
امروز رفته بودم به نمایشگاه بین المللی کتاب که مانند سال های اخیر چندان پر رونق نبود . با برخی ناشران صحبت کردم که هیچ کدام از فروش شان راضی نبودند . طبق معمول اوضاع و قیافه بعضی از ناشران افسرده و ژولیده مانند تابلوی عاقبت نسیه فروش بود .
البته آن بیرون صف ساندویچی و پیتزا و...پر رونق بود، بلندگو هم مدام می گفت یک پسربچه ۵ ساله گم شده و یا قلم چی در غرفه فلان و بهمان و کنکور....

این قلم چی، مرا برد به حدود ۳۵ سال پیش که تازه در مراغه دیپلم گرفته و در سال ۱۳۶۷ رفته بودم جبهه و چون دیر رسیده بودم در نتیجه شهید نشدم! چون اواخر جنگ بود تنها در عملیات مرصاد حضور داشتم.
آن زمان چون اکثر بچه ها در جبهه بیسواد و پنجم ابتدایی و یا سیکل داشتند در نتیجه، مدرک دیپلم داشتن خیلی بود! بنابراین شدم مسئول چهار تا توپ ضد هوایی به همراه ۲۰ الی ۲۵ تا سرباز.
بالای سه تا کوه و تپه مستقر شده بودیم و همزمان برای کنکور هم مطالعه می کردم .
وقتی وضعیت قرمز می شد و هواپیماهای عراقی می آمدند سریعا خودم پشت توپ ضد هوایی ۲۳ میلیمتری قرار می گرفتم و وقتی از هواپیمای دشمن خبری نبود پایین می آمدم و کتاب قطور کنکور آینده سازان را باز می کردم برای مطالعه .
یک بار که از هواپیماهای دشمن خبری نبود طبق معمول در بالای کوه در کنار توپ ضد هوایی روی زمین نشستم و کتاب آینده سازان را تازه باز کرده بودم برای مطالعه.
چشم تان روز بد نبیند! یک مرتبه دیدم یک عقرب سیاه با سرعت نور آمد روی کتاب و تنها کاری که در آن لحظه به فکرم رسید محکم کتاب را بستم . یکی از چنگال های عقرب بیرون از کتاب مانده بود و محکم فشار دادم و فشار دادم، سپس بلند شدم و کتاب را به آرامی باز کردم، دیدم زهر سبز رنگ عقرب، کل صفحه را پر کرده است.
بچه ها آمدند و وقتی صحنه را دیدند یکی از سربازان قدیمی گفت : تا به حال در اینجا دو نفر از نیش عقرب شهید شده اند.
از آن توپ ۲۳ میلی متری و جنگندههای صدام و عملیات مرصاد یا فروغ جاویدان به قول آقای مسعود رجوی و کنکور مکاتبه ای و عقرب سیاه و....قبول شدم در رشته کتابداری دانشگاه تهران! .
البته چند ماه در دانشگاه تهران همچنان با جنگنده های صدام و عقرب های سیاه به سر می بردم .
و این هم قلم چی نسل ما بود .
یادش نه خیر باد...!

( کانال نویسنده )
مطابق اطلاعیه آموزش و پرورش ، مدارس دو نوبت شدند .
نوبت صبح از ساعت ۶ صبح الی ۹:۳۰ و نوبت دوم یعنی بعدازظهر از ۱۰ صبح تا ۱۳:۳۰ فعالیت خواهند داشت.
سپس نوشته شده که ساعت برگزاری امتحانات دوره متوسطه:
تمام امتحانات نهایی دانش آموزان پایههای یازدهم و دوازدهم از تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ الی ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ و تمام آزمونها در نوبت صبح ( یعنی ۶ صبح تا ۹ و نیم ) برگزار خواهد شد. همچنین در این اطلاعیه نوشته شده امتحان پایه دهم به صورت داخلی و سه درس پایه نهم به صورت هماهنگ در نوبت صبح برگزار میگردد.
حال باید به این اطلاعیه که از آن بالا بدون در نظر گرفتن شرایط اقلیمی کشور نوشته شده باید بسیار تاسف خورد که چگونه چنین برنامه ای را نوشته اند ؟
اصل مشکل برمیگردد به ساختار تصمیم ساز و تصمیم گیر که ذهنیتی دور از واقعیت های جاری دارد .اولا مدارس در فرجه ی امتحانات هستند نصف دروس متوسطه نهایی ست که بخشنامه تاکید بر عدم تغییر ساعت دارد و آن نصف دیگر مثلا اگر در تایم ساعت ۱۰برگزار شود و با توجه به تکثیر سوالات قبل از شروع امتحانات چه تاثیری بر کاهش یا افزایش مصرف انرژی دارد.

مدرسه چیزی در حدود انرژی یک خانه در آن تایم برق مصرف می کند ؛ آیا این مقدار انرژی ارزش استرس دادن به صدها دانش آموز هر واحد آموزشی دارد ؟ آیا به معضلات افت تحصیلی ،عدم نتیحه گیری عادلانه، سرخوردگی تحصیلی ناشی از آن فکر شده است ؟
و اینکه در مناطق سردسیر ما دانش آموز روستایی که بخواهد به امتحان نوبت اول برسد باید ساعت پنج صبح حرکت کند و از این سو از سرما یخ می زند و بیمار میشود ( مگر آن که شوفاژ ها را روشن کنیم ! )

و نکته مهمتر اینکه، تفاوتهای اقلیمی و جغرافیایی باید در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای مربوط به آموزش و پرورش مورد توجه قرار گیرد.
بیتوجهی به تفاوتهای اقلیمی و اعمال سیاستهای یکسان آموزشی موجب بیعدالتی و از دست رفتن فرصتهای آموزشی برای دانشآموزان مناطق محروم میشود و عملاً شکاف آموزشی را عمیقتر میکند.

لازم است نظام آموزشی با در نظر گرفتن شرایط خاص هر منطقه ساعات برگزاری امتحانات را اعلام نماید نه اینکه برای همه کشور به صورت یکسان برنامه ریزی گردد.
اگر آموزش و پرورش مناطق گرمسیر و سردسیر را مانند هم ببیند، نه تنها امکانات لازم برای مقابله با شرایط محیطی فراهم نمیشود بلکه باعث افزایش شکاف آموزشی و طبقاتی خواهد شد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
انتظار می رفت وزیر آموزش و پرورش به عنوان حافظ منافع اهالی عرصه تعلیم و تربیت، هنگام تصمیم دولت برای تغییر ساعت شروع مدارس چه برای کلاس درس یا امتحانات خرداد ماه، منفعل نمی بود و تذکرات لازم روان شناسی و بهداشتی را در جلسه هیئت دولت، مطرح می ساخت. دو ساعت برگزاری امتحانات خرداد ماه نهایی یا غیرنهایی، حتی اگر در دو جلسه دو ساعته برای مدارس دو شیفته برگزار شود، دقیقا می توانست ساعات 8 تا 10 و 10/30 تا 12/30 انجام گرفته و تمام شود. فصل بهار است و این همه از گرما سخن نگوئید. شهرهای مختلف تفاوت درجه ای فاحشی دارند و هنوز در بسیاری از شهرها هوا خنک و تا حد قابل تحمل است.
در ایام جوانی و زمان تحصیل ما اصول و قاعده موثقی حاکم بود و این همه رعایت حال گروه یا طبقه خاصی را نمی کردند. چیزی که در بسیاری از کشورهای جهان نه فقط برای بخش آموزش که برای تمامی ادارات هنوز جریان دارد. جمعیت کم آن زمان، نمی تواند بهانه تفاوت باشد چون رشد و توسعه اقتصادی و تکنولوژی امروز هم زمان با رشد جمعیت، به طور شگفت انگیزی ممکن گردیده است.
صرفه جویی انرژی فقط بهانه است تا ساعت خروج اعضای خانواده با یکدیگر هماهنگ و موجبات نارضایتی یا اعتراض والدین فراهم نشود. وقتی پدر و مادر هر دو شاغلند و قرار است ساعت 6 صبح محل کار خود حضور داشته باشند، در روزهای باقیمانده از سال تحصیلی، ناهماهنگی و نگرانی از دقت یا امنیت فرزندان برای رفتن به مدارس به وجود می آید.
وزیر آموزش و پرورش خردمندانه و با طرح ادّله لازم، می توانست به وزیر نیرو یا رئیس جمهور، « نه » بگوید. اما لابد عاقبت تصمیم تغییر ساعت را پیش بینی یا دوراندیشی ننموده و بلافاصله با بیان بله چشم با این تغییر موافقت نموده اند.

باید پرسید در جلسات هیئت دولت، حساب و کتاب معقول حاکم است و امکان بیان نظر برای یک وزیر وجود دارد یا رودربایستی وزرا با رئیس جمهور، آنان را به پیروی حتمی وا می دارد؟
تاکنون از دلایل پایین بودن میانگین معدل کل دانش آموزان در هر نوع مدرسه، پایه و برای هر دو جنس و هر دو منطقه شهری و روستایی به تفکیک، بهانه های بسیاری آورده می شد و امسال این بهانه نیز علاوه بر تعطیلی غیرعقلانی بیشتر روزهای سال تحصیلی بر همه آنان اضافه خواهد شد و در ماه های بعدی و در تجزیه و تحلیل های سطحی شبه کارشناسی هنگام علت یابی، بدین مهم نیز اشاره خواهد شد. اما این بهانه ها به جای تعدیل و کاهش دلایل مؤثر، روز به روز بیشتر و آسیب زاتر می شود.

طبق نظر متخصصان، ساعت خواب مناسب برای کودکان به سن آنها بستگی دارد. کودکان در سنین مهدکودک و دبستان به 9 الی 12 و نوجوانان نیز به 8 الی 10 ساعت خواب نیاز دارند و اگر ساعات ابتدایی شب را برای خوابیدن از دست بدهند و دیرتر به خواب بروند، صبح خسته و بیحال از خواب بیدار خواهند شد.
حال اگر ما نیز فرهنگ مردم اروپا یا آمریکا را در محیط خانوادگی خود داشتیم، مسأله اندکی قابل تأمل بود، اما متأسفانه کودکان ما همانند کودکان آنان رأس ساعت 8 یا 9 شب وقت خواب قطعی ندارند. بیشتر کودکان ما تا پدر و مادر خود را خواب نکنند هر چند خواب آلود هم باشند، نمی خوابند. چون اجبار یا قانونی در روابط خانوادگی برای این مهم نیست. زود خوابیدن فقط برای سحرخیزی نیست و داشتن روتین یا الگوی خواب درست والدین روی چرخه زندگی کودک و ایجاد عادات زندگی از ابتدا تا نوجوانی تأثیر به سزایی دارد.
از فواید زود خوابیدن می توان به موارد زیر اشاره کرد :

افزایش تمرکز، افزایش انرژی، بهبود عملکرد مغزی، کاهش استرس، بهبود سلامت قلب، افزایش بهرهوری، بهبود سیستم ایمنی، افزایش خلاقیت و بهبود عملکرد عمومی. افزایش ترشح هورمون رشد، تسهیل رشد استخوان و عضله، حفظ وزن سالم، بهبود عملکرد شناختی.
حال شاید وزیر آموزش و پرورش بگوید چرا شلوغ کرده اید. چیزی نیست یک ماه و اندی اگر دانش آموزان ساعت 4 یا 5 صبح بیدار شوند و 6 صبح در مدرسه باشند مگر چه اتفاقی می افتد؟ این همه بهانه جو و ناز نازی نباشید. در ایام جوانی و زمان تحصیل ما اصول و قاعده موثقی حاکم بود و این همه رعایت حال گروه یا طبقه خاصی را نمی کردند.
سی و هفت روز که سهل است، با یک روز یا شب بی نظمی در خواب و بیداری، ریتم عادی بدن کودک و نوجوان برهم می خورد و روی خلقیات و هوشیاری دانش آموزان اثر می گذارد. آنان توانایی بزرگسالان را برای ایجاد سازگاری با هر نوع تغییری را ندارند.
شاید تصور می کنید چون ایام امتحانات است، آب از آسیاب تکان نمی خورد و هیچ اثر منفی روی کارکرد دانش آموزان و حتی معلمان ایجاد نمی شود. اتفاقا این تقارن توجه و دقت بیشتری را برای چنین تصمیمی می طلبد. امتحانات یعنی نتیجه گیری از 9 ماه تلاش شبانه روزی دانش آموزان و معلمان و کادر مدارس. به این سادگی نمی توان این همه زحمات را از حاصل عمر آنان کسر نمود.
چرا انتظار می رود که این گوسفندان و چوپانان به تعبیر وزیر محترم، در برابر هر تصمیمی، تابعی بر این آیه قرآنی باشند:
سوره مبارکه البقرة آیه ۱۸
صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم لا يَرجِعونَ
آنها کران، گنگ ها و کورانند؛ لذا (از راه خطا) باز نمیگردند!
راه خطای ما تبعیت بی چون و چرا از هر نوع تصمیمی است که ساختار نظام آموزشی را به مخاطره می اندازد. عادت مذمومی که یکی بعد از دیگری به عنوان قانون به خورد ما می دهند. روند نامعقولی پیش آمده است که پس از هر خواب شبانگاهی با پیام یا محتوای خبری در رسانه ها در صبحگاه مواجه می شویم که سخت متحیرمان می سازد. این داستان ادامه داری است که تمامی هم ندارد.
خبر این بود: ساعت شروع مدارس به 6 صبح تغییر یافت!

چه در معنای نیک و نیّت خیر وزیر یا با برداشت اهانت آمیز از آن، ما معلمان چوپان و دانش آموزان گوسفند نیستند. قدری بر شعور اجتماعی قشر فرهنگی جامعه مانور بدهید و تصمیماتی شایسته و درخور بگیرید.
تاکنون کدام ساز و کار آموزش در مدارس ما تغییر مثبت یافته است که قرار است من معلم یا اوی دانش آموز تابعی دربست برای چنین تصمیمات آبکی با شعار صرفه جویی در مصرف انرژی باشیم؟ حضور روحانیون در مدارس به عنوان معلم یا پلیس برای برقراری امنیت در مدارس یا نیّت نصب دوربین در کلاس های درسی برای کنترل و تحدید امنیت شغلی معلمان؟!
برقی که از کشورهای ترکمنستان، آذربایجان و ارمنستان وارد میکنیم و در مقابل به سه کشور عراق، افغانستان، پاکستان و اخیرا به کشور ترکیه صادر می کنیم و افتخار صدرنشینی در صادرات برق در خاورمیانه را هم بر پیشانی خود داریم. چگونه دچار ناترازی می شود؟ ناترازی که آموزش و تولید را فلج کرده است و موجب گرانی محصولات کارخانه ای می شود.
تنها کشوری هستیم که به دلیل نبود برق، علاوه بر مدارس و دانشگاه ها، ادارات را نیز تعطیل می کنیم. چرخش اقتصاد در این کشور معجزه است؟ یا همانند مردمی شدن مدارس که با جیب ملت می چرخد، اقتصاد نیز با وضع مالیات بر ارزش افزوده بر کالاها و خدمات مصرف کننده تأمین می شود؟

از یک سو خاموشی ها امان ملت را بریده است. تنها حسن خاموشی ها دو ساعت بودن آن و پایان خاموشی تا ساعت 7 عصر است که مردم را با مشکلات تاریکی درگیر نمی کند. اما هزینه خرابی لوازم برقی بر دوش همین مردمی است که بیش از نیمی از جمعیت آن زیر خط فقرند.
از سوی دیگر با تعطیلی پنجشنبه ها، تصمیم داشتید به کرامت خانواده اضافه کنید. اما شروع ساعت کار از 6 صبح، هر چه رشته بودید را پنبه کرد و کارکرد خانواده نیز همانند مدرسه، دستخوش تغییر نامیمون شد. از اضافه مثبت که خبری نشد و از کارکردهای موجود نیز تفریق کردید.
در نهایت خانواده و مدرسه به عنوان دو نهاد مهم و مؤثر بر جامعه پذیری کودکان، به تدریج کارکرد اصلی خود را از دست می دهند و در نهایت علی می ماند و حوضش.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

« وی با بیان اینکه ظرفیتهای بسیار خوبی داریم که باید فعال شوند اظهار کرد: یکی از اقداماتی که رسانه ملی در دوران کرونا برای ما انجام داد مدرسه تلویزیونی بود که جای قدردانی دارد اما به طور کلی رسانه ملی قدرت ارتباطش در نظام آموزش و پرورش جز علیه حکمرانی آموزش و پرورش چیز دیگری نیست .
البته یادداشتی به آقای جبلی، رئیس صدا و سیما دادم و خواستم دست از سر ما معلمان بردارید، چه کار به رتبه بندی و افزایش حقوق معلمها دارید، برای دستگاه خودتان چرا نمیگویید؟ دفعه دیگر کسی اجازه ندارد چنین کاری را انجام دهد.
من وزیر آموزش و پرورش هستم و این را عرض میکنم .

وی با بیان اینکه مسائل معطل زیاد داریم، گفت: کنکور را که برجسته کرده است، مگر غیر صدا و سیما و جاهای دیگر در تبلیغاتش بوده؟ دستگاههای دیگر هم همین طور هستند مثلا وزارت علوم. به ما حوزه کنکور می دهند، در مدرسه تبلیغات دست همه بچه ها میدهند که بیایید کلاس کنکور و تعیین رشته. امروز در شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام میکنم که اجازه ندارند در مدارس ما کنکور برگزار کنند. زیر میز نمی زنیم، واقعیتها را بیان می کنیم. به مدیران استان ها اعلام میکنم از این پس حوزه برای کنکور در مدرسه نپذیرید. دانشگاه وظیفهاش است .
اینها کارهای جدی هستند و انتظار داریم نهاد رسانه و دانشگاه و... که هرکدام از ارکان تربیت هستند به ما کمک کنند. بیش از ۵۰ نامه از گروه معلمین داشتم که به رسانه بگویید دست از سر ما بردارند. من خادم و زیان معلمها هستم. معلم خط مقدم و در نوک هرم است . »
این ها سخنان یوسف نوری وزیر پیشین آموزش و پرورش که در 3 خرداد 1401 در نخستین جلسه شورای سیاست گذاری اجرایی سند نظام جامع راهنمایی و مشاوره و کمیته ملی پیشگیری از آسیبهای اجتماعی دانش آموزان که در وزارت آموزش و پرورش برگزار شد بیان گردیده اند . ( این جا )
« صدای معلم » در این گزارش می نویسد :
« این که وزیر آموزش و پرورش شاید برای نخستین بار این چنین از عملکرد صدا و سیما انتقاد می کند نشان از « صداقت » داشته و جای تشکر و قدردانی دارد .
رسانه ای که خود را متصف به صفت « ملی » می کند و از « بودجه عمومی » کشور ارتزاق می کند باید که در برابر عملکرد و سیاست های خود در برابر موضوع مهم « آموزش » رویکرد « مسئولانه » ای داشته و در برابر آن پاسخ گو باشد » .

سه شنبه 23 اردیبهشت 1404 ؛ پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )
« به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، پیمان جبلی، رییس سازمان صداو سیما امروز سه شنبه ۲۳ اردیبهشت ماه در جلسه امضای تفاهم نامه همکاری با وزارت آموزش و پرورش که با حضور وزیر آموزش و پرورش و برخی معاونان ستادی در سالن جلسات صداو سیما برگزار شد با اشاره به این که آموزش و پرورش نقش مهمی در رفع چالشهای جامعه دارد، گفت: پیشرفت، ارتقا، امید به آینده در آموزش و پرورش شکل می گیرد. پیشنهاد و توصیه این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران به صدا و سیما همچون نیروی انتظامی آن است که پیش از امضای هر گونه تفاهم نامه و یا قرار داد با آموزش و پرورش ابتدا وضعیت خودشان را به صورت دقیق آسیب شناسی کرده و « آموزش و بهسازی » از « خودشان » آغاز کنند .
وی با تأکید بر این که وزیر آموزش و پرورش اهتمام جدی بر رفع مسائل این وزارتخانه دارند، گفت: کاظمی در کنار آموزش بر امر پرورش و تربیت دانش آموزان نیز تأکید دارند که این امر نقطه قوت این دوره نظام تعلیم و تربیت محسوب می شود و دغدغههای ایشان در این حوزه محسوس و ملموس است.
وی تصریح کرد: از ابتدای دولت چهاردهم که همزمان با بازگشایی مدارس آغاز شد، آموزش و پرورش با چالشهای زیادی ازجمله کمبود معلم، مطالبات بازنشستگان و ... روبرو بوده که با تلاشهای وزیر محترم مرتفع شد.
به نوعی پیگیرهای مجدانه وزیر؛ زبانزد همه در دولت چهاردهم شده است.

وی با تأکید بر اینکه دکتر پزشکیان نیز اهتمام جدی بر توسعه عدالت در آموزش و پرورش دارند، افزود: حضور دکتر پزشکیان به صورت نمادین در ساخت مدرسه و مکلف کردن همه ارکان دولت و نهادها برای کمک به این امر ستودنی است.

جبلی به اقدامات تحولی صدا و سیما در حوزه آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: ما صدا و سیما را در خدمت آموزش و پرورش قرار میدهیم. زیرا آموزش و پرورش رسانهای گسترده، فراگیر و اثر بخش است که تا مرزی ترین نقاط کشور فعالیت می کند.
وی با تقدیر از نگاه تربیتی وزیرآموزش و پرورش در کنار فراگیری علم تصریح کرد: آموزش و پرورش در کنار یکدیگر معنا پیدا می کند. بنابراین ضرورت دارد تمرکز در هر دو بخش دیده شود.
پرسش « صدای معلم » از وزیر فعلی آموزش و پرورش که اکنون به سردار انعقاد تفاهم نامه ها تبدیل شده آن است که آیا در دو سال گذشته اتفاق خاصی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی رخ داده و یا معجزه ای در سیاست ها و خط مشی ها به وقوع پیوسته است ؟ رسانه ای که پسوند « ملی » را یدک می کشد اما به عنوان مثال حاضر نیست در هفته معلم که مختص معلمان است تریبون را در اختیار معلمان منتقد و کنش گر قرار دهد و حتی از حضور محمد داوری نماینده ی سازمان معلمان ایران در شبکه ی آموزش جلوگیری می کند ؟

صدا و سیمایی که این همه ادعا دارد حتی حاضر نشد در هفته معلم شبکه های سراسری ( عمومی ) خود را در اختیار بخش مدنی ( غیردولتی ) آموزش و پرورش قرار دهد .

دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ؟
مشاهده ی عملکرد صدا و سیما در حداقل 4 دهه ی گذشته نشان می دهد که اضلاع درگیر آموزش و پرورش از عملکرد این رسانه رضایت ندارند .
پرسش « صدای معلم » آن است که بودجه 35 هزار میلیارد تومانی صدا و سیما در سال 1404 که افزایش 45 درصدی را نسبت به سال قبل نشان می دهد واقعا مبتنی بر عملکرد واقعی این نهاد به عنوان یک « دستگاه فرهنگی » است ؟

پیشنهاد و توصیه این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران به صدا و سیما همچون نیروی انتظامی آن است که پیش از امضای هر گونه تفاهم نامه و یا قرار داد با آموزش و پرورش ابتدا وضعیت خودشان را به صورت دقیق آسیب شناسی کرده و « آموزش و بهسازی » از « خودشان » آغاز کنند .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

وزارت آموزش و پرورش در اطلاعیه ای اعلام کرده است :
« ساعت کار مدارس اعم از نوبت اول و دوم از ساعت۶ صبح الی۱۳ خواهد بود » .
پرتال وزارت آموزش و پرورش در این رابطه نوشت : ( این جا )
« به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، طبق مصوبه هیات محترم وزیران موضوع اصلاح تغییر ساعت رسمی کشور و به منظور مدیریت بهینه مصرف انرژی و کاهش ناترازی موجود، معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع در خصوص ساعت آغاز کار ادارات آموزش و پرورش و مدارس و امتحانات اطلاعیه ای صادر کرد که به شرح ذیل است؛

۱) ساعت آغاز کار اداری از۶:۰۰ صبح الی ۱۳:۰۰ خواهد بود و در صورت نیاز کسری ساعت موظف همکاران بر اساس مفاد آیین نامه دورکاری کار در خانه موضوع تصمیم نامه شماره ۴۴۷۲۶/۷۶۴۸۱ مورخ ۷ تیرماه ۱۳۸۹ میباشد.
۲) ساعت کار مدارس اعم از نوبت اول و دوم از ساعت۶ صبح الی۱۳ خواهد بود.
الف) در مدارس یک نوبته امکان حضور دانش آموزان از ساعت ۶ صبح الی۱۳ فراهم و برنامه ریزی آن بر عهده مدرسه خواهد بود.
ب) مدارس دو نوبت نوبت اول از ساعت ۶ صبح الی ۹:۳۰ و نوبت دوم (بعدازظهر) از ۱۰ صبح تا ۱۳:۳۰ فعالیت خواهند داشت. پیشنهاد « صدای معلم » به مسئولان جمهوری اسلامی آن است که دست از لجاجت و حال نگری برداشته و همان قانون پیشین و ملغی شده قانون تغییر ساعت رسمی ایران را که حذف آن از ابتدا هم غیرکارشناسی و سلیقه ای بود را دوباره احیا و قانونی کنند .
۳) ساعت برگزاری امتحانات دوره متوسطه:
الف) تمام امتحانات نهایی دانش آموزان پایههای یازدهم و دوازدهم از تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ الی ۲۲ خرداد ۱۴۰۴و تمام آزمونها در نوبت صبح و فاصله زمانی اعلام شده توسط مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش و پرورش برگزار خواهد شد .
ب) امتحان پایه دهم به صورت داخلی و سه درس پایه نهم به صورت هماهنگ در نوبت صبح برگزار میگردد.
تذکر ۱ : تمام امتحانات مذکور در فاصله زمانی ۶ صبح الی ۱۳ برگزار خواهد شد.
تذکر ۲ : برنامهریزی لازم از طریق مرکز سنجش اعمال و اعلام میشود.
۴) همه مدارس موظفند شرایط حضور دانش آموزان را از ساعت ۶ صبح فراهم نموده به نحوی که ورودی مدارس قبل از ساعت ۶ صبح باز بوده و با حضور مدیر، معاونین و سایر عوامل اجرایی مدرسه ورود دانش آموزان تسهیل گردد.
۵) دمای ساختمان ها و مدارس حداقل در دمای ۲۵ درجه سانتی گراد تنظیم گردد و سیستم سرمایش همه مدارس و ساختمان ها از ساعت ۱۳ الی ۶ صبح روز بعد خاموش گردد.
در پایان انتظار دارد با توجه به مصوبه هیات محترم وزیران، ادارات و نهادهای دولتی و غیر دولتی با والدین دانش آموزان نهایت همراهی و همکاری رابا استفاده از ظرفیت حضور شناور در فاصله ساعت۶ صبح الی۱۳ معمول و در امر تعلیم و تربیت دانش آموزان عزیز تسهیل نمایند » .
نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که آیا این تصمیم با کدام نگاه کارشناسی اتخاذ شده جز آن که وزارت آموزش و پرورش فقط می خواهد اعلام کند که با تصمیمات دولت هماهنگ است بدون آن که به منافع و مصالح و آینده آموزش توجه داشته باشد ؟

« پزشکیان در مناظرهها و فضای تبلیغاتی ریاست جمهوری بر آن تاکید داشت که تصمیم گیری مبتنی بر شواهد و مشاوره علمی Evidence based decision making نیاز کشور ما در عرصه مدیریت است تا از منجلاب آزمون و خطا رهایی یابد.
پزشکیان همواره تاکید می کرد که کار باید همراه با کارشناسی باشد .

حال پرسش این است که این تصمیم بر مبنای کدام شواهد بوده که همواره ترجیع بند سخنان و سخنرانی های رئیس دولت وفاق در محافل و مجالس بوده است ؟
آقایان بفرمایند در کجای دنیا ( 1 ) دانش آموزان را ساعت 6 صبح به مدرسه می کشانند و آیا اساسا در این زمان ذهن دانش آموزان و حتی معلمان برای یاددهی و یادگیری آمادگی لازم را خواهد داشت ؟

این گونه تصمیم های خلق الساعه و از جنس سیاسی نشان می دهد که تصمیم سازان و تصمیم گیران برای نظام آموزشی با واقعیت های مدارس ایران آشنا نیستند و صرفا برای « رفع تکلیف » اقدام می کنند بدون آن که به تبعات و عوارض تصمیم های خود بیندیشند و در مورد آن مسئولیت پذیر باشند .
آیا مسئولان وزارت آموزش و پرورش که در ستاد از کولرهای گازی بهره می جویند ؛ می دانند و می فهمند که چند درصد مدارس عادی دولتی کولر و یا سیستم سرمایشی دارند که به آنان توصیه می کنند دما را حتما روی 25 درجه تنظیم کنند ؟

این گونه تصمیم ها فقط موجب بی نظمی و آشفتگی بیشتر در مدارس خواهد شد .
پیشنهاد « صدای معلم » به مسئولان جمهوری اسلامی آن است که دست از لجاجت و حال نگری برداشته و همان قانون پیشین و ملغی شده قانون تغییر ساعت رسمی ایران را که حذف آن از ابتدا هم غیرکارشناسی و سلیقه ای بود را دوباره احیا و قانونی کنند .
پایان گزارش/
( 1 )
ساعت شروع و پایان مدارس در برخی کشورها
آمریکا و کانادا : مدارس ابتدایی معمولاً از 8:30 صبح تا 3 یا 3:30 بعدازظهر .
اسپانیا: مدارس ابتدایی در صبح از ساعت 9 تا 12:30 و در بعدازظهر از ساعت 3:30 تا 5 . بعضی مدارس ابتدایی در اسپانیا برای کمک به والدین شاغل از ساعت 7 صبح پذیرای بچهها در مدرسه هستند.
فرانسه: شروع کلاس در فرانسه معمولاً از ساعت 9 تا 4:30 و کالجها از ساعت 8:30 تا 5 عصر.
استرالیا: کلاسها در استرالیا از 9 تا 3:30 بعدازظهر تشکیل میشود.
فنلاند: دانشآموزان فنلاندی اولین کلاس درس را حدود ساعت 9 تا 9:45 صبح آغاز میکنند.
ژاپن: در ژاپن مدارس از ساعت 8:30 صبح آغاز میشود و کلاسهاحدود 3:50 بعداز ظهر پایان مییابد.
چین و برزیل: در این فهرست مدارس چین و برزیل از همه زودتر آغاز میشوند و آنها برای شروع کلاسها ساعت 7:30 را در نظر گرفتهاند. البته به نظر میرسد چین هم قصد دارد برای بهرهوری بیشتر در مدارس ساعت شروع کلاسها را تغییر دهد.
بهبود یادگیری
مرکز تحقیقات کاربردی و ارتقای آموزشی دانشگاه مینه سوتای آمریکا درباره زمان مناسب برای شروع کلاسها تحقیقاتی کرده و بر این باور قدیمی که ابتدای صبح یادگیری بهتر و سریعتر اتفاق میافتد خط بطلانی کشیده است. محققان این مرکز با بررسی دادههای بیش از 9 هزار دانشآموز از هشت مدرسه در ایالتهای مختلف به این نتیجه رسیدند که تاخیر در آغاز کلاسهای صبح مدارس سبب افزایش تمایل به حضور، نمرات بهتر در آزمونها و به خصوص تستهای ریاضی، انگلیسی، مطالعات اجتماعی و همین طور علوم تجربی میشود. آنها همچنین در مدارسی که دیرتر شروع میشدند شاهد کاهش استرس، سوءمصرف مواد مخدر و علایم افسردگی در دانش آموزان بودهاند.
در یکی از این پژوهشها که لس آنجلس تایمز منتشر کرده آمده است: «دانش آموزانی که خواب شبانه کافی دریافت نمیکنند حدود دو سوم بیشتر از بقیه دچار آسیب و جراحت خواهند شد. این در حالی است که خواب کافی میتواند منتج به تعادل بهتر، هماهنگی بیشتر چشمها و همچنین عکسالعملهای دقیق تر شود.»
هوشیاری بعد از 9 صبح
متخصصان عصبشناسی معتقدند که سیستم عصبی کودکان و نوجوانان طوری برنامهریزی شده است که آنها ساعتهای نزدیک به نیمهشب نیازمند خواب میشوند. در نتیجه به دلیل نیاز کودک به حداقل 9 ساعت خواب آنها قبل از ساعت 9 - 9:30 به هوشیاری کامل خود نمیرسند. متخصصان به این نتیجه رسیدهاند که ساعت بیولوژیک بدن خانم ها تا 19 سالگی و برای آقایان تا 21 سالگی برقرار خواهد بود.
منبع: خراسان
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

عصر یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۴۰۴ مراسم گرامی داشت « روز معلم و بررسی چالشهای آموزش و پرورش » به همت حزب مردمسالاری شعبه استان البرز در هشتکافه کرج با حضور معلمان ، فعالین فرهنگی و رسانهای با شکوه هرچه تمامتر برگزار گردید.
ابرچالشهای آموزش و پرورش
پس از سخنان آغازین فرامرزی مجری برنامه، رضا قاسمپور دبیر استانی مردمسالاری ضمن خوشامد و تبریک روز معلم به چهار ابر چالش زیر اشاره نمود.
- آموزش و پرورش به عنوان نهاد مصرفی
- عدالت آموزشی گروگان مدارس خاص
- پدیده انفجار ابلهها در سیستم
- امنیت فرهنگی گروگان فرهنگ امنیتی

هوش مصنوعی؛ دستیار و مکمل معلم
در ادامه کوروش رومیانی (دبیر استانی حزب پیشرو اصلاحات) ضمن اشاره به اضلاع ناراضی آموزش و پرورش و ذینفعان متعدد دستگاه تعلیم و تربیت افزود: امروز معیشت و منزلت فرهنگیان خدشهدار شده و برخی از همکاران مدارس دولتی تمرد در تدریس دارند و این میتواند به مثابه دومینوی آموزشی عمل نماید.
رومیانی با اشاره به ضرورت بهرهمندی از فن آوریهای نوآورانه و گفتمانسازی توسعه و خلاقیت افزود: امروزه هوش مصنوعی میتواند دستیار معلم بوده و مکمل وی باشد البته معلم با هیچ چیز قابل جایگزینی نیست .
باید با معلم محوری خداحافظی کرده و با ارزیابی شکوفایی و مهارتهای آموزشی، دانش آموز را از حصار مدرسه به سمت زیست جمعی و اجتماعی سوق داد.

معلم تنها کارمندی که رئیس ندارد
داود مرادخانی از اعضای ارشد سازمان معلمان استان البرز نیز با اشاره به مرجع بودن معلم و کتاب در گذشته افزود: در جامعه مدرن حصارهای کلاس شکسته و مرجعیت معلم با ورود گوشی اندروید شکسته شده است. شکاف نسلی باعث عدم درک لازم بین معلم و دانشآموز نسل زد است.
تفاوتهای فردی، آموزش اخلاق مداری و حس مسئولیتپذیری در مدارس نیازمند بازنگری و تحول است. معلم تنها کارمندیست که آزاده و مستقل بوده و چندان در بند رئیس روسا نیست.

فرهنگیان؛ در صدر گروههای مرجع
محمد حسن اصلروستا (دبیر استانی حزب اتحاد ملت) نیز با اذعان به اینکه معلم جایگزین ندارد افزود: بیس جامعه، آموزش و معلم بوده و جذابیتهای معلمی جایگزینپذیر نیست. جامعه پیشرفته و عقبمانده به نوعی محصول کار معلمین آن اجتماع است. سَرندکردن دانشآموزان در مدارس مختلف باعث نابودی برهم کنشی دانشآموزان شده و رفتارهای تعدیلگر از بین رفته است.
امروز عملا آموزش و پرورش در مدارس عادی دولتی و محروم رهاست. خانواده و مدرسه در عین امن بودن میتوانند مخوفترین مکانهای دنیا باشند. البته در نقد جامعه معلمین نیز باید منصف باشیم هنوز هم بالاترین اعتماد جامعه به معلمین بوده و جامعه فرهنگی در صدر گروههای مرجع قرار دارد.

دانشآموزان، غایبان تصمیمگیریها
محسن صادقیان (رئیس سابق سازمان دانشاموزی و دبیر استانی سازمان عدالت و آزادی) نیز با اشاره به نقش اساسی معلم و مدرسه افزود: علائم بیماری آموزش و پرورش هویداست. منزلت و معیشت معلم زیر سوال است. محصول گزینش افراد همسو با حاکمان، باعث اخلال در فرآیند شایستهگزینی میگردد.
فرار نخبهها محصول بیتدبیریهای دولتها و نداشتن فرصتهای شغلی متناسب با ظرفیت نخبههاست.
دانشآموزان در تصمیمگیریهای مربوط به خود غایبند. حاکمیت باید آموزش و پرورش را در اولویت کاری خود قرار دهد.

ما فاقد نیازسنجی هستیم
اتابکی دبیر انجمن اسلامی معلمان استان البرز نیز با اشاره به فقدان انگیزه لازم بین دانشآموزان و عدم تطابق شیوههای آموزشی رایج و معلم محور با نیازمندیهای دانشآموزان و بازار کسب و کار افزود:
ناتوانی سیستم آموزشی ما در آزمونهای بینالمللی باعث آبروریزی ماست.
تغییر مکرر مدیران و عدم ثبات مدیریتی همچنین فقدان شایستهسالاری نیز از عوامل ناکامیهای دستگاه تعلیم و تربیت است. ما فاقد نیاز سنجی هستیم و نکته مهم دیگر اینکه: صرفهجویی در همه چیز خوب است به جز آموزش و پرورش.
ختم کلام اینکه: آموزش و پرورش در اولویت حاکمیت نیست.

اولیا همراه دانشآموزان درس میخوانند
در ادامه اکرم شریفی بعنوان نماینده اولیا افزود: در مدارس عملا انجمنها جایگزین معلم شده و اقتدار معلم شکسته شده است. بعضا اولیا همراه بچههای خود درس میخوانند. معلم وقتی برای پاسخ گویی ندارد ؛ باید به بچهها راه بیاییم و آزادیهای اجتماعی و پوشش رنگهای روشن و پاپیون را قدغن نکنیم .

در مقابل تکنولوژی مقاومت نکنیم
ناهید ختایی (خبرنگار و مدیرعامل کانون حامیان حقوق شهروندی استان البرز) نیز با اشاره به کمبود مدارس و تراکم بالای کلاسها در کرج و فردیس افزود: ۴۵۰ مدرسه کم داریم در حالی که ۱۰۰۰ کلاس توسط اتباع اشغال شدهاند .
حدود یک پنجمدانشآموزان البرز در مدارس غیردولتی بوده و استان البرز با کمبود معلم و کلاس رو به روست.
ختایی با اشاره به آمار مدارس ساخته شده در دولت قبل افزود: با مردم صادق بوده و در مقابل تکنولوژی مقاومت نکنیم.

نیازمند مدارس و معلمان شاد هستیم
امیر عطاران از معلمانِ قلم به دست و منتقد نیز با اشاره به مفاهیمی چون تاخر فرهنگی و سواد سیاه و سفید افزود: مدارس و دانشگاههای ما مدرک داده ولی درک و ادارات نمیدهند لازمه تحول ، شکلگیری گفتمان و به حاشیه بردن کوتولههاست. مدرسه بسازیم تا محتاج ساخت زندان نباشیم. نیازمند مدارس و معلمان شاد هستیم.

میدان فرهنگ را به کوتولهها نسپاریم
در ادامه اکبریطارمی از معلمین کرج با اشاره به شش برابر بودن بودجه آموزش و پرورش ترکیه نسبت به ایران افزود: معلم به عنوان قلب تپنده و رهبر آموزشی حذف شدنی نیست. هوش مصنوعی ذهن خلاق را نابود میکند. انقلاب، جنگ و آموزش سه راه تغییرند ؛ خودمان را دستکم نگیریم .
نیازمند نقد از درون، مطالبهگری و به حاشیه بردن چاپلوسان و دورقابچینانیم. برگشت به پیشینه پرافتخار فرهنگی و نگاه به افتخارات اکتسابی راهگشاست . میدانِ بازی را به کوتولهها نسپاریم.

معلمین اغلب آپدیت نیستند
خانم عبدی به نمایندگی از معلمین مدارس غیردولتی ضمن اشاره به صعوبت کار در مدارس افزود: استفاده از نیروهای غیرمرتبط، بازنشسته و نابلد با تکنولوژیهای جدید در تولید محتوا، باعث انگیزهکشی در بین دانشآموزان میشود. معلمان مدارس دولتی اغلب آبدیت نیستند.

فقدانِ صلاحیتهای حرفهای مدیران
خانم حسینی از همکاران اجرایی مدارس نیز با اشاره به اینکه: اخلاق حرفهای نداریم افزود: مدیران منتخب مدارس سلیقهای و جناحی هستند و بعضا فاقد صلاحیتهای حرفهای و اخلاقی لازم بوده و آموزشهای لازم علم مدیریتی را طی نکردهاند.
راهکارهای برونرفت از آچمزهای فعلی :
* توجه ویژه به منزلت برباد رفته و معیشت سقوط آزاد فرهنگیان با اجرای دقیق رتبهبندی معلمان و توجه جدی به رفاهیات فرهنگیان
* لغو مصوبه اخیر وزیر آموزش و پرورش با نیروی انتظامی و تعامل سازنده با نهادهای فرهنگی در جهت گسترش امنیت فرهنگی
* تغییر رویکرد دولت وفاق در گسترش قارچی مدارس دولتی و خاص و برقراری تدریجی عدالت آموزشی با برچیدن مدارس تبعیضآمیز
* فراهم اوردن تمهیدات لازم برای تشکیل سازمان نظام معلمی و سپردن گزینش حرفهای معلمان به یک مرکز تخصصی و حرفهای


پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

« سامانه سیدا به نشانی sida.medu.ir مخفف «سامانهی یکپارچهسازی دانش آموزان»، سامانهای برای ثبت نمرات دانشآموزان است که از سوی آموزش و پرورش در اختیار مدیران، معلمان و کارکنان مدرسه قرار میگیرد.
تا قبل از شیوع کرونا، مدارس از سامانهی سناد برای ثبت اطلاعات و از سامانهی دانا برای نمرهدهی به دانشآموز استفاده میکردند اما پس از همهگیری این ویروس، آموزش و پرورش سامانه سیدا و پادا را به عنوان دو سامانهی ثبت و مشاهدهی اطلاعات انتخاب کرد.
با این کار دیگر نیاز نیست معلمان برای ثبت نمره و دانشآموزان برای دریافت کارنامهی خود به مدرسه مراجعه کنند و از سوی دیگر به دلیل تحت وب بودن سامانه، دسترسی آن چه برای مدرسه و چه برای دانشآموز آسانتر شده است.

هدف کلی این سایت انجام امور مربوط به مدارس به صورت مجازیست ولی بیشتر با عنوان سامانهی ثبت نمره شناخته میشود و پیشبینی میشود در آیندهای نه چندان دور به سایتی کامل و جامع برای انجام امور مدارس تبدیل شود » . ( این جا )
در واقع ؛ سیدا کار معلم و مدرسه را ساده تر کرده اما در سوی دیگر ماجرا ، تمرکز گرایی وزارت آموزش و پرورش بار دیگر خود را در شکلی دیگر نشان داده است .
برای وارد کردن نمرات مستمر در این سامانه ، « بازه ی زمانی » پیش بینی شده و معلمان حتما باید در مهلتی که وزارت آموزش و پرورش مشخص کرده است نمرات را وارد سامانه نمایند .
اگر مدرسه ای بخواهد نمرات را در آن بازه زمانی وارد نکند و یا نمره ای را بعدا تغییر دهد باید از اداره آموزش و پرورش مجوز بگیرد .
مشخص نیست فلسفه ی این کار برای چیست ؟

مدارس برنامه هماهنگی برای برگزاری امتحانات میان ترم ندارند . از سوی دیگر ؛ اعلام کردن مهلت برای بارگذاری نمرات عملا آزادی عمل معلم را برای ارزشیابی مستمر دانش آموزان تا پایان نیم سال نخست و یا پایان سال تحصیلی زیر سوال می برد .
در واقع ؛ پس از ثبت نمرات مستمر در سامانه دیگر ارزشیابی دانش آموزان بی معنا می شود و انگیزه را از معلم و دانش آموز برای ارزشیابی و بهبود یادگیری محدود و حتی تعطیل می کند .

هدف وزارت آموزش و پرورش از این تصمیم چیست ؟
مگر آن که بخواهد نشان دهد در این میان بیکار نیست و ناخودآگاه هر فردی را به یاد حکایت « آفتابه دار مسجد شاه » می اندازد .
( سال های ماضی در بازار تهران، مردمی که برای قضای حاجت به سرویس بهداشتی (مستراح آن روز) مراجعه میکردند، از میان آفتابهها، یکی را برمیداشتند و به کارشان میرسیدند.
یک آقایی هم به عنوان آفتابهدار آنجا نشسته بود و مرتباً داد می زد : آقاجون اون آفتابه رو ورندار! این یکی را بردار! بعد هم غرغر میکرد و ادامه می داد که ای بابا! اینجا صاحاب داره، فکر کرده هر کی هرکیه! »
آفتابهها هیچ فرقی با هم نداشت. اما به رسمیت شناختن آفتابه دار مهم بود! » ( این جا )
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر آمد ( این جا ) ؛ نشست خبری « علی فرهادی ، سخنگو و معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش امروز سه شنبه 9 اردیبهشت در دبیرستان دخترانه متوسطه دوره اول شاهد حضرت معصومه واقع در منطقه 6 تهران برگزار گردید .
تاخیر 20 دقیقه ای آقای سخنگو در ابتدای پرسش و پاسخ خبرنگاران مورد اعتراض « علی پورسلیمان مدیر صدای معلم » قرار گرفت .
پورسلیمان گفت که در 36 سال تدریس اش به یاد ندارد که 36 دقیقه در ورود به کلاس تاخیر داشته است .
فرهادی در پاسخ عنوان کرد که قبل از ورود به نشست برخی خبرنگاران از او پرسش کرده اند .
مدیر صدای معلم این پاسخ را قابل قبول ندانست و تصریح کرد که همه باید در چارچوب قانون حرکت کنند .
« صدای معلم » نخستین رسانه ای بود که پرسش های خود را در چند محور مطرح کرد .
آن چه در زیر می آید ؛ مشروح پرسش و پاسخ « صدای معلم » و سخنگوی وزارت آموزش و پرورش است .

دکتر مسعود پزشکیان رئیس جمهور ، روز یکشنبه 14 اردیبهشت در جمع معلمان نمونه از سیستم اداری کشور انتقاد کرد و با بیان اینکه در برخی از ادارات افراد و کارکنان در یک قالب خاص فرو رفته اند، گفت:
« متاسفانه تلاش و پویایی و اینکه تا آخر عمر و بدون وقفه و خستگی باید به دنبال یاد گرفتن و یاد دادن باشیم در ذهن ما ایجاد نشده است درحالی که ما هر لحظه باید تغییر کنیم و با دنیای در حال تغییر ، خودمان را تطبیق دهیم. باید بچه هایی تربیت کنیم که با دنیایی که هر لحظه در حال تغییر است خودشان را وفق دهند، عاشق و توانمند باشند، خلاق ، صادق، راستگو و در حل مشکلات جسور و ریسک پذیر باشند » .

سخنان رئیس جمهور نقدی بر ایستایی نظام اداری کشور است است و به صورت تلویحی معلمان را به خلاقیت و ریسک پذیری دعوت میکند.

سخنان رئیس جمهور در شصت و چهارمین سال روز نامگذاری « روز معلم » بیان شده است . معلمانی که روز 12 اردیبهشت 1340 در میدان بهارستان گردهم آمدند تا نسبت به وضعیت معیشت خود اعتراض کنند گمان نمی کردند که اعتراضشان منجر به شهادت دکتر خانعلی و تعیین آن روز به عنوان روز معلم شود.
شهادت استاد مطهری در شامگاه روز 11 اردیبهشت 1358 نیز به تثبیت روز معلم پس از انقلاب اسلامی انجامید .

در طول شصت و چهار سال گذشته همچنان معلمان به وضعیت معیشت خود معترضند ، همچنان مسئله معلمان در پس گذشته شش دهه حل نشده است و همچنان در بیانیه های روز معلم از مسائل اقتصادی و معیشتی و کمبود حقوق گلایه میشود. در طول این مدت طرح های مختلفی اجرا شدهاند که آخرین آن طرح رتبه بندی معلمان محسوب می شود .
اجرای طرحهای فوق هر چند توانسته مرهمی بر معضلات باشد ولی نتوانسته است به صورت بنیادین مسائل را حل کند و یا گامی برای حل مسئله باشد و همچنان معلمان کمترین میانگین حقوق را در میان کارکنان دولت دارند .

سخنان رئیس جمهور در جمع معلمان نمونه نیز همچنان تکرار همان سیاست های رسمی در مورد معلمان است که عموم مقامات رسمی در سخنان خود خواهان تحول هستند ولی در عرصه عمل تغییری مشاهده نمی شود .
دیرپایی مسئله معلمان در طول دهههای مختلف امری است که کمتر به چرایی آن پرداخته می شود. اینکه دولتها، معلمان را به قشری فاقد امتیاز تبدیل کردهاند و نیازی نیز به تامین خواسته های آنها نمی بینند ناشی از نوع نگرش کلان به مدرسه و سیاست و فرهنگ است .
معلمان ؛ قشری خاص محسوب میشوند که از قلب پایتخت تا دورترین نقاط کشور در مدارس حضور دارند و به دلیل ویژگیهای تحصیلی و شخصیتی مرجعیت اجتماعی دارند . ارتباط معلمان با نسل آینده موجب میشود که زودتر از سایر اقشار به تحولات اجتماعی و فرهنگی پی ببرند و میزان تغییرات مناسبات جامعه را دریابند. تعدد و کثرت تعداد معلمان نیز موجب می شود نسبت به سایر اقشار بیشتر دیده شوند و تاثیرگذارتر باشند .
معلمان نیروی محرکه نظام تعلیم و تربیت هستند و همین ویژگی آنها را درمیان دو حیطه سیاست و فرهنگ قرار میدهد . هر نوع خلاقیت در عرصه معلمی بدون توجه به سیاست و فرهنگ امکانپذیر نیست.
آموزش و پرورش به عنوان یکی از مهم ترین حوزههای فرهنگی ، مسئولیت بازتولید نظم سیاسی و روابط اجتماعی را ایفا می نماید و هر چه اهداف نظام تعلیم و تربیت ایدئولوژیک تر باشند از معلم انتظار می رود که نقش مهمتری را را در تربیت برعهده گیرند . اما فرهنگ هم میکوشد تا سیاست را تغییر دهد .

مدرسه به عنوان نبض تپنده آموزش و پرورش باید مکان تلاقی دو عنصر سیاست و فرهنگ دانست . محلی که معلم به عنوان نیروی محرکه تعلیم و تربیت با دانش آموزان که بخش مهم جامعه و مناسبات فرهنگی هستند برخورد دارد .از این رو با مسائلی رو به رو هستیم که مسئله معلمان هستند ولی در میانه دو عرصه سیاست و فرهنگ مسئله معلمی وجود دارد که مناسبات سیاست و فرهنگ آن را شکل میدهد.
مسئله معلمی از این منظر امری فراتر از مسئله معلمان است و به مثابه هسته سخت مسئله سیاست و فرهنگ در جامعه ایران به حساب میآید.
مسئله معلمی امری است که معضلات مربوط به تنشهای میان دو عرصه سیاست و فرهنگ را بازمینمایاند و معیشت ظاهر بیرونی مسئله معلمی است .
مهم ترین عاملی که به اعتراض بخشی عمدهای از معلمان میانجامد ، حس حذف شدگی و نادیده گرفته شدن است. حس حذف شدگی را می توان از گفت وگوهای معلمان پایتخت تا دورترین نقاط کشور حس کرد .

عموم اعتراضات معلمان نیز پیرامون همین حس حذف شدگی است . اینکه دولتها، معلمان را به قشری فاقد امتیاز تبدیل کردهاند و نیازی نیز به تامین خواسته های آنها نمی بینند ناشی از نوع نگرش کلان به مدرسه و سیاست و فرهنگ است .
نگرش نادرست به فرهنگ موجب می شود که دستگاه تعلیم و تربیت بیش از آن که به کثرت موجود در عرصه جامعه بیندیشد بر یکسان سازی تاکید کند و همین یکسان سازی نیز مدرسه را به محلی پرتنش تبدیل می کند که از یک سو معلم باید مجری سیاستهای رسمی یکسان نگر و یکسان ساز باشد و از سوی دیگر در برابر دانش آموزانی قرار گیرد که در برابر یکسان سازی مقاومت می کنند .
نگرش نادرست به فرهنگ گمان دارد که می تواند با ابزارهای یکسان سازی همچون گزینش مسئله را حل کند و نیازی به حل بنیادین مسئله نیست و تامین نیازهای معلمان نیز در حدی که روند فعالیت ها متوقف نشود کافی خواهد بود . همین نگرش معلم را به تدریج از حیطه برخورد سیاست و فرهنگ حذف می کند .
حذف شدگی مسئله آفرینی است که به آن توجه نمی شود و زمینه لازم را برای اعتراض فراهم میسازد .
هویت جمعی معلمان به عنوان قشری که میان دو عرصه سیاست و فرهنگ ایستاده است بر مبنای حذف شدگی بنا شده است . ادامه مسیر حل نشدن مسئله معلمی هویت جمعی حذف شدگی را تشدید می کند و همین نیز زمینه را برای متشنج شدن فضای مدرسه فراهم می سازد.

مسئله معلمان در معرض دید همگان است و جامعه به خوبی آن را میبیند ولی مسئله معلمی هسته سخت مسئله سیاست و فرهنگ در جامعه ماست که هر کدام در صدد تسخیر دیگریست و تاکنون توازن و تناسبی بین آنها برقرار نشده است. این تضاد مسئله معلمی را به یک مسئله آفرین تبدیل کرده است که می تواند مسائل مختلفی را به وجود آورد .
دیرپایی مسئله معلمان در طول بیش از شش دهه گذشته ناشی از بی تفاوتی به مسئله معلمی است . میان معلمان و معلمی باید تفاوت قائل شد. مسئله معلمی امری فراتر از معلمان است. تلاشهای صورت گرفته تاکنون برای حل مسئله معلمان بوده است در حالی که تا وضعیت معلمی تغییر نکند شرایطی معلمان نیز تفاوتی نخواهد کرد.

دغدغه های فعالان عرصه صنفی و سیاسی معلمان مصروف تغییر وضعیت معلمان می شود حال آن که زمانی که وضعیت معلمی در بحران باشد و میان فرهنگ و سیاست رابطه سازنده و بالنده به وجود نیاید وضعیت معلمان ثابت خواهد ماند.
خلاقیت و ریسک پذیری در میان معلمان نیز منوط به حل مسئله معلمی و مشخص شدن رابطه بین سیاست و فرهنگ است .حذف شدگی مسئله آفرینی است که به آن توجه نمی شود و زمینه لازم را برای اعتراض فراهم میسازد .
وضعیت معلمی امری فراتر از معلمان است .
وضعیت معلمی تحت تاثیر عوامل اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی و سیاسی جامعه شکل میگیرد . سیاست نقش موثری در شکل گیری وضعیت معلمی دارد . نهاد سیاست می خواهد معلمان مطلوب داشته باشد ولی این نوع نگاه به معلمی منجر به حس حذف شدگی و نادیده گرفتن در بین معلمان می شود و مسئله معلمی را بغرنج تر مینماید.
از نگاه سیاستمداران و مسئولان خلاقیت تا جایی خوب است که به سیاست یکسان ساز آسیب نزند ولی معلم با نهاد ناآرام و متکثر فرهنگ در تعامل است .

در جوامعی که میان سیاست و فرهنگ تناسب برقرار است معلمی جایگاهی متفاوت مییابد و در جوامعی که روابط بین سیاست و فرهنگ تنش آلود باشد وضعیت معلمی نیز عرصه ای پرتنش خواهد شد.
رئیس جمهور محترم و مسئولانی که در پی ارتقای روحیه خلاقیت و ریسکپذیری در عرصه آموزش و پرورشاند می باید نگاهی نو به مسئله معلمی داشته باشند .
مسئله معلمی است که همچنان ناشناخته مانده است و مانع هر نوع تغییر خواهد بود.
مسئله آفرینی که ناشی از فقدان تناسب بین دو عرصه سیاست و فرهنگ است .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید