صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

صلاحیت های حرفه ای معلمان و کم رنگ شدن اخلاق در جامعه و مدرسه

آموزش‌ و پرورش ما این‌ روزها به اندازه گذشته روی صلاحیت معلمان تعمق نمی‌کند. در زمان گذشته، در ایران و در شهر تهران دانش‌سرای عالی را داشتیم که حتی قبل از دانشگاه تهران، در سال 1297 تأسیس شد و امروز دانشگاه خوارزمی نام گرفته است. در آن دانش‌سرا، معلمان علاوه‌ بر قبول‌شدن در کنکور، پالایش جسمانی و اخلاقی نیز می‌شدند.

 گسترش مسائلی مانند تجاوز در این محیط‌ها ناشی از ابتلای جامعه به همین آنومی و فروریختگی و سست‌شدن معیارها، هنجارها و ارزش‌هاست شخصیت‌های برجسته و بزرگواری بودند که افراد ورودی‌ به دانش‌سرا را به دقت از جنبه اخلاقی و جسمی و روانی مورد بررسی قرار می‌دادند و به جزئیات توجه می‌کردند. این مکان، دانشگاهی مانند اکول دو فرانس در فرانسه و وظیفه‌اش فقط تربیت دبیر بود.

در حال‌ حاضر نیز دانشگاه‌هایی مانند دانشگاه فرهنگیان وجود دارند، اما دیگر به اندازه آن زمان دقت و موشکافی برای تشخیص صلاحیت و شایستگی صورت نمی‌گیرد. با کم‌رنگ‌شدن این معیارها اکنون هر شخصی که از هر دانشگاهی فارغ‌التحصیل شده و لیسانس گرفته است، می‌تواند آموزش بدهد.
نکته دیگر اینکه بسیاری از معلمان تربیت‌شده در آن سیستم آموزشی بازنشسته شدند و امور آموزش‌ و پرورش در مواردی به دست افرادی افتاد که برای آن مقصود خاص تربیت نشده بودند. برای شغل معلمی که مهم‌ترین شغل از نظر پرورش شخصیت و اخلاق و رفتار است، به انتخاب اصلح توجه نمی‌شود و گاه افرادی که با اصول تعلیم‌ و تربیت چنان‌که باید، آشنا نیستند وارد این کار می‌شوند.


یکی از عوامل مشکلاتی که این روزها در سطح مدارس وجود دارد و اخبار ناخوشایندی که گاه درباره اتفاقات رخ‌داده در مدارس می‌شنویم، حضور افرادی است که تخصصی در این حوزه ندارند، رشته آنها تعلیم‌ و تربیت نبوده است، روان‌شناسی شخصیت و روان‌شناسی پرورشی و کودک و نوجوان را نمی‌شناسند، اما وارد این عرصه شده‌اند.

شخصیت معلم باید بررسی شود و دید چه شخصی قرار است معلم شود. باید به اندیشه‌های افراد صاحب‌‌تفکری مانند فروبل، پستالوزی، هربال، مونته سوری، دکرولی، پیاژه یا جان دیویی که پیشروهای تفکر در آموزش‌ و پرورش بوده‌اند، توجه کرد.

مسئله دیگری که باید در ارتباط با مشکلات آموزش‌ و پرورش و مدارس به آن توجه کرد، این است که جامعه دچار آنومی شده است. بیماری روحی و روانی فراگیر شده و ذهنیت برخی از افراد بیمار شده و پایبندی به اصول و اخلاقیات و معنویات کم‌رنگ شده است.

صلاحیت های حرفه ای معلمان و کم رنگ شدن اخلاق در جامعه و مدرسه

معلم یا استاد باید به دانش‌آموز خود مثل دختر یا پسر خود نگاه کند. در غیر این‌صورت مسائلی مانند آنچه این روزها نمونه‌هایش را در اخبار می‌شنویم، اتفاق می‌افتد. گسترش مسائلی مانند تجاوز در این محیط‌ها ناشی از ابتلای جامعه به همین آنومی و فروریختگی و سست‌شدن معیارها، هنجارها و ارزش‌هاست.

نظام آموزشی باید منزه‌ترین جا باشد و معلم باید پاک‌ترین و منزه‌ترین شخصیت باشد، ولی مشکلات از بخش‌های دیگر در اینجا نیز رسوخ پیدا کرده و مسائلی را پدید آورده است که شاهدشان هستیم.
درحال‌حاضر به دلیل نفوذی که رسانه‌ها، به‌ویژه فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی پیدا کرده‌اند، کافی است کوچک‌ترین خطایی صورت بگیرد تا بزرگ و آگراندیسمان شود و در سراسر دنیا پخش ‌شود.

فضای مجازی اکنون دیوارها را فروریخته است و دیگر دیواری وجود ندارد. افرادی که از این نکته غافل‌اند، مرتکب اشتباه بزرگی می‌شوند. شبکه جامعه شناسی علامه

منتشرشده در یادداشت

هنرستان رهبر انقلاب و مشکلات هنرستان ها و هنرآموزان

قطع برق یک هنرستان در جنوب شرقی تهران و امتحان دانش‌آموزان روزه‌دار در گرمای خردادماه، بدون کولر و بدون روشنایی در یک سوله گرم و تاریک اتفاقی است که به آسانی می‌تواند تحت تاثیر حواشی به‌وجود آمده در داستان تجاوز ناظم به دانش‌آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران نادیده گرفته شود و کوچکترین توجهی را سبب نشود. به‌خصوص که هنرستان «رهبر انقلاب» در یک منطقه محروم تهران واقع شده است و صدای دانش‌آموزان و مسئولان مدرسه‌اش به جایی نمی‌رسد. راستش اول باورم نمی‌شد و گمان کردم مسوولین هنرستان غلو می‌کنند. مگر می‌شود مسوولین اداره برق منطقه، حاضر شوند امتحان 300 دانش‌آموز روزه‌دار در گرمای خرداد ماه بدون کولر و روشنایی برگزار شود؟ مگر بار اولی است که آنها برای موسسات تجاری مختلف زمان خریده‌اند؟ حالا این یکی هم مثل بقیه! یحتمل خودشان هم در منزل دانش‌آموز دارند و حاضر نمی‌شوند امتحانات خردادماه بچه های مردم این گونه راحت تحت تاثیر قرار گیرد.

 

ورقه‌های امتحانی یا بادبزن‌های دستی؟

برای صحت و سقم ماجرا خودم را روز چهارشنبه به مدرسه رساندم. امتحان زبان انگلیسی بود.  بچه ها روی صندلی‌ها مستقر نشده بودند که دنبال چیزی می گشتند خودشان را با آن باد بزنند. به ناچار و بدون گفتن مقدمات و هشدارهایی که مرسوم است در اول هر امتحانی گفته شود ورقه‌های امتحانی را توزیع کردند. حین توزیع ورقه‌ها تنها چیزی که معاون پرورشی مدرسه به زبان آورد این بود که از بچه‌ها خواست حالا که خودشان واقعیت ماجرا را می‌بینند و مجبور هستند در تاریکی و گرما و با زبان روزه امتحان بدهند، به والدینشان این ناتوانی مدرسه در پرداخت پول برق را منتقل کنند تا این قدر در پرداخت شهریه‌های اندکشان تعلل نکنند و اگر کمکی از دستشان برمی‌آید دریغ نکنند. برگه به دست هر دانش‌آموزی که می‌رسید بدون هیچ نگاه کردنی به آن که آیا سوالات مطرح شده سخت هستند یا آسان، فوراً به یک بادبزن تبدیل می‌شد و صدای غالب جلسه، صدای این بادبزن‌ها بود. با صلواتی آزمون رسماً شروع شد. عرق نمایانِ روی پیشانی و سر و صورت بچه‌ها، خودش دلیل موجهی بود که مراقبان به روی کسی نیاورند که دگمه‌های لباسش را ببندد. خود مراقبان هم داشتند با باقیمانده برگه‌های امتحانی بچه‌هایی که نیامده بودند خودشان را باد می‌زدند.

دو دقیقه از امتحان نگذشته بود که اولین انگشت اجازه از وسط سالن بالا رفت. می‌‌خواست ورقه امتحانی را تحویل دهد. مراقب درخواست دانش‌آموز را به معاون مدرسه حواله داد و پرسید آیا می‌توانند برگه‌ها را تحویل دهند یا هنوز زود است؟ هنوز زود بود. حداقل باید 10 دقیقه‌ یک ربعی را سر جلسه می‌ماندند. بخش‌نامه امتحانی این را می‌گفت. ولی گرمای طاقت فرسای سوله، اجازه توجه به بخش‌نامه را نمی‌داد. 10 دقیقه شده بود یا نه، بالاخره با گرفتن ورقه‌ها موافقت شد و سیلی از جمعیت به یکباره بلند شد. بی هیچ اغراقی حداقل دو سوم دانش‌آموزان برگه‌ها را تحویل دادند.

 

مدرسه فرار نمی‌کند!

در حیاط مدرسه سراغ چند نفر از دانش‌آموزان رفتم. چرمی دانش‌آموز سال سوم می‌گفت: ببینید چقدر کلافه بودیم که حتی سوالات تستی و چندگزینه‌ای را هم بی‌‌پاسخ گذاشتیم و آمدیم بیرون؟ اداره برق نمی‌توانست تا پایان امتحانات صبر کند؟ مدرسه که فرار نمی‌کرد! از دومی‌ها هم دانش‌آموز دیگری می‌گفت: منِ بدبخت، برق خونمون هم قطع بود. دلم خوش بود چند ساعت زودتر بیام مدرسه اینجا تو کتابخونه‌ی خُنکش درس بخونم.

 هنرستان رهبر انقلاب و مشکلات هنرستان ها و هنرآموزان

قطع برق بدون بدهی و هشدار قبلی!

به سراغ مدیر و معاون مدرسه هم رفتم. مهندس سلامت، مدیر مدرسه، آخرین فیش برقِ پرداختی مدرسه را نشان داد. طبق آن فیش مدرسه هیچ بدهی قبلی نداشت و تنها بعد از 10 روز از تاریخ تحویل، ماموران برق اقدام به قطع آن کرده بودند. حتی هشدار قبلی هم نداده بودند. خود مدیر و معاون او، هر کدام شخصاً دو مرتبه برای پیگیری و رفع و رجوع ماجرا به اداره برق منطقه بعثت مراجعه می‌کنند ولی نتیجه‌ای نمی‌گیرند. به آنها گفته شده بود که چون هنرستان‌ها جزو موسسات صنعتی محسوب می‌شوند، به آنها مهلت داده نمی‌شود. دلیل دیگرشان این بوده که دیماندی یا مقدار مصرف هنرستان از حد مجاز بالاتر بوده است. حال اینکه این دسته‌بندی و قرار گرفتن یک مدرسه در گروه کارخانجات صنعتی و تولیدی از اساس اشتباه است.  یک هنرستان چه فعالیت تولیدی درآمدزایی دارد؟

در مورد مصرف بالای برق نیز این نکته بدیهی در نظر گرفته نشده است که بیشترین رشته‌های تدریسی در  این هنرستان، رشته‌های زیرشاخه برق و برق صنعتی هستند و طبیعی است که مصرف برق آنها از یک هنرستان معمولی که رشته‌های دیگری را پوشش می‌دهد بیشتر باشد. واقعاً چرا باید این مساله به این سادگی در تقسیم‌بندی‌ها رعایت نشود؟

  سلامت در ادامه به بخش‌نامه‌ای اشاره کرد که در ابتدای سال حتی از صدا و سیما نیز پخش شده بود و طبق آن تمامی مدارس، از پرداخت هزینه‌های آب و برق و گاز معاف می‌شدند. همین اعلان عمومی معافیت از پرداخت، باعث شده است از یک طرف والدین از پرداخت شهریه‌ها و کمک‌های احتمالی ناچیزی که قبلاً به ندرت انجام می‌دادند نیز شانه خالی کنند و بگویند حالا که پول آب و برقتان مجانی است، کمک کردن معنایی ندارد. مسئولین ادراه برق نیز ضمن اینکه به شنیدن این بخش‌نامه اذعان دارند می‌گویند چون هنوز به صورت کتبی دستورالعملی به ما ابلاغ نشده است نمی‌توانیم کاری انجام دهیم.

سلامت در انتهای گفت و گو یادآور شد که این تنها مشکل مدرسه ما نیست. چون مردم این منطقه عموماً از سطح درآمدی پایینی برخوردار هستند، نمی‌شود از آنها شهریه‌های کافی دریافت کرد یا انتظار کمک داوطلبانه داشت. بنابراین بیشتر مدارس این منطقه با این مشکل مواجه هستند و باید برای حل آن فکری کرد.

هنرستان رهبر انقلاب و مشکلات هنرستان ها و هنرآموزان

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در گفت و شنود

ماجرای دبیرستان معین در غرب تهران و نقش معلمان و کارکرد مدرسه  مدرسه ، مدار سلامت جامعه است که گفته اند: درب هر مدرسه ای را که بگشائید، درب زندانی را بسته اید.

قاعده براین است که مدرسه به واسطه ماهیتش، نمی تواند سالم و مطمئن نباشد مگر آن که خلافش ثابت شود. به همین ترتیب معلمان نیز مردمی فعال ، دلسوز و صبورند که جز صلاح و فلاح نسل آینده ساز را انتظار ندارند. همه این حرف ها اما تا سالها قبل و پیش از ظهور عصر دیجیتال بیشتر و بهتر گفته و پذیرفته می شد. اکنون که تغییرات بی امان، همه چیز و از جمله آموزش و پرورش را در نوردیده است،نگاهی نو به آنچه در مدرسه می گذرد ضروری است.

از این رو،ماجرای دبیرستان معین در غرب تهران را می توان به مثابه زنگ خطری دانست از آنچه زیر پوست مدارس می گذرد.

در این اتفاق،و بر اساس سیاست محصل محوری نظام آموزشی، ناظم مدرسه و به عبارتی، فقط معلم مورد مواخذه قرار گرفت چراکه معمولا دیواری کوتاه تر از معلم در جامعه فرهنگی ما وجود ندارد.گویی او باید ضمن نگه داری ، تربیت و آموزش بچه های لوس و ننر مردم، به شیوه ی شمع، بسوزد و بسازد و بی صدا بگرید و تنها آب شدن تدریجی اش را دیگران به نظاره بنشینند.

ماجرای دبیرستان معین در غرب تهران و نقش معلمان و کارکرد مدرسه

در حالی که در همین چند سال اخیر  ، خبر تعرض جنسی به کودکان یا آزار جنسی در خانواده ها و توسط برخی پدران ، ذهن عمومی جامعه را خدشه دار و متاثر نمود. ستایش، کیمیا، آتنا، بنیتا، پریا، مبینا، اهورا نمونه‌های علنی شده‌ی این سالها بودند. احتمالا نمونه‌های فراوان دیگری هرگز آشکار نشده و چونان رازی سر به مهر پنهان مانده‌اند. به طوری که رییس اورژانس اجتماعی کشور پیشتر گفته بود که ٢٧۶۵ مورد گزارش کودک آزاری  سالانه ثبت شده است که تهران و پنج استان خراسان جنوبی، همدان، فارس، اردبیل و خراسان شمالی در صدر گزارش قرار دارند.

البته در این قضیه، شک نیست که حضور یک معلم به همراه گوشی همراهی که پر از تصاویر مستهجن است، غیر قابل قبول و نابخشودنی است که باید مورد ارزیابی قرار گیرد.با این حال از آنجایی که معلم نگون بخت به گواهی بچه ها و اولیا، عملی خلاف عفت عمومی انجام نداده است و  حتی در ویدئوی منتشره، انگار خیلی خوش ندارد به رفتار بچه ها نظر کند،بنابر این نباید نقش و تاثیر دانش آموزان را در این پیشامد از یاد برد.

ماجرای دبیرستان معین در غرب تهران و نقش معلمان و کارکرد مدرسه

برخی صدها و هزاران میلیارد از سرمایه عمومی را اختلاس می کنند ولی تنها تصویرشان شطرنجی می شود و از نامشان با یکی دو حرف به اختصار یاد می شود  این دانش آموزان نه پسر بچه های دبستانی بودند و نه اهل روستاهای دور افتاده که بشود فریب شان داد و به وعده ای گول شان زد.  آنها نوجوانان بالغ دبیرستانی هستند که ساکن پایتخت کشور و برخوردار از خانواده هایی مرفه اند، همین طور چه بسا صفحه ای در اینستاگرام، دوست دختر ، اسباب سرگرمی و تفریح داشته اند و لذا نه محروم از سواد جنسی بوده اند و نه نیازی به اجرای سند 2030 داشته اند. حتی بعید نیست با شیطنت و زیرکی خاص، همه با هم معلم بیچاره را اغفال کرده  و در پشت نقاب معصومانه و مظلومانه هویت دانش آموزی خویش مخفی شده اند. با این وجود، ضربه بزرگی به نظام آموزشی و مخصوصا فرهنگی از این رهگذر زده شد که باید به درستی آسیب شناسی و پیشگیری بشود.

اگر چه در متن این ماجرا کسی جز معلم را ندید اما در حواشی آن هم ، همگان ماهی مقصود خویش را از آن صیدکردند. دلواپسان فریاد بر آوردند که این از آثار اجرای قریب الوقوع همان سند منحوسی است که پیشتر هشدار داده بودیم.

براندازان مترصد هم گفتند که آقا معلم، مربی تربیتی و از نوادگان یک آیت الله معروف بوده است.

ماجرای دبیرستان معین در غرب تهران و نقش معلمان و کارکرد مدرسه

اصلاح طلبان نیز زیرکانه نظر دادند ؛ گفتیم  که بگذارید آن سند اجرا شود تا از بروز چنین وقایعی جلوگیری شود.

سرنوشت معلم بدبخت هم از دیگر بخش های این واقعه است که دادگاه نرفته و محکوم نشده، با اسم و تصویر حقیقی،کوس بی آبروئی اش در فضای مجازی و هر کوی و برزن زده شد و در این حالیست که برخی صدها و هزاران میلیارد از سرمایه عمومی را اختلاس می کنند ولی تنها تصویرشان شطرنجی می شود و از نامشان با یکی دو حرف به اختصار یاد می شود و ... نقطه، سرخط!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

آسیب شناسی رفتار معلمان و میزان نقد پذیری فرهنگیانهر فرد در طی عمر خود بر اساس اراده و تصمیم خود و گاه شاید خواست دیگران از جمله والدین ، یک مسیر طولانی برای دریافت دانش می پیمایدو بر اساس آن تخصص و مهارت انجام فعالیت اقتصادی را در نهادها و سازمانهای گوناگون جامعه به دست می آورد. این فعالیت 16 تا 30 ساله آموزشی از او کودکی و نوجوانی و گاه حتی جوانی را می گیرد. فرد اگر خود اهل مطالعه و پیگیر دانش فراگرفته خود نباشد در جامعه ما خاستگاهی برای این فعل وجود ندارد. استفاده از واژه فارغ التحصیل به تنهایی ایراد بزرگی بر این ادعاست. درست تر آن است که گفته شود مثلا فارغ التحصیل مقطع کارشناسی هستم نه بیان خالص آن . در این بین دانش پویا و دینامیک ، روز به روز مجهز به نظریات و تئوری ها و نگرش های نوینی می گردد اما ما در همان فراگرفته های مقطع طی شده خود باقی می مانیم. این اوضاع برای دیپلمه ها وخیم تر است. چون هم سطح فراگیری معلومات محدود است و هم فاصله ما با دانش امروز بیشتر است.

اگر دانش معلم از کانال های رسمی و غیررسمی ، به روز نمی گردد گواه بر مصرف کننده بودن دانـــش در آن جامعه است نه تولید کننده یافته های علمی و فنی. به روز بودن معلومات برای تمامی شغل ها و رشته های تحصیلی صدق می کند . منتهی مراتب برخی از آنها چون مهندسی و پزشکی و داروسازی و.... مجبور به فراگیری اطلاعات و فن آوری های جدید برای به روز ماندن هستند اما برخی مشاغل دیگر و حتی حساس چون معلمان ، از چنین توفیقی برخوردار نیستند. در جامعه ما برخی از معلمان طی 30 سال خدمت خود حتی شاید یک پایه خاص یا تدریس کتاب خاص را برای راحتی و حفظ آرامش خود اختیار می کنند چون اهل ریسک یا به هم زدن نظـم تدریس خود نیستند و هر دائم کلاس دوم تدریس می کنند یا در دوره متوسطه کلاس اول .

 بیایید قدری بدون رودربایستی و تعارف با هم نگاهی داشته باشیم به اوضاع معلومات خود

نگرش غلط دیگر در بین برخی از معلمان سختی تدریس در پایه ها بالا و آسانی آن در پایه اول است. در حالی که این برداشت دقیقا عکس باور آنان است. کلاس اول در هر پایه یعنی زیربنای آموزشی کلاس های بالاتر برای هر ماده درسی یا پایه کلاسی . یعنی همان خشت اول .
با ثابت ماندن معلم برای تدریس درس یا پایه کلاسی خاص ، هوشیاری یا تعهد او برای آموزش تازه ها از بین می رود. او چشم بسته کتب تغییر نیافته نظام آموزشی را به راحتی تدریس می نماید. او مخالف تغییرات متون درسی است و آن را بی نظمی می خواند. او اهل مطالعه یا چرخ زدن در سایتی برای کسب اطلاعات تازه و نویی برای آموزش دانش آموزان نیست. جالب تر آن که خود نظام آموزشی یا به دلیل ماند فراگیری دانش آموزان یا پیشگیری از هزینه کردهای اضافی برای تألیف و چاپ کتب جدید ، رغبتی برای این کار ندارد.

 بیایید قدری بدون رودربایستی و تعارف با هم نگاهی داشته باشیم به اوضاع معلومات خود

لذا بین من معلم با دانش فراگرفته سال 69 و با ثابت نگه داشتن پایه یا کلاس و کتاب تدریس خود با دانش آموزانی که دائما در فضای مجازی به دنبال تازگی و هیجان و سرعت یادگیری هستند ، شکافی عمیق بوجود می آید. گاه بی نظمی و بی انضباطی دانش آموزان در کلاس به دلیل رخوت روش تدریس یا محتوای معلومات معلم است. او می فهمد که یک اَزبرکردگی خسته کننده ای را دریافت می کند که هیچ کدام از ویژگی فراگرفته های او در فضای مجازی را ندارد. او استعداد و خلاقیت پرشتابی در یادگیری تازه ها دارد که کلاس درس این مهم را به او نمی دهد.

به دلیل دو خط موازی بودن نهادها و مؤسسات آموزشی در جامعه ما متأسفانه ، تعهدی برای به روزرسانی دانش معلم از سوی هیچ یک از آنها خصوصا آموزش عالی و دانشگاهها وجود ندارد. یعنی نه ارده فردی و نه خواست رسمی برای تحقق این مهم وجود ندارد.

درد دیگر حاکم در این جامعه عدم وجود عادت یا فرهنگ مطالعه هست. بهانه ها یا دلایل زیادی برای این رفتار ذکر می گردد از جمله :
به اندازه لازم می دانیم ، برای این نظام آموزشی دانش بیشتر از این لازم نیست ، مگر بیکارم ، برای این حقوق همین هم زیادی است ، آنقدر مشکلات معیشتی هست که فرصت سرخاراندن ندارم ، گرفتارم و......

و شاید هم تصور قدیمی دانش آموزان از سوی خود معلمان هنوز رواج دارد. دانش آموزان دهه های پیش می پنداشتند که معلم همه چیز را می داند. حتی اگر او ادبیات تدریس می کند فیزیک و زیست و شیمی و..... را هم بلد است. و معلم در لوای همین ژست بر خودش نیز مشتبه شده است که او آموزش دهنده است و عالم همه چیز !

 بیایید قدری بدون رودربایستی و تعارف با هم نگاهی داشته باشیم به اوضاع معلومات خود

پس مشکلات موجود عبارت شدند از :

1 – درصد قابل توجهی از معلمان ما به طور غیررسمی به دنبال تقویت و غنابخشی دانسته های خود به دانش روز نیستند.

2 – کتب درسی ، سال های متمادی بدون تغییرات اساسی به کارکرد کهنه آموزی خود ادامه می دهد و به طور سیتماتیک سنوات معینی برای تغییرات آنها وجود ندارد و تغییرات احتمالی ایجاد شده در آنها بیشتر صوری است تا محتوایی.

3 – تمامی نهادها و مراکز آموزشی از جمله دانشگاهها و مراکز تربیت معلم با آموزش و پرورش همانند دو خط موازی بی انتهای جدا از هم فعالیت می نمایند و قرارداد یا تعهدی برای به روزرسانی دانش معلم وجود ندارد.

4 – " آموزش های ضمن خدمت " معلمان از کتب غیرمربوط به دوره یا تخصص او می باشد و برخلاف عنوان این نوع آموزش ها ، هیچ نوع تأثیر مثبت یا تحول زایی در افزایش فراگرفته های او ندارد.

5 – دانش آموزان با توان دسترسی به فضای مجازی امکان برخورداری و یادگیری تازه های اخبار علمی وآموزشی حیطه های گوناگون یا مورد علاقه خود را دارند و این جریان با محفوظات سالهای تدریس معلمان در پایه یا کلاس و کتاب خاص ، تناقضی آشکار دارد. همه دانش آموزان در فضای مجازی دنبال کنجکاوی های چرت و پرت نیستند و عده ای حقیقتا شیفته دانش روزند.

6 – هر چند کلاس های تقویتی یا کمک آموزشی یا پیشرفته ، فراگیری همان کتب درسی موجود هست اما گه گاهی برخی از معلمان برای حفظ حیثیت و آبروی شهرت آموزشگاهی خود ، قدری بیشتر زحمت می کشند و چیزهای اضافی به دانش آموزان یاد می دهند و برگشت همین دانش آموزان که بیشتر هم درسخوانند ، باعث ایجاد کنتاکت فرادهی معلم با فراگیری دانش آموز می شود که خوشایند معلم سیستم کهنه و سنتی آموزشی ما نیست. البته این برخورد خود می تواند عامل تحولی هر چند آب باریکه در کلاس های درسی ما باشد.

7 – جبهه بندی وحشتناکی بین دو یا چند همکار برای احتمال برتری یکی از آنان نسبت به دیگران وجود دارد . لذا معلمان میل به یادگیری از همکار خود را با مقاومت از پرسش برای دانستن بیشتر فروکش می نمایند. برای همین جلسات هم رشته ای در مدارس ما بین همکاران بدون هر نوع تغییر روش تدریس یا محتوای تدریس و فقط در تعارف شما استادید !!باقی می ماند. چون او جسارت یاد گرفتن از هم اندازۀ خود ندارد و یک فوبیای آبروریزی اعتراف به نمی دانم دارد.

8 ـ رسوب و رواج باور سنتی برخی از معلمان مبنی بر این که معلم کسی است که همه چیز را می داند او را مدعی ساخته و از توان خود مطمئن است لذا نیازی به افزایش بار دانش یا تازگی آن ندارد. تارو پود سنتی معلومات او به عنوان برقرار کننده نظم و آرامش و سِپر هر نوع تغییری است.

9 – شلوغی و بی انضباطی دانش آموزان در کلاس درس ، همیشه به دلیل تربیت ناصحیح آنها نیست. گاه همانند ادیسون به دلیل برتری دانسته هایشان نسبت به معلم سنتی خود است. اما ما معلمان چنین دانش آموزان را گستاخ و بی ادب خطاب می کنیم. نحوه تدریس معلم و دانش او باید پویا و هیجان برانگیز باشد تا مسلط بر تمامی استعدادهای موجود یک کلاس گردد نه آهنگ خستگی برانگیز یکنواخت بی روح.

همکار بزرگوارم ،

در فرهنگ دهخدا معلم یعنی : نشان که به راه نهند. آنچه بدان وسیله می توان راه را پیدا کرد مانند نشان و جز آن اثر راه . مدرس .
من و شما نشانه های راه خرد و عقل و دانش جهان هستی هستیم . از نشانه های باقی مانده از ما بر دل و مـغز دانش آموزان این
سرزمین می توان به میزان توان و قابلیت های خود در کلاس درس پی برد. این نشانه های رشــد و توسعــه دانش بشری هیچ ارتباط مستقیم یا غیرمستقیمی با میزان دریافت حقوق و مزایای ما معلمان ندارد، با مشکلات و معضلات موجود هم بی خط و ربط است. رسالتی است ارزشمند و پرمایه بر تداوم و تزاید دانش بشری . امید که من معلم تولید کننده دانش هستی باشم نه مصرف کننده صِرف آن .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

آزار جنسی دانش آموزان و نحوه انتصاب مدیران   متاسفانه در روزهای اخیر ، خبر اقدام شنیع و جنایتکارانه یک فرد بیمار در چهره ی معاون مدرسه در یکی از مدارس تهران جزو اولین خبرهای کشور قرار گرفت تا جایی که شوک وارده از این حادثه آن قدر سخت ‌باورنکردنی بود که منجر به ورود مقام معظم رهبری و دستور محاکمه و اجرای حدودالهی دراسرع وقت شد .
همچنین وزیر محترم به عنوان نماینده دولت سریعا دراین امر ورود نمودند و اقدامهای عاجل از همان لحظات ابتدایی صورت گرفت .
اما جدا از مساله ‌اقدام و محاکمه خاطی یا خاطیان باید به واکاوی این مهم از جوانب مختلف پرداخت تا در آینده دیگر چنین اقداماتی یا شبیه آن صورت نگیرد .
اما اکنون از منظر واکاوی مسئولیت و مسئولیت پذیری  و نحوه ی انتصاب مدیران ، همان طور که بر همگان به ویژه اساتید فن روشن است ، باید عرض نمود اینکه ورود معلمین به مدارس دولتی یا غیر دولتی جدا از لحاظ سواد علمی ، پژوهشی ، گزینش و البته نحوه ی گزینش مسائل دینی ، می بایست گزینش روانی ، اخلاقی و رفتاری توسط متخصصین متعهد صورت گیرد وسپس در طی اجرای معلمی همزمان آموزشهای لازم علمی ، عقیدتی ، رفتاری وروانشناختی و... نیز  باید صورت گیرد تا یک معلم که وظیفه ی تربیت وآموزش مهمترین سرمایه مادی ومعنوی کشور و ملت بزرگوار را به عنوان امانت برعهده دارد ، به نحو احسن بتواند امانتداری نماید .

برای نمونه اگر بررسی دقیق صورت گیرد معلمینی که فارغ التحصیل دانشسراها یا مراکز تربیت معلم و دانشگاه فرهنگیان بودند موفق تر و مانوس تر با اهداف آموزش و پرورش بودند، هرچند این به طور مطلق نبوده و گاهی فارغ التحصیلان آزاد غیررسمی که دوره های مختلف را با تایید صلاحیت کامل گزینش گذراندند و  وارد آموزش و پرورش شدند نیز موفق بودند اما اگر بر اساس درصد بخواهیم مقایسه نماییم گروه دوم درصد آماری موفقیت شان بسیار کمتر از گروه اول بوده است .  
اما نکته مهم که از سال‌های دور به ویژه درآموزش و پرورش مغفول واقع شده ورود و دخالت  افراد غیرمتخصص و متعهد از سیاسیون گرفته تا افراد ذی نفوذ ‌و غیره به بدنه آموزش و پرورش است و همین ‌علت مهم منجر به جابه جایی مسئولیت و مسئولیت پذیری و تغییر و انتصاب مدیران گردیده  است .
اینکه گاهی اوقات خودرا در رویا باکشورهایی چون فنلاند ، آلمان ، ژاپن ، آمریکا و... مقایسه می نماییم لازم است از آنچه در بررسی از همان مدارس برای انتصاب مدیران ذکرشده به صورت کلی نقل نمایم که یک مدیر مدرسه براساس شرایط خاص باگذراندن حداقل ۵ سال سابقه معلمی ، بعد معاون ، مشاور مدیر و بعد از آن با بیش از ۲۰ سال سابقه یا گذراندن حدود ۲۰ سال تحصیلات و... انتخاب می گردد که هرچند هر یک از روش ها به صورت دقیق و جداگانه است اما آنچه ذکر شد همه ی آنها در چنین کلیاتی اشتراک دارند ، تا چه برسد به مسئولیتهای ستادی از ادارات منطقه تا وزارتخانه !

آزار جنسی دانش آموزان و نحوه انتصاب مدیران

نکته ای که بارها و بارها توسط افراد متخصص دلسوز از هر جناحی و در دولت‌های مختلف به جهت عدم رعایت سلسله مراتب طی مسیر یک مدیر ارشد ازصف به ستاد یادآور شده است ، همین نکته است که چطور فردی بدون حتی یکسال سابقه معاونت یا مدیریت دریک مدرسه فقط به جهت سفارش و استفاده اهرم های مختلف توسط سیاسیون بر مسند مسئولیت منصوب می شود  ودر شرایطی در منطقه ، اداره کل یا وزارتخانه گماشته می گردد و آن وقت از آن فرد یا افراد انتظار تغییر یا تحول داریم . هرچند تصویب  نظام صلاحیتهای حرفه ای مدیران و شرایط انتصاب مدیران درسال گذشته برای مدیریت مدارس تصویب و ابلاغ گردید که درجای خود قابل تقدیر است .
.

روندی که متاسفانه همان طورکه عرض نمودم در کشور ما و به ویژه در آموزش وپرورش از سالهای دور تاکنون نیز ادامه داشته و خواهد داشت !
آیا می توان از مدیر منصوب بدون طی سلسله مراتب و فقط باسفارش و یا تهدید منصوب شده ، انتظار خلاقیت راداشت ؟!
چیزی که در جامعه ی ما فرهنگیان بیشتر مرسوم است -که متاسفانه مقصر بیشتر آن خود ما هستیم- این است که حاضر می شویم  فردی یا افرادی خارج از خانواده نیز برمسند مسئولیت قرار بگیرد اما وقتی از درون خانواده فردی توانمند و دارای تجربه بر مسند می نشیند حتی  از قبل از ورود برمسند مسئولیت به مقابله با آن می پردازیم ، چه برسد زمانی که منصوب می گردد و مسئولیت را عهده دار می شود و سعی می نماییم تا او را به حاشیه رانده و مسیرش را گم نموده و یا به طور کامل از مسیر اصلی خارج گردد و نهایت یا خود خسته و وادار به استعفا شود یا توسط افراد غیر ذیصلاح به جهت قدرت سیاسی مجبور به استعفا شود .
اتفاقی که باعث شده تا مدیرانی از سال‌های دور مسئولیت را به نام خدمت اما به کام لذت نگهداشته و تحت هیچ عنوان حاضر به رها کردن یا واگذارکردن به افرادجوان متخصص متعهد نگردند.
و مهم تر اینکه  بیشتر مایه تاسف می شود وقتی همین افراد به جهت رفاه حال خود با تغییر و تحول ، خلاقیت و نوآوری مقاومت می‌کنند. که این باعث می‌شود تا هر طرح و تحولی که منجر به تغییر هوشمندانه خواهد شد را یا به فراموشی ‌و بایگانی می فرستند ،یا از هر روش ‌واقدامی استفاده می نمایند تا این طرح تحولی به حاشیه رود و درآخر به طور کامل حذف شود .
پس اگر چنین شرایطی اصلاح شود و شرایط انتخاب معلم به خود آموزش وپرورش واگذار گردد و گزینش های علمی ، عقیدتی ، رفتاری و ‌روانی   با دوره های مختلف زیر نظر معلمین باسابقه بیشتر بگذرانند و از استخدام های اجباری و تحمیلی خودداری شود. هر چند این اتفاقات خاص که اکنون در جامعه صورت گرفته مخصوص مدارس دولتی یا غیر دولتی نیست  و مهم این است که افراد معلم نما و فاقد صلاحیت وارد مدارس ودستگاه آموزش و پرورش نشوند !
و پس از آن مناصب مدیریتی نیز بر اساس صلاحیت خاص و مصوب شده بدون دخالت افراد غیر متخصص اتفاق بیافتد .
لذا امیدواریم اکنون مقام عالی وزارت که با ایده و وعده ی تحولی خود با طی مسیر از صف تا ستاد مسئولیت وزارت را پذیرفتند ، بر عهد خود پایبند باشد و در این راه ضمن اینکه از هیچ اقدامی دریغ ننموده ، در برابر زیاده خواهان که منافع خود را به عدم تحول آموزش و پرورش وابسته نموده و با هر اتفاق یا اشکالی که در آموزش و پرورش ایجاد شود به جای کمک به ریشه یابی و راهکار مناسب برای حل آن به هجمه های تخریبی براساس مقاصد خود می پردازند ، ایستادگی و مقاومت نموده و با مشاوره و کمک از همکاران دلسوز ‌، متخصص و متعهد به مسیر درست تحولی که مطابق با سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی می باشد ادامه دهند و نیز اکنون وظیفه ی تمامی اهل فن از فرهنگیان جوان تا باتجربه و  اصحاب رسانه نیز به صورت دلسوزانه و خودکار به تحقق این امر کمک نمایند ، هرچند این اتفاق فقط با تعریف ‌و تمجید اتفاق نمی افتد لذا چنان که این عمل موجب تشویق و ایجاد روحیه به مسئولین می گردد اما از نقد درست با ارائه راهکار مناسب استفاده نمایند و اجازه تخریب و نیز دخالت را به افراد غیر متخصص ندهند .

در این صورت وزیر محترم نیز با پشتوانه همگانی همکاران و جامعه ی آموزش و پرورش که تقریبا با تمامی  اقشار و ملت بزرگوار در هر مسند و مسئولیتی همراه می باشند، درارتباط هستند.
امید است وزیر محترم با همت والا و پشتیبانی همراهان خود بتواند نسبت به این خواست  به حق اما حدود ۴۰ ساله و دیرین فرهنگیان که وابسته به محقق شدن منزلت و سپس معیشت واقعی  فرهنگیان است حساس و پرتلاش و پرکار تلاش نموده و همان طور که عرض نمودم ، این آرزوی دیرین و به حق و به جای معلمین یعنی “” رسیدن به منزلت ومعیشت واقعی “‘ در جامعه را ایجاد نماید تا این فاصله طبقاتی بین کارکنان دولت نیز برای همیشه حذف گردد .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

پاداش پایان خدمت 96

همدان

منتشرشده در نامه های دریافتی
گروه استان ها و شهرستان ها/
پس از بیانیه انتقادی جمعی از معلمان مدارس غیردولتی کشور در مورد " آزار جنسی جمعی از دانش‌آموزان دبیرستانی در غرب تهران توسط ناظم مدرسه " ( این جا )  این بار " معلمان حق التدریس " با ارسال نامه ای برای صدای معلم به بیان مشکلات و چالش های شغلی و حرفه ای خود پرداخته و نسبت به قضاوت و داوری برخی افراد و جریان ها اعتراض کرده اند .
متن کامل این نامه که در اختیار صدای معلم قرار گرفته است به شرح زیر است
 
نامه معلمان حق التدریس در مورد آزار جنسی دانش آموزان و مشکلات شغلی در آموزش و پرورش
 
بسم الله الرحمن الرحیم
«من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا...» (مائده / ۳۲): هر کس نفسی را زنده کند به واقع، تمام جهانیان را زنده گردانیده است.
معلم و معلمی، واژه و حرفه ی مقدسی است که  احصای ارزش و منزلت آنها نزدیک به محال می نماید. به طوری که حیات بشر نیز بر مدار ارزش ها و کرامت انسانی می چرخد ، ولی این روزها شاهد هستید که چگونه حجم گسترده ای از شدید ترین تخریب ها علیه معلمین آموزش و پرورش به صدا در می آید. تخریب هایی که تاریخ بر فراز و نشیب جامعه ی شریف معلمی، از خلقت آدم تاکنون به خود ندیده است. این زنگ خطر سقوط کیفیت آموزشی و تربیتی است که با توهین و افتراهای نادرست و احیانا مغرضانه، ذهن جامعه را نسبت به وجهه معلمان توانمند و فرهیخته ی حق التدریس مسموم کرده است. اما این چگونگی ها و انکارها نه تنها هیچ کمکی به ارتقای نظام آموزشی و فرهنگ کشور نخواهد کرد، بلکه مدیریت درست منابع انسانی را نیز زیر سوال خواهد برد، ردیف های استخدامی ذخیره شده ای که برای معلمین التدریس است، به غیر منصفانه به تاراج می رود که این زوال نگرش ها و تزلزل پایه های زیر بنایی ترین نهادهاست.
چطور حملات بی امانی به معلمین حق التدریس می شود، حال آنکه آنها  سالهاست در این نهاد به رفع نگرانی های آموزش و پرورش صادقانه پرداخته اند ؟
آموزش و پرورشی که باید محور توسعه ی پایدار و پیشرفت به شمار رود، چطور به جای تلاش برای ارتقای واقعی معلمان در بدنه ی خود، و داشتن برنامه ها و آینده گزینی ها، به تحقیر معلمانی که خود پرورده است، می پردازد؟ چطور به جای پیوند دادن آنها به دانشگاه مأموریت گرای فرهنگیان، آشکارا هم دانشگاه فرهنگیان و هم معلمان آن را تضعیف کرده است؟!

معلمین حق التدریسی که اینک دارای کد پرسنلی و قابل شناسایی اند، سوابق دیرینه ای قبل از سال 91 دارند و مهمتر آنکه قبل از نوشتن اساسنامه دانشگاه فرهنگیان به اعاده ی حیثیت علمی و مهارتی خود و حق ضایع شده ی خود مطالبه ای به حق داشته اند نه ادعای بی اساس، و اینک به عنوان سرمایه های توانمند جلوه گری می کنند آنها که هر کدامشان تاکنون، در کارنامه ی درخشان شان، حداقل تربیت و آموزش 1000 دانش آموز موفق دیده می شود.
تعامل تنگاتنگ آنها با هزاران نفر از والدین نیز، از آنها مشاورانی خبره و اهل فن ساخته است و افتخاری برای جامعه ی بزرگ و حساس عرصه ی تعلیم و تربیت هستند.
اما گاهی دغدغه ی رسیدن به توسعه ی پایدار و  هدف پیشرفت و آینده نگری ها مطابق با قوانین و اهداف پیش بینی شده ی حیات طیبه در سند تحول بنیادین، منجر به یک اقدام غیر حرفه ای و شتاب زده ای می شود، به طوری که نه تنها از حاکمیتی بودن آموزش و پرورش و اسناد بالا دستی صیانت نمی شود، بلکه چشم به روی تمام اعتمادها، سرمایه ها و منابع انسانی توانمند نیز بسته خواهد شد، نیروهایی که بهترین سالهای جوانی خود را وقف تعلیم و تربیت آینده سازان کشور کردند، این بذلیست که نشان جوانمردی و مروت آنهاست و کمتر کسی را در این فضایل پیدا خواهید کرد. نیروهایی که مدارج عالیه خود را از دانشگاه های معتبر و بزرگ کشور گرفتند و توان فنی تدریس را به دلیل انگیزه ی بالا و بروز بودن مدارک دانشگاهی دارا هستند.
معلمینی که وزارت آموزش و پرورش طبق طرح کارشناسی شده ی مجلس شورای اسلامی، بر اساس پارامترهای جنسیت و رشته و نیاز منطقه و مدارک تحصیلی جذب کرده است، و وزارت تحت نظارت خود، آنها را در برنامه های ضمن خدمت و کارگاه ها شرکت داده است و مطابق با مؤلفه های استاندارد انعکاس دانش و مهارت را در آنها دیده اند.
 
معلمین حق التدریس، شیوه های فنون تدریس و کلاسداری و دوره های ضمن خدمت و انواع کارگاه ها را در همان کلاس ها و همان اساتیدی سپری کرده اند، که معلمین رسمی نیز حضور داشته اند.
 
نامه معلمان حق التدریس در مورد آزار جنسی دانش آموزان و مشکلات شغلی در آموزش و پرورش
 
حسن عملکرد آنها در اوج مهارت و رضایت مدیران و اولیا طی پژوهش و کسب آماری علمی گویای این مطلب است. لذا این فرافکنی ها و سیاه نمایی معلمین حق التدریس برای چیست؟ آیا بی اعتنایی به آنها، به معنای هدر رفت سرمایه ها را در بر ندارد؟
بنابراین گذاشتن شرایط و سختی های جدید بر معلمین حق التدریس، در واقع زیر سوال بردن عملکرد وزارت و مجلس است ، زیر سوال بردن رویکرد مدرسه محور و آموزش های حین تدریس و نظارت بالینی هاست، ایجاد شبه و تشویشی در اذهان والدین دانش آموزان و در کل جامعه است که چه اعتماد اشتباهی و چه مدیریت ضعیفی!

فرزندان ما به چه گناهی تحت تعلیم و تربیت چه کسانی قرار گرفتند؟ اما بروید پرس و جو کنید بیشتر ناراحتی آنها از بازنشسته های خسته از تدریس بود، بیشتر دل نگرانی آنها از نیروهای صفر کیلومتر بود که آداب تعامل با خود و فرزندانشان را نداشتند.
 
مطمئن باشید این تشویش ها در اذهان عمومی، چیزی جز اعتماد سوزی به همراه نخواهد داشت. و شاید اگر معمای نگران کننده ی عدم صلاحیت ها و توجیه اشتباهی آزمون برای این معلمین کارآزموده ی حق التدریس، ریشه یابی شود، هدفی جز تضعیف مدارس دولتی نبوده است و شاید در ضعف مدیریتی چون نتوانسته اند تعهد خدمت خالصانه را در بین معلمان رسمی خود نهادینه کنند و شاید معطل نگه داشتن نیروهای شایسته ی حق التدریس هدفی جز بالا نگه داشتن کیفیت آموزشی نیست؛ چرا که هراس از اینست، مبادا نتوانند بعد از ایجاد امنیت فکری و حرفه ای به این معلمین ، تعهد و بالندگی و اخلاق حرفه ای را در آنها ماندگار و حفظ کنند؟ و شاید تعهد یا توانایی وجود ندارد تا بتوانند مؤلفه های علمی برای بهره وری را در عمل به منصه ظهور برسانند. اما اگر غیر از این باشد پس کلیه ی معلمین آموزش و پرورش باید در آزمون شرکت کنند. گرچه باز آموزش و پرورش از اهداف سند تحول بنیادین فاصله ها دارد و تاکنون نتوانسته است آزمون صلاحیت حرفه ای را در رتبه بندی معلمین خود، به درستی اجرا کند.
چه شباهت و تفاوتی بین معلمین رسمی و معلمین حق التدریس وجود دارد ؟
 
آیا غیر از اینست که همگی دارای کد پرسنلی و بیمه از آموزش و پرورش هستند و در یک مدرسه و کلاس های مشابه با تراکم زیاد مشغول به تدریس هستند. اما تفاوت معلمین حق التدریس و معلمین رسمی تنها در دریافتی حقوق و مزایاست و شاید معلمین حق التدریس در تعهد و انگیزه حتی سرآمدتر باشند.
 
شاید فراموش شده است با مسأله اخلاق و انسان مواجه هستند، که این ادعاها و صحبت از عدم شایستگی ها، صحبت های بچه گانه ای است که هیچ جایگاهی ندارد و نمی تواند شأن و هویت کسانی را که سالهاست متعهدانه فداکاری کرده اند و کرامت شان خدمت خالصانه است را بی منزلت و خدشه دارسازد، شأن کسانی که قرآن به کرامت آنها قسم یاد کرده است.

این نگاه و نگرش غیر تخصصی و غیرقانونی به معلمین حق التدریس است که اگر به صورت حق التدریسی، تدریس کنند مشکلی از نظر چگونگی ها ندارند، اما وقتی بحث استخدام و برخورداری از کمترین حق و حقوق و امنیت فکری و عزتمندی به میان می آید  مسئولین رده بالای وزارت آموزش و پرورش  می کوشند تا این مسئله را منتفی اعلام کنند ؟!

مدیرانی که باید با تصمیمات درست و منطقی، جو متلاطم را آرام کنند تا معلمین خود با آرامش بیشتری وارد کلاس های درس شوند هر روز با توهین های علنی که هر کدام بار حقوقی و حقیقی داشته و حتی قابل پیگیری قضایی می باشد  بر تنش معلمین و جو عمومی نظام آموزشی کشور افزوده و با ناآگاهی خود در صدد ضربه جبران ناپذیری به کیفیت  آموزشی کشور  هستند.

لذا عالمانه اینست که باید به دنبال رهیافتی بود که در عین ارتقاء دهنده، نگهدارنده نیز باشد. بحث مدیریت کارآمد و شناخت وضعیت بحران و تعادل بخشی ها یک سر قضیه است و یک قاعده ریاضی است، که توانایی ها و سرمایه های عملی موفق، یعنی دانش به ظهور رسیده، پس این سرمایه های اجتماعی به عظمت نظام تعلیم و تربیت و تقویت دانشگاه فرهنگیان باید هدایت و جهت دهی شود و اقتصاد رفتاری در تبیین استراتژی ها در فضای روانشناختی این مساله را نیز متذکر می کند که در جهت شناسایی و شناساندن هدف تربیت و کیفیت بخشی نهایت تلاش را کرد و انگیزه ی استمرار به کار را در بهره وری بیشتر باید مد نظر قرار داد، اما حرف هایی که این روزها  از زبان مسئولین وزارت آموزش و پرورش درباره ی شایستگی ها و صلاحیت های معلمین مجرب حق التدریس شنیده می شود، معنای دیگری جز مستاصل بودن این افراد از مدیریت صحیح ندارد. لذا مدبرانه و زیبنده ی نهاد تعلیم و تربیت نیست که در بین تمامی ارگانها عامل کاهنده کارایی و انگیزه ها گردد و این گونه پایه های اصلی ارکان آموزشی کشور مورد بی احترامی قرار بگیرد. و ممکن است از فلسفه تعلیم و تربیت فاصله ها گرفته شود.
 
قابل تذکر است که معلمین حق التدریس که تنها در عنوان با 350 هزار نفر از کارمندان غیررسمی متفاوتند، باید تعیین تکلیف و به امنیت حرفه ای و فکری دست یابند، و امید است، با مساعدت و تصمیم مقتدارانه ی اعضای کمیسیون آموزش، طرح تعیین تکلیف استخدامی معلمان حق التدریس، که مدت هاست، به نگاه ها و تفاسیر مختلف سرگردان مانده است، به صورت "پلکانی" ، و با اختصاص "اولین" ردیف استخدامی های ارائه شده از سوی سازمان مدیریت خدمات، به کلیه نیروهای حق التدریس، مشکلات و بحران ها مرتفع گردد.
در پناه دعای بزرگ ترین معلم جهان بشریت حضرت رسول خاتم(صل الله علیه و آله) باشید که  فرمود: «اللهم اغفر للمعلمین و اطل اعمارهم و بارک لهم فی کسبهم؛ (کشف الخطا، ج1، ص48) خداوندا! معلمان را بیامرز و عمر طولانی به آنان عطا فرما و کسب و کارشان را مبارک گردان!»
من الله التوفیق

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

انتخاب مدیر کل آموزش و پرورش استان فارس   مدیر کلی فارس را به فارسی ها بسپارید
 از فارس با عنوان پایتخت فرهنگی ایران یاد می شود. سرزمین شعرای نامدار و مردم مهمان نواز که نشان از قدمت و اصالت این مردم دارد . حفظ این جایگاه نیازمند انتقال هوشمندانه آن از نسلی به نسل دیگر است .  آموزش و پرورش در انتقال این جایگاه اهمیتی  دو چندان و ارزشی مضاعف دارد.
فارس ، مأمن ۶۴ هزار فرهنگی شریف است که  شایعه این روزهای انتصاب یک  مدیرکل غیر فارسی بر مجموعه کاری  ، سبب نارضایتی و تکدر خاطر آنان شده است .

از شاخص های مدیریت دموکراتیک و پاسخگو آن است که به اراده عمومی و برآیند افکار عمومی توجه شود. مهم است که نگاه فرهنگیان استان را سنجید. ترجیح دادن نیروی بومی یا غیر بومی از حقوق لاینفک فرهنگیان این استان است.  توجه و تاکید بر مردم سالاری می طلبد که دیدگاه صاحب نظران و خواست عمومی  این خانواده عظیم در نظر گرفته شود . از سویی با استناد به معیار های سه گانه تخصصی، ارزشی و عقیدتی در انتخاب مدیران ، آیا در میان این ۶۴ هزار نفر ، هیچ کدام حائز این شرایط نیستند که به دنبال انتخاب مدیر کل از دیگر نقاط  کشور هستیم ؟
 حتی شنیده می شود آنان که نقش پدر  خوانده های اصلاحات را برای خود قائل شده اند نزدیکی به دولت را بهانه ای برای انتصاب مدیران نزدیک به خود ساخته اند .

مدیریت آموزش و پرورش نیازمند متخصص فراجناحی و بومی است تا با آشنایی کامل این  کشتی را به ساحل آرامش برساند . 

فرهنگیان فارس همانند سایر همکاران در اقصی نقاط کشور از تبعیض های معیشتی در رنج بوده و بخشی از آن مربوط به تصویب بودجه توسط نمایندگان محترم مجلس است ؛ روا نیست در بحث انتصاب مدیر کل نیز در حق معلمان تبعيض روا دارند.

انتخاب مدیر کل آموزش و پرورش استان فارس

انتصاب یک مدیر کل غیر بومی دهن کجی به فهم و جایگاه فرهنگیان این استان است.

انتظارها از مجمع نمایندگان فارس این است  که  حتی اجازه بروز و ظهور این قبیل  شایعات را نداده و از زد و بند های سیاسی و حزبی برای انتخاب مدیر کل این مجموعه جلوگیری کنند.

فرهنگیان فارس، به دلیل حضور متخصصان بیشمار شایستگی خدمت در مناطق دیگر بالاخص مناطق کمتر برخوردار را دارند. فعالان آموزشی انتصاب مدیر غیر بومی را غیرعقلانی می دانند و آن را نشان دهنده پاک کردن صورت مسأله می دانند.


انتخاب مدیرکل در فارس، آزمون خوبی برای نمایندگان مجلس می باشد و این آزمون نقش مهمی در نتیجه انتخابات سال ۹۸ خواهد داشت.


   تو که نوشم نه ای نیشم چرایی
 تو که یارم نه ای پیشم چرایی
 تو که مرهم نه ای بر داغ ریشم
 نمک پاش دل ریشم چرایی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور