
دهه هفتاد در زنجان دفترداری داشتیم به نام آقای معارفی، که چون میدانست روزنامهنگار هستم و علاقه مند به فعالیتهای صنفی، خیلی با من گرم میگرفت.
روزی عموزاده اش را به من معرفی نمود:
استاد عباس معارفی زنجانی از پیشکسوتان آموزش و پرورش ایران و از مؤسسین اولیه کانون صنفی معلمان استان تهران.
از آن زمان ارتباطات تلفنی و مراودات قلمی با استاد معارفی داشتیم تا این که اوایل دهه هشتاد کانون صنفی معلمان استان زنجان تشکیل شد و اینجانب (از پیشنهاد دهنده ی تشکیل کانون در دهه هفتاد) نیز در معیت دوستان اصلاحطلبم وارد هیئت مدیره کانون صنفی فرهنگیان استان زنجان شدم.
در دوره اصلاحات که بهار فعالیتهای مدنی و به تبع کانونهای صنفی بود، دوستان زنجان عموماً در برنامههای اعتراضی کشوری در قالب کانونهای صنفی سراسر کشور شرکت فعالی داشتیم.
یادم هست یک روز زمستانی برای شرکت در تحصن کانونها مقابل مجلس یک ماشین دربستی گرفتیم؛ آقایان غنیلو، احمدی، صاحب ناسی، فتعلی بیگی و بنده در حوالی ابهر با کولاک شدید مواجه شدیم و پس از ساعتها تلاش به طرز معجزهآسایی از خطر حتمی مرگ جستیم.
به هر حال در این آمد و شدها با بسیاری از فعالان صنفی کشور و پایتخت از نزدیک آشنا شدیم: خاکساری، بهشتی لنگرودی، ذاتی و.... استاد عباس معارفی زنجانی.
به دعوت بنده سال ۸۲ استاد معارفی سفری به زنجان نمودند و ضمن حضور در کانون صنفی فرهنگیان مصاحبهای مفصل از ایشان در هفتهنامه مهر زنجان که سردبیر وقتش بودم انجام دادیم.
با ظهور و بروز فضای مجازی و به ویژه تلگرام، شبی نبود که با استاد مراودات قلمی نداشته باشیم. این اواخر درخواست مصاحبه مجدد از استاد داشتم. ولی نمیدانم چرا هر بار که درخواست پاسخگویی به سؤالاتم را داشتم، به نوعی به آینده احاله میکرد.
عباس معارفی از پیشکسوتان مبارزه علیه تبعیض و بیعدالتی صنف فرهنگیان بود. شاید بیراه نباشد که وی را پدر کانون صنفی معلمان تهران نامید.
در سال 1382 عباس معارفی :
مدیریت افقی (انتخاب مدیر مدرسه توسط معلمان ) را پیشنهاد نمود.
در یکصد و هشتاد و سومین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش پیشنهاد وی تصویب شد، ولی اجرای آن تا حال به تعویق افتاده است.
استاد معارفی در طول نیم قرن روشنگری و مبارزه بیامان علیه ناعدالتی و تبعیض علیه صنف شریف فرهنگیان، چون شمعی فروزان سوخت و ساخت.
وی در پیگیری مطالبات منزلتی و معیشتی هرگز کوتاه نیامده و از مثلث زر و زور و تزویر نهراسید و البته هزینههای مادی و معنوی کلانی هم از این بابت پرداخت نمود.
مخاطبان عزیز را به خوانش یکی از دلنوشته های یار سفر کرده دعوت می نمایم.

عباس معارفی زنجانی:
"چرا میگوییم صنفی ؟
صنف !؟
مگر ما نقاش یا بقال یا چغال هستیم که میگوئیم صنفی ؟
صنف برای حفظ منافع و یا ازدیاد منافع یک صنف است. مثل لبنیات فروش، سبزی فروش و امثالهم !!
ما تیشه رو به خود نیستیم، سنگ به سینهی خودمون نمیزنیم ! ما فداکار ملتیم، حالا زندگیهامون حداقل، هرچی هست، ما این کلمه صنفی رو اشتباه گذاشتیم روی این حرکت، این تشکل، ما فدایی این ملت هستیم، با کسی تضاد منافع نداریم، که خود را جدا بکنیم از سایر اقشار، صنوف، و دیگران.
ما میگوییم عدالت برای همه، عدالت آموزشی، عدالت اقتصادی و عدالت در تمام زمینهها.
ما معلم هستیم، پیغمبر گفته شغل انبیاست، خدا هم میگوید من معلم هستم، «خلق الانسان»، «علمه البیان»، خدا هم معلم است. ما حالا شغل خدا و پیغمبریمون رو رها کنیم بگیم ما مثلا نقاشیم، ما عطاریم؟
این تخفیف میده، حرمت ما رو. ما با حداقل زندگی مفتخریم به این که فدایی ملت هستیم و آموزش میدهیم و آموزش ضد خرافات و ضد تمام نادانیهاست و باعث پیشرفت تمام ملت میگردد. صنفی کوچکتر از آن است که بیانگر هدف و رسالت باشد."
(۲۳ شهریور ۱۳۹۷)
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

توسعه فرهنگی نصیحت کردن، موعظه گفتن، ریش گذاشتن، کراوات زدن، چاپ کتاب و رساله نیست.
توسعه فرهنگی یعنی:
1- در شبانه روز 30 دقیقه ورزش کنیم، 30دقیقه مطالعه نمائیم، 30دقیقه به موسیقی گوش کنیم، ۸-۶ ساعت بخوابیم و حداقل 6 ساعت کار مفید روزانه داشته باشیم.
2- حداقل سالیانه 3 بار به کنسرت موسیقی یا تئاتر و سینما با خانواده برویم.
3- حداقل سالیانه 3 بار در جشن های شادی دسته جمعی مثل جشنواره ها، کارناول های شادی نظیر چهارشنبه سوری، جشنواره موسیقی شرکت کنیم.
4- حداقل سالیانه 2 بار به مسافرت برویم.
5- خود را از محیط های پراسترس، غمناک و اندوهگین دور نمائیم.
6- مصرف نمک، شیرینی و چربی را محدود و مصرف شیر و غذاهای گیاهی را بیشتر کنیم.
7- حتی یک قطره آب به هدر ندهیم، هرگز موادغذایی دور نریزیم، حتی یک چوب کبریت یا پوست تخمه زمین نیندازیم.
8- گفت و گو ، مناظره، تولید استدلال و مشاوره را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم.

کانال سواد مدیریتی و توسعه
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ پنج شنبه 17 بهمن نشست فرهنگیان شهر ری با موضوع " تشکیل شورای سازمان معلمان شهر ری " در مرکز آموزشی – فرهنگی شهر ری برگزار گردید .
در ابتدای این نشست ، « علی پورسلیمان » مدیر صدای معلم به ارائه دیدگاه های خویش در حوزه جامعه مدنی و نهادهای موثر آن یعنی " رسانه و تشکل " پرداخت .
در ادامه مدیر صدای معلم در فرآیند پرسش و پاسخ با فرهنگیان شهر ری شرکت کرد و به مدت بیش از 90 دقیقه به گفت و گو با همکاران پرداخت .
در این بخش پرسش و پاسخ با معلمان را می خوانیم .

آن روزها، هر از گاهی درکلاس، یک کتاب کاهی حل المسائل کتابهای درسی به مثابه شیئی مرموز و رویایی یافت می شد. کتاب مدتی به طور یواشکی بین بچه ها دست به دست می گشت .اما خیلی زود با پیگیری معلم و مدیر مدرسه، از صحنه کلاس محو می شد. فردا آقا ناظم سرصف صبحگاه، با تمسخر به ما طعنه می زد: دانش آموزی که با حل المسائل درس بخواند، مدرسه نیاید بهتر است. برعکس امروز که ناظم در حالی که خودش نماینده توزیع کتابهای کمک آموزشی فلان ناشر است، طی بیاناتی در سرهمان مراسم صبحگاه با نگاهی عاقل اندرسفیه به ما حالی می کند : دانش آموزی که این کتابها را نخرد و نخواند، منتظر نتیجه نماند!
روزگار عجیبی است. بین سند تحول و بخشنامه های وارده، سرود سوال و تحقیق و خلاقیت سرداده می شود اما در همان حال، مدرسه در محاصره گاج است و کنکور در حصار قلم چی. همین طور، همواره خیابان انقلاب تهران و حتی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، به دست چند ناشر مشهور کمک آموزشی فتح می شود. وزارتخانه فخیمه نیز در ابتدای سال تنها به یکی دو تذکر لسانی در باب مذمت تهیه و توزیع این کتابها بسنده می کند و در نهایت صداو سیمای ملی بنا به میلی که در خودگرانی خویش دارد، چنان عرصه را برای تبلیغ و ترویج این موسسات باز می کند که مجبور می شود به خاطر فشار افکار عمومی، هر از گاهی بین تبلیغات مثلا آموزشی ، یک فیلم یا سریال هم پخش کند.
سازمان تالیف کتابهای درسی را جمعی از همکاران خوب ما تشکیل داده اند که یا نخواسته اند یا نتوانسته اند و یا نگذاشته اند به تدریس و کلاسداری ادامه دهند و لذا به جای معلم، مولف شده اند.گویا چند سالیست در راستای برنامه توسعه تحقیق و پژوهش میان دانش آموزان و جلوگیری از پخته خواری آنها، رسم شده است که کتابهایی لاغر و گنگ تالیف و توزیع شوند تا بچه ها با تامل و تعمق بیشتر، بابت درک مطلب بهتر، لذت ببرند و به یادگیری عمیق و ماندگار دست یابند. اما این در حالیست که دانش آموز این زمانه، فقط از تنبلی و بی تحرکی جسمانی رنج نمی برد که به شدت به نوعی بی تحرکی و کرختی ذهنی و روانی نیز مبتلا شده است.
در واقع با نسلی مواجه ایم که به واسطه وجود یک رفاه نسبی و معمول، همه چیز دارند اما یک چیز ندارند و آن انگیزه و شوق به یادگیری است. آنها چون چرایی در حیات تحصیلی خویش ندارند، بنابراین با هر چگونه ای راحت نمی توانند کنار بیایند. به همین خاطر بود که دانش آموزان طی یک عملیات پیچیده پنهانی و با تحت فشار قرار دادن پدران و مادران دلسوز، توانستند سازوکار کتابهای درسی جدید را دور بزنند.ضمن این که مشتی سودجوی زیرک نیز با مشاهده این وضع ، همراه و حامی دانش آموزان شدند و به این ترتیب بازار تالیف و توزیع گسترده کتابهای کمک درسی رونق پیدا کرد. در ادامه، پدیده کنکور نیز به دست اندرکاران امر را کمک کرد. گویی نوعی هماهنگی قبلی بین مولفان آن کتابها و این کتابها صورت گرفته بود تا از قِبل آموزش درسی آنها، بازار فروش غیردرسی اینها رونق یابد.احتمال نان قرض دادن اینها به همدیگر،وقتی قوت می گیرد که بدانیم برخی از این مولفان در هر دو مراکز کتابهای درسی و غیردرسی مشغول کارند و نیز توجه به زمان توزیع کتابها در اوایل سال تحصیلی و درست زمانی که هنوز مدارس ، کتابهای درسی را دریافت نکرده اند، کتابهای تمرینی و کمکی آنها در در دسترس همگان قرار گرفته اند.

تهیه کنندگان این کتابها در ظاهر کارفرهنگی می کنند و فریضه تعلیم و تعلم را به جا می آورند که خود عبادت است اما در اصل از رهگذر ترس و دلهره دانش آموزان و اولیا، نان در می خورند. فایده حداکثری این کتابها، قبولی در کنکور ، حافظه پروری و ترویج مدرک محوری است. در حالی که بنیان اصلی فرایند آموزش بر غیر از این بنا شده شده است.در نتیجه، شور و اشتیاق و استعداد دانش آموزان را برای خودسنجی و خود فهمی مطالب از بین می برند. آنها مروج آموزشی بی روح ، از دور و گرانمی شوند که در مقایسه با آموزش چهره به چهره و سینه به سینه معلم و دانش آموز،در نهایت به مرگ و محو فرایند آموزش مدرسه ای منجر خواهد شد. مدرسه در محاصره گاج است و کنکور در حصار قلم چی.
گفته می شود که شایسته تر آن است که قضاوت در باره بودن یا نبودن این کتابها را به خود دانش آموزان سپرد واز آنها نظر خواست.پر بی راه هم نگفته اند چون همان اندازه که بچه ها طعمه غول کنکورند، خود کنکور نیز طعمه اختاپوس کتابهای کمک آموزشی است.
به بیانی دیگر بچه ها این کتابها را تنها برای ارزیابی محفوظات و نه تشخیص توانایی های خویش می خرند و فردای کنکور آنها را از خود دور می کنند.در این آشفته بازاربی سر و سامان، به یمن فناوری گرافیک و بازی با کلمات، هر سال به شکلی طراران و طراحان مترصد، طرح نو در می اندازند واز کودکان و نوجوانانی دل می برند که به بابا و مامان قول داده اند، امسال قبول شوند. برای همین ، برای بچه های کودکستانی تا کنکور ، کتاب آماده می کنند.حتی خیلی از کتابهای درسی که به کمک درسی نیاز ندارند، هم کتاب کمکی دارند. برخی موسسات نوظهور نیزکه کمی دور به تقسیم غنائم رسیده اند، همان مطالب کتابهای درسی را با ظاهر تازه و تغییر فونت، به عنوان کمک درسی به خلق الله قالب می کنند.پروسه ای که سالهاست توسط بیش از پنجاه ناشر معروف و تیراژ چند صد میلیونی و فروش چند هزار میلیاردی دنبال می شود.به راستی مسئولیت انتشار این حجم بسیار از کتاب با کیست؟ وزارت ارشاد یا آموزش و پرورش؟
جای تعجب است از وزارت ارشادی که برای جابه جا کردن نوع واژه ها در متون شعر و قصه، آن همه حساسیت و هیئت ممیزی دارد ، برای مواظبت از این جریان به ظاهر فرهنگی، سازوکاری ندارد. وزارت آموزش و پرورش نیز که خود از هزار و یک مشکل مالی و غیرمالی رنج می برد، شاید می بیند زور این مافیای کنکور و کمک درسی، مردافکن است و به ناچار در مواجه با آن اغماض و تغافل می کند که این زمان بگذار تا وقت دگر و... نقطه، سرخط!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

پس از برگزاری آزمون جهت ارتقا و اعطای جدید رتبه به معلمان در طرح " رتبه بندی معلمان " که در 27 بهمن در سامانه ال تی ام اس وزارت آموزش و پرورش اجرا گردید ؛ تعداد قابل توجهی از معلمان انتقادات فراوانی را نسبت به اجرای این آزمون ابراز داشته اند .
این نظرات در بخش نامه های دریافتی صدای معلم بارگذاری گردیده است . ( این جا ) و ( این جا )
شادی می نویسد :
" سوالات و محتوای ارایه شده راجع به اردوی دانش آموزی و اینکه راننده اردو چند ساعت یکبار شیفتش رو عوض کنه میشه آزمون صلاحیت حرفه ای برای دبیر ریاضی و فیزیک و شیمی و زیست؟؟
متاسفم برای این همه بی برنامگی. قول میدم حتی کسانی که محتوا رو در نظر گرفتن یک بار هم خودشون از روی این محتوای که 90 درصدش بی ربط و قدیمی بود یکبار هم مطالعه نکردن. "
« محمد شریفی » می نویسد :
" بنده هم در حال آزمون بودم و به 32 سئوال جواب داده بودم که سایت ارور و خطا داد و قطع شد ونمره ای برای بنده برای ارتقا رتبه 5 نداد.مسئولان پیگیری نمایند. "
عباس می نویسد :
" من ۲ روز هست که تونستم در ال تی ام اس اطلاعات خودم را ثبت کنم و محتوا رو دانلود کنم .منابعی که نزدیک به ۸۰۰ الی ۹۰۰ صفحه جمعا می شد حال توی این۲روز ازصبح تا ظهر که سر کلاس بودم بعداز ظهر هم باچندساعت مطالعه تونستم ۱۰۰صفحه را توی این۲ روز مطالعه کنم و امروز آزمون دادم ونمرهام ۶۲/۵ شد حال اینکه از رتبه۳ به ۴ باید حداقل ۷۰ نمره بیاوری .
سوال من این است توی این ۲ روز کدام نابغه ای می تونه نزدیک به ۱۰۰۰ صفحه اونم پی دی اف روی گوشی که تا مرز نابینایی پیش می ری رو بخونه.
بعد از ۱۶ سال سابقه به خاطر جواب ندادن۳سوال باید قید حق افزایش یک رتبه را زد؟ "
قربانپور معلم 24 دارای 24 سال سنوات از اصفهان می نویسد :
" چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید. معمولا برای رتبه های پایین تر به علت سنوات کمتر و سن پایین تر امتیاز های بالا معقول به نظر می رسد تا با تلاش بیشتر معلومات تئوری خود را بالا برده و کارایی تدریس خود را افزایش دهد.اما در سنوات بالا معلم تجربه لازم تدریس را دارد و نیازی به تلاش در جهت افزایش معلومات خود ندارد . نیاز اصلی معلمان حایز رتبه 5 انگیزه و ادامه مسیر تدریس با شور و حرارت در کنار مبتدیان تدریس است .تصمیم گیری برای معلمان با سابقه باید توسط نماینده هایی از خود معلمان دارای سوابق بالای 24 سال که در کم وکیف آموزش بوده اند انجام شود. تا اعتبار علمی و اخلاقی این عزیزان حفظ شود و ایجاد انگیزه کافی برای ادامه تدریس و انتقال معلومات به فرزندان این مرز وبوم با شوق و نشاط انجام شود.
لطفا از مسولین فهیم امر می خواهم امتیاز رتبه بندی را با لحاظ ارزش های کمی وکیفی و الگو بودن همکاران آموزشی باسنوات 24 را تغییر دهند و با تصمیم گیری معقولانه ، امتیاز 5 را با روشی خردمندانه در حکم و حقوق این عزیزان لحاظ کنند. تشکر. "
انتقادات معلمان را می توان در موضوعات زیر طبقه بندی کرد : احاله همه امور از صفر تا 100 رتبه بندی معلمان و احراز صلاحیت های حرفه ای معلمان به سامانه ای غیراستاندارد و غیرشفاف که روایی و اعتبار آزمون های آن از هر جهت مورد پرسش و ابهام است ، با کدام عقل سلیم و منطق کارشناسی و آموزه های مدیریت علمی مطابقت دارد ؟
* سخت بودن آزمون
* زمان ناکافی برای آزمون
* آماده نبودن و نداشتن فرصت و زمان لازم برای مطالعه منابع آزمون
* سرعت پایین اینترنت در بسیاری از مناطق و نواحی که با انتخابات مجلس و تبلیغات آن هم زمان شده است .
* حد نصاب قبولی که برای قبولی در آزمون تعریف شده است استاندارد نبوده و کسب آن بسیار دشوار است به عنوان مثال معلمان می گویند کسب 80 درصد نمره قبولی برای دریافت رتبه 5 ( عالی ) واقعی و منصفانه نیست .
*مشکلات فنی سامانه ضمن خدمت که موضوع جدیدی نیست و مسئولان هم تدبیری برای آن نکرده اند .
و...
امور اداری وزارت آموزش و پرورش سازوکار ارتقای رتبه برای این گروه از افراد را شرح داده و اعلام کرده است :
افرادی که در رتبههای حرفهای و مقدماتی قرار دارند در صورتی که بعد از تاریخ اول مهر 98 مشمول ارتقاء به رتبه بالاتر شوند، با در نظر گرفتن سنوات تجربی کسب شده قبل "رتبه 1؛ 2 سال سابقه تجربی". "رتبه 2؛ 6 سال سابقه تجربی". "رتبه 3؛ 12 سال سابقه تجربی". "رتبه 4؛ 18 سال سابقه تجربی". "رتبه 5؛ 24 سال سابقه تجربی" و اخذ گواهینامه صلاحیت معلمی از طریق سامانه "ltms" و سازوکارهایی که در شیوه نامه ارتقاء رتبه پیشبینی شده است و با احراز شرایط لازم به رتبه بالاتر ارتقاء خواهند یافت. "
تاکنون مسئولان وزارت آموزش و پرورش به این انتقادات پاسخی ارائه نکرده اند .

نخستین بار « صدای معلم » در 6 دی 1398 در گزارشی با عنوان " هشدار صدای معلم به وزارت آموزش و پرورش در مورد اجرای رتبه بندی معلمان ؛ با صلاحیت های حرفه ای معلمان و آینده نظام آموزش حرفه ای آنان بازی نکنید ! نسبت به " اجرای رتبه بندی معلمان " با ساز وکارهای تعریف شده هشدار داد . ( این جا )
در این گزارش آمده بود :
" قرار است کدام شاخص ها و معیارها توسط کدام مرجع علمی صلاحیت دار مورد ارزیابی و سنجش و در نهایت " رتبه بندی " قرار گیرند ؟
کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در کنار این دلسوزی های در پایان عمر خویش ؛ تکلیف " سازمان نظام معلمی " را که سال ها از طرح آن می گذرد مشخص کند .
معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش به این پرسش اساسی پاسخ دهد که چه تفاوتی است میان آن طرح " مسیر ارتقای شغلی معلمان " و " رتبه بندی معلمان " ؟
مگر نه این است که معلمان در طرح رتبه بندی معلمان قرار است بر اساس یک سری شاخص و معیارهای تعریف شده ارتقاء پیدا کنند ؟
آقای اللهیار بد نیست در این زمینه یک پژوهش میدانی داشته و تحقیق کنند که این هیات های ممیزه در آن زمان چه عملکردی داشته و الان به چه صورتی درآمده اند ؟
واقعا این پرسش جدی مطرح است که چرا مسئولان این جامعه در سطوح مختلف به جای اصلاح روندها ، فرآیندها و نهادها دائما می خواهند که نهاد جدیدی تاسیس کنند ؟ !
( درست مانند مصوبه شورای عالی هماهنگی اقتصادی که با وجود تعریف و استقرار نهادهای قانونی و تقنینی افزایش بنزین را رقم زد و این همه هزینه را بر کشور تحمیل کرد
اگر یک نهاد درست کار نمی کند و یا ناکارآمد است باید آن را اصلاح کرد و یا گردش کار و مدیریت های آن را بازتعریف کرد نه آن که دائما نهادهای مختلف تاسیس کنیم و این همه هزینه و اتلاف منابع و بودجه بر سیستم تحمیل کنیم ! )
برای عملکرد معلمان در طول یک سال تحصیلی ، " فرم ارزیابی عملکرد " تعریف شده است .
اگر نتایج این گونه ارزیابی ها دقیق و شفاف نیست آن را اصلاح کنیم .
مدیران را آموزش دهیم و درجه تعهد سازمانی کارکنان را ارتقا دهیم .

گروه های آموزشی که در حال حاضر به یک رکن و عضو زاید و بوروکراتیک تبدیل شده اند را فعال و در کنار ارزیابی درونی در حوزه مدرسه و توسط ارکان مدرسه سعی کنیم تا ارزیابی تلفیقی از کار معلم حاصل شود .
سازمان نظام معلمی که به نظر می رسد برخی و شاید بسیاری از مسئولان و مدیران ناکارآمد را به وحشت انداخته ضمن شفاف سازی در رویکردها و عملکردها ؛ آن را در سیستم تعریف کرده و " معلم حرفه ای " را پایه گذاری کنیم .
بدون تردید حضور و استقرار " معلمان حرفه ای " در نظام آموزشی ایران برای نخستین بار ، صفحه تازه ای را در مناسبات " صف " و "ستاد " خواهد گشود و البته این با آموزش و پرورش ایدئولوژیک سازگار نخواهند بود . "
به نظر می رسد گوش شنوایی برای شنیدن انحرافات در این سیستم ناکارآمد با مدیرانی ضعیف و غیرعلمی که نگاه شان به مسائل تعلیم و تربیت صرفا " اداری " است وجود ندارد .
این مدیران غیرپاسخ گو با تصمیمات نسنجیده و غیرکارشناسی ، هزینه هایی را بر سیستم آموزشی تحمیل می کنند که به نظر می رسد جبران آن بسیار دشوار و حتی ناممکن خواهند بود .
« صدای معلم » در پایان گزارش تفصیلی خود چنین نتیجه گیری کرده بود :
" اما بخش قابل توجه و در عین حال تاسف برانگیز این شیوه نامه در مورد " صلاحیت های حرفه ای " است .
این شیوه نامه گفته است :
" برای سنجش این صلاحیتها آزمونی به صورت الکترونیکی که شامل اخلاق حرفهای، توانمندیهای آموزشی، پرورشی و پژوهشی است برگزار میشود. محتوای آزمون و بودجهبندی مربوط به آن در سامانه ltms بارگذاری میشود. مجموع امتیازات این صلاحیت نیز ۱۰۰ است . "
پرسش « صدای معلم » از تدوین کنندگان و نهایی کنندگان این طرح به ویژه علی اللهیار ترکمن معاون برنامه ریزی و توسعه منابع و نیز هاشم مسعودی مشاور معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش آن است که در کدام کشور در مجموعه کشورهای OECD و نیز جوامع دارای نظام های آموزشی موفق ، « صلاحیت های حرفه ای " معلمان را به این صورت احراز و رتبه بندی می کنند ؟
صلاحیت های حرفه ای رفتارها و کنش هایی است که باید در فعالیت های آموزشی معلمان مشاهده و از طریق یک " ارزیاب " حرفه ای باید مورد سنجش و آزمون قرار گیرد و این فرآیند باید دائمی بوده و به روز باشد .
قبلا در گزارش صدای معلم از میزگرد تخصصی " زمان آموزش " در پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش این موضوع مورد تاکید قرار گرفت که آموزش ضمن خدمت در کشورهای OECD در تابستان بوده و همه آن ها رایگان هستند .
آیا مسئولان وزارت آموزش و پرورش فکری برای کیفیت بخشی آموزش و اجرای درست و منطقی آموزش ضمن خدمت معلمان مطابق عرف جهانی کرده اند
احاله همه امور از صفر تا 100 رتبه بندی معلمان و احراز صلاحیت های حرفه ای معلمان به سامانه ای غیراستاندارد و غیرشفاف که روایی و اعتبار آزمون های آن از هر جهت مورد پرسش و ابهام است ، با کدام عقل سلیم و منطق کارشناسی و آموزه های مدیریت علمی مطابقت دارد ؟

در شیوه نامه ی مذکور برای اجرای رتبه بندی مورد نظر مسئولان ساختاری تعریف شده است که عبارتند از :
1- هیات ممیز مرکزی
2- هیات ممیر استانی
3- کارگروه شهرستان / منطقه / ناحیه
علی رغم تعریف و تمجید دائم مسئولان وزارت آموزش و پرورش در سطوح مختلف جالب است بدانیم که در این ساختار هیچ جایگاهی برای " گروه های آموزشی " تعریف نشده است !
مشخص نیست این گروه های آموزشی در جغرافیای آموزش چه کاره اند و حتی سرگروه این کلنی ها توان ، شهامت و جرات دفاع از جایگاه و هویت خویش را هم ندارند و هیچ انتقادی به سیستم هم نمی کنند !
« صدای معلم » برای چندمین بار تاکید و تصریح می کند بدون تاسیس و تعریف " سازمان نظام معلمی " با رویکرد استقلال هر گونه تصمیم گیری و برنامه ریزی در این موارد به نتیجه ای نخواهد رسید .
پایان گزارش/
گروه اخبار/

« عباس معارفی » از معلمان بازنشسته و عضو کانون صنفی معلمان امروز پنج شنبه یکم اسفند به دیار باقی شتافتند .
« صدای معلم » این واقعه تاثربرانگیز را تسلیت می گوید .
مجلس ختم مرحوم معارفی ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰ روز یکشنبه چهارم اسفند، در کانون توحید واقع در میدان توحید خیابان پرچم برگزار خواهد شد.
پایان پیام/
گروه گزارش/

به تازگی بخشنامه افزایش ۵۰ درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری با دستور رییس جمهوری و توسط رییس سازمان برنامه و بودجه کشور به تمامی دستگاههای اجرایی ابلاغ شده است .
البته این بخشنامه برای دومین بار است که ابلاغ می شود .
در بخشنامه ابلاغی رییس سازمان برنامه و بودجه کشور آمده است: برخورداری کارکنان دستگاههای اجرایی از افزایش امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری تا ۵۰ درصد پس از تصویب هیأت وزیران و شورای حقوق و دستمزد، منوط به وجود اعتبار در بودجههای سنواتی است و طی سالهای گذشته تعدادی از دستگاههای اجرایی طبق مقررات و ضوابط قانونی از افزایش امتیازات مذکور استفاده کردهاند و تعداد دیگری از دستگاههای اجرایی با وجود مصوبه شماره ۱۶۲۸۶۲/ت۵۴۰۵۷ هـ تاریخ ۲۱ اسفند ۹۵ هیأت وزیران و مصوبه۲۰ اسفند ۹۷ شورای حقوق و دستمزد مبنی بر افزایش تا ۵۰ درصدی امتیازات فصل دهم، به دلیل عدم وجود اعتبارات مصوب نتوانستند برای کارکنان خود از افزایش مذکور استفاده کنند و این امر منجر به نابرابری و اختلاف در پرداختهای نیروی انسانی شده است.
بنابراین با توجه به تأکید رییس جمهوری برای رفع تبعیض و رعایت عدالت در پرداختها و در راستای اجرای تبصره ۳ ماده ۲۹ و ماده ۳۰ قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و اعلام دستگاههای اجرایی متقاضی اعمال افزایش امتیازات، مبنی بر امکان اجرای مصوبات مذکور از محل اعتبارات مصوب، به موجب این بخشنامه دستگاههایی که تاکنون کارکنان آنها از مصوبات فوقالذکر و دیگر افزایشهای مشابه در امتیازات برخوردار نشدهاند میتوانند از تاریخ اول اسفند ۹۸ نسبت به افزایش تا ۵۰ درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری طبق مفاد مندرج در مصوبات مذکور برای کارکنان خود اقدام کنند.
در این بخشنامه تاکید شده است: اجرای این بخشنامه منوط به عدم ایجاد هرگونه بار مالی مازاد بر اعتبارات مصوب و تخصیص داده شده است.

بر اساس بخش دیگری از این بخشنامه، حقوق و مزایای کارکنان قرارداد انجام کار معین (مشخص) موضوع بند “ب” ماده ۲۸ قانون برنامه ششم توسعه، معادل ۸۰ درصد حقوق و مزایای کارکنان پیمانی همتراز در این دستگاهها تعیین میشود و نحوه اعمال این افزایش براساس دستورالعملی خواهد بود که با پیشنهاد مشترک سازمان برنامه و بودجه کشور و سازمان اداری و استخدامی کشور اعلام خواهد شد.
همچنین در ابلاغ نوبخت آمده است: منابع مورد نیاز برای اجرای این بخشنامه در سال ۱۳۹۹ از محل اعتبارات هزینهای مصوب دستگاههای اجرایی، با تأکید بر صرفهجویی در هزینهها و درآمدهای حاصل از فروش اموال و داراییهای منقول و غیرمنقول مازاد، با رعایت قوانین و مقررات مربوطه و همچنین سایر موارد پیشنهادی دستگاههای اجرایی با تأیید سازمان برنامه و بودجه کشور تأمین میشود.
این بخشنامه قبلا و همان گونه که در متن خبر نیز آمده است در 21 اسفند 1395 به دستگاه های اجرایی ابلاغ شده است . ( این جا )
علی رغم آن که ابلاغ مجدد این بخشنامه واکنش های مختلفی را در میان معلمان ایجاد کرده است ؛ اما با توجه به آن که در این بخشنامه تصریح شده است : " منابع مورد نیاز برای اجرای این بخشنامه در سال ۱۳۹۹ از محل اعتبارات هزینهای مصوب دستگاههای اجرایی، با تأکید بر صرفهجویی در هزینهها و درآمدهای حاصل از فروش اموال و داراییهای منقول و غیرمنقول مازاد، با رعایت قوانین و مقررات مربوطه و همچنین سایر موارد پیشنهادی دستگاههای اجرایی با تأیید سازمان برنامه و بودجه کشور تأمین میشود " ؛ اجرای این بخشنامه با توجه به وضعیتی که وزارت آموزش و پرورش در بخش تامین منابع و اعتبارات دارد عملا بلاموضوع است .
با توجه به آن که اکثریت بودجه آموزش و پرورش صرف هزینه های پرسنلی می شود ؛ قرار است در کدام هزینه ها صرفه جویی شود ؟
کدام اموال و داراییهای منقول و غیرمنقول آموزش و پرورش در رده " مازاد " جای می گیرند ؟
هنوز ماجرای فروش اردوگاه منظریه ( شهید باهنر تهران ) برای پرداخت پاداش بازنشستگان در آستانه انتخابات 96 از اذهان فراموش نشده است ! ( این جا )

آیا قرار است برای اجرای قانون و نیز به قول این مسئولان ، " رفع تبعیض " چوب حراج بر ته مانده اموال و سرمایه آموزش و پرورش زده شود ؟
در کجای دنیا اموال و دارایی های آموزش و پرورش را می فروشند و از طریق آن مطالبات و معوقات معلمان را پرداخت می کنند ؟
آیا قرار است بر شیپور " برون سپاری " و سقوط کیفیت آموزش همچنان نواخته شود ؟
محمدباقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه به جای ارسال بخشنامه های تکراری و ایجاد امیدهای واهی در میان معلمان به این پرسش پاسخ دهد که آیا 2 هزار و 800 میلیارد تومان اقساط باقیمانده از بدهی اردوگاه شهید باهنر را پرداخته است ؟
اگر قرار است موادی از قانون مدیریت خدمات کشوری که تاکنون برای معلمان اجرا نشده است جامه عمل بپوشد بهتر است این اعداد و ارقام به صورت شفاف و قابل حصول بدون آن که آبروی آموزش و پرورش و معلمان گرو گذاشته شوند و یا معلمان را سرکار بگذارند ؛ از منابع پایدار و قبل تحصیل و در هنگام بودجه نویسی دیده شوند .
پایان گزارش/
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر آمد ( این جا ) ؛ نشست پیش همایش « اصلاحات آموزشی و چالش های آن در ایران : تبیین فلسفی دیدگاه ها و تلاش ها » با حضور دکتر علیرضا صادق زاده ، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و نایب رئیس انجمن فلسفه تعلیم وتربیت ایران ؛ دکتر سیدنقی موسوی ، عضوهیئت علمی دانشگاه فرهنگیان ؛ دکتر شهین ایروانی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و دبیر علمی همایش اصلاحات آموزشی و چالش های آن در ایران: تبیین فلسفی دیدگاهها و چالش ها در پردیس نسیبه تهران و شرکت برخی از اساتید و دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان در پردیس نسیبه تهران برگزار گردید .
در این نشست علمی اساتید دیدگاه های خود را مطرح کردند و در پایان پرسش و پاسخ انجام شد .
« صدای معلم » در این بخش سخنان « شهین ایروانی » را منتشر می کند .