گروه گزارش/
تغییرات ناگهانی در بخش ستادی وزارت آموزش و پرورش واکنش های مختلفی را در میان فرهنگیان به ویژه فعالان رسانه ای معلمان ایجاد کرده است .
برخی از فعالان برای این جنس تغییرات از تعبیر " کودتا " استفاده کرده اند .
پیش تر و در زمان وزارت فانی این تغییرات با مسئولیت " کمیته انتصابات " صورت می گرفت .
« محمد خرم » در گفت و گو با یک رسانه مدعی شده است که این تغییرات در " اتاق فکر " کارشناسی شده است .
« صدای معلم » در راستای شفاف سازی و پاسخ گویی مسئولان از وزارت آموزش و پرورش به ویژه سیدمحمد بطحایی می خواهد که اسامی و سمت های این اتاق فکر برای معلمان معرفی شوند .
پرسش صدای معلم این است که بیان مواضع این وزراتخانه و پاسخ گویی بر عهده چه فرد و یا نهادی باید باشد .
پیشنهاد این رسانه برگزاری یک نشست رسانه ای با حضور وزیر آموزش و پرورش برای شفاف سازی در این موارد است .
گروه اخبار/

حسین مقصودی، نماینده مردم سبزوار در مجلس، در جلسه علنی امروز (یکشنبه، 16دی) قوه مقننه، در جریان رسیدگی به سوال خود از سید محمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش، درباره اخذ هزینه در تمامی مدارس دولتی گفت: وزیر معتقد است به اجبار پولی از دانشآموزان گرفته نمیشود در حالی که این گفته توهین به شعور مردم است چرا که در تمامی مدارس دولتی از خانوادهها پول دریافت میشود.
وی با بیان اینکه کسری بودجه وجود دارد اما طبق اصل (30) قانون اساسی تا پایان دوره متوسطه باید آموزش و پرورش رایگان داشته باشیم، افزود: تمام کودکان کشور به یک میزان از تحصیل حق دارند اما امروز این اصل اجرا نمیشود و دستهبندی و طبقهبندی مدارس بسیار زیاد است.
نماینده مردم سبزوار در مجلس در ادامه ضمن تشکر از وزیر آموزش و پرورش برای ساماندهی دانشگاه فرهنگیان و جذب دانشجو اظهار داشت: با این حال عزل و نصبهای اخیر در وزارتخانه، این نهاد را تبدیل به یک بنگاه سیاسی کرده و ترسو بودن وزیر به دلیل از دست دادن میز خود مشهود است؛ زیرا آموزش و پرورش دفتر یک حزب سیاسی خاص شده است.
مقصودی در ادامه با اسفناک خواندن اوضاع مدارس تصریح کرد: قطعا اخذ هزینه از دانشآموزان در آینده افزایش مییابد و کاش بطحایی نیز برای دفاع از فرهنگیان و دانشآموزان مثل وزیر بهداشت استعفا میداد.
وی اضافه کرد: یکی از دلایل به وجود آمدن انقلاب 57 فقر طبقاتی و فقر تحصیلی بود؛ لذا مُسکن گفتاردرمانی که در دولت فعلی به کار گرفته میشود، فایده ندارد و باید راه چارهای اندیشیده شود و نگاه وزیر به آموزش و پرورش تغییر کند.
عضو کمیسیون شوراهای مجلس با بیان اینکه در کشوری مانند نروژ سالیانه 150 میلیون تومان برای تحصیل یک دانشآموز هزینه میشود، تاکید کرد: این میزان در ایران به ازای هر دانشآموز تنها 3 میلیون تومان در سال است و طبق گفته رئیسجمهور در زمان ارائه لایحه بودجه 98 این میزان در سال آینده به یک میلیون تومان خواهد رسید که نشان میدهد شان معلم کاهش خواهد یافت.
مقصودی تصریح کرد: آموزش و پرورش اگر حفظ حرمت و جایگاه معلم را نکند، نمیتواند ابزاری برای کاهش محرومیت باشد، همچنین باید نگاه به آموزش و پرورش همراه با عدالت باشد.
وی با تاکید بر اینکه وزیر باید در سفرهای خود با والدین دانشآموزان جلسه برگزار کند تا از واقعیات باخبر شود،گفت: از یک دانشآموز برای آزمونی 7 هزار تومان دریافت میشود در حالی که هزینه آن دو هزار تومان است. همچنین هنرستانهای دولتی در شهر مشهد تصویب کرده است تا 500 میلیون تومان از خانوادهها دریافت کند در حالی که این کار غیرقانونی است.
نماینده مردم سبزوار در مجلس متذکر شد: باید آمار کسانی که دوره اول ابتدایی خود را تمام کرده اما در دوره دوم ابتدایی ثبتنام نمیکنند، اعلام شود چرا که ترک تحصیلها زیاد شده است.
مقصودی با اشاره به بررسی لایحه بودجه 98 اظهار داشت: مدارس حاشیه شهرها و مناطق محروم در تأمین آب و برق خود ماندند و دانشآموزان روستایی خانهنشین شدند چنانچه در بودجه سال 96 و 97 نیز برای شیر مدارس 200 میلیارد تومان اختصاص داده شد اما در اجرا هیچ مبلغی تخصیص نیافت. همچنین در بودجه 98 نیز برای رفاه معلمان و فرهنگیان بازنشسته هیچ اعتبار اختصاص نیافته است.
عضو کمیسیون شوراها در مجلس با تاکید بر اینکه کمک هزینه مهدکودکها، ریالی تخصیص نیافته است،گفت: بودجه 98 شفاف نیست، وزیر میگوید 9 درصد بودجه به آموزش و پرورش اختصاص یافته و معاون وی اعلام میکند این میزان 13.5 درصد است و در نهایت اینها در حالی است که 5 سال پیش بودجه اختصاص یافته به آموزش و پرورش 20 درصد کل میزان بودجه بود.
وی با اشاره به افزایش ساعات موظفی کار معلمان از 20 ساعت به 34 ساعت تاکید کرد: آموزش و پرورش نیروی باانگیزه به مدارس نمیفرستد و وضعیت آموزشیاران نهضت سوادآموزی و حق التدریسان خوب نیست اما نوبخت و رئیس جمهور اعلام میکنند برای دانش آموزان باید از بیتالمال خرج کنند و منت میگذارند و دیواری کوتاهتر از مدارس در امر صرفهجویی ندیدند.
مقصودی با انتقاد از عدم اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش تصریح کرد: دانشآموز باید زیر آوار برود و در آتش بسوزد چرا که پول مدارس داده نمیشود؛ لذا در خصوص اینکه باید برای توسعه نگاه خاص به آموزش و پرورش داشته باشیم به فهم مشترک نرسیدهایم و در بودجه 98 نیز امیدی برای حل مشکل مدارس و بازنشستگان نیست. ( تسنیم )
انتهای پیام/
گروه رسانه/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ « مهدی بهرامی اقدم » روحانی و موسس مدرسه قرآن و عترت بناب از مدیر صدای معلم به اتهام " نشر اکاذیب در فضای مجازی " شکایت کرده است .
« صدای معلم » پیش تر و در دفعات متعدد نسبت به ادامه چنین روندی در برخورد با معلمان منتقد به « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش هشدار داده بود .
بخشی از کارنامه « سید محمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش در مورد " معلمان منتقد " :
در وزارت بطحایی مدیر آموزش و پرورش بناب از معلمان شکایت کرد .
در وزارت بطحایی مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی از معلمان منتقد شکایت کرد .
در وزارت بطحایی مدیر کل آموزش و پرورش استان خوزستان از سایت عصر خبر شکایت کرد . ( این جا )
مدیر کل آموزش و پرورش قم هم در ردیف شکات قرار گرفته است .
اخیرا هم مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز به صف شکایت کنندگان پیوسته است .
یکی از نکات قابل توجه ، قابل تامل و البته قابل تحسین در وزارت فانی و دانش آشتیانی سعه صدر بالا و تحمل مخالفان و منتقدان نسبت به سیاست ها و عملکردهای وزارت آموزش و پرورش بود .
اما گویی « سید محمد بطحایی » دارد در این زمینه رکورد می زند .
شاید بتوان پایه گذار چنین فضایی را در وزارت یک ساله بطحایی ، « علی اللهیار ترکمن » دانست .... ( این جا )
« صدای معلم » از مسئولیت شناسی آقای بهرام یعقوبی تشکر و قدردانی می کند .
« صدای معلم » از همه همکاران و دوستانی که در این مدت حمایت های بی دریغ خود را نسبت به رسانه خودشان ابراز داشته اند تشکر و قدردانی می کند .
گروه استان ها و شهرستان ها/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ؛ صدای معلم همه فرهنگیان کشور را برای نقد عملکرد نمایندگان مجلس فرا می خواند .
« عثمان عباسی » در یادداشت پیشین عملکرد رسول خضری نماینده دو دوره شهرستان های پیرانشهر و سردشت در مجلس شورای اسلامی را مورد نقد و ارزیابی قرار داد . ( این جا )
« مزبان حبیبی » از معلمان شیراز عملکرد « مسعود رضایی » را مورد نقد قرار داده است .
لازم به توضیح است آقای رضایی از کسانی است که " میثاق نامه معلمی " را قبل از انتخابات مجلس امضا و تشکل های فرهنگیان هم از وی حمایت کردند ( این جا ) اما در 3 سال گذشته نه عبارتی در مورد میثاق نامه بر زبان راند و نه تشکل ها در این مورد مطالبه گر بودند ...
« مسعود رضایی » علی رغم معلم بودن از افرادی بود که از عضویت در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس خودداری کرد . ( این جا )
گروه استان ها و شهرستان ها/
سال 98 آخرین دوره فعالیت مجلس دهم است .
در راستای مطالبه گری و کنش گری مدنی معلمان ؛ « صدای معلم » از همه فرهنگیان کشور دعوت می کند تا عملکرد نماینده منطقه و یا استان خود را مورد نقد و ارزیابی قرار دهند .
گروه گزارش/

پس از کنار گذاشتن « نجات بهرامی » معاون مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش ؛« مرتضی نظری » رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی در مورد دخالت نمایندگان مجلس در توئیتی نوشت : ( این جا )
" دخالت برخی نمایندگان مجلس در امور داخلی استان ها و شهرستان ها به حد غیرقابل تحمل رسیده . مدیران تحول گرای آموزش و پرورش تحت فشار انتصابات قومی و قبیله ای هستند .آموزش و پرورش سازمان رای کسی نیست . "

این موضوع واکنش تند « جبار کوچکی نژاد » نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس را در پی داشت که خواهان عزل مرتضی نظری توسط وزیر آموزش و پرورش گردیده بود .
سرانجام این درخواست نماینده مجلس اجابت گردید و در قالب ادغام دوایر سازمانی و کوچک سازی ساختار ، نظری کنار گذاشته شد .
امروز چهارشنبه خبرگزاری پانا خبر داد « سیدمحمد بطحایی » امیرعلی نعمتاللهی را به سمت «قائممقام وزیر و سرپرست مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی» وزارت آموزش و پرورش منصوب کرده است .
متن حکم وزیر آموزش و پرورش چنین است :

" «برادر گرامی
جناب آقای امیرعلی نعمت اللهی
با سلام
در راستای اجرای تکالیف قانونی وزارت متبوع مبنی بر کاهش واحدهای سازمانی عمومی و با توجه به ادغام دفتر وزارتی و مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی و ایجاد یک واحد سازمانی جدید با عنوان مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی و نظر به مراتب تعهد، سوابق مدیریتی و تجربیات ارزشمند جنابعالی، به موجب این ابلاغ با حفظ سمت به عنوان "قائم مقام اینجانب و سرپرست مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی" منصوب میشوید.
امید است با اتکال به خداوند متعال، پیروی از منویات مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)، سیاستهای رئیسجمهور محترم و همچنین مدنظر قرار دادن استاد بالادستی در جهت تحقق اهداف عالیه نظام جمهوری اسلامی ایران و انجام وظایف و مسئولیتهای محوله موفق و موید باشید.»
امیرعلی نعمتاللهی در حال حاضر مسئولیت معاونت حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش را نیز بر عهده دارد.
ایشان متولد 1359 و دانشآموخته رشته حقوق است. در سوابقش رئیس اداره امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی، مشاور رئیس دانشگاه هنر و عضو هیأت امنای موسسه فرهنگ و هنر همچنین در سوابق سیاسی نعمت الهی عضویت در شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه در سال ۱۳۸۶ دیده می شود .
پرسش صدای معلم این است که این گونه انتصاب ها بر چه اساس و معیار مدیریتی و علمی صورت گرفته است و به غنی سازی سازمانی منجر خواهد گردید و آیا دامنه دخالت نهادها و افرادهای غیرمسئول تا کجا ادامه خواهد داشت ؟
در لحظه انتشار این گزارش ، پرتال وزارت آموزش و پرورش قابل دسترس نبود .
پایان گزارش/

امیر علی نعمتالهی متولد 1359 و دانشآموخته رشته حقوق است. در سوابقش رئیس اداره امور حقوقی و قوانین سازمان اداری و استخدامی، مشاور رئیس دانشگاه هنر و عضو هیأت امنای موسسه فرهنگ و هنر همچنین در سوابق سیاسی نعمت الهی عضویت در شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه در سال ۱۳۸۶ دیده می شود.

نعمت الهی شهریور امسال بدون هیچ سابقه ی کاری در آموزش و پرورش به عنوان معاون پارلمانی و حقوقی وزارت آموزش و پرورش منتصب شد! حال بعد از ۴ ماه خبرهای موثق حاکی از آن است که احتمالا در روزهای آتی او جایگزین شاپور محمدزاده در دفتر وزارتی خواهد شد.
قطعا به جز خود بطحایی و تیمش کسی دلیل این انتصاب و جابه جایی ها را نمی داند! نگاهی به عزل و نصب های بطحایی در موارد مختلف نشان از بی برنامگی و تلاش مضاعفش برای حفظ صندلی و بهره ی حداکثری از مواهب وزارت دارد.
عزل مرضیه گرد از سمت معاونت وزیر و انتصابش به عنوان مشاور ویژه بعد از چند ماه و عزل دوباره ی وی، انتصاب فاطمه مهاجرانی به عنوان رئیس مرکز استعداد های درخشان بدون هیچ سابقه در آموزش و پرورش، انتصاب حسین خنیفر به عنوان رئیس دانشگاه فرهنگیان که با اعتراض گسترده ی اهالی این حوزه مواجه شد. او می خواهد همه را راضی نگه دارد. آنچه که مشخص است بطحایی برنامه اصلی اش حفظ صندلی اش و استفاده ی حداکثری از نعمات دوره ی وزارت است و مابقی پوششی برای گذر زمان است
الهیار ترکمن،فاضل نظری، رخشانی مهر، مریم جمشیدی، دزفولی و اسماعیلی که سابقه آموزش و پرورشی نداشتند از جمله افرادی بودند که از وزیر حکم گرفتند!
به نظر می رسد این نوع انتصابات بیشتر، از جنس بده بستان سیاسی و تقسیم غنایم بین دوستان و آشنایان می باشد.
عزل و نصب های بطحایی در مدیران کل استانی هم تابع الگوی خاصی نیست و بیشتر تحت تاثیر عوامل برون سازمانی و توام با سردرگمی می باشد.
نکته قابل توجه اینکه بطحایی چند تن از مدیرانی که خود در سال گذشته منتصب کرد مانند مدیران کل اصفهان و زنجان و مشاورش را پس از چند ماه عزل کرد. یا در خصوص تغییر مدیر کل شهر تهران که دلیل عزلش غیر مدیریتی می نمود ؛ آیا بطحایی عملکرد باقری را ضعیف تر از بقیه مدیران کل می دید که او را عزل کرد؟ یا فولادوند در همدان و شهرستان های تهران عملکرد بسیار عالی و درخشانی داشت که به عنوان مدیر کل تهران منتصب کرد تا آنجا را متحول کند؟
این رفتارها بیشتر نشان از دخالت و تصمیمات غیر منطقی و سیاسی دارد.
نکته قابل تامل در دوره ی بطحایی دخالت و نقش پر رنگ نهادها و افراد غیر در مسایل و تصمیمات وزارت خانه است.

بازداشت و مرخصی اجباری معاون رسانه ای وزارت خانه و درخواست عزل رئیس مرکز روابط عمومی توسط نمایندگان مجلس از این موارد است!
مرتضی نظری رئیس روابط عمومی آموزش و پرورش در کانال شخصی خود پستی درباره ی دخالت نمایندگان منتشر کرد. بعد از آن نماینده ای به صورت علنی درخواست عزل وی را داد و نظری از جلو چشم ها دور شد!
صندلی های مدیریتی در آموزش و پرورش بیشتر از آن که فرصتی برای بهبود کارها باشند محلی برای بهره مندی از امکانات دولتی و قدرت هستند ؛ هر چه موقعیت مدیریتی فرد بالا برود مواهب مدیریتی بیشتری نصیبش خواهد شد، از همین روی افرادی که سودای سِمت دارند با حضور در ستادهای انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری و مجلس سعی می کنند در تقسیم صندلی های بعد از انتخابات سهمی نصیب خود کنند.
طبیعتا از افرادی که این گونه به صندلی مدیریت می رسند انتظار مدیریت علمی هم نمی توان داشت.
مدیران ارشد و وزرای آموزش و پرورش مثل بطحایی تا زمانی که بر صندلی که دنبالش هستند تکیه ندادند، کلی شعار و ایده برای آن حوزه دارند و بعد از تلاش فراوان با کلی شور و رویا به صندلی مدیریت تکیه می زند، آنها معتقدند قبلی ها بلد نبودند ولی من می توانم بعد از مدتی درمانده می شوند و در خفا به یاران خود می گویند هیچ کس در این آموزش و پرورش نمی تواند کاری بکند، به آن بودجه نمی دهند، به آن توجه نمی کنند، اولویت دولت نیست ... و بعد از آن شروع به گذران روزها می کنند تا صندلی خود را حفظ کنند و از منافع آن صندلی بهره مند باشند.
البته من گمان می کنم شعار و وعده های قبل از مدیریت هم نوعی فریب عمومی برای رسیدن به غنایم و مواهب مدیریتی است و اکثر افراد با سیستم اداری و مدیریت آشنایی دارند و میزان تاثیرگذاری خود را می دانند.
چند روز پیش نزد یکی از نزدیکان بطحایی بودم . می گفت بطحایی هم همین حرفها را می زند! از نظر من تفاوت بطحایی با وزرای سلف خود این است که او تقسیم غنایم را بهتر و عیان تر اجرا می کند، در حالی که ژست قدرت می گیرد مرعوب افراد و سیاسیون می شود و امتیاز می دهد، چراغ چپ می زند به راست می پیچد ، به اینوری ها سلام می کند با آن وری ها ناهار می خورد و تصمیماتش را هماهنگ می کند، پیش معلمان و تشکل ها وعده ای می دهد به دولت و نمایندگان وعده های دیگر می دهد.
او می خواهد همه را راضی نگه دارد. آنچه که مشخص است بطحایی برنامه اصلی اش حفظ صندلی اش و استفاده ی حداکثری از نعمات دوره ی وزارت است و مابقی پوششی برای گذر زمان است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سه رویداد متفاوت در طول دو هفته اخیر رخ داده اند که در ظاهر به یکدیگر بی ارتباطند ولی می توان هرکدام را به مثابه پنجره ای برای فهم درون آموزش و پرورش و آنچه برای این نهاد می گذرد تلقی نمود :
- اولین رخداد دیدار جمعی از فعالان اقتصادی چند موسسه مرتبط با فعالیت های آموزشی با مراجع تقلید در مورد تکلیف شب و تلاش برای ترغیب مراجع تقلید به واکنش دربرابربرنامه آموزش و پرورش درمینه فوق است .
- رخداد دوم توئیت مرتضی نظری رئیس مرکز اطلاع رسانی وزارت آموزش و پرورش در مورد دخالت بیش از حد نمایندگان مجلس در امور آموزش و پرورش که واکنش های متفاوتی داشت وحتی با تهدید وزیر آموزش و پرورش از سوی برخی نمایندگان مجلس همراه بود .

- و سومین اتفاق هم آتش سوزی دلخراش در یک مدرسه پیش دبستانی در چابهار و درگذشت جانسوز چهار کودک که در این آتش سوزی اسیر شده بودند . این ها رویداد هایی جدا از همند اما برای فهم آن اتفاق ها ابزاری برای درک شرایط امروز آموزش و پرورش می باشند .
از مجموع این اتفاق ها می توان چند نتیجه گرفت:
1) موسساتی وجود دارند که آن چنان از قدرت برخوردار شده اند که می توانند به راحتی در برابر برنامه های آموزش و پرورش قد علم کنند و با توان توان در جهت تغییر آن بکوشند . این موسسات معظم از قدرت بازدارندگی و تاثیرگذاری برخوردارند و در طول یک سال اخیر در مورد برنامه وزیر برای مدارس تیزهوشان و همچنین برنامه تکلیف شب ایستادگی کرده اند و موفق هم بوده اند . این روند نشان می دهد به زودی شاهد ابتکار عمل های تازه ای از این موسسات شاهد خواهیم بود .
2) قدرت های موجود در عرصه سیاست به شدت می کوشند تا مدیریت آموزش و پرورش را در اختیار بگیرند و درصددند کرسی های بیشتری برای اطرافیان خود کسب کنند . این روزها اگر دخالت نمایندگان مجلس برای کسب کرسی های مدیریتی شهرستان ها به شدت رواج دارد، در سطح ملی و شهرهای بزرگ هم تشکل های مختلف برای نشاندن اعضا و نزدیکان خود بر صندلی مدیرت های کل و معاونت ها تلاش وافری دارند .

دخالت در نصب و عزل ها فقط از سوی نمایندگان صورت نمی گیرد . اگر برخی نمایندگان مجلس درب دفتر وزارت آموزش و پرورش را برای انتصاب نزدیکان خوداز پاشنه درآورده اند ، تشکل های فرهنگیان نیز در این راه تلاش گسترده ای انجام می دهند و به نسبت نزدیکی خود با دولت و وزرات آموزش و پرورش توفیقاتی کسب می کنند . برخی تشکل ها و شاخه های برخی احزاب که در خواب خوش دولت آینده هستند این روزها یادشان رفته که در قبال جامعه و آموزش و پروش چه مسئولیتی دارند و نمایندگانی که پاشنه دفتر وزیر آموزش و پرورش را از جا درمی آورند تا فلان مدیرکل و رئیس اداره را جابه جا کنند و ابزار استیضاح را به جای به کاربردن در جهت استیفای حقوق مردم بازیچه دستیابی اطرافیان خود به ریاست ادارات نموده اند تا شاید در دوره آینده هم بر کرسی های سبز بهارستان بنشینند سوگند خود را فراموش نموده اند.
3) اولیای دانش آموزان از هر وسیله ای برای رشد فرزندان خود استفاده می کنند و این تلاش اگر در شمال شهر تهران با ثبت نام در مدارسی با شهریه های کلان انجام می شود در زاهدان از طریق ثبت نام در یک مرکز یا مدرسه با کمترین امکانات صورت می گیرد و هر دوی این ها نشانه بارز احساس نیاز جامعه و اولیای دانش آموزان به دستیابی به امکانات بهتر آموزشی است .
سه نتیجه فوق را می توان به اختصار در شکل زیر صورت بندی کرد:
|
ردیف |
رویکرد |
حاملان رویکرد |
|
1 |
آموزش و پروش به مثابه صندوق رای |
نمایندگان مجلس و تشکل های فرهنگیان |
|
2 |
آموزش و پرورش به مثابه بازار سود آور |
موسسات کنکور و آموزشی و کمک درسی و انشتارات ها |
|
3 |
آموزش و پرورش به مثابه نیاز |
اولیای دانش آموزان |
این سه رویکرد به آموزش و پرورش، همزمان شیرازه این نهاد را از هم پاشانده اند و برنامه ای هم برای رویارویی با آن ها وجود ندارد.
از یک سو نمایندگان و برخی تشکل های فرهنگیان می کوشند کرسی های مدیریتی را کسب کنند و هیچ برنامه ای برای قاعده مند کردن سمت های مدیریتی و انتخابی نمودن آن ها نیست و از سوی دیگر موسسات خصوصی فعال در عرصه کمک آموزشی ، کمک درسی ، تقویتی و کنکور از بازار پرسود آموزش و پرورش بهره می برند و در واقع از نقطه ضعف آموزش و پرورش برای تاخت و تاز کردن دراین عرصه استفاده می کنند و نیاز روز فزون جامعه و خانواده ها به امر آموزش و پرورش نیز که برنامه ای برای پاسخگویی مناسب به آن وجود ندارد پیش از پیش بر ساختار ناکارآمد آموزش و پرورش فشار وارد می کند .
در برابر این فضا برنامه ای از سوی ساختار اداری آموزش و پرورش ، نهادهای پژوهشی مرتبط با آموزش و پرورش و معلمان و تشکل های فرهنگیان ارائه نشده است .

این سه رویکرد درقالب سه اتفاق در طول دو هفته به صدا درآمده اند و زنگهایی هستند که از دیگ جوشان آموزش و پرورش خبر میدهند . شاید حاکمیت و حکومت رها کردن آموزش و پرورش را با جمله های زیبا در وصف جایگاه تعلیم تربیت و معلم پنهان کنند و ساخت و ساز مدارس را به خیرین و تامین بودجه مدارس را برگردن اولیا بیندازند و گمان کننند با زیرکی از زیر بار تعهد خود در قبال آموزش و پرورش فرار کرده اند و شاید معلمان در زیربار تنگنای معیشت با ادامه دادن به فشار از طریق ابزار بی مصرف و بیهوده اعتصاب خود را در برابر روند فعلی آموزش و پرورش مقصر ندانند و شاید جامعه گمان کند که همه چیز عالیست و فعلا اتفاق خاصی نمی افتد؛ اما زنگها به صدا درآمده اند روزی در قالب حضور سودگرایانه و غیر مسئولانه مسئولان موسسات خصوصی، روزی در قالب فشار به رئیس مرکز اطلاع رسانی یا هر مسئول دیگری در قبال گفتن حرف حق و روزی با قربانی شدن کودکان مظلو م این مرزو وبوم در شعله های آتش در شین آباد یا زاهدان یا جای دیگر.....
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه تشکل ها/
پنج شنبه 6 دی ماه دومین تجمع فرهنگیان اصفهانی در برابر اداره کل آموزش و پرورش اصفهان برگزار گردید .
نخستین تجمع 29 آذرماه در برابر اداره کل آموزش و پرورش اصفهان برگزار شد . ( این جا )
« صدای معلم » در گزارشی نوشت :
" این فرهنگیان در پلاکاردها و بنرهایی که به همراه داشتند خواهان لغو طرح معلم تمام وقت ، امنیت اقتصادی و درمانی بازنشستگان ، افزایش بودجه آموزش و پرورش ، افزایش حقوق فرهنگیان و آزادی معلمان زندانی شدند . فرهنگیان در این تجمع همچنین به عملکرد یک سویه و غیرحرفه ای صدا و سیما اعتراض کردند .
برخی مسئولان اداری آموزش و پرورش در این تجمع با معلمان گفت و گو کرده و مورد خاصی از برخورد گزارش نشده است .در ساعت 13 فرهنگیان معترض به سمت استانداری حرکت کردند .در تجمع امروز « محمد اعتدادی» مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان به همراه سایر معاونین اداره کل حضور نداشته و وزیر آموزش و پرورش را در سفر کاشان آران و بیدگل همراهی می کردند ... "
متاسفانه تجمع دوم به خشونت کشیده شد و تعدادی از معلمان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تعدادی هم بازداشت شدند .
در این تجمع مسئولان آموزش و پرورش اصفهان حضور نداشتند .
« صدای معلم » ضمن ابزار تاسف از این واقعه و نیز دعوت همه مسئولان به حرکت در " خط قانون و مدارا " از انجمن اسلامی معلمان اصفهان در این مورد تشکر و قدردانی می کند .
متاسفانه حادثه آتش سوزی در یکی از مدارس شهر زاهدان منجر به مرگ ۴ فرزند عزیزمان شد. این فاجعه به واسطه قصور عوامل انسانی که از مسئولین دیگر دستگاه های خارج از آموزش و پرورش و درون آموزش و پرورش تا مربی و مدیر مدرسه رخ داد ولی فقط به جهت دیوار کوتاه آموزش و پرورش ، برای معلم و مدیر مدرسه بیشترین مواخذه و محاکمه را در پی داشته و در پیش خواهند داشت !
ذکر این موارد به معنای نادیده گرفتن قصور این عزیزان نیست اما سوالی که مطرح می شود این است که آیا در حوادث این چنین در ارگانها و مراکز دیگر کشور که نه اولین حادثه بوده و نه آخرین خواهد بود ، نیز افراد مقصر ، این چنین مورد غضب رسانه ها به ویژه صدا و سیما قرار می گیرند ?
آیا در مورد حدوث چنین اتفاقهایی با اینکه بالاترین مقام یک وزارتخانه که وزیر محترم می باشد و دراسرع وقت در محل حادثه به همراه معاونین و مشاورین به جهت همدردی ، پیگیری و... حاضر می شوند و پاسخگو و پیگیر می باشند ، این حرکت به جا به تصویر کشانده شده است !!؟
لذا حال که مسئولین رده بالای آموزش و پرورش سریعترین برخورد را انجام دادند و همچنان پیگیر هستند تا خون این عزیزان ازدست رفته پایمال نگردد، پس چرا این همه هجمه فقط نسبت به آموزش وپرورش ایجاد می گردد !
آیا این شائبه ی تخریب آموزش و پرورش و به ویژه معلمین در اذهان عمومی به وجود نمی آورد !!؟

در حالی که خیلی از مناطق شهر زاهدان و نیز شهرهایی دیگر در ایام سرد سال با بخاری های نفتی و هیزمی و گازی گذران زندگی می کنند ، در استان محروم سیستان و بلوچستان و در یکی از مدارس غیر دولتی اتفاقی ناگوار رخ می دهد ، هجمه ها از هر طرف به ساختار و بدنه آموزش و پرورش وارد می شود .
وزیر محترم در راس هیئتی از معاونین و مشاورین جهت پیگیری و همدردی در صحنه حاضر می شوند، برخی به جهت قصور استعفا داده و برخی از مسئولین ذیربط بازداشت می شوند. ولی در زمانی که حادثه ای دیگر در کشور آن هم در شهر تهران که برخوردارترین شهر کشور می باشد و نیز دریکی از بزرگترین دانشگاههای کشور که جزو مراکز دانشگاهی خصوصی و پرثروت و از دانشگاههای آزاد اسلامی بوده ،اتفاق افتاد و دراین حادثه ۱۰ نفر از سرمایه های دانشجویی عزیز کشورمان به دیار باقی شتافتند و بیش از ۲۸ نفر مجروح شدند و عمق غم انگیز بودن حادثه ی فوق در حدی بود که مقام معظم رهبری نیز با بیانیه ای پدرانه ابراز همدردی وحزن خود را اعلام نمودند .
حال در حدوث این اتفاق در پایتخت آنهم در متمول ترین دانشگاه کشور که خود نوعی خصوصی می باشد ،نیروی انسانی مهمترین عامل قصور بوده است یا خیر ؟!!
آیا برخورد بعضی از مسئولین و رسانه ها به ویژه صدا و سیما با حادثه دانشگاه آزاد تهران نسبت به برخورد مدرسه در زاهدان یکسان بود ؟!!
آیا از عالی ترین مقام های دانشگاه آزاد و روسای دانشگاه جهت اظهار همدردی و ... چون مسئولین آموزش و پرورش در محل حادثه و در جمع خانواده هاحاضر شدند !
آیا مسئولین بزرگوار سریعا نسبت به معرفی ، پیگرد و مواخذه و محاکمه مقصرین دانشگاه آزاد چون مربی و معلم مدرسه اقدام نمودند ؟!
و صدا وسیما به همان میزان که در مورد مدرسه در زاهدان اخبار منتشر نمود دراین مورد نیز برخورد یکسان داشت ؟!
آیا رئیس دانشگاه فوق همچون مدیر اداره آموزش و پرورش منطقه مدرسه دیده در زاهدان درجهت ابراز همدردی بلافاصله استعفا نمود ؟!
و آیاهای های دیگر ؟!

لازم است باز هم تاکید نماییم که برای ما حادث شدن اتفاقهایی چنین در هر جای کشورمان و برای هرعزیزی باشد مصیبت وار و اندوهگین است و اینکه اینها باعث نمیشود ما از حقوق عزیزان از دست رفته و آسیب دیده در هر مکانی با هر شرایط سنی بخواهیم گذشت نماییم .
اما روی صحبت با بعضی مسئولین محترم و نیز مسئولین صدا وسیما است که چرا فقط دیوار آموزش و پرورش “”به ویژه معلم”” کوتاه است !
چرا جان فشانی های معلمین عزیز نیز چون قصور شان به صورت موازی و یکسان مورد بررسی و اطلاع رسانی قرار نمی گیرد !
همچنین سوالی دیگر از مسئولین صدا و سیما که متاسفانه در موارد تخلفات آموزش و پرورش و معلمین عینک های شفاف و تیزبین دارند این است که در مورد نشان دادن شان ،منزلت ومعیشت معلمین چه میزان تلاش نموده اید و چه میزان از زحمات این قشر زحمت کش زیاد ولی نه زیادی ، را به تصویر کشانده اید .
همچنین در مورد میزان حقوق ، امکانات رفاهی ،معیشتی معلمین نسبت به دیگر کارکنان دولت و دستگاههای دیگر این عینک چرا شفاف و تیز بین نیست وح تی خیلی مواقع تیره و تار است .
و روی دیگری از صحبتمان خطاب به مسئولین محترم خاصه نمایندگان مجلس می باشد .

همان طور که پیگیری اهانت به یک نماینده برایشان مهم هست و موجبات تشکیل یک جلسه غیر علنی را فراهم می نماید و خواستار احقاق حق همکار خود می باشند ، اکنون که زمان تصویب بودجه می باشد آیا زمان اقدامی شجاعانه و غیر نمادین و سریع برای معلمین -که به واسطه آنها اکنون در این مسند قرارگرفته اند- نیست!!؟
اینکه اکنون در این مقطع زمانی حساس یکبار برای همیشه بعداز انقلاب ، نشان دهند که آمادگی دارند تا بیایند این فاصله طبقاتی حقوق را در بین معلمین و سایر کارکنان دولت با همسان سازی حقوق تمامی دستگاههای کشوری و لشکری از بین ببرند تا معلمین که مهم ترین وظیفه شان انسان سازی می باشد و این انسانها مهمترین سرمایه ای برای تمامی دستگاههای کشورمی باشند بتوانند با فراغ بال و بدون دغدغه وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند .
امیدواریم اکنون که حفظ سرمایه کشور یعنی نیروی انسانی بسیار مهم می باشد ، لذا تمامی عزیزان دست اندرکار به وظایف ذاتی خود چون معلمین شریف عمل نمایند.
در خاتمه ضمن ابراز همدردی با تمامی خانواده های فرزندانمان در مدرسه در زاهدان و دانشجویان دانشگاه آزاد ، از خداوند متعال خواستاریم دیگر چنین حوادثی درهیچ جایی از جهان و برای هیچ فرد یا افرادی حادث نگردد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید