صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
چهارشنبه, 17 مهر 1398 15:26

کمک هزینه ازدواج ۹۴

آذربایجان غربی

منتشرشده در نامه های دریافتی

لزوم تحول در به روز رسانی مدارس و جایگاه کارآفرینی در آموزش و پرورش ایران

روند و سیر شتابان تحولات و تغییرات وسیع اجتماعی و اقتصادی در جوامع مختلف می‌طلبد که آموزش‌های مدارس نیز متناسب با نیازهای جامعه به روزرسانی شود.
به همین دلیل آموزش محفوظات بی‌خاصیت و کم‌اثر باید به آموزش مهارت‌های زندگی و اجتماعی و توانمندسازی افراد در مدارس تغییر کند.
اما سیستم آموزشی فرسوده، ناکارآمد، خلاقیت‌کُش و نامتناسب با نیازهای حال و آینده جامعه توان تحقق چنین امر خطیری را ندارد.
در سیر این تغییرات، مدارس کشور ما نیز باید به مراکز توانمندسازی کودکان و نوجوانان تبدیل شوند، به «سازمان‌های یادگیرنده»، که در این نوشتار کوتاه از آنها با عنوان «مدرسه نوآور و کارآفرین» نام برده شده است.

منتقدان و متخصصان علوم تربیتی، اجتماعی و اقتصادی معتقدند آن‌ چه مدارس ما آموزش نمی‌دهند دقیقاً آن چیزهایی است که فرزندان ما در آینده سخت به آنها نیازمندند.
مدرسه باید بتواند دانش‌آموزان را برای زندگی فردی و اجتماعی پیش‌رو آماده کند، یعنی آینده دانش‌آموزان را بسازد.در این چشم‌انداز، «آینده» از آن ملتی است که بتواند کودکان خود را توانمند و مجهز به مهارت‌های لازم برای زندگی فردی و اجتماعی تربیت نماید.از جمله مهم‌ترین این تغییرات می‌توان به دنیای تجارت و تغییر اقتصاد اشاره کرد که الگوهای جدید تجاری را به وجود می‌آورند.
به عنوان مثال یکی از مهم‌ترین این تغییرات، «کارآفرینی» است.
یک سوم اروپایی‌ها و نیمی از آمریکایی‌ها و چینی‌ها دوست دارند کارآفرین شوند.
در ایران نیز به مرور فرهنگ کارآفرینی در حال رشد است. گرچه افراد زیادی هنوز با مبانی کارآفرینی به خوبی آشنا نیستند و مدارس ما نیز چنین مهارت‌هایی را به دانش‌آموزان خود آموزش نمی‌دهند.
از طرفی، میل به «کارآفرینی» در فرهنگ ما نیز وجود ندارد، چرا که همیشه کارمند شدن راحت‌تر از آن است که خودتان کسب و کاری راه بیندازید. اما بدانید این وضعیت در حال تغییر است.
اقتصاد جدید در حال تغییر دادن دنیای کسب و کار است و الگوهای جدید تجاری و نوآوری‌های سریع را به همراه می‌آورد و کار مستقل، اقتصاد مشارکتی و شغل‌های متعدد طی عمر حرفه‌ای ویژگی‌های ماندگار صحنه زندگی اقتصادی آینده خواهد بود.
هم مردم و هم شرکت‌ها باید آماده باشند! همه چیز مدام در حال تغییر است. مدارس ما نیز باید بتوانند خود را با این تغییرات شتابان تطبیق دهند، در غیر این‌ صورت به سرعت از گردونه «توسعه» و «اهمیت» و «تأثیرگذاری» حذف می‌شوند.یکی از تغییراتی که باید مدارس ما خود را با آن تطبیق بدهند آن است که «کارآفرینی» را به دانش‌آموزان خود بیاموزند و آنها  را تشویق کنند تا در آینده برای خودشان کسب و کار راه بیندازند.

 

«مدرسه نوآور و کارآفرین» چگونه مدرسه‌ای است؟

«مدرسه نوآور و کارآفرین»، محیطی است برای آموختن مبانی کارآفرینی به کودکان همراه با تفریح و سرگرمی تحقیقات نشان داده احتمال این که کسانی که از کودکی با فوت و فن کارآفرینی آشنا می‌شوند در آینده کارآفرین بشوند، پنج برابر بیشتر از افراد آموزش ندیده است.«مدرسه نوآور و کارآفرین»، مدرسه‌ای است که کودکان در آن فوت و فن تجارت و کارآفرینی را یاد می‌گیرند و تشویق می‌شوند در آینده کسب و کار خودشان را راه بیندازند.در محیط این مدارس، کودکان در سنین ۵ تا ۱۸ سال، حین بازی و سرگرمی کارآفرینی را یادگرفته و تشویق می‌شوند برای خودشان کسب و کاری راه بیندازند.
آنها تجربه عملی از کارآفرینی هم به دست می‌آورند. می‌آموزند که پول و کالا چگونه در زندگی روزمره مبادله می‌شود و با مسائلی آشنا می‌شوند که کارآفرینان با آن روبه رو هستند. در این صورت احتمال اینکه این کودکان در آینده به سراغ کارآفرینی و راه‌اندازی کسب و کار مستقل بروند بسیار بیشتر از دیگر کودکان و نوجوانان آموزش ندیده است.
کودکان حین بازی، مهارت‌های کارِ گروهی و مهارت‌های ارتباطی را می‌آموزند و یاد می‌گیرند که پول چگونه در زندگی روزمره دست به دست می‌شود. متاسفانه این چیزها را در مدارس به آنها یاد نمی‌دهیم.به کارآفرینان نیز باید توصیه کرد که با مدارس همکاری نزدیک داشته و شریک خوبی برای مدارس باشند. چون مدارس می‌دانند که شیوه‌های آموزشی نیاز به تغییر دارد، اما نمی‌دانند چگونه این کار را انجام بدهند.

لزوم تحول در به روز رسانی مدارس و جایگاه کارآفرینی در آموزش و پرورش ایران

”دهکده کارآفرین“ موسوم به ”بیز استریت“ نمونه‌ موفقی از مدارس نوآور و کارآفرین در شهر «تارتو» دومین شهر بزرگ استونی است که کودکان را با مبانی کارآفرینی و تجارت آشنا می‌کند.( یورونیوز، ۱۱/۳/ ۲۰۱۷)

سخن پایانی:
ما در نظام آموزشی نوین خود نیازمند اتخاذ رویکردهای جدید زیر در آموزش به کودکان و نوجوانانمان هستیم: 

۱_ آموزش‌ خلاقیت‌محور و مهارت‌محور به جای آموزش محفوظات کم اثر یا بی‌خاصیت
۲_ مهارت ارتباط‌سازی موثر با محیط پیرامون خود
۳_ آشنایی با حقوق و وظایف اجتماعی
۴_ توانایی تفکر انتقادی

و در مجموع آموزش‌ها به گونه‌ای باید باشد که بچه‌ها بتوانند استعدادها و توانایی‌های خود را پیدا کنند و مدرسه محلی برای «تکامل شخصیت» و «شدن» آنها باشد، چرا که «جامعه توسعه‌یافته» و فرآیند «توسعه» نیازمند انسان‌های توانمند است تا این فرآیند به درستی تحقق یابد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

لزوم تحول در به روز رسانی مدارس و جایگاه کارآفرینی در آموزش و پرورش ایران

منتشرشده در یادداشت

مدارس کتاب درسی ندارند و بی تفاوتی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی  وقتی می خواهم درس بپرسم دانش آموزانی مضطرب می گویند درس نخوانده اند و وقتی علتش را می خواهم بدانم می گویند:
هنوز کتاب نداریم!
بعضی می گویند برویم کتاب را کپی کنیم یا از اینترنت بگیریم ولی تعدادی از ما یا به اینترنت دسترسی نداریم و بعضی هم گوشی نداریم .
بعضی معلمها برای بچه هایی که کتاب نداشته و نتوانسته اند درس بخوانند جریمه تعیین کرده اند. بعضی از مسئولین مدرسه هم می گویند قرار نیست در دو هفته دانشمند بشوید....
از طرف دیگر مسئولین مدرسه از رفتارهای معترضانه والدین که بعضا توام با پرخاش و گاها با حضور پلیس 110 همراه شده شکایت دارند.  
کتابفروشی ها نیز که در سالهای گذشته همراه با فروش کتب درسی، ملزومات آموزشی را می فروختند متضرر شده اند.
امروز هفدهمین روز هست که دانش آموزانی که تعدادشان کم هم نیست کتاب ندارند. پول کتاب را پرداخت کرده اند و والدین که خواهان بازپس گیری وجه پرداختی شده اند تا خود کتاب تهیه کنند، می شنوند که پول به حساب دولت واریز شده است.
مسئولین ذیربط که باعث این تشویش و اضطراب دانش آموز، والدین، معلمان و مسئولین مدرسه شده اند لطفا به جای سکوت و بی توجهی رسما عذرخواهی کنند.
وقتی مسئولین بالاتر نه تنها عذرخواهی نمی کنند بلکه با یکی دو پیام که کتاب تحویل داده شد و به زودی می رسد و .... جواب می دهند معلم هم سر کلاس دانش آموز را به دلیل نداشتن کتاب جریمه می کند و مسئول مدرسه هم می گوید قرار نیست دانشمند شوید.
تعلیم و تربیت را از خودمان آغاز کنیم.
با پذیرش خطا،
جبران آن
و
عذرخواهی از کسانی که با این نوع مدیریت لطمه مادی و عاطفی به آنها زده ایم.

مدارس کتاب درسی ندارند و بی تفاوتی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مدارس کتاب درسی ندارند و بی تفاوتی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

تفسیر وزیر آموزش و پرورش و رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش از کارکرد مدرسه

وزیر آموزش و پرورش در گردهمایی مدیران و روسای آموزش و پرورش مازندران می گوید: ( این جا )

تاکید و تلاش ویژه ما بر تعلیم و تربیت چند ساحتی است و سعی خواهیم کرد زیر نظام‌های 6 گانه را تحقق بخشیم.

 مدرسه به‌عنوان اصلی ترین رکن تعلیم و تربیت باید در نظر باشد و هر اتفاقی باید در مدرسه بیفتد اما تا امروز این امر، تحقق کامل نیافت.

 مهارت آموزی و ایجاد فرصت‌های شغلی یکی از برنامه‌های ما است و آموزش به گونه‌ای باشد که دانش آموزان باید در پایان 12 سال، بتوانند فرصت‌های شغلی برای خود ایجاد کنند.

اما رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ظاهرا نظر دیگری دارد. ( این جا )

ایشان ضمن بیان اینکه با مجمع الجزایری از نهادهای آموزشی مواجه هستیم، می گوید: بین آموزش و پرورش و آموزش عالی هماهنگی وجود ندارد و این دو نهاد بیشتر اسیر نظام اشتغال شده‌اند.

فرهاد کریمی در نشست تخصصی کنکور؛ چالش ها و راهبردها که در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد با بیان اینکه کارکرد نظام آموزشی یعنی آموزش و پرورش و دانشگاه به عنوان نهاد یکپارچه دچار اختلال شده است و ما با مجمع الجزایری از نهادهای آموزشی فرهنگی مواجه هستیم، تاکید می کند: نهاد آموزش در ایران با توجه به اینکه تاریخچه  طولانی دارد با ویژگی های جامعه ایرانی هماهنگ نبوده و از جامعه ایرانی برنخاسته است؛ بنابراین با یک نهاد قرضی مواجه هستیم که کارکردهای خود را ندارد.

وی در ادامه تصریح  می کند: از سوی دیگر، بین آموزش و پرورش و آموزش عالی هماهنگی وجود ندارد و این دو نهاد بیشتر اسیر نظام اشتغال شده اند؛ به طوری که سامانه اشتغال در کشور با توجه به اینکه دارای آسیب های متعدد است ظرفیت های خود را در حوزه تاثیرگذاری بر قشر متوسط از دست داد، در حالی که دانشگاه و آموزش باید نهاد شکل دهنده به سیاست های اشتغال باشند، وضعیت اشتغال و سیاست های آن موثر بر ظرفیت نهاد آموزشی واقع شده است.

پرسش « صدای معلم » این است که آیا تفسیر وزیر از کارکرد مدرسه ؛ در نظر گرفتن مدرسه به عنوان یک " نهاد اقتصادی " است ؟

رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ضمن انتقاد از این سیاست اما بر این باور است که مدرسه و دانشگاه باید سیاست های اشتغال را تعیین کنند.

تفسیر کدام مقام با کارکردهای نوین مدرسه هماهنگی و تجانس دارد ؟

آن چه مبرهن است این است که در آموزش نوین ، مدرسه نمی تواند نهاد مذهبی ، سیاسی و یا اقتصادی باشد .

پایان گزارش/


تفسیر وزیر آموزش و پرورش و رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش از کارکرد مدرسه

منتشرشده در گفت و شنود

حقوق زنان و ورود به ورزشگاه و نقدی بر کتاب جامعه شناسی در آموزش و پرورش

بالاخره ورزشگاه آزادی، در بازی تیم ملی فوتبال مردان ایران و کامبوج، میزبان  زنان فوتبال دوستی خواهد بود، که سالها مطالبه ورود به ورزشگاه داشته اند اما همواره با مخالفت روبه رو می شدند، تا امروز که با فشار های فدارسیون جهانی فوتبال ( فیفا)،زنان حق ورود به ورزشگاه،ان هم به صورت محدود یافتند. و متن کتاب درسی مدرسه ات هم این را ثابت می کند که مانند تمام سالهای گذشته اگر سکوت کنی ،و به دنبال حقوقت هرچند بدیهی نروی، آن وقت کم کم حق های دیگرت نادیده گرفته می شود و وقتی حق ها نادیده گرفته شود، توحذف می شوی ،حتی اگر نیمی از جمعیت کشور ایران، تو باشی.

اینکه چراز نان این سرزمین باید برای رسیدن به بدیهی ترین حقوق خود، سالها وقت و انرژی بگذارند ؟

اینکه چرا رسیدن به یک حق بدیهی، با پیگیری مطالبات عمومی صورت نمی گیرد و وجود فشاری خارج از مرزهای یک کشور سبب احقاق آن می شود ؟

اینکه چرا این پرسش در میان بعضی افراد مطرح می شود که_ آیا تمام دغدغه های یک زن ورزشگاه رفتن یا نرفتن است ؟و اصلاچه دردی درمان خواهد شد که این گونه پی گیر این مطالبه هستید؟

پاسخ به این چراها و هزاران چرای دیگر را می توانید در متن آمده در عکس زیر مشاهده کنید.

حقوق زنان و ورود به ورزشگاه و نقدی بر کتاب جامعه شناسی در آموزش و پرورش

لطفا عکس را دوباره بخوانید.

این نوشته از یک تجربه و خاطره مشترک بین نسلی حکایت دارد.

راوی این متن می گوید : با پدرش به ورزشگاه رفته است و هر آنچه دیده، روایت می کند .

اما چرا این متن می تواند مهم باشد و پاسخگوی پرسش های بیشمار در خصوص چرایی تلاش زنان برای رسیدن به مطالبات جمعی آنان؟

زیرا این متن بخشی از درس سوم کتاب جامعه شناسی پایه دوازدهم رشته ی انسانی ست  .

مولفین کتاب درسی که احتمالا کارشناسانی از حوزه علوم اجتماعی هستند، برای تعریف مبحث نظم اجتماعی ، از بی نظمی مشاهده شده توسط راوی خاطره ،کمک می گیرند.

اما قبل از انکه درس نظم اجتماعی آغاز شود ،مولفین کتاب ناخواسته واقعیت های دردناکی از جامعه را به دانش آموزان این مقطع تحصیلی نشان می دهند.

واقعیتی به نام حذف شدن.

کتاب درس جامعه شناسی ۳ مقطع متوسطه دوم با آگاهی به این موضوع که زنان اجازه ورود به ورزشگاه را ندارند به روایت این خاطره می پردازند، خاطره ای که راوی آن مطئنن نمی تواند یک دختر باشد.

اما کتاب این گونه القا می کند که من (پسر) و تو (دختر) نداریم، خاطره و تجربه ی من (پسر) خاطره و تجربه ی تو(دختر).

و باز یادآور می شودکه این تجربه ، تجربه خوبی نبود.

چون جز شلوغی و بی نظمی ، زباله و ناسزا در ورزشگاه، هیچ ندیدم و نشنیدم، پس به خانه برمی گردیم.

این متن حتی، حکم آخر را صادر می کند ،که حتی اگر حق ورود هم داشته باشید باز هم ورزشگاه نمی تواند جای مناسبی باشد برای حضور شما.

با توجه به متن کتاب درسی جامعه شناسی ۳ یک سوال مهم می توان مطرح کرد.

اینکه چرا زنان برای رسیدن به  حقوق خود از حق  ورود به ورزشگاه شروع کرده اند؟

شاید چون این حق ،از بدیهی ترین حقوق ها است.

و متن کتاب درسی مدرسه ات هم این را ثابت می کند که مانند تمام سالهای گذشته اگر سکوت کنی ،و به دنبال حقوقت هرچند بدیهی نروی، آن وقت کم کم حق های دیگرت نادیده گرفته می شود و وقتی حق ها نادیده گرفته شود، توحذف می شوی ،حتی اگر نیمی از جمعیت کشور ایران، تو باشی.

و وقتی حذف بشوی حق انتخاب نخواهی داشت و زندگی را تجربه نخواهی کرد و بعد خاطره ای نخواهی ساخت .

آن گاه به جای تو انتخاب می کنند، به جای تو زندگی می کنند ،به جای تو تجربه می کنند و به جای تو خاطره می سازند.

و تو تجربه ها و خاطره های آنان را مجبوری به تن کنی هر چند عاریه ای و بدقواره.

متن بالا برگرفته از کتاب جامعه شناسی۳ مقطع متوسطه دوم است ،کتابی که باید آینه تمام نمای  جامعه خود باشد و به راستی که آینه ی تمام قد و راستگویی  ست.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

حقوق زنان و ورود به ورزشگاه و نقدی بر کتاب جامعه شناسی در آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

 روز جهانی کودک و  ویژگی‌های پنج‌گانۀ کودکان از نگاه روسو

«تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمی‌شوید..»
عیسی مسيح (ع)

 ویژگی‌های پنج‌گانۀ کودکان از نگاه روسو

روسو می‌گوید: «ببینید بچه‌ها تا به دست ما بزرگ سال‌ها ضایع نشده‌اند، چه ویژگی‌های جالبی دارند!». سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را می‌شمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل می‌گفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمی‌شوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه دارند. امّا این پنچ ویژی اصلاً در ما بزرگ سال‌ها نیست.

1-  این که بچه‌ها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغ‌اش نمی روند.
 یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمی‌روند. و تا احتیاج‌اش برطرف شد، از آن چیز دست می‌کشد. امّا ما بزرگ‌سال‌ها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال می‌کنیم. بعد هم که احتیاج‌مان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.

2-  بچه‌ها در این‌جا و اکنون زندگی کردن است.
هیچ بچه‌ای در گذشته و آینده زندگی نمی‌کند. در این‌جا و اکنون زندگی می‌کند. امّا ما بزرگ سال‌ها در اینجا و اکنون زندگی نمی‌کنیم.

3- این که بچه‌ها تظاهر ندارند.
بچه اگر الآن خشم نشان می‌دهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگ‌سال‌ها گاهی دارد قند توی دل‌مان آب می‌شود، ولی، به تظاهر، خشم نشان می‌دهیم. این به خاطر مصلحت‌هایی است که در نظر می‌گیریم. مثلاً می‌دانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل می‌خواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند می‌زنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و.. از این بازی‌هایی که بلدیم در می‌آوریم. امّا بچّه‌ها این‌جور نیستند. بچّه‌ها اصلاً فیلم‌بازی نمی‌کنند. ما دائماً در حال فیلم‌ بازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر می‌رود. زبان‌مان چیزی می‌گوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچه‌ها ظاهر و باطن همین‌اند که هستند. تا از یک دوست‌اش بدش می‌آید، می‌گوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمی‌گوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفع‌ام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از پاک‌کن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینی‌ای داشت که من خیلی دوست داشتم..». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتی‌ام!»، واقعاً دیگر کینه‌ای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقت‌ها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقت‌ها هم با هم آشتی‌ایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمی اش بیشتر است. خب، این بازی‌ها در ما بزرگسال‌ها وجود دارد و در بچه‌ها نیست.4️⃣ بچه‌ها فاصلۀ بین احساسات عواطف‌شان خیلی کم است.

روز جهانی کودک و  ویژگی‌های پنج‌گانۀ کودکان از نگاه روسو
نمی‌دانم شما هیچ‌وقت توجّه کرده‌اید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشم‌هایش می‌سُرد پایین، هوز به گونه‌اش نرسیده، ازدیدنِ یک چیزِ خنده‌دار مي‌زند زیرِ خنده. امّا مثلاً ما اگر در جلسه‌ای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان می‌گوییم نباید به این سرعت شادی‌مان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. می‌ترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا می‌خندد..!». پس سعی می‌کنیم آهسته‌آهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم. چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچه‌ها این‌جور نیستند.5️⃣بچه‌ها خیلی گریه می‌کنند. ما بزرگ‌سال‌ها گریه کردن را زشت تلقّی می‌کنیم. نمی‌دانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت می‌آورد.
حالا اگر ازهمۀ حرف‌هایی که ممکن است راجع به این ویژگی‌ها گفته شود بگذریم، بالاخره ژان ژاک روسو می‌گفت: شما بزرگ‌سال‌ها کدام‌تان این‌جوری هستید؟ هیچ کدام‌مان نیستیم. بعد می‌گفت: چرا تا وقتی بچه بودید این‌گونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده اید این‌گونه نیستید؟

اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!

 گزیده‌ای از «مبانی معرفت‌شناسی و روش‌شناسی علوم‌انسانی»

کانال مصطفی ملکیان


روز جهانی کودک و  ویژگی‌های پنج‌گانۀ کودکان از نگاه روسو

منتشرشده در آموزش نوین

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور