گروه تشکل ها/
صدور احکام حقوقی دانشجو معلمان و عملکرد ابهام آمیز و پرسش برانگیز مسئولان وزارت آموزش و پرورش در مورد حذف افزایش حقوق و سکوت آنان موجب اعتراض دانشجو معلمان گردیده است . ( این جا )
« جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی » در نامه ای که به تازگی خطاب به رئیس دیوان محاسبات کشور نوشته به این وضعیت واکنش نشان داده است . ( این جا )
« علی اللهیار ترکمن » معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش روز گذشته در پاسخ به انتقادات وسیع دانشجو معلمان به احکام حقوقی صادر شده اعلام کرد :
" این افراد حقوق دوران کارورزی خود را میگیرند و حقوق رسمی برایشان برقرار نیست. دانشجو معلمها نیز در حال تحصیل هستند و کارمند رسمی نیستند بنابراین حقوقی که برایشان مقرر میشود بر اساس قانون متعهدین خدمت است. مصوبهای که آمده افزایش حقوق ۴۰۰ هزار تومانی را به این گروهها تسری نمیدهد . "
« صدای معلم » ضمن انعکاس این مشکل مهم دانشجو معلمان نوشت :
"برخی دانشجو معلمان در مراجعه به دایره کارگزینی و اعتراض به این وضعیت پاسخ می شنوند که در احکام صادره اشتباه شده است .
بنا بر جزء یک بند " ی " تبصره 12 ماده واحده قانون بودجه سال 97 کشور ، دانشجو معلمان به عنوان نیروی کشوری و کارمند دولت می باید شامل افزایش 000 / 000 / 4 ریالی و ضریب افزایش 10 درصدی نسبت به سال 97 شوند .
همچنین بنا بر تصویب نامه هیات وزیران به شماره 8724 / ت 051485 به تاریخ 31 / 1 / 98 و بندهای دوم و ششم آن ، حداقل افزایش حقوق برای کارمندان دولت نباید از مبلغ 000 / 400 / 4 کم تر باشد .
بر این اساس احکام صادره برای دانشجو معلمان خلاف این قانون می باشد و موارد رعایت نشده است .
هر چند اظهارات حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان در نشست خبری اخیر مبنی بر این که «افزایش حقوق دانشجو معلمان و درصدی که مشخص شده است، انجام شده ولی احکام ایراداتی دارد که باید اصلاح شود » بر ابهامات و نگرانی های دانشجو معلمان افزوده است .
پرسش صدای معلم آن است که آیا دیواری کوتاه تر از " دانشجو معلمان " پیدا نمی شود ؟
پرسش این است که چرا باید این گونه تبعیض ها در حق این " قشر ضعیف " اعمال شود و صدای دانشجو معلمان هم به جایی نرسد .
آیا این معلمان با این برخوردها قرار است در آینده با چه انگیزه ای در کلاس حضور پیدا کنند ؟
بهتر است برخی از مسئولان که دائما و در تربیون های مختلف از جایگاه و مرتبه والای دانشگاه فرهنگیان سخن می گویند نیم نگاهی هم به وضعیت دانشجو معلمان و اعتبارات و بودجه این دانشگاه هم داشته باشند ."
احتمالاً شنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۸ « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش، میهمان ایران کوچک و شهرستان طالقان میباشد تا از نزدیک بر اوضاع و احوالات آموزش و پرورش استان البرز نظارت عینی داشته باشد.
با تمام انتقادات به جا و بعضا نابجایی که بر وزیر وارد است، وی در تلاش است تا در حد توان تیم خویش اوضاع نابه سامان آموزش و پرورش کشور را بهبود بخشد. هفته پیش شاهد انتقادات عریان دکتر وقفچی نماینده زنجان از شخص وزیر در خصوص چرایی و نحوه انتصابات حوزه ستادی و متقابلاً جواب تلویحی وزیر بودیم.
بدواً امیدوارم وزیر آموزش و پرورش با درایت خویش بتواند از ظرفیت و پتانسیل فراکسیون فرهنگیان مجلس و همچنین فشار روز افزون فعالین مدنی و صنفی و فشار از پایین در جهت تسریع در حل و فصل مشکلات جاری آموزش و پرورش بهره کافی و وافی را ببرد.
یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که تصمیمات راهبردی و استراتژیک آموزش و پرورش را نه وزیر، بلکه شورای عالی آموزش و پرورش اتخاذ میکند و عملاً وزیر اغلب مجری این تصمیمات ظاهراً دلسوزانه و کارشناسی میباشد.
بخش عمدهای از مشکلات آموزش و پرورش مربوط به معیشت و منزلت زیر رادیکال و به تاراج رفته فرهنگیان کشور میباشد.
از وزیر محترم انتظار میرود با تمام توان و با لابیگری در کابینه، استفاده از فشار از پایین اعتراضات معلمان و همچنین ظرفیت فراکسیون فرهنگیان مجلس، امسال تمهیدات لازم برای اجرایی شدن تمام و کمال نظام رتبهبندی فرهنگیان را به کار ببندد.
همچنین از شدت و حدت دستاندازی و دخالت عوامل بیرونی و تریبونهای بیمسئولیت در تخفیف ساحت آموزش و پرورش و تحقیر معلمان بکاهد و از امنیتی کردن فعالیتهای صنفی در چارچوب قانون اساسی توسط سایر نهادهای مسئول و غیر مسئول تا حد امکان جلوگیری نماید.
انتظار می رود وزیر با جدیت تمام پیگیر طرح مدرسه محوری بوده و از ساحت مدارس شاد دفاع کند و از توطئهای که با انتشار هدفدار و سازمان یافتهی چند کلیب نازل در هفته معلم به منظور تخریب سیمای فرهنگیان و به حاشیه بردن اعتراضات مدنی آنها صورت گرفت نهراسد و با روی گشاده و عزمی راسختر از کیان و حیثیت مجموعه دفاع نماید.
انتظار می رود وزیر قدمهای مستحکمی در برقراری عدالت آموزشی و همچنین اجرای اصل به گروگان گرفته شده ۱۵ برداشته و منشور حقوق شهروندی را عملا پاس داشته و محترم شمارد.
مشکلات آموزش و پرورش ایران کوچک
ضمن خوشآمد به وزیر محترم
همانطور که مستحضرید استان تازه تأسیس البرز قدمتش به یک دهه هم نمیرسد، لذا تمهیدات و ظرفیتهای لازمه استان شدن در اکثر حوزهها عملا صورت نگرفته است.
در حوزه آموزش و پرورش به دلیل سیل روز افزون مهاجرت به ایران کوچک مشکلات دو چندان بوده و نیازمند تمهیدات ویژه برای برونرفت از وضعیت نابه سامان فعلی است.
تراکم بیش از حد کلاسها، فقدان تجهیزات لازم به ویژه در هنرستانها، کمبود شدید نیروی انسانی انرژیک و ماهر، فقدان سرانه دانشآموزی، بحران کاغذ، فقدان ارتباط مؤثر بین بخش خصوصی مولد و کارخانجات استان با بدنه آموزش و پرورش و البته هنرستانها، شکاف عمیق فقر و غنا در کرج، استیلای آموزش و پرورش طبقاتی و... گوشههایی از مشکلات عینی آموزش و پرورش استان البرز میباشد.
دو اردوگاه مهم استان؛ شهید بهشتی کردان و آیتاله طالقانی میناوند طالقان با ۲۷ هکتار مساحت وضعیت مطلوبی ندارند و متأسفانه از ۱۷ هکتار زمین اردوگاه شهید بهشتی تنها ۸۰۰۰ متر در اختیار آموزش و پرورش بوده و الباقی آن توسط نهادهای دیگر تصاحب و چپاول شده است.
همچنین مجموعه مغازههای شرافت واقع در خیابان طالقانی بلاتکلیف بوده و مهمتر آن که املاک میلیاردی در جهانشهر، عظیمیه، برغان، جاده چالوس، طالقان و... که سرمایههای بالقوه آموزش و پرورش هستند بلااستفاده میباشند.
نکته آخر این که:
"مديران آموزش و پرورش کشوری و استانی عمدتا از استقلال فكر و عمل برخوردار نيستند؛ آنها متناسب با نقش و جايگاهی كه در هرم قدرت دارند، رفتار میكنند "
و به قول دکتر احد نویدی متأسفانه سندرم آیشمن در وزارت آموزش و پرورش در حال جاری و ساری شدن میباشد.
امید است آخرین امیدهای اصلاح و اعتلای آموزش و پرورش در دولت تدبیر و امید بیش از این پرپر نگردد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش - اصفهان - نرگس کارگری /
در همایش سالانه تشکل های فرهنگیان انقلابی استان اصفهان به مناسبت بزرگداشت مقام معلم که با محوریت جامعه اسلامی فرهنگیان ، جمعیت اسلامی فرهنگیان عدالتخواه ، کانون تربیت اسلامی ، کانون فرهنگیان فرهیخته و محفل نور فرهنگیان و به دعوت شورای هماهنگی تشکل های انقلابی ، در دبیرستان امام محمد باقر (ع) استان اصفهان برگزار گردید ، « حمید رضا حاجی بابایی » ایراد سخنرانی نمود.
در بخش پیشین سخنان عاملیان ، مدیرکل اسبق آموزش و پرورش استان اصفهان و پس از آن حمیدرضا حاجی بابایی نماینده مجلس و رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس منتشر گردید .
در حاشیه نشست ؛ « صدای معلم » پرسش هایی را با حاجی بابایی مطرح کرد که در قالب گفت و گو تقدیم شما می گردد .
یکی از اقدامات مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش در دوره دوم دولت اصلاحات ، حذف معاونت پرورشی و امور تربیتی آموزش و پرورش بود. زمانی که از او درباره چرایی و علت حذف آن سوال شد به تحقیقات و پژوهشهایی که تیم او انجام داده بود استناد کرد و در مقابل منتقدان حذف امور تربیتی گفت:
«حذف معاونت پرورشی بر اساس پژوهشهایی علمی صورت گرفته است».
حاجی تاکید کرد: «حذف معاونت پرورشی مبتنی بر بیش از 10 گزارش تحقیقاتی بود که در آموزش و پرورش مستند است در حقیقت من یافتههای انجام شده را به اجرا گذاشتم؛ مواردی که قبلا تصمیمگیری شده ولی اجرا نشده بود.»
به محض خزان دوره اصلاحات و آغاز بهار دوره دولت احمدینژاد ، معاونت پرورشی آموزش و پرورش با چاشنی احساسی و شتابزدگی احیا شد. به این ترتیب در سال 1384 مجلس با استناد به گزارش مرکز پژوهش های مجلس طرح احیای امور پرورشی را در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس تصویب و معاونت پرورشی آموزش و پرورش با اندکی تغییر در عنوان و وظایف در سال 1385 احیا شد و به دنبال آن اولین کنفرانس ملی آموزش امور تربیتی کشور (6 تا 8 اسفند 1386) با هزینهای سنگین و در دوران ماه عسل درآمدهای نفتی کشور برگزار شد.
اما حاجی به طرفداران و احیاکنندگان امور تربیتی یک توصیه داشت:
«با توجه به اینکه تصمیمگیری قبلی برای حذف معاونت پرورشی در آموزش و پرورش مبتنی بر پژوهشهای علمی بود، احیای دوباره آن نیز باید به اتکای پژوهشهای علمی انجام شود».
بعد از گذر سالها که از زنده کردن امور تربیتی و پرورشی آموزش و پرورش سپری میشود و با نگاهی به ذهنیت و وضعیت تربیتی دانشآموزان و آسیبهای احتماعی که دامنگیر دانش آموزان میشود و با در نظر داشتن اهداف موردنظر و همین طور تیزنگاهی به ورود سرزده ساسی مانکن به مدارس که اخیرا در شبکه های اجتماعی انعکاس یافت شاید بتوانیم به برداشت و قضاوتی درباره اینکه امور تربیتی و معاونت پرورشی با عوامل و دوایر و ستادهای مربوطه و برنامههای اجراییاش کارایی لازم را داشته و تا چه اندازه بر دانش آموزان تاثیرگذار بوده و برونداد ملموس و مصداق بارزی از این الگو داشته و اینکه تا چه اندازه حق به جانب حاجی بوده است برسیم. ینها سوالات و چالشهایی است که پیش روی ماست و نیاز است بدون تعصب نگاهی دوباره به پشت سر خود و مسیر طی شده بیاندازیم و در روش ها و برنامههای خود تجدیدنظر کنیم و با در نظر گرفتن نیازهای روز دانشآموزان متدها و شیوههایمان را بازبینی و به روز کرده و فراگیران را به مهارت های قرن 21 تجهیز کنیم .
اما نکته مهم این است که ما برای پرورش و بار آوردن یک دانش آموز ایرانی با الگوها و ارزشهای اسلامی و با معیارهای ایدئولوژیکی نظام و به تعبیر سند تحول بنیادین رساندن او به «حیات طیبه» کم نگذاشتهایم و با دست و دلبازی هزینهها و خرجهای گزافی کردهایم و امکانات نرمافزاری و سختافزاری زیادی را صرف آنها کردهایم:
- ستادها و دوایر رنگارنگ دینی و مذهبی در مدارس و ادارات راه انداختهایم؛ از ستاد اقامه نماز گرفته تا ستاد همکاری حوزههای علمیه و آموزش و پرورش.
- از پستهای کلیدی و حساس آموزش و پرورش به روحانیون به عنوان امانتداران نظام سپردهایم تا خدای نکرده نامحرمان، اغیار و دشمنان نابه کار در آموزش و پرورش نفوذ و اخلال ایجاد نکرده و در برنامهها و کتابهای درسی دست نبرند. آنها را حتی به داخل مدارس دعوت کردهایم تا خود مستقیما خمیرمایه شخصیت دانش آموزان را به سلیقه خود شکل داده و ابتکار عمل را بدست بگیرند و دانش آموزان را آن طور که میخواهند تربیت کرده و با ارزش های اسلامی آشنا سازند.
- گزینشهای آن چنانی راه انداختهایم و تعهد را به زعم خود در سرلوحه امور قرار داده ایم تا اغیار و آنهایی که افکار ناصواب در سر دارند به این سیستم مقدس وارد نشوند، مخصوصا در انتخاب وزیر و تیمش کمال دقت را مبذول کردهایم.
- راهیان نور راه انداختهایم تا دانش آموزان عملا با ارزشهای دفاع مقدس آشنا شده و با رشادتهای رزمندگان مانوس شوند و حداقل متوجه این نکته باشند که امنیت و حفظ تمامیت ارضی کشور به چه قیمت گرانبهایی برای کشور به دست آمده است.
- نهادها و سازمانهای مذهبی دولتی طویلی با بودجههای کلان ایجاد کردهایم و امکانات زیادی به این نهادهای مذهبی و ایدئولوژیکی اختصاص داده و کنگره ها و کنفرانس های مذهبی ملی و بین المللی زیادی برگزار کردهایم. قربانی کردن چند مدیر که کلیپ شادی دانشآموزانشان رسانه ای شده تبعیض و ظلم آشکار است. و شاید این اقدام وضعیت را بدتر کند و به لجاجت بیشتر دانش آموزان منجر شود .
- معلمان و استادان ارزشی تربیت و به آنها بورسیه اعطا کردهایم تا به زعم خود ارزشهای انقلاب و دستاوردهای نظام را توسط آنها حفظ کنیم.
- از دوره پیش دبستانی روسری و مقنعه سر دخترهایمان کردهایم و آنها را برای 12 سال از جنس مخالف خود جدا کردهایم تا شرعیات را تا حد افراطی رعایت کرده باشیم.
- سند 2030 را برای همیشه کنار گذاشتیم تا مبادا دانشآموزان ذرهای به سمت ارزشهای غربی تمایل پیدا کنند.
- کلاسهای موسیقی در مدارس را تعطیل کردهایم و هنوز از نشان دادن آلات موسیقی در صدا و سیما طفره میرویم تا مبادا بچههایمان گمراه شوند.
- تقریبا تمام مدارس را مجهز به نمازخانه کردهایم و مسابقات قرآن، اذان، مداحی و مرثیه خوانی راه انداختهایم و برای نمازخوانان، قرآنخوانان و حافظان قرآن و برندگان این مسابقات امتیازات و جوایز ویژه در نظر گرفته و آنها را بر صدر می نشانیم.
- در مدارس مراسم نوحه خوانی و سینه زنی و زنجیرزنی اجرا می کنیم تا دانش آموزان با آیینها و شعائر اسلامی-شیعی آشنا شوند و در زندگی خود ائمه را الگو قرار دهند. حتی در ماه رمضان از ساعات درسی کم و مواقعی برگزاری امتحانات را تعطیل میکنیم تا دانش آموزان بیشتر از فیوضات این ماه بهره ببرند.
- آیات قرآن و احادیث را در لابه لای کتابهای درسی گنجاندهایم تا دانش آموز متوجه باشد که قرآن راهنمای عمل هر مسلمانی است و همیشه باید خوانده و عمل شود. سالهاست در برنامه امتحانات، دروس معارف و قرآن را قبل از همه امتحانات در اولویت و در بالای برنامه درج و برگزار می کنیم تا اهمیت آنها را القا کرده باشیم.
- حتی کتابهای درسی زبان خارجی را از عناصر غربی خالی کردهایم و در ابتدای هر بخش کتاب، آیات قرآن درج کردهایم تا جلوی تهاجم فرهنگی را گرفته باشیم.
- به حد کافی بخشنامه و شیوهنامه به مدارس ارسال کرده ایم تا آنها را از اجرای مراسمی که با شئونات اسلامی همخوانی ندارند برخذر داریم. آیا مغزهای کوچک قدرت ایجاد تغییر در دانش آموزان را دارند یا باید دنبال مغزهای بزرگ بگردیم؟
و....
القصه تقریبا تمام روزنهها را مسدود کردهایم و حتی سوپاپ کوچکی هم تعبیه نکردهایم.
اما سوال اساسی این است که با این همه دبدبه و کبکبه و بریز و بپاش چه طور شد که ما بازی را به امثال ساسی مانکن یا تتلو باختیم!
شاید ما شناخت درستی از نیازهای اساسی دانش آموزان در زمان حاضر نداریم و شاید مربیان در کار خود سواد و تخصص لازم را ندارند و یا شاید تاکید افراطی بر چیزی که خیلی مهم و حیاتی میانگاریم نتیجه معکوس یه دست میدهد.
آیا ما مسیر را اشتباهی رفتهایم یا اصلا اتفاق خاصی نیافتاده و اگر داستان آهنگ «جنتلمن» به شبکه های اجتماعی راه پیدا نمیکرد آب از آب تکان نمیخورد.
شاید دانش آموزان با توجه به سرشت و فطرت و نیازها و اقتضای سنی خود به رقص و پایکوبی میپردازند حالا هر آهنگی که باشد!
شاید اگر آموزش را مانند رستم دستان آنقدر با کلاهخود، سپر، خفتان و لباس رزم و تزیینات جورواجور و عجیب و غریب سنگین نمیکردیم و قدرت تحرک را از او نمی گرفتیم با کوچکترین تکان ساسی مانکن نقش زمین نمیشد.
عجیب تر اینکه اندکی شادی و پایکوبی دانش آموزان که به نوعی حق طبیعی آنهاست آنقدر وزیر را دستپاچه کرد و با تکان مختصری که بر صندلی وزارت او داد ناشیانه فتوا صادر کرد:
«تنها کاری که می تواند دانشآموزان را از خطرات نجات دهد خواندن نماز در مدارس است.» حتی صحبت از ورود پلیس به قضیه کرد. رقص و شادی دانشآموزان یکی از نمایندگان را هم از کوره به در کرد به طوری که خواستار برکناری و مجازات مدیران مدارسی شد که کلیپشان به شبکه های احتماعی راه یافته بود.
ناگفته پیداست که هیچ کدام از اینها را نمی توان راه حل در نظر گرفت و حتی نحوه برخورد مسئولین هم با این مساله جای سوال داشت. چرا که چه دوست داشته باشیم و چه تقبیح کنیم دانش آموزان در اردوها و فرصت هایی که به بدست میدهد و حتی داخل کلاس به رقص و پایکوبی و شادی میپردازند. اما قربانی کردن چند مدیر که کلیپ شادی دانشآموزانشان رسانه ای شده تبعیض و ظلم آشکار است. و شاید این اقدام وضعیت را بدتر کند و به لجاجت بیشتر دانش آموزان منجر شود.
اگر هم دنبال مقصری در این ماجرا می گردیم باید مقصر اصلی را در جای دیگری جست و جو کنیم. اما قبل از هر اقدامی ضروری است اندکی روی این سوالات تامل کنیم:
آیا ما در تربیت دانشآموزان بر اساس الگوی دلخواه نظام شکست خوردهایم؟ آیا دانش آموزان مذهبزده شدهاند و دین و مذهب و شرعیات جذابیت خود را برای آنها از دست داده است یا ما در برابر آنها کم آورده ایم و اشکال در معرفان و مربیان و روشها و متدهای مستقیم ما نهفته است؟ آیا این مسیری که آموزش و پروش در پیش گرفته مسیری درست است و ما را به مقصد و غایت نهایی که مدنظرمان است میرساند یا همچنان در جلد و پوسته و حرف راکد ماندهایم و شادابسازی مدارس و خلق محیطی خوشایند و جذاب برای دانش آموزان در مدرسه تنها در رنگ کردن دیوار و سنگ خلاصه شده است؟ آیا متولیان و معرفی کنندگان و متخصصان و کارشناسان تربیت دینی و مذهبی ازسواد و دانش کافی و بروز برخوردار هستند و حرف و عمل آنها با هم همخوانی دارد یا اعتماد به آنها کم رنگ شده است؟ آیا مغزهای کوچک قدرت ایجاد تغییر در دانش آموزان را دارند یا باید دنبال مغزهای بزرگ بگردیم؟
آیا زمان آن فرا نرسیده است که آموزش و پرورش تکلیفش را با ایدئولوژی روشن کند؟
اینها سوالات و چالشهایی است که پیش روی ماست و نیاز است بدون تعصب نگاهی دوباره به پشت سر خود و مسیر طی شده بیاندازیم و در روش ها و برنامههای خود تجدیدنظر کنیم و با در نظر گرفتن نیازهای روز دانشآموزان متدها و شیوههایمان را بازبینی و به روز کرده و فراگیران را به مهارت های قرن 21 تجهیز کنیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه تشکل ها/
صدور احکام حقوقی دانشجو معلمان و عملکرد ابهام آمیز و پرسش برانگیز مسئولان وزارت آموزش و پرورش در مورد حذف افزایش حقوق و سکوت آنان موجب اعتراض دانشجو معلمان گردیده است . ( این جا )
« جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی » در نامه ای که خطاب به رئیس دیوان محاسبات کشور نوشته و برای صدای معلم ارسال نموده است به این وضعیت واکنش نشان داده است .
این چند وقت نگاه های مختلف به شوی چند مدیر یا معاون مدرسه که نقل محفل فضای مجازی و اهل قلم و غیره شده است به شدت افکار جامعه را مشوش کرده است .
قصد نداشتم دراین مورد خاص دست به قلم شوم، اما وقتی تصویر غیرموجه خواننده را در پیج طرفدارانش دیدم و پیامک های آنان را خواندم که این مدت باعث شده روی هر کلیپی صدای این آقا را صداگذاری کنند بر آن شدم تا بنویسم.
از طرفی مطالعه دیدگاه ها، نقدها و بررسی های اکثر صاحب نظران و اهل قلم، مرا به این سمت سوق داد که نتیجه بگیرم برخی از ما و نه همه ،به شدت ملت توجیه گری هستیم.
لذا معتقدم این شو نه قابل دفاع است ،نه قابل قیاس با خلاف های بزرگتر چون اختلاس و....نه بزرگنمایی، نه گنجاندن در صف مطالبات به حق فرهنگیان و نتیجه گیری های تعصبی و نه مظلوم نمایی.
سالهاست که فرهنگیان مطالبات به حقی دارند از جمله :
بهبود وضعیت معیشت
حقوق مکفی
بیمه کارآمد
حق برخورداری از محیط فیزیکی جوان و نه فرسوده
اداره مدرسه با بودجه مکفی
برداشتن فاصله بین مدارس دولتی و خصوصی
مبارزه با مافیای کنکور
حق برخورداری از پایگاه ارزشی
که متاسفانه
در لابه لای نامهربانی های سهوی و یا عمدی و نگاه های مصرفی به جامعه فرهنگیان پایمال شده است،
رهبری نیز در دیدار با فرهنگیان در اردیبهشت ماه ۹۶ و ۹۷ بر درستی برخی از اولویت های این مطالبات صحه گذاشته اند ؛ چنانچه فرمودند : "وظیفه ی مهمّ همهی ما این است که منزلت معلّم را در جامعه معرّفی کنیم؛ این کار نشده؛ منزلت معلّم، جایگاه معلّم، آنجوری که این حقیر به آن اعتقاد دارم و آن را حس می کنم و لمس می کنم، در جامعه جا نیفتاده.
مسئلهی معیشت البتّه مهم است ،شکّی نیست، امّا مسئلهی منزلت معلّم، اگر از مسئلهی معیشت مهمتر نباشد، قطعاً کمتر نیست.
با صِرف گفتن انجام نمیگیرد، کار لازم دارد.
باید جا بیفتد در ذهن جامعه که معلّم یک مرجع است، دستگاه آموزش و پرورش یکی از معدود دستگاههای درجهی یک در پیشرفت کشور و نیازهای کشور است؛ ما نمی توانیم به آموزش و پرورش مثل یک ادارهی معمولی در ردیف ادارات دیگر نگاه کنیم؛ اینجا مسئلهاش، مسئلهی ویژه است."
حال روی سخنم با مجریان عمدی یا سهوی شو ساسی در برخی مدارس است.
همکار محترم با راه اندازی این شو پیامتان چیست؟
اگر دنبال شاد سازی مدرسه وبچه ها هستید از راهش وارد شوید !
شاید گنجاندن واحدی به نام موسیقی در محتوای درسی تقاضای موجهی باشد.
شاید استفاده از موسیقی های منطقه ای، ملی، رقص های سنتی، و منطقه ای، هم آوایی حافظ و مولانا و...در صفوف صبحگاهی بسیار موجه تر باشد تا محتوای این دست ترانه ها ؛ لذا قدرت تفکیک مسائل در این مواقع ضروری است و باید بصیر باشیم.
خوب می دانید و می دانیم از بلندگوی قانونی مدرسه در لباس مسئول ،قانون شکنی توجیهی ندارد ؛ مثل کرورکرور قانون شکنی های دیگر نهادها در لباسهای متفاوت بزرگ و کوچک که توجیهی ندارند.
پس پشت بچه های مردم به بهانه مطالبه نیاز بچه ها به شادی و پایکوبی پنهان نشوید!
شاید بیشتر این کودکان و نوجوانانی که شما آن ها را رقصاندید، بارها و بارها در محافل غیر از مدرسه تجربه رقص وپایکوبی را داشته اند و دارند، ملودی های بسیاری از ساسی های مختلفی را حفظند، و همچنین بخشی از جامعه که همه ما جزیی از آن هستیم،شاید هم برعکس عده ای با این مسائل غریبه بوده باشند و مقید.
اما مدرسه این موضوع را برنمی تابد و خوب می دانید ، از بلندگوی مدرسه، تریبون مدرسه، شما نمی توانید دی جی ساسی و امثالهم باشید.
به زعم من این اعمال که دست آویز خیلی ها شده محکوم است.
هرگز اخلاقیات وارسته جامعه بزرگ فرهنگی، دلسوزی ها، مادرانه مادری کردن برای بچه ها و پدر بودن برایشان، با این اعمال سبک سرانه و کوته بینانه و سطحی رنگ نمی بازد.
جامعه فرهنگی همچنان بر سریر اخلاق و وجدان کاری تکیه زده است.
پس امانت دار حرمت ها باشید که حرمت امامزاده با متولی آن است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
اینجا کلاس درس است با وزیری در میان!
به جز وزیر نگاه کسی به دوربین نیست.
نگاهشان به "فرمانده" پشت دوربین است که از آنها می خواهد دستانشان را بالا ببرند.
در چهره ها لبخند گمشده است. تنها کسی که لبخند ملیحانه بر لبانش جاری است "وزیر" است.
به عمق نگاه معصوم این کودکان خوب خیره شوید. چهره آنها ترجمان محرومیت نسل های فرومانده این سرزمین است.
این کلاس بی رنگ و رو، این کلاس بی میز و نیمکت، و این چهره های مبهوت، فریاد خاموش بی عدالتی، تبعیض و محرومیت عریان میهن ماست.
کانال جنبش عدم خشونت