گروه گزارش/
امروز دوشنبه آیین رونمایی از سامانه ثبت شکایات مردمی و تلفن گویای سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی با حضور سید محمد بطحايی وزير آموزش و پرورش و مجتبی زینی وند رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی در سالن کنفرانس شهید حججی این سازمان برگزار گردید .
ابتدا قرار بود خبرنگاران در سالن کنفرانس حضور داشته باشند اما گفته شد که به طبقه پایین بروند .
تعدادی از خبرنگاران در راهروی طبقه نهم حضور یافتند اما اجازه حضور در اتاق کوچکی که قرار بود وزیر آموزش و پرورش در آن جا حضور یابد داده نشد و این موجب اعتراض خبرنگاران گردید .
« آزاده سهرابی » از خبرگزاری مهر ضمن اعتراض به مسئولان مراسم گفت که اصلا برای چه خبرنگاران را به این جا دعوت کرده اند .
ساعت 20 / 10 مجددا خبرنگاران به سالن کنفرانس هدایت شدند .
به آن ها گفته شد که در صندلی های پایین تر بنشینند و صندلی های بالا متعلق به شورای معاونین و مسئولان ستادی است .
ابتدا مجتبی زینی وند معاون وزیر و رئیس سازمان مدارس غیردولتی سخنرانی کرد .
زینی وند گفت :
ما تیم های نظارتی ویژه در مناطق یک تا شش با هماهنگی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران مستقر کردیم .
در مناطق 7 تا 12 روزها را مشخص کرده ایم و از طریق پوسترهایی که در مدارس نصب می شود به اولیا اطلاع رسانی می شود ، نیروهای نظارتی فلان روز در فلان منطقه مستقر هستند .
روزانه به طور متوسط 5 تیم از سازمان مدارس غیردولتی از مدارس غیردولتی تهران بازدید خواهند کرد و برای سراسر کشور هم تیم هایی را مشخص کردیم که به طور مستمر از سازمان و استان در آن ها حضور خواهند داشت و بر حسب گزارش هایی که از طریق سامانه الکترونیکی و سامانه تلفن 4317 می رسد موارد را پی گیری و رسیدگی کنند .
این دو سامانه ای که امروز توسط حضرتعالی افتتاح شد یکی سامانه الکترونیکی رسیدگی به شکایات مردمی و یکی سامانه تلفن هوشمند 4317 امیدواریم که هم بررسی ها تسریع شود و هم افزایش رضایت مخاطبان را داشته باشیم و هم تقویت و شفاف سازی نظارت سازمان مدارس غیردولتی با توجه به تاکیدی که حضرتعالی داشته اید ان شاء الله داشته باشیم .
از 4 طریق سعی کرده ایم که میزان شهریه را به اولیاء محترم اطلاع رسانی کنیم .
یکی در پرتال سازمان مدارس غیردولتی در قسمت میز خدمات الکترونیکی وارد شوند شهریه تمام مدارس غیردولتی کشور قابل رویت است .
دوم از طریق اپلیکیشن استعلام میزان شهریه که اولیاء محترم در موبایل هایشان دانلود و نصب کنند .
مورد سوم از طریق پوسترهایی که مورد تاکید حضرتعالی است در تمام مدارس میزان شهریه مدارس از طریق پوستر در مدارس نصب شود و به اطلاع اولیا رسانده شود .
و مورد چهارم هم به گونه ای برنامه ریزی شده است که امسال با تاکیدی که حضرتعالی داشته و دستوری که حضرتعالی دادید سامانه سناد و سامانه مشارکت ها با هم لینک شدند .
دانش آموز به محض این که در مدرسه ثبت نام شود هم اطلاعاتش در سامانه سناد ثبت می شود و همزمان یک قرارداد دوبرگی که با بارکد این قرارداد هماهنگ شده است اطلاعات دانش آموز ، اطلاعات مدرسه ، میزان شهریه ؛ قراردادهای الکترونیکی باید در 2 برگ تحویل اولیاء محترم شود و یک برگ هم در مدرسه به عنوان سند مالی مدرسه باید نگهداری شود و از همه مهم تر پیامکی است که به هنگام ثبت نام برای ولی دانش آموز ارسال می شود و به ولی دانش آموز اعلام می کنیم که فرزند شما در فلان مدرسه ثبت نام شد .
میزان شهریه این دانش آموز هم این مبلغ است .
سعی کردیم آقای دکتر ! به طور کامل اطلاع رسانی کنیم بتوانیم منویات حضرتعالی را به طور کامل محقق کنیم .
در خدمت شما هستیم که بتوانیم از بیانات شما مستفیض شویم .
پس از زینی وند ، بطحایی از حضور اعضای نظارت ، اصحاب رسانه و معاونین و مشاورین خود در جلسه تشکر کرد .
وزیر آموزش و پرورش گفت :
مدارس غیردولتی به عنوان بخشی از نظام آموزشی که سهمی از بار تعلیم و تربیت کشور را به دوش می کشند و منشا آثار موثری هستند و امیدوارم که خداوند متعال بر توفیقات این عزیزان بیفزاید .
بطحایی با اشاره به دو سامانه مهمی که می تواند پاسخ گویی مطمئن و سریعی برای خانواده ها فراهم کند از سامانه ثبت شکایات مردمی نام برد .
وزیر آموزش و پرورش در حضور خبرنگاران تاکید کرد که این روند را شخصا کنترل خواهد کرد و باید ظرف مدت 10 روز این شکایت باید پاسخ داده شود .
بطحایی عنوان کرد که مراحل شکایت از طریق پیامک به اطلاع خانواده ها خواهد رسید .
وزیر آموزش و پرورش از سامانه دیگری نام برد که برای کسانی طراحی شده است که امکانات استفاده از سخت افزار و یا نرم افزار را ندارند و همان سامانه تلفنی است .
وی هدف از این کار را صیانت از حقوق خانواده ها و مردم عنوان کرد .
بطحایی مجددا تاکید کرد که خود شخصا این موضوع را کنترل خواهد کرد که این سامانه ها کارکردهایی که برای آن ها تعریف شده است دقیق عمل شود .
وزیر آموزش و پرورش تاکید کرد در همه مدارس باید پوسترهای شهریه دانش آموزان و همچنین سایر هزینه هایی که بابت خدمات از خانواده ها گرفته می شود در مدارس و در معرض دید خانواده ها نصب شوند و ناظرین در استان ها باید دائما وجود این پوسترها را رصد کنند .
بطحایی گفت که تاکید جدی کرده است به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست که حتی با دلایل موجه بخواهد بیش از آن چیزی که شهریه و هزینه ها تعیین شده است بخواهد هزینه های اضافی دریافت کند .
پس از سخنان زینی وند و بطحایی نوبت به میرحمایت میزاده عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و نیز عضو شورای سیاستگذاری، برنامهریزی و نظارت مرکزی بر مدارس غیردولتی رسید .
قبل از سخنان میرزاده ، زینی وند با مخاطب قرار دادن وزیر آموزش و پرورش که جلسه ای دارند گفت در خدمت آقای میرزاده هستند .
میرزاده اما برخلاف روند جاری نشست لحن دیگری در پیش گرفت .
مطابق معمول در این گونه نشست ها با آن که مسئولان حاضر دائما و مکررا از حضور اصحاب رسانه تشکر و قدردانی به عمل می آورند اما خبرنگاران حق طرح پرسش را ندارند !
اما میرزاده سعی کرد که این خلا را تا حدودی جبران کند .
سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس گفت که از تعدادی از مدارس غیردولتی بازدید شده است و وضعیت نگران کننده است و نیاز به جلسه محرمانه است .
مشروح سخنان میرزاده در این نشست در صدای معلم منتشر خواهد گردید .
اما پرسش بزرگ تر و مهم تر آن که با وجود اداره کل رسیدگی به شکایات در آن سوی خیابان قرنی این گونه موازی کاری ها چه مشکلی را در سیستم ناکارآمد فعلی حل خواهد کرد ؟
در پایان این نشست ، صدای معلم سعی کرد که گفت و گویی اختصاصی با میرزاده داشته باشد .
زینی وند با آن که خود در حال مصاحبه با خبرگزاری صدا و سیما بود دائما به میرزاده تاکید می کرد که جلسه شورای نظارت بر مدارس غیردولتی شروع شده است و خود را به نشست برساند .
گفت و گوی صدای معلم و سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به علت تاکیدات زیاد زینی وند برای حضور در نشست مزبور نیمه کاره ماند .
علی رغم حضور میرزاده در نشست شورای سیاستگذاری، برنامهریزی و نظارت مرکزی زینی وند تا مدت ها مشغول مصاحبه با خبرنگار صدا سیما بود و این در حالی بود که ایشان خود مسئولیت نشست مذکور را بر عهده داشت .
پایان گزارش/
گروه اخبار/
به گزارش معاونت رسانه و ارتباطات آموزش و پرورش، معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع با اشاره به انتشار برخی اخبار در مورد صدور احکام کارگزینی افزایش حقوق سال ۹۸ فرهنگیان اطلاعیه ای صادر کرد و در مورد موضوع افزایش حقوق تمامی کارکنان مشمول ماده 28 اساسنامه دانشگاه فرهنگیان که دوره کارآموزی خود را سپری کرده و از مهرماه 1397 حکم پیمانی آنان صادر شده است و همچنین دانشجو معلمانی که در حال حاضر در دانشگاههای فرهنگیان و شهیدرجایی به تحصیل اشتغال دارند، توضیحاتی ارایه داد. متن این اطلاعیه به شرح زیر است:
به استحضار همکاران محترم فرهنگی می ساند معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع در اجرای تصویب نامه شماره 8724/ت56485هـ مورخ 1398.01.31 هیأت محترم وزیران فرآیند صدور احکام پرسنلی و اعمال ضریب افزایش حقوق سال جاری را براساس مفاد تصویب نامه یاد شده آغاز و در حال حاضر در مراحل پایانی این امر به سر می برد، در این رابطه و با توجه به مباحثی که در فضای مجازی مطرح شده است، موارد زیر می باید مورد توجه قرار گیرد:
1-تمامی کارکنان مشمول ماده 28 اساسنامه دانشگاه فرهنگیان که دوره کارآموزی خود را سپری کرده و از مهرماه 1397 حکم پیمانی آنان صادر شده است، همانند سایر کارکنان وزارت آموزش و پرورش قلمداد شده و احکام پرسنلی آنان با اعمال ضریب افزایش حقوق ذیربط به زودی صادر میشود.
2- دانشجو معلمانی که در حال حاضر در دانشگاههای فرهنگیان و شهیدرجایی به تحصیل اشتغال دارند، حقوق آنان براساس ماده (6) قانون متعهدین خدمت به وزارت آموزش و پرورش تعیین می شود. با این وجود و در خصوص امکان تسری مفاد بند (ی) تبصره (12) قانون بودجه سال 1398 به افزایش حقوق این عزیزان، مکاتبات و استعلامات لازم از سازمان اداری و استخدامی کشور انجام شده و موضوع مورد پیگیری وزیر محترم آموزش و پرورش قرار دارد؛
در پایان از همکاران محترم درخواست می شود ضمن توجه به قوانین و مقررات ذیربط این اطمینان را داشته باشند که همکاران آنان در معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع برای احقاق حقوق همکاران مطابق قوانین و مقررات ذیربط نهایت تلاش را دارند.
پایان پیام/
گروه رسانه/
پیش تر ؛ صدای معلم گزارشی انتقادی به مناسبت روز روابط عمومی و در انتقاد از سیاست ها و عملکرد رسانه ای وزارت آموزش و پرورش منتشر کرد . ( این جا )
امروز خبرگزاری تسنیم گزارشی را در این مورد تهیه کرده است .
« صدای معلم » برای این گزارش خوب از « فاطمه امیرقهرمان » خبرنگار این خبرگزاری تشکر و قدردانی می کند .
فیلم غلامرضا تختی به کارگردانی بهرام توکلی برای دیده شدن ساخته نشده است ! این توصیف شاید گویاترین جمله ای هست که درباره ی این فیلم می توانستم بگویم . اینکه می گویم فیلم غلامرضا تختی را دانش آموزان ایرانی نگاه نمی کنند یا نخواهند کرد ، نه به معنای این است که هیچ نوجوان یا جوان ایرانی آن را نبیند ، بلکه تاکید بر این واقعیت تلخ و دردناک است که عموم یا اکثریت قریب به اتفاق جامعه ی جوانان ایرانی تمایل و اشتیاقی به تماشای آن نداشته و ندارند و قاعدتا آن را نخواهند دید !
آمار تماشاچیان این فیلم تاکنون نیز بر شکست تجاری و موفقیت فیلم در جذب مخاطب صحه می گذارد .
" غلامرضا تختی " برای من که اولین کتاب ( مرد همیشه جاوید ) که با پول تو جیبی در نوجوانی ( دانش آموز سال سوم راهنمایی ) برای خود خریدم ، جذابیت سینمایی نداشت ، به طور حتم برای نوجوان و جوان دهه ی نود که با انواع رسانه های متنوع و جذابیت های جوان پسند سروکار دارد این فیلم محلی از اعراب نخواهد داشت !
نام غلامرضا تختی به تنهایی کافیست که برای هر ایرانی به ویژه نسل جدید و جوان ایرانی و هر دانش آموزی که نامی و یادی از او شنیده مملو از هیجان و کنجکاوی باشد ، اما فیلم غلامرضا تختی همه ی این پیش بینی ها را به سرابی تلخ مبدل می کند !
با معرفی پیشینی که در جشنواره از فیلم غلامرضا تختی شده بود و تاکیدی که منتقدین بر رویکرد نو و تابو شکنانه نسبت به فیلم کرده بودند ، انتظار داشتم فیلم ، بتواند مرا و بینندگان فیلم را تا پایان بر صندلی بنشاند بدون آنکه احساس خستگی و تکرار بر من غلبه کند ! ولی سوگمندانه باید اذعان کنم در روز تماشای فیلم در یکی از سالن های سینمای شهرمان ، در آن سانس تعداد تماشاچیان به بیست نفر هم نمی رسید!
در همین جا باید بگویم که نگارنده فاقد صلاحیت در بعد فنی و شاخص های سینمایی فیلم است و آنچه که می نویسم از منظر یک تماشاگر علاقه مند به سینما و شخصیت و کارنامه ی غلامرضا تختی می باشد ، از این رو بیشتر به مضمون و ساختار فیلمنامه ی آن می پردازم .
باید اعتراف کرد که فیلم در دو زمینه تابو شکنی کرده است ولی علی رغم این نوپردازی یک شکست در کارنامه ی سینمایی بهرام توکلی رقم خورده است !
نخستین تابوشکنی فیلم در افسانه ی مرگ ( قتل ) تختی می باشد که کارگردان به درستی و شجاعت در همان سکانس آغازین ( و پایانی ) فیلم به تابوزدایی از آن پرداخته و خودکشی غلامرضا تختی را به تصویر کشیده است و دومین آن ، پرداخت وجه سیاسی تختی و به طور شفاف و آشکار گرایش ملی گرایانه و مصدقی و مصدق دوستانه او می باشد .
این دو بعد از زندگی تختی همیشه یا عموما از سوی متولیان دولتی در یادبودهای دولتی! عامدانه نادیده انگاشته می شد و یا مورد تحریف و غارت متن ( زیست واقعی تختی ) قرار می گرفت .
رسانه های دولتی و رسمی هم طی چهار دهه جز روایت کلیشه ای ، تحریف شده و با خوانش دلخواه خود از تختی ، تحمل هیچ قرائت دیگری از تختی را نداشتند ، به طوری که حتی گفت و گوی ضبط شده با بابک تختی را چنان مورد تحریف و سانسور قرار دادند که به گفته ی وی تصمیم گرفت دیگر تن به مصاحبه با چنین رسانه ی تحریف گری ندهد .
پرسش تامل برانگیز این است که چرا سوژه و مضمونی چنین پرطرفدار و جذاب ، به چنین سرنوشت غمناک و تلخی دچار می شود و علی رغم صداقت و همت کارگردان برای فاصله گرفتن از کلیشه ها ، پاسخی از سوی مخاطبان ایرانی به ویژه جوانان و دانش آموزان ایرانی که بسیار گمشده های خود را در تاریخ می جویند تا تکیه گاه و اعتماد به نفس از دست داده ی خود را باز یابند ، نمی یابد ؟! به ویژه آنکه تختی و زندگی تختی ، مایه های یک سوژه ی جذاب سینمایی را برای ایرانیان در خود نهفته دارد .
مایه های غنی سرشار از یک زیست پر فراز و نشیب برای تبدیل شدن به یک فیلم ماندگار در تاریخ سینمای ایران همچون نام و جایگاه خود او در تاریخ معاصر ایران .
او کشتی گیری خوشنام ، موفق ، پرافتخار ، خوش قیافه ، خوش تیپ ، محبوب ، متفاوت ، تغییر طلب ، مخالف وضع موجود ، ایران دوست ، مردم خواه ، حامی مظلوم ، پاک سرشت و پاکدست ، آلوده نشده به رانت قدرت یا لمپنیسم سینمایی و ورزشی و حامی یکی از محبوب ترین نخست وزیران ایرانی محصور و محبوس در احمدآباد است و این همه بهترین دستمایه برای پرداخت سینمایی یک فیلم است .
برای پاسخ به چرایی این شکست سینمایی فیلم غلامرضا تختی ، نگارنده در حدود و شناخت فردی خود بدان اشاره می کند و قطعا کارشناسان و صاحب نظران سینمایی باید به تحلیل فنی و جامعی از آن بپردازند تا بتواند نقشه ی راهی باشد برای دیگر کارگردانان که گام در وادی سوژه های تاریخی می گذارند .
فیلم غلامرضا تختی یک فیلم سینمایی ! است ، یعنی کارگردان چنین ادعایی دارد که یک نسخه ی سینمایی ! از زندگی و مرگ تختی را جلوی دوربین برده است . در نتیجه یک تماشاگر سینما نیز انتظار به روی پرده رفتن یک فیلم از نوع سینمایی را دارد ، اما آن چه که بیننده در سالن سینما از این فیلم می بیند نه یک فیلم سینمایی که یک فیلم مستند داستانی ! است . فیلم مستند داستانی که سکانس هایی از آن مستند ، سکانس هایی هم بازی هنرپیشه هایی هست که بخشی از زندگی تختی را بازسازی کرده اند به همراه گوینده ای که هر جا لازم است در متن و تصویر مداخله می کند و روایت زندگی تختی را برای تماشاچیان بیان می کند ! یعنی بیننده بیشتر با یک فیلم تلوزیونی یا ژانر مستند - داستانی سروکار دارد که قطعا مخاطبان خاص خود را نیز می طلبد.
فیلم غلامرضا تختی فاقد هر گونه ساختار سینمایی هست و از این رو طبیعی است که مورد اقبال و استقبال جامعه ی ایرانی و به ویژه نسل جوان قرار نگیرد و نمی گیرد ! فیلم به دور از هر گونه فراز و فرودی ، هیجان و مخاطره ای ، معما یا راز و رمزی یا صحنه های دراماتیک ، روایتی سرد و ملال آور ( به جز سکانس روی تشک کشتی و آسیب دیدن چشم تختی و تلاش او برای ادامه ی کشتی که منجر به پیروزی او می شود ) ، دارد .
فیلم به معنای واقعی فاقد " جلوه های ویژه " می باشد و تماشاگر با چنین ریتم یکنواخت و از پیش دانسته ای که در طی سالیان دراز از تختی و زندگی او می داند یا مطلع است نمی تواند پای آن بنشیند و آن را تحمل ! کند . فیلم در سه محور می توانست به یک نسخه ی سینمایی موفق و پرمخاطب و تاثیرگذار مبدل شود که متاسفانه در هر سه محور ناکام بوده است ! او کشتی گیری خوشنام ، موفق ، پرافتخار ، خوش قیافه ، خوش تیپ ، محبوب ، متفاوت ، تغییر طلب ، مخالف وضع موجود ، ایران دوست ، مردم خواه ، حامی مظلوم ، پاک سرشت و پاکدست ، آلوده نشده به رانت قدرت یا لمپنیسم سینمایی و ورزشی و حامی یکی از محبوب ترین نخست وزیران ایرانی محصور و محبوس در احمدآباد است و این همه بهترین دستمایه برای پرداخت سینمایی یک فیلم است
به غیر از محبوبیت مردمی و رابطه ی انسانی و جوانمردانه ی تختی با محیط پیرامونی خود که تداعی کننده ی نوستالوژی ، پوریای ولی ، یعقوب لیث صفار و سیاوش در تاریخ برای تماشاگر ایرانی است و ایرانیان اطلاعاتی درباره ی آن دارند ، فیلم می توانست در روایت :
1- زیست سیاسی و جهت گیری مستقل او از نظم موجود 2- عشق او به یک دختر روشنفکر غیر سیاسی و متفاوت از طبقه ی خانوادگی او 3- شرایط منتج به مرگ و خودکشی او ( به جای گفتار متن ) ، بسیار موفق باشد به طوری که فیلمی پر از کشش و هیجان و درام و کامیابی و ناکامی و شکست را با اوج و فرود جذاب و تراژیکی به تصویر بکشد و تماشاگر ایرانی را بر روی صندلی سینما بنشاند بدون آنکه احساس نشستن پای شبکه ی مستند یا چهار تلوزیون را داشته باشد ! و مخاطب راضی از وقت و هزینه ای که کرده است و توقعی هم که از چنین فیلمی داشته ، ضمن همدلی و همدردی با تختی همیشگی خود و مهری که به دلایل خصلت های انسانی بدو داشته ، در درون ، با نقدی اخلاقی و انسانی به تختی ، نقطه ضعف یا آسیب و شکست های او را نیز پذیرا شود و آن را در خود هضم و جذب کند ، بدون آنکه از دایره ی انصاف خارج شود و یا از آن سوی بام به واکنش های انتقام گونه از او در غلطد .
زندگی تختی جای پرداخت نسخه های سینمایی دیگر را دارد ، و می توان جوان ایرانی را با سینمای تختی آشتی داد به شرط آنکه بدانیم امروزه رسانه ها آن چنان فیلم ها و نمایش هایی جذاب و نفس گیر از حال و گذشته ی آنان روایت می کنند که فیلم غلامرضا تختی در رقابت با آنان بسیار ضعیف و ناتوان است .
کار سترگ بهرام توکلی در تابو شکنی از زندگی غلامرضا تختی یک شروع و آغازی خوب هست ، گرچه در پرداخت آن ناکام می باشد اما دیگرانی می توانند تختی سینمایی دیگری برای جوانان ایرانی روایت کنند که آنان را هم با سینما آشتی دهد هم با تاریخ هم با تختی به روی پرده ی سینما و خوانده و شنیده در کتاب ها و مطبوعات و خاطرات بزرگان و بزرگترهایشان .
نسخه ی سینمایی تختی اذعان به واقعیت تلخ توسعه نیافتگی ما نیز هست ، ما همچنان در روایت شفاهی تاریخ به سر می بریم و پروژه ی کتابت و سپس تصویر سازی از تاریخ مان همچنان ناکام می باشد ، گرچه می توان امیدوار بود که تجارب چنین شکست هایی در پروژه های آینده مان به کارمان آید و شاید هم محکوم به طی کردن پروسه توسعه هستیم تا پروژه ی آن .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
پخش چند ویدئو از شادی و رقص دانش آموزان با یک آهنگ نه چندان به هنجار، واکنش های وسیعی در سطح جامعه ایجاد کرد . مسئولان دولتی و مقامات وزارت آموزش و پرورش از یک سو اظهار نظر کردند و برخی نمایندگان مجلس نیز در این مورد به واکنش پرداختند و حتی علی مطهری ، نایب رئیس مجلس خواستار توبیخ مدیران مدارس فوق شد .
کارشناسان عرصه های اجتماعی و تعلیم و تربیت هریک از منظری به بررسی این رویداد پرداختند .
وزارت آموزش و پرورش نیز تمام توان خود را صرف شناسایی مدارس فوق کرد و اخباری از معرفی مدارس فوق به دادگاه ها نیز منتشر شده است .
چرا چنین حوادثی رخ می دهد و چرا چنین واکنش هایی در پی دارد؟ چرا در جامعه ای که موسیقی فاخر آن ریشه در تاریخ دارد یک آهنگ دارای نکات غیر اخلاقی چنین در بین خانواده ها و نسل جوان شیوع می یابد؟ و ده ها چرای دیگر در بررسی این رویداد رخ می نمایاند در برابر ماست .
به نظر می رسد در برابر همه این چراها دو جریان وجود دارد ؛ جریانی که واقعیت موجود را می پذیرد و این ویدئو ها را به عنوان نمایی از واقعیت مدارس و خواسته های دانش آموزان امروز می بیند و جریانی که به هر دلیل قصد نادیده گرفتن این واقعیت را دارد . سند تحول بنیادین به عنوان مهم ترین سند رسمی آموزش و پرورش از « حیات طیبه» به عنوان هدف اساسی نظام آموزش و پرورش نام می برد ولی گفتمان غیر رسمی که درواکنش با گفتمان رسمی شکل گرفته تا حد زیادی ساختارشکن است و بیش از آنکه بر منطق استوار باشد حس رهایی بخشی دارد .
واقعیت های مختلف موجود دراین رویداد را می توان به ترتیب زیر بیان کرد:
1) جایگاه آموزش و پرورش :
در زمانه ما با تحولاتی که در زمینه ارتباطات به وجود آمده است آموزش و پرورش مرجعیت تام خود را در زمینه تعلیم و تربیت از دست داده است . بخش زیادی از تعلیم و تبیین دانش آموزان فعلی در خارج از مدرسه صورت می گیرد . در نظام آموزش و پرورش ما هرسال متون دینی وجود دارد و برنامه هایی نیز برای تبلیغ دینی در بین دانش آموزان انجام می گیرد ولی با همه این ها بروندادهای آموزش و پرورش همچنان خارج از اهداف برنامه ریزی های مزبور می باشد .
به نظر می رسد فهم جایگاه آموزش و پرورش و انتظار در حد این فهم یکی از مهم ترین واقعیت هایی است که نادیده گرفته می شود .
2) چرایی رشد ابتذال :
ترانه ای که این روزها محل اختلاف نظرها و اظهار نظرهاست ترانه ای به شدت شخیف و مبتذل است و باید این سوال را مطرح کرد که چرا چنین ترانه ای در بین دانش آموزان رواج و گسترش می یابد و مورد توجه قرار می گیرد . روند رشد این ترانه غیر اخلاقی در سطح جامعه حیرت آور است و خبر از یک تحول اساسی در مناسبات فرهنگی و اجتماعی می دهد که همچنان نادیده گرفته می شود.این واقعیتی است که مسئولان فرهنگی ، اجتماعی و آموزشی نمی خواهند یا نمی توانند به راحتی بپذیرند و تا زمانی که این واقعیت را نیپذیرند توان طراحی و مهندسی فرهنگی نخواهند داشت .
3) بی توجهی به هنر و زیبایی شناسی:
در نظام آموزش و پرورش ما هیچ نوع آموزش مدون و پایه در مورد موسیقی و هنر که از دوران ابتدایی دانش آموزان را با هنر و موسیقی فاخر آشنا کند وجود ندارد .دانش آموز ایرانی اگر از طریق خانواده یا اطرفایان با موسیقی آشنا نشود هرگز نمی داند موسیقی ایرانی چیست و چه تاریخی دارد و با جایگاه آن آشنا نمی شود . درک پایین از هنر و انواع آن و زیبایی شناسی هنری در جامعه منجر به رشد ابتذال در عرصه های مختلف هنری می شود .
4) گسست آموزش و پرورش رسمی و غیر رسمی :
در شرایط فعلی دوگفتمان متفاوت در عرصه آموزش و پرورش حضور و تضاد دارند . یکی گفتمان رسمی آموزش و پرورش است که در قالب کتاب ها و برنامه های رسمی وزارت آموزش و پرورش خود را نشان می دهد و دیگری گفتمانی است که در برابر گفتمان رسمی می خواهد خود را از آن برهاند و ویدئو های منتشرشده و هزاران مورد منتشر نشده نشانه بارز شکل گیری و قوام این گفتمان می باشد .
گفتمان دوم حتما گفتمان غیر دینی نیست و در بسیاری موارد مناسک دینی را رعایت می کند و یا احترام می گذارد ولی با آنچه در گفتمان رسمی تاکید می گردد فاصله دارد .
سند تحول بنیادین به عنوان مهم ترین سند رسمی آموزش و پرورش از « حیات طیبه» به عنوان هدف اساسی نظام آموزش و پرورش نام می برد ولی گفتمان غیر رسمی که درواکنش با گفتمان رسمی شکل گرفته تا حد زیادی ساختارشکن است و بیش از آنکه بر منطق استوار باشد حس رهایی بخشی دارد .
گفتمان دوم برای رهایی بخشی خود افقی مبتنی بر فکر و اهدیشه ترسیم نکرده است . این گسست را می توان به وضوح در اتفاقاتی که در بدنه آموزش و پرو.رش رخ می دهد مشاهده نمود .
رویداد اخیر بیش از آنکه به دادگاه و پرونده و هیات تخلفات و مانند اینها نیاز داشته باشد به فهم علمی و واقع بینانه از شرایط جامعه و آموزش و پرورش نیاز دارد .
« ساسی گیت » که این روزها موجب می شود وزیر محترم آموزش و پرورش گروهی را مامور پیگیری کند که شاید توطئه ای در کار باشد بیشتر از گروه توطئه یاب به تفکر علمی واقع بین نیاز دارد.
نیازی نیست آرمان هایمان را کنار بگذاریم ولی باید بین آرمان و واقعیت پل زد و با سلاح واقعیت راهکارهای جدید پیشنهاد کرد .
آنچه منتشر شد رونمایی از واقعیت بود که اگر نپذیریم واقعیت را کتمان کرده ایم .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
متن کامل نطق میان دستور فاطمه سعیدی که بخشهایی از ان به دلیل کمبود وقت ایراد نشد :
بسم الله الرحمن الرحیم
خانمها ، آقایان ، اعضای هیئت رییسه و ریاست محترم مجلس
سلام علیکم
امیدوارم در ماه رحمت و بندگی طاعات و عبادات همه مسلمانان به ویژه ملت عزیز و بزرگ ایران مقبول درگاه حقتعالی قرار گرفته باشد.
میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام را نیز تبریک میگویم. امامی که ما او را به عزت میشناسیم و کرامت.
ما از امام حسن درس مذاکره و صلح آموختهایم اما از همو بود که رشادت و ایستادگی بر سرعقیده را نیز آموخته ایم و به دنیا هم نشان دادهایم در هنگامه نیاز، بهترین مذاکره کنندگان و مومنترین آنها به آرمانهای انقلابمان را به میدان میفرستیم و هنگام جنگ رشیدترین و دلاورترین مردمان هستیم. حال که دشمنی دشمن عیانتر از همیشه شده است ما هیچ واهمهای از او نداریم. اتکا به توان تولید و صنعت داخلی کشورمان در کنار استفاده از تمام ظرفیتهای دیپلماسی ما را از سختیهای کنونی نیز رها میکند. آنها یکبار ما را در جنگ آزموده و دیگر این خطا را تکرار نمیکنند. تاسفانه دولت محترم در خصوص عمل به وعدههایش در حوزه آموزش و پرورش نمره قبولی نمیگیرد.
ما در صلح نیز به گواه سازمانهای بینالمللی پای تمامی تعهداتمان ایستادیم و جهان بدعهدی امریکا را دید.اما ایستادن در برابر دشمن و یکپارچگی در برابر فشار بیرونی چگونه میسر است؟ با تهدید و تهمت، یا همدلی و همبستگی؟
امروز همه ما معتقدیم باید در برابر فشارها ایستاد اما بعضی تریبونداران گویی میخواهند از فرصت پیش آمده برای حذف یک تفکر استفاده کنند. از تهدید دشمن نباید فرصت جناحی و گروهی خلق کرد بلکه این تهدید باید عمق همبستگی و یکپارچگی ملت ما را افزایش دهد.
کشور در شرایطی است که به ظرفیت فکری و عملی تمامی نیروها و گروهها احتیاج دارد. با رفع محدودیتها و ممنوعیتها هم میتوان از تمام ظرفیت کشور بهرهبرد و هم انگیزه مضاعف به مردم داد تا در برابر دشمنیها با توان بیشتری از این شرایط عبور کنیم.
بازگردیم به آرمانهایی که برای آن انقلاب کردیم نه آن چیزی که برخی روایت یک طرفه خود از انقلاب میدانند. مردم ایران برای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی انقلاب کردند. اما برخی به بهانه استقلال و بدتر از آن قرائت خودشان از استقلال در برابر آزادیها مصرح و قانونی مردم میایستند. امروز وظیفه ماست یکپارچه در کنار دولت، نیروهای مسلح و تلاشگران گمنام حوزه امنیت از ایران عزیز حفاظت کنیم اما ایران بدون پشتیبانی مردمانش معنا ندارد حفظ ایران جز از طریق به رسمیت شناختن مردم و تنوع فکر و سلیقه آنها به دست نمیآید.
شرایط اقتصادی مردم شرایط سختی است. در این وضعیت تمرکز بر تسهیل تولید داخلی و حذف موانع تولید و تجارت وظیفه همه دستگاههای قانونی است. واگذاری اقتصاد و ثروت کشور به مردم و بستن منفذهای رانت و فساد آینده ما را تضمین میکند.
امروز بزرگترین مشکل ما درون کشور فساد و رانت است و چشم اسفندیار آن شفافیت، حاکمیت قانون و رقابت قانونی است.
تا زمانی که برخی بخشهای حاکمیتی و شبه دولتی با بخش خصوصی به رقابت میپردازند، تا وقتی که رقابت عادلانهای در اقتصاد شکل نگیرد، تا زمانیکه شفافیت در برابر پنهانکاری مورد حمایت نباشد و مادامی که در برابر فساد بدون توجه به جایگاه و وابستگی فاسدان نایستیم سخن گفتن از همبستگی اجتماعی و تعمیق مفهوم دولت-ملت شوخی تلخی است.
با ورود آقای رییسی امیدواری به دستگاه قضا بیشتر شده و از ایشان هم خواستاریم با دقت و جدیت ضمن حفظ حقوق همه شهروندان مماشاتی با مجرمان اقتصادی نداشته باشند. در همین فرصت باید به لایحه منع خشونت علیه زنان اشاره کنم. چهره جمهوری اسلامی و میزان اهمیتی که به جایگاه زن میدهد در این لایحه متجلی خواهد شد و امیدوارم دستگاه قضایی به اهمیت آن توجه کافی داشته باشد.
امروز در بسیاری از امور اولویتهایمان را فراموش کردهایم.
در نظام آموزشی ما گرفتاریها و مشکلات به قدری است که عملا ساختار را فلج کرده است اما تمام توان این ساختار صرف کارهایی با اولویت پایینتر میشود. هر روز از صدر تا ذیل وزارت آموزش پرورش به جای تمرکز بر ارتقای وضعیت تحصیلی و مهارتی و پرورشی دانش آموزان و بهبود معیشت فرهنگیان شاغل و بازنشسته به دنبال رفع و رجوع موارد کم اهمیت اما پر سر و صدا هستند.
جالب اینجاست که کسی هم به دنبال شنیدن صدای معلمان نیست و همه به دنبال صداهایی هستند که نان سیاسیشان را تامین کند.
متاسفانه دولت محترم در خصوص عمل به وعدههایش در حوزه آموزش و پرورش نمره قبولی نمیگیرد.
پایان پیام/