آیا در دولت تدبیر و امید شایسته است مدرّسی تحت عنوان آموزش دهنده از کوچکترین مزایای شغلی از قبیل حقوق ماهیانه،حق بیمه،حق سنوات ،عیدی و پاداش و... محروم باشد/ شکاف درآمدی و سختی کار بین یک آموزش دهنده،معلم حق التدریس،مربی پیش دبستانی در مقایسه با نیروهای سایر دستگاهها از «ثَری» است تا «ثُریا»/ یک روز فریاد برگزاری آزمون استخدامی سر می دهند تا بلکه به مِیمنَت و یُمن وجودآن بتوانند طبق منوال سابق زمینه ورود برخی از نورچشمی های خود را به بدنه آموزشی و تربیتی کشور مهیّا ساخته و روز دیگر «دایه ی مهربانتر از مادر شده» و با در دست داشتن بیرق مخالفت جذب و استخدام آنها را استحاله جامعه معلمی و شایسته زدایی قلمداد می کنند/ چه زود شهادت هانیه اکبریان (آموزش دهنده نهضت) که در جریان حادثه تروریستی مجلس شورای اسلامی دربرابر چشمان کودک خردسالش برای همیشه فریاد اعاده حق و عدالتش با گلوله های آتشین خاموش گشت را به باد فراموشی سپردیم
در سال 1380 ، به خاطر داریم که با 200 هزار تومان از کل حقوق زوجین فرهنگی ، یک خانواده دو نفری ، به شکل عالی و با عزت ، گذران عمر می کردند. مهمان دعوت می کردند، کادو تهیه می کردند و....اما امروز با یک میلیون و هفتصد هزار تومان از کل درآمد یک خانواده زوجین فرهنگی، نمی توان با عزت و سربلندی زندگی کرد. در هر دو زمان فرد مورد مثال صاحب آپارتمان بود اما در اولی ماشین نداشت و در دومی ماشین هم دارد.
با این مثال ساده و واقعی از زندگی معلمین ، وزیران محترم آموزش و پرورش چه امروز و چه دیروز، کم منت بر سر معلمین نهند که 47 درصد یا 54 درصد یا... در طی دولت یازدهم یا ... بر حقوق معلمین اضافه نموده ایم و خود را بالای قله اورست نبینند که آنان فقط خلاء کاهش ارزش پول مملکت را پر کرده اند و خدمتی بر ما معلمان نموده اند. اگر غیر این بود که هشت ما گروی نه مان نبود.
وزیر محترم آموزش و پرورش
ما معلمین پس انداز منفی داریم ؛ یعنی پس اندازی که در آن اشیاء قدیمی و عتقیه ی پدران و مادران مان را که جهیزیه مان است می فروشیم. پس انداز منفی ، یعنی این که برای خرید خانه یا آپارتمان وام با بهره های بالا بر می داریم، هر چند بهترین نوع پس انداز برای مسکن است و توصیه می شود، اما از خورد و خوراک و پوشاک و .....خود و فرزندانمان می زنیم تا وام های بلند مدت را بپردازیم.
خیلی از بازنشستگان فرهیخته و بزرگوار کشورمان (به تعارف شما) هنوز مأوایی برای خود ندارند یعنی عمر سر رسید و مواجب نرسید!
شما را به کدام باورتان سوگند دهیم که یقین حاصل کنید که ما گرسنه ایم . شما را به کدام ارزش التماس کنیم که ما در خلاء امکانات حیاتی و رفاهی ، زندگی می کنیم.
جناب آقای بطحایی
رأی نمایندگان شهرها و روستاهای ما شما را وزیر کرده است و شما ثانیه های مدیریت سطح بالای خودتان را مدیون ثانیه های تدریس ما فرهنگیان هستید.
شما را به تمامی باورهای مذهبی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی تان سوگند می دهیم که برای ما افزایش حقیقی حقوق را تقدیم بدارید نه تحت تأثیر تورم و کاهش ارزش پول مملکت .(تورمی که گویا قرنها با ما خواهد بود و دریغ از ثبات اقتصادی،38 سال تورم آن هم از نوع خزنده که سرسام آور قیمت ها افزایش می یابد).
شما هم روزی فرهنگی بودید ، هم سنگران خود را که چگونه ذره ذره آب می شوند و با کمترین امید بار سنگین خانواده های خود را بر دوش می کشند، فراموش نکنید . در ضمن رضایت همان نمایندگان ما در مجلس ، پایداری 4 ساله ی وزارت شما را تضمین خواهد کرد پس ما را دریابید تا از بی مهری تاریخ در امان باشید.
سرنوشت اقتصادی ما در دستان شماست و سرنوشت وزارتی شما در دستان ماست.
از کوزه همان برون تراود که در اوست. ( مصرعی از شعر رباعی شیخ بهائی)
در ضمن با توجه به تجربه همگان اول سال یعنی فروردین ماه همیشه با افزایش سر به فلک کشیده ی قیمت ها همزمان است ، لذا دریافتی حکم جدید اصلا به مذاق ما خوش نمی آید و خستگی طول خدمت را نمی زداید ، ضمن این که تقاضا می نماییم افزایش حقوق ما در ماهی که به خودمان تعلق دارد و برای ما معلمین مقدس است یعنی مهر ماه بپردازید که حداقل مزه ی ناچیز افزایش را درک کنیم .
در ضمن تقاضا می کنیم اما و اما در بوق و کرنا نکنید که حقوق افزوده شده دستمان نیامده توسط بازار خرج می شود و همانند تمامی کارکنان شریف دیگر کشور شرافت شغلی و شخصیتی ما فرهنگیان را حفظ نموده وبه هیچ وجه هر نوع افزایش حقوق فرهنگیان را در صدا و سیما یا سایت های گوناگون و.. اعلام نفرمایید.
ما منتظران کرامات حضرتعالی، ثانیه شماری می کنیم که کی....
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/ هفت خواسته از وزیر آموزش و پرورش از سوی مجمع فرهنگیان ایران اسلامی در خراسان شمالی تقدیم سید محمد بطحایی شد.
گروه استان ها و شهرستان ها/ « مطالبه گری » و یا « کنش گری » از ویژگی های مهم یک جامعه مدنی و زنده است .
یافتن عیب های یک سیستم و تلاش برای اصلاح و رفع آن فرهنگی است که هنوز در جامعه ایرانی نوپاست .
لازم است که حتما و به منظور داشتن یک جامعه سالم و پویا افراد همواره " مصالح جامعه " را بر " منافع فردی " مقدم بدارند .
« حمید صفایی » معلم بجنوردی با مطالبه گری خویش و همکاران توانسته است تحولی در درمانگاه بجنورد ایجاد کند .
صفایی با همراهی معلمان دیگر و نشست های مکرری که با مدیر آموزش و پرورش بجنورد داشته است سرانجام و یا مساعدت مسئولان استان توانسته اند اعتیارات لازم را برای تجهیز این درمانگاه جذب کنند .
« صدای معلم » ضمن تشکر و قدردانی از زحمات ایشان و همکاران ، گزارشی که ایشان برای این رسانه را ارسال کرده است منتشر می کند .
گروه استان ها و شهرستان ها/ به مناسبت فرارسیدن « هفته دولت و استقرار دولت دوازدهم » ؛ " انجمن اسلامی معلمان استان اردبیل "بیانیه ای صادر کرد .
متن کامل این بیانیه که در اختیار صدای معلم قرار گرفته است به شرح زیر است
با نگاهی به محتوای اکثر این نقدها کانون اصلی این انتقادات متوجه چند موضوع بود که شامل دارا بودن لهجه غلیظ در تکلم کلمات فارسی ، بند مربوط به بیماریهای زنان و برخی نقایص مانند نابینایی و... بود/ این منتقدان مهم ترین دلیل برای مخالفت با این دستورالعمل را تضاد و نیز تعارض با حقوق شهروندی ذکر می کردند / نکته مهم و البته تاسف آور این بود که اکثر و یا همه این منتقدان نظری در مورد " کلیت " این دستورالعمل ارائه نکرده بودند و از آن همه شرایط و ضوابط فقط چند مورد کوتاه را برجسته کرده بودند/ به نظر می رسید که این نقدها بیش از آن جنبه اصلاح گری داشته باشد لغو کلیت این دستورالعمل را هدف گرفته بود/ پس از گزارش فارس بود/ پس از گذشت حدود 4 دهه هنوز واژه " معلم حرفه ای " و " آموزش ( و پرورش ) " تخصصی در ادبیات آموزشی ما تعریف نشده است/ معیارهای " گزینش " معلمان هنوز در ابهام قرار دارند و جالب آن که منتقدانی که این چنین این دستورالعمل را زیر یر تیغ " انتقاد " گرفته اند و دلواپس پایمال شدن " حقوق شهروندی " هستند ؛ یک بار صریح و به صورت تخصصی عملکرد " هسته های گزینش " را مورد نقد و نقادی قرار نداده اند/ برخی مانند " حاجی بابایی " دائما عنوان می کنند که تمام نیروهای مورد نیاز وزارت آموزش و پرورش باید از طریق " دانشگاه فرهنگیان " جذب شوند و این در حالی است که دانشگاه فرهنگیان با خروجی حدود 5 هزار نیرو در سال بیش از 50 درصد به طور متوسط در سال " کسری بودجه " دارد/ هنوز معلمی که در این دانشگاه تربیت می شود فاقد معیارهایی مانند " تفکر انتقادی " که نخستین وزیربنایی ترین " مفهوم " در نظام های آموزشی مدرن هستند بوده و جرات نقد سیستم آموزشی به آن ها داده نمی شود/ درست کردن یک تشکیلات خاص با بودجه نسبتا بالا که به قول خود مسئولان آموزش و پرورش به تدریج در حال تبدیل شدن به پارکینگ وزارت آموزش و پرورش است در کنار حضور دانشکده های علوم تربیتی که سابقه ای طولانی تر ،قابل اتکاتر و تخصصی تر در زمینه های علمی و پژوهشی دارند نوعی موازی کاری و اتلاف بودجه عمومی است/به نظر می رسد سایه روزمرگی و نیز رسوب " اندیشه های ایدئولوژیک " آن چنان فربه شده است که فرصت نوآوری ، خلاقیت و بهره وری از برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان ستانده شده است/ بدون تردید سنگ بنای آموزش تخصصی و حرفه ای ، " معلم حرفه ای " است/ درون داد و یا ورودی به فرآیند تعلیم و تربیت باید از نوع " با کیفیت " و به اصطلاح " مرغوب " باشد/ فردی که جوهره معلمی نداشته باشد و یا فاقد استعداد ، علاقه و انگیزه کافی و وافی برای احراز این " حرفه " بوده و یا از سر " ناچاری " آن را برگزیده باشد ؛ اگر وزارت آموزش و پرورش هر نوع سرمایه گذاری و آموزش های جنبی را هم ارائه کند چیزی جز اتلاف منابع نخواهد بود /کار " احراز صلاحیت های حرفله معلمی و ارائه جواز معلمی و تدریس فقط یک ساز و کار دارد : " سازمان نظام معلمی "
گروه اخبار/
امروز آيين تكريم و معارفه وزراى پيشين و فعلى آموزش و پرورش با حضور دكتر جهانگيرى معاون اول رييس جمهورى در سالن حجاب تهران برگزار گردید .
متن کامل سخنان دانش آشتیانی در این مراسم به شرح زیر است
وزیر محترم آموزش و پرورش ؛
اگر به دنبال درمان چند صد درد معلمین هستید نیم نگاهی به موارد زیر داشته باشید ؛ شاید تمامی بندها قابلیت اجرایی نداشته باشند اما اگر می خواهید ما معلمین، آموزش و پرورش کشورمان را احیاء کنیم باید حق و حقوق مان را بی قید و شرط در اختیارمان بگذارید.
اساس کشور بر پایه فعالیت فرهنگیان استوار است و این مقدور نیست مگر این که رضایت روحی و روانی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی ما را تأمین بنمایید.
گفتیم و نوشتیم و شما سروران محترم نظرات خود را مرقوم فرمودید حال نوبت آن است که بگوییم چگونه دردها را درمان کنیم:
1- انتخاب مدیران ، تنها با نظر اداره آموزش و پرورش صورت نگیرد و معلمین نیز انتخابگر باشند.
2- انتخاب معاونین مدارس به صورت باند بازی و همراهان مدیر، نباشد و معلمین در انتخاب معاون مدرسه صاحب نظر باشند.
3- برنامه ی درسی نوشته شده بر معلم تحمیل نگردد و به صورت جمعی با هماهنگی معلمان تدوین گردد.
4- برنامه های فوق ، خارج از وقت کلاس های درسی باشد و بر فعالیت مستمر معلمان، خللی بوجود نیاورد.
5- زنگ سیاحت معلمان ، کمتر از 20 دقیقه نباشد. هم فرصت استراحت داشته باشند و هم فرصت کسب انرژی (که به نفع دانش آموزان نیز می باشد) .
6- معلمان را در پایان هر هفته به صورت گروهی با دریافت مبلغ بسیار کمی به مراکز تفریحی و رفاهی شهر خودشان برده و روحیه ی آنان را تقویت نمایید. (در زمان انقلاب صنعتی یکی از مواردی که در مدیریت صنعتی بدان رسیدند روحیه افرادی بود که در کار خانه ها مشغول به کار بودند و به این نتیجه رسیده بودند که هر قدر گروهی که کار می کنند با هم بیشتر وقت بگذارنند کارآیی افراد افزایش می یابد.از وزرای قبلی ، بودند کسانی که افطاری جمعی با خانواده معلم می دادند و برای معلمان دورهمی بد نبود).
7- حقوق دریافتی معلمان بر اساس هر 4 سال خدمت ، به طور یکسان و برابر برای همه در طول خدمتش، با افزایش خدمت اضافه شود (هر 4 سال یک گروه) نه بر اساس حب و بغض های ارزشیابی یا رتبه بندی.
8- حقوق هیچ فرهنگی کمتر از 3 میلیون تومان نباشد و این حداقل حقوق آنان باشد. قدر و منزلت واقعی را زمانی برای یک معلم تقدیم می دارید که او را زیر خط فقر قرار ندهید و انگاره های منفی نسبت به شغل معلمی را بوجود نیاورید و گر نه فردای جامعه ما از معلمی تهی و همه به سوی کسب سرمایه خواهند رفت.
9- به جای روز معلم و ذلت های پس آن که عزت نفس آنان را زیر سئوال بُردید، 12 اردیبهشت را روز " اندیشه " بگذارید و به خِرد افراد به طور سمبلیک فرصت تفکر بدهید. ما از روز معلم خاطرات زیاد خوشایندی نداریم.
10- آزادی معلم را برای اداره کلاسش ، به خود او برگردانید و سرگروههای محترم آموزشی، دفتر نمره معلم را بررسی کنند نه این که به داخل کلاس معلم بروند. دیدگاه دانش آموزان را نسبت به معلمانشان متزلزل نفرمایید.
11- اسکان تابستانی معلمان در مدارس سراسر کشور را قطع یقین از صفحه تاریخ حذف نمایید. عزت و منزلت از دست رفته را به آنان برگردانید.
12- باند بازی موجود در مدارس را که همانند مدیران سطوح بالا ، هر کجا می روند با اشخاص قابل اعتماد خود می روند را پایان ببخشید ؛ یعنی مدیران در انتخاب معاونان خود و دبیر پرورشی و مشاور مدرسه ی خود اختیاری نداشته باشند و گرنه اعتماد معلمان به آنها خدشه دار می شود.
13- کلاس های مدارس بیش از 30 نفر دانش آموز در دوره متوسطه و بیش از 25 نفر در دوره ابتدایی نباشد.
14- آزمایشگاه های مدارس محل آزمون و خطای دانش آموزان بوده و آنان را تهدید نکنیم که اگر لوله آزمایش یا .... شکست باید بخری و بیاری ، که ترس آنان مانع یادگیری و خلاقیت شان نشود و....
15- معلم در محیط مدرسه فقط پاسخگوی مدیر و در اداره فقط پاسخگوی معاونت آموزشی پایه مربوطه یا رئیس اداره باشد و به هر رهگذری توضیح ما وقع ندهد.
16- طرح خاتم یعنی سفر بازنشستگان به اقصی نقاط کشور در تمام طول عمر سه بار ، برای شاغلین نیز ارائه گردد.(به شرط حفظ سفر دوره بازنشستگی آنان).
17- علاوه بر بازنشستگان ، برای همه معلمین شاغل نیز، کارت منزلت چاپ گردد و برای هر دو گروه کاربردهایی برای این کارت ها قائل شویم ، چون استفاده رایگان یا با تخفیف برای اتوبوس ، مترو، موزه ها، هتل ها، مراکز تاریخی و تفریحی ، رستورانها ، باشگاههای ورزشی و تفریحی (جشن عروسی فرزندانشان).
18- مسکن فرهنگیان با لحاظ تمامی امکانات تسهیلی با کمترین بهره توسط بانک مرکزی برای همه ی آنانی که صاحب مسکن نیستند، تضمین شود.
19- فرزندان فرهنگیان از امکانات تحصیل در دانشگاهها و استخدام برخوردار باشند.
20- روز بازنشستگی همکاران را با عزت و احترام بیشتر برنامه ریزی کنیم. و بازنشستگی را پایان همه چیز برای او قلمداد نکنیم. خیلی از بازنشستگان محترم با بی مهری همکاران و پرسنل اداره خودشان ، خاطره خوشی از آن روز ندارند. همه روزی بازنشسته خواهند شد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید