
ناسازگاری تکثرگرایی با وحی
اعتقاد به وحي و نبوت، از نوعي بينش درباره جهان و انسان ناشي مي شود، يعني اصل هدايت عامّه در سراسر هستي. اصل هدايت عامّه لازمه جهان بيني توحيدي اسلامي است؛ از اين رو اصل نبوّت لازمه اين جهان بيني است. خداوند متعال به حكم اينكه واجب الوجود بالذّات است و واجب الوجود بالذّات، واجب من جميعالجهات است، فيّاض علي الاطلاق است و به هر نوعي از انواع موجودات در حدّي كه براي آن موجود ممكن و شايسته است تفضّل و عنايت دارد و موجودات را در مسير كمالشان هدايت مي كند. اين هدايت، شامل همه موجودات است: از كوچكترين ذرّه گرفته تا بزرگترين ستاره و از پست ترين موجود بيجان گرفته تا عالي ترين و راقيترين جاندارها كه ما مي شناسيم يعني انسان. از اين روست كه قرآن واژه"وحي" را همچنان كه در مورد هدايت انسان به كار برده در مورد هدايت جمادات و نباتات و حيوانات [نيز] به كار برده است. از نكات مثبت ديگر در تعليم و تربيت پستمدرن كه بسياري از مربيان آن مطرح كردهاند، ميتوان به تأكيد بر بردباري و تحمل يكديگر، تفكر انتقادي، خلاقيت و خودآفريني، تعهد اخلاقي، اهميت احساسات و همچنين تأكيد بر شهود اشاره كرد
[امّا] عاليترين درجه وحي همان است كه به سلسله پيامبران [مربوط] مي شود. اين وحي بر اساس نيازي است كه نوع بشر به هدايتي الهي دارد، كه از طرفي بشر را به سوي مقصودي كه ماوراي افق محسوسات و مادّيات است و خواه ناخواه گذرگاه بشر خواهد بود راهنمايي نمايد، واز طرف ديگر نياز بشر را در زندگي اجتماعي كه همواره نيازمند به قانوني است كه تضمين الهي داشته باشد برآورد (مطهري، مجموعه آثار، ج2، 1375،ص 155-156).
بنابراین، در اسلام و بلکه در تمام ادیان الهی و آسمانی مساله وحی، پذیرفته شده است. در این صورت، اگر آن گونه که پلورالیستها میگویند، هيچ هنجار جهان شمولي وجود ندارد، وارزشها را مي توان در مجموعه اي كم و بيش بي پايان از، جابه جايي و تغيير احتمالي تركيب كرد، همچنين آنها مي،توانند ارزشهاي قديمي و جديد را با هم تركيب كنند. اين گونه ويژگي تركيبي ميتواند نوعي نقص و كاستي محسوب شود و منجر به اختلاف، بي ثباتي، آشفتگي، ناهمخواني و سنجش ناپذيري شود. در اين صورت ديگر جايي براي پذيرش وجود وحي و فرشتهاي به نام جبرئيل و در نتيجه مجموعه اي به نام (كلام خدا) باقي نمي ماند و پاي بندي به هيچ يك از آنها ضرورت و بلكه لزومي ندارد، يا به ديگر سخن، پلوراليزم ديني با مفهوم وحي ناسازگار است، اگر کسی نگرش پلورالیستی و تکثّرگرا را در عرصه دین درست بداند، ناگزیر باید وحی را (اگر آن را قبول داشته باشد) در محدوده تجربه دینی و دست بالا، گونه ای مکاشفه تفسیر کند و آن را به گونه همسان در یک یک انسانها، ساری و جاری بداند و به طور طبیعی، چنین تجربه هایی بیانگر حق محض هم نمی تواند باشد.

سؤال چهارم. چالشهاي تكثرگرائي پست مدرن بر تربيت ديني كدامند؟
پست مدرنیسم به عنوان يكي از آموزههاي معاصر و متأخّر، با تأكيد بر خصايص و اصولي چند، پيامدهايي را در بسياري از حوزههاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و تربيتي به جاي ميگذارد كه از آن جمله ميتوان به تأثير آن روي حوزه هويت اشاره كرد. در اين ميان مسأله شکل گیری هويت ديني بيشترين سهم را در تأثيرپذيري از اين آموزه به خود اختصاص ميدهد. از جمله سؤالات اساسي كه اين سؤال پژوهشی در پي پاسخ بدان است ، پرسش از چالشهايي است كه پست مدرنیسم به صورت اعم و پلورالیسم یا تکثّرگرایی به طور اخص، براي شكل گيري هويت ديني در افراد به وجود مي آورد. چالشهايي كه مي توان بدان اشاره كرد شامل نفي هويت ديني مبتني بر آموزهها و بنيادهای ديني، نفي هويتهاي فراگفتماني و فرازباني، تضعيف مؤلّفه هاي عقلاني و شناختي هويت ديني، انكار جنبه هاي ثابت هويتي، نفي هويت الگو محورديني و نفي امكان شكل دهي هويت ديني متن محور (با محوريت متون ديني) میباشد. در ادامه، ابعاد سؤال فوق نیز روشن گشته است.

در پستمدرنيسم به همه فرهنگها و طبقات توجّه ميشود، و هر كس براي خودش ارزش دارد؛ انديشه و فرهنگ غالبي نيست و به حاشيهها توجه فراوان ميشود؛ افراد برابر و يكسان هستند؛ بر اعتقاد به آزادي افراد و احترام به فرديت انسان و آزاد كردن وي از هرگونه تقليد، تأكيد ميشود. همچنين كوشش رهاييبخشي از ستم و بيعدالتي اقتصادي، مخالفت با موضوعات درسي مجزا، تغييرپذيري برنامههاي درسي، و رعايت تفاوتها، از ديگر مزاياي اين ديدگاه است یکی از ره آوردهای تکثّرگرایی یا پلورالیسم، پدیدهی جهانی شدن است. در عصر جهانيشدن به جاي مكان، كه پديدهاي فيزيكي است، فضا اهميت مييابد. فضا عرصه ارتباط انسانهاست و با گستردگي امكانات ارتباطي، فضا هم بسط مييابد. جهانيشدن فرصت جديدي را فراهم ميسازد تا انسانها با بريدن از هويتهاي مكاني، در هويت فضايي جديد ادغام شوند (گلمحمدی، 1381،ص 116).
1 . تهديدات هويتي: از جمله تهديداتي كه فرآيند جهاني شدن بههمراه دارد، متوجّه هويتهاي فردي و اجتماعي است كه خود نيز زير مجموعه هويت ملّي ميباشند. از جمله منتقدان به جهاني شدن در ارتباط با بحث هويتيابي، ميشل فوكو است، كه جهاني شدن را نوعي تمسك به «حال» و انقطاع از «گذشته» ميداند كه نوعي بيگانگي از گذشته را در فرد ايجاد ميكند و به كاهش مشروعيت «حال» دامن خواهد زد؛ زيرا بشر وارد دوره جديدي ميشود كه استمرار گذشته نبوده و از آن منقطع شده است. در عرصه جديد، كه هيچگونه پشتوانه تاريخي و گذشته اي ندارد، ناامني اولين و مهمترين احساسي است كه به انسان معاصر دست داده و آن را دچار بيگانگي ميسازد. حاصل اين فراگرد دروني و از خود بيگانگي، نوعي بي هويتي و بحران هويت است(همان).
از ديگر منتقدين فرآيند جهاني شدن در باب فرهنگ و هويت، لاتوش است. وي نيز معتقد است: جهاني شدن نوعي غربيسازي جهان سوم است كه ارمغان آن، فرهنگزدايي ميباشد. جهاني شدن به نوعي موجبات تخريب ساختارهاي اجتماعي در جوامع سنّتي ميشود؛ چيزي كه به مردمان جهان سوّم براي جايگزيني هويّت فرهنگي گمشدهشان پيشنهاد شده، بر يك هويت ملّي پوچ و يك تعلّق فريبنده به يك دهكده جهاني مبتني است(لاتوش، 1381،ص 48).
2. تهديدات تربيتي با تأكيد بر نقش تربيت ديني: پلورالیسم و به دنبال آن جهاني شدن همواره داراي دو تأثير متناقض در مورد فرهنگ ميباشد. از يكسو، به همگونسازي فرهنگي و همسو كردن فرهنگهاي مختلف منتهي ميشود. از سوي ديگر، به تكثّر و ناهمگونسازي و تمايز فرهنگها منجر ميشود. اين ويژگي دوگانه جهاني شدن در مورد هويت هم صادق است. جهاني شدن از يكسو، با از ميان برداشتن مرزها و مرزبنديهاي مروج امت واحد، به خصوص در فرهنگ اسلامي و نزديك شدن آنها ميشود. از سوي ديگر، با ايجاد تنوع در صور ابزار هويت فرهنگي به تكثّر فرهنگي دست ميزند(عاملی، 1380،ص 308)
جهاني شدن بيشترین تغييرات را در هويت يابي ديني افراد، به ويژه مسلمانان داشته است. بهگونهاي كه اكثر صاحبنظران، به خصوص، ترنر آن را نوعي فرايند غيرديني شدن تلقي ميكنند. عاملي، نوعشناسي هشت گانه خود را با الهام از نوعشناسي كاستلز به شرح زير ارائه ميكند:
ـ هويت مليگرايانه؛ اهميت دادن به هنجارهاي و ارزشهاي ملي؛
ـ هويت سنتي هنجارهاي و ارزشهاي مذهبي؛
ـ هويت اسلامگرا؛ هنجارهاي و ارزشهاي اسلامي؛
ـ هويت مدرن، اختلاطي از سنت و مدرنيسم؛
ـ هويت غيرديني، بهدنبال جدايي دين از سياست و اقتصاد؛
ـ هويت غربزده، تطبيق با هنجارهاي غربي؛
ـ هويت تركيبي، فاقد هويت متمايز و اساساً شكل گرفته از تعلّقات سنتي و محيط جديدي است كه در آن زيست ميكنند؛
ـ هويت مردّد؛ عمدتاً شامل جواناني است كه گرايش هويتي خاصي در جهت سنتي يا مدرن ندارند.
با توجه به ويژگيهاي عمده جهاني شدن از قبيل فشرده شدن زمان و مكان، ارتباطات سريع، سرعت بروز تغييرات، وجود توأمان فرايندهاي عامگرايي و خاصگرايي، بسط تنوع فرهنگي و ديني، تغيير ابعاد شناختي و بيپناهي و بيريشهگي و...، ميتوان تصور نمود كه در اين فضا و شرايط، رابطه ميان فهم، عمل و اعتقاد ديني و نيز روابط اجتماعي به دليل تنوع دريافتهاي ديني و برداشتهاي متكثّر از دين، تضعيف شده و گرايش به هويتهاي غيرديني تأييد و تقويت ميشود. بنابراين، با توجه به آنچه كه، ترنر بيان ميدارد. در مقايسه متغيرهاي مربوط به اعتقادات و اصول ديني با مصرف رسانهاي، ميتوان مشاهده نمود كه بسياري از جنبههاي زندگي اجتماعي، كه تحتالشعاع جهاني شدن قرار گرفته است، بر معنادار نبودن رابطه ميان تأثيرات جهاني شدن و اعتقادات و مباني ديني دلالت دارد. بنابراين، جهاني شدن زاییده شده در اندیشه تکثّرگرایی به خصوص با تضعيف رابطه ميان فهم، عمل و اعتقادات ديني، به عنوان مقدمات پيدايش هويت ديني، ابتدا منجر به ظهور هويت مردد (نه سنتي نه مدرن)، سپس هويت تركيبي با تعلقات ريشه دار سنتي و محيط جديد زندگي و نهايتاً، هويت غيرديني، كه مؤيّد جدايي دين از سياست ميشود. با پيدايش هويت غيرديني نقش تعليمات ديني در تربيت افراد در جامعه به عنوان يك معيار ارزشي فراگير كمرنگ شده، به حداقل خود رسيده و يا بيتاثير ميشود. در اين قسمت، براي تكميل بيان تأثيرات تربيتي جهاني شدن، كه بيشتر خاصيت ضدديني دارد، به بعضي از مهمترين دلالتهاي تربيتي پست مدرنيسم، اشاره ميشود:
ب. دلالتهاي تربيتي پست مدرنيسم:
1. معتقد به مرگ خدايان و نابودي دين و ارزشها؛
2. خالي بودن از مباني متافيزيك و مباني ارزش شناختي؛
3. نفي الگو در تربيت اخلاقي؛
4. عدم وجود ملاك داوري در باب خوب و بد بودن امور؛
5. تربيت ديني در عرض دانشها و معارف بشري قرار دارد(سجادی، 1380، ش 29)
نتیجه آنکه جهاني شدن با انتخاب رويه ي تكثّرگرايي در حوزه فرهنگ، دين و سنت، به تضعيف موقعيت تثبيت شده اين مقولات كمك نموده است. در اين راستا، تربيت ديني نيز امري تضعيف شده به نظر ميرسد. امّا بايد گفت؛ دين و تربيت ديني در عرصه جهانيشدن، به فرصتهايي هم نايل شدند و جهاني شدن عرصه تأثيرگذاري دين و تربيتديني شده است. اما برخي از عمدهترين چالشهاي تربيت ديني كه ناشي از جهانيشدن است عبارتند از:
1. هجوم ضدارزشهاي فرهنگ غرب و بيهويت كردن جوامع پذيرا؛
2. ترويج پلوراليسم فرهنگي و ديني؛
3. ترويج افكار لبراليست سو لذت طلبي و كامجويي؛
4. علمگرايي و پرستش علم؛
5. نسبيتگرايي و شك و ترديد در اصول؛
6. دينگريزي و انزجار از دين؛
7. سكولاريزاسيون و بيربط دانستن دين و دنيا؛
8. كمرنگ كردن تعليمات وحياني؛
سؤال پنجم: چه انتقاداتي برتكثرگرائي پستمدرنيسم در حوزه تربيت ديني وارد است؟
در حوزه تربیت دینی همچنانکه می توان برای پست مدرنیسم محاسنی در نظر گرفته شده است، اما معایب و محدودیت های زیادی نیز وارد است که به آنها در زیر اشاره شده است:
1. محاسن تربيت پستمدرن: پستمدرنيسم از آنجا كه كوشش جهت بازشناسي معضلات مدرنيته و حركتي نقادانه و درنتيجه مطلوب بهويژه در زمينه اهميت كثرتگرايي و اهميت دادن به ديدگاهها و ارزشهاي فرهنگي ديگران است، ستودني است. بهعبارتي، در پستمدرنيسم به همه فرهنگها و طبقات توجّه ميشود، و هر كس براي خودش ارزش دارد؛ انديشه و فرهنگ غالبي نيست و به حاشيهها توجه فراوان ميشود؛ افراد برابر و يكسان هستند؛ بر اعتقاد به آزادي افراد و احترام به فرديت انسان و آزاد كردن وي از هرگونه تقليد، تأكيد ميشود. همچنين كوشش رهاييبخشي از ستم و بيعدالتي اقتصادي، مخالفت با موضوعات درسي مجزا، تغييرپذيري برنامههاي درسي، و رعايت تفاوتها، از ديگر مزاياي اين ديدگاه است(بهشتی، 1385،ص 94).

گفتمان پستمدرنيسم امتيازات بسياري دارد. بهعنوان مثال مربياني كه خواستار تقويت قوه انتقادي دانشآموزان در مورد ديدگاههاي مسلط و فراگير هستند، يا ميخواهند ظرفيت شكيبايي و يا حتي توانايي استقبال آنها از ديدگاههاي ناسازگار با نظرات شخص خودشان را تقويت كنند، ميتوانند از اين نظريه چون ابزار مخصوص مفيد بهره ببرند. پستمدرنيسم تقسيم زندگي به حوزههاي گوناگون را نميپذيرد؛ لذا تصويري كه پستمدرن از مدرسه ارائه ميدهد، يك اجتماع در نظر ميگيرد. در چنين مدرسهاي فقط بر جنبههاي عقلاني تأكيد نميشود، بلكه جنبههاي زيباشناختي، عاطفي و فعاليتهاي دستهجمعي مبتني بر همكاري اجتماعي نيز مورد توجه است.
در مدارس پستمدرن معلم، آفريننده دانش و تسهيلكننده جريان يادگيري كلاس يا گروههاست. بهاينترتيب جريانهاي يادگيري جايگزين محتواي مواد درسي و برنامه درسي مدرن ميشود. در آموزش و پرورش پستمدرن كه يك متن به صورتهاي مختلف خوانده و يا تفسير ميشود، خوانندگان با نگرش انتقادي به متن، نكات تازهاي درمييابند كه به خود آنها تعلق دارد. چنين پيامدي موجب پيدا شدن جنبههاي مختلف معنا و نتيجهگيريهاي تازه است. مربيان پستمدرن بر اين نظرند كه در دوران مدرن، اطلاعات از همهجا از جمله مدرسه در كنترل دولت است؛ اما در وضعيت پستمدرن، دولتها كمتر شانس پالايش اطلاعات دارند؛ چراكه شبكه گسترده جهاني توسعه و تعميم يافته است.
مربيان پستمدرن از دو فضيلت مهم صداقت و درستكاري ياد ميكنند. آزادي انتخاب رابطه انساني، در انديشه پستمدرن ارزشي است. در پستمدرن به تفاوتهاي فردي توجه ميشود. از نظر ليوتار، مدرسه آرماني مدرسهاي است كه در افراد آنها تفاوتهايي كه فرديت آنها را ميسازد شكوفا كند؛ يعني حضور در جمع ديگران به فرد بودن آنها لطمهاي نزند. پس اجتماعهاي كوچكتر، يا روايتهاي تفاوت را جايگزين جامعه و فراروايتهاي آن ميسازد(آهنچیان، 1382،ص 53).
بهطوركلي با وجود محدوديتها و ضعفهايي كه در ديدگاههاي تعليم و تربيت پستمدرن وجود دارد، به نظر ميرسد برخي از مسائل مطرحشده توسط پستمدرنيستها چشماندازهاي مثبتي نيز براي تعليم و تربيت به ارمغان آورده است. درواقع پستمدرنيسم، از آنجا كه كوششي جهت بازشناسي معضلات و بنبستهاي تعليم و تربيت مدرن است، حركتي مورد توجه بهشمار ميآيد. تأكيد مربيان پستمدرن بر اهميت كثرتگرايي، اهميت دادن به ديدگاههاي ديگران، تقويت روحيه انتقادي در دانشآموزان، تشويق نوعي آموزش و پرورش گفتوگومحور و مبتني بر گفتمان، ستودني است.
از نكات مثبت ديگر در تعليم و تربيت پستمدرن كه بسياري از مربيان آن مطرح كردهاند، ميتوان به تأكيد بر بردباري و تحمل يكديگر، تفكر انتقادي، خلاقيت و خودآفريني، تعهد اخلاقي، اهميت احساسات و همچنين تأكيد بر شهود اشاره كرد.
ادامه دارد
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه زیر توسط یک معلم تربیت بدنی در مورد مشکلات تربیت بدنی و ورزش مدارس و عملکرد مسئولان مربوطه برای صدای معلم ارسال شده است .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای پاسخ مسئولان اعلام می کند .

نشاط انگیز اهل دل که خوبان
مرا تعلیــم عـزت داد عزیـزان
خــدا را شـکر گویم هر زمانی
که شوق و وجد و حال آمد مرا جان
غمی دارم مصاحب دل که همدم
مرا مونس تمامی لحظه این غم
بماندم گوشه تنهایی خدایا
چه کاری فارغ از این غم ندانم
خوشی با آن دلی باشد دلارام
که شادی با غمی گردد یکی کام
به هر یک آرزو داری چو شب روز
که بعد از مرگ ماند از تو یک نام
دلی دارم چه سوزان آتشینی
غمی در سینه پنهان ای زمینی
چنان گریان چو ابری در بیابان
که جوی آبی سرازیر از دو عینی
پریشان دل چرایی ای رها جان
خدا را یاد کن فارغ از آن هان
کنی خلوت به دور از مردمانی
بیابی کام دل را لا پریشان
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اخیرا بخشنامه ای به مدارس هرمزگان در مورد بیمه های آتش سوزی منازل مسکونی همکاران فرهنگی ارسال شده است.
در این اشتراک لطف بیمه معلم و اداره کل آموزش و پرورش استان هرمزگان چنان قید گردیده است که منازل مسکونی فرهنگیان را به صورت اقساط ماهیانه ۹ هزار به ترتیب پرداختی ۳ قسط توسط اداره کل و ۹ قسط توسط خود شخص فرهنگی انجام پذیرد.
یعنی در قبال ۱۰۰ میلیون بازسازی و ۳۵ میلیون اثاث خانه می بایست ۱۰۸ هزار تومان به بیمه معلم پرداخت گردد.
کمی تامل در این بخشنامه چند سوال را در ذهن متبادر می کند.
نخست: آیا بیمه معلم که یکی از سهامداران اصلی آن صندوق تعاون آموزش و پرورش می باشد برای ولی نعمت خود که تمامی بیمه های مسئولیت و شخص ثالث آن را ذی نفع است در این بخشنامه چه امتیاز ویژه ای قائل شده است؟
چون بنده با اندک تجربه بیمه ای که دارم با این آپشن ها و مبلغ ۱۸۰ میلیون تعهد شرکت های بیمه ای با برند خیلی بهتر همچون دانا تنها ۵۹ هزار تومان می شد منازل شخصی افراد را بیمه کرد.
دوم: در چنین وضعیت خراب مالی اداره کل آموزش و پرورش اختصاص ۲۷ هزار تومان به هر معلم برای بیمه آتش سوزی کمی غریب به نظر می رسد. چرا که مثلا برای منطقه کوچکی همچون شهرستان خمیر که بنده در آن مشغول هستم مبلغی معادل با ۲۷۰۰۰۰۰۰ تومان خواهد شد که می توانست کمک های آموزشی بسیاری بر این مجموعه باشد. قطعا چنین تطمیعی از طرف اداره کل در جهت ترغیب بیشتر فرهنگیان به شرکت در این برنامه بوده است.
سوم: اقساط ماهی ۹ هزار تومان توهینی به شخصیت فرهنگیان می باشد. اگر نمی توانیم کمکی به معیشت معلمان کنیم حداقل کرامت آنها را حفظ کنیم.
در این میان از صنعت بیمه کشور که یک بنگاه اقتصادی است انتظاری نمی رود چون در قبال خدماتی که ارائه می دهد خواستار بیشترین سود دهی است اما از بیمه معلم و اداره کل آموزش و پرورش انتظار می رفت که در جهت کمک و ایجاد تسهیلات بهتر به فرهنگیان گام بردارند نه نهایت بهره کشی از آنان را داشته باشند.
همکاران برنامه ریز فرهنگی:
در این اوضاع نابسامان اقتصادی جامعه و دشواری معیشت معلمان حداقل ما خود به خود خنجر نزنیم.
خبر بیمه در سایت اداره کل هرمزگان منشتر شده است :
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تعاونی مصرف فرهنگیان که زمانی یاور اقتصادی و امید فرهنگیان بود برای خرید بهینه و اقساطی و ارزان مایحتاج و کالاهای ضروری شان , سالهاست که به علت ناآگاهی و بی تفاوتی و عدم مطالبه گری سهامداران برای فروش باصرفه و پرداخت سود سهام به اعضا ، به حیاط خلوت چپاول عده ای سود جو تبدیل شده است که آن را به یک تعاونی بی مصرف برای غارت و حیف و میل دارایی های آنان مبدل کردند و اکنون چند ماه است حتی حقوق کارکنان آن نیز چند ماه است پرداخت نشده است .
به هر حال روز شنبه 19 / 3 / 97 دور دوم انتخابات هیئت مدیره جدید برگزار گردید که تعدادی از بازنشستگان آموزش و پرورش پارک شهر به محض اطلاع در محل حاضر شده و در رأی گیری شرکت نمودند .
منتخبین هیأت مدیره عبارتند :
آقایان : 1- قریشیان - 2- علوی - 3- تیر گیر - 4- بهرامی - 5- جعفری - 6- علی اکبری - 7- اقبالی
اعضا علی البدل : آقایان : ایتامی - ملک پور.
بازرسان : آقایان کاظمی پور - فرخی
با عرض تبریک به هیئت مدیره جدید امید است این انتخابات نقطه پایانی باشد برای بی عدالتی ها و نابسامانی های فاجعه بار ایجاد شده و از این پس مسوولان جدید در کمال درستکاری و عدل و انصاف , دوباره آن را به یک تعاونی واقعی بسیار کارآمد , باکالاهای به درد بخور با قیمت مناسب و پرداخت سود سهام افراد تبدیل کنند .
در پایان باز جای گله از همکاران عزیزی باقی است که در جریان انتخابات قرار گرفتند ولی همانند بسیاری مواقع دیگر در انتخابات شرکت نکردند و با بی تفاوتی شان نشان دادند که اگر هر کسی در هر گوشه ای از این کشور می تواند به راحتی اختلاس کند و حق و حقوق دیگران را به یغما ببرد برای اینست که صاحبان حق این راه را نشان شان می دهند .
به جای ایراد گرفتن به ظالمان و غارتگران باید بپذیریم که " از ماست که بر ماست "
پیشکسوتان آموزش و پرورش پارک شهر
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
سازمان مدیریت و برنامه ریزی با بخشنامه ای در 23 / 12 / 93 23/12/93 ادامه تحصیل را ممنوع اعلام کرده است .
نگاهی به سوابق قانونی صدور این بخشنامه نشان می دهد سالها پیش، این قانون به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است.
در ماده واحده قانون ممنوعیت ادامه تحصیل کارگزاران کشور در ساعات اداری آمده است: از تاریخ تصویب این قانون اشتغال و ادامه به تحصیل کارگزاران شاغل در جمهوری اسلامی ایران اعم از قوه مجریه، قوه مقننه و قوهقضاییه و نهادهای انقلاب اسلامی و شرکتهای تابعه دولت و کلیه مؤسساتی که به نحوی از بودجه عمومی کشور استفاده مینمایند در ساعات اداری روزهای کاری هفته در داخل و خارج کشور ممنوع میباشد و متخلفین به انفصال موقت از خدمت از یک سال تا سه سال محکوم میشوند.این قانون که در چهاردهم دی ماه یک هزار و سیصد و هفتاد و دو مجلس شورای اسلامیتصویب و در تاریخ 1372.10.22 به تأیید شورای نگهبان رسیده استثناهایی را برای منع تحصیل همزمان تعیین کرده که یکی از این تبصره ها، مربوط به مجاز بودن ادامه به تحصیل تمام وقت کارکنان با استفاده از مأموریت یا مرخصی با تعیین جانشین ایشان به این شرط است که همزمان باتحصیل، اشتغال اداری نداشته باشند. همچنین جانبازان پنجاه درصد به بالا و رزمندگان و آزادگانی که 3 سال تمام متوالیاً یا متناوباً سابقه حضور در جبهه و اسارت داشته باشند ازشمول این قانون مستثنی شده اند.
« صدای معلم » نخستین رسانه ای بود که موضوع " نحوه ادامه تحصیل و اعمال مدرک تحصیلی جدید کارکنان دولت " و وضعیت این مساله را در آموزش و پرورش و برای معلمان شفاف سازی کرد . ( این جا ) و ( این جا )
سه شنبه 18 مهر ماه 1396 ؛ « صدای معلم » در گزارشی چنین نوشت : ( این جا )
" ... پرسش نخست صدای معلم آن است که وزیر محترم آموزش و پرورش چگونه فرصت می کنند تا هم زمان با ایفای امور مربوط به خود به عنوان " بالاترین مقام اجرایی " که سکان بزرگ ترین و پرجمعیت ترین وزارتخانه دولت را بر عهده دارند ( دوسوم کارکنان دولت مربوط به دو وزارتخانه آموزش و پرورش و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هستند ) و یک کار تمام وقت بوده و نیاز به تمرکز زیاد و وقت گذاری لازم دارد به تحصیل در مقطع دکتری مشغول باشند ؟
مشاهده شده است که برخی مسئولان ستادی وزارت آموزش و پرورش هم زمان با پست اجرایی خویش عضو هیات علمی دانشگاه هستند .
آیا معلمان نیز می توانند مانند وزیر آموزش و پرورش و برخی از مسئولان ستادی و اداری وزارت آموزش و پرورش از موقعیت هم زمان ادامه تحصیل و اشتغال و احتمالا برخورداری از مزایای آتی آن برخوردار باشند ؟آیا قانون برای همه لازم الاجراست ؟"
نامه ی زیر توسط « سمانه حسینیان » برای صدای معلم ارسال شده است .
بدیهی است وظیفه این رسانه انتشار دیدگاه ها و نقطه نظرات همکاران است و انتشار آن ها به معنای تایید محتوای آن ها نیست .

شورای عالی آموزش و پرورش تصمیم به حذف آزمون مدارس نمونه دولتی و تیز هوشان (سمپاد) گرفته بود در حالی که مسئولین آموزش و پرورش در این اقدام آزمون مدارس نمونه دولتی پایه هفتم را حذف کردن و اقدام به برگزاری آزمون سمپاد نمودند و ظاهرا زور آموزش و پرورش فقط به مدارس نمونه دولتی رسید و آزمون این مدارس را حذف نموده است در حالی که اگر تصمیم آموزش و پرورش در مورد حذف آزمون مدارس نمونه دولتی و تیز هوشان و استرس زا بودن درست می باشد باید هر دو آزمون حذف می شد و اگر اشتباه بوده پس چرا برای مدارس سمپاد فقط آزمون گرفته می شود و طبق گفته خود وزیر تا این لحظه رئیس جمهور مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش را امضاء نکرده است پس اجرای این مصوبه جنبه قانونی ندارد و اگر امضاء شده باید هر دو آزمون حذف می شد در حالی که مدارس نمونه دولتی بیشتر در مناطق محروم فعال هستند و با توانایی مالی اقشار ضعیف هم خوانی دارد .

در یک اقدام عجیب آموزش و پرورش بر خلاف توانایی عمومی جامعه حرکت کرده وآزمون مدارس نمونه را حذف کرده تحصیل در یک مدرسه سمپاد حداقل شش میلیون برای یک خانواده هزینه دارد در حالی تحصیل در مدارس نمونه دولتی هفت صد هزار تومان و اکثریت خانواده های محروم نشین جامعه توانایی ثبت نام فرزند خود را در این مدارس ندارند بنابراین این هم از شاهکارهای مسئولین آموزش و پرورش است . که کاری نسنجیده و بر خلاف حقوق محرومان کشور انجام داده اند .
نکته دیگر این که گویا مسئولین آموزش و پرورش تمام مشکلات آموزش و پرورش را حل کرده بودند و فقط تنها مشکل موجود همین حذف آزمون مدارس خاص بود که الحمد لله انجام شد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید