تقویم را که مرور می کنیم روزهای خاصی به نام دانشمندان، شاعران، بزرگان و حوزه های علمی، فرهنگی، اقتصادی و... اختصاص یافته است تا پاسداشت، تکریم و مسائل آن حوزه فراموش نشود و هر ساله به صورت جدی دیده شود .
در واقع می تواند زمانی باشد برای دیده شدن یا برعکس؛ زمانی باشد برای فراموش نشدن...
در ایران روز ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم نامگذاری شده است در واقع مجالی است برای یادآوری اهمیت و جایگاه معلم، بررسی میزان تحقق وعده های مسئولین به فرهنگیان در گذشته و همچنین گره گشایی از مشکلات عدیده ی آنان در آینده...
اما آیا هفته معلم برای مسئولین امر نیز به همین معناست؟یا اینکه تنها به چند دقیقه برنامه با حرفهای تکراری، قولهای بدون عمل ختم میشود...
در سالهای اخیر مطالبات معلمان و حوزه تعلیم و تربیت در برنامه های تلویزیونی توسط کارشناسان مطرح می شود ؛ مسئولین دولتی، وزارت آموزش و پرورش و نمایندگان قول بهتر شدن شرایط را می دهند اما آیا بحث های مطرح شده در هفته معلم به بهبود شرایط حوزه تعلیم و تربیت انجامیده است؟
آیا برنامه های هفته معلم توانسته است نگاه دولت و مجلس را به این حوزه تغییر دهد و کم و کاستی ها برطرف شود؟
به نظر می رسد هفته معلم در سال جاری حتی در بحث ها و برنامه ها کم رنگ تر از سالهای گذشته دیده شده است و مشکلات همچنان باقی خواهد ماند...
مژده برای معلمان :
پرداخت بخشی از حق الزحمه امتحانات سال۹۶...
پرداخت بخشی از حق التدریس سال۹۷...
مژده های در راه ( وعده های وزارت آموزش و پرورش برای آینده ):
پرداخت پاداش بازنشستگان سال۹۷...
پرداخت مرخصی استفاده نشده بازنشستگان...
پرداخت حق الزحمه امتحانات سال۹۷...
رتبه بندی ...
یک نمونه از تسهیلات فراهم شده برای فرهنگیان:
فرهنگیان عزیز می توانند برای دریافت تسهیلات با نامه اداریِ کسر از حقوق به بانک .... مراجعه نمایند.
شرایط تسهیلات:
سود ۱۸درصد
کارمزد ۵درصد
مبلغ مسدودی ۱۰ درصد
البته این گونه وام ها مختص سال جاری نیست و فرهنگیان با توجه به حقوق پایین در سالیان گذشته نیز به اجبار متقاضی دریافت این چنین وامهایی بوده و خواهند بود...
دولت از پرداخت ۱۰۸ درصدی به آموزش و پرورش سخن می گوید اما ما مشاهده می کنیم پرداخت جزئی ترین حق الزحمه های همکاران مربوط به سنوات گذشته نیز با مشکل مواجه شده است.
در واقع این مصاحبه ها با واقعیتها فاصله ی بسیاری دارد و شنیدن این سخنان از زبان معاون رئیس جمهور جای تاسف دارد چرا که اگر بودجه کافی برای این وزارت خانه در نظر گرفته شود و تخصیص یابد نیازی به تخصیص ۸ درصد اضافه وجود ندارد و چگونه هست با تخصیص ۱۰۸ درصدی همچنان مطالبات فرهنگیان پرداخت نشده است؟
ما فرهنگیان اعتراض خود را به این چنین مژده ها، وعده ها و سخنانی اعلام می کنیم و از مسئولین اختصاص بودجه کافی برای رفع مشکلات معلمان و سیستم آموزشی را خواستاریم.
رئیس جمهور محترم، مجلس و نمایندگان محترم و وزیر محترم آموزش و پرورش؛ معنای تکریم معلم چیست؟
تعریف شما از شان و منزلت معلم چیست؟
زمان پرداختن به مشکلات معلمان کی فرا خواهد رسید؟
سطح انتظارات جامعه از معلم و شغل معلمی بالاست ؛ وظیفه معلم سنگین است و باید معلم به شکلی تامین شود که تمام توان جسمی و ذهنی خود را معطوف به مدرسه و دانش آموز نماید.
بدون شک ذهن فردی که از تامین خرج و مخارج اولیه و ضروری یک زندگی ساده عاجز باشد نمی تواند به خوبی به مسایل آموزشی و تربیتی دانش آموزان بپردازد این موضوع می طلبد دولت و مجلس نگاهی درست به این وزارت خانه داشته باشند.
وضعیت فعلی کشور قابل درک است اما مشکل اینجاست که در روزگار آرامش و فراوانی نعمت باز هم معلم و آموزش و پرورش به خوبی دیده نمی شوند...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
شامگاه سه شنبه 10 اردیبهشت وارد اردوگاه میرزاکوچک خان جنگلی می شوی .
مطابق معمول و انتظار همانند سایر مراکز تفریحی و اقامتی وزارت آموزش و پرورش با آن که در آستانه آغاز " هفته معلم " است نوشته و یا بنری به مناسبت " روز معلم " و گرامی داشت آن دیده نمی شود .
این مجتمع وابسته به وزارت آموزش و پرورش با مساحتی بالغ بر 45 هکتار در 5 کیلومتری غرب شهرستان رامسر واقع گردیده است .
به گفته مسئولان وزارت آموزش و پرورش این اردوگاه همزمان قابلیت پذیرش 800 نفر را دارد.
برخلاف آن چه در سایت ها و برخی پایگاه های خبری در مورد این اردوگاه منتشر کرده اند اما با کمی اقامت متوجه می شوید که در این جا نیز همانند سایر مکان ها و مراکز تفریحی و اقامتی وزارت آموزش و پرورش ناکارآمدی و سوء مدیریت به حد وفور مشاهده می شود . ( 1 )
برخورد عوامل اجرایی و مسئولان این اردوگاه بد نیست .
فردی موتورسوار چهار اتومبیل حامل معلمان را به منتهی الیه جنوبی اردوگاه هدایت می کند .
" ویلای سبز " در دو طبقه که البته طبفه دوم آن قفل است .
با این که وضعیت آب و هوا معتدل و خوب است اما در بدو ورود تمام شوفاژ های این ویلا فعال هستند .
هوا در درون این خانه بسیار گرم است .
احتمالا کسی در مورد خاموش کردن و یا تغییر وضعیت سیستم گرمایشی مسئولیت ندارد .
علی رغم داغ بودن شوفاژها اما در لوله های آب گرمی برای استحمام و... موجود نیست .
مدیر مدرسه با نگهبانی تماس می گیرد و تقاضای کمک می کند .
مسئول مربوطه می گوید که مسئول تاسیسات اردوگاه به خانه اش رفته است و فعلا کسی را به عنوان " متخصص " نداریم .
با این حال در بخشی از این اردوگاه پهناور اتاقی به نام " اتاق بحران " مشاهده می شود که چند سطل در برابر آن آویزان بوده و برخی از بخش ها را تار عنکبوت احاطه کرده است .
به نظر می رسد ویلای سبز قبلا کاربرد اداری داشته است اما بعدا تغییر کاربری داده اند و به خصوص مجاورت آن با اتوبان پر تردد آلودگی صوتی را بیش از پیش برای مسافران زجر آور ساخته است .
یکی از مسئولان اداری این اردوگاه در پاسخ به انتقادات همکاران در مورد وضعیت اردوگاه می گوید که خودشان هم از این وضعیت خسته اند .
از « صدای معلم » می خواهد مسائل را رسانه ای کند شاید مسئولی پیدا شود و رسیدگی کند .
برای هر نفر اقامت بدون احتساب هزینه های غذا و... مبلغ 25 هزار تومان اخذ گردیده است .
جمع مبلغ برای 14 نفر که توسط اردوگاه اخذ شده است با هزینه اجاره یک ویلای استخر دار با تمام امکانات برابری می کند .
شاید مهم ترین مزیت این اردوگاه بلوارهای زیبا و خلوت است که فرصت خوبی برای پیاده روی بدون استرس گذر اتومبیل و سایر وسائلی که آرامش را از انسان سلب می کنند فراهم می کنند .
با وجود آن که سیستم آب و هوایی و اقلیمی شمال ایران وضعیت را طوری ساخته است که نیازی به آبیاری پوشش گیاهی نیست اما بخش قابل توجهی از پوشش گیاهی اردوگاه میرزاکوچک خان آموزش و پرورش " آفت زده " است و حتی برخی از بخش ها در این اردوگاه بایر و متروکه هستند .
درست است !
آقایان حتی زحمت کشت چند نهال را هم به خود نداده اند .
علی رغم این که دانش آموزان حضور پررنگی در این اردوگاه دارند اما امکانات بازی در حد بزرگی آن به چشم نمی خورد و استفاده از حداقل این امکانات هم " پولی " است .
مولودی مدیر هنرستان کار و دانش شهید باهنر منطقه 9 تهران به صدای معلم می گوید :
مسئولان وزارت آموزش و پرورش دائما از تغییر کاربری مدارس می گویند اما در این اردوگاه چندهکتاری با این که بخش وسعیی ازآن مجاور با خیابان و اتوبان ها است اثری از احداث فروشگاه و یا مجتمع های تجاری و اداری دیده نمی شود .
مولودی پیشنهاد می کند که در بخش هایی از این اردوگاه جهت درآمدزایی فروشگاه ها و مجتمع هایی احداث شود . "
جالب است که در این اردوگاه چند مغازه کوچک وجود دارند اما برخی اوقات تعطیل بوده و یا مواد لازم و مورد نیاز مسافران در آن پیدا نمی شوند .
« صدای معلم » پیش تر هم گزارشی در مورد مجتمع کلک چال وابسته به اردوگاه منظریه ( شهید باهنر تهران ) منتشر کرد . ( این جا )
اما تغییری مشاهده نشد .
به نظر می رسد مسئولان وزارت آموزش و پرورش دغدغه ای جز حفظ میز و صندلی خویش و ماموریتی جز تثبیت وضع موجود را ندارند .
( 1 ) " اردوگاه میرزا کوچک خان رامسر: این مجتمع فرهنگی اردویی که بین رامسر و تنکابن در شمال کشور ایران واقع شده از یک طرف به دریای خزر و از طرف دیگر به جنگل های سرسبز منتهی میشود.
مجتمع فرهنگی اردویی یا اردوگاه کشوری میرزاکوچک خان جنگلی رامسر یکی از زیباترین اردوگاههای جهان است که انصافا همه شرایط خوب را برای یک اردوی چند روزه در خود جمع کرده است .
اردوگاه میرزاکوچک خان جنگلی رامسر به دلیل واقع شدن در ساحل دریای خزر و سرسبزی کوه رفیع پشت آن بیشتر در تابستان که فصل شناست پر طرفدار و جذاب است و در فصول دیگر مخصوصا پائیز و زمستان تقریبا کمتر مراجع دارد و این در حالیست که برای اردوگاههای تهران و اصفهان چنین نیست.
اردوگاه رامسر مثل کل منطقه شمال کشور در تابستان پر رونق و شلوغ است به طوری که باید برای برگزاری اردو در این اردوگاه از ماهها قبل جا رزرو کرد .
اردوگاه میرزا کوچک خان رامسر نیز مثل بقیه اردوگاههای کشوری از امکانات و تجهیزات بسیار خوبی برخوردار است و دهها سال است که میزبان انواع و اقسام اردوهای گوناگون از سراسر کشور بوده و هست.... " ( این جا )
" معاون امور جوانان جمعیت هلالاحمر مازندران در مراسم افتتاحیه این اردو گفت: این اردو با اهداف فرهنگی، ورزشی، مذهبی و ایجاد روحیه نشاط، خدمات داوطلبانه، همدلی جوانان، شناخت آداب و رسوم استانهای دیگر، هماهنگی بیشتر در مواقع امدادرسانی و آشنایی با فرهنگ ایثار برگزار میشود.
یدالله داودی افزود: در این اردوها جوانان از آموزش مهارتهای زندگی، آسیبهای اجتماعی و فعالیتهای بشر دوستانه بهرهمند میشوند... " ( این جا )
هفته معلم سال 1398
گزارشگر : علی پورسلیمان
پایان گزارش/
مدرسه و فرایند آموزشی و پرورشی در آن به عنوان یک سیستم می تواند زمینه هایی جهت شادابی دانش آموزان فراهم نماید. اگر در مدارس شوق زندگی کردن را به وجود بیاوریم بی شک اثرگذاری آن را در جامعه مشاهده خواهیم کرد .
یک دانش آموز شاد زندگی اش تحت سیطره خود اوست ، مسئولیت پذیر است و هدفمند به زندگی نگاه می کند ،آینده نگر است و امیدوار در مقابل مصائب و سختی ها . این نکته منبعث از منطق قرآن و مورد تائید روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت نیز می باشد ،چرا که قرآن دین اسلام را دین شادی دانسته و بسیاری روان شناسان هم معتقدند شور و شادی محرک خوبی برای اعمال مثبت انسانها می باشد.
موضوعی که قابل انکار نیست این که مدرسه به تنهایی نمی تواند این امر را محقق نماید نهادهای فرهنگی و مذهبی هرکدام یقینا راهگشا و کارگشایند و می توانند در این خصوص نقش آفرین باشند .
بی تردید یکی از مشکلات جامعه امروز ما غفلت از شادی و نشاط در زندگی می باشد که منجر به بیماری های روانی و اضطراب و افسردگی شده ، شاد بودن دانش آموز درمدرسه باعث رشد و شکوفایی در تمام ابعاد وجودی دانش آموزمی شود که اسناد بالادستی از جمله سند تحول بنیادین به این موضوع پرداخته اند ؛ آن جا که که ساحت های تعلیم و تربیت را مقوله ای جهت تربیت چند ساحتی دانش آموز دانسته می توان دلالت ساحت تربیت هنری و زیبا شناختی بر این جنبه را استنباط نمود .
البته که این شادی باید در مدارس مدبرانه و مبتنی بر اصول و معیارهای دینی و اعتقادی مان مدیریت شود ؛ چرا که آموزش و پرورش برای تغذیه میوه هایش نیازمند منابع و شرایطی است که موجبات رشد آنها را فراهم نماید به همین دلیل این شادی نباید احساسی ، زودگذر و مقطعی باشد بلکه باید بتواند یک احساس و باور عمیق را در راستای مبارزه با مشکلات سر راه دانش آموز به وجود آورد.
یکی از بهترین راههای شاد نمودن دانش آموزان لاجرم موسیقی است که برنامه ریزی و سازماندهی موثری باید درمدارس صورت گیرد و شرایط و موقعیت هایی را دراین راستا فراهم آورد که صدالبته نباید موجب لطمه به دانش آموز و قبح اخلاقی تلقی شود بلکه باید هدفمند ورود پیدا کرد .
نکته قابل تامل این که در بسیاری از کشورهای پیشرفته، آموزش موسیقی یکی از مهمترین عنوان های درسی مدارس به حساب می آید و تمامی دانش آموزان باید همچون دیگر دروس به یادگیری آن بپردازند که این مهم در کشور ما مورد غفلت واقع شده و باید مورد بازنگری قرار گیرد .
نقش خانواده به عنوان اولین نهادی که دانش آموز در آن رشد می کند را نیز نباید از نظر دور داشت ، در این زمینه خانواده باید همگام و همراه با مدرسه در این مهم نقش خود را ایفا نماید.
مدیران مدارس هم باید نظارت مشارکتی بر فعالیت های پرورشی داشته و مطالعه و دانش خود را در این راستا ارتقا دهند.
چند راهکار که به زعم نگارنده می تواند راهگشا باشد :
* استفاده از مربیان و اساتید موسیقی و دریافت پیشنهادات ایشان جهت پخش موسیقی آرام بخش در مراسم آغازین و ساعات استراحت
*استفاده از نخبگان موسیقی در سطح استان
*هم اندیشی با اداره کل ارشاد استانها
* جذب اساتید برتر موسیقی و دایرکردن کلاسهای موسیقی اصیل
* هم اندیشی با صاحبان فکر و اندیشه در این باب و ارایه راهکارهای مناسب و متناسب با موقعیت دینی و اعتقادی
* استفاده از ظرفیت های هنری معلمان کشور و استان
* ارائه یک رویه هماهنگ کشوری و بعضا استانی به عنوان طرحی هماهنگ
* آشنایی دانش آموزان با موسیقی اصیل
* ایجاد کلاسهای فرهنگی و هنری توسط اساتید صاحب نام و تایید شده وزارت آموزش و پرورش
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
پاسخ این پرسش را باید تمام مدیرانی بدهند که در ذیل تا صدر نظام آموزشی پست های مدیریتی را در حوزه آموزش و پرورش و آموزش عالی اشغال کرده اند.
اگر باور داریم بیش از 20 تخصص و صدها تخصص فرعی در تعلیم و تربیت وجود دارد که مستلزم آموزش های دانشگاهی و تجربه علمی و نه شخصی است، پس باید کسی که تخصص علمی و دانشگاهی در این زمینه ندارد، نباید عهده دار بزرگ ترین کارکرد جامعه که تعلیم و تربیت نسل های بعدی است، شود.
چنان چه کسی که پزشک نیست اجازه ی طبابت ندارد. یا کسی که روان شناس نیست اجازه مشاوره روانی ندارد.
حال مقایسه کنیم آیا تخصص های طبابت و روان شناسی علی رغم اهمیت به اندازه تخصص تعلیم و تربیت حساس هستند؟
کارزار تعلیم و تربیت که به دست افراد غیر متخصص صورت می گیرد آن هم علی رغم وجود ده ها هزار نفر فارغ التحصیل کارشناسی ارشد و دکتری در این رشته های تخصصی که دارای تجربه نیز هستند، آیا باعث بی تربیتی در جامعه ما نشده است؟
اگر باور داریم تخصص تعلیم و تربیت بی ارزش است باید لاجرم دانشکده های علوم تربیتی را تعطیل کرد یا اگر به تخصص های علمی و دانشگاهی و تعلیم و تربیت به عنوان یک تجربه علمی باور نداریم باید مدارس و دانشگاه ها را نیز تعطیل کرد. چرا که کارکرد مدرسه و دانشگاه تولید تجربه های علمی موثق است.
چگونه است در مدرسه و دانشگاه کار می کنیم و به تجربه علمی در تعلیم و تربیت باور نداریم.
اگر تعلیم و تربیت را یک تجربه مدیریتی تلقی کنیم هم دچار اشتباه شده ایم، چون تعلیم و تربیت یک کار مدیریتی و دستور دادن یا ارسال بخشنامه، یا سند نویسی نیست.
حال با چه هدفی افراد غیر متخصص با رد استدلالهای بالا وارد تجربه های مدیریتی در آموزش و پرورش و آموزش عالی می شوند، سه دلیل بیشتر ندارد:
وسوسه قدرت و مدیریت، ساده سازی و ساده فهمی جریان پیچیده تعلیم و تربیت، سیاست زدگی نظام آموزشی.
پیشنهاد:
از آن جا که به نقطه ای حساس از تعلیم و تربیت جامعه رسیده ایم که امروزه از آن فقط به آنارشی و هرج و مرج تربیتی می توان یاد کرد و چالش های تربیتی متعدد با مشت به پیشانی ما می کوبند، مدیران غیر متخصص، سیاسی و دارای تجربه شخصی راه را برای مربیان متخصص باز کنند. یا ممکن است التماسشان کنیم که به روح و روان کودکان و نسل های آینده کمی رحم کنند.
کانال نو فهمی در مطالعات برنامه درسی
در روزهای اخیر به یمن وجود فضای مجازی تصویری بدون رتوش از آنچه که در مدارس بر فرزندان ایران عزیز می رود پیش چشم افکار عمومی و مدیران بالادستی نمایان شد.
انتشار وسیع ویدیو کلیپ های بازخوانی آهنگی مبتذل از خواننده ای زیرزمینی در شبکه های مجازی قله کوه یخ ناکارآمدی استراتژی ها و تاکتیک های پرورشی نظام آموزش و پرورش را در منظر جامعه و مدیران ستادی به "بی رحمانه ترین" وجه ممکن به نمایش گذاشت.
برای ما اهالی اموزش و پرورش که تار و پود زندگی مان در مدارس و کلاس های درس با فرزندان این سرزمین عجین شده است، شنیدن کلماتی اروتیک و ادبیاتی سخیف یا دیدن حرکاتی نامناسب از دانش آموزان آن هم در فضای مقدس کلاس و مدرسه فاجعه بار است.
شاید این ویدئو ها برای متولیان نطام آموزش و پرورش که سال های سال است در پشت درهای بسته و در فضای انتزاعی افکار متحجر شان، در قالب بخشنامه ها ، آیین نامه ها و دیدگاه های سیاسی و جناحی برای نظام آموزش و پرورش ما نسخه می پیچند، تعجب آور باشد. ولی فضایی که این ویدیو کلیپ ها فقط گوشه ای از آن را به تصویر کشیدند، برای معلمان دلسوز و کارشناسان، جامعه شناسان و رواشناسان حوزه تعلیم و تربیت به هیچ وجه تازگی نداشت. چرا که معلم ها و اولیای مدرسه در مواجهه با دانش اموزان در کلاس و مدرسه می بینند که چه بر سر ارزش ها و آرمان ها امده است. در مواجهه با نسل جدید، استراتژیست های تربیتی ما را چاره نمانده جز به کاربستن اندکی تساهل و تسامح در بازنگری در چارچوب های صلب محتوای پرورشی و تربیتی
ما معلم ها در محتوای درسی دانش آموزان جای خالی آموزش ِ مهارت های زندگی و ارائه الگوهای تعاملی را به وضوح می بینیم.
محتوای آموزشی و پرورشی نظام آموزشی ما به جای پاسخ دادن به نیازهای دانش آموز امروزی یا فراهم کردن فضایی مناسب برای پیدا کردن پاسخ پرسش های به روز آنها، در یک تعمد و تجاهل عامدانه سعی در پاک کردن صورت مسئله هایی دارد که دانش اموزان دهه ۹۰ و ۸۰ با آن روبه رو هستند.
ما اولیا مدرسه می بینیم که چه شکاف عمیقی است بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب.
ما اهالی مدرسه می بینیم چه حجم عظیمی از نیازهای این بچه ها بی پاسخ می ماند.
ما اولیا مدرسه نتنها نتوانستیم مهارت "شادی کردن"و" شاد بودن" را به بچه ها بیاموزیم بلکه "شادی" را در محتوای درسی و مدرسه آنها نادیده گرفتیم .
و تاسف بار تر این که هر زمان که جامعه فرهنگیان این نوع مطالبات را در لیست بلند مطالبات صنفی شان گنجاندنده مسئولین خودشان را به نشنیدن و ندیدن زدند و مطالبات جامعه فرهنگیان را به مطالبات معیشتی تقلیل دادند.
آقایان مسئول !
باور بفرمایید اعتراض به ناکارآمدی و سلیقه ای بودن راهبردها و راهکارهای پرورشی و مطالبه راهبردهای کارشناسانه و عالمانه در مواجهه با مسائل عدیده تربیتی و پروشی در مدارس، عمده ترین محور مطالبات صنفی جامعه فرهنگیان ایران است.
دلسوزان نظام تعلیم و تربیت تا دیر نشده باید نشانه های از نوع این هنجارشکنی ها را جدی بگیرند و با بازنگری در مسیر طی شده در نظام تعلیم و تربیت با سعه صدر درصدد ترمیم شکاف های موجود بین آنچه که "می خواهیم" و انچه که "هست" بربیایند.
و سخن آخر این که به نظر می رسد در مواجهه با نسل جدید، استراتژیست های تربیتی ما را چاره نمانده جز به کاربستن اندکی تساهل و تسامح در بازنگری در چارچوب های صلب محتوای پرورشی و تربیتی.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید