و حق و حقوق باشد آنقدر در همان فضاي آموزش عالي كاستي و كم كاري در اين موارد وجود دارد كه وقت به آموزش و پرورش نمي رسد. در آموزش عالي هم مي توان به دنبال احقاق حقوق و پيشرفت و توسعه بود.

دخالت های غیرکارشناسی در آموزش و پرورش و مجید حسینی در صدا و سیما

اگر قرار باشد اين نظام چه در بخش حكمراني و چه در بخش آموزشي به گفتمان حسيني بها دهد و نظر معلمان در خصوص كنكور و كتاب هاي كمك درسي و ... را نخواهد ، يقينا سخت در اشتباه است و در اين صورت بايد به شايعات موجود درباره رفتار و كردار سياسي در مجيد حسيني حق داد.

سخن آخر...

بايد به افرادي همچون مجيد حسيني گفت كه چالش هاي نظام آموزشي ( محتواي كتاب هاي درسي، عدم آموزش مهارت هاي زندگي در مدارس ، كنكور، رقابت هاي ناسالم، ناكافي بودن تجهيزات، نبود عدالت آموزشي و...) و صدالبته حقوق پرداختي  به معلمان كه گويي از دغدغه هاي آنان مي باشد در سياست گذاري كلان و در محيطي با حضور كارشناسان آموزشي قابل بحث و بررسي است نه با كاغذ پاره كردن و ... اگر نظر مردم را براي ادامه فعاليت خود در نقد نظام تعليم و تربيت جويا هستيد به حضور مجيد حسيني  در برنامه تلويزيوني " تب و تاب " و رکورد رای منفی در طول 6 برنامه این مجموعه، توجه كنيد و دست از سر آموزش و پرورش برداريد لطفا!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

منتشرشده در یادداشت

گروه استان و شهرستان ها/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ « مهدی بهرامی اقدم » روحانی و موسس مدرسه قرآن و عترت بناب از مدیر صدای معلم به اتهام " نشر اکاذیب در فضای مجازی " شکایت کرده است .

به تازگی « سازمان سنجش آموزش کشور » هم به صف شکات علیه صدای معلم پیوسته است .

« صدای معلم » پیش تر و در دفعات متعدد نسبت به ادامه چنین روندی در برخورد با معلمان منتقد به « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش هشدار داده بود .

معاون رئیس جمهور  و رییس سازمان اداری و استخدامی کشور به تازگی گفته است : ( این جا )

" برخی کارگزاران، مدیران و کارکنان دولت به مفهوم حقوق شهروندی آشنا و مسلط نیستند .

آموزش حقوق شهروندی در نظام اداری به کارکنان بر اساس برنامه ای که از سوی سازمان اداری و استخدامی کشور ابلاغ شده است باید در دستور کار مدیران باشد.
مردم باید مطالبه گری کنند و مدیران ملزم به پاسخ گویی هستند ... )

پورمحمدی، استاندار آذربایجان شرقی در دیدار با هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، مدیران مسوول و خانه مطبوعات آذربایجان‌شرقی گفته است: هیچ مدیر دولتی حق شکایت از اصحاب رسانه را ندارد.

موضع وزیر آموزش و پرورش تاکنون " سکوت " بوده است .

بخشی از کارنامه « سید محمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش در مورد " معلمان منتقد " :

* در  وزارت بطحایی مدیر آموزش و پرورش بناب از معلمان شکایت کرد .

* در وزارت بطحایی مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی از معلمان منتقد شکایت کرد .

* در وزارت بطحایی مدیر کل آموزش و پرورش استان خوزستان از سایت عصر خبر شکایت کرد . ( این جا )

* مدیر کل آموزش و پرورش قم هم در ردیف شکات قرار گرفته است .

* اخیرا هم مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز به صف شکایت کنندگان پیوسته است .

یکی از نکات قابل توجه ، قابل تامل و البته قابل تحسین در وزارت فانی و دانش آشتیانی سعه صدر بالا  و تحمل مخالفان و منتقدان نسبت به سیاست ها و عملکردهای وزارت آموزش و پرورش بود .

اما گویی « سید محمد بطحایی » دارد در این زمینه رکورد می زند .

شاید بتوان پایه گذار چنین فضایی را در وزارت یک ساله بطحایی ، « علی اللهیار ترکمن » دانست ...... ( این جا )

« صدای معلم » از مسئولیت شناسی آقای  « مجید شاهی » تشکر و قدردانی می کند .

« صدای معلم » از همه همکاران و دوستانی که در این مدت حمایت های بی دریغ خود را نسبت به رسانه خودشان ابراز داشته اند تشکر و قدردانی می کند .

منتشرشده در یادداشت

تقدیرنامه معلمان و استفاده ابزاری سیاسیون از آموزش و پرورش و جایگاه معلمان

واژه تقدیرنامه را نامه ای از وزیر یا رئیس برای تشویق کارمند تعریف کرده اند، نامه ای برای انجام وظایف کارمند در مواردی که عملکرد او مورد رضایت یا حتی بیشتر از انتظار است از سوی مقام مافوق تدوین وارسال می شود. تقدیرنامه های پروپاگاندایی که تا دورترین روستاها نیز نفوذ می کند و زمینه سوءاستفاده از جایگاه و مقام معلم را ایجاد می کند، چه کسی اینها را کنترل می کند ؟

در چند سال اخیر در وزارت آموزش و پرورش دستورالعمل هایی برای صدور این تقدیرنامه صادر شده است که نحوه صدور تقدیرنامه ها را کنترل کنند . حتی کمیته ای که در سطوح مختلف نحوه صدور تقدیرنامه ها را مدیریت می کنند، تا این قسمت همه مراحل قابل قبول و کاملا منطقی ؛ زیرا به نظر می رسد فلسفه وجودی این کمیته ها با دستورالعمل های طولانی با ماده و تبصره های متعدد این است که نحوه صدور تقدیرنامه ها کنترل شود و فعالیتهای قابل تقدیر همه فرهنگیان با یک میزان ارزیابی شود .

با این نوع نگاه وجود دستورالعمل ها و کمیته های متعدد که در راستای ایجاد عدالت و تامین منافع معلمان را می توان توجیه کرد، اما زمانی که خروجی این همه دستورالعمل و کمیته های اجرایی تحت الشعاع مافیای قدرت قرار می گیرد و از یک نوع تقدیرنامه ،هزاران کپی گرفته و به صورت کیلویی در بین فرهنگیان توزیع می شود، باید پرسید :

چه چیز را می توان باور کرد؟

تقدیرنامه معلمان و استفاده ابزاری سیاسیون از آموزش و پرورش و جایگاه معلمان

تقدیرنامه هایی که آموزش و پرورش را صحنه سیاست بازی می کند و متاسفانه باب سوءاستفاده از جایگاه معلم را فراهم می کنند، تقدیرنامه های با دو امضا که اسم نماینده مجلس و یا چهره سیاسی در سمت راست نوشته می شود و معاون وزیر در سمت چپ و با متن های مختلف به دست معلمان می رسد.

باز هم تا اینجا را می پذیریم خدا را شکر حداقل نامی از معلم در برگه ای برده شد،اما صحنه تلخ آنجاست که این برگه ها زمانی که در مناسبت های محتلف مانند ارزشیابی سالانه، انتخاب معلم نمونه، ساماندهی و....حکم کاغذ پاره را پیدا می کنند، مسئول کارگزینی تقدیرنامه را با نگاه پرمعنا دست معلم می دهد که این تقدیرنامه با وظایف شغلی ارتباطی ندارد و فاقد امتیاز است، برگه ای با امضای دو مقام معتبر اما بدون ارزش.....

به راستی یک معلم تا کجا باید تحقیر شود ؟

تا کجا باید مورد سوءاستفاده قرار گیرد ؟

واقعیت را نباید انکار کرد همین هفته تعداد زیادی از فرهنگیان از این نامه های واجد دو امضاء دریافت کردند و تا اسفند سال آینده صدها هزار مورد از این تقدیرنامه ها صادر خواهد شد چرا که آموزش و پرورش سیاست زده ما بهترین زمینه را برای استفاده سیاسیون در ایام انتخابات ایجاد کرده است، سونامی تغییرات هر دو سال یک بار بعد از انتخابات مجلس و ریاست جمهوری که تا اتاق سرایداری و آبدار خانه مدارس هم کشیده می شود، مصداق بارز آموزش و پرورش سیاست زده و بیمار ماس ؛، تقدیرنامه های پروپاگاندایی که تا دورترین روستاها نیز نفوذ می کند و زمینه سوءاستفاده از جایگاه و مقام معلم را ایجاد می کند، چه کسی اینها را کنترل می کند ؟

کجا باید به معلمان پاسخ داده شود ؟

قانون ها و تبصره ها را چه کسی می نویسد ؟

سخن این است که اگر قرار است با این همه بخشنامه و دستورالعمل و کمیته صدور تقدیرنامه برای معلمان به قدری کنترل شود که دریافت آن برای فرهنگیان به رویا تبدیل می شود،چگونه یک دفعه درها گشوده می شود و کیلو کیلو کاغذ به عنوان تقدیرنامه در ایام انتخابات از وزارت آموزش و پرورش خارج می شود در اختیار نمایندگان و چهره های سیاسی قرار می گیرد و در زمان دریافت امتیاز اما کاغذ پاره ای بیش محسوب نمی شود،چه باید کرد ؟

اگر قرار اجبار است که باید این نوع تقدیرنامه صادر شود و گریزی از ترک تازی سیاسیون در خانه آموزش و پرورش وجود ندارد، پس تدبیر شود که معلم تحقیر نشود و حداقل امتیازی به این برگه ها تخصیص یابد !

باور کنید تحقیر معلم با هیچ توجیهی قابل قبول نیست.

فرهنگیان سلام


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نگاهی بر عملکرد حجت الاسلام علی ذوعلم و چرخش سیاست های دولت در آموزش و پرورش

 

توئیت های قشنگ  آقای بطحایی که در آنها  بدیهیاتی از آموزش و پرورش مدرن مانند آموزش بدون اجبار ، آموزش در قالب بازی ، حذف تکالیف اجباری ، حذف آزمون های تستی کنکور در دوره ابتدایی و... بیان می شود ربطی به عملکرد واقعی وزیر و معاونان او ندارد . این تبلیغات علاوه بر چهره سازی برای وزیر در میان اقشار متوسط جامعه و روشنفکران که از آموزش و پرورش ناکارآمد ایدئولوژیک به ستوه آمده اند ، نوعی فرار از رو به رو شدن با مشکلات واقعی وزارتخانه مانند کمبود معلم ، فرسودگی دیوار و سقف  30 درصد مدارس ، تجهیزات گرمایشی عقب مانده مثل والور و بخاری نفتی در مدارس روستایی، استفاده از معلمان آموزش ندیده و ضعف سیستم نظارتی وزارتخانه و صدها مساله واقعی کف مدرسه  است.

حرفهای یک مدیر اجرایی باید در قالب برنامه قابل اجرا بیان شود. در برنامه اجرایی  چند عامل باید کاملا معلوم باشد:

1- مشخصات  وضع موجود 2- مشخصات وضع مطلوب 3- در اختیار داشتن  لوازم و امکانات برای عبور از وضع موجود به وضع مطلوب 4- زمان لازم برای رسیدن به وضع مطلوب. 

فقدان هر یک از 4 عمل فوق ، وعده یا سخن مدیر اجرایی را تا حد شعار تنزل می دهد. نه تنها وزیر آموزش و پرورش بلکه اغلب مسئولان وعده هایی می دهند که چارچوب برنامه ای ندارد و بیان نظرات شخصی یا رویا ها و آرزوهای اقشار مخاطب آنها  است. البته مخاطب یعنی ما هم مقصریم ، زیرا به محض اینکه مسئولی حرف دل ما را بزند قند توی دلمان آب می شود و عاشق و شیفته او می شویم.

انتصاب علی عسگری و ذوعلم هر چند هر دو روحانی هستند در دو  دسته بندی متفاوت جا می گیرد. ذوعلم از جمله اصولگرایانی است که نگاه امنیتی به مقوله فرهنگ دارد و  معتقد به  مهندسی فرهنگی است

انتصاب ذوعلم به عنوان رییس  سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ( مغز دستگاه آموزش و پرورش) یک چرخش در سیاست های دولت در آموزش و پرورش است و البته ربط زیادی به بطحایی و نوبخت و واعظی ندارد. این تصمیم در خارج از دولت و برای رفع نگرانی حوزه های علمیه و بیت رهبری اتخاذ شده است.

آموزش و پرورش از نظر ایدئولوژیک یک نهاد حاکمیتی است، نقاط کلیدی آموزش و پرورش به طور سنتی در اختیار اصولگرایان دوآتشه است اما پست های فرعی و اداری  ، با رعایت پروتکل های اداری مانند استعلام از نهادهای امنیتی و قضایی به  ورژنی از  اصلاح طلبان یا تکنوکراتها واگذار می شود.

حضور  حجت الاسلام علی‌اکبر رشاد، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، بنیان‌گذار و رئیس و عضو هیئت علمی  پژوهشگاه  فرهنگ و اندیشه اسلامی، مؤسس و رئیس حوزهٔ علمیهٔ امام رضا و رئیس شورای حوزه‌های علمیهٔ استان تهران در جلسه تودیع دکتر تورانی و معارفه آقای ذوعلم اهمیت و جهت این انتصاب را نشان می دهد.

آقای ذوعلم از سال 1390 تا آذر 1397 رییس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بود. وی ماه پیش از این سمت استعفا داد و قرار بود فقط کار مطالعاتی بکند . پیش از آن ذوعلم  در بهمن 84 طي حكمي از سوي محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش وقت، به عنوان مشاور وزير و مديركل دفتر برنامه‌‌ريزي و تأليف كتب‌ درسي منصوب شد.

نگاهی بر عملکرد حجت الاسلام علی ذوعلم و چرخش سیاست های دولت در آموزش و پرورش

در مدت زمان مسئولیت  ذوعلم در دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی ، حذف تصویر  خليج فارس از پشت جلد كتاب فارسی سال اول دبستان " بخش بنویسیم "  و حذف پادشاهان از كتب درسي، چالش برانگیز و نهایتا باعث شد که  وی در تاريخ 4 مهر 88 از سمت خود استعفا بدهد. اما محی الدین بهرام محمدیان رییس سازمان پژوهش وقت ، ذوعلم را به عنوان مدير برنامه درسي ملي و مشاور رئيس سازمان پژوهش نگه داشت.

ذوعلم از جمله اصولگرایانی است که نگاه امنیتی به مقوله فرهنگ دارد و  معتقد به  مهندسی فرهنگی است. او از طرفداران تسلط الگوی آموزشی و تربیتی حوزه در آموزش و پرورش است. ذوعلم معتقد است که "سازمان پژوهش فقط متعلق به دولت نیست و به امت اسلامی تعلق دارد."

حجت الاسلام رشاد در مراسم معارفه  گفت : "آقای ذوعلم با نظر وزیر آموزش و پرورش، رئیس جمهوری و رهبر معظم انقلاب انتخاب شدند." وی افزود : "باید ببینیم چرا این نسل این گونه بار آمدند؟ قطعا ما مقصر هستیم و آموزش و پرورش هم در این موضوع تأثیر داشته است." وی ادامه داد: "به عنوان مثال پدر و مادر هنگام باروری و غذا دادن به فرزندشان باید به حلال و حرام توجه داشته باشند ."

رشاد با بیان اینکه سازمان پژوهش طعام نسل آینده را فراهم می‌کند، تأکید کرد: "باید مراقب بود مطالب نادرست به دانش آموزان القا نشود و اگر حتی در یک مورد بی احتیاطی باعث زاویه دار شدن اعتقادات یک نوجوان شود سازمان پژوهش مسئول است."

آقای بطحایی با آمدن ذوعلم قاعدتا باید ترمز تیم رسانه ای موازی را بکشد و انتشار توئیت های قشنگ را متوقف کند . آیا همچنان به دوگانه گفتاری و دوگانه رفتاری خود ادامه  می دهد؟

گروه تلگرامی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش و دخالت نمایندگان مجلس

 تیمور علی عسگری معاون حقوقی جدید وزارت آموزش و پرورش امروز در مراسم معارفه اظهار کرد: بنده زمانی که در معاونت پارلمانی دانشگاه آزاد حضور داشتم راهبردهایی را نوشتم که براساس آن در حوزه مجلس حتی برای دبیران کمیسیونها و راننده‌ها نیز برنامه داشتیم چون واقعا اعتقاد دارم که اگر آنها بخواهند می‌توانند یک وزیر را بیندازند.

وی افزود: آموزش و پرورش زیربنایی‌ترین وزارتخانه کشور است که از آن غفلت شده و سند تحول بنیادین باید مدنظر باشد و از صدر تا ذیل نظام با آن همکاری کنند؛ در صحبت با یکی از مقامات قضایی پرسیدم که چرا این قدر زندان آن هم با ساختمانهای شیک می‌سازید اما هزینه آن را برای ساخت مدارس اختصاص نمی‌دهید.

معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش گفت: ما معتقد به مثبت‌اندیشی هستیم و درباره درخواست‌های نابه جای نمایندگان مجلس، دعواها را خودم خواهم کرد اما باید از پیشنهادات آنها در بخش‌های مختلف مثل بودجه استقبال کنیم، اگر می‌خواهید با آنها دعوا کنید، خیلی شفاف بگویید کار شما قانونگذاری است و دخالت آنها در مباحث اجرایی را به شورای نگهبان گزارش کنیم و بگوییم آنها در کار قوا تداخل ایجاد می‌کنند.

 در حین صحبت‌های حجت‌الاسلام عسگری یکی از فرهنگیان بازنشسته پرسید که چرا 40 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مجلس به آموزش و پرورش بی‌اعتنا است؟ که او در پاسخ گفت بخشی از معوقات بازنشستگان پرداخت شده است و ما در این رابطه مطالبه‌گر خواهیم بود و تلاش می‌کنیم تبعیض‌های ناروا برداشته شود.

خبرگزاری تسنیم

انتهای پیام/

گروه رسانه/

واکنش فهیمه طباطبائی خبرنگار روزنامه همشهری به انتصاب حجت الاسلام علی ذوعلم

کمی پس از انتصاب حجت الاسلام علی ذوعلم به عنوان رئیس  جدید سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش‌ و پرورش فهیمه طباطبایی خبرنگار آموزش و پرورش روزنامه همشهری به این انتصاب در صفحه شخصی خود واکنش نشان داد . ( 1 )

این خبرنگار پیش تر به بازداشت معاون رسانه ای مرکز اطلاع رسانی و  روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش واکنش نشان داده بود . ( 2 )

« صدای معلم » از مسئولیت شناسی این خبرنگار آگاه و دلسوز تشکر و قدردانی می کند و امیدوار است تا سایر خبرنگاران و اهل رسانه نیز نسبت به این وقایع واکنش درخوری داشته باشند .

« صدای معلم » از « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش می خواهد تا در مورد دلایل کارشناسی این انتصاب شفاف سازی کرده و به افکار عمومی پاسخ گو باشد .

پرسش این رسانه آن است که آیا این کارها به تعمیق " حرفه ای شدن فرآیند آموزش " کمکی خواهد کرد و آیا این انتصاب ها به سیاسی شدن آموزش و پرورش و دخالت سایر نهادهای بیرونی در این وزارتخانه نخواهد انجامید ؟

( 1 )

واکنش فهیمه طباطبائی خبرنگار روزنامه همشهری به انتصاب حجت الاسلام علی ذوعلم

( 2 )

واکنش فهیمه طباطبائی خبرنگار روزنامه همشهری به انتصاب حجت الاسلام علی ذوعلم

پایان پیام/

منتشرشده در گفت و شنود

گروه رسانه/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ « مهدی بهرامی اقدم » روحانی و موسس مدرسه قرآن و عترت بناب از مدیر صدای معلم به اتهام " نشر اکاذیب در فضای مجازی " شکایت کرده است .

به تازگی « سازمان سنجش و آموزش کشور » هم به صف شکات علیه صدای معلم پیوسته است .

« صدای معلم » پیش تر و در دفعات متعدد نسبت به ادامه چنین روندی در برخورد با معلمان منتقد به « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش هشدار داده بود .

معاون رئیس جمهور رییس سازمان اداری و استخدامی کشور به تازگی گفته است : ( این جا )

" برخی کارگزاران، مدیران و کارکنان دولت به مفهوم حقوق شهروندی آشنا و مسلط نیستند .

آموزش حقوق شهروندی در نظام اداری به کارکنان بر اساس برنامه ای که از سوی سازمان اداری و استخدامی کشور ابلاغ شده است باید در دستور کار مدیران باشد.
مردم باید مطالبه گری کنند و مدیران ملزم به پاسخ گویی هستند ... )

موضع وزیر آموزش و پرورش تاکنون " سکوت " بوده است .

بخشی از کارنامه « سید محمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش در مورد " معلمان منتقد " :

* در  وزارت بطحایی مدیر آموزش و پرورش بناب از معلمان شکایت کرد .

* در وزارت بطحایی مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی از معلمان منتقد شکایت کرد .

* در وزارت بطحایی مدیر کل آموزش و پرورش استان خوزستان از سایت عصر خبر شکایت کرد . ( این جا )

* مدیر کل آموزش و پرورش قم هم در ردیف شکات قرار گرفته است .

* اخیرا هم مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز به صف شکایت کنندگان پیوسته است .

یکی از نکات قابل توجه ، قابل تامل و البته قابل تحسین در وزارت فانی و دانش آشتیانی سعه صدر بالا  و تحمل مخالفان و منتقدان نسبت به سیاست ها و عملکردهای وزارت آموزش و پرورش بود .

اما گویی « سید محمد بطحایی » دارد در این زمینه رکورد می زند .

شاید بتوان پایه گذار چنین فضایی را در وزارت یک ساله بطحایی ، « علی اللهیار ترکمن » دانست ...... ( این جا )

« صدای معلم » از مسئولیت شناسی و آگاه سازی " این نیروی ستادی " تشکر و قدردانی می کند .

« صدای معلم » از همه همکاران و دوستانی که در این مدت حمایت های بی دریغ خود را نسبت به رسانه خودشان ابراز داشته اند تشکر و قدردانی می کند .

منتشرشده در یادداشت

  گروه اخبار/

این در حالی است که در چند سال گذشته تعدادی از زمین خواران و قانون شکنان در جهت نابودی فضاهای خدمات شهری، آموزشی، بهداشتی و سبز و گردشگری مهاباد و تغییر کاربری غیر قانونی اراضی شهری قدم برداشته و تشکل های مردم نهاد و فعالین رسانه ای دلسوز با اطلاع رسانی و حضور به موقع جلوی رانت های ایجاد شده را سد نموده اند اما به جای قدردانی و تشکر از این فعالین مدنی و رسانه ای اقدام به احضار و فشار و بازجویی های بلند مدت آنان می نمایند.

انتصابات بطحایی وزیر آموزش و پرورش و دیدگاه منتقدان  سید محمد بطحایی در روزهای اخیر در اقدامی عجیب چهره ی ظاهری وزارت خانه را تغییر داد و با ادغام اداره کل دفتر وزارتی و مرکز اطلاع رسانی و با عزل مدیران آنها امیر علی نعمت الهی از اعضای حزب اعتدال و توسعه را که چند ماه قبل بدون هیچ سابقه ای در آموزش و پرورش به عنوان معاون پارلمانی به کار گمارده بود به عنوان قائم مقام وزیر، و مدیر کل دفتر وزارتی و رئیس مرکز اطلاع رسانی منتصب کرد .

بطحایی قبل از این نیز افرادی چون فاطمه مهاجرانی و مریم جمشیدی و ... را که اعضای این حزب هستند بدون هیچ سابقه ای در آموزش و پرورش به سمت های مهم نصب کرده بود ولی اقدام اخیر بطحایی از جنبه های مختلف قابل تامل است !

این به نعمت الهی با وجود انتصاب کمتر از چهار ماه ۳ سمت مهم و حساس را تقدیم کرد !

این انتصاب ها با چه استدلال و منطقی انجام گرفته است ؟

نعمت الهی با چه رزومه و توانایی به عنوان قائم مقام وزیر بزرگ ترین وزارت خانه ی کشور گمارده شد ؟ این نوع دفاع و تبلیغ بطحایی نوعی خود زنی است و جایگاه او را در بین منتقدان و معلمان بدتر خواهد کرد

ادغام دفتر وزارتی و روابط عمومی بر چه اساس و چه اهدافی انجام شد ؟

قطعا سوالاتی از این دست ممکن است برای افراد پیش بیاید . نقدهایی به این کارها و کلیت عملکرد و رویکرد بطحایی مطرح شده و می شود ! و این باعث شد تیم رسانه ای موازی وزیر دست به کار شوند و در حمایت از اقدامات وزیر منتقدان را زیر سوال ببرند !

در یکی از این واکنش های جالب سایت شبستان منتقدین را زیر سوال می برد.

سایت شبستان که طبق شنیده ها نزدیک به سازمان تبلیغات اسلامی است و در دوره ی وزارت بطحایی همراه و مدافعش بوده است در قسمت معرفی خود این گونه نوشته است :

(خبرگزاری شبستان به شکل آزمایشی از سال 1383 در پوشش اخبار کانونهای فرهنگی هنری مساجد کل کشور گام برداشت و در بهمن ماه 1386 با دریافت مجوز خبرگزاری از معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت خود را در فضای مجازی به صورت رسمی آغاز کرد. و سرویس های آن شامل قرآن و عترت، مهدویت، اندیشه، مسجد و کانون های مساجد، جهان اسلام و سیاسی می باشد.)

سایت شبستان در این گزارش می نویسد :

"  برخی از منتقدان این تغییرات را «کودتا»  نامیده اند و تاکید دارند، وزیر آموزش و پرورش می خواهد مهره های خود را در این وزارت خانه بچیند. همه مردم با انتصابات سیاسی و حزبی آن هم در نظام تعلیم و تربیت کشور مخالف هستند اما  به کار بردن کلمه کودتا برای تغییر رئیس روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش که همین منتقدان به نحوه عملکرد آن هم انتقاد داشتند، نشان از خصومت های شخصی دارد چراکه پیش از این نیز انتصابات بطحایی را سیاسی نامیده بودند اما به این میزان هجمه وارد نشده بود. گویا ساز منتقدان وزارت آموزش و پرورش در همه شرایط ناکوک است و در برخی از مواقع به دلایل نامشخص ناکوک تر می نوازد.

نکته قابل تامل این است که این منتقدان همیشه حاضر در صحنه  همه وزاری منتصب در این وزارت خانه را مورد هجمه قرار داده اند و تاکنون وزیر مطلوب از دید منتقدان وجود نداشته است، حداقل یک اقدام موثر داشته باشد. برای آنان تفاوتی ندارد یک روز از سکانداری  وزیر آموزش و پرورش گذشته باشد یا چهار سال.  قلم آنان همیشه با نقد به مقام عالی وزارت خانه می تازد. در زمان سکاندری بطحایی هم این قلم ها پررنگ تر شدده است و  همین موضوع موجب شده است که وزارت آموزش و پرورش بیش از هر زمانی دیگر درگیر حاشیه شود و طرح ها و اقدامات مهم و مثبت و منفی وزارت آموزش و پرورش دیده نشود."

اینکه به صورت عاجل تغییر و تحولات مدیریتی از جمله ادغام و عزل و نصب در روزی که جلسه مدیران کل برگزار می شود و سپس از دسترس خارج کردن سایت وزارت خانه در یک روز انجام می شود بی شباهت به آن کار نیست !!

این سایت مدعی شده این منتقدان همیشه نقد می کنند بدون اینکه راهکاری بدهند !

انتصابات بطحایی وزیر آموزش و پرورش و دیدگاه منتقدان

کجای اصول نقد نوشته که افراد باید در زمانی یا مدیریت فردی نقد کنند و در زمانی و مدیریت فرد دیگر تعریف کنند یا ساکت باشند ؟

کجای اصول نقادی بیان شده که نقاد باید حتما راهکار هم بدهد ؟ این حرف طنز شبیه آن می ماند که شما بر دید مکانیکی و از کارکرد ماشین تان ایراد بگیرید مکانیک به شما بگوید : تو که ایراد گرفتی حالا باید بگویی چطور درست کنم !

این همه کارمند رسمی و غیر رسمی دارند مجیز وزیر را می گویند و شبانه روز تبلیغ طرح و عملکردش را می کنند آیا شنیدن گاه به گاه صدایی متفاوت این قدر دردناک است ؟

آیا طرح های بطحایی به قدری فشل و یا ناکارآمد هستند که با انتقاد چند نفر از کار می افتند !؟

در واکنشی دیگر محمد خرم با باشگاه خبرنگاران مصاحبه ای کرده است :

انتصابات بطحایی وزیر آموزش و پرورش و دیدگاه منتقدان

در بخشی از این مصاحبه آمده است :

" وی با اشاره به اینکه وزیر همواره برای عزل و نصب‌ها از اتاق فکری کارشناس و فرهنگی بهره گرفته می‌شود، گفت:

"جابه جایی نیرو در تمامی نهاد‌ها امری طبیعی است، با توجه به اینکه آموزش و پرورش توان بالایی در تربیت نیرو دارد نیرو‌های بسیاری را به دیگر نهاد‌ها مامور کرده است به عنوان مثال از آموزش و پرورشی ها در سمت شهردار و معاون شهردار اشتغال داشتند و برخی اکنون در سمت معاون وزیر فعال هستند.

مشاور وزیر آموزش و پرورش تصریح کرد: وزیر آموزش و پرورش همواره سعی دارد با استفاده از ظرفیت‌های موجود بهترین خروجی را برای جامعه ذینفعان ایجاد کند، تعابیر نادرست و مختلفی که از تغییر و تحولات نیروی انسانی این وزارتخانه مطرح می‌شود، دور از انصاف است."

جدا از غلط های نگارشی و تایپی متن، خرم هم دلربایی از مدیر ارشد خود کرده و انتصابات وی را کارشناسی شده و به اتاق فکر ربط داده است و از ظرفیت بالای آموزش و پرورش در تربیت نیرو و صادرات آن به دیگر نهادها گفته است و در نهایت منتقدان بطحایی را به دوری از انصاف نسبت داده است !

فکر می کنم خرم نقد منتقدان را دقیق ندیده است یا خود را به ندیدن زده است چون یکی از نقدهای منتقدان انتصاب افراد خارج آموزش و پرورشی فاقد صلاحیت است !

در پایان شعری از سعدی می گویم :

 گر تو قرآن بدین نمط خوانی 

ببری رونق مسلمانی 

این نوع دفاع و تبلیغ بطحایی نوعی خود زنی است و جایگاه او را در بین منتقدان و معلمان بدتر خواهد کرد.


انتصابات بطحایی وزیر آموزش و پرورش و دیدگاه منتقدان

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور