صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه اخبار/

معلم تمام وقت و سند تحول بنیادین

مهدی نویدادهم در پاسخ به این پرسش که آیا طرح معلم تمام وقت مطابق با اهداف سند تحول بنیادین است؟ اظهار کرد: موضوع تمام وقت شدن معلمان در سند تحول بنیادین آمده است و طرحی که هم‌اکنون آموزش‌ و پرورش با عنوان "تمام وقت شدن معلمان" مدنظر دارد، می‌تواند گام نخست دستیابی به هدف سند تحول باشد.

وی افزود: یک کارمند اداری در هفته 44 ساعت کار می‌کند.در سند تحول نیز آمده است که یک معلم باید در هفته 44 ساعت در مدرسه حضور داشته باشد.

 

آیا معلم باید 44 ساعت در هفته تدریس کند؟

دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش در پاسخ به این پرسش که آیا در سند تحول آمده است معلم باید 44 ساعت در هفته تدریس داشته باشد؟ گفت: خیر، این گونه نیست اما گفتم که این طرح می‌تواند فاز نخست دستیابی به هدف سند تحول بنیادین باشد.

نویدادهم ادامه داد: تمام وقت شدن معلمان که سند تحول بنیادین به آن اشاره دارد بدین صورت است که معلم 44 ساعت در هفته در مدرسه حضور دارد و 24 ساعت آن را به کلاس درس می‌رود و مابقی ساعات را به کارهای تحقیقی، ارتباط با خانواده‌ها، اقدامات تربیتی و امور مربوط به دانش آموزان می‌پردازد.

 

نقش‌های متعدد برای معلمان

وی مطرح کرد: این استراتژی در سند تعیین شده است. اگر شرایط مالی کشور اقتضا کند و پول 44 ساعت فعالیت در هفته را به معلم بدهیم و او در تمام هفته در مدرسه حضوریابد آن موقع است که اهداف سند تحول بنیادین و مشارکت معلمان در کارهای فوق برنامه معنا دارد همچنین فعالیت‌های مختلف دیگری می‌توان برای معلم پیش‌بینی کرد مثلا در امور تربیتی و پرورشی دانش آموزان مداخله کند، این موضوع در سند تحول بنیادین اشاره شده است و در طرح رتبه بندی نیز آن را لحاظ کرده‌ایم.

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش ادامه داد: الان چون در شرایطی هستیم که با مشکلات مالی مواجهیم باید این اهداف را مرحله به مرحله جلو ببریم و گام نخست این است که ساعت تدریس معلمان را افزایش بدهیم و به ازای آن پول بیشتری را به آنها پرداخت کنیم تا معلم مجبور نباشد شغل دومی داشته باشد و شغل دوم را در مدرسه حضور یابد.

نویدادهم در پاسخ به این پرسش "رقمی که در طرح تمام وقت شدن به معلمان پرداخت می‌شود آن قدر زیاد نیست که آنها را از شغل دوم بی نیاز کند"، عنوان کرد: باز هم تاحدودی خوب است همه معلمان که شغل دوم ندارند و این طرح می‌تواند برای آنها مفید باشد بنابراین در مجموع این طرح می‌تواند تأثیر مثبت داشته باشد. باید یک دوره گذار را صبوری کنیم تا بتوانیم هوشیارانه آن را طی کنیم.

تسنیم


معلم تمام وقت و سند تحول بنیادین

جایگاه تفکر خلاق و انتقادی در نظام آموزشی ایران   در بسیاری از جوامع امروزی ، به واسطه استیلای شبکه های اجتماعی و رسانه های دیداری در زندگی روزمره ، به ویژه در ممالک در حال توسعه ، در بیشتر اقشار حتی قشر تحصیل کرده ، خلاء هنر گفت و گو به موضوعی غیر قابل انکار تبدیل شده است که به تدریج در بسیاری از حوزه ها آسیب های جدی را به جامعه تحمیل خواهد کرد .

افزایش طلاق عاطفی در سطح خانواده ها یا تنش های سیاسی بین گروه ها و افزایش نرخ رشد نزاع های خیابانی در هر جامعه قبل از هر چیز حکایت از خلاء مهارت گفت و گو در آن جامعه دارد که شاید بتوان ریشه این مهم را در ساختارهای آموزشی پیش دبستانی و دبستانی آنها جست و جو کرد.

در ساختارهای آموزشی مربی محور ،که درفرآیند یادگیری ، نقش پر رنگی برای متربّی تعریف نشده باشد ، برون دادی جز عدم تحمل آرای مخالف و ناتوانی در برقراری تعامل موثر و سازنده در بزرگسالی نمی توان متصور بود. بارزترین نقضان این نوع ساختارها عدم توانمندی افراد در برقرای گفت و گویی سازنده و تحقق گفتمان مفید در سطوح مختلف است که هرچه، مجامع دانشگاهی بر اصلاح این نقیصه همت گمارند چندان ثمری در پی نخواهد داشت ، چراکه خصوصیات اخلاقی افراد ناشی از عادات رفتاری نهادینه شده آنها از کودکی است که در خوش بینانه ترین حالت شاید بتوان با تمرین و ممارست بخشی از ان را ترمییم کرد.

جایگاه تفکر خلاق و انتقادی در نظام آموزشی ایران

در اواخر سالهای ۱۹۶۰، متیو لیپمن استاد فلسفه دانشگاه کلمبیا در نیویورک به این نتیجه رسید که تقویت قدرت تفکر و استدلال دانشجویان می بایست از دوران کودکی آغاز شود . از این رو در سال ۱۹۷۴ مؤسسه IAPC  ( مؤسسه بسط و ترویج فلسفه برای کودکان ) را تأسیس کرد. 

فلسفه برای کودکان ( Philosophy for Childern ) آموزش تفکر عمیق و پرورشِ قدرتِ استدلال در کودکان با هدف شکل گیری تفکر نقاد و خلاق در کودک است . این گرایش به همت پژوهشگران علاقه مند ، از دهه 80 در ایران نیز ترویج شد . سعید ناجی یکی از فعالان این حوزه و  موسس گروه فلسفه برای کودکان و نوجوانان  پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ،علی رغم همه برداشت های موجود ، معنای واقعی فبک را نه فلسفه آکادمیک و نه ساده کردن مفاهیم فلسفی بزرگسالان برای کودکان ، بلکه همان پرسش توام با تحقیق به منظور رسیدن به پاسخ می داند .

جایگاه تفکر خلاق و انتقادی در نظام آموزشی ایران

 ایشان در این مفهوم ، فلسفه را پرسش خوب، درست بیان کردن، تأمل کردن و گفت و گو کردن می داند واین معنا از تحقیق را همان معنای فلسفه در عبارت فلسفه برای کودکان می پندارند. در این مفهوم منظور از فلسفه ، ترغیب کودکان به تأمل و تعمق است تا بتوانند خود، محیط ، زندگی، اهداف و معنای زندگی شان را بیابند .

با توجه به آثار مثبت پرورش این مهارت در کودکان امید است فرادستان در حوزه تعلیم و تربیت بیش از پیش به ترویج این گفتمان همت گمارند و به کمک صاحب نظران این حوزه (فبک) ، کاربرد مدل های موفق را در نوع بومی شده آن با هدف ترویج تفکر خلاق و نقاد علاوه بر پایه های ششم و هفتم که کم و بیش با این هدف تالیفاتی صورت پذیرفته ، در سطوح دبستان و پیش دبستان نیز به عنوان برنامه عملی مدون شاهد باشیم.

تفکر نقاد و خلاق استعدادی بالقوه است که نیازمند توجه و پرورش است تا در سایه بارورسازی به فعلیت رسد. از این رو، می‌بایست زمینه رشد و بالندگی آن را به همت نهاد رسمی تعلیم و تربیت از کودکی آغاز کرد تا با ترویج مهارت گفت و گو و تضارب افکار ، بتوان بر اساس افق های ترسیم شده همه اسناد بالادستی ، جامعه ای پیشرو را در عمل محقق ساخت.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جایگاه تفکر خلاق و انتقادی در نظام آموزشی ایران

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

« صدای معلم » تنها رسانه ای است که به طور مشخص و مستمر از عدم حضور " معلمان " در مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی در وزارتخانه ای که یکی از ارکان مهم و بنیادین آن " معلمان " هستند انتقاد کرده است . ( این جا )

حتی « سیدمحمد بطحایی » که مطابق برنامه پیشنهادی خود به مجلس و نیز مفاد سند تحول بنیادین مبنی بر ایجاد و توسعه صلاحیت های حرفه ای معلمان موظف به تشکیل " سازمان نظام معلمی " است و صدای معلم تاکنون بارها در گزارش ها ، یادداشت و نشست های رسانه ای خود از فقدان اراده جدی برای تشکیل آن انتقادت جدی به عمل آورده است با بی اعتنایی وزیر آموزش و پرورش رو به رو گردیده است .

« صدای معلم » تنها رسانه ای بود که نسبت به حذف " گروه های آموزشی " با چراغ خاموش انتقاد کرد . ( این جا )

با پی گیری های مستمر و رسانه ای این گروه ها ابقا شدند اما همچنان وزارت آموزش و پرورش  نسبت به عدم اجرای ماده 5 « آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی » بی تفاوت بوده است ( این جا ) .

« فاطمه سعیدی » در یادداشت امروز خود به مناسبت روز دانش آموز ( این جا ) بر مظلومیت دانش آموزان و فقدان تشکیلات منسجم  و قوی برای این قشر انتقاد کرده است .

متاسفانه تشکیلاتی مانند شوراهای دانش آموزی ، مجلس دانش آموزی ، و سایر ارکان دانش آموزی در مدرسه و بالاتر فرمایشی و بی خاصیت شده اند .

در نشست امروز هیئت‌ رئیسه نهمین دوره مجلس دانش‌آموزی با سیدمحمد بطحایی یکی از مطالبات دانش آموزان حضور نماینده دانش آموزان در جلسات شورای آموزش‌ و پرورش بوده است اما در تجمعات ، تحصن ها ، یادداشت های معلمان و حتی نشست های مکرر تشکل های فرهنگیان هیچ گاه چنین مسائلی مطرح نبوده است .

منتشرشده در گفت و شنود

انتقاد از توزیع کتب درسی در آموزش و پرورش

 

یکی از خصوصیات انحصاری سال جدید آموزشی این است که تقریبا روزی یافت نمی‌شود که مدیریت و کارکنان هنرستان‌ها و برخی از مدارس از سوی خانواده‌ها متهم به سهل انگاری، بی کفایتی و قصور در توزیع کتب درسی هنرجویان و دانش آموزان نشده و مورد عتاب و خطاب رسانه ها و مسئولین بالادستی قرار نگیرند.
جالب‌ترین بخش ماجرا آنست که به دلیل ارسال قطره ای کتابهای درسی به مراکز توزیع مجبور باشی روزانه با اجاره وانت و اسیر کردن یکی دو نفر به مراکز توزیع کتب سرک بکشی و بعد از ساعتها علافی در صفوف طولانی، چند ده کتاب دریافت کنی تا مبادا از قافله پخش عقب بمانی!

ثبت الکترونیکی کتاب و باقی ماجرا امسال برای اولین بار توزیع کتب درسی برخی رشته‌ها، پایه‌ها و مقاطع از مسیر ثبت در سامانه کتب امکان پذیر گردیده است.
بدین ترتیب که قبولین خردادماه در مراجعه به ثبت نام برای پایه بالاتر موظف به ثبت الکترونیکی کتاب با کد ملی دانش آموز (ثبت انحصاری) مواجه شدند.
آموزش و پرورش در ادامه تحقق دولت الکترونیکی ثبت برخی از کتب دانش آموزان را به دو صورت ثبت گروهی توسط مدارس مربوطه و همچنین ثبت شخصی تکلیف نمود.برای مثال کتب هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای و هنرستان‌های کاردانش لزوماً از مسیر ثبت در سامانه کتب (گروهی یا انفرادی) انجام پذیر است.

 

مزایا و معایب ثبت الکترونیکی کتاب

دریافت کتب مدارس از مسیر سامانه الکترونیکی داری مزایا و معایب جدی است:
از مزایای احتمالی واگذاری الکترونیکی کتاب می توان به حداقل رسیدن اسراف کتاب و همچنین درگیر و وادار کردن خانواده ها به کسب سواد لازم برای دریافت الکترونیکی کتاب اشاره نمود.از مهمترین مشکلات پخش الکترونیکی کتاب می توان به جدی نگرفتن ثبت در سامانه کتب و عادت داشتن خانواده به دریافت سنتی کتابها اشاره نمود. بسیاری از خانواده ها به دلیل فقدان آشنایی لازم و نتیجتا عدم ثبت به هنگام در سامانه کتب، هم خود و هم مسئولین مدارس را دچار دردسری تمام نشدنی کرده‌اند.

انتقاد از توزیع کتب درسی در آموزش و پرورش

کتابهایی که مهر ندارند

در حالی که مسئولین آموزش و پرورش در شهریور ماه خبر از واگذاری کتب دانش آموزان در نخستین روزهای مهرماه می دادند، ولی در صحنه عمل با گذشت بیش از یک ماه از سال تحصیلی هنوز بخشی از کتابهایی که حتی به موقع ثبت سفارش شده اند، به استانها و به تبع آن به دست دانش آموز نرسیده است.
مشکلات ثبت و دریافت کتاب برای قبولین شهریور و پس از آن دوچندان شده است.

 

مشکلات عمومی پخش کتاب در کشور

اساسنامه شرکت تعاونی توزیع کنندگان کتاب، کتاب را به پنج دسته تقسیم کرده است: پرفروش، کند فروش، غیرقابل فروش، ارزشمند ولی بد فروش و تولید فکر جدید.
نتیجه منطقی این تقسیم بندی، فروش بالای کتاب های نوع اول،  بازگشت سرمایه اگرچه طولانی مدت کتاب های نوع دوم، فروش بد نوع سوم و فروش سخت ولی قابل تامل نوع چهارم و پنجم است. کتاب های کند فروش اگر چه دیر به فروش می رسند اما ناشر، کتابفروش و موضع درباره آنها ذهنیت منفی ندارند. اما کتابهای غیرقابل فروش به خاطر نداشتن بار فرهنگی و تکنیکی و فقدان استانداردهای لازم بیشترین مشکل را در روند فروش به خود اختصاص داده اند.
حال سوال اینجاست که مشکل پخش و توزیع کتب درسی در کدامیک از پنج دسته مذکور می‌گنجد؟

به نظر می رسد اساسا مشکل توزیع کتب درسی آموزش و پرورش متفاوت از مشکلات عمومی پخش و توزیع کتب غیر درسی است.

 

عمده مشکلات شاید در دو گروه بزرگ زیر قابل تفکیک باشد:

الف_ فقدان فرهنگ‌سازی لازم بین خانوارهای ایرانی:
 هنوز هم بخش قابل توجهی از مردم اعتقاد و اعتماد چندانی به دولت الکترونیک و لوازمات و اقتضائات آن ندارند. شایسته بود آموزش و پرورش با تهیه تیزرها و برنامه‌های تلویزیونی از اردیبهشت ماه، خانواده ها را با مقوله ثبت الکترونیکی کتاب درگیر کرده و آموزش های لازم را عرضه می‌نمود.

ب_ نارسایی و مشکلات جدی مدیریتی در پروسه تولید، تکثیر و پخش کتاب:
این بخش نیز مشکلات خاص خود همچون ناهماهنگی بین بخشی را داراست.
با اینکه نسخ الکترونیکی کتب قابلیت دانلود دارند، ولی مخاطبان پیر و جوان آموزش و پرورش همچنان به نسخ کاغذی چشم دوخته‌اند.

به قول شاعر:

از طلا گشتن پشیمان گشته‌ایم
مرحمت فرموده ما را مس کنید!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

انتقاد از توزیع کتب درسی در آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

روز دانش آموز و تشکیلات دانش آموزی

۱۳ آبان روز بزرگی در تاریخ انقلاب اسلامی است روزی که از یک سو استعمارستیزی جوانان ایرانی را به یاد می‌آورد و از از طرفی دیگر به نام دانش‌آموز نام گذاری شده است.
شاید به جرات بتوان دانش‌آموزان را در ردیف مظلوم‌ترین اقشار این کشور قرار داد. جمعیتی چند میلیون نفری که نه شنیده می‌شود و نه خواسته‌هایش مورد توجه قرار می‌گیرد. تشکیلات قوی و منسجمی نیز ندارد که آنچه از نظام آموزشی می‌خواهد را منتقل کند.
تصمیم‌سازان و مجریان تصمیم نیز در اتاق‌های در بسته تصمیماتی می‌گیرند که هر کدامش می‌تواند آینده چند میلیون نفر را متاثر از خود کند.
دانش آموزان ما امروز باید مهارت‌های زندگی را بیاموزند اما در مدارسمان اثری از این آموزش‌ها نیست. باید با نشاط و شادابی تحصیل کنند اما بیشتر شاهد خمودگی و روزمرگی هستیم.
لازم است تا همه کسانی که در امر آموزش دخیل هستند برای تغییرات و اصلاحات بنیادین در نظام آموزشی متحد شوند. سنگ بنای فرهنگ و دانش یک جامعه مدرسه است و اگر نتوانیم انسان‌های با اخلاق، ماهر و اجتماعی را از مدرسه به جامعه معرفی کنیم آن‌وقت هیچ نسخه توسعه‌ای برای جامعه شفابخش نخواهد بود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

روز دانش آموز و تشکیلات دانش آموزی

منتشرشده در دانش آموز

آرمان اجتماعی معلمان ایرانی

زندگی بدون هدف و مشخص ساختن مسیرهایی جهت رسیدن بدانها ، ارزش و معنایی ندارد. تنها در اسارت شکم بی هنر پیچ پیچ ماندن ، هویت ، ماهیت و اصالت افراد و شغل آنها را خدشه دار می سازد. تا جایی که در ناکجا آبادِ تصورش ، به دنبال ارزش و منزلت برباد رفته و یا اصلا ایجاد نشده ، برای خود می گردد. انتخاب این مسیرها گاه با هوشیاری و درایت خانواده و خود فرد ممکن می گردد و گاه از سوی جامعه با حاکمیت عدالت و گاه با تحمیل نابرابری ، ممکن می گردد.

در تعریف آرمان اجتماعی گفته می شود : ارزش های مشترکی که هر جمع و جامعه ای برای رسیدن به آنها تلاش می کند ، آرمان اجتماعی آن جمع یا جامعه نامیده می شود.آرمان اجتماعی مشخص می کند که چه کارهایی و چگونه ، باید در جامعه انجام شود.در هر جامعه آرمان اجتماعی یعنی تصوری از یک نظم فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و..... که بیشتر مردم آن را مرجع تنظیم رفتار خویش می شناسند.
سئوال اصلی این است که آیا ما معلمان از این نظم فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی برخورداریم و یا توازن آن توسط نظام اقتصادی افسارگسیخته درهم کوبیده شده است و ناهنجاری های بسیاری را بر آن تحمیل نموده است ، واقعیت های تلخی چون خط فقر ، اختلاس و رشوه و قاچاق کالا و ...

آرمان اجتماعی برای هر دو گروه یعنی معلمان و وزارتخانه و یا نیروهای ستادی باید تعریفی مشخص و مناسب و حتی هماهنگی داشته باشد. ارزش های مشترک معلمان چیست و همۀ معلمان آنها را به طور متمایز می شناسند؟ و یا ارزش های مشترک وزارت آموزش و پرورش با تمامی زیر مجموعه اداری خود چیست ؟ آیا مشخص و شفاف هست؟ یا هر دو گروه در تفکیک و تفهیم خواسته ها دچار خبط مطلب اند؟ یا آنچه که برای طی امتداد مسیر خود تعیین کرده اند مسلما همان مفهوم ارزش است و ضدارزش خوانده نمی شود؟ آیا ما وحدت رویه در پیمایش مسیر خطیر خود یعنی تعلیم و تربیت داریم ؟

برای درک بیشتر موضوع به تعریف ارزش نگاهی بیندازیم : آرمان اجتماعی معلمان ایرانی ، فقط نالیدن از فقر اقتصادی نیست

تعریف ارزش : در زندگی گروهی ، امور خاصی برای همه یا بیشتر افراد گروه مهم تلقی می شود، آنها از تحقق این امور احساس خشنودی می کنند و حاضرند برای تحقق آنها حتی گاهی جان خویش را به خطر بیندازند. توهین به این امور مهم با جلوگیری از تحقق آنها موجب ناراحتی و واکنش افراد گروه می شود. به این امور که برای گروه اهمیت دارد ، ارزش های گروه گفته می شود.

 عدم توجه مسئولین ازمنه های گوناگون به حل همۀ این ناتوانی ها و یا کاستی ها و ماندگاری و رسوب مفاهیم ذکر شده ، از معلمان چهره ای ناسپاس ، غُرلند ، تنبل، کم سواد و... به جا گذاشته است  برای تعیین آرمان اجتماعی خود یعنی ارزش های مشترک معلمان ، ابتدا باید دید ما آنها را می شناسیم و سپس باید مشخص ساخت که برای رسیدن به آنها هر کدام از ما معلمان چه کارهایی انجام داده و یا می دهیم؟ ما چنین کلیدواژه های برای با هم بودن داریم ؟

واقعیت مسأله آن که در استضعاف مالی نگه داشته شدن معلمان ، باعث گردیده است تا بسیاری از آنان تمامی همّ و غم خود را برای نالیدن و یا به اصطلاح برخی غُر زدن برای تأمین زندگی بدانند. اما تأمین مالی تنها یکی از اهداف زندگی است . پاسخگویی به یک خواسته و بُعدی از زندگی برای رسیدن به هدفی که هر فرد شاغل با تلاش خود انتظار رسیدن بدان را دارد. شاید آنچه که باعث گردیده است معلمان جامعه از ارزشمندی مورد انتظار خود و یا دیگران نسبت به خود برخوردار نگردند، دقت نکردن و یا ارائه ندادن تعریف درستی از اصطلاحات و واژگان مربوط به خودشان است.

ما معلمان تنها قشری هستیم که از دولتِ خود مطالباتی به تعویق افتاده داریم و شدت ناراحتی ، عصبانیت و ناتوانی مان در ترجیح یا تعمیق مفاهیم ، برای مان دشواری هایی ایجاد کرده است. حقیقت مطلب آن که همۀ ما آرمان اجتماعی مشخصی برای خود نداریم و ارزش های مشترک ما در غِلاف پایین بودن میزان حقوق ، ناپیدا و گم گردیده است.

آنچه که باعث می گردد تا روز به روز ارزش گذاری ها برای من معلم در کلاس درس ، در خانواده ، در کوی و برزن ، در دیدگاه کارشناسان و افراد خاص و عام ، بی مقدار و سطحی گردد ، اختلاط همین نکته است. تعریف معلم فقط عدم تأمین مالی ، قرار گرفتن زیر خط فقر ، ناتوانی در برآورد سازی نیازهای حیاتی اعم از خوراک و پوشاک و مسکن و بهداشت و...... نیست. اما عدم توجه مسئولین ازمنه های گوناگون به حل همۀ این ناتوانی ها و یا کاستی ها و ماندگاری و رسوب مفاهیم ذکر شده ، از معلمان چهره ای ناسپاس ، غُرلند ، تنبل، کم سواد و... به جا گذاشته است.

ما امور خاصی را که مهم تلقی می شود یعنی ارزش هایی همچون تولید دانش و آموزش آن ، تربیت ذهن و باور و شخصیت کودکان و نوجوانان را فراموش کرده ایم یا نمی خواهیم بدانها بیندیشیم . امروز تحقق اموری که باعث شود تا ما احساس خشنودی کنیم کم رنگ و یا حذف گردیده است.

امروز معلمان ،کمتر از موفقیت دانش آموزان خود خرسند و راضی اند ، چون در گرداب چیزی اسیرند که آن را تنها ارزش زندگی خود می دانند و تصور می کنند که همه چیزشان اعم از سواد و معلومات و تجربه و مهارت شان در حد لبریز شدن است و تنها اکسیر معجزه آسایی که خوشبختی آنان را تکمیل خواهد کرد افزایش حقوق است. شاید برای همین به حرکت هایی ناهمگن ، کم اثر و یا بی نتیجه ای چون تجمعات و اعتراضات و اخیرا تحصنی که هیچ نتیجه ای در برنداشت ، روی می آورند، چون تلاشی نامطمئن و محافظه کارانه ای بود.

آرمان اجتماعی معلمان ایرانی

والدین مسئولیت شناس ،اصولا در قبال هر نوع خطای کودکان برای متنبه شدن او مقاومت می کنند و سعی می کنند بر احساسات عشق به فرزندی خود غالب شوند تا مبادا با تسلیم و یا کوتاه آمدن خود ، تربیت فرزند خویش را از دست بدهند.

وزارت آموزش و پرورش یا دولت هم در قبال هر نوع صدای اعتراض آمیز معلمان دست به مقاومت می زند اما نه برای تربیت معلمان که به دلیل بی اعتنایی نسبت به جایگاه معلمان در جامعه و حق و حقوق آنان. آنان به این نتیجه رسیده اند که اعتراض معلمان هیچ نوع خللی در امر آموزش و سیاست و امنیت کشور به وجود نمی آورد لذا در کمال خرسندی اجازه می دهند تا معلمان درون خود را از مجموعه خشم های فروخوردۀ ناشی از بی عدالتی نسبت به خودشان ، خالی کنند. معلمان بدین طریق به نوعی احساس رضایتمندی می رسند خصوصا وقتی که حمایتِ لبِ گودِ پهلوانیِ دیگر همکاران خود را با تحسین و تمجید دریافت می کنند. ما معلمان ارزش های مشترک جمع خود را نمی شناسیم و یا گم کرده ایم و یا دفن کرده ایم و وزارت آموزش و پرورش در این میان هم مقصر است و هم خرسند.

اصلی که امروز برای گروهی از معلمان ارزش نامیده می شود و جهت رسیدن به هدف آن را آرمان اجتماعی خود محسوب می کنند اعتراض کردن است. سئوال من این است در یک جامعۀ سالم که مدعی است عدالت اجتماعی در آن موج می زند و حقوق مدنی و شهروندی افراد در آن محترم شمرده می شود، چرا قشری هر دائم برای رسیدن به اهداف خود باید اعتراض نمایند؟ آیا این نشانۀ بیماری و نبود حقوق اجتماعی برابر اقشار گوناگون در جامعه نیست؟ آلارمِ دردمندی ، هشداری مناسب برای درمان و بهبود نیست؟ جامعه ای که هر دائم در تب 40 درجه شعله ور است ، جامعه ای سالم نیست.

آرمان اجتماعی معلمان ایرانی

ما برای رسیدن به کدام ارزش های مشترک ، تلاش می کنیم و یا کدام ارزش های مشترک ، آرمان اجتماعی ماست ؟

خیلی از مشاغل تنها به دنبال نفع مادی خود هستند و حتی اساتید دانشگاه ها در برهه های مختلف زمانی ، به خرید و فروش زمین و اتومبیل و..... به عنوان ترجیحی برتر برای تأمین نفع مالی بیشتر پرداخته اند . اما این نقیصۀ بزرگی برای من معلم یا استاد دانشگاه است که از اصلی ترین وظایف خود یعنی ترویج دانایی و آگاهی غافل شویم. وزارت آموزش و پرورش به عنوان متولی تمامی معلمان و کارکنان خود نیز باید از روزمرگی بدون هویت و تنظیم قوانین و قواعد بازدارنده و یا باری به هر جهت ، دست شسته و آرمانهایی متعالی برای طی طریق در مسیر پیش رو داشته باشد

در هیچ نوشته ای از بزرگان کشور اعم از ادیب و فرهیخته ، ناله ای برای فقر خویش ندیده ایم در حالی که خیلی از آنان از بِستر فقر برخاسته اند.چون آنان ممتازند، متمایزند ، ملبس به ارزش هایی والا و برترند، متعهد در قبال افراد نادان و جاهل جامعه اند، ارزش هایی که آنان را از سایرین مجزا نموده است خودخواهی و یا اندیشیدن و پیگیری نفع مادی صِرف نبوده است، آنان به دنبال نجات بشریت از هر نوع زشتی و پلشتی و ظلم بوده اند. آنان هم خودشان ارزشمند بودند و هم در تولید ارزش های مشترک بیشتر ، تلاشی بی امان داشته اند. همان چهره هایی که علم تولید کرده اند ، ادبیات و شعر را امانتی جاویدان به نسل های امروزی سپرده اند و در جریدۀ عالم نام خود را ثبت کرده اند. نام بردن از برخی از آنان و فراموش نمودن برخی دیگر، اخلاقا ناتوانی نویسنده محسوب می شود. اما از بین سریالها و فیلم هایی که از این بزرگان دیده ایم به فیلمی از زندگی نامه مادام کوری که الگوی دوران نوجوانی ام در ورود حتمی به دانشگاه بود، پاستور، ادیسون، و در داخل کشور سریال هایی همچون امیرکبیر، بوعلی سینا، شهریار و... همگی شخصیت های علمی – ادبی بوده اند که برای اعتلای بشریت تلاش کرده اند نه خوردن نان.

ما حتی از ارزشی به نام معرفی و شناخت و شناساندن این چهره ها نیز غافلیم. هر دبیر و معلمی در حیطۀ دانش و یا کلاس و صد البته محتوای کتب درسی خود ، وظیفه دارد تا از آنان سخن بگوید و زندگی نامۀ آنان را به دانش آموزانی که نیازمند الگویی مناسبند ، بازگوید.

در واقع امروز ما معلمان با قلمداد کردن چیزی که ارزش محسوب نمی شود و فقط تلاشی برای رفع نیازهای حیاتی و مادی ماست ، ارزش های واقعی را گم کرده ایم.

دانش آموزان ما چون در سنین الگوجویی برای مسیر زندگی شان ، الگویی مناسب از چهره های ایرانی و یا جهان ندارند و نمی شناسند در وادی مدرسه گم گشته اند. بی هویت و بی شناسنامه شده اند. اگر ما معلمان خود در پیمایش مسیر چنین سردرگمیم وای به حال ناتوانی و کم تجربگی دانش آموزان ما.

آرمان اجتماعی معلمان ایرانی

آری !

دانش آموزان ما امروز شناختی از الگوهای ممتاز جامعه و جهان ندارند لذا ره گم کرده اند و ملبس به داده های کم ارزش بیگانه شده اند.
اگر دقت کنید ما نه ارزش های مشترکی برای با هم بودن داریم و نه تلاشی برای رسیدن به آنها داریم. ما معلمان بد تفسیر شده ایم و بدجوری به ناکجا آباد از هم گسیختگی و بی ارادگی کشانده شده ایم. یا وزارت آموزش و پرورش باید ما را از این گم گشتگی برهاند و یا خود ما معلمان باید آستین بازیابی خویشتن خویش را بالا زنیم. ما معلمان در ناتوانی اقتصادی تحمیلی که احتمالا عمدی هم در آن باشد خودمان را و مسیرمان را فراموش کرده ایم.

آرمان اجتماعی معلمان ایرانی

امروز در یک بیدار باش تاریخی و ارزشی ، ما معلمان می توانیم اعتلا یابیم و یا مکمل باشیم ، این منوط به نگرش و عملکرد ما دارد. روزمرگی و تدریس برای گذران زندگی و یا ضمن آن یاری رساندن به خلق ارزش های جدید و پاسداشت ارزش های زیربنای فرهنگی و انتقال آنها به نسل بعدی. اگر محتوای کتب درسی برای شناساندن تولیدکنندگان علم و دانش ، کافی است هیچ ، و گر نه من و شمای معلم باید چهره ها را برای آنها بشناسانیم و مسیر رفتۀ آنان را بازگویی کنیم تا شاید فردی از بین آنها توان ، قابلیت و یا شایستگی چهره شدن را داشته باشد. ما باید حداقل امکانات را با استفاده از توان اثرگذاری کلام خود برای آنان فراهم سازیم.

آرمان اجتماعی مشخص می کند که چه کارهایی و چگونه ، باید در جامعه انجام شود. ما معلمان اگر ارزش های مشترک و آرمان اجتماعی مشخصی داشته باشیم قادر خواهیم بود به منزلت و اهمیت واقعی خود در جامعه دست یابیم .

وزارت آموزش و پرورش به عنوان متولی تمامی معلمان و کارکنان خود نیز باید از روزمرگی بدون هویت و تنظیم قوانین و قواعد بازدارنده و یا باری به هر جهت ، دست شسته و آرمانهایی متعالی برای طی طریق در مسیر پیش رو داشته باشد. آموزش و پرورش با کپی افکار وزرای سابق و رونویسی از افکار و برنامه های آنان ، هدایتگری مناسب و شایسته برای معلمان و دانش آموزان کشور نیست. تحول فرهنگی - ارزشی برای هر دو یعنی معلم و وزیر ، لازم و ضروری است. نگاه بسته و صِرف مادی به معلم ، تمامی ارزشها را از بین می برد. نگاه به آموزش و پرورش با تغییر دیدگاه عوامل آن باید فرهنگ سازی شود. الفبای فرهنگ سازی انجام تغییرات مفاهیم و تعاریف عناصر است . سهم ما در تولید فرهنگ و ادب و هنر کشور و جهان تعریف مشخصی ندارد. من معلم تا حال چقدر در تولید فرهنگ و ارزش ، موفق بوده ام؟

آرمان اجتماعی معلمان ایرانی

آرمان اجتماعی معلمان ایرانی ، فقط نالیدن از فقر اقتصادی نیست.

این تحمیلی ناخواسته از سوی سیاست گذاران برای معلم امروز و دیروز است. پس ضمن اندیشیدن به این معضل جهت رهایی ، اجازه ندهیم تا کارکرد اصلی مان در تجمیع و پیوند افراد جامعه به ارزش هایی والا ، فراموش گردد.

اگر امروز من معلم هوشیاری خود برای اصلی ترین ارزش و تار و پود شغلی ام را از دست بدهم دیگر چیزی از معلمی در جامعه باقی نخواهد ماند. هر پرچمی برای استواری خویش در قبال باد و طوفان ، نیازمند ستونی محکم و ریشه دار است. ما معلمان باید ستونی مستحکم برای فرهنگ و ادب کشور خود باشیم با مطالعه و کسب آگاهی و انتقال آن به دانش آموزان .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آرمان اجتماعی معلمان ایرانی

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور