
اینکه بگوییم نمایندگان مجلس برای انتصابات قومی قبیله ای به آموزش و پرورش فشار می آورند سخن درست اما ناتمامی است. دخالت نمایندگان حرف تازه ای نیست و بارها از سوی منتقدان بیان شده است. اما این حرف ناتمام است زیرا دو نکته در این گزاره ناگفته مانده است.
نکته اول این است که دخالت احزابی مانند اعتدال و توسعه و مجمع فرهنگیان و... و افراد ذی نفوذ غیر از نمایندگان مجلس ، مانند رییس سازمان برنامه (نوبخت ) ، استانداران ، امامان جمعه و جماعت و حوزه های علمیه و مراجع تقلید و برخی نهادهای امنیتی در عزل و نصب ها ناگفته مانده است.
نکته دوم این است که مکانیسمِ اعمال و اثرگذاری این فشارها بیان نشده است.آنها که نمی توانند مدیری را عزل یا نصب کنند. کانال اعمال فشار شخص وزیر است. وزیر در مقابل فشارها و توصیه ها برای عزل و نصب ها ، تمکین می کند و همین تسلیم شدن ها ، دخالت ها را افزون تر و اشتهای مداخله گران را زیادتر می کند.
گاهی حرفهایی زده می شود که آدم شک می کند که ممکن است برای پرت کردن حواس مخاطب از مسایل مهمتر باشد. این روزها دو نمونه از دخالت یک نهاد و یک شخص در امور آموزش و پرورش مطرح شده است . اول اینکه آیت الله جعفر سبحانی حذف تکلیف شب بچه ها خلاف شرع اعلام کرده است.
دوم اینکه بر اساس اخبار موثق یک نهاد امنیتی سه ماه پیش از وزیر خواستار استعفا (نه برکناری ) نجات بهرامی معاون رسانه ای روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش می شود.
وزیر به جای دفاع از مدیرش به آقای بهرامی پیام می دهد که: " استعفا بده و از جلو چشم دور شو وگرنه فلان نهاد تو را بازداشت می کند. "این عمل وزیر از نظر اخلاقی ، قانونی و اداری مردود و بزدلانه است.
نهاد امنیتی حق ندارد به یک وزیر پیغام بدهد که مدیر تو یا استعفا بدهد یا او را می گیریم. وزیر باید از کارکنان خود در چهارچوب قانون دفاع کند. انتقال این پیام از جانب وزیر هم ذلیلانه و خلاف عزت بوده است.

آقای بهرامی که به بی گناهی خودش اطمینان دارد می گوید : " من کاری نکرده ام که استعفا بدهم . شما اگر لازم می دانید من را طبق روال اداری برکنار کنید ."
مدتی می گذرد و این تصور پیش می آید که وزیر بلوف زده است. چگونه یک انسان می تواند به حق نگران دخالت وکلای مجلس در عزل و نصب مدیران باشد اما داخل ستاد وزارتخانه و بیخ گوش خودش ، ظلم به نجات بهرامی را نبیند؟
ناگهان ، نهاد امنیتی ، آقای نجات بهرامی را بازداشت و به اوین منتقل می کند.بعد از شش روز او را آزاد می کنند. وزیر او را به مرخصی می فرستد و حالا تحت فشار وزیر است که به مدرسه برگردد.
در واقع وزیر برای وادار کردن یک مدیر خود که هیچ گونه تخلفی نداشته با یک نهاد امنیتی دست به یکی می کند. این کار یعنی استفاده از تهدید و اعمال زور توسط یک نهاد خارج از آموزش و پرورش به عاملیت شخص وزیر.
این تحلیل در بین مدیران ستادی وجود دارد که کل ماجراساخته و پرداخته دفتر وزیر و تیم رسانه ای موازی بوده است که حضور فردی مستقل در معاونت رسانه ای وزارتخانه را مزاحم کارهای باندی خود می دیده اند و با گزارش های دروغ به نهادهای امنیتی زمینه پرونده سازی و بازداشت آقای بهرامی را فراهم کرده اند.

چگونه یک انسان می تواند به حق نگران دخالت وکلای مجلس در عزل و نصب مدیران باشد اما داخل ستاد وزارتخانه و بیخ گوش خودش ، ظلم به نجات بهرامی را نبیند؟
کمی غیرت وجربزه هم خوب است. کمترین تقاضا ابقای آقای بهرامی در سمت معاون رسانه ای است . اگر تخلفی کرده پرونده اش را به هیات رسیدگی به تخلفات اداری بفرستید.
گروه اخبار/
پیش تر گزارشی در صدای معلم با عنوان : "
مقارن شدن نخستین روز آغاز امتحانات پس از شب یلدا چه نسبتی با مدرسه شاد و بدیهی ترین اصول تربیتی و آموزشی دارد ؟
رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش و سرپرست فعلی آموزش متوسطه و چند پرسش! " ( این جا ) منتشر گردید .
در بخشی از این گزارش آمده بود :
" آیا دانش آموزان قرار است " شب یلدا " را در استرس و یا اضطراب ناشی از امتحان فردایشان بگذرانند و دائما این نهیب را از والدین بشنوند که فردا امتحان داری ؟
مدارس شاد و یا با نشاط که وزیر آموزش و پرورش دائما از آن صحبت می کند اساسا چه هستند و نسبت به آن با این گونه بخشنامه های خشک و غیرقابل انعطاف کدام است ؟
آیا شایسته نبود همان گونه که وزیر آموزش و پرورش به خاطر فوتبال فرصتی برای دورهم بودن دانش آموزان را فراهم می کند کمی هم به خودش و معاونش به سنت های پسندیده و کهن ایرانی توجه می کرد و احترام می گذاشت ؟
چگونه است زمانی که " ماه رمضان " با ایام تحصیلی مقارن می شود در دو نوبت مدارس و ادارات با چند ساعت تاخیر هنگام صبح آغاز می شود و یا در این ایام و یا ماه محرم مسئولان آموزش و پرورش و مدیران به معلمان توصیه می کنند که از برگزاری امتحانات تا حد امکان اجتناب کنند و به دانش آموزان فشار نیاورند اما حاضر نیستند حتی یک روز تقویم امتحانات را دیرتر شروع کنند ؟
اگر این گونه کارها و تصمیات توسط افرادی با افکار ایدئولوژیک و مشخص انجام می شد توجیهی داشت اما عمادی خود را اصلاح طلب و منتقد آموزش ایدولوژیک دانسته و در کانال شخصی اش از مواضع اصول گرایان و طیف مقابل به شدت انتقاد می کرد ."
به تازگی سرپرست آموزش متوسطه اظهاراتی در مورد سند 2030 در گفت و گو با خبرگزاری فارس داشته است .
این در حالی است که « عبدالرسول عمادی » مقارن با انتخابات ریاست جمهوری سال 96 در کانال خویش شعری را با عنوان " گاو 30 20 شیر ندارد" ( 1 ) را سروده بود .
« صدای معلم » در راستای شفافیت و پاسخ گویی می خواهد تا رئیس مرکز سنجش و سرپرست آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش مواضع جدید خویش را در مورد این مقوله برای افکار عمومی مشخص نماید .

اعتصاب مکتب جنگ است، لیکن بهخاطر داشته باشید که مکتب جنگ خود جنگ نیست. در اعتصاب شاهد یک قدرت دوگانهایم؛ اعتصاب مدیریت و سازماندهی میان افراد معتصب را افزایش میدهد. در واقع افراد که میبینند که هرکدامشان بهتنهایی در این سیستم نابود میشوند شروع به طغیان دستهجمعی میکنند، شاید یک امتحان برای خروج از یک وضعیت غیرقابل تحمل! دیگر حالت زبونی و یأس منفرد بودنِ خود را ندارند و آن را گام نخستی برای از بین رفتن سروری میپندارند. ای کاش نیروهای امنیتی به جای معلمان، در جست و جوی آن بزرگترهایی باشند که گهگاه سعی در اجرای مصوبات عوام فریبانهای چون معلم تمام وقت را دارند و صدها کاستی دیگر (تعویق طرح رتبهبندی و...) که در مقابل اعتراض آرام معلمان، برای خودش تخلفی ست به مراتب بزرگتر
اعتصاب شاید چشمها را به ماهیت قانون باز کند اما نباید از خاطر برد که ممکنست مترادف شود با محرومیتهای فراوان؛ هر چه نباشد مردانی برای خمکردن پشت بورژوا پا به میدان اعتصاب میگذارند، که بیگمان بیهزینه نخواهد بود و آنگاه با پذیرش صعبیهای راه شاید بتوانند تمامِ قدرت بورژوا رادَرهمشکنند. این شیوهی بدون خشونتِ اعتراض زمانی موفقیتآمیز خواهد بود که افراد حاضر بدانند چگونه تقاضای خود را مطرح کنند.
دنیای امروزی موجب ارتباط مستمر و کنش متقابل میان مردم شده است این روزها انگار برخی معلمان به یک موافقت مشترک رسیدهاند ودر سال جاری دفعاتی دست از کار کشیدند تا شاید اینگونه شکایت خود را بیان و تقاضاهای خود را تحمیل کنند.
اما ای کاش اعتراضات مدونتر و اتحادیه محور بود. اتحادیه در وهلهی اول وسیلهایست برای اصلاح توازن قدرت میان کارگران و کار فرمایان.
اتحادیهای که نه فقط مانع ابتکارات بزرگواران،بلکه در تنظیم طرحهای سازمان نقش داشته باشد.

هر چند که این امر فقط به درک صحیح معلم از کار سازمانی بر میگردد و تا شخص معلم به ضرورت اتحادیه و عضو شدن در آن پی نبرد ممکنست که اعتراضات همینقدر تهی نتیجه و پرهزینه باشد. ای کاش نیروهای امنیتی به جای معلمان، در جست و جوی آن بزرگترهایی باشند که گهگاه سعی در اجرای مصوبات عوام فریبانهای چون معلم تمام وقت را دارند و صدها کاستی دیگر (تعویق طرح رتبهبندی و...)
شاید بتوان گفت حقوق زیر خط فقری معلمان و فراوان مشکلات دیگرشان، آنقدر عیانست که دیگر نیازی به تبین هدف نیست و لزوم اتحادیه احساس نمیشود، اما باز هم میگویم که گرچه مشکلاتِ پرچم دارانعلم کشور پر واضح است، اما این اعتراضات اگر در قالب یک هویت جمعی شناسنامهدار بود به مراتب تأثیرگذارتر و کمهزینهتر بود.
گرچه از عدم خردورزیِ مسئولین نیز نمیتوان چشم پوشید، که اگر در سیستمشان تعقل حاکم بود، آنها میدانستند که تحصن معلمین، قانونیترین و آرامترین روش برای بیان نارضایتیهاست.

ای کاش نیروهای امنیتی به جای معلمان، در جست و جوی آن بزرگترهایی باشند که گهگاه سعی در اجرای مصوبات عوام فریبانهای چون معلم تمام وقت را دارند و صدها کاستی دیگر (تعویق طرح رتبهبندی و...) که در مقابل اعتراض آرام معلمان، برای خودش تخلفی ست به مراتب بزرگتر؛ لااقل به زعم من!
از اینها مبتذلتر، گروههای فرهنگیای که هستند که خود را حامی حقوق معلمان میدانند و هنوز صدای واقعه در نیامده پا پَس کشیدهاند اینها همانها هستند که سرنا را از سر گشاد آن میزنند؛ درست همانقدر کار نابلد!
چنین رفتارهایی روز به روز شأن معلم را خرد میکند، باشد تا قبل از نابودیِ نهایی، فکری اندیشیده شود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">
گروه استان و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان لرستانی برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
گروه اخبار/
حقیقتا، کدام پزشک به خاطر زیرمیزی گرفتن و خطاهای متعدد که منجر به فوت و فلج شدن و آسیب های متعدد به انسان ها می شود، این گونه در معرض دوربین قرار گرفته شده است؟! کدام قاضی به خاطر رشوه و خطاهای در صدور احکام این گونه مؤاخذه شده است؟! کدام مفسد اقتصادی این گونه قبل از صدور حکم، به مردم معرفی شده و آبرویش ریخته شده است؟!
گروه اخبار/

« نجات بهرامی » معاون رسانه ای مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش آزاد شد .
بهرامی دوشنبه 19 آذرماه با قرار کفالت آزاد شده است .
معاون رسانه ای مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی به صدای معلم گفت : از دلیل بازداشتم اطلاعی ندارم و خوشحال هستم که در خدمت همکاران حضور دارم .
« صدای معلم » تنها رسانه رسمی بود که خبر دستگیری ایشان را منتشر کرد . ( این جا )
پایان پیام/

این بخش از صحبت های آقای بطحایی وزیر آموزش و پرورش در جمع کارکنان خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا در رسانه ها بازتاب گسترده ای داشت:
"یادتونه من مسابقه فوتبال پرسپولیس با تیم ژاپنی [کاشیما] که برگزارشد گفتم که مدارس می توانند ، آنهایی که امکانات دارند (اجبار نکردم ) گفتم اونهایی که می توانند پخش کنند . نمی دونم چقدر در جریان قرار گرفتید که چه موجی ایجاد کرد؟ خود من فکر نمی کردم این اتفاق بیفتد .... باورتان می شود که برای همین موضوع من را توبیخ کردند [خنده حضار ] من هم اول خندیدم وقتی اول توبیخ شدم فکر کردم دارند شوخی می کنند ولی توبیخ رسمی شدم که تو چه کاره ای که گفتی توی مدرسه باید تلویزیون بگذارند فوتبال پخش کنند ؟"
وزیر مدعی شد که به خاطر صدور مجوز پخش فوتبال در مدارس " رسما " توبیخ شده است و به او گفته اند " تو چه کاره هستی ؟ "

پرسش مهم این است چه شخص یا نهادی و از چه موضعی و بر اساس چه اختیاراتی وزیر آموزش و پرورش را رسما توبیخ کرده است؟ مجلس از وزیر سوال می کند یا اگر نتیجه نداد او را استیضاح می کند . اگر مرجع اشاره وزیر در مساله توبیخ رسمی ،نهاد سپاه است باید تناقض بین هماهنگی ها و جلسات غیر رسمی و صمیمانه خود با فرماندهان این نهاد و انتقاد اخیر را توضیح دهد ، در غیر این صورت بگوید چه کسی یا چه نهادی او را توبیخ کرده است و دلیل بازداشت نجات بهرامی چیست؟
قوه قضاییه هم با سازوکار و روال دیگری به این مسایل واکنش نشان می دهد. اصلا ببینیم کدام مقام در سلسله مراتب اداری و سیاسی کشور می تواند یک وزیر را توبیخ کند؟
معاون اول رییس جمهور و شخص رییس جمهور این اختیار را دارند. اما بعید است که رییس جمهور یا آقای جهانگیری به وزیر بگویند : "توچه کاره هستی؟"
احتمال اینکه رهبری به پخش فوتبال در مدارس واکنش نشان داده باشد آن هم با این خطاب به وزیر که "تو چه کاره هستی" بعید است. مقام رهبری گاهی به مقامات دولتی و غیر دولتی هشدار و تذکر می دهد. مثلا در 22 تیرماه 97 به وزیر اطلاعات بابت اظهاراتش درباره متخلفان اقتصادی تذکر داد. بعد از رد احتمال توبیخ رسمی وزیر از طرف نهادها و افراد ذکر شده، این سوال اهمیت بیشتری پیدا می کند که فرد یا نهاد توبیخ کننده وزیر آموزش و پرورش کدام است؟ نهاد یا فرد یا افرادی که ظاهرا جایگاه رسمی برای توبیخ کردن وزیر ندارند ، اما از چنان اقتداری برخوردار هستند که وزیر را "رسما" توبیخ می کنند و به او می گویند : "تو چه کاره هستی ؟"
فضای عمومی و رسانه ها و منتقدان از بخشنامه وزیر در پخش فوتبال حمایت کردند و یا حداقل انتقاد نکردند.
تنها روزنامه جمهوری اسلامی (طرفدار دولت روحانی ) نوشت:" عده ای از مردم در تماس با روزنامه جمهوری اسلامی گفتند فرصت درس نباید صرف امور دیگر شود و آموزش و پرورش باید به دانش آموزان از سنین نوجوانی یاد بدهد که هر کاری باید در وقت خودش انجام شود و نظم بر زندگی همه حاکم باشد."
روزنامه به وزیر نگفته که تو چه کاره هستی و از موضعی منطقی به بیان نظر عده ای از مردم پرداخته است. اصولا یک رسانه در موقعیتی نیست که مسئولی در جایگاه وزیر را توبیخ رسمی کند.

خبرنگاران ایسنا به جای خندیدن باید از وزیر سوال می کردند که چه کسی و با استفاده از چه اختیاراتی شما را رسما توبیخ کرده است؟ سیاست در کشور ما مانند شعر سبک هندی پر از ظرافت های شاعرانه و ایهام و ابهام است. هرکس بر اساس ظن خود ضمیر اشاره مسئولان را حدس می زند. در اینجا هم فکر خواننده دنبال همان نهادی می رود که مرجع اکثر کنایه ها و اشاره های مقامات دولتی است.
اگر منظور وزیر سپاه یا فرماندهان این نهاد انقلابی بود باید توضیح می داد و یا بدهد که سپاه از چه جایگاهی و چگونه وزیر را رسما توبیخ کرده است؟ آن هم با این عبارت که تو چه کاره هستی ؟
اواخر هفته گذشته آقای نجات بهرامی معاون رسانهای روابط عمومی وزارت توسط نیروهای امنیتی (احتمالا اطلاعات سپاه ) بازداشت شد.
به گفته یکی از مدیران ستادی که خواست نامش فاش نشود، آقای بطحایی حدود 2 ماه پیش به آقای بهرامی گفته بود که برادران به او گفته اند اگر بهرامی استعفا ندهد توسط اطلاعات سپاه بازداشت می شود!

آقای بهرامی هم در جواب گفته بود که من کاری نکرده ام اگر حضور من را نمی پسندید بنده را برکنار کنید. اگر مرجع اشاره وزیر در مساله توبیخ رسمی ،نهاد سپاه است باید تناقض بین هماهنگی ها و جلسات غیر رسمی و صمیمانه خود با فرماندهان این نهاد و انتقاد اخیر را توضیح دهد ، در غیر این صورت بگوید چه کسی یا چه نهادی او را توبیخ کرده است و دلیل بازداشت نجات بهرامی چیست؟
گروه تلگرامی
( کلیپ را مشاهده فرمایید . )
"... مخلص کلام این که حال آموزش و پرورش خوب نیست و باید به دادش رسید زیرا نیروی انسانی وضعیت خوبی ندارد. حال دانش آموز خوب نیست و تراکم کلاس ها بسیار بالاست و طرح های کیفیت بخشی در این تراکم قابلیت اجرایی ندارد. همچنین حال بودجه های عمرانی مدارس، حال معلم از نظر حقوق و وضعیت معیشتی خوب نیست، وضعیت اجرای سند تحول بنیادین در آموزش وپرورش خوب نیست. روی سخن من با دولت است. دولت به داد آموزش و پرورش برسد، دولت در محاق بی تفاوتی نسبت به آموزش وپرورش فرور فته است. و این بی تفاوتی حتی به رسانه ها سرایت کرده است....
سقوط جایگاه فرهنگیان، تعطیلی مجتمع های روستایی شمیم ولایت که با پشتوانه نظری بسیار متعالی تدوین و اجرا شده بود، کاهش شدید عوامل اجرایی مدارس، کاهش و تا مرزِ نزدیک به صفر رسیدن تعداد مربیان و معاونین آموزشی، اجرایی، پرورشی، بهداشت، مشاورین خروجی این نگاه مهلک و غیرکارشناسی به سیستم تعلیم وتربیت بود.... "
بند بالا بخش هایی از گفت و گوی حاجی بابایی، رییس فراکسیون فرهنگیان مجلس و وزیر پیشین آموزش و پرورش، با یکی از خبرگزاری هاست که به درستی به گوشه هایی از گرفتاری های کنونی آموزش و پرورش کشور اشاره می کند. او بحران امروز کمبود نیرو را دست پخت وزیر پس از خود، یعنی فانی می داند و تاکید می کند که سیاست آسیب زای تعدیل نیرو با پیروی از سیاست های بلند مدت سازمان برنامه و بودجه همچنان ادامه دارد. البته خصوصی سازی های پیگیرانه وزیر کنونی نیز از سخنان نیش دار حاجی بابایی در امان نمانده و آن را پیامد سیاست فرا آموزشی دولت می داند و ...
خواندنِ این سخنان وزیر پیشین، در کنار مرور برخی از دیدگاه ها و عملکردهای دوران وزارتش، پرسش هایی را پدید می آورد که ادعاهای درست ایشان را با اما و اگرهایی همراه می کند که بوی سیاسی کاری می دهد!
بگذریم از تغییرِ 70 درصدیِ سند تحول بنیادین با فشارهای او بر نهادهای سیاست گذار، اجرای آن به شکل کاملا سلیقه ای و بدون توجه به اولویت هایش، جایگزینی نظام 6-3-3 بدون زمینه های نرم افزاری و سخت افزاری ضروری و ...

پرسش از وزیر پیشین آن است که در اوج درآمدهای سرشار نفتی دوره احمدی نژاد، که پیامد تعامل سازنده دولت اصلاحات با جهان بود، چه گره ای از گرفتاری های پر شمار و تاریخی آموزش و پرورش، و به ویژه فرهنگیان، گشوده شد؟
فروش 140 دلاری بشکه های نفت در دولت های اصول گرا و وزارت او، چه گلی بر سر آموزش و پرورش و فرهنگیان زد؟
بی گمان یکی از فرصت های طلایی برای از میان برداشتن تفاوت آشکار و آزار دهنده میان دریافتی فرهنگیان با دیگر حقوق بگیران دولت، زمان دولت اصولگرا و وزارت ایشان بود، که شوربختانه از دست رفت!
چرا در سال های پایانی آن دولت که کشور تورم 50 درصدی را تجربه می کرد، بیشینه افزایش حقوق فرهنگیان زیر 20 درصد بود!؟
با یک حساب سرانگشتی می توان نشان داد که در یکی دوسال پایانی وزارت حاجی بابایی، با وجود چندین برابر شدن درآمدهای دولت، توان اقتصادی فرهنگیان بیش از 50 درصد کاهش یافت!
شوربختانه تجربه نشان می دهد که برخوردِ دولت های اصلاح طلب، اصولگرا و میانه رو با آموزش و پرورش یکسان بوده و برای هیچ کدام، آموزش در اولویت نبوده و نیست! گرچه اگر از حق نگذریم بیمه طلایی، بزرگ ترین دستاورد دوره وزارت حاجی بابایی برای فرهنگیان بود؛ که آن نیز با توجه به عدم پی ریزی درست و محکم، به ویژه تامین منابع مالی، از گزند جانشینان او در امان نماند. بگذریم از تغییرِ 70 درصدیِ سند تحول بنیادین با فشارهای او بر نهادهای سیاست گذار، اجرای آن به شکل کاملا سلیقه ای و بدون توجه به اولویت هایش، جایگزینی نظام 6-3-3 بدون زمینه های نرم افزاری و سخت افزاری ضروری و ...

در همه دورانی که فانی به شدت تعدیل نیرو را پیگیری می کرد، حاجی بابایی نماینده پرنفوذ مجلس بود و البته هست. پرسش این جاست که چرا در آن دوران در برابر حجم گسترده تعدیل نیرو و خصوصی سازی در نهاد آموزش سکوت کرده بود؟
چرا در شش سال گذشته که شکاف میان دستمزد فرهنگیان و خط فقر بیشتر و بیشتر شد، حاجی بابایی پرچمدار جنگنده ای برای دفاع از حقوق فرهنگیان نبود؟ چرا به عنوان یکی از اثرگذارترین نمایندگان در زمان تصویب بودجه 97، در برابر کاهش غیر قانونی حقوق فرهنگیان در لایحه بودجه امسال، از میانگین 15 درصد به 10 درصد، هیچ صدای بلندی از او شنیده نشد؟

خب شاید این پرسش ها بیراهند! پس می توان انتطار داشت در هفته های آینده که لایحه بودجه 98 برای بررسی و تصویب به مجلس فرستاده می شود رییس فراکسیون فرهنگیان مجلس، بیشترین تلاش را برای افزایش بودجه آموزش و پرورش و حقوق فرهنگیان داشته باشد.
بی گمان زمان بررسی بودجه بهترین فرصت برای وزیر پیشین آموزش و پرورش است تا نشان دهد که سخنان بالا از سر دلسوزی برای نهاد آموزش است نه رویارویی های سیاسی میان رقبای حاکم.
گروه اخبار/

« نجات بهرامی » معاون رسانه ای مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش از روز چهارشنبه چهاردهم آذرماه بازداشت شده است .
به گفته یک مقام آگاه این بازداشت توسط یک نهاد نظامی – امنیتی صورت گرفته است .
هنوز هیچ مقام رسمی در مورد دلایل این دستگیری اظهار نظری نکرده است .
پایان پیام/
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان یزدی برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آماده است تا نقد مخاطبان را در مورد عملکرد وزیر آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس دهم منتشر نماید .