گروه گزارش/
چندی پیش مطلبی در صدای معلم با عنوان " "انحلال کلاس های آموزش دهندگانی که خواهان مطالبات قانونی خود هستند هیچ توجیه منطقی و قانونی ندارد ؛ این حرکت وزارت آموزش و پرورش در تضاد صریح و آشکار با اصول قانون اساسی و منشور حقوق شهروندی است " ( این جا ) منتشر گردید .
در این مطلب ضمن گفت و گو با چند آموزشیار نهضت سواد آموزی از رفتارهای غیرقانونی ، شبه قانونی ( دور زدن قانون ) و نیز عدم پاسخ گویی مسئولان وزارت آموزش و پرورش انتقاد شده بود .
همان گونه که انتظار می رفت ؛ ظرف کم تر از 2 ساعت مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش با استناد به نامه سازمان نهضت سوادآموزی به آن پاسخ داد . ( این جا )
پس از اننشار این جوابیه بسیاری از این آموزش دهندگان ضمن تماس های مکرر با صدای معلم عنوان کردند که شامل هیچ یک از موارد عنوان شده در این اطلاعیه نیستند و کلاس های آن ها فقط و فقط به خاطر شرکت در اعتراضات و تجمعات منحل شده است .
از سوی دیگر مسئولان سازمان نهضت سواد آموزی حاضر به پاسخ گویی شفاف در این مورد نیستند و کار را به یکدیگر پاس می دهند .
« صدای معلم » بار دیگر تاکید می کند که انتقاد و اعتراض از حقوق اساسی تک تک شهروندان است .
« صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش مجددا مصرانه و مجدانه می خواهد ضمن پاسخ گو بودن از هر گونه حرکاتی که در تضاد با اصول قانون اساسی ، منشور حقوق شهروندی و احترام به حقوق انسانی است خودداری نماید .
امیدواریم که این گونه رفتارها مصداق " به مرگ بگیر تا به تب راضی شود " نباشد و ما در قضاوت خود اشتباه کرده باشیم .
نامه زیر توسط یکی از این آموزش دهندگان برای صدای معلم ارسال گردیده است .
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ روز شنبه هجدهم آذر ماه « صدای معلم » گفت و گوی تفصیلی در مورد مسائل آموزش و پرورش این بخش و معلمان آن با « عبدالرضا فولاوند » مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان استان تهران انجام داد .
بخش دوم این گفت و گو تقدیم مخاطبان محترم صدای معلم می گردد
ساختارهایی معیوب که متناسب با نیازهای جامعه نوسازی نشده اند و هم اکنون دست اندرکار سرکوب خلاقیت ها، بیگانگی دانش آموزان و فرسودگی معلمان شده اند/ در نگاهی واقع بینانه به نظر می رسد که با تداوم وضعیت موجود، شاید نتوان هیچ چشم انداز امیدبخشی را فراروی این نهاد ترسیم کرد/ معلم الهام بخش می داند که منزلت اجتماعی تنها در وجود پول خلاصه نمی شود/ جامعه هنوز هم از ارزش های انسانی تهی نشده است/ معلم الهام بخش می داند که گاهی یک برخورد انسانی و محبت آمیز با دانش آموز می تواند مسیر زندگی آینده او را دستخوش دگرگونی سازد/ معلم الهام بخش می کوشد تا تفاوت های دانش آموزان را به رسمیت بشناسد. لذا به دنبال آن است تا فضای مناسب را برای ابراز وجود در اختیار کلاس قرار دهد/ معلم الهام بخش می داند که ارائه تصویری منصفانه و منطقی از خود به دانش آموزان، بیش از تبلیغ یک باور ارزشمند بر آنها موثر است
گروه اخبار/

یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در مجلس با اشاره به اینکه بودجهنویسی روی کاغذ مشکلی را از معلمان حل نمیکند، خواستار اذن رهبری و مصوبه مجلس برای برداشت از صندوق توسعه ملی به منظور وصول طلب فرهنگیان شد.
حسین مقصودی با بیان اینکه در سال جاری ۶۵هزار معلم بازنشسته میشوند، از معوقات بالای دولت به معلمان در سالهای اخیر انتقاد کرد و گفت: با بودجهنویسی روی کاغذ مشکل معلمان حل نمیشود.
نماینده مردم سبزوار، جغتای، جوین و خوشاب در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه تنها راه وصول طلب معلمانی که در سال جاری بازنشسته میشوند، برداشت از صندوق توسعه ملی با اذن مقام معظم رهبری و مصوبه مجلس است، افزود: غیر از برداشت از صندوق توسعه ملی هر پیشنهادی غیرعملیاتی، به بیراهه رفتن است و تنها روی کاغذ خواهد ماند.
مقصودی با بیان اینکه معلمان در تمام دولتها از اول انقلاب و به ویژه در این دولت مظلوم واقع شده و با انواع بیتوجهیها مواجه شدهاند، تصریح کرد:
از مجلس و دولت میخواهم قبل از اینکه صدای معلمان از تحصن و خارج از کلاس، به سمت و سوی حرکات و شعارهای ساختارشکن برود، فکری اساسی کنند.

وی ادامه داد: یکی از پایههای اصلی تغییر در هر نظامی به ویژه یکی از پایههای پدیدآورندگان دهه فجر ۵۷ معلمان و دانش آموزان بودند؛ لذا نباید پس از گذشت چهار دهه همچنان به آنها بیتوجه بود.
عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه دولت و مجلس باید پیام مقام معظم رهبری را در مورد رسیدگی به معیشت معلمان و نظام آموزشی کشور درک کنند، گفت: بیتوجهی به وضعیت این قشر مهم از جامعه تبعات بسیاری برای کشور به همراه خواهد داشت.
منبع خبر: خبرگزاری خانه ملت
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ جلسه تودیع « محمود مهرمحمدی » و معارفه « حسین خنیفر » در محل سازمان مرکزی دانشگاه فرهنگیان برگزار گردید .
در این مراسم سرپرست سابق دانشگاه فرهنگیان ، سرپرست جدید ، وزیر آموزش و پرورش ، نماینده نهاد رهبری در دانشگاه فرهنگیان و تعدادی دیگر به ایراد سخن پرداختند .
« صدای معلم » در این بخش بخش نخست سخنان « مهرمحمدی » سرپرست سابق دانشگاه فرهنگیان را تقدیم شما می کند .

ای شما بالا نگاهان وای بر حال شما
درد را بینید و درمان را فراموشی چرا
دردمندان اجتماعی را میان دردش رها
بین تمساحان چه کاری ای خدا اشکی روا
اشک تمساحی زبانزد خلق کاری می توان
التیامی درد لا ینحل که درمان بس گران
گر چه در دستان مردم بیمه ها دفترچه ها
ویژه آن بیمه که همگانی سلامت ای خدا
نسخه پیچی درد را درمان به دارویی دلا
نرخ دارو را محاسب گر به ارزان لا چرا
خاص داروها چه گویم دردها را التیام
دردها درمان چو دشتی لا بلا در بین عام
دردها بی حد روان ها خسته بیمه رایگان
هر که دارد می شود درمان به دارویی گران
طرح الگو خوب درمان ساعتی محتاج ما
منحصر جایی بباید درد را درمان دوا
گر چه آسایش رفاهی هست لا آرامشی
دردها مزمن درونی گر چه پنهان لا حسی
درد روحی التیامی با درآمد اجتماع
با درآمد اجتماعی هان که باشد انتفاع
والدینی اجتماع را عاملان در فکر کار
طرح الگویی بباید خادمان خدمتگزار
بس کنم کافی است عاقل را اشارت خود بسی
با رفاه آرامشی آسایشی هستی کسی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
همیشه در کلاس خود به دانش آموزان خصوصا لژنشین ها می گفتم که میوۀ خورده شده خود را از روی صندلی به طرف سطل آشغال پرتاب نکنید دیوار کنار آن کثیف می شود یا زباله های خود را زمین نریزید ، با این که دانش آموزان متوسطه بودند اما با استدلال این که خانم مستخدم وظیفه اش است و حقوق می گیرد ، متأسفانه به فهم مسأله نمی اندیشیدند. یعنی چون وظیفه یک سرایدار یا مستخدم مدرسه تمیز کردن فضاهای آن است ما باید آشغال خود را زمین بریزیم/ بزرگترها اگر تربیت اولیه را با منطق و استدلال متعهدانه آموزش می دادند ما شاهد چنین رفتارهای زشتی نبودیم/ انسانهای قدرشناس شتاب زده و عجول نیستند، صبور و فکورند/ قدرشناسی یک انتخاب، یک گزینش اصلح و یک توانایی اکتسابی است/ قدرشناسی موجب کمرنگ شدن خشم و حسادت در بین افراد می گردد. یکی از دلایل عدم قدردانی از دیگران، خصیصه حسادت است/ ما هنوز اندرخم اوضاع معیشتی مانده ایم و به افق روشن و شفافی نرسیده ایم/ هنوز این شکم بی هنر پیچ پیچ ، درد اُولی و مشترک معلمان محسوب می شود یعنی ما با گرسنگان کشورهای آفریقایی چون اتیوپی هیچ تفاوتی نداریم/ بیایید برای وجود سایتی چون صدای معلم قدرشناس و شکرگزار باشیم چون با گفتن دردها برای خود و تکرار آنها بدون مستمعِ همدرد، موجب شدت بیماریهای روحی و روانی می گردد/ حتی نوشتن نظر بر زیر یادداشت ها نیز باعث سبکبالی معلمین می گردد/ امروز اگر ما معلمینی نعمتی به نام سایت صدای معلم را نداشتیم از اخبار و حوادث و تفکرات سیستماتیک بطن آموزش و پرورش چگونه مطلع می شدیم؟ کجا چنین قدرت و نفوذ تبادل افکار آن هم با آزادی و وارستگی و سرعت داشتیم/ گاه خوانندگان جدیدی به سایت می پیوندند و چون با منش آن نا آشنایند سخن به تلخی و ناسپاسی می گویند که موجب رنجوری عوامل آن می گردد. اما نه سانسوری و نه تنگ نظری هیچ کدام در این سایت حاکم نیست/ ما معلمین خیلی دلمان می خواهد قدردان وزیر آموزش و پرورش هم باشیم اما طی 40 سال ما هیچ وزیر توانمند حلّال مشکلات تا امروز ندیده و نداشته ایم....
نگاه ابزاری، مصرفی و کوتاه مدت به نظامِ آموزشی و راندن آن به انتهای اولویت های برنامه نویسی و بودجه ریزی و تنگناهای مالی و کسری بودجه دائمی و فزاینده و مضایق و مصائب ناشی از آن ... ، سامانه ی مزبور را به یک دستگاه مصرفی و هزینهای همیشه بدهکار تقلیل داده است.
با توجه به رسالت خطير و سنگين نظام آموزشي و گستره تحت پوشش آن، اکنون تقریبا کل بودجه نظام آموزشی صرف هزينههاي جاري و پرسنلي – آن هم در نازل ترين سطوح – مي شود و قاعدتاً ديگر چيزي جهت ارتقاء و اعتلای كيفي و به روز كردن معلمان و سيستم آموزشي و تجهيز مدارس و نوسازي آن ها (كه اغلب فرسوده و غير استاندارد بوده و بدون نياز به حوادث طبيعي در حال فروريزي هستند)، باقي نميماند.
در چنین وضعیتی اکثر مدیران، با تقلیل به نقش یک تدارکات چی صِرف و حتی آچار فرانسه، باید اغلب فکر و وقت خویش را صرف تأمین مالی و رفع مشکلات و نیازهای اولیه ی محیط آموزشی خود بنمایند و این مسئله علاوه بر آن که باعث تغییر و تنزّل شدید معیارها و استانداردهای مدیریتی و استیلای مدیران و معاونین به اصطلاح زِبل و زرنگ و اهل رابطه و زد و بند و مسلط به فنون جذب کمک های مالی و جنسی گردیده است، موجب شده تا به تدریج رهبری و هدایتِ مراکز تعلیم و تربیت از دست چهره های فرهنگی/آموزشی و افراد عمیق و در چنین شرایطی ما سیستم آموزشی خود را گرفتار یک پارادوکس درونی و تناقض رفتاری کرده ایمنجیب و با سواد و دور اندیش به چنگ عناصر سطحی و بی سواد و چرب زبان و دلال صفت و همه فن حریف و عاری از دور اندیشی و فاقد بینش و منشِ فرهنگی/ آموزشی بیافتد و این جماعت نیز با شبیه سازی و تکثیر و تعمیم آداب و عادات و اخلاق خود و طرد و حذف و منزوی ساختن و بی انگیزه کردن افراد دلسوز و فرهیخته، رفته رفته دستگاه تعلیم و تربیت کشور را به مسیر قهقرایی سوق داده و گام به گام بستر پیدایش و گسترش انواع انحطاط و زوال فرهنگی و ظهور اقسام فسادهای مالی و اداری و اخلاقی را هموار سازند که افزون بر نابودی اهداف و رسالت های خطیر و بنیادین نظام آموزشی، کیان و اعتبار مدرسه، مدیر و معلم و دستگاه تعلیم و تربیت کشور(به عنوان یکی از اساسی ترین و اثربخش ترین مراجع ذی نفوذ اجتماعی، و متولی و متکفل تربیت و پرورش نسل کنونی و آینده)را نیز نزد اولیا و دانش آموزان و جامعه مخدوش و تخریب می نماید ... ؛

به عبارتی، در چنین شرایطی ما سیستم آموزشی خود را گرفتار یک پارادوکس درونی و تناقض رفتاری کرده ایم زیرا در حالی که برای تأمین منابع لازم جهت تحقق اهداف خود ناگزیر از سرکار آوردن و میدان دادن به چنین عناصری شده ایم(مدیران و بلکه نامدیران دلال صفت، رابطه گرا، سطحی نگر و زبان باز که به جای تورق و مطالعه کتاب در شمارش پول و جذب امکانات مادی مهارت دارند)، اما، این سنخ افراد اغلب فاقد درایت و کفایت و عمقِ لازم برای درک و تعقیب و تحققِ اهداف والای فرهنگی/ آموزشی هستند و، چه بسا ناخواسته و نادانسته، فرایند نیل به این اهداف را لوث و به بیراهه می کشانند و مآلا به ضد خود بدل می کنند ... ، در واقع بعید می نماید تحت هدایت و رهبری چنین عناصری ساختار و سامانه مزبور قادر به پیشبردِ اهداف طراحی شده خود باشد و سرانجام نه از تاک نشانی مانَد و نه از تاک نشان ... ،
از این رو، در کنار ضرورتِ میدان ندادن به چنین عناصری و خلع ید از ایشان، تأمین نیازهای اولیه سامانه آموزشی و زیر ساخت های ضروری و اساسی آن و پایان دادن به تراژدی کسری بودجه (همزمان با اصلاح و بهبود مدیریت منابع) امری بدیهی می نماید.
کانال سرمشق
در حین برگزاری این اردوها بود که شورای عالی وزارت آموزش و پرورش در سال ٩٠ تصویب کرد بخشی از نمره درس آمادگی دفاعی که بین هشت تا ١٠ متغیر است- به شرکت در اردوهای راهیان نور تعلق گیرد. این طرح با هدف ترغیب دانشآموزان برای شرکت در این اردوها مصوب شد و وزارت آموزش و پرورش با همکاری ستاد مرکزی راهیان نور، برگزاری این اردوها را برای دانشآموزان دختر و پسر مقطع متوسطه آغاز کرد/ افتتاحیه اردوها با کشتهشدن سه دانشآموز از استان خراسانرضوی و زخمیشدن ١٣ نفر دیگر در مسیر برگشت در حوالی بروجرد در پانزدهم بهمن سال ٩٠ رقم خورد؛ این تصادف سرآغاز پدیده تصادف اتوبوسهای دانشآموزی در اردوی راهیان نور شد/ دستگاهی که تجربه چندانی در برگزاری اردوهای بزرگ ملی نداشت، ناگهان وارد فضایی شد که خیلیها معتقد بوده و هستند در توانش نیست/ پیگیریهایی که البته نتایج آن هیچگاه مشخص یا حداقل از سوی مراجع مربوطه گزارش نشد/ با تمام این اوصاف نه انتقادهای منتقدان و نه وعدههای مسئولان به تغییر ویژهای در روند برگزاری اردوهای راهیان نور منجر نشد و این اردوها بدون بازنگری و با همان کیفیت قبلی برگزار شد....