
ما گرفتار نه جانا به حالِ شمعی
شمع گویا به اشارت، هدایت جمعی
چه کنم دوست چه اندک رهایی ما را
ناطقانیم هدایتگر دوران هستی
ما چه دانیم چه اندک علومی ما را
قتل صادر به چه علمی که فنا منصوری
او انا الحق ببوده است به ظاهر گویا
یا به باطن نه علومی که گویا نظری
ما نه فارغ ز خودی خود نظرها لازم
علم ناقص به تأمل نظر با خلقی
هان به سنت نظری تا تکامل علمی
خلق اجماع قرآنی که صادر حکمی
پند گویان زمان بیش چه اندک مردم
پند را گوش دهندشان چه گویم فهمی
هفته ها ثانیه گردد گذرد ایامی
خرقه ها پاره شود روح کند پروازی
از تعلق که جهانی ولی را چو رها
آن دمی کسب کند نامه عمل خود رحمی
والیا این چه رموزی به شمعی گویا
باب حکمت بگشاید فراخوان جمعی
هر که را پند پذیرش ورا شادابی
غیر این را نه هدایت که شد گمراهی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

"سید محمد بطحایی" بعدازظهر چهارشنبه به منظور شرکت در نخستین همایش هویت کودکان ایران اسلامی وارد استان یزد شد.
بطحایی در جمع مدیران کل آموزش و پرورش سراسر کشور، معاونان آموزش ابتدایی و شرکت کنندگان در این همایش سخنرانی کرد .
همچنین از تمبر نخستین همایش ملی هویت کودکان ایران اسلامی در این همایش رونمایی گردید .

این همایش به مدت دو روز به میزبانی آموزش و پرورش استان یزد برگزار شد که مراسم افتتاحیه در دانشگاه یزد و مراسم اختتامیه در سالن تربیت معلم شهید پاک نژاد برگزار گردید .
بطحایی آن گونه که روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش این استان گزارش کرده است مطالبی را عنوان کرده است .

بطحایی در این همایش در مورد آموزش زبان های خارجی گفته است :
" اصلا یکی از دلایلی که آموزش زبان خارجی از پایه های پایین و در دوره پیش دبستانی، ضررش را بیش از نفعش می دانیم این است که آموزش زبان خارجی حامل فرهنگ است و این فرهنگ بر هویت بچه ها تاثیرگذار است و شالوده های فرهنگ کودکان را شکل می دهد و بعدها تغییر آن در دوره های بالاتر دشوارتر است. "

وزیر آموزش و پرورش همچنین با چرخشی محسوس در مورد وضعیت آزمون ها و کتاب های کمک آموزشی می گوید :
" استفاده از کتابهای کمک آموزشی، برای بچه ها در دوره ابتدایی سم است و زیرا بچه ها را از مدرسه جدا کرده و یادگیری را طاقت فرسا و تلخ کرده زیرا فشار بسیاری به کودکان ما وارد می کند در حالی که این کودکان باید زندگی کردن را در مدرسه یاد بگیرند و ویژگی های هویتی را تامین کنند.
بطحایی عنوان می کند: حذف کتابهای درسی در دوره ابتدایی گام اول است و مسئولیت اصلی آن با معاونت آموزش ابتدایی است و این سیاست مهم آموزش و پرورش است و تا زمانی که بطحایی باشد، این سیاست باید محقق شود.
وزیر آموزش و پرورش تصریح می کند: مدارس ابتدایی ما باید از این آلودگی ها تصفیه شود و بچه ها باید در مدارس ابتدایی بتوانند نفش بکشند و از یادگیری خود لذت ببرند.

بطحایی با اشاره به دستور خود برای پخش فوتبال در مدارسی که امکان آن وجود دارد، افزود: آن روز نمی دانستم که این اقدام این قدر آثار مثبت دارد و صدها پیام رسید که بسیاری از فرزندان خانواده ها از روزهای بعد با اشتیاق دیگری به مدرسه رفتند.

علی رغم نامه رسمی صدای معلم برای برگزاری گفت و گو و تاکید بر آن در نشست رسانه ای مهر ماه به مناسبت آغاز سال تحصیلی امسال هنوز هیچ پاسخی به این درخواست داده نشده است وزیر آموزش و پرورش در حالی خود و مخاطبان را " معلم " می نامد که حاضران این نشست به معنای سازمانی و حرفه ای " معلم نبوده اند و چنین عنوان می کند :
اگر من و شما به عنوان معلمان حرفه ای کار خود را بلد باشیم، همان پخش فوتبال، درس است و بچه ها یاد می گیرند همدیگر را تحمل کنند و اگر عصبانی شدند، باید عصبانی شدن خود را کنترل کنند و این مسائلی است که با ایجاد چنین شرایطی یاد می گیرند.
به گزارش صدای معلم ؛ " اداره کل ارزیابی و عملکرد وزارت آموزش و پرورش 12 تیرماه در بخشنامه ای سراسری اعلام کرد : ( این جا )
" نظر به اینکه در سالهای اخیر شیوع تبلیغات نامناسب در فضای رسانهای بهویژه رسانه ملی درزمینه برگزاری آزمونهای متعدد و تهییج جامعه به لزوم استفاده از کتابهای کمک درسی، نگرانیهایی برای جامعه تعلیم و تربیت به وجود آورده است و بعضی مدارس تحت تأثیر فضای رسانهای و رویکردهای تجاری آموزشی به رقابتی ناخوشایند در استفاده از آزمونهای مذکور و کتابهای غیرضروری روی آوردهاند.

لذا وزارت آموزش و پرورش در جهت صیانت از حقوق مردم و عمل به وظایف ذاتی و تعهدات حرفهای خویش در مراقبت از اهداف تربیتی و برنامه درسی ملی و هماهنگ با تمایل خانوادهها، دانشآموزان و دلسوزان تعلیم و تربیت کشور به پالایش محیط یادگیری و مدرسه از عوامل مزاحم در جریان تربیت صحیح و واقعی، در ارادهای قطعی، مخالفت صریح خود را با آزمونهای زائد و شیوع استفاده از کتابهای کمکآموزشی که در اغلب موارد با اهداف تعلیم و تربیت رسمی کشور ناسازگار است اعلام میدارد و بر همین اساس وجود هرگونه رابطه مالی مدارس، عقد قرارداد و سازماندهی و همکاری در موضوع مذکور برای مدیران در سطوح مختلف را تخلف از مقررات تلقی مینماید و لازم است مدیران محترم اجرای دقیق و صحیح آن را در دستور کار قرار دهند و در سال تحصیلی آتی با توجه به مفاد این بخشنامه از انعقاد هرگونه قراردادی با مؤسسات مذکور خودداری نمایند."

همچنین این اداره کل در بخشنامه دوم ضمن تاکید بر مواضع قبلی خود هر گونه مشارکت و یا همکاری کارکنان در فرآیندهای تصنیف، تالیف، گردآوری، بازاریابی، توزیع، ساماندهی و فروش کتاب های کمک درسی ، تقویتی، حل المسائل و غیره ( به ویژه برگزاری آزمون های آزمایشی و سنجش پیشرفت تحصیلی ) را ممنوع اعلام کرده است . ( این جا )
این بخشنامه 6 گروه را از همکاری با موسسات مزبور برحذر داشته است و هیچ گونه اشاره ای به مقطع تحصیلی خاصی نشده است . در بیش از یک سال وزارت بطحایی ایشان نشست دو سویه ای با معلمان نداشته و تنها دو نشست با خبرنگاران و اصحاب رسانه به مناسبت آغاز سال تحصیلی برگزار کرده است
حال پرسش این است که آیا بطحایی از مواضع قبلی خود عدول کرده است ؟
اگر چنین است ؛ تکلیف دو بخشنامه اداره کل ارزیابی و عملکرد وزارت آموزش و پرورش که موضع رسمی و مکتوب این وزارتخانه است چه می شود ؟
و اما نکته آخر در این نشست دو روزه فقدان برنامه ریزی خاصی برای نشست با معلمان این استان بوده است .
« مجید شاهی » از فرهنگیان یزد به صدای معلم گفت :
" ما قبلا برای نشست با وزیر آموزش و پرورش با اداره کل صحبت کردیم اما به آن جواب دادند که وزیر وقتی برای نشست با معلمان ندارد و سریع باید این جا را ترک کند .
پرسش من به عنوان یک " معلم " این است که آمدن آقای وزیر چه نفعی برای معلمان یزد داشته است ؟
چرا معلمان نباید با وزیرشان نشست داشته باشند ؟
این همه سرعت رفتن و آمدن برای چیست ؟ "
این فرهنگی یزدی تصریح کرد که آقای فانی و آقای حاجی بابایی با معلمان و فعالان آن ها نشست رو در رو داشتند .

در بیش از یک سال وزارت بطحایی ایشان نشست دو سویه ای با معلمان نداشته و تنها دو نشست با خبرنگاران و اصحاب رسانه به مناسبت آغاز سال تحصیلی برگزار کرده است .
علی رغم نامه رسمی صدای معلم برای برگزاری گفت و گو و تاکید بر آن در نشست رسانه ای مهر ماه به مناسبت آغاز سال تحصیلی ( این جا ) امسال هنوز هیچ پاسخی به این درخواست داده نشده است .
گزارش کامل این نشست را می توانید در سایت اداره کل آموزش و پرورش استان یزد مطالعه کنید . ( این جا )
پایان گزارش/
دولت الکترونیک یا دولت دیجیتال به فراهم آوردن زمینه های ارتباط الکترونیک بین دولت با مردم، سازمان ها، بازار و ارکان دیگر دولتی گفته می شود.
دولت الکترونیک بهره وری داخلی را بهبود می بخشد و ارائه خدمات به شهروندان را تسهیل و سریع تر می نماید .
ارزیابی های انجام گرفته در میان 190 کشور دنیا حکایت از آن دارد که ایران در رتبه ۱۰۰ دولت های الکترونیک قرار دارد.
یکی از مزایای دولت الکترونیک کاهش فساد اداری و افزایش سطح آگاهى مردم است.
وزارت آموزش و پرورش چند سالی است که تحت عنوان اسکان فرهنگيان اقدام به راه اندازی یک سایت نموده است .
همکاران فرهنگی از طریق این سایت می توانند در مسافرتها با مراجعه به این سایت و رزرو اتاق از امکانات حداقلی خانه های معلم در سراسر کشور استفاده کنند.

در زمان وزارت آقاى فانی مقرر شد تمامی خانه های معلم امکان رزرو اینترنتی از طریق سایت را داشته باشند اما متأسفانه خانه های معلمی که وضعيت مطلوب تری دارند مشمول این طرح نگردیده و امکان رزرو وجود ندارد ؛ از جمله می توان به خانه معلم که دو سال پیش در تبریز ساخته شد، یا خانه معلم خیابان حر تهران که ابتدای مجلس در اختیار نمایندگان قرار گرفت، نام برد. حکم پرونده مدرسه مشهور شیراز که فیلم آن در تابستان از سیمای مرکز فارس پخش شد سرانجامش چه شد ؟
برخی خانه های معلم مثل مشهد و قم نیز با توجه به داشتن رزرو اینترنتی اما در سایت اسکان وجود ندارند.
در شهرهاى کوچک نیز وضعيت به همین شکل است ؛ به عنوان مثال در یکی از شهرستانهای فارس سال گذشته، پس از مراجعه یکی از همکاران در ایام نوروز به دلیل نداشتن رزرو اینترنتی در هنگام پر کردن فرم پذيرش از طرف معاونت مالی آموزش و پرورش همان شهرستان طی تماس تلفنی دستور لغو پذیرش همکارمان و واگذاری اتاق به نیروهای اداره کل داده می شود.پس از اعتراض همکار فرهنگی معاون اداره مذکور فرموده بودند که شما یک معلم هستید بروید در مدرسه ساکن شوید !

در زمان وزارت آقاى فانی مقرر شد تمامی خانه های معلم امکان رزرو اینترنتی از طریق سایت را داشته باشند اما متأسفانه خانه های معلمی که وضعيت مطلوب تری دارند مشمول این طرح نگردیده و امکان رزرو وجود ندارد به دلیل به کار بردن کلمه تبعيض بسیار زشت و برخورد صد در صد غیر اخلاقی، در فضای مجازی همکارمان در هيئت تخلفات محکوم به تشویش اذهان عمومی و هتک حيثيت می شوند.
حال این سؤال به ذهن خطور می کند که اصولا تفاوت یک نیروی ستادی با یک نیروی صف چیست ؟
آيا ما معلمان توسط همکاران ستادی خود نیز باید به جرم معلم بودن تحقیر شویم ؟
مگر پروردگار باریتعالی گرامی ترین شما نزد خداوند را پرهیزگارترین نمی داند ؟ مگراسلام دین تقدم تزکیه بر تعلیم نیست ؟ آيا صرف معلم بودن من باید باعث فخرفروشی یک معاونت اداره در یک شهرستان شود؟
راستی اگر کسی از حق خود دفاع کند و مدعی تبعيض در حق خود باشد بایستی به دادگاه اداری فراخوانده شود و این گونه محکوم شود ؟
راستی حکم پرونده مدرسه مشهور شیراز که فیلم آن در تابستان از سیمای مرکز فارس پخش شد سرانجامش چه شد ؟
نکند خدای ناکرده عدالت را در مسلخ مصلحت و روابط ذبح کنیم که قطعا چنین نخواهد شد چرا که ما به قرآن اعتقاد داریم که می فرماید: و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون.و هرکس به غیر از آنچه خدا فروفرستاده حکم کند فاسق است.

یکی دیگر از مشکلات خانه های معلم یا مراکز رفاهی نداشتن قانون یکسان است.
مرکز قم یک هفته پس از لغو رزرو مبلغ را کامل واریز می کند.دهکده ساحلی انزلی در سایت خود نوشته است در صورت لغو رزرو مبلغ مسترد نمی شود.
مرکز رفاهی فارس در مشهد ، مرکز رفاهی گرگان و اصفهان نیز خود را هتل می دانند و درصدی از پول فرهنگیان را جهت لغو رزرو مسترد نمی نمایند و بعضا یکسال طول می کشد تا مبلغ را واریز کنند.
وزارتخانه های دیگر برای کارمندان خود بهترين اماکن را به صورت رایگان در اختیار می گذارند آموزش و پرورش خانه های معلم خود را طبق قانون هتل داری شامل جریمه می داند.
انتظار می رود اگر وزارت آموزش و پرورش توان ارایه خدمات و اماکن رایگان را به همکاران ندارد حداقل از ظلم مضاعف در قبال همین خدمات حداقلی به آنها خودداری کند.
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم ، مرحمت فرموده ما را مس کنید

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
حدود هشتاد سال از تاسیس اولین مهدهای کودک و پیش دبستانی ها در ایران می گذرد ولی هنوز معلوم نیست این موسسات باید توسط چه کسانی اداره شوند.
موسسات مختلفی غیر از بهزیستی و آموزش و پرورش نیز وارد تاسیس مراکز پیش از دبستان شده اند که مشروعیت آن ها نامشخص است. خود بهزیستی و آموزش و پرورش نیز نگاه درستی به مسئله ی پیش از دبستان ندارند. اخیرا این تمایل وجود دارد که آموزش و پرورش پیش از دبستان مانند مقاطع بالاتر از لحاظ برنامه درسی متمرکز نیز شود.
همه ما می دانیم که امروزه مدارس و دانشگاه ها از یک طرف و موسسات کنکوری با محفوظات به دردنخور چه بر سر کودکان ما می آورند و از طرفی تنها دوره ای که کودکان در ایران مفرّی برای زندگی طبیعی دارند همان دوران کوتاه شش ساله است.
وقتی فلسفه و شرایط اولیه ی تربیت کودکان پیش از دبستان به هیچ وجه در مهدهای کودک و پیش دبستانی ها منظور نمی شود دعوای بهزیستی و آموزش و پرورش بر سر تصاحب این تکه از زندگی کودکان معصوم اشتباه محض است و این موسسات تا زمانی که ظرفیت خود را از لحاظ اخلاقی برای رشد دنیای کودکی مجهز نکرده اند باید از تصرف غیر حرفه ای زندگی کودکان دست بردارند.

بنابراین تا دوره ی کوتاه مهد کودک و پیش دبستانی به روش های تربیتی نادرست آلوده نشده است دست از سر پیش دبستانی ها و مهدهای کودک بردارید و بیش از این کودکان را غیر طبیعی بار نیاورید.
کانال نوفهمی در مطالعات درسی
آموزش و پرورش با تفسیری یک سویه از عبارت "تمام وقت شدن معلمان" در تدارک افزایش ساعات تدریس معلمان، ازسقف 24 ساعت فعلی به 36 ساعت، می خواهد معلمین نیز مانند دیگر کارکنان دولت از صبح شنبه تا عصر پنج شنبه را به کار پیشِ پا افتاده تدریس! در فضای کلاس محصور کند.
اما چند سوال:
اگر ساعات کاری معلم افزایش یابد چه نفعی برای دانش آموز و نظام آموزشی دارد؟
جناب معاون!
مگر کار کردن های ۲۴ ساعته و ۲۵ ساعته نیمه وقت است که تصمیم بر تمام وقت کردن آن گرفته شده است؟
جناب وزیر!
چه اصراری بر جا انداختن این طرح اجباری دارید؟

با این کارمی خواهید بگویید معلم تا حالا نیمه وقت کار می کرده اند و حالا شما در حال اصلاح این طرح هستید؟ ....
شکی نیست که تبدیل معلم به فردی که مانند ماشین با وجود خستگی از صبح تا عصر تدریس کند با بحث کیفیت آموزشی تناقض دارد و به ضرر دانش آموز است. از این گذشته مانند روز روشن است که این طرح، طرحی برای صرفه جویی در هزینه ها و جبران کمبود دبیر در حال و آینده است. اما درد آن جاست که مدیران غیرصادقانه آن را طرحی رفاهی برای معلمان معرفی می کنند. حتی اگر این طرح منجر به افزایش حقوق معلمین هم بشود تدریس این ساعتهای طولانی برای آموزش بسیار زیان آور و مخرب است.
این طرح با چه نظر سنجی در حال پیاده شدن است. داده های نظرسنجی از کجا استخراج شده است و تا چه حد صحیح و درست بوده است؟
تمام وقت شدن معلمان را با رفع دغدغه های معیشتی، باید مانند استادان دانشگاه، در تلاش موثر آنان در خود-انگیزشی، بالندگی شغلی، ارتقای صلاحیتهای حرفه ای، پژوهش، مطالعه، تولید علم و ایجاد فرصت مطالعاتی- پژوهشی جست و جو کرد؛ نه در تحمیل کارِ دو معلم، به یک معلم.
علی رغم وجود فضای مخالفت با این طرح به نظر می رسد مسئولان آموزش و پرورش با لجاجت زیاد و یکسو نگری سعی در اجرای آن دارند و حرفهایشان را هر بار از یک تریبون به گوش معلمین می رسانند.
اجرای این طرح در ادامه سلاخی کردن لایحه رتبه بندی، با چاقوی صرفه جویی، علاوه بر کاشتن بذر ناامیدی در دل معلمان، حاصلی جز به ضعف کشاندن مدارس دولتی ندارد.
چه کسی جوابگوی فشار کاری زیاد بر روی معلم ها می باشد؟
رفتن در کلاس های ۳۵ تا ۴۰ نفره، که معلم مجال یک لحظه استراحت را ندارد و یا دست و پنجه نرم کردن با مشکلات جسمانی در سالهای پایانی کارش، را چگونه توجیه می کنید؟
زیر نظام هایی مانند ارزشیابی، نظام جامع هدایت تحصیلی، برنامه درسی و تولید محتوا... تنها در کنار معلم باانگیزه و توانمند قادرند به نظام آموزشی، جانی دوباره بخشیده، پویایی را در دل آموزش زنده نگهدارند.

چنین نگاه ایستا، مکانیکی و شاید قرون وسطایی به حرفه معلمی، از جمله موانع محکمی است که برنامه درسی را در رسیدن به اهداف خود، ناکام گذاشته است. اصرار پی در پی در اجرایی شدن غلط و زود هنگام چنین طرح هایی، این شائبه را تقویت می کند که سناریویی از پیش تهیه شده که قصد دارد با فرو کاستن ازجایگاه شغلی معلم به کارمندی، اعتبار و جایگاه تخصصی آن را هدف گرفته است.
این طرح جز افزایش معلمان خسته و بی انگیزه، مدارس شلوغ، دونوبته و پر تراکم و نهایتا کوچ اجباری جمع کثیری از دانش آموزان مدارس دولتی به مدارس غیر دولتی هیچ پیامد دیگری در پی نخواهد داشت.
روزنامه قانون
نزدیک به چهل روز پیش ،در چنین روزی دنیا زیر دیوار مدرسه ایی مدفون شد؛ که قرار بود به کودکان درس زندگی بدهد،مدرسه ایی که قرار بود آموزه هایی مانند راستگویی، دلسوزی، همیاری ،همدلی و...را به دنیا آموزش دهد ،مدرسه ایی که قرار بود کرامت انسانی را به دنیا بیاموزد و امروز مدرسه ای که بادستان پرمهرش آدمیان را به درجه انسانیت می رساند .چهل روز است دنیا ویسی دانش آموز 7 ساله دبستانی را در سکوت کامل زیر آوار دیوارش دفن کرده است.
به عنوان یک معلم به خاطر سکوت در برابر مدارس فرسوده و لاپوشانی تعهدات مدیریتی در آموزش و پرورش خود را مقصر در مرگ دنیا ویسی می دانم .
ضمن ابراز تاسف و همدردی با خانواده این دانش آموز ، باید اذعان کنم که حوادثی از این دست در نقاط زیادی از کشور رخ داده و این نه اولین حادثه و نه آخرین آن خواهد بود اما لازم است بدانیم مقصر اصلی این حوادث ناگوار یا باد و باران وسیل است! یا دیوار و سقف و بخاری و....
دست ما از مجازات عوامل طبیعی مثل باد وباران که کوتاه است اما بخاری های نفتی را به درک واصل کردیم ! آوار شدن سقف و دیوار مدارس هم مشمول قانون چوب خدا شده اند که بی سر و صدا یکی پس از دیگری از بین می روند فقط امیدواریم این بار جان هیچ دانش آموز یا معلمی را نگیرند.
در کنار این اقدامات، بعد از هر حادثه ی ناگواری ، وزارت محترم آموزش و پرورش و مدیرکل های توانمند در استان ها هم در عرصه همدردی حاضر می شوند و یکی پس از دیگری با گرفتن ژست های بسیار متاثر ،به مانند سایر مجموعه ی آموزش و پرورش اظهار تاسف می کنند و با شهامت تمام برخلاف کشور های به ظاهر متمدن !(با وجود سابقه خدمت بیش از سی و پنج سال سنوات) هرگز استعفا نمی دهند که هیچ ! هرگز بازنشسته هم نمی شوند بلکه استوار تر از همیشه پای کار می مانند و با تمام قدرت فضای ملتهب جامعه را با کوچک نمایی حادثه آرام می کنند.

البته به مانند حوادث قبلی که اتفاق افتاده بعد از هر حادثه یک دورو تسلسل باطلی مبنی بر صدور و ارسال بخشنامه های گوناگون با مضامین و کد های متفاوت (گاهاً به صورت محرمانه )به مناطق و مدارس در راستای جمع آوری آمار و ارقام فضای های خطر آفرین به جریان می افتد .
پر واضح است تنها کاربرد این آمار این است که به محض روی دادن اتفاقی ناگوار بتوانیم قاطعانه اعلام کنیم که :
ما قبلا بارها و بارها در مورد بافت فرسوده مدارس هشدار داده بودیم !

دنیا ویسی کودک دبستانی روستای گرماش سنندج بود که با هزاران امید و آرزو و با کوله باری از دنیای کودکی به مدرسه آمد اما دست خالی با دفن تمام دنیایی کودکی اش از مدرسه پرکشید ،کاش دیوار مدرسه آوار نشده بود و امروز در یک محکمه عادلانه محاکمه می شد تا درس عبرتی باشد برای سایر دیوارها کهدیگر دنیا های ما را قربانی نکنند ،کاش بخاری های نفتی را قبل از مجازات ، محاکمه می کردیم و چهره دخترکان شین آبادی را نشانشان می دادیم که به کدامین جرم به این روز افتاده اند؟کاش می توانستیم سرعت باد را کم کنیم تا دیوار بر سر معلم ما آوار نمی شد ....

اگر چه مرگ این دانش آموز برای همه دلخراش و کام والدینش برای همیشه تلخ شد اما به نظر می آید تلخ کامی های نظام آموزشی ما با مرگ دنیا ویسی تمام نمی شود واین یک واقعیت است که امکانات سخت افزاری و فضای های آموزشی ما تا رسیدن به مرز امنیت هنوز فاصله زیادی دارد و هیچ بعید نیست این کمبودها و نقصان ها دنیا های دیگری را هم قربانی بگیرند اما در کنار این معضل، نگران کننده تر از فضاهای آموزشی تخریبی ،برنامه ریزی هایی نادرستی است کهبدون توجه به عواقب آن ،اخیرا به منظور جبران کمبود نیروی انسانی به مرحله اجرا در آمده و به طور مستقیم روح و روان دانش آموزان را قربانی تامین نیروی انسانی می کند .

برنامه ساماندهی مدرسه محور در سال تحصیلی 98/97 با رویکرد استفاده از توان مدیران و عوامل اجرایی جهت تدریس در ابتدای سال تحصیلی به مناطق و مدارس ابلاغ شد، بر طبق این بخشنامه تقریباً همه کادر اجرایی مدارس متوسطه اول و دوم اعم از مدیر ، معاونین ، سرپرستان و ... علاوه مسئولیت اصلی خود ، درگیر امر تدریس هم هستند به گونه ای که موضوع تخصص و مرتبط بودن رشته تدریس هم زیاد ملاک نمی باشد . به بیانی دیگر با تحمیل ساعات تدریس به عوامل اجرایی مدارس از ایجاد ساعات اضافه تدریس کاسته و جبران کسری نیرو، بدون استخدام نیروی جدید و پرداخت حق الزحمه برطرف می گردد.

این تدبیری مادی تدبیرگران آموزش و پرورش از یک سوخسارات معنوی بزرگی را در جامعه دانش آموزی که همه ما به چشم سرمایه های با شهامت تمام برخلاف کشور های به ظاهر متمدن (با وجود سابقه خدمت بیش از سی و پنج سال سنوات) هرگز استعفا نمی دهند که هیچ ! هرگز بازنشسته هم نمی شوند بلکه استوار تر از همیشه پای کار می مانند و با تمام قدرت فضای ملتهب جامعه را با کوچک نمایی حادثه آرام می کنندمعنوی به آنها می نگریم ببار خواهد آورد که جبران این خسارت غیر ممکن خواهد بود و از سویی دیگر اگر چه کسری کمبود نیرو را ( بدون توجه به صدمات ناشی از عدم تخصصی بودن رشته تدریس همکاران بر یادگیری دانش آموزان ) برطرف می کند اما باید هشدار دهیم گستره آسیب های اجتماعی بین دانش آموزان به حدی وسعت پیدا کرده است که اگر مدیر ،معاون یا سرپرست خوابگاه و کارگاهی در خلال انجام وظیفه مدیریتی خود به واسطه تدریس موظف از احوالات آموزشگاه تحت تصدی اش غافل شود آسیب هایی ( انحرافات جنسی ،خشونت ،اعتیاد ،...) گریبانگیر دانش آموزان می شود که مراتب خطر ناک تر از آوار شدن دیوار و ساختمان بر سر دانش آموزان است و در آینده نزدیک ریزش و سقوط اخلاقی جامعه را برای ما به ارمغان می آورد و این بار برای این سقوط بزرگ اخلاقی جامعه به کدامین محکمه پناه ببریم ؟و چه کسی را محاکمه کنیم ؟
علامت سوال بزرگی است که ازآن گریزانیم!

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید