علی الهیار ترکمن که توسط بطحائی وزیر فعلی آموزش و پرورش به عنوان معاون توسعه و پشتیبانی معرفی شد (ما او را در اصطلاحی کوتاه معاون اداری_ مالی می شناسیم); جایگزین حسین فرزانه شد تا بلکه معجزه ای کند.
آقای بطحایی که خود در روز اول حضور در وزارت از داخل خودرویش 3 هدف را اولویت جدّی خود معرفی کرد که یکی نیز وضعیت ( نگران کننده) معیشت معلمان بود ، با مهره چینی هایی مانند آقای الهیار ترکمن از سازمان برنامه و بودجه بودجه خواسته است پل لرزان میان وزارت آموزش و پرورش را با سازمان برنامه و بودجه و رئیس بدبین و شکّاک آن ( آقای نوبخت) مستحکم کند که البته گامهایی نیز برداشته شده است.( مانند اهتمام قابل توجه در بروز کردن معوقات حق التدریس و...)
اما به نظر می رسد اقدامات انجام گرفته در نظر همکاران زحمت کش و عزیز کافی نبوده است( که البته این حق معلمان قابل دفاع است) و اعتصاب دو روزه در مهرماه هشداری بر این نارضایتی آنان است.

سفره زندگی معلمان هر روز در مقایسه با سایر کارمندان کوچکتر و ناامید کننده تر می شود و امثال الهیار ترکمن ها از ترس اعتراض و اعتصاب های داخل مدارس معلمان با طرحهای نارسی چون معلم تمام وقت زخم بر زخم و نمک بر زخمهای معلمان می زنند.
آموزش و پرورش و امثال الهیار ترکمن ها راهی جز سر تعظیم بر خواست جامعه معلمان که اعتراضات آنان قطعا در راستای تعالی علم و معلم است, ندارند.
طرح های محکوم به شکست الهیار ترکمن( معلم تمام وقت) دفع الوقتی برای عدم استخدام جوانان وطن و گریزی از فشارهای سهمگین معلمان و نیز فشار بالغ 2000000( دو میلیون_ 1200000 هزار ساعت توسط نیروهای و رسمی و 800 هزار توسط نیروهای غیر رسمی) ساعت اضافه کار و نحوه پرداخت آن است .

از طرفی خاطره تلخ تبدیل 22 ساعت موظف به 24 ساعت در دوران جنگ که اکنون به قانون نانوشته تبدیل شده است( و معلمان از آن به سردی یاد می کنند), معلمان را در عرض این تصمیم دولت و وزارت آموزش و پرورش قرار داده است.
آنچه آشکار است عدم توجه دولتهای قبلی و دولت فعلی به آموزش و پرورش ( بر خلاف قاطبه حاکمیت های جهانی) اکنون معلمان را در بی اعتمادی کامل( تاکید می شود بی اعتمادی کامل) نسبت به دولت و مسئولین وزارت آموزش و پرورش قرار داده است و سخنرانی های امثال الهیار ترکمن بلاشکّ این روند را اصلاح نخواهد کرد.
اما سئوال اساسی تر:
چرا دولت های ادواری ایران از بدو انقلاب اسلامی نسبت به آموزش و پرورش بی توجه و نامهربان بوده اند ؟
راه احقاق حق آموزش و پرورش و رسیدگی به مظلومیت آن چیست؟
کانال صنفی معلمان
در ساختار ستاد وزارت آموزش و پرورش و متناظر با آن در ادارات کل تابعه نیز، بخشی پر دبدبه، اما بی مسما با نام" تعاون و امور رفاهی" پیش بینی شده است که متاسفانه" بود و نبودشان "چندان توفیری دررحال و روز معلمان نداشته اشت.
تعاونی در آموزش و پرورش ،در اذهان اعضا و ذینفعان تداعی کننده پروژه های خسارت باری است که در هردو بخش " مصرف و مسکن"معلمان اغلب دل خوشی از آن ندارند.
بیمه هم به ویژه نوع تکمیلی آن در حوزه درمان ، به سریال اسف باری بدل شده است که پایان خوشی برایش متصور نیست.
بد عهدی آموزش و پرورش در پرداخت مطالبات خویش موجب شده است حتی ضعیف ترین کارگزاری بیمه با نام آتیه سازان حافظ نیز بستانکار ماجرا باشد.
کارکنان و مددجویان دستگاه های حمایتی مانند کمیته امداد و بهزیستی نیز امروزه از پوشش حمایتی مناسب تری نسبت به معلمان در مراکز درمانی برخودارند.
جمع کثیر بازنشستگان فرهنگی در کنار بیش از یک میلیون معلم شاغل در چنبره بیمه تکمیلی آتیه سازان حافظ، از ابتدایی ترین حمایت در حوزه درمان به ویژه دندان پزشکی ، چشم پزشکی تا هزینه های سنگین در ام .آر.آی ،گاما اسکن ،سیتی اسکن و ... حتی به صورت نسیه نیز محرومند. کثرت شاغلین در دستگاهی مثل آموزش و پرورش به جای آنکه فرصت تلقی شود جای خود را در عمل به تهدید داده است
به نظر می رسد تنها جایی که سکه از رونق افتاده بیمه آتیه سازان حافظ به صورت" نیم بند" خریدار دارد درمانگاه هایی است که در مالکیت آموزش و پرورش است.که آنها هم با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند.
امروز از بیمه طلایی دوران" حاجی بابایی" تنها پوششی مفرغی به جای مانده است که هیچ دکانی حتی آتیه سازان حافظ نیز حاضر نیست برایش تره خرد کند.
دیگر هیچ بیماری با بیمه فرهنگیان ، جرات مراجعه به کلینک ها و بیمارستان های خصوصی را در خود نمی بیند.
تازه همین بیمه نیم بند ، فکسنی هم با گذشت هشت ماه از سال ،بلاتکلیف و با تهدید ،امروز و فردا را سپری کرده است.
گوش معلمان مثل همیشه ، به این حرف و حدیث ها عادت کرده و به خوبی آگاه است که از مصاحبه های بی حاصل جناب وزیر و معاون مربوطه در خصوص بیمه تکمیلی نه تنها آبی برای آنان گرم نخواهدشد بلکه بر وخامت شرایط نیز افزوده خواهد شد. تنها چاره آن است که بسوزند و با نداشته ها بسازند.

چاره چیست ؟
باید وام گرفت و نقد از جیب هزینه کرد تا شاید پس از گذشت یک سال دفاتر بیمه آتیه سازان ، سدسی از آن را به نسیه بپردازند.
در بین عائله دولت ،این ژن برتری های شرکت نفت ، شاغلین بانک ها، شرکتهای دولتی و خصولتی هستند که اگر اراده کنند در مراکز درمانی لاکچری از جراحی هایی حساس گرفته تا ایمپنلت دندان و جراحی بینی ، هتلنیگ و ... از کیسه دستگاه مربوطه در قالب بیمه تکمیلی برایشان نقد هزینه می شود.
کثرت شاغلین در دستگاهی مثل آموزش و پرورش به جای آنکه فرصت تلقی شود جای خود را در عمل به تهدید داده است.

صندوقی با عضویت بیش از 900 هزار نفر با نام "صندوق ذخیره " به جای آن که در چنین بزنگاهی یار شاطر باشد بار خاطر است.
این صندوق با دریافت حداقل 20 میلیارد تومان حق عضویت در ماه در سایه مدیریتی اثربخش و کارآمد می توانست بهترین ها را برای معلمان در حوزه بیمه تکمیلی رقم بزند اما افسوس که حتی قدرت حراست از سرمایه خود را هم ندارد.
از اتحادیه ی تعاونی های مصرف فرهنگیان ، امروز کشتی به گل نشسته ای باقی مانده است که قادر نیست حتی با سوپر مارکت یک محله ، رقابت سالم و سازنده در ارائه عرضه مناسب مایحتاج فرهنگیان داشته باشد.
تنها هنرش آب کردن اجناس بنجل، ته انباری و گران در اقساط چند ماهه ای است که حسابداری ادارات را برای دریافت کسوران اسیر خود کرده است.
پرداخت وام های ناچیز قرض الحسنه در قالب قرعه کشی آن هم در قبال سپرده های اعضا و یا از طریق بانکهای عامل به جهت رسوب و ماندگاری چند صد میلیاردی درحساب استانها ، شق القمری نیست که به خاطر آن برای ادارات رفاه و بانک ها سوت و هورا بکشیم.
لیزینگ خودرو هم در زمان خود با دریافت سودهای آن چنانی باید ممنون خریداری متعهد و خوش حسابی مانند معلمان باشند که بازار آنها را گرم نگه می دارند.
خلاصه و بی پیرایه بگویم تشکیلاتی با اسم و رسم" تعاون و رفاه" گره گشا نیست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
در حالی که « میرحمایت میرزاده سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با طرح معلم تمام وقت موافقت کرده است ( این جا ) ؛ « حمیدرضا حاجی بابایی » رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس با این طرح مخالف است .
پیش از این صدای معلم در گزارشی با عنوان : " مخالفت یک تشکل صنفی با طرح " معلم تمام وقت " ( این جا ) نوشت :
" طرح و یا مصوبه "معلم تمام وقت " به یک موضوع چالشی و بحث برانگیز تبدیل شده است .
مسئولان وزارت آموزش و پرورش که عمدتا شامل « علی الهیار ترکمن " معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی و نیز « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش است حامی این طرح بوده و جدیدا « مهدی نوید ادهم » دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش هم به این تیم دو نفره پیوسته است .
نظرسنجی « صدای معلم » تاکنون نشان می دهد که بیش از 80 درصد فرهنگیان مخالف اجرای این طرح هستند .
علی رغم وجود فضای مخالفت با این طرح که با دلایل و استدلال های کارشناسی صورت می گیرد به نظر می رسد مسئولان وزارت آموزش و پرورش حرف تازه ای برای گفتن ندارند و با لجاجت مستمر و یک سونگری همان حرف های قبلی را از تربیون های مختلف تحویل معلمان می دهند و کسی هم پاسخ گوی این نقدهای کارشناسی نیست .
آن چه مهم است سکوت اکثریت تشکل های فرهنگیان و نیز کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در مورد این طرح " مهم " است .
« فراکسیون فرهنگیان » مجلس نیز مطابق معمول در این موارد منفعل است .
در پایان این گزارش آمده بود :
"به نظر می رسد وزارت آموزش و پرورش می باید در زمینه مدیریت " بحران کمبود معلم " سیاست ها و برنامه های دیگری را اتخاذ کند .
راه هایی که کیفیت آموزشی در مدارس دولتی را به صفر و یا هیچ نخواهند رساند ."
« صدای معلم » از مواضع رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس در مورد " معلم تمام وقت " تشکر و قدردانی می کند .
گروه گزارش/
مطابق اظهارات معاون عمرانی وزارت آموزش و پرورش و رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور در سال 96 ؛ 30 درصد از مدارس غیر مقاوم بوده که قرار است تا پایان برنامه ششم توسعه تمامی مدارس غیر مقاوم، مقاوم سازی شوند.
در این راستا « صدای معلم » در سال 95 در گزارشی از همه فرهنگیان و معلمان درخواست کرد تا گزارشی از این گونه مدارس را برای ما ارسال فرمایند . ( این جا )
مهم ترین نتیجه این گونه گزارش ها جلب توجه بیشتر افکار عمومی و حساسیت آن ها برای توجه به " مدرسه " به عنوان واحد اساسی و بنیادین دستگاه تعلیم و تربیت است .
ضمن تشکر و قدردانی از آقای صالح سوری گزارش زیر تقدیم شما می گردد.
گروه اخبار/

سید حمایت میرزاده سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در گفتوگوی ویژه خبری شبکه دو سیما اظهار کرد: معتقدم در طرح معلم تمام وقت، اصطلاح « معلم تمام وقت» به کار نبریم چون شاید ترویج شود که معلمان تمام وقت نبودند اما کار معلم فکری است.
وی ادامه داد: اینکه آموزش و پرورش برای حقالتدریس از معلم رسمی استفاده کند، اقدام خوبی است و اینکه ۶ ساعت حقالتدریس در حکم باشد، ارزشمند است و اجرای این طرح به صورت پایلوت خوب است.
میرزاده با بیان اینکه معلمان به صورت تمام وقت در اختیار مدرسه بودند و هستند، افزود: اینکه حقالتدریس به صورت ثابت در حقوق بیاید، اقدام خوبی است.
وی درباره لایحه رتبهبندی معلمان نیز گفت: برنامه ششم، دولت را موظف کرده است که این لایحه را از اول فروردین ۹۶ اجرا شود که ما همچنان منتظریم.
سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس اضافه کرد: درخواست کمیسیون از دولت این است که قبل از ارائه لایحه بودجه، لایحه رتبهبندی معلمان به مجلس ارائه شود تا فرصت بررسی در کمیسیون باشد اما اگر همزمان یا بعد از ارائه لایحه بودجه، این لایحه ارائه شود، بعید میدانم اجرای آن به سال ۹۸ برسد.
وی تصریح کرد: دولت باید دو چندان حمایت کند زیرا به تنهایی از دست مجلس کاری ساخته نیست.
میرزاده درباره خدمات بیمه تکمیلی فرهنگیان گفت: خدمات بیمه نسبت به گذشته کم است ضمن اینکه پس از ارائه مستندات به موقع پرداخت نمیشود و چند ماه طول میکشد.
وی ادامه داد: چرا بیمه تکمیلی به استانها تفویض اختیار نمیشود و چرا با بیمه وابسته آموزش و پرورش همکاری نمیشود؟
سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در خصوص بدهی فرهنگیان اظهار کرد: آموزش و پرورش نسبت به سال قبل در پرداخت بدهی بهتر عمل کرده است اما واقعیت این است که همه مسؤولین شرمنده معلمان هستند.
وی ادامه داد: آموزش و پرورش در دولت ها در اولویت نبوده است و هر سال بودجه با کسری می آید.
" خشونت علیه زنان شاید شرم آورترین مورد نقض حقوق بشر باشد و تا زمانی که این مقوله ادامه دارد نمی توانیم ادعا کنیم که به پیشرفت واقعی به سوی برابری، توسعه و صلح نایل آمده ایم. "
کوفی عنان
امروز مسئله خشونت علیه زنان نه به عنوان یک مسئله خانگی، محلی، شهری، کشوری یا منطقه ای بلکه به عنوان یک معضل جهانی مطرح می باشد.در حال حاضر خشونت علیه زنان دلیل جدی برای مرگ و میر زنان است.به همین دلیل سهم مشارکت زنان در دستیابی به توسعه همه جانبه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه کم شده است.
به عنوان مثال به واسطه محروم نمودن زنان و دختران از تحصیل و سواد آموزی که یکی از نمادهای خشونت علیه زنان است.در بعد اقتصادی افزایش فقر، بیکاری و به طور کلی ناتوانی اقتصادی آنان و به تبع آن کاهش میزان درآمد سرانه جوامع و در بعد سیاسی، حداقل، کاهش میزان مشارکت زنان در امر رای دهی رخ داده است.
در همه دنیا برای مبارزه با خشونت علیه زنان برنامه های را تدارک دیده اند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به واسطه استناد به تعالیم دین مبین اسلام، حفظ شخصیت زن به عنوان مادر و تربیت کننده فرزندان جامعه، مورد توجه ویژه قرار گرقته است و اصل بیست و یکم دولت را موظف نموده است تا حقوق زنان را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زنان و احیای حقوق مادی و معنوی آنها را فراهم کنند.
ماده 158 قانون برنامه سوم نیز مرکز امور مشارکت زنان را به عنوان نهاد سیاستگذار و متولی امور بانوان مکلف نموده بود تا شرایط و زمینه های لازم را برای ایفای نقش زنان در توسعه کشور و تقویت نهاد خانواده ایجاد و تقویت نماید.
در سال 1376 کمیته ملی امحای خشونت علیه زنان در مرکز امور مشارکت زنان فعالیت خود را در قالب سه کارگروه فرعی- تخصصی آموزشی، حقوقی و حمایتی آغاز نمود و تدوین طرح اقدام پیرامون رفع خشونت خانگی علیه زنان از اقدامات مهم این کمیته بود.
در همان زمان اقدامات آموزشی، فرهنگی ، حقوقی، حمایتی و پژوهشی فراوانی در دفاع از حقوق زنان انجام شده بود.

در یک بررسی عمیق تر به این حقیقت پی می بریم که بروز و ظهور خشونت علیه زنان در وهله اول نه به واسطه عوامل اقتصادی- معیشتی بلکه به دلیل پایین بودن سطح مطالعات و آموزش های مورد نیاز زوجین و همچنین ناکارایی دستگاههای حقوقی- اجرایی کشور در حمایت و توانمند سازی فردی- اجتماعی افراد جامعه می باشد؛ البته با تدوین لایحه برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و تاکید بر انجام اقدامات لازم به منظور رفع خشونت علیه زنان توسط دولت اصلاحات، مجموعه برنامه ها و سیاستهای مبارزه با خشونت علیه زنان در قالبی منسجم تر و موثرتر قابل پیگیری و اجرا شد.
در حال حاضر تسریع و تقویت همکاری های بین بخشی و انجام هماهنگی های لازم در قالب کمیته ای متشکل از نمایندگان دستگاههای دولتی و غیر دولتی به منظور اقدام در راستای رفع و کنترل پدیده خشونت علیه زنان خاصه خشونت خانگی با توجه به شدت و پیامدهای وخیم آن در مقایسه با سایر اشکال خشونت امری لازم و ضروری است.

در این رابطه آموزش و پرورش با توجه به نقش به سزای آن در انتقال و حفظ میراث های فرهنگی، القای الگوهای فکری و ارزشهای اجتماعی و توسعه و ترویج دانش ها و فنون مدرن یکی از اهرمهای کلیدی در امر کنترل و رفع پدیده خشونت علیه زنان خواهد بود.
هر چند آموزش و پرورش در معنای وسیع کلمه شامل همه اجتماع می شود و در شرایط پیچیده علی رغم وجود مدارس و مراکز آموزشی به عنوان کارگزار آموزش و پرورش، افراد در موقعیتهای اجتماعی گوناگون بسیاری از کارکردهای مهم آموزش و پرورش اعم از باز آفرینی فرهنگی، جامعه پذیری، تربیت نیروی انسانی کار، گزینش و به کارگیری آنان، کنترل اجتماعی و یگانگی جمعی، نوسازی و سرمایه گذاری انسانی و... را ضمن تجربه های زندگی و روزمره درک نمایند.نظام آموزش و پرورش ایران از کودکستان تا دانشگاه ها در سالهای اخیر گسترش یافته است.
ساختار آموزش و پرورش در قالب نظام آموزشی و سازمانهای بی شمار آن واجد افراد تعلیم یافته شامل مدیر، مربی، معلم و...دارای تسهیلات و تجهیزات و ابزارهای خاصف مواد و وسایل آموزشی، برنامه ها و روشهای آموزشی و علاوه بر آنها آداب، مقررات و هنجارهای معینی است.

لذا با توجه به کارکردهای متعدد و طیف گسترده مخاطبین، این نهاد نقش چشمگیری در تحقق اهداف دولت در امر رفع و کنترل پدیده خشونت خانگی علیه زنان را دارا می باشد.
آموزش و پرورش از یک سو می تواند با انتقال صحیح دانش، مهارت و تخصص مورد نیاز جامعه زمینه توانمندسازی زنان در کنار سایر افراد جامعه و به تبع آن ارتقاء منزلت و جایگاه آن را فراهم سازد و از سوی دیگر با انتقال ارزشهای فرهنگی به دانش پژوهان و تاکید بر مقولات خودسازی، تالیف قلوب ، تفکر و تذکر در امر زندگی، ارتقای معرفت، آزادگی و آزادی خواهی، روحیه و تعالی افکار، نوع دوستی و وفاق، جوانمردی و ظلم ستیزی به عنوان محورهای اعتقادی- ارزشی نهفته در فرهنگ و مبانی دینی اسلام و مبارزه با کلیشه های نادرست رایج در جامعه همچون ضعیف بودن زن و لزوم اطاعت محض او از همسر، ضعفهای اخلاقی زن و کنترل فتنه و وسوسه زنان در راستای رفع و کنترل پدیده خشونت علیه زنان اقدام نمایند.
البته باید به این امر هم توجه نماییم که تقویت همکاری های بین بخشی و هماهنگی همه جانبه نهادهای اجتماعی هم بسیار مهم است.چرا که در یک نظام اجتماعی دین، حکومت،اقتصاد و آموزش و پرورش و خانواده و به عبارت دیگر کلیه نهادها، پیوسته و در طول زمان با یکدیگر کنش و واکنش متقابل دارند و روابط متقابل مطلوب نهادهای فوق الذکر نیز مستلزم هماهنگی میان کارکردهای گوناگون آنهاست.
کلیه نهادهای اجتماعی از طریق هماهنگی و همکاری می توانند افراد جامعه را در جهت مقاصد مورد نظر خود تحت تاثیر قرار دهند.
آموزش و پرورش به دلیل تاثیرات عمیق و پردامنه آن در صورت مساعدت سایر موسسات و نهادهای اجتماعی می تواند نقش محوری در بهسازی فرهنگی- ارزشی جامعه و ارتقاء جایگاه زنان و رفع تبعیض و خشونت علیه آنان داشته باشند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

ما ایرانیان به حد کفایت احساساتی و عاطفی هستیم و با کوچکترین اتفاقی بعضا عکس العمل های غیر منتظره نشان می دهیم.
" دیروز ماشینم به ماشین جلویی مماس شد، طرف خواست پیش خانم بچه هاش خودی نشون بده دستی رو کشید اومد پایین داد و بیداد راه انداخت. من پیاده نشدم. رهگذران متلک انداختند و بهش خندیدند ناچارا تفی نثار ماشینم کرد و رفت! "
متاسفانه روزانه در گوشه و کنار کشور در سوانح جزئی رانندگی درون شهری، چه مشاجرات و زد و خوردها و توهین های ناشایست را که شاهد نیستیم.
چرا این قدر عصبی و کم طاقت شده ایم؟
برای دریدن هم لحظه ای امان نمی دهیم.
آموزه های دینی و فرهنگ غنی ما کجا اتراق کرده؟ چرا در روابط مان اینقدر منفعت طلب و زیاده خواهیم؟

فوتبال و دیگر هیچ
حساسیت و دوز فوتبال پرسپولیس/کاشیما را آنقدر بالا برده ایم که بیچاره بازیکنان مان از استرس و فشار جمعیت کلاً دست و پایشان را گم کرده اند.
فوتبال را به شدت سیاسی و مسئله مرگ و زندگی کرده ایم.
انگار اگر پرسپولیس قهرمان آسیا شود چه باری از مشکلات بی امانمان کاسته خواهد شد!
خداییش اگر بازیکنان دو تیم بازی بی تماشاگر را تجربه می کردند نتیجه و کیفیت بازی همین می بود که دیدیم؟
مطمئنم با حساس کردن بیش از حد افکار عمومی و بزرگ نمایی فوتبال، عملاً با افزایش فشار روحی و روانی، بازیکنان خود را در چنین بازی های مهمی فقط عصبی و دستپاچه میکنیم.تماشاچی های پر تعدادمان به جای یار دوازدهم بعضا نقش غضنفر را بازی می کنند. خیلی ها فقط آمدند خودشان را تخلیه کنند نه چیز دیگر.
موقع اتمام بازی اگر تیم مان ببازد خود را با صندلی های ورزشگاه و البته اتوبوسها و... مجموعه تخلیه و تسکین می دهیم و حسابی از شرمندگی شان درمی آییم. اگر هم طرف برنده باشیم شادی خود را با توهین به تیم بازنده و طرفدارانش نشان می دهیم!
فوتبال و دانش آموزان ...
صبح ۱۹ آبانماه چندین مورد از هنرجویانِ بلیط گرفته برای بازی پرسپولیس/ کاشیما بدون لوازم و تجهیزات مدرسه با بوق و کرنا به مدرسه آمده بودند و از زنگ اول به شدت ناآرام و پر استرس، دنبال اجازه گرفتن از اولیای هنرستان برای حضور در ورزشگاه آزادی بودند.
خیلی از این بلیط داران (تهیه کرده از بازار سیاه) حتی لباس و کفش مناسب مدرسه ندارند و حتی زنگ ورزش را عمدتا دودره می کنند، ولی چنان برای خروج از مدرسه و حضور در صفوف به هم فشرده طرفداران فوتبال عز و لابه میکردند که نگو و نپرس!

رسالت فوتبال چیست؟
بنیانگذاران المپیک و همچنین جام جهانی با هدف ترویج صلح و دوستی و ترغیب همزیستی مسالمت آمیز بین ملت ها اقدام به راه اندازی مسابقات ورزشی که بارزترین آنها فوتبال است نمودند.
امروزه در اکثر کشورهای جهان سوم این رسالت و هدف متعالی به باد فراموشی سپرده شده و گاها این مسابقات به تسویه حسابهای سیاسی، قومی، قاره ای و... تبدیل شده است.
امیدواریم با درآیت دست اندرکاران فوتبال و بزرگان قوم و همچنین با دوراندیشی عمومی، فلسفه وجودی ورزش و در رأس آن فوتبال بیش از این فراموش نگردد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
در پی درج مطلبی با عنوان : " «تنبیه 3 دانش آموز مدرسه روستای بهرباغ شهرستان جم با کابل!» " ( این جا ) اداره کل آموزش و پرورش بوشهر جوابیه ای برای صدای معلم ارسال کرده است .
ضمن تشکر و قدردانی از پاسخ گویی ؛ عین جوابیه به شرح زیر است