صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه رسانه/

امروز گردهمایی مشترک اعضای شورای معاونان و مدیران کل آموزش و پرورش استان ها در اردوگاه منظریه ( شهید باهنر ) تهران برگزار می شود.

مطابق معمول از رسانه ها برای حضور در این نشست دعوتی به عمل نیامده است .

سرپرست وزارت آموزش و پرورش در نشست شورای معاونین روز شنبه 1 تیر ماه گفته بود :" یکی از کارهای انجام‌ شده، تشکیل میزهای گفت‌وگو با شرکای آموزش‌ و پرورش است لذا نشست با تشکل‌ها، صاحب‌نظران علوم تربیتی، اساتید دانشکده‌های معماری ازجمله اقداماتی است که در این راستا انجام داده‌ایم و گفتمان را در برنامه‌ها باید به‌قدری داشته باشیم تا خواسته جامعه از دولت ارتقای نظام آموزشی باشد."

صدای معلم در پرسشی مطرح کرد :

آیا در مانیفست مدیریتی آقای سرپرست ؛ رسانه ها نیز شرکای وزارت آموزش و پرورش به شمار می آیند و اگر پاسخ مثبت است چرا تاکنون نسبت به درخواست این رسانه ( این جا ) برای برگزاری نشست با همه رسانه ها پاسخی ارائه نشده است ؟

علی رغم گذشت بیش از 2 هفته از انتصاب " سیدجواد حسینی " به سرپرستی وزارت آموزش و پرورش هنوز ایشان هیچ نشستی را با خبرنگاران برگزار نکرده است .

این تعلل این پرسش را در اذهان شکل داده است که آیا سرپرست وزارت آموزش و پرورش از رسانه ها و پاسخ گویی به پرسش های آنان هراس دارد ؟

در این نشست وزیر اسبق آموزش و پروش نیز میهمان ویژه بوده است .

فانی در سخنرانی خود ، آموزش و پرورش را یک خانواده بزرگ دانسته است .

« صدای معلم » پیش از این در مطلبی خطاب به فاطمه مهاجرانی رئیس مرکز ملی پرورش استعداد‌های درخشان و دانش پژوهان جوان که از همین عبارت استفاده کرده بود تصریح کرد که بر خلاف تصور ایشان آموزش و پرورش یک خانواده نیست . ( این جا )

گروه اخبار/

مدرسه سازی توسط عبدالعزیز ادراکی معلم بازنشسته در بوشهر

یک معلم بازنشسته در بندرعباس که پس از ۳۰ سال خدمت حق بازنشستگی خود را به مدرسه سازی اختصاص داده بود، در بیست و یکمین جشنواره تجلیل از خیران مدرسه ساز هرمزگان مورد تقدیر قرار گرفت.
این معلم بازنشسته مجموع حق بازنشستگی دریافتی خود را ۴۰۰ میلیون ریال اعلام کرد که همه این مبلغ را به مدرسه سازی اختصاص داده است.
عبدالعزیز ادراکی  افزود: ساخت یک مدرسه چند پایه دوره ابتدایی در روستای محروم چاه مهکو فین شهرستان بندرعباس را یک نیاز دانستم، چرا که معتقدم از دل همین روستاهای دورافتاده استعدادهای درخشانی پدید می آید که کشور و استان را متحول می سازد.
این خیر ۵۵ ساله فرهنگی ادامه داد: مدرسه چند پایه از اول تا ششم ابتدایی با اتاق مدیر و خانه برای معلم با تجهیزات کامل آن احداث شد که پارسال حدود ۳۰ دانش آموز در این مدرسه مشغول به تحصیل شدند.
ادراکی که پدرش مشوقش در ساخت این فضای آموزشی بوده است، می‌گوید: پدرم بازنشسته نیروی دریایی ارتش بود که به نیازمندان و فقیران اهمیت می‌داد و بیشترین بخش از حقوق خود را به نیازمندان می داد.
وی درباره انگیزه این کار خیر گفت: از سن ۱۹ سالگی از بوشهر به بندرعباس آمدم و در آموزش و پرورش هرمزگان مشغول به کار شدم و چون می‌دیدم در برخی از مناطق دور افتاده استان، کودکان از کلاس درس مناسبی برخوردار نبودند به همین خاطر تصمیم گرفتم برای رضای خدا در روستایی محروم با مقدار اندک دارایی ام مدرسه را در حد توانم بسازم و خدا توفیق داد و این کار انجام شد.
این معلم خیر بازنشسته با اشاره به اینکه امروز به خود می بالم که فرزندان این روستای محروم باسواد شده اند، بیان داشت: اگر مدرسه‌ای در دل این منطقه دور افتاده بنا نمی‌شد چه بسا بسیاری از کودکان آن بی سواد می‌ماندند و استعدادها و خلاقیت‌های آنها آشکار نمی‌شد.
ادراکی که فرزندانش در رشته مهندس شیمی و مهندسی صنایع تحصیل کرده‌اند، گفت: در حقیقت درآمد چندانی ندارم اما تا جایی که بتوانم و در بضاعتم باشد در کمک به مستمندان و نیازمندان مشارکت می‌کنم.
این معلم بازنشسته ادامه داد: معتقدم بزرگترین سپاس و ستایش از خداوند که به ما ارزانی داشته است، کمک به خلق خدا و امور عام المنفعه است.
ادراکی گفت: افرادی که وارد امور خیر می‌شوند ابتدا آن کار خیر، با برکتی غیرقابل وصف در زندگی روبرو می‌شوند و پس از آن نیز آرامش روحی و اجر و پاداش دنیوی و اخروی کار خیر تا همیشه برای آن فرد باقی می‌ماند.
این بازنشسته فرهنگی یادآورشد: آرزو دارم که خداوند آنقدر روزی به من بدهد که بتوانم بیشتر از این در امر خیر به ویژه مدرسه سازی که مربوط به تعلیم و تربیت فرزندانمان است، هزینه کنم.
بیست و یکمین جشنواره خیران مدرسه ساز استان هرمزگان روز با حضور ۳۰۰ نفر از خیران استانی و کشوری و با رویکرد افزایش ایمنی مدارس در بندرعباس برگزار شد.
در این جشنواره خیران مدرسه ساز هرمزگان ساخت ۸۹ فضای آموزشی در قالب ۴۳۳ کلاس درس با زیربنای ۴۰ هزار و ۱۰۲ مترمربع و اعتبار ۶۲۶ میلیارد ریال را تعهد کردند.

خبر هرمزگان

منتشرشده در بازنشستگان

گروه آموزش عالی/

کارکردهای مدرسه و چالش های آموزش و پرورش

 

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ امروز دوشنبه 3 تیرماه نشست نشست « مدرسه؛ آنچه هست، آنچه نیست» در " موسسه رحمان " با سخنرانی " دکتر مصطفی قادری " و " دکتر شهین ایروانی " و حضور علاقه مندان و برخی رسانه ها مانند خبرگزاری تسنیم و باشگاه خبرنگاران جوان برگزار گردید .

در این نشست تخصصی سعی گردید تا به این پرسش ها پاسخ داده شود :

* چقدر می‌توان از نظام رسمی آموزش و پرورش انتظار و توقع داشت؟

*آیا تمام مسئولیت آموزش افراد جامعه، بر عهده آموزش و پرورش است؟

*با توجه به اهداف و کارکردهای تعریف شده برای نظام رسمی آموزش و پرورش چقدر می‌توان برای آموزش افراد جامعه در ساحت‌های مختلف، از آن توقع داشت؟

در این نشست که بیش از 3 ساعت به طول انجامید این دو استاد دانشگاه به ارائه دیدگاه های خود پرداخته و حدود 1 ساعت به پرسش های حاضران در قالب گفت و گو پاسخ دادند .

کارشناس مجری ، دکتر سمیه فریدونی در بخشی به انتقاد از عملکرد وزارت آموزش و پرورش در مورد " مدارس محیط زیست " پرداخت و خواهان توضیح مسئولان مربوطه در این زمینه گردید .

استقبال از این نشست قابل ملاحظه بود .

مشروح این دیدار در صدای معلم منتشر خواهد گردید .

پایان پیام/

کارکردهای مدرسه و چالش های آموزش و پرورش

حذف پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و موضع علی ذوعلم

مدت مدیدی است که اصحاب نقد و نظر در باب استقلال پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در سطوح مختلف نشست­ها برگزار، سخن­ها ایراد، یادداشت­ها نگاشته و نامه نگاری­ ها نموده­ اند و علی­رغم نظر موافق عموم صاحب­نظران، دست­اندرکاران، متولیان آموزش و پرورش، اساتید و معلمان پژوهنده و دانش آموزان پژوهشگر در وهله نخست و جامعه معلمین و دانش­ آموزان در مرحله دوم به عنوان ذینفعان مستقیم و عموم جامعه 40 میلیونی مخاطبان آموزش و پرورش به صورت غیر مستقیم با این موضوع؛ جای بسی شگفتی است که در این مقوله تنها رئیس سازمان پژوهش که به زعم خود و العیاذ بالله گویا نماینده خداست ! یک­ تنه با این موضوع به مخالفت برخاسته و به هر طریق ممکن در مسیر تحقق این موضوع مانع تراشی می­ کند و به صورت پیوسته و رندانه با اشاره به نامه­ ای از طرف سازمان امور اداری استخدامی که او را مکلف به انحلال و ادغام پژوهشگاه در سازمان پژوهش می کند گاه و بیگاه و در خلوت و جلوت بر این موضوع پافشاری می کند .

بیان چند نکته در این باب ضروری می نماید :

نخست آنکه مطابق با کدام پروتکل نانوشته­ ای دستور ریاست یک سازمان و نهاد بیرونی برای ایجاد هرگونه تغییر در دستگاه دیگر بدون هماهنگی، اطلاع و دستور مستقیم وزیر یا سرپرست آن وزارتخانه قابل اجراست و ایشان با دستور کدام مقام مافوق تصمیم به انحلال و یا ادغام پژوهشگاه مطالعات گرفته­ اند ؟

ثانیا مطابق با مدارک و مستندات موجود سید محمد بطحایی با هماهنگی مجدد با سازمان امور اداری استخدامی نامه آن سازمان را به منظور برگزاری نشست توجیهی با رئیس سازمان اداری استخدامی و به منظور رفع موانع و تحقق درخواست پیشین (استقلال پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش از سازمان پژوهش) به معاون توسعه مديريت و پشتيباني وزارتخانه ارجاع داده است و هیچ دستوری به جناب ذوعلم به منظور انحلال یا ادغام و یا هر مفروض ذهنی دیگر ابلاغ نشده است که اگر شده بود ایشان با این حقد نهفته تا کنون پژوهشگاه را از ریشه در آورده بود.

ثالثا وزیر سابق تنها چند روز پیش از استعفا مجدداً طی نامه­ ای با طبقه بندی محرمانه خطاب به معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان اداری استخدامی که در متن آن به طور دقیق به مختصات موضوع و لزوم استقلال پژوهشگاه از سازمان پژوهش و ادامه فعالیت به طور مستقیم زیر نظر وزیر اشاره شده است خواستار تحقق نهایی این امر شده است . و بدین ترتیب هرگونه تصمیم گیری پیرامون این موضوع در هر سطحی بدون دستور وزیر و یا سرپرست وزارت منتفی، غیرقانونی و غیر قابل اجراست .

رابعا این چه احساس تکلیف غیر طبیعی است که 3 وزیرسابق و سرپرست فعلی، تمامی اعضای شورای معاونین وزارت آموزش وپرورش، صدها استاد برجسته علوم تربیتی ، اعضای هیئت علمی دانشگاه­های کشور، اعضای هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات، جمع کثیری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، معاونین پژوهشی استان ها و معلمان پژوهشگر کشور که طی نامه ­های متعدد به وزیر آموزش و پرورش و ریاست محترم جمهور خواستار استقلال پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش از سازمان پژوهش (که به قول یکی از معاونان وزارتخانه و تایید سایرین (در جلسه تصمیم گیری برای استقلال پژوهشگاه) فقط اسم پژوهش را یدک می کشد و ) باید نام آن را برای حل این موضوع تغییر داد) شده ­اند از درک آن عاجزند و تنها حضرت حجت الاسلام ذوعلم با تمسک به قوای ماورءالطبیعه به درک آن نائل شده­اند و این تکلیف همان گونه که بدان پرداخته شد در کدامین نامه و با دستور کدام وزیر یا سرپرست به ایشان ابلاغ و مطالبه شده است که بر خلاف نظر وزیر سابق و سرپرست فعلی وزارت خانه و در این روزهای پر تلاطم استقرار وزیر جدید که مجموعه آموزش و پرورش نیازمند به آرامش و ثبات در فرایند تحویل و تحول­ها و اجرای همزمان برنامه­ها و در صدد اخذ نظر رئیس جمهور و جلب حمایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی است به یکباره با مصاحبه با خبرگزاری­ ها اقدام به التهاب­ آفرینی، ایجاد تشنج در میان کارکنان و ثبات زدایی در سطح طیف گسترده ­ای از جامعه فرهنگیان پژوهشگر می نماید؟

حذف پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و موضع علی ذوعلم

اگرچه درک آتمسفر بحرانی کشور از یک سو و شرایط ویژه و متلاطم آموزش و پرورش از سوی دیگر مانع از آن می­ شود که در این برهه زمانی به واگویه برخی مطالب مستند که موجب تشدید التهابات و نابه سامانی­ ها خواهد شد پرداخته شود و نگارنده برآنست تا تطاول ذهن و قلم را در موشکافی شتابان این موضوع به مددعقل متقی به بند کشد، اما فرض است که به اشارتی اذهان عقلا و مسئولین امر نسبت به این نکته جلب شود که هرگونه التهاب­ آفرینی در راستای بی­ کفایت نشان دادن سرپرست وزارت آموزش و پرورش و سیاست بازی با هدف جلب مطامع جناحی؛ مزورانه و مذموم و برخلاف رسم طلبگی، معلمی و مرام یک مدعی خدمتگزاری در عرصه علم و پژوهش است و بدون شک بسامد رهنمود بی­ مانند حضرت مولی الموحدین علی علیه السلام که می فرمایند : لا تَسْتَبِدَّ بِرَأْيِكَ فَمَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ(خودرأی مباش که هر که خودرأی باشد هلاک می‌گردد) انذاری نافذ بر عواقب این تصمیم خودسرانه است.

اکنون همگان باید مراقب باشند تا یگانه پایگاه و پشتوانه علمی پژوهشی و سرمایه معنوی نهاد تعلیم و تربیت قربانی اغراض سیاسی، منافع شخصی و تصمیمات فردی هیچ کسی و در هیچ زمانی نشود و از یاد نرود که رفتار و تصمیمات ما در پیشگاه خدای متعال و در معرض قضاوت متولیان، ذینفعان، مخاطبین و آحاد ملت شریف خواهد بود والبته وجدان تنها محکمه ایست که نیاز به قاضی ندارد ...


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

حذف پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و موضع علی ذوعلم

منتشرشده در یادداشت
یکشنبه, 02 تیر 1398 16:02

ما را چه شده است؟

چالش های نظام آموزشی ایران و تربیت فردی و حریم شخصی

روزگار نه چندان دور خوردن میوه‌‌هایی که بو از آن ساطع می‌شد در مدارس و زنگ تفریح‌ها ممنوع بود مثلا خیار، پرتقال، موز. از یک زمانی به بعد اما پدر و مادرها فکر کردند چرا بچه‌ام در ساعت‌های حضور در مدرسه خیار نخورد؟ اصلا چرا باید در کلاس‌های ۴۰ نفره در حالی که ۳ نفر بر روی یک نیمکت می‌نشستند، درس بخواند؟ چرا باید زیر دست معلمان جدیدالورود کم تجربه در سیستم آموزشی، به سواد آموزی بپردازند؟

این چراها و چراهای مهم‌تر، سبب شد مدارس غیرانتفاعی رشد کرده و مورد استقبال واقع شوند. اما حقیقتش آن زمان هیچ کس به دیگری نمی‌گفت چرا بچه‌ات را مدرسه غیرانتفاعی ثبت نام کردی؟ شاید چون این یک سوال غیرعادی ست.

وقتی مدارسی با امکانات و مزایای بهتر وجود دارد و پدر و مادری که از عهده مخارج آن بر می‌آیند، پس منطقی ست که انتخاب کنند، فرزندشان در بهترین فضای آموزشی حضور داشته و به ادامه تحصیل بپردازد.

این حقیقت جامعه ماست، تلاش پدر و مادران برای زندگی بهتر فرزندان. حالا زمان زیادی گذشته است از افتتاح اولین مدرسه غیرانتفاعی. حالا نه فقط برای تحصیل که برای زندگی و آینده و آرامش فرزندان، پدر و مادران هر چه در توان دارند خرج می‌کنند و این توان می‌تواند در حد ثبت‌نام فرزندان در همان مدارس غیرانتفاعی باشد و یا فراهم آوردن زمینه مهاجرت به خارج کشور و یا اصلا فراهم آوردن امکان تولد و اهدای حق شهروندی بهترین کشورهای پیشرفته جهان به فرزندان.

حال اگر در داستان رامبد جوان و تولد فرزندش در کانادا، تمام ناراحتی‌مان آن است که چرا چهار فصل از یک برنامه تلویزیونی رامبد جوان بالا پایین پرید که چقدر ما خوبیم، چقدر ما قشنگیم و فریاد ایران ایران زد اما در نهایت برای تولد فرزندش، ایران را انتخاب نکرد، به این فکر کنیم رامبد جوان مثل هر پدر و مادری برای آینده کودکشان تصمیم گرفتند، درست عین تصمیم‌گیری‌های تک تک ما برای سرنوشت خودمان و اعضای خانواده مان.

چالش های نظام آموزشی ایران و تربیت فردی و حریم شخصی

اینکه چرا رامبد جوان تصمیم گرفت برای تولد فرزندش به کانادا برود، اینکه چرا نگار جواهریان حجاب معمول را در سفر رعایت نکرده است، در درجه چندم اهمیت است وقتی که سوال مهمتری وجود دارد: چرا این اخبار برای ما مهم است؟ چرا پیگیر لحظه لحظه آن خبر هستیم؟؟؟ چرا فردی احتمالا ایرانی که در کانادا زندگی می‌کند و در وسط خیابان‌های مونترال نشسته، رامبد جوان و نگارجواهریان را می‌بیند و فکر می‌کند اجازه دارد از آنان عکس بگیرد و بعد به انتشار بگذارد؟ چرا؟ چون احیانا آن ایرانی عزیز با وجود زندگی در یکی از بهترین کشورهای جهان اما همچنان زندگی، ذهن‌ و اخلاق‌اش تحت تاثیر سیستم آموزشی و تربیتی ایران است که در آن بزرگ شده، سیستمی که حریم شخصی در آن بی‌ارزش و مچ‌گیری در آن باارزش است، حتی زندگی در یکی از بهترین کشورهای جهان نتواسته تاثیر آموخته‌های غلط آموزشی و تربیتی بر آن فرد را اصلاح کند.

بعد از عکس رامبد و نگار، فیلم ستاره اسکندری را دست به دست نکنیم و با خودمان فکر کنیم ستاره نه سیاستمدار ایران است نه اختلاسگر نه فرمانده گشت‌های اخلاقی ایران و نه یک مبلغ مذهبی. او یک شهروند ایرانی‌ست که همچون میلیون‌ها شهروند ایرانی دیگر سفر رفته است.

اگر فیلم را دیدید از خود بپرسید چه چیزی در آن فیلم عجیب است؟ آنکه ستاره اسکندری احیانا در مرکز خرید در حال خرید است، آیا هموطنی که از او فیلم می‌گیرد و او را خائن خطاب می‌کند بعد از خود بپرسید چرا آن هموطن به خود اجازه می‌دهد بدون اجازه فیلم بگیرد؟ چرا به خود اجازه می‌دهد به فرد دیگری توهین کند، آن هم توهینی به نام خیانت؟ منظورش از خیانت چیست؟ خیانت به چه کسی؟ و در آخر آنکه ما را چه شده است؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چالش های نظام آموزشی ایران و تربیت فردی و حریم شخصی

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

نامه ی زیر توسط یکی از آموزش دهندگان نهضت سوادآموزی برای صدای معلم ارسال گردیده است .

این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

منتشرشده در یادداشت

" آموزش و اقناع گری دو کلید تلاش های آبراهام لینکلن برای هدایت افکار عمومی بودند . ( 1 )

صدور دستورالعمل ممنوعیت شکایت از رسانه ها و توصیه های راهبردی به سرپرست وزارت آموزش و پرورش

باور من همیشه این بوده است تا زمانی که جایگاه رسانه در آموزش تعریف نشود و این بخش حرفه ای نباشد سطح آموزش و معلمان و به تبع آن جایگاه این دو در افکار عمومی تغییر نخواهد کرد .

به نظر می رسد جایگاه رسانه در یک سیکل زمانی 10 ساله نسبت به قبل اندکی تغییر کرده است و البته شاید علت مهم و نخستین آن فراگیر شدن شبکه های اجتماعی در مقیاس عمومی است هر چند تولید محتوا در حوزه آموزش در سطح قابل قبولی نیست .

شاید مهم ترین عرصه و تجلی رسانه در آموزش و پرورش همان کتاب " سواد رسانه ای " باشد که متاسفانه تاکنون روند خوبی را تاکنون طی نکرده است .

نقطه نوستالژیک این فرآیند آن است که بسیاری از معلمانی که خود کتاب سواد رسانه ای را تدریس می کنند متخصص این رشته نبوده و صرفا برای پر کردن ساعات درسی آن را برگزیده اند . ( این در مورد بسیاری از دروس عمومی صادق است . )

صدور دستورالعمل ممنوعیت شکایت از رسانه ها و توصیه های راهبردی به سرپرست وزارت آموزش و پرورش

شاید برای کسی که در حوزه " رسانه " کار نکرده باشد اهمیت آن خیلی روشن و استراتژیک نیست اما نکته مهم آن است که حساسیت افکار عمومی نسبت به یک موضوع و استمرار آن در یک فرآیند مستمر و بازخورد گیرنده ، جایگاه آن را هم ارتقا خواهد داد .

به عبارت دیگر ، به نظر می رسد یکی از دلایل مهم برای اولویت نبودن آموزش و پرورش در میان جامعه و نیز میان مسئولان و در پیچ و خم سیاست گذاری ها و برنامه ریزی ها این باشد که آموزش از مسیر رسانه به میان جامعه رسوخ نکرده است .

خطری که خانواده آموزش و پرورش را تهدید می کند نفوذ افکار و عباراتی پوپولیستی مانند این است که مشکل آموزش و پرورش فقط بودجه و اعتبار است و اگر فرضا مشکل معیشت معلمان حل نشود چیزی تغییر نمی کند .

پس از این مقدمه وارد موضوع می شوم .

« صدای معلم » بر اساس تجربیات خویش در روزهای نخستین کاری " سیدجواد حسینی " پیشنهادی به ایشان داد که خوشبختانه با موافقت ایشان عملی شد . ( این جا )

در این گزارش آمده بود :

" حال که سرپرست وزارت آموزش و پرورش قرار است طرحی نو در اندازد و از استقلال این نهاد و شان معلمان دفاع کند پیشنهاد می کنیم تا آقای حسینی در چارچوب " منشور حقوق شهروندی " برای اعتماد سازی در دستورالعملی از همه مدیران در سراسر کشور بخواهد که حق شکایت از هیچ رسانه ای در حوزه آموزش را ندارند . روال منطقی باید این باشد که وقتی نقد و یا تحلیل و یا مطلبی در مورد عملکرد یک مدیر منتشر می شود وظیفه روابط عمومی باید این باشد که عین مطلب در اختیار مدیر مربوطه گذاشته شده و از او پاسخ خواسته شود . اگر هم از پاسخ گویی امتناع کرد به مقام بالاتر گزارش شود و در نهایت اگر تشخیص داده شد که مدیری غیرپاسخ گو است کنار گذاشته شود .

همچنین می توان در مورد پرونده معلمانی که در زمان وزارت بطحایی و در هیات های تخلفات اداری تشکیل شده اند تجدید نظر کرد .

« صدای معلم » به سرپرست وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد می کند در مورد ادامه کار مدیرانی که در زمان تصدی مدیریت خویش علیه رسانه ها و معلمان منتقد شکایت کرده اند بازنگری داشته باشد ."

3 روز بعد سرپرست وزارت آموزش و پرورش طی دستورالعملی به همه مناطق و نواحی اعلام کرد که  شکایت مدیران آموزش و پرورش از رسانه ها ممنوع است . ( این جا )

ممکن است برخی بگویند که حسینی برای جلب افکار عمومی این کار را کرده است و یا می خواهد فعلا " خرش از پل رد شود " و...

این تصمیم با هر نیت و انگیزه ای صورت گرفته باشد نشان از انعطاف و زمان سنجی یک مدیر و میزان احاطه ایشان به اصول مدیریت و علم رسانه است .

کما این که برکناری امیرعلی نعمت اللهی از سمت ریاست مرکز امور هماهنگی ، ارتباطات و حوزه وزارتی که عملکرد وی در روز یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ماه در نشست رسانه ای وزیر آموزش و پرورش با خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش به مناسبت هفته معلم مورد انتقاد شدید و یکپارچه خبرنگاران و رسانه ها قرار گرفت این فرضیه را تایید کرد که حسینی نگاه دیگری به امر آموزش و ارکان آن دارد .

صدور دستورالعمل ممنوعیت شکایت از رسانه ها و توصیه های راهبردی به سرپرست وزارت آموزش و پرورش

متاسفانه بطحایی مدیر عملگرایی نبود و ترجیح می داد با مدیریت زمان و سرکار گذاشتن رسانه ها و افکار عمومی ضمن احاله چالش های آموزش و پرورش به نقطه ای دیگر ، خود را همه فن حریف این دستگاه  و مشکلات آن نشان دهد .

کاری که حسینی با صدور یک بخشنامه انجام داد نه نیازی به اعتبار و بودجه داشت و نه مخالف قوانین بود اما جایگاه علمی وی را در افکار عمومی تا حدی تعریف کرد و ارتقا داد .

در این جا ذکر نکته ای لازم است .

تاریخ صدور بخشنامه ممنوعیت شکایت از رسانه ها 29 خرداد بود اما انتشار این خبر در پرتال وزارت آموزش و پرورش یک روز بعد بوده است .

نکته قابل تامل  دیگر شکایت آموزش و پرورش از مهدی فتحی معلم و مدیر کانال اخبار فرهنگیان بود .

با این که شکایت پس گرفته شد اما خبر آن  ابتدا توسط یک کانال تلگرامی غیررسمی بیان شد و سپس با یک روز تاخیر در کانال " نگاه " منتشر شد .

این ها نشان می دهند که تیم روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش تیمی منسجم و به روز نیست و حتی از انجام وظایف رسمی و سازمانی خویش نیز عقب مانده اند .

از اقدامات مهم دیگر حسینی در این مدت کوتاه احیای روابط عمومی بود . بخش مهمی که علی رغم هشدارهای متعدد این رسانه و حتی انجمن روابط عمومی نسبت به حذف روابط عمومی ، بطحایی آن را جدی نگرفت .

پرتال وزارت آموزش و پرورش  نوشت : ( این جا )

  سرپرست وزارت آموزش و پرورش به معاون برنامه ریزی و توسعه منابع دستور داد تا نسبت به تفکیک و استقلال مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی از دفتر وزارتی اقدام نماید.

به گزارش معاونت روابط عمومی و اطلاع رسانی آموزش و پرورش ، حسب مذاکره با رئیس محترم سازمان امور اداری و استخدامی کشور مبنی بر تفکیک و استقلال مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی از دفتر وزارتی، سید جواد حسینی، سرپرست وزارت آموزش و پرورش طی دستور کتبی، معاون برنامه ریزی و توسعه منابع را موظف به پیگیری و اقدام تا حصول نتیجه نمود.

احیای روابط عمومی اگر چه جبران اقدامات اشتباه مدیریتی است اما به تنهایی کافی نیست . برکناری امیرعلی نعمت اللهی از سمت ریاست مرکز امور هماهنگی ، ارتباطات و حوزه وزارتی که عملکرد وی در روز یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ماه در نشست رسانه ای وزیر آموزش و پرورش با خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش به مناسبت هفته معلم مورد انتقاد شدید و یکپارچه خبرنگاران و رسانه ها قرار گرفت این فرضیه را تایید کرد که حسینی نگاه دیگری به امر آموزش و ارکان آن دارد .

پیش تر نوشتم : ( این جا )

" می توان گفت که همه وزیران آموزش و پرورش فاقد یک " مدل ارتباطی موثر و به روز " برای ارتباط  اثربخش با ذی نفعان آموزش و پرورش بوده اند و اکثریت کانال ها و مجاری ارتباطی از نوع " رسمی " بوده اند .

متاسفانه " روابط عمومی " وزارت آموزش و پرورش نیز اکثرا نقش یک " تبلیغاتچی و یا بوقچی " را ایفا کرده اند و نتوانسته اند پل ارتباطی موثری برای تعریف و تبیین یک " ارتباط اثربخش " در سازمان باشند .

البته فردی که در راس روابط عمومی قرار می گیرد نیز باید واجد صفات و ویژگی های  یک مدیر روابط عمومی تمانم عیار باشد و فرصت و انگیزه کافی برای پرداختن به وظایف سازمانی خویش را داشته باشد .

از نظر نگارنده ، وزارت آموزش و پرورش تاکنون یک مدیر روابط عمومی به معنای درست ، کامل و علمی نداشته است ...

صدور دستورالعمل ممنوعیت شکایت از رسانه ها و توصیه های راهبردی به سرپرست وزارت آموزش و پرورش

واقعیت آن است که در آموزش و پرورش فرهنگ پاسخ گویی وجود ندارد .

بنده به عنوان مدیر این رسانه و فردی که نزدیک به دو دهه است فعالیت رسانه ای دارم ؛ با صراحت اعلام می کنم که اساسا و اکثرا مدیرانی که در آموزش و پرورش مشغول به کار هستند نیازی به پاسخ گویی در خود نمی بینند و یا  احساس نمی کنند .

ممکن است پرسش شود چرا چنین است ؟

محتمل ترین فرضیه این است که از آن ها خواسته نمی شود !

دیگر این که خود وزیر آموزش و پرورش علی رغم سخنان زیبا و عوام پسند اعتقاد و یا باوری به این آموزه ها نداشته باشد .

زمانی که وزیر آموزش و پرورش خود  فاقد " اقتدار سازمانی " باشد و وزارتخانه به مجمع الجزایر پراکنده و متضاد و متعارض تبدیل شوند طبیعی است که هر کسی ساز خود را خواهد زد و البته در این مجموعه " غیرپاسخ گویی " یک ارزش و فرهنگ سازمانی خواهد بود !

روال منطقی باید این باشد که وقتی نقد و یا تحلیل و یا مطلبی در مورد عملکرد یک مدیر منتشر می شود وظیفه روابط عمومی باید این باشد که عین مطلب در اختیار مدیر مربوطه گذاشته شده و از او پاسخ خواسته شود . اگر هم از پاسخ گویی امتناع کرد به مقام بالاتر گزارش شود و در نهایت اگر تشخیص داده شد که مدیری غیرپاسخ گو است کنار گذاشته شود .

اما آیا واقعا چنین است ؟

مدیران باید موظف باشند که به افکار عمومی پاسخ گو باشند . "

واقعیت این است که روابط عمومی در وزارت آموزش و پرورش اکثرا در سطح ستاد و وزارتخانه کاربرد دارد و در سطوح پایین تر مانند ادارات فاقد موضوعیت است .

اگر فرض بر طرح موضوع آموزش در افکار عمومی و ارتباط با حداقل 40 میلیون ایرانی است گریزی جز توجه به روابط عمومی و نقش های بی بدیل آن نیست .

در آموزش و پرورش بین مدیر پاسخ گو و مسئول با مدیری که اعتقادی به پاسخ گویی و افکار عمومی و جایگاه رسانه ندارد و سلسله مراتبی می اندیشد ، باید تفاوت قائل شد و این نیازمند طراحی یک مدل جامع ارزیابی عملکرد برای مدیران است .

در کنار تغییر ساختار فردی که سکان روابط عمومی را به دست می گیرد باید فردی متخصص ، هوشمند و مدیر باشد .

مدیری که رسانه و کارکردهای آن را بشناسد همچنین از اختیارات لازم برای ایفای مسئولیت ها برخوردار باشد .

انتصاب شاپور محمدزاده  به عنوان سرپرست مرکز امور هماهنگی ، ارتباطات و حوزه وزارتی  که عملکرد قابل قبولی در پست های پیشین نداشته است مشخص نیست با کدام رویکرد مدیریتی صورت گرفته است ؟

سرپرست وزارت آموزش و پرورش در چنین موقعیت هایی باید " رودربایستی " را کنار گذاشته و به فکر حفظ منافع سازمان و تحقق اهداف آن و رضایت سازمانی کارکنان باشد .

نگاه قبیله ای در مدیریت و این که فرضا فلان شخص در شبکه های اجتماعی برای من کمپین زده است و تبلیغات کرده است برای انتصابات امر موجه و معقولی به نظر نمی رسد . نخستین ضربه و آسیب از زهگذر این رویکرد عاید صادر کننده و مالک تصمیم خواهد بود .

تغییر در نگاه به این بخش و بازخوانی ها نقش ها و اختیارات امری راهبردی و راه گشا خواهد بود .

( 1 )

Abraham Lincoln and Public Opinion

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

بازاندیشی در سند تحول بنیادین

دکتر محمود مهرمحمدی در مستند ۳۶۰ درجه اظهار کرد: آموزش‌ و پرورش دستاورد خوبی به لحاظ توسعه جغرافیایی و فراهم‌ کردن زمینه دسترسی به آموزش برای افراد واجب‌التعلیم داشته که افتخارآمیز بوده و جزو شاخص‌های مهم ارزیابی علمکرد میزان توسعه در دنیاست.

وی افزود: در دسترس بودن آموزش فارغ از جنسیت، قومیت و سطح اقتصادی شاخص بسیار مهمی است. هرچند با آموزش‌ و پرورش مطلوب، فرسنگ‌ها فاصله داریم که بیشتر به تأمین فرصت‌های کیفی آموزش برمی‌گردد.

عضو هیئت‌ علمی دانشگاه تربیت مدرس و سرپرست سابق دانشگاه فرهنگیان با اشاره به کیفیت آموزش گفت: اگر بخواهیم شاهد یک اتفاق مناسب و چشمگیر در این زمینه باشیم، نیازمند یک توافق نخبگانی و واقعاً سراسری هستیم، البته تلاشی در این جهت صورت گرفته و سند تحول بنیادین تهیه شده که نقاط برجسته‌ای دارد، اما در راستای رسیدن به یک فهم جمعی و چه بسا نوپدید و جدید از کیفیت در یادگیری و تعریف مأموریت‌های آموزش‌ و پرورش شاید نیاز به یک بازاندیشی داشته باشیم.

مهرمحمدی ادامه داد: اگر این اتفاق رخ دهد می‌توانیم امر بهبود کیفی آموزش را با یک هم‌افزایی قابل توجهتر دنبال کنیم. در سند تحول مفاهیمی مورد استفاده قرار گرفته که ممکن است نیاز به یک بازتعریف داشته باشد. باید انتظار داشته باشیم که یک کیمیایی به دست بیاید و این ترکیب یک تحول شیمیایی را رقم بزند که همان تحول در تربیت شهروندان آینده است.

وی افزود: باید به همه ساحت‌های تربیتی نظر داشته باشیم اما در نهایت انتظارمان این است شخصی که از سیستم آموزشی خارج می‌شود یک شهروند آگاه باشد. این یک بازتعریف و تفسیر از مضامین والایی است که در سند تحول مطرح شده است. اگر به این اجماع برسیم که کیفیت در مفهوم شهروندی تعریف می‌یابد، بسیار روشن‌تر، روان‌تر و با انرژی بیشتر به سمت تحول در کیفیت که گم‌شده آموزش‌وپرورش امروز ماست حرکت می‌کنیم.

عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و سرپرست سابق دانشگاه فرهنگیان درباره موانع اجرای سند تحول بنیادین نیز گفت: مضامین تحولی کمتر مورد عنایت قرار گرفته و در کف مدرسه یا به عبارتی در خط مقدم تعلیم و تربیت یعنی کلاس درس نشانی از مفاهیم تحولی نمی‌بینیم؛ گرچه آمارهای میدانی نشان می‌دهد حدود ۳۰درصد از مضامین سند تحول اجرایی شده است.

وی افزود: در اجرای سند تحول به سمت تأسیس دانشگاه فرهنگیان حرکت کردیم که اتفاقی کاملاً همسو با مضامین تحولی در سند بود، اما در تأسیس و عملیاتی‌کردن آن شتاب بیش از اندازه به خرج داده شد. کار دیگر، تصمیم کاملاً غیرکارشناسی مبنی بر تغییر ساختار نظام آموزشی بود که به صوری‌ترین و سطحی‌ترین شکل ممکن اتفاق افتاد و مصائب فراوانی ایجاد و به لحاظ کیفیت، کمکی به آموزش‌وپرورش نکرد.

مهرمحمدی در مستند تلویزیونی «۳۶۰ درجه» با اشاره به اینکه اگر بتوانیم معلم کارآمد و واجد صلایت‌های حرفه‌ای را در حد نیاز تأمین کنیم دستمان برای ایجاد هر تحولی باز می‌شود گفت: حد و حدود اجرایی‌کردن برنامه‌های تحولی در هر نظام آموزش‌ و پرورشی را بر اساس شایستگی حرفه‌ای معلمان تعریف می‌کنند. جامعه معلمان کشور انتظار دارند به تناسب نقشی که از آنها در جامعه انتظار می‌رود؛ برای تامین نیازهایشان در ابعاد مختلف از جمله نیازهای معیشتی نیز جدیت و اهتمام بیشتری از سوی دستگاه‌های بالاسری وجود داشته باشد. ( ایسنا )

پایان پیام/

بازاندیشی در سند تحول بنیادین

نظرسنجی

انتصابات علیرضا کاظمی تا چه میزان با تعهدات و قول های مسعود پزشکیان هم خوانی داشته و توانسته رضایت معلمان را جلب کند ؟

خیلی زیاد - 1.9%
زیاد - 0.9%
متوسط - 2.3%
کم - 2.5%
خیلی کم - 92.4%

مجموع آرا: 1986

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور