
بهجرئت میتوان گفت که تهیه خبر و خبرنگاری از مشاغل بسیار سخت در شرایط کنونی کشور است چراکه مشکلات و معضلات و کاستیها موجود و وجدان بیدار خبرنگاران مستقل، آزاد و دلواپس را به واکنش وا میدارد و نگاه تیزبینانه و جست و جوگرانه خبرنگار همچون عقاب تیزبین بر فراز بلندی که مترصد شکار لحظههاست و از سویی خود در تیررس شکارچیان است اهمیت و سختی این شغل را دوچندان میکند.
خبرنگاران آزاد و مستقل وجدان بیدار دردهای خفته در دل جامعه هستند و فریاد، دردهای بیصدا هستند و از اینجهت زخمهای پیکان تیز را به جان میخرند و در مقابل سیاهیها روشنی هدیه میکنند. خبرنگاری در عرصه عمومی مشکلات خاص خود را دارد و اگر تخصصی و برای قشر تحصیلکرده و بالأخص معلمان باشد علیالقاعده ریزهکاری و دقت نظر و فراست خاصی را میطلبد.
قلمزدن در حوزه رسانهای که قریب 15 میلیون مخاطب دارد و انعکاس خبرها در این حوزه و آنهم بدون پشتوانه مالی عشق والا وهمت بلندی میطلبد که در توان هرکسی نیست و بررسی رسانههای مستقل در حوزه آموزش و پرورش بر این گفته صحه میگذارد که دوام و پایداری با شمار مخاطبان و سلیقههای رنگارنگ سیاسی و نظریات متعارض کاری بس دشوار است و دوام آوری عشق خدمت میطلبد و بس.
در حوزه تعلیم و تربیت از دو سو خبرنگار باید مراقب باشد ؛ مخاطب و منتقد و دستگاههایی باقدرت و پشتوانه قانونی و در این عرصه خبرنگار میماند و برهوتی از پشتوانه قانونی و حملاتی سهمگین دوجانبه که تابآوری گاو نر میخواهد و پیرکهن.

صدای معلم از معدود رسانههایی است که در طی چند سالی که بنده آن را دنبال میکنم بدون حب و بغض و فارغ از گرایشهای سیاسی، مسائل و معضلات نظام تعلیم و تربیت را رصد و نمایه میکند و با حساسیتهای خاص خود مطالبات، خبرها ، دیدگاهها و نظرات فرهنگیان، دانش آموزان واولیاء را در معرض دید مسئولان و برنامهریزان قرار میدهد؛ و این دوسویه بودن رسانهای تعاملی را ایجاد نموده که بهجرئت میتوان اذعان کرد که رسانه تخصصی صدای معلم با جمع نویسندگان فرهیخته و هوشیار از سراسر کشور منبعی باز بهعنوان چشم و گوش بینا و شنوای ملی در راستای کمک به اهداف تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش گام برداشته است و در این راه برای ایفای حق و احقاق حق مدیر محترم صدای معلم و نویسندگان بهکرات مورد بیمهری و شکایات متعدد قرارگرفته است که خوانندگان صدای معلم در جریان وقایع هستند و اگر پای درد و دل ایشان بنشینی گفتی بسیار دارد اما استوار و ثابتقدم در جهت اعتلای نظام آموزش و پرورش قلم می زند و از بحرانها عبور میکند.
بنابرآنچه عرض شد لازم است که مسئولان امر در عرصه تعلیم و تربیت دیدگاههای منتقدانه، پرسشگرانه و خیرخواهانه این رسانه را که از بطن جامعه فرهنگی و خط مقدم تعلیم وتربیت در این سیستم بسته و متمرکز در گستره ملی بازگو و نمایه میشود مورد التفات قرار داده و برخوردهای متعصبانه، التقاطی و متحجرانه را کنار گذاشته و این رسانه را دوست و همقدم در راستای دستیابی به اهداف عالی تعلیم و تربیت بدانند و قدردان زحمات باشند.
بنده بهعنوان عضو کوچکی از جامعه فرهنگی تلاشهای بیوقفه مدیر محترم صدای معلم جناب پور سلیمان را ارج مینهم و روز خبرنگار را خدمت ایشان تبریک عرض میکنم و بر خود لازم دیدم علیرغم محدودیت ایجادشده برای اینجانب، این مرقوم را به رشته تحریر درآورم ؛ انشا الله که مدیر محترم صدای معلم همیشه پایدار و تندرست باشند و توفیق روزافزون را از خدای متعال برای ایشان خواستارم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سرپرست محترم وزارت آموزش و پرورش جناب آقای حسینی در اظهار نظری فرموده اند : " معتقدم اصلاح جهت گیری ها را باید با اصلاح نام ها شروع کنیم از این رو باید نام وزارت آموزش و پرورش تغییر کند . چرا که طبق آیات قرآن تربیت مقدم بر تعلیم است . همچنین نام سازمان آموزش و پرورش استثنایی به سازمان تعلیم و تربیت با نیازهای ویژه تغییر کند ".
برای نخستین بار که این جملات را از زبان سرپرست وزارت آموزش و پرورش شنیدم تصور کردم که یا خبر درست مخابره نشده یا شاید ایشان منظور دیگری داشتند و نتوانستند منظور خود را به مخاطبان درست منتقل کنند ! اما پس از چند روز بازنشر این خبر بدون تکذیب آن از سوی سرپرست محترم وزارت باعث شد که یقین کنم جناب حسینی این عبارات را گفته و بدان باور هم دارد !
من یک پیشنهاد برای جناب آقای حسینی دارم و آن اینکه برای سنجش درستی این راهبرد خود آن را در معرض داوری فرهنگیان کشور بگذارند تا نظر آنان را نیز که صاحب صلاحیت ترین افراد درباره این دیدگاه هستند بشنوند .
به نوبه خود داوری ام را در این باره خدمت ایشان عرض می کنم .

بیان این سخنان از سوی جناب آقای حسینی دقیقا نشان دهنده غلبه ی گفتمان فرمالیسم و پوپولیسم بر این وزارتخانه ی بی سر و سامان است ، وزارتخانه ای که پس از چهار دهه، شعار دادن ، وعده دادن ، قشری گری ، ظاهربینی و فرمالیسم در آن حرف اول و آخر را می زند بدون آنکه به نتایج و عواقب این نوع برنامه ها و ایده ها اندیشیده شود !
آیا همکاران فرهنگی نباید از مسئولان وزارتخانه پرسش کنند که به واقع مشکل درماندگی آموزش و پرورش ، نام آن بود ؟!
آیا انحطاط تعلیم و تربیت و مدارس ما و وضعیت معیشت و زندگی معلمان ما از نام آن شروع یا نشات گرفته است ؟!
اتفاقا نام گذاری این وزارتخانه بسیار خردمندانه و هوشمندانه بوده است ، چرا که اولا دو واژه ی کاملا فارسی برای آن انتخاب شده که برای این وزارتخانه دارای اهمیت است ثانیا نام آن آهنگین و موزون برگزیده شده ، بدین معنی که گرچه به درستی تربیت بر تعلیم مقدم است ولی فکر و زبان شاعرانه و هنرمندانه ایرانی برای بیان این عبارت به جای عنوان وزارت پرورش و آموزش ، عنوان "وزارت آموزش و پرورش " را نیکو دیده و پسندیده است ولی این بدین معنا نبوده و نیست که تربیت در درجه دوم اهمیت قرار گرفته باشد ، بلکه فقط در بیان آهنگین آن ضرورت دیده که بدین شکل ترکیب سازی کند . اصولا جناب آقای حسینی می دانند که این رویه ها هستند که نظام تعلیم و تربیت را ساماندهی و راهبری می کنند نه نام و عنوان ها . مگر تاکنون اگر رویه ای برای اجرای راهبرد تربیت و سپس تعلیم طراحی شده ، دارای مانعی با عنوان " وزارت آموزش و سپس پرورش " بوده است ؟!
همچنین جناب آقای حسینی عمل به همین تنها برنامه شما ، می تواند هزینه ی هنگفتی برای وزارتخانه ای بتراشد که در پرداخت مطالبات چندین و چندساله ی پرسنل مظلوم و محرومش درمانده است ! آیا به راستی به هزینه ی سخنانی که می گوییم اندیشیده ایم ؟!
آیا در پایان دهه ی نود خورشیدی چنین وزارتخانه ی مهم و آینده سازی باید همچنان در اسارت فرمالیسم باشد ؟!
انتظار می رود که مسئولان و تصمیم گیران پس از سالها و دهه ها آزمون و خطا ، با رجوع و ارزیابی از گذشته و تجربیات بس گران سنگ ، راهبردهای خردمندانه ، راه گشا و به دور از شعارگرایی و ظاهرگرایی اتخاذ کنند تا بیش از این نظام تعلیم و تربیت به قهقرا و انحطاط سقوط نکند .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

به گزارش معاونت روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت آموزش و پرورش، سید جواد حسینی در این پیام تاکید کرد: مردم به عنوان ذی نفعان اصلی فعالیت خبرنگاران همواره بر اهمیت پرسشگری و اطلاع رسانی خبرنگاران واقف هستند و انتظار ادامه این راه و تحمل سختی های پیش رو از آنان دارند.
متن پیام سرپرست وزارت آموزش و پرورش به شرح زیر است:
جهان امروز بدون نگاه تیزبین، عمیق و صادق خبرنگاران به مسایل جامعه قادر به شناسایی مشکلات و رفع آنها نیست. خبرنگاران در این مسیر مشکلات فراوانی را برای اثبات خیرخواهی و نیک اندیشی راهی که انتخاب کرده اند، تحمل می کنند و مردم به عنوان ذی نفعان اصلی فعالیت آنان همواره بر اهمیت پرسشگری و اطلاع رسانی خبرنگاران واقف هستند و انتظار ادامه این راه و تحمل سختی های پیش رو از آنان دارند.
بی شک آگاهی بخشی خبرنگاران از نخستین روزهای انتشار اولین روزنامه در ایران و تاکنون؛ نقش بی بدیلی در مسیر توسعه یافتگی کشور عزیزمان ایران داشته است و هر زمانی که در این سرزمین، بر فعالیت خبرنگاران و رسانه ها ارج نهاده شده و خبر و اطلاع رسانی در جامعه سرعت بیشتری داشته است، روند توسعه یافتگی و آگاهی جامعه افزایش یافته است و با حضور به موقع خبرنگاران شاهد بهبود عملکردها، مدیریت بهتر منابع و نظارت دقیق تر بر امور بوده ایم و دست فرصت طلبان و سودجویان از بیت المال و منابع عمومی کوتاهتر شده است.
به همین دلیل روز خبرنگار را فرصت مغتنمی می دانم تا با گرامیداشت یاد و خاطره پیشکسوتان حوزه اطلاع رسانی و خبر؛ از خبرنگاران، گزارشگران، عکاسکان و همه اهالی رسانه که با تلاش در اطلاع رسانی در صدد افزایش آگاهی بخشی جامعه هستند، تشکر و قدردانی کنم و این روز را به همه شما عزیزان تبریک بگویم.
پایان پیام/
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست نقد و بررسی عملکرد مدیریت آموزش و پرورش در دولت های یازدهم و دوازدهم در مجتمع آموزشی نبی اکرم ( ص ) برگزار گردید .
در این نشست حاجی بابایی پس از سخنرانی به پرسش های حاضران پاسخ داد .
اکثریت پرسش ها حول مسائل و مشکلات شخصی و در حوزه های اقتصادی و معیشتی مانند افزایش حقوق ، احکام کارگزینی ، بیمه تکمیلی ، قدرت خرید معلمان و... بود .
تنها یک پرسش در مورد سند 2030 مطرح شد .
« صدای معلم » با زحمت توانست پرسش های خود را مطرح کند .
در این قسمت ، پرسش و پاسخ مدیر صدای معلم و رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس دهم منتشر می گردد .

پرتال وزارت آموزش و پرورش را که نگاه می کنی خبری از خبرنگار و تنها روزش نیست .
انبوهی از اخبار و گزارش ها که اگر واقعا این ها درست باشند چرا خروجی ها آن را تایید نمی کنند ؟
اگر واقعا مدیران ما این قدر فعال ، برنامه ریز و آینده نگر هستند پس چرا روزمرگی در همه اجزاء سیستم حاکم شده است و کم تر کسی را پیدا می کنی که از وضعیت موجود راضی باشد .
سیدجواد حسینی هم که در ابتدا بخشنامه ممنوعیت شکایت از رسانه ها را ممنوع اعلام کرد و البته حرکت خوب و قابل دفاعی بود اما به نظر می رسد که نگرانی اش در مورد معرفی اش به عنوان وزیر آموزش و پرورش وقتی را برای فکر کردن در مورد این موضوع و نوشتن چند کلمه و یا سطر برای تبریک روز خبرنگار از او ستانده است .

هر چند مدیرانی که من در آموزش و پرورش می شناسم به تناسب اوضاع تغییر جهت و خط می دهند و اکثرا اعتقادی به رسانه های مستقل ندارند .
دیروز سه شنبه 15 مرداد رئیس دانشگاه فرهنگیان نشست خبری با خبرنگاران داشت .
بیش از 30 درصد سخنان آقای خنیفر به خبرنگار و جایگاه آن اختصاص داشت اما در این نشست و در میان آن همه خبرنگار غیر از من و آقای خنیفر کسی اشاره ای به این روز و جایگاه خبرنگار نکرد .
خبرگزاری تسنیم یک گزارش بلند بالا از این نشست تهیه کرده اما گویا فراموش کرده است حتی به کلمه خبرنگار هم اشاره ای نماید .
اگر خبرنگاران هم در این روز نخواهند مشکلات خود را طرح کنند پس چه زمانی باید جایگاه حرفه ای خویش را بازیابی کنند ؟
آیا غیر از این است که حرمت امام زاده را متولی نگاه می دارد و هر کسی در این جامعه خودش باید جایگاه تعریف کرده و از آن نگاه داری و مواظبت کند .
به نظر می رسد سایه شوم روزمرگی و از خودبیگانگی نه فقط بر پودمان نظام آموزشی که بر پیکره رکن چهارم دموکراسی نیز سایه افکنده بی آن که خودشان خبردار باشند و در پی یافتن چاره ای.
در نشست " بزم اندیشه " که با حضور عادل پیغامی معاون پژوهشی دانشگاه امام صادق برگزار شد و حاشیه هایی نیز به همراه داشت ( این جا ) ؛ زمانی که نوبت من برای طرح پرسش بود آقای باقری از کارمندان سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی سخنان مرا در نهایت بی ادبی قطع کرد و گفت که ایشان خبرنگار است .
برای من صحبت ایشان واقعا گنگ و غیرقابل فهم بود .
شاید این فوبیای خبرنگاری و ترسی که بسیاری از مدیران آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها از رسانه و خبرنگار دارند بی دلیل نباشد و قطعا در یک زمینه و یا کانتکست اجتماعی رخ داده است .
رسانه زوایای تاریک و مبهم برخی پدیده ها و افراد غیرشفاف را در اتاق شیشه ای قرار می دهد و یا زاویه و شدت نور را افزایش می دهد و این باب طبع بسیاری از مدیران و حتی افراد عادی جامعه هم نیست .
بسیاری از مردم هنوز تصور درست و جامعی در مورد حوزه شخصی و حوزه عمومی ندارند و مرز میان این دو را واقعا تشخیص نمی دهند . سیدجواد حسینی هم که در ابتدا بخشنامه ممنوعیت شکایت از رسانه ها را ممنوع اعلام کرد و البته حرکت خوب و قابل دفاعی بود اما به نظر می رسد که نگرانی اش در مورد معرفی اش به عنوان وزیر آموزش و پرورش وقتی را برای فکر کردن در مورد این موضوع و نوشتن چند کلمه و یا سطر برای تبریک روز خبرنگار از او ستانده است !
چندی پیش صدای معلم گزارشی را در مورد اداره آموزش و پرورش منطقه 9 منتشر می کند . ( این جا )
محسنی نسب مدیر منطقه از من دعوت می کند تا نشستی با او داشته باشم .
او در مورد گزارش صحبت می کند .
به این مدیر می گویم که پاسخ و شفاف سازی در مورد امور منطقه بر عهده روابط عمومی یک سازمان است .
قرار نیست هر گزارش و یا خبری که در رسانه منتشر می شود بابت آن ، مدیر رسانه با مدیران نشست بگذارد .
7 مرداد کارگاه آموزش خبرنگاری پانا ویژه دانشآموزان دختر متوسطه اول در محل اتاق شورای اداره آموزش و پرورش منطقه 9 برگزار می گردد . ( این جا )
مدیر آموزش و پرورش منطقه 9 خبرنگاری را حوزه ای حساس، تاثیر گذار و البته چالشی معرفی کرده و دانشآموزان را نسبت به رعایت نکات حقوقی خبرنگاری آگاه می کند .

برای من جای پرسش است که آقای محسنی نسب با کدام سوابق رسانه ای و یا سواد رسانه ای برای دانش آموزان رهنمود می دهد ؟
و یا مهران اصل معاون پرورشی و تربیت بدنی منطقه 9، با حضور در این جلسه رعایت عدل و انصاف در خبرنگاری را لازمه این حوزه حساس دانسته و بر لزوم توجه به ساحتهای ششگانه سند تحول بنیادین تأکید می کند .
برای من جای پرسش است که در کجای سند تحول بنیادین و ساحت های شش گانه آن به خبرنگاری و یا جایگاه رسانه پرداخته شده است ؟
این نمونه و یا شمایی از وضعیت موجود در پایتخت است .
تکلیف حدود 800 منطقه و یا ناحیه آموزشی کشور به ویژه مناطق محروم نیز از قبل مشخص است .
برخی از مدیران آموزش و پرورش وقتی انتقادی از آن ها می شود و حوزه پوششی آن خبر وسعت می گیرد نخستین پرسشی که مطرح می کنند این است که چرا رسانه اول این موضوع را با آن ها مطرح نکرده است ؟
بسیاری از مدیران آموزش و پرورش رسانه را با روابط عمومی اشتباهی گرفته اند و یا آن را عنصری مزاحم و دست و پاگیر می پندارند .
وظیفه و کارکرد رسانه انعکاس منطقی و جامع موضوع است . وظیفه مدیران هم پاسخ گویی .
واضح است که اگر مشکل را با هر مدیری در میان بگذاری اکثریت آن را تکذیب می کنند و سعی می کنند اوضاع را کاملا مطلوب و بی عیب و نقص جلوه دهند .
دوستی تعریف می کرد که خبری را منتشر کردیم .
مدیر مربوطه آن را تکذیب کرد .
سپس فایل صوتی را بارگذاری کردیم .
مدیر مربوطه به جای پاسخ گویی گفت که از طریق نرم افزار ، صداسازی کرده اند .
این دوست خبرنگار هم با طعنه گفته بود که اگر من این کارها را بلد بودم دیگر این جا چه می کردم . الان باید در هالیوود بودم !
شبکه های اجتماعی فرصت خوبی را در اختیار همه شهروندان برای انعکاس اخبار و رویدادها گذاشته اند اما به علت فقدان سواد رسانه ای این وضعیت کارکرد معکوس پیدا کرده است .
هر کسی فرضا در اینستاگرام پیجی درست کرده و یا در تلگرم گروه و یا کانالی زده و خودش را خبرنگار تصور کرده است .
نتیجه چنین وضعیتی گسترش فضای بی اعتمادی ، شایعه ، خشونت کلامی و حتی بیزاری از فضای رسانه ای شده است .
رسانه اگر با توجه به کارکردی که دارد درست و منطقی به کار گرفته شود می تواند روند بلوغ عاطفی و اجتماعی در جامعه توسعه نایافته ما را تسریع بخشد هر چند فعلا چنین چشم اندازی مشاهده نمی شود .
تنها راه حلی هم که به ذهن برنامه ریزان و سیاست گذاران می رسد پاک کردن مساله به جای حل آن است .
مدیریت رسانه شناسنامه دار در جامعه ای مانند ایران که تفکر انتقادی اعراب و یا جایگاهی در نظام آموزشی و سایر حوزه ها ندارد به ویژه زمانی که بخواهی مستقل باشی و حرفه ای عمل کنی بسیار دشوار و با استرس فراوان همراه است .
در جامعه ای که افراد عادت به گفت و گوی انتقادی ندارند و زبان غالب نیش و کنایه است و به جای صرف چند دقیقه و یا چند ساعت برای یافتن " حس مشترک " ترجیح می دهند که ساعت ها و روزها و هفته ها در پله ها و راهروهای دادگاه ها بالا و پایین بروند و سرانجام هم به نقطه شروع می رسند صحبت کردن از رسانه و کارکردهای آن شاید یک شوخی باشد .
آقای سرپرست !
روزخبرنگار و رسانه بر شما و مدیران تان مبارک .