صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

آنتونیو گرامشی :

" از انسان های بی تفاوت متنفرم: زیرا ناله ی ابدی آنان از سر معصومیت عذابم می دهد. از هر یک از آنان می خواهم توضیح دهد که چطور نقشی را که زندگی به او محول کرد و هر روزه به عهده اش می گذارد را ایفا می کند، از هرآنچه که انجام داده و به خصوص هرآنچه انجام نداده است "

جامعه دوزیست و مدیران مرعوب و نان به نرخ روز خور در آموزش و پرورش

پس از استعفای بطحایی هنوز کسی از علت واقعی آن آگاه نشده است .

خود بطحایی هم ترجیح داده است در این مورد سکوت کند تا شاید در زمان مناسبی که افکار عمومی آمادگی بیشتری داشت برخی مسائل را بازگو نماید .

اما صدور حکم مدیر کلی برای آموزش و پرورش خوزستان ( این جا ) آن هم پس از استعفا نشان می دهد که وزیر سابق آموزش و پرورش خیلی انتظار نداشته است تا روحانی با استعفایش موافقت کند .

 اشتباه استراتژیک بطحایی در این قضیه آن بود که بر خلاف افرادی چون ظریف که تا حدی پشتوانه افکار عمومی دارند فکر می کرد که موجی در پس این کناره گیری راه بیفتد و شاید دوستانی که دور و بر او را گرفته بودند پشت او بایستند اما نه تنها چنین چیزی اتفاق نیفتاد که موجی از شادمانی و مسرت در میان معلمان از استعفای بطحایی به راه افتاد .

می توان گفت پیش بینی این گونه هیجان های موقتی برای جامعه ای که همه مطالبه گری و کنش گری را " فرد محور " می بییند کاملا طبیعی است و برآیند نهایی این وضعیت تکرار چرخه ناامیدی و پرخاشگری و بی تفاوتی است .

به نظر می رسد جریانی که خود را " اصول گرا " می خواند از رفتن بطحایی بیشتر ناراحت هستند و این را در اظهار نظرهایشان می توان کاملا دریافت .

حاجی بابایی که تاکنون در مورد استیضاح وزرای آموزش و پرورش در دولت روحانی سکوت می کرد اما این بار نتوانست خشم خود را از این ماجرا پنهان کند . ( این جا )

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی توضیح داد: رفتن یک وزیر و آمدن یک سرپرست آن هم در آستانه انتخابات معنادار است و به نظر می‌رسد آموزش و پرورش در یک مهلکه قرار خواهد گرفت لذا همه دلسوزان باید کمک کنند آموزش و پرورش قربانی انتخابات نشود.

رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس گفت: بوی خوشی از آموزش و پرورش استشمام نمی‌شود و امیدوارم آموزش و پرورش را در مهلکه انتخابات نیندازند .

حجت الاسلام علی ذوعلم که انتصابش توسط سیدمحمد بطحایی با انتقادات بسیاری در جامعه علمی و دانشگاهی رو به رو شده بود گفت : ( این جا )

" متاسفانه آقای بطحایی کناره‌گیری کرد، ایشان فردی سخت‌کوش، انقلابی و معتقد به تحول بود.او بسیار صریح و با قدرت در مقابله با سند 2030 موضع‌گیری و از ارزش‌های اسلامی و انقلابی دفاع کرد که برخی از این اقدام خوششان نیامد البته مجموعه آموزش و پرورش از کناره‌گیری ایشان راضی نبودند ... "

دیروز در نشست رسانه ای از ذوعلم پرسیدم :

" جنابعالی ریاست بخش مهم پژوهش در وزارت آموزش و پرورش را برعهده دارید .

کسی که در این حوزه فعالیت می کند باید با ادبیات پژوهش مدار با مخاطبان سخن بگوید .

شما پس از استعفای بطحایی در دومین نشست  کارشناسی سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ریزی آموزشی  با موضوع"  تبیین منطق و فرآیند باز آرایی تشکیلات " با اشاره به شرایط فعلی وزارت آموزش‌وپرورش و تاکید بر اینکه  تغییرات مدیریتی نباید خللی در کار ایجاد کند، فرموده اید :

" متاسفانه آقای بطحایی کناره‌گیری کرد، ایشان فردی سخت‌کوش، انقلابی و معتقد به تحول بود.او بسیار صریح و با قدرت در مقابله با سند 2030 موضع‌گیری و از ارزش‌های اسلامی و انقلابی دفاع کرد که برخی از این اقدام خوششان نیامد البته مجموعه آموزش و پرورش از کناره‌گیری ایشان راضی نبودند ... "

بفرمایید این حکم شما بر کدامین قرائن و یافته های پژوهشی استوار است ؟"

جامعه دوزیست و مدیران مرعوب و نان به نرخ روز خور در آموزش و پرورش

ذوعلم در مقابل خبرنگاران ضمن تحسین من از پیش دستی خودش شیرینی را با چنگال برداشته و به من تعارف کرد و گفت که به نکته بسیار خوبی اشاره کرده ام .

پاسخ ذوعلم به طور کامل در صدای معلم منتشر خواهد شد اما به صورت تلویحی گفت که اشتباه کرده است !

البته در جامعه ما مسئولان و مدیران از نظر خودشان غالبا اشتباهی نمی کنند و وقتی هم مورد پرسش افکار عمومی قرار می گیرند به جای شفاف سازی ، معمولا پرگویی کرده و به توجیه و مکانیسم های دفاعی روانی روی می آورند و شجاعت اقرار صریح به اشتباه و عذرخواهی  را ندارند هر چند این رفتارها در عموم جامعه نیز کم و بیش قابل مشاهده است . در نشست رسانه ای دیروز خطاب به ذوعلم و در موضوع سند 2030 گفتم که برخی افراد و کاسبان جریان های سیاسی  آگاهانه و عامدا از سند 2030 یک برچسب و تابو ساخته و برای ترور حذف منتقدان خویش از آن استفاده می کنند

« محمود فرشیدی » در این باره گفت :

"  این موارد حکایت از آن دارد که احزاب و گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب و جریان حاکم یک پیش‌بینی و انتظار بیشتری از نهاد تعلیم و تربیت و از وزیر آموزش ‌و پرورش دارند؛ آقای بطحایی انسان سلیم‌النفس و متدین است و حضور قوی رسانه‌ای داشت حتی بحث سند تحول را روی میز آورد ولی در عین حال فشارها و تحمیل‌های زیادی را شاهد بود و برخی سردمداران اصلاح‌طلب به خصوص در انتصاب‌ها میدان‌داری کردند اما اگر این احتمال درست باشد، آن انتظاری که از وزیر آموزش‌ و پرورش داشتند، برآورده نشده است.

با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس، احتمال دارد آموزش‌ و پرورش رویکرد سیاسی‌تری را پیش بگیرد و با توجه به اینکه پایگاه اجتماعی فرهنگیان خیلی قدرتمند است و تعداد فرهنگیان زیاد است و همچنین شبکه سازمان یافته دارند، ظاهر شدن آموزش‌وپرورش در قد و قواره یک حزب سیاسی شاید انتظار برخی سیاسیون باشد.

هر کدام از این موارد مطرح باشد، نتیجه آن می شود که آموزش ‌و پرورش دچار خسارتی شود و دود این تعیین سرپرست به چشم معلمان و دانش‌آموزان می‌رود زیرا هر کس که می‌آید می‌گوید تازه آمدم و باید بررسی کنم؛ در هر حال این استعفا را به پای رئیس جمهور می‌نویسیم و دودش به چشم دانش‌آموزان و فرهنگیان می‌رود."

نمایندگان اصول گرای مجلس که با حوزه آموزش مرتبط هستند نیز مواضعی مشابه اتخاذ کردند .

برآیند این اظهار نظرها نشان می دهد که عملکرد بطحایی تا حد زیادی مورد تایید و حمایت این گونه جریان ها بوده است .

شاید این وضعیت برای دولتی که با خاستگاه اصلاح طلبی و حمایت نیروهای آن رای آورده است تا حدی " آش " را شور کرده است که ترجیح داده اند با این حرکت تاکتیکی ضمن جلب حمایت اعتماد احتمالی بخشی از بدنه فرهنگیان پروسه راضی کردن جناح مخالف دولت را در مقطعی قطع کنند و یا به تاخیر بیندازند .

جامعه دوزیست و مدیران مرعوب و نان به نرخ روز خور در آموزش و پرورش

واکنش های جریان موسوم اصول گرایی بر اساس فرآیند عملکرد بطحایی تا حدی قابل پیش بینی بود اما نگاه این افراد به معلمان و صرفا به عنوان " سازمان رای " که بدون تفکر و تحلیل تصمیم گیری می کنند توهین آمیز و حتی غیرقابل تحمل است .

به نظر می رسد این افراد و عقبه سیاسی آن ها از تحلیل واقعیات جامعه و رفتار معلمان حتی در درون آموزش و پرورش تا حد زیادی ناتوان هستند چه اگر غیر از این بود می توانستند دو مدل رای گیری را در مورد " انتخابات صندوق ذخیره فرهنگیان " و " انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش " که دو موضوعی کاملا صنفی هستند را مورد بازخوانی و تحلیل قرار دهند .

جامعه دوزیست و مدیران مرعوب و نان به نرخ روز خور در آموزش و پرورش

در انتخابات صندوق ذخیره فرهنگیان مشارکت معلمان زیر 25 درصد بود و در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش به زیر 10 درصد رسید .

این دو موضوع  فرضیه های افرادی که از آن ها نقل قول شد و کنار زدن بطحایی را مرحله ای برای پروسه انتخابات  و مهندسی آن تصور می کنند کاملا رد کرد .

نکته مهم دیگر که بسیار قابل تامل و محل بحث و کنکاش است استفاده از ادبیات خاص " سیاسی کردن آموزش و پرورش " است . این ها همه محصول و نتیجه آموزش و پرورش ایدئولوژیک هستند که به یکدیگر اعتمادی ندارند و سرمایه اجتماعی به پایین ترین درجه خود رسیده است

این افراد و جریان ها در حالی برچسب " سیاسی کردن آموزش و پرورش " را به رقبا و به ویژه منتقدان خویش وارد می کنند در حالی که هنوز تعریف مشخصی در مورد " تربیت سیاسی " و " تربیت مدنی شهروندان " ندارند و موضع شان در مورد " تفکر انتقادی " و " آموزش مدرن و علمی " برای هم گامی با تحولات روز مشخص و شفاف نیست .

این افراد و جریان ها مدافع آموزش و پرورش ایدئولوژیک هستند و البته آن ها را سیاسی نمی دانند در حالی که آسیب های آموزش و پرورش ایدئولوژیک به مراتب خطرناک تر و مخرب تر است .

نتیجه مستقیم و بلامنازع آموزش و پرورش ایدئولووژیک تربیت جامعه ای با افراد " دو زیست "  با رویکرد " زیست ریاکارانه " است .

مردمی که گفتارشان با عملکردشان از زمین تا آسمان فاصله است و نمونه آخرش قضیه رامبد جوان و سفر با همسرش به کانادا بود که سر و صدای زیادی نیز ایجاد کرد و به طور حتم آخرین آن نیز نخواهد بود .

جامعه دوزیست و مدیران مرعوب و نان به نرخ روز خور در آموزش و پرورش

برای من در این قضایا واقعا موجب تاسف است که کسی به دنبال تحلیل و پیدا کردن ریشه های این نوع رفتارها نیست ، البته رفتارهایی که ممکن است برای همه اتفاق بیفتد .

« عبدالرسول عمادی » که تا چندی پیش خود را نامزد پست معاونت متوسطه وزارت آموزش و پرورش کرده بود در کانال " هفت جوش " که قبلا حذف کرده بود و دوباره و پس از منتفی شدن این مقام راه اندازی شد در مطلبی در کانالش با عنوان " سقوط " نوشت :

" من در طی سال هایی که در وزارت آموزش و پرورش مسئول سنجش یا سرپرست متوسطه بودم هیچ‌گاه عضو کمیته انتصابات نبودم اگر چه به نظرم چنین کمیته ای هم یا وجود نداشت یا اگر هم بود برای ماههای اول وزیر شدن وزیران بود تا نشان دهند که تصمیمات آنها مبنای دموکراتیک دارد ولی این‌کمیته به مرور آب می رفت چون برای انتخاب مدیران نمی شد هیچ معیاری را مبنا گرفت و باید کاملا عمل گرایانه تصمیم گرفت هر انتخابی که چنین کمیته ای می کرد با نارضایتی ارباب فشار ملغی می شد و آخر سر تنها معیاری که باقی می ماند مصلحت سنجی های لحظه ای شخص وزیر بود.

 این را از خلال گفت و گوهایی که با برخی از نزدیکان وزیران که عضو چنین‌کمیته ای بودند دریافته بودم.

موردی را که مایه شگفتی من شد عرض می کنم. پارسال مدیر کل وقت دفتر وزارتی وزارت خانه با من تماس گرفت که شما معاون آموزش متوسطه یکی از استانها را که در حال عزل مدیرکل آن استان هستیم متقاعد کنید تا سرپرستی آموزش و پرورش استان را بپذیرد. من هم که از کم و کیف کار اطلاعی نداشتم به آن معاون زنگ‌زدم که چرا شما سرپرستی را نمی پدیرید؟

ایشان‌ گفت این‌ مدیر کل چند ماهی بیش نیست که توسط خود این دوستان منصوب شده و بسیار هم‌کاری و فعال است و حالا نماینده ها اصرار بر عزلش دارند و من چون عزل ایشان را خلاف اخلاق و نادرست می دانم و دارند با آبروی ایشان بازی می کنند سرپرستی را نمی پذیرم اگر می خواهند در همین معاونت می مانم و گرنه به مدرسه می روم.

گفتم آفرین بر شما و اگر اینجا بودی بابت این‌ جوانمردی دستت را می بوسیدم و خداحافظی کردم، به مدیرکل دفتر وزارتی هم موضوع را اطلاع دادم. شب وزیر محترم تماس گرفتند که شما با معاون استان برای پذیرش سرپرستی صحبت کردید؟

ماوقع را توضیح دادم گفتند معاون استان را عزل کنید عرض کردم عزل معاون استان از اختیارات من نیست و انگهی رفتار نادرستی نکرده تا مستوجب عزل باشد.

من در ماههای آخر خدمت در آموزش و پرورش متاسفانه شاهد سقوط اخلاقی آموزش و پرورش ایران تا این حد نیز بودم.

من باید فردای آن شب از این وزارت خانه می رفتم ولی متاسفانه و باید گفت بی شرمانه در عین‌مشاهده این رفتار باز هم چند ماهی ماندم."

عمادی در نامه ی استعفایش بدون اشاره به دلیل و یا دلایل استعفا با ادبیاتی آکنده از تعارف  و تواضع  ظاهری می نویسد : ( این جا )

" اینجانب پنج سال رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش بودم که در چند ماه آخر آن سرپرستی معاونت آموزش متوسطه را نیز بر عهده داشتم و اکنون در پایان این هر دو مسئولیت در حالی که زبان خامه ندارد سر بیان فراق از خدمت همکاران عزیز و ارجمندم در وزارت آموزش و پرورش و به ویژه دوستان عزیزم در دو حوزه مرکز سنجش و معاونت آموزش متوسطه و خیل عظیم و بی نظیر فرهنگیان در سراسر کشور مرخص می شوم و از همگان انتظار عفو و بخشش دارم .

ز دوست کوته خود زیربارم

سه وزیر ارجمند آقایان دکتر علی اصغر فانی ، دکتر فخر الدین احمدی دانش آشتیانی و سیدمحمد بطحایی به این کمترین لطف و مرحمت داشتند ، الطافشان مزید بادا و جانشان در امان خدای منان .

اگرچه بضاعتی نداشتم اما هر چه بودم در خدمت نظام مقدس تعلیم و تربیت بودم و کوتاهی و کم فروشی نکردم و مراتب تعهد و خدمتگزاری را فرو نگذاشتم .

از خداوند متعال درخواست دارم به فضل بی منتهایش این مختصر خدمت را از من بپذیرد و و در روزی که همگان در بارگاه جلاش حاضر می شوند من را نیز در زمره پذیرفته شدگان محشور فرماید .

بمنه و کرمه

و آخر دعوانا آن الحمد الله رب العالمین "

جامعه دوزیست و مدیران مرعوب و نان به نرخ روز خور در آموزش و پرورش

نکته ای که این جا مطرح است این است که آقای عمادی از عبارت " نظام مقدس تعلیم و تربیت " بهره می جوید .

ایشان به اقرار خودش دانش آموخته ی " فلسفه علم " از دانشگاه صنعتی شریف است .

آیا ایشان نمی داند و یا آگاه نیست وقتی چیزی و یا کسی را " مقدس " کردی دیگر انتقاد از آن موجود بسیار دشوار و پیچیده خواهد شد .

« فرج کمیجانی » دبیر کل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی که تا همین اواخر در مراسمی با اهدای هدیه بطحایی را ملقب به " وزیر اندیشمند " با چاشنی " اقدامات ارزشمند " کرده بود در نشستی که با سرپرست وزارت آموزش و پرورش داشتند چنین بیان می کند :

" اکنون شخصیتی (حسینی) وارد میدان شده که دارای طرح و برنامه است که به پشتیبانی دولت نیاز دارد و می تواند اقداماتی را برای فرهنگیان به انجام رساند.

جامعه دوزیست و مدیران مرعوب و نان به نرخ روز خور در آموزش و پرورش

در دولت تدبیر با انتخاب بطحایی همه خوشحال بودند که فردی از بدنه آمده و دولت قول داد که کمک کند اما در عمل اتفاق نیافتاد... "

هفته پیش برخی در شهر مشهد تجمعاتی را علیه سرپرست وزارت آموزش و پرورش ترتیب دادند . ( این جا )

جامعه دوزیست و مدیران مرعوب و نان به نرخ روز خور در آموزش و پرورش

به نظر می رسید محور و ترجیع بند سخنان معترضان همان سیاسی کردن آموزش و پرورش و نیز نگرانی از اجرای سند 2030 باشد .

این در حالی است که سرپرست آموزش و پرورش تا الان همان حرف های بطحایی را در مورد محوریت سند تحول بنیادین تکرار کرده است و تاکید کرده است : ( این جا )

" توسعه ارزش‌های دینی و باورهای علوم و معارف اسلامی از سیاست‌های مهم آموزش و پرورش است."

تاکنون حسینی حرف جدیدی نزده است هر چند مدیران موفق و موثر بر اساس " مدل های علمی و اقتضایی " ترجیح می دهند تا با کمک گیری از یک اتاق فکر منسجم و باسواد و تیمی کارآمد و مدیریت افکار عمومی در فرآیندی دوسویه با رسانه ها به سوی اقناع افکار عمومی حرکت کنند .

حال تجمع کنندگان درست می گویند و یا سیدجواد حسینی ؟ وقتی چیزی و یا کسی را " مقدس " کردی دیگر انتقاد از آن موجود بسیار دشوار و پیچیده خواهد شد !

اما اصل بدیهی و انکار ناپذیر همان است که گفته شد .

در نشست رسانه ای دیروز خطاب به ذوعلم و در موضوع سند 2030 گفتم که برخی افراد و کاسبان جریان های سیاسی  آگاهانه و عامدا از سند 2030 یک برچسب و تابو ساخته و برای ترور حذف منتقدان خویش از آن استفاده می کنند .

از ایشان پرسش کردم که آیا این با " آزاد اندیشی " تطابق دارد ؟

پاسخ ذوعلم تایید پرسش و مواضع من بود .

این ها همه محصول و نتیجه آموزش و پرورش ایدئولوژیک هستند که به یکدیگر اعتمادی ندارند و سرمایه اجتماعی به پایین ترین درجه خود رسیده است .

شاید حسینی مانند خیلی ها از ادبیات و کدهای خاصی استفاده می کند تا از فیلتر رای اعتماد مجلس و برخی نهادها بگذرد درست مانند مهرمحمدی که 4 سال همین ادبیات را تکرار کرد تا از سد شورای عالی انقلاب فرهنگی بگذرد .

و یا حذف کردن و یا غیرفعال کردن اکانت  ها در شبکه های اجتماعی ؛ شاخص ها و نشانگرهای خوب و امیدوارکننده ای برای کسی که ادعا می کند برای احیای استقلال نهاد آموزش آمده و به قول خودش می خواهد دیوار معلم بالاترین دیوارها باشد ، نیست .

بدون تردید این گونه رفتارها و کنش ها جامعه را به پویایی و بالندگی نخواهد رساند و تنها نتیجه آن ناامیدی بیشتر از اصلاح اوضاع ، ابهام در آینده و در نهایت رادیکال شدن اوضاع خواهد بود .

شاید بهتر باشد به جای بلند کردن دیوارها ، اساسا دیوارها را برداریم !

منتشرشده در یادداشت

چالش های آموزش ابتدایی و مشکلات آموزش و پرورش کردستان  با نگاهی اجمالی به برنامه ها و روند اجرای فعالیت ها در دوره های مختلف آموزش و پرورش ،اگرچه کنکور به عنوان محصول نهایی این نظام آموزشی ، ناامید کننده ترین تصویر را در ذهن جامعه تداعی و تلاش ناموفق وزیر مستعفی برای حذف این مافیا تنها گوشه ایی از نمای دلخراش این قضیه است ،اما واقعیت این است پوسیدگی نظام آموزش و پرورش ما از آموزش ابتدایی شروع و تا رسیدن به کنکور برحجم آوار این وزارت خانه عریض و طویل روز به روزافزوده می شود .  
در حالی که آموزش و پرورش ابتدایی در سایر کشورها به عنوان نقطه شروع ،اساسی ترین رکن آموزش و پرورش شناخته می شود در ایران این حوزه به حیاط خلوت برنامه وفعالیت های بی هدف تبدیل شده است  .

معلمان ابتدایی در کلاس درس از یک سو اولا باید وظایف تخصصی- شغلی خود را به بهترین صورت انجام دهند  و از سویی دیگر در دید بازدید کنندگان و مچ بگیران کار نابلد بدرخشند ، نتیجه آنکه در بیشتر اوقات انرژی همکاران دوره ی ابتدایی به جای آنکه در خدمت دانش آموزان ،کلاس و مدرسه باشد صرف  اجرای فعالیت ها و برنامه های بی بازده ایی می شود که از طرف مسوولان به آنها دیکته شده است و برای آن که مستند سازی قوی و خبره از آب در بیایند (به طوری که گزارشات اجرای این برنامه ها برای مسئولان اداری رضایت بخش باشد) بایستی یک گوشی هوشمند با دوربین فوق العاد با کیفیت جهت عکاسی تهیه کنند !
واقعا چقدر از این برنامه ها ،جشنواره ها ،کارگاه ها ،ضمن خدمت های مجازی و.... مفید هستند؟ چه اثر مثبتی بردانش آموزان  و پیشرفت آموزشی و پرورشی آنها دارد ؟ آیا این حجم زیاد برنامه ها باعث تغییر نگرش یا کار آمد تر شدن معلمان شده است ؟

چالش های آموزش ابتدایی و مشکلات آموزش و پرورش کردستان

شایددر نگاه اول  بسیاری از اولیا  یا افراد دیگر از تعدد و تنوع برنامه های دوره ابتدایی اطلاعی نداشته باشند اما لازم است فهرستی ناقص از برنامه هایی که در حال حاضر مدیران مدارس ابتدایی ،معلمان، دانش آموزان و حتی برخی اولیا  درگیر آن هستند را به شرح زیر لیست کنیم :
1- ارتقای کیفیت مدیریت آموزشگاهی ( برنامه تدبیر ) لازم است برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان حوزه ابتدایی از این ژست متفکر و با تدبیر بودن خارج و نسبت به آسیب شناسی این حجم ، تعداد و تنوع برنامه ها در مدارس ابتدایی اقدام نمایند و آسیب هایی که ممکن است بر دانش آموزان و معلمان ، مدیران و اولیا وارد شود را بررسی نمایند و با دیدی کارشناسی و منطقی و  به دور از احساس اقدام به تغییر و تحول در این حوزه بنمایند.

2- ارزشیابی کیفی توصیفی 

3- جشنواره جابر ابن حیان 

4- آموزش مهارت های زندگی اسلامی (طرح کرامت )

5- درس پژوهی 

6- ارتقاء آموزش های قرآنی ( جشن قران ، مسابقات قران و معارف و تجوید و ...)

7- تکالیف مهارت محور ( دوره اول ابتدایی )

8- برنامه ویژه مدرسه ( دوره دوم ابتدایی ) 

9- برنامه شهاب ( شناسایی و هدایت دانش آموزان استعداد های برتر ) 

10- اقدام پژوهی 

11- پروژه آزمایشی" بازی و یادگیری " 

12- انسداد مبادی بیسوادی ( شناسایی و جذب تارک و بازماندگان از تحصیل و شناسایی اولیا بیسواد ) 

13- مجلات رشد و فعالیت های مرتبط با آن 

14- حفظ جزء 30 قرآن  15- فعالیت های مرتبط با دانش آموزان با نیاز های ویژه ( دانش آموزان دیر آموز و دارای اختلال یادگیری )

16- مسابقات پرسش مهر  

17- طرح عید و داستان 

18 وجود  کمیته ها و شورای هایی مانند شورای  آموزگاران،  شورای مالی ، کمیته برنامه ریزی ، گروه های آموزشی و....

 19- برگزاری کارگاه های مختلف در حوزه آموزشی و پرورشی 

20- جشن شکوفه ها و غنچه ها  

21  -جشن عاطفه ها 

22- جشنواره غذای سالم 

23- المپیاد های ورزشی

24- جشن قرآن پایه اول

 25-جشن تکلیف دختران پایه سوم

26-جشن اولین واژه آب 

27-هفت سین رشد 

28-خانه تکانی کاغذی 

29 - مانور زلزله 

30- مسابقات فرهنگی و هنری که خود شامل چندین رشته متنوع است .

31- شوراهای دانش آموزی 

32- تولید محتوای الکترونیکی و هوسمند سازی کلاس ها 

33- شرکت در دوره های ضمن خدمت حضوری و غیر حضوری  

34- برنامه های حوزه مشاوره ( همیار مشاور ،سفیران سلامت ورابطین مشاوره )

36- جشنواره فیلم رشد و  ... .  البته موارد ذکر شده غیر از مناسبت ها  ، یاد واره ها ، جشن ها ، اعیاد و مراسم های مذهبی  و راهپیمایی ها  و برنامه هایی است که مدارس در همکاری با سایر ادارات انجام می دهند .
تصور کنید این همه برنامه ها در کنار انتظارات والدین جهت تدریس کتب درسی با روش های نوین و مشارکتی ،خلاقانه و استفاده از وسایل و امکانات کمک آموزشی در کلاس های درس همراه با استفاده از امکانات الکترونیکی و به روز با تعداد دانش آموز حدود 32 تا 35 نفره چگونه ممکن است ؟؟!

لازم به یادآوری می باشد برای هر یک از برنامه های ذکر شده  برنامه ریزی ، تشکیل کمیته ، انجام فعالیت ، تشکیل نمایشگاه ، مستند سازی ها ( عکس ، صورت جلسه و ... ) گزارش نویسی ،داوری طرح  ها و .. مورد نیاز است و البته کتاب های درسی حجیم را هم به این مجموعه اضافه بفرمایید !
در کنار همه این برنامه ها آموزش و پرورش استان کردستان برای سال تحصیلی جدید 99/98 پیشگام اجرای برنامه جدیدی با عنوان انتخاب و انتصاب مدیر آموزگاران مدارس روستایی با اهداف ؛" استفاده بهینه از ظرفیت منابع انسانی موجود ، بهره مندی از تخصص و تجربه نیروی های کار آمد، ارزیابی توانمندی ها و تشخیص میزان قابلیت های نیروی انسانی داوطلب پست مدیر آموزگاری ، ارتقا کیفیت آموزشی و پرورشی اداری و اجرایی مدارس " شده است .

اگرچه اهداف طراحی شده برای این برنامه مناسب به نظر می رسد ، اما کافی است اهداف ذکر شده را برای طرح ها و برنامه هایی که در بالا ذکر شده و تا به حال در مدارس اجرا گشته در ذهنمان مرور کنیم ،چند درصد این اهداف محقق شده است ؟ برنامه های توانمند سازی منابع انسانی تا به حال چه میزان مفید واقع شده  است ؟ فرایند جذب منابع انسانی در دوره ابتدایی چگونه است ؟ آیا باهوش ترین و زبده ترین افراد را در آموزش ابتدایی جذب کرده ایم؟

آیا صرف انتخاب نیروهای توانمند برای مدیریت ، برنامه ایی برای نیروهای غیر توانمند در آموزش و پرورش وجود دارد ؟ آیا مدیریت در روستا های دور افتاده و تدریس همزمان تنها راه استفاده بهینه از منابع انسانی موجود می باشد؟ آیا راهکار جلوگیری از ریزش دیوار و مرگ نوگل هایی مثل "دنیا ویسی" جذب مدیر آموزگار از طریق فرم مذکور است ؟

چالش های آموزش ابتدایی و مشکلات آموزش و پرورش کردستان

آیا تا به حال از تخصص و تجربه نیروی های کار آمد استفاده بهینه نشده است ؟ فرآیند خروج نیرو و بازنشستگی در آموزش ابتدایی چگونه است ؟ آیا بعد از سی سال یا نزدیک به سال خدمت در آموزش و پرورش امروز سنجیدن میزان تخصص و تجربه همکاران مفید خواهد بود ؟ ....
به نظر می رسد برنامه ریزان وزارتی  و استانی با  پیامد های این تنوع و تعدد برنامه ها آشنا هستند و به خوبی می دانند که  بیشترین آسیب را برای دانش آموزان و بعد از آن برای آموزگاران و مدیران و معاونان مدارس دارد .اما سوال این جاست !

به راستی این همه دغدغه ظاهری برای چیست؟ این همه فشار بر معلمان ابتدایی غیر از خستگی و فرسودگی بیشتر معلمان چه نتیجه ای دارد؟

چرا واقعیت ها و دلایل پسرفت آموزش ابتدایی را با طرح ها و برنامه هایی این چنینی  به فراموشی می سپاریم ؟

در یک نمای کلی ، انگار در گذر از مقطع تاریخی خاصی از حوزه آموزش و پرورش هستیم که می خواهیم تمام عقب ماندگی های چندین ساله را یک جا جبران نماییم .هر ایده و طرحی که درسایر کشور ها ی توسعه یافته انجام می شود را بدون بستر سازی لازم وارد آموزش و پرورش می کنیم ! نظام آموزشی را در یک چشم به هم زدن تغییر دادیم ! مدارس را یک نوبته کردیم !

ارزشیابی توصیفی را جایگزین ارزشیابی کمی نمودیم ! کتاب های درسی دوره ی ابتدایی را بدون توجه به محتوی حجیم کرده ایم !

به نظر می رسد خیلی سریع می خواهیم در آموزش و پرورش و مخصوصا آموزش ابتدایی قله های توسعه را فتح کنیم ! غافل از آنکه برعکس کشور های توسعه یافته به بدترین شکل ممکن به بیراهه می رویم !

پایان سخن آنکه  لازم است برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان حوزه ابتدایی از این ژست متفکر و با تدبیر بودن خارج و نسبت به آسیب شناسی این حجم ، تعداد و تنوع برنامه ها در مدارس ابتدایی اقدام نمایند و آسیب هایی که ممکن است بر دانش آموزان و معلمان ، مدیران و اولیا وارد شود را بررسی نمایند و با دیدی کارشناسی و منطقی و  به دور از احساس اقدام به تغییر و تحول در این حوزه بنمایند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چالش های آموزش ابتدایی و مشکلات آموزش و پرورش کردستان

منتشرشده در یادداشت
یکشنبه, 26 خرداد 1398 17:28

اگر وزیر آموزش و پرورش بودم !

اگر وزیر آموزش و پرورش بودم چه می کردم

وزارت آموزش و پرورش به عنوان نحیف ترین و اساسی ترین پایگاه در اجتماع و خانواده ها نیاز به یک لیدر حساس و پر قدرت در جهت اجرایی برنامه های آن را دارد ؛ نگاهی کوتاه بر عملکرد وزرای آموزش و پرورش در طول دهه های گذشته متاسفانه ناشی از درگیر شدن این وزارت خانه عظیم به مقوله سنت محوری و نیز سیاسی کاری ها و نیز دفع نیروهای شایسته در بدنه ساختاری آن را داشته است در جایی که مافوق یک کارمند کمتر از یک کارمند از جایگاه های علمی و تخصصی و تعهدی و شایستگی را داشته باشد مسلم است که ساختار این چنین سازمانی باید مورد تحول واقع گردد ؛ بنابراین آنچه موجب افول نظام شایسته سالاری و یا طرد نیروها شده قطعا در خروجی های بر نامه ریزی ها هم تاثیر منفی خواهد داشت .

وزیر شدن و یا محول کردن قدرت وزارتی برای یک معلم ساده که سه دهه کامل سختی های کلاس و راه و فقر و .... را لمس بکند و عملی خاطرات آن را داشته باشد کار هیچ کشوری در جهان سوم نیست لیکن در صورت ترقی و پیشرفت جامعه در عرصه جهانی موج اتصال بر انتصاب این موضوع ها میسور خواهد بود لیکن در حد خیال و سمبیلک دیدگاه هایی را از زبان یک معلم با پشتوانه 27 سال سابقه کاری که در دریای موجناک قلم و تبیین ایده و نظر در سطح ملی سابقه داشته و افتخار بیش از هزار نوع لوح های سپاس ملی و تالیفات متعدد داشته تبیین می شود :

1 .نگه داشتن معلم شایسته و توانمند در حاشیه و طرد کلی بسی ناانصافی و حتی از موج بی وجدانی ها رقم می شود. پای مغرضان را وزیر جدید باید شکسته و کفش نو را بر کفش های اهل شایستگان پا کند .

2. بیمه و خدمات بیمه ای موحود در فضای حاضر در وزارت آموزش و پرورش ناشی از عدم تعهد گاها زیر رفتن از مسئولیت و دادن حداقل ترین خدمات بیمه ای می گردد حال که آموزش و پرورش خودش بیمه معلم را دارد بر ان فاخر و لباس همه پوشش های بیمه ای را بر تن این شرکت بپوشاند که خروجی خدمات آن با صرفه جویی های عالی متناسب تر بر شان ونظام رفاهیات فرهنگیان خواهد بود .

3. در بدنه رفاهیات آموزش و پرورش خانه های معلم مکانی فقط برای خدمات بر نیروهای ستادی و اداری بیشتر رقم می خورد و 90 درصد خدمات اسکان و پذیرش ها در کلاس های درسی صورت می گیرد لازم است نسبت به واگذاری خانه های معلم و حتی برنامه های اسکان معلم در مدارس به صورت واگذاری به بخش خصوصی واگذار گردد و عوایدات آن به نفع آموزش و پرورش رقم بزند

4.مشاهدات میدانی حاکی از آن است که در مدارس بوفه های فروش اغذیه و..در اختیار مدیران مدارس بوده است . این بر نامه در سال تحصیلی 98.99 طبق بر نامه های مزایده به بخش خصوصی واگذار گردد و مدیران مدارس صرفا در برنامه کیفی آموزش و پرورش تلاش کنند .

5. برنامه مطلوب ساماندهی انتصاب مدیران مدارس هر ساله طبق برنامه های راهبردی در آموزش و پرورش اجرا می شود لیکن قبول کنیم که تنها ده درصد این مقوله دارد اجرایی می شود ؛ اگر هدف در ساماندهی انتصاب مدیران مدارس می باشد باید یک سازمان دهی کلی در این موضوع صورت گیرد نه اینکه صرفا در میان معدودی از افراد به صورت انگشت شمار بر نامه های انتصاب صورت گیرد و مابقی هم که قبلا  انتصاب در مدیریت ها را داشته اند از دوران مربوطه لم بر قدرت بزنند.

6.نیروهای پرورشی هدف شان در جهت پویایی بر نامه های فرهنگی وهنری در مدارس به عنوان مربی هستند لیکن در زمان آقای حاجی بابایی حکم معاونت بر این نیروها رقم خورد در حالی که امور معاونت بر مربی ها منافات دارد و بار مالی بر وزارت دارد.

اگر هدف در تامین منابع مالی و کاهش هزینه هاست معاونت پرورشی در مدارس حذف و کما فی السابق نیروهای پرورشی به عنوان مربی در خدمت باشند .

اگر وزیر آموزش و پرورش بودم چه می کردم

7. ساختار مناطق آموزش و پرورش در همه جاهای ایرانی قارچ مانند بوده است که جز حیف و میل وهزینه خروجی نداشته است با طرح اقماری و تجمیع مناطق آموزش و پرورش و تشکیل یک ناحیه بسیاری از مشکلات مالی وهزینه ها وصرفه جویی ها مرتفع خواهد شد ؛ محض اطلاع در زمان های گذشته به دلیل سیستم های سنتی ، رواج مناطق در آموزش پرورش مد نظر بود، حال که دولت الکترونیکی مد نظر است بهتر  که رویه مدیریت ها به جای پرورش قارچ مانند مدیریت های آموزش و پرورش نسبت به اقماری کردن و حذف مناطق و تجمیع در یک ناحیه صورت گیرد .

8.نیروهای اداری با بیست و هشت سال سابقه در نهایت آخر کاری مشاهده می گردد ، به منظور برخوردار شدن و متنعم شدن از حق معاونت در مدارس که بالای 400 هزار تومان است با رابطه گسیل می شوند که این از نظر شرعی و اخلاقی و حتی بر اساس آموزه های حفظ بیت المال منافات دارد در حالی که دیده می شود در مقابل این حرکات یک معلم روستایی هم با سی سال سابقه کاری اصلا از این موضوع استفاده نمی کند و حق استفاده بر ایشان هم به دلیل عدم رابطه بازی و یا حزب بازی ویا ....حرام می گردد. بهتر است که وزارت آموزش و پرورش این حق را صرفا به نیروهای آموزشی محول کرده و نیروهای اداری مانع از گسیل شدن برای بر خورداری از این مزایا گردند .

9.برنامه انتخاب معلمان نمونه منطقه ای الی ملی در سال های ماضی طبق مدارک مثبته صورت می گرفت . چند سال اخیر به مناطق مخیر شده که بدون مدرک نوعی اجحاف در حق معلمان عزیز است. این بر نامه طبق سوابق و نیز لیاقت ها و شایستگی ها و مدارک کما فی السابق اجرایی گردد .

10. راهرو های آموزش و پرورش جولانگاه نماینده بازاری ها شده که این موضوع منجر بر تحمیل افراد نزدیک خود به عنوان رئیس و مدیر آموزش و پرورش در مناطق می گردد که باید قانونی مهیا گردد که انتصاب روسا و مدیران مناطق از میان کل کارکنان و فرهنگیان بر اساس نظام شایستگی های افراد بوده باشد و با بر نامه آزمون با سازمان سنجش نظام انتصابات بر اساس دو بعد علمی و نیز عملی اجرایی گردد .

11..نظام اموزشی ابتدایی در چند سال اخیر فدای بازار توصیفی شده که خرجی آن جز آفرین نوشتن و خیلی خوب نوشتن عاید دانش آموزان نشده است ؛ بهتر است از نظام سنجش بر اساس امتیاز با توزیع فرم های امتیاز و احتساب امتیاز ماهانه به عنوان الگو نمره لحاظ گردد . در ضمن تدریس پایه اول به بانوان واگذار گردد . برای اصلاح اوراق دانش آموزان مبلغی به آموزگاران به عنوان حق الزحمه داشته شود . معلمان سخت کوش و آموزگارانی که با خودروهای خود به روستاهای محل کاری ایاب و ذهاب می کنند لااقل ماهانه هزینه سوخت به آنها داده شود و در بعد رفاهیات سختی کاری معلمان ابتدایی افزایش چشمگیر صورت گیرد .

12. در بعد نظام معیشتی معلمان به تعداد عایله خانواده ها و نیز استیجاری معلمان ونیز بیماری توجه شود .

13. بر نامه جامع عدالت شغلی در مورد معلمان اجرا و بر معلمان توانمند و نیز نویسنده و صاحب نظر در نگارش و تالیف کتب درسی توجه گردد .با کمال تاسف در نگارش های فعلی کتب های درسی سهمی معلمان عزیز ندارند و تعارفی هم نشده است ؛ اگر اموزش و پرورش بر اساس استفاده از تجارب عظیم معلمان در روی ریل آن می باشد لازم است از توانمندی های این عزیزان نیز در توشه تعلیم تربیت استفاده گردد .

14. سپرست محترم آموزش و پرورش جناب آقای جواد حسینی به جعبه سیاه آموزش و پرورش که مدارس می باشند اشاره کرده است .این جعبه سیاه درست است که در مدارس متجلی می باشد لیکن اصل جعبه سیاه دل نوشته های قاطبه فرهنگیان می باشد ؛ اگر هدف در چالش کشیدن و استفاده از تعاطی افکار فرهنگیان می باشد لازم است موضوع طرح مجلس مجازی فرهنگیان در وزارت آموزش و پرورش به اجرا در اید. البته بنده یادم هست که در همان اداره کل آموزش و پرورش استان خراسان رضوی چند سالی پیش موضوع احیای مجلس مجازی فرهنگیان رقم خورده بود لیکن حال که سکان وزارت بر عهده مشارالیه گذاشته خواهد شد بهتر است در سطخ ملی مجلس فضای مجازی فرهنگیان احیا گردد و بر اساس آن یک طوفان فکری در هم اندیشی بر نامه ها اجرایی و عملی گردد .

15..برنامه طرح جانشینی یکی از فرزندان فرهنگیان در مقام شغلی بعد از بازنشستگی در برخی از سازمان ها اجرایی می شود . بهترین خدمت ماندگار را می توان این موضوع را در میان فرزندان بیکار و آشفته حال اشتغال فرزندان کارکنان اجرایی کرد .

16 .انشالله که در طریق تعلیم و تربیت خدای معتال در این طریق یاری مان باشد .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

اگر وزیر آموزش و پرورش بودم چه می کردم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

استعفای بطحایی و گزارش صدای معلم از نشست رسانه های علی ذوعلم رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

امروز یکشنبه 26 خرداد نشست رسانه ای حجت الاسلام علی ذوعلم با خبرنگاران در سالن جلسات سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برگزار گردید .

در ابتدای این نشست ذوعلم کلیات و محورهایی را در مورد فعالیت این سازمان و چشم انداز فعالیت ها بیان کرد .

ذوعلم با تاکید بر این که سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مهم ترین سازمان در نظام جمهوری اسلامی است و آینده کشور به آن بستگی دارد گفت که رسانه ها باید مطالبه گر باشند .

رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی تصریح کرد که ما به یک تحول در قواره برنامه درسی نیازمندیم .

وی افزود : قواره ای که اکنون در برنامه درسی وجود دارد یک قواره جامع ، کارآمد و متناسب با نیازهای امروز ما نیست .

وی افزود : برای طراحی و بازآرایی این قواره سه مقوله نیاز داریم که اولین آن مبانی نظری خودمان است چون الان تعلیم و تربیت ما یعنی " عینی " با اسلام فاصله دارد ، با اسلام واقعی و اسلام جامع فاصله دارد .

اگر  خدای ناکرده در مدرسه ای به خاطر اجبار و الزام مدیر  دانش آموزی نماز بخواند این اسلام نیست .

اگر حتی در یک مدرسه ای  با سوال دانش آموز مواجهه ی خوبی نشود این با اسلام واقعی زاویه دارد .

دومی تجربه های جهانی است .

ما تجربه های جهانی و علمی را که رد نمی کنیم اما آن تجارب نباید به ما خط فکری بدهد . برخی اوقات این ها مخلوط می شود .

ما محققانه باید اقتباس کنیم و نه مقلدانه .به همین جهت است که ما برخی الگوهای کشورهای به ظاهر پیشرفته را واقعا پیشرفته نمی دانیم .

یعنی اگر یک کشور به ظاهر پیشرفته بچه های را جوری تربیت می کند که این ها به عنوان یک مهره برای جامعه تربیت شوند و بخواهند فقط منفعل و پذیرنده باشند این که تربیت مطلوب نیست .

ذوعلم سومین منبع را تجربه های موفق کشور ذکر کرد .

وی عنوان کرد ما هم گذشته و هم حال حاضر مدارس موفق فراوانی داریم . انگیزه های تربیتی بسیار خوبی در این مدارس وجود دارند .

اما این پویایی ها در ساختار صلب و متحجرانه حاکم بر ما هنوز ورود پیدا نکرده است .

استعفای بطحایی و گزارش صدای معلم از نشست رسانه های علی ذوعلم رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

این سازمان رسالت خود را تحول به معنای واقعی می داند و به همین جهت شکل گیری نیروی زبده و وتوانمند برای طراحی برنامه های آموزشی دوره های تحصیلی در دستور کار ما است و این که آن شعار مدرسه محوری واقعا بتواند از یک پشتوانه کارشناسی بیشتر برخوردار شود . استمرار و ثبات داشته باشد .

آموزش و پرورش مهم تر از نهاد افراد است و ما باید برای نهاد تعلیم و تربیت دلسوز داشته باشیم .

گلایه اصلی ما ، فرهنگیان ، معلمان ، بدنه آموزش و پرورش از دولت ، مجلس و از مجموعه دستگاه های نظام همین بوده است که چرا در عمل به این بخش مهم جامعه به اندازه ای که باید ، توجه نمی شود .

در حال حاضر عدالت درباره آموزش و پرورش نیست یعنی تبعیض ، اجحاف و کم اعتنایی نسبت به تعلیم و تربیت وجود دارد .

شما نشان بدهید کسی غیر از رهبر معظم انقلاب که هر سال با دغدغه ، با تکریم و دست گذاشتن روی مسائل واقعی آموزش و پرورش از معلمان این جور حمایت کند و از کارهای خوبی که شده است حمایت کند و از مسئولین بخواهد که کاری انجام دهید .

متاسفانه ضعف اندیشه تربیت محوری و فرهنگ محوری در بخشی از مدیران ما یک ضعف مزمنی است ، کاری به این دولت و آن دولت هم ندارد . متاسفانه نهادینه شده است . رسانه هایی هم که دردمندانه ، دلسورانه و مخلصانه پی گیر این مساله هستند یک رسالت فرهنگی و تربیتی را دارند دنبال می کنند .

شما باید کمک کنید و البته این کمک کردن فقط از " پر گفتن " هم حاصل نمی شود . برخی اوقات زیاد هم بگوییم ممکن است نتیجه عکس دهد . خود خانواده و جامعه باید مطالبه کند و در کنار مطالبه مشارکت کند .

امروز خوشبختانه نسبت به قبل وضعیت ما ارتقا پیدا کرده است و خانواده ها نسبت وضعیت تربیتی بچه هایشان دغدغه مندتر هستند و بیشتر سرمایه گذاری می کنند و البته این باید در یک نظام جامع طراحی شده سامان پیدا کند .

البته من از وضع موجود آموزش و پرورش در حد توان دفاع می کنم و به خصوص کاری که در بدنه و توسط معلمان انجام می شود میانگین کارآمدی در آموزش و پرورش از میانگین کارآمدی سایر دستگاه های دولتی قطعا کم تر نیست بلکه بیشتر است .

سپس خبرنگاران پرسش های خود را مطرح کردند .

« علی پورسلیمان » مدیر صدای معلم در ابتدا ضمن تشکر از رئیس سازمان و آقای محمدی این که این بار دعوت از خبرنگاران گزینشی نبوده است گفت :

" سال 57 مردم برای برخی مفاهیم و آموزه ها انقلاب کردند .

یکی از مهم ترین مطالبات و خواسته های مردم  ، آزادی و به ویژه آزادی بیان بود .

انتقاد آن ها به سانسور و اختناق شاهنشاهی بود .

این ها شعارهای پوپولیستی و یا برای سرگرم کردن مردم و یا سرکار گذاشتن آنان نبود .

متاسفانه نشست های گزینشی دارد به یک فرهنگ سازمانی در آموزش و پرورش تبدیل می شود .

اخیرا سرپرست آموزش و پرورش با تشکل ها نشست گذاشته و رسانه ها را به طور محدود دعوت کردند .

این نباید به یک نرم و هنجار سازمانی در دستگاهی مانند آموزش و پرورش تبدیل شود .

وقتی می گوییم در آموزش و پرورش تبعیض هست ؛ این فقط در مورد حقوق و مزایای معلمان نیست !

این ها هم از مصادیق عینی تبعیض هستند .

شما هم یک چهره انقلابی هستید و این مفاهیم مانند آزادی و آزادی بیان در عمل نیز باید مورد استناد قرار بگیرد .

درخواست من این است اگر دعوتی صورت می گیرد همه رسانه ها صرف نظر از سلایق و جهت ها دعوت شوند .

استعفای بطحایی و گزارش صدای معلم از نشست رسانه های علی ذوعلم رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

ذوعلم در پاسخ گفت :

بنده شخصا به عنوان یک طلبه و معلم انقلابی اگر خدا قبول کند مخالف هر گونه فرار از پاسخ گویی هستم .

ما نیامدیم این جا که برای خودمان کیسه ای بدوزیم !

در آموزش و پرورش که همه به نوعی با  آن درگیر هستند باید شفاف عمل کنیم و بتوانیم از کار خود دفاع کنیم .

متن کامل پرسش و پاسخ صدای معلم و رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در صدای معلم منتشر خواهد گردید .

ادامه دارد .

استعفای بطحایی و گزارش صدای معلم از نشست رسانه های علی ذوعلم رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

پیشنهاد صدای معلم به سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد شکایت از رسانه ها و معلمان منتقد

یکی از نقدهای مهم به وزارت " سیدمحمد بطحایی " پر رنگ شدن فرهنگ امنیتی در آموزش و پرورش ، شکایت از منتقدان توسط مدیران وزارت آموزش و پرورش و تشکیل پرونده برای آنان بود .

« صدای معلم » در زمان وزارت بطحایی با انتشار گزارش های متعدد از این وضعیت انتقاد کرد اما واکنش وزیر سابق آموزش و پرورش فقط " سکوت " بود .

« صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )

" قرار بود  " فرهنگ امنیتی " به جای مانده از دولت های نهم و دهم جای خودش را به " امنیت فرهنگی " بدهد .

 فانی و دانش آشتیانی تا حد قابل قبولی در این زمینه کارنامه موفقی داشتند اما شکایت علیه معلمان منتقد و رسانه در آذربایجان شرقی ، خوزستان ، قم ، البرز و... در وزارت سیدمحمد بطحایی ، پرسش های فراوانی را ایجاد کرده است و به تدریج دارد به یک " فرهنگ سازمانی " در نظام تعلیم و تربیت تبدیل می شود .

اخیرا هم  علیه رسانه « صدای معلم » شکایت شده است. می توان در مورد پرونده معلمانی که در زمان وزارت بطحایی و در هیات های تخلفات اداری تشکیل شده اند تجدید نظر کرد

اخیرا برخی از فعالان صنفی معلمان به هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش احضار شده اند ؛ چیزی که در وزارت فانی و دانش آشتیانی سابقه نداشته است .

بطحایی چه می کند ؟

چرا وزیر آموزش و پرورش در مورد این وقایع تلخ و قابل تامل سکوت کرده است ؟

چرا کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و حداقل اعضای فراکسیون امید آن در برابر این مسائل حرفی نمی زنند ؟

تشکل هایی که نام " معلم " و " فرهنگیان " را با خود یدک می کشند قرار است در آینده چگونه از عملکرد خویش در برابر افکار عمومی دفاع کنند ؟

آیا برپایی چند نشست با بطحایی که برون داد و یا دستاورد خاصی برای جامعه معلمان نداشته است می تواند فلسفه وجودی آن ها را به اثبات برساند ؟

برگزاری نشست مخفیانه با " سعید جلیلی " بر اساس کدامین اصول و مانیفست مدنی و صنفی صورت گرفته است ؟

آیا قرار است آقای جلیلی مشکل آزادی بیان را در جامعه آموزش و پرورش حل کند ؟

پیشنهاد صدای معلم به سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد شکایت از رسانه ها و معلمان منتقد

« منشور حقوق شهروندی » مصوب توسط دولت تدبیر و امید تاکنون چه کاربرد و فایده ای در آموزش و پرورش و برای معلمان داشته است ؟

معاون رئیس جمهور  و رییس سازمان اداری و استخدامی کشور می گوید: ( این جا )

" برخی کارگزاران، مدیران و کارکنان دولت به مفهوم حقوق شهروندی آشنا و مسلط نیستند . « صدای معلم » به سرپرست وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد می کند در مورد ادامه کار مدیرانی که در زمان تصدی مدیریت خویش علیه رسانه ها و معلمان منتقد شکایت کرده اند بازنگری داشته باشد

آموزش حقوق شهروندی در نظام اداری به کارکنان بر اساس برنامه ای که از سوی سازمان اداری و استخدامی کشور ابلاغ شده است باید در دستور کار مدیران باشد.
مردم باید مطالبه گری کنند و مدیران ملزم به پاسخ گویی هستند ... "

اما هنوز بسیاری از مدیران آموزش و پرورش پاسخ گو نبوده و یا خود را موظف به پاسخ گویی نمی دانند .

کسی هم آن  ها را به این علت بازخواست نمی کند .

تاکنون سیدمحمد بطحایی نشست های مختلفی را با عنوان گفت و گو و ترویج فرهنگ گفت و گو و نقادی با دانش آموزان و اولیاء دانش آموزان برگزار کرده است .

اگر گفت و گو خوب است و راه گشا ؛ پس چرا زیرمجموعه مدیریتی ایشان وقعی به سخنان وزیر نمی گذارند و اولین و آخرین راه و مسیر را " شکایت " در مجامع قضایی دانسته و ادامه می دهند ؟

آیا قرار است در محافل و مجامع یک چیزی گفته شود اما در عمل چیز دیگری را شاهد باشیم ؟

مجموعه ای که نمی تواند در داخل خودش گفت و گو و نقد داشته باشد و همدیگر را تحمل نمی کنند ؛ قرار است چه چیزی را به دانش آموزان و جامعه آموزش دهند ؟

« صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش می خواهد که با این مسائل واقع بینانه و صادقانه برخورد کرده و زمینه باروری و رشد حرفه ای معلمان را با نقادی و گفت و گو فراهم کند .

اگر بطحایی واقعا آن گونه که در نشست با مشاوران زنان در ادارات کل سراسر کشور در باشگاه فرهنگیان بیان کرد ( این جا )  "نوکر مدرسه " است و باور دارد که همه چیز روال طبیعی خود را طی کند باید در عمل آن را نشان دهد .

مجموعه ای که بخواهد دهان منتقدان را ببندد و یا جو ارعاب و تهدید را نهادینه کند پایدار و پویا نخواهد بود و فرجام خوبی نخواهد داشت . "

این رسانه در گزارش دیگری با تقدیر و تشکر از حرکت " پیروز حناچی " شهردار تهران نوشت : ( این جا )

" در حالی که شکایت علیه معلمان و رسانه های مستقل در وزارت سیدمحمد بطحایی متاسفانه به یک رویه تبدیل شده و تاکنون با سکوت و انفعال وزیر آموزش و پرورش همراه بوده است ؛ پیروز حناچی به تمامی مجموعه ها و عوامل خود صریحا گفته است که حق شکایت از هیچ رسانه ای را ندارند .

سرپرست مرکز ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تهران تصریح کرده است: رویکرد مدیریت شهری این است که حتی در صورت انتشار اخبار خلاف واقع و کذب به جای طرح شکایت، با برگزاری جلسه با مسئولان و خبرنگاران رسانه منتشرکننده خبر، در راستای اقناع رسانه و تنویر افکار عمومی گام بردارد.  مجموعه ای که بخواهد دهان منتقدان را ببندد و یا جو ارعاب و تهدید را نهادینه کند پایدار و پویا نخواهد بود و فرجام خوبی نخواهد داشت

حال که سرپرست وزارت آموزش و پرورش قرار است طرحی نو در اندازد و از استقلال این نهاد و شان معلمان دفاع کند پیشنهاد می کنیم تا آقای حسینی در چارچوب " منشور حقوق شهروندی " برای اعتماد سازی در دستورالعملی از همه مدیران در سراسر کشور بخواهد که حق شکایت از هیچ رسانه ای در حوزه آموزش را ندارند .

همچنین می توان در مورد پرونده معلمانی که در زمان وزارت بطحایی و در هیات های تخلفات اداری تشکیل شده اند تجدید نظر کرد .

« صدای معلم » به سرپرست وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد می کند در مورد ادامه کار مدیرانی که در زمان تصدی مدیریت خویش علیه رسانه ها و معلمان منتقد شکایت کرده اند بازنگری داشته باشد .

پایان گزارش/

پیشنهاد صدای معلم به سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد شکایت از رسانه ها و معلمان منتقد

منتشرشده در گفت و شنود

برنامه های کوتاه مدت پیشنهادی به جواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش

خبرهای دقیقی از پشت پرده استعفای بطحایی در دست نیست، ولی به قول دکتر رمضان زاده سخنگوی دولت اصلاحات، استعفای وزیر بزرگترین دستگاه دولتی به خاطر شرکت در انتخابات نمایندگی مجلس، مضحک‌ترین دلیل استعفاست. آنچه مسلم است بطحایی به همان اندازه که نوبخت در کابینه دکتر روحانی چهره‌ای منفور می‌باشد، در بین قاطبه فرهنگیان وزیری مستأصل و ناکارآمد بود.
وی در حالی که آموزش و پرورش خود صادر کننده نیرو به سایر دستگاه‌هاست، الهیار_ترکمن و دار و دسته‌اش را از برنامه و بودجه به آموزش و پرورش آورد. نتیجه چنین انتخاب‌هایی سیر قهقرایی وضعیت منزلتی و معیشتی معلمان می‌باشد.

طرح‌های تحمیلی چون تدریس مدیران و معاونان همزمان با مسئولیتشان، طرح تعالی مدیریتی، طرح بسندگی زبان فارسی، ناتوانی در دفاع از ساحت آموزش و پرورش در تهاجم سایر نهادها، باج دادن به نمایندگان مجلس و قدرت‌های سایه و همچنین عقیم ماندن اجرای رتبه‌بندی معلمان گوشه‌هایی از ناکارآمدی بطحایی در دوره تصدی‌گری وی بود.

دکتر روحانی در جواب انتقادات و اعتراضات معلمان در انتخابات سال ۹۶ قول داد که دور دوم ریاست جمهوریش دوره توجه به آموزش و پرورش خواهد بود. متأسفانه در صحنه عمل عکس این وعده اتفاق افتاد و بعد از دو سال دولتی که با حمایت قاطع فرهنگیان روی کار آمده است، امروز احساس می‌کند که پایگاهش در آموزش و پرورش کاملاً متزلزل و بر باد رفته می‌باشد.
لذا در چنین شرایطی تعویض وزیری خنثی شاید خرید زمان برای فرار به جلو باشد. از دیگر سوی عدم انتخاب سرپرست آموزش و پرورش از بین معاونان آموزش و پرورش نشان از عدم اعتماد دولت به کابینه بطحایی بوده و در نوع خود غیرمنتظره و کم‌نظیر می‌باشد.

برنامه های کوتاه مدت پیشنهادی به جواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش

از وزیر آتی انتظار می‌رود که:

نخست :
در نخستین فرصت ممکن با رایزنی با نهادهای تصمیم‌گیر کابینه و هماهنگی مجلس نظام رتبه‌بندی معلمان را بی کم و کاست اجرا نماید.

دوم:
به قول آقای پورسلیمان مدیر سایت صدای_معلم: "سازمان نظام معلمی به عنوان نهاد مدنی و مستقل می‌تواند برای معلمان منزلت شغلی ایجاد کرده و با احصای صلاحیت‌های شغلی و شایستگی‌های حرفه‌ای و با پایه‌گذاری مفهوم معلم_حرفه‌ای برای نخستین بار در تاریخ آموزش و پرورش ایران یک نوع پرستیژ اجتماعی و شغلی در جامعه برای معلمان احیا نماید".
لذا انتظار می‌رود تأسیس سازمان نظام معلمی در اولویت وزیر آتی بوده و تا حد امکان اجازه استفاده ابزاری از آموزش و پرورش را به دیگر نهادها و دستگاها ندهد.

سوم :
یا دایره اختیارات مدیران را در مشارکت دادن مالی اولیا در هزینه‌های آموزش و پرورش فراخ‌تر نماید و یا با تمهیدات لازم به اصل رایگان بودن آموزش و پرورش عمل نموده و مدیران را از تکدی‌گری برای اداره مدارس اکیداً منع نماید.
داستان غم انگیز حاملهای انرژی در مدارس نیز خود حکایتی جانسوز می باشد دولت در صدا و سیما از معاف بودن مدارس از پرداخت قبوض حاملهای انرژی می کند در حالیکه مدیران روزانه با مامورانی مواجه است که برگه های اخطار قطع در دست دارند و یا خارج از وقت اداری واحد آموزشی را از حاملهای انرژی محروم می نمایند. عدم انتخاب سرپرست آموزش و پرورش از بین معاونان آموزش و پرورش نشان از عدم اعتماد دولت به کابینه بطحایی بوده و در نوع خود غیرمنتظره و کم‌نظیر می‌باشد

چهارم :
عدالت_آموزشی یکی از حلقه‌های مفقود آموزش و پرورش فعلی است. وجود مدارس رنگارنگ و تقسیم‌بندی و الک دانش‌آموزان در این مدارس علاوه بر ایجاد تبعیض‌های ناروا باعث سرخوردگی عمومی و ایجاد جامعه طبقاتی و آکنده از عقده‌های فروخفته می گردد.
جالب‌تر آنکه عموماً مدارس لوکس و گرانقیمت غیر انتفاعی عمدتاً به مقامات رده بالای دولت به معنای عام متصل است همچنین انتظار می رود اصل ۱۵ قانون اساسی در آموزش زبانهای محلی در کنار زبان رسمی در دستور کار قرار گیرد.

برنامه های کوتاه مدت پیشنهادی به جواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش

پنجم :
آنچه مسلم است ارتباط چندانی بین محتوای مطالب آموزشی مدارس با بخش صنعت و سایر بخش‌های مولد و حتی خدماتی وجود ندارد، به طوری که مثلاً فارغ التحصیلان هنرستان‌ها برای جذب کار باید پس از دیپلم مجددا دوره‌های کارآموزی را طی نمایند. البته این داستان حتی برای فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی نیز صادق است.

انتظار می‌رود وزیر منتخب در جهت به‌روزرسانی مهارت‌آموزی، آموزش مهارت های لازم برای زندگی شهروندان هزاره سوم و تخفیف مطالب تکراری، کهنه و غیرکاربردی قدم‌هایی بردارد

. و نهایت اینکه:

آموزش و پرورش واقعی در سطح مدارس و کف کلاس‌ها جاری و ساری است، نه در وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها. لذا بهتر است طرح مدرسه‌محوری از حالت شعاری و سمبلیک خارج شده و در صحنه عمل به صورت جدی محقق گردد.
و مدیران مدارس با فراغ بال و با لحاظ اقتضائات زمانی و مکانی و همچنین با بهره‌مندی از خرد جمعی همکاران و اولیای مدارس اقدام به اداره بهینه مجموعه تحت امر خود نمایند و به جای مدیریت‌های عمودی، ارتباطات افقی حاکم شده و مدیران در مقابل عملکرد خود پاسخگو باشند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

برنامه های کوتاه مدت پیشنهادی به جواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

انتصابات علیرضا کاظمی تا چه میزان با تعهدات و قول های مسعود پزشکیان هم خوانی داشته و توانسته رضایت معلمان را جلب کند ؟

خیلی زیاد - 1.9%
زیاد - 0.9%
متوسط - 2.3%
کم - 2.5%
خیلی کم - 92.4%

مجموع آرا: 1986

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور