صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
جمعه, 03 ارديبهشت 1400 10:59

اعترافات یک معلم ( 6 )

گروه رسانه/

کتاب « اعترافات یک معلم »  در مرداد ماه 1337 توسط « رضا ایزدی » منتشر گردیده است .

این کتاب ارزشمند و موثر خاطرات یک دبیر ادبیات از چگونگی تدریس در دبیرستان های پسرانه بین سال‏های ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷  را به نمایش می گذارد که به نارسایی ها و اشتباهاتش در تدریس به نحو هنرمندانه ای اشاره می کند .

در بیوگرافی آقای رضا ایزدی چنین می خوانیم :

« از نویسندگان سخن سنج و خوش قریحه کشور ما است . او کمتر چیز می نویسد ولی آن چه تاکنون نوشته است همه در نوع خود دلچسب و خواندنی است .

وی همکاری با مطبوعات را از سال 1320 با درج مطالب مفید و آموزنده در مجلات هفتگی شروع کرده و مقالات تحقیقی و ادبی و داستان های کوتاهش همواره زبانزد خاص و عام بوده است .

ایزدی مدتی روزنامه مستقلی به نام « الوند » منتشر می کرد و بر دیوان مفتون همدانی شاعر بلند پایه ایران و حسینی داور شاعر شیرین سخن معاصر نیز مقدمه های جالب نگاشته است .

ایزدی علاوه بر کارهای مطبوعاتی سال ها در پست های گوناگون و ریاست آموزش و پرورش شهرستان های ایران به تعلیم  و تربیت خدمت کرد . »

« صدای معلم » در راستای تاسیس و تثبت « فرهنگ گفت و گو و تفکر انتقادی » با رویکرد « خودانتقادی » متن کامل این کتاب فاخر را در بخش های پیوسته منتشر می کند .

منتشرشده در معرفی کتاب

نقدی بر  شورای عالی علوم تحقیقات و فن‌آوری (عتف) و وضعیت قانون تعارض منافع در دانشگاه

تشکیل شورای عالی علوم تحقیقات و فن‌آوری (عتف) در سال ۱۳۹۴ اجرایی شد.

هدف اصلی تشکیل شورا این بود که امر پژوهش‌ در سطح ملی ساماندهی شود تا از انجام کارهای موازی یا تکراری جلوگیری شود و اعتبارات پژوهشی واقعا به امر پژوهش اختصاص یابد.

همچنین یکی از وظایف مهم شورا این بود که نظارت کند تا دستگاه های دولتی علاوه بر اعتبارات پژوهشی موجود، یک درصد از اعتبارات هزینه‌ای (به جز ردیف ۱ و ۶) را به امر پژوهش اختصاص دهند.
اما باز هم حکایت از چاله درآمدن و به چاه افتادن تکرار شد. سازوکار عتف در عمل به مانعی برای جذب اعتبارات پژوهشی دستگاه ها و معطل ماندن امر پژوهش و در نهایت برگشت خوردن هرساله بخشی از اعتبارات دستگاه ها تبدیل شد. البته این برگشت اعتبارات و معطل ماندن نیازهای پژوهشی وزارتخانه‌ها روی خوب سکه بود. مشکل اصلی این بود که عتف به گلوگاه و بستری برای گسترش فساد تبدیل شد.

نقدی بر  شورای عالی علوم تحقیقات و فن‌آوری (عتف) و وضعیت قانون تعارض منافع در دانشگاه

برخی اساتید دانشگاه که درس مبارزه با فساد می‌دهند تصویب طرح‌ها را منوط بر شریک شدن خودشان در انجام پروژه‌ها کردند. به طور قانونی تبصره‌ای تصویب کردند که حداقل پنجاه درصد پژوهش‌های هر دستگاه باید به دانشگاه‌ها واگذار شوند! در کدام کشور توسعه‌یافته اکثریت اعضای هیئت دولت را استادان دانشگاه که حکم ماموریت گرفته‌اند تشکیل می‌دهند؟

گویا رعایت قانون «عدم تعارض منافع» فقط برای دیگران لازم بود و حالا که پای منافع اساتید بزرگوار در میان بود، هیچ ایرادی ندارد که در مورد موضوعات و پروژه‌هایی تصمیم بگیرند که خود در آن منافعی دارند.

البته وزارت علومی‌ها مدعی هستند که فقط یکی از اعضای شورای عالی عتف هستند و فقط دبیری و امور دبیرخانه این شورا را انجام می‌دهد و منفعت خاصی ندارند؛ درصورتی که عملا با تصویب قوانین و آیین‌نامه‌ها در مجلس و هیئت دولت، به طور تدریجی اعتبارات پژوهشی دستگاه‌های اجرای را به سفره‌ای برای خود تبدیل کردند.

نقدی بر  شورای عالی علوم تحقیقات و فن‌آوری (عتف) و وضعیت قانون تعارض منافع در دانشگاه

مانند همان معضل قدیمی رئیس بیمارستان شدن جراحان متخصص که وقت با ارزش خود را به‌جای اطاق عمل در پشت میز ریاست صرف می‌کنند؛ یکی دیگر از معضلات نظام مدیریتی کشور وزیر و وکیل شدن اعضای هیئت علمی دانشگاه‌هاست که باید برای آن فکری کرد.

در کدام کشور توسعه‌یافته اکثریت اعضای هیئت دولت را استادان دانشگاه که حکم ماموریت گرفته‌اند تشکیل می‌دهند؟

تکلیف را مشخص کنید؛ به آموزش و پژوهش و کتاب و کلاس علاقه‌ دارید یا ریاست و مدیریت و صندلی و قدرت؟ چرا باید با روی کار آمدن هر دولتی عده زیادی از اساتید دانشگاه در نقش وزیر و معاون وزیر و مدیر کل به دستگاههای دولتی سرازیر و یا جابه‌جا شوند؟ چرا اساتید دانشگاه اجازه نمی‌دهند در وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های اجرایی روند کادر ‌سازی و مسیر ارتقاء شغلی کارمندان همان طور که در کتاب‌هایشان می‌نویسند طی شود و کارمندان به آینده شغلی شان امیدوار باشند؟ چرا اساتید دانشگاه‌های ما، مانند سایر کشورها، به ارایه مشورت برای سیاستمداران و مسئولان اداری اکتفا نمی‌کنند و خودشان در نقش مدیر اجرایی وارد دستگاه‌های دولتی می‌شوند؟

اعضای هیئت دولت(قوه مجریه) و نمایندگان مجلس(قوه مقننه) که اکثر آن‌ها از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها هستند، اقدامی برای اصلاح این وضعیت نخواهند کرد و برعکس رانت بیشتری برای خود تعریف و تصویب خواهند کرد. حال که از دولت و مجلس بخاری بلند نمی‌شود، دست کم قوه قضاییه به عنوان مدعی العموم به این موضوع ورود کند و بساط رانت و فساد و تبعیض برای برخی اصناف خاص را برچیند. هرچند این هم انتظار بیهوده‌ایست.

کانال اندیشه انتقادی


نقدی بر  شورای عالی علوم تحقیقات و فن‌آوری (عتف) و وضعیت قانون تعارض منافع در دانشگاه

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

انتقاد صدای معلم از تبصره 12 قانون بودجه 1400 کل کشور و عملکرد مجلس و شورای نگهبان در مورد صندوق ذخیره فرهنگیان

تبصره 12 از قانون بودجه سال 1400 کل کشور بیان می کند : ( این جا )

ک - وزارت آموزش و پرورش مکلف است سه ماه پس از تصویب این قانون، اساسنامه مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان را در راستای تقویت بنیه مالی فرهنگیان، رفع ‌مشکلات معیشتی آنها، نقش‌پذیری فرهنگیان در هیأت امناء و مدیریت صندوق، ایجاد شفافیت مالی و محاسباتی، رفع تعارض منافع و تعیین وضعیت حقوقی آن مورد بازنگری قرار داده و به تصویب مجلس برساند.

« صدای معلم » در ماه های اخیر گزارش های مبسوط و مستند قابل توجهی را در مورد صندوق ذخیره فرهنگیان منتشر کرده است .

این رسانه می نویسد : ( این جا )

« "صندوق ذخيره فرهنگيان طبق قانون يک موسسه خصوصي است ."

صدای معلم از نمایندگان مجلس و مسئولان می پرسد :

« کدام اصل از قانون اساسي در مورد اموال يک موسسه خصوصي به مجلس اجازه مي دهد که اموال آن را عمومي اعلام کند ؟ و يا به دیوان محاسبات اجازه مي دهد که  به اموال يک موسسه خصوصي  ورود کند؟

انتقاد صدای معلم از تبصره 12 قانون بودجه 1400 کل کشور و عملکرد مجلس و شورای نگهبان در مورد صندوق ذخیره فرهنگیان

نوشتیم : ( این جا )

اصل هشتاد و پنجم قانون اساسي فقط و فقط به تصویب‏ دائمی‏ اساسنامه‏ سازمان ها، شرکت ها، مؤسسات‏ دولتی‏ یا وابسته‏ به‏ دولت اشاره مي کند و تغيير اساسنامه يک موسسه خصوصي مثل صندوق ذخيره فرهنگيان ارتباطی با مجلس و سایرین ندارد .

تصریح کردیم : ( این جا )

« طبق قانون اساسی این صندوق از اموال عمومی غیردولتی محسوب نمی‌شود و دیوان محاسبات نمی‌تواند به اموال این صندوق ورود کند .

این رسانه در گزارش دیگری نوشت : ( این جا )

« هیأت وزیران در جلسه مورخ 1374.2.3 بنا به پیشنهاد شماره 700284 مورخ 1374.2.3 وزارت آموزش و پرورش و در اجرای تبصره (63) قانون برنامه دوم‌ توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تصویب نمود:
1-  وزارت آموزش و پرورش ترتیبی اتخاذ نماید که پس از جلب نظر فرهنگیان همه ماهه حداکثر تا مبلغ پنج درصد (5%) حقوق و فوق‌العاده شغل آنان کسر و‌ به حساب صندوق ذخیره فرهنگیان واریز شود.
2-  سازمان برنامه و بودجه پس از مبادله موافقت‌نامه شرح عملیات - در قالب ماده (17) از مواد هزینه - اعتبار مصوب را تخصیص و در اختیار وزارت آموزش‌ و پرورش قرار دهد.
3 -  وزارت آموزش و پرورش همه ماهه معادل وجوه موضوع بند ِ " ی " این تصویب‌نامه را از محل اعتبار بند فوق، به عنوان کمک دولت به حساب صندوق ذخیره‌ فرهنگیان واریز و با اخذ رسید از صندوق مذکور به هزینه قطعی منظور نماید.

حسن حبیبی - معاون اول رییس جمهور

  در مصوبه ي سال 1374 ، نگاه ِ هيات دولت به خصوصي بودن صندوق  به وضوح نمايان است . »

فانی، وزیر پیشین آموزش‌ و پرورش، اعضای هیئت‌ مدیره را مکلف به شکایت برای احقاق حق صندوق بابت عدم واریز سهم دولت در برنامه پنجم توسعه می‌کند و به دیوان عدالت اداری نامه می‌دهند که رد می‌شود .

مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان در این باره گفت : ( این جا )

« دليل ديوان عدالت اداري ، این بود که می‌گفتند شکایت دولت علیه دولت قبول نیست. شکایت مجدد در تجدید نظر هم رد می‌شود.

در سال ۹۵ مجدد پیگیری کردیم که دوباره به استناد دولتی بودن رد شد. مجدداً واحد امور حقوقی ما، در خرداد ۹۶، درخواست اعمال ماده ۷۹ کردند که در نهایت رأی دولتی بودن منتفی و به شعبه هم‌عرض ارجاع و فشارها منتهی شد به اینکه ۱۵دی ۹۷از دیوان رأی گرفتیم و سازمان برنامه به پرداخت وجوه دوران ِ برنامه پنجم محکوم شد. »

پرسش مهم صدای معلم از مجلس شورای اسلامی آن است که با توجه به ماهیت خصوصی موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان چگونه و با استناد به کدام ماده قانونی می خواهد در اساسنامه آن ورود کند ؟

انتقاد صدای معلم از تبصره 12 قانون بودجه 1400 کل کشور و عملکرد مجلس و شورای نگهبان در مورد صندوق ذخیره فرهنگیان

آیا مجلس و شورای نگهبان قانون اساسی که بر این مورد صحه گذارده اند ، اندوخته حدود ۷۰۰ هزار عضو صندوق ذخیره فرهنگیان را دولتی یا اموال عمومی تلقی کرده اند ؟

آیا شورای نگهبان از موارد قانونی بی اطلاع است  ؟

انتظار می رود مجلس و شورای نگهبان در یک طرح دو فوریتی این اشتباه و اجحاف بزرگ در حق فرهنگیان را جبران نمایند .

انتقاد صدای معلم از تبصره 12 قانون بودجه 1400 کل کشور و عملکرد مجلس و شورای نگهبان در مورد صندوق ذخیره فرهنگیان

پایان گزارش/


انتقاد صدای معلم از تبصره 12 قانون بودجه 1400 کل کشور و عملکرد مجلس و شورای نگهبان در مورد صندوق ذخیره فرهنگیان

منتشرشده در گفت و شنود
پنج شنبه, 02 ارديبهشت 1400 06:38

کرونا و اضلاع راضی در آموزش و پرورش !

چه کسانی از تعطیلی مدارس به خاطر کرونا راضی هستند

 با یورش مغیلانه کرونا ویروس از ووهان چین به جامعه بشری؛ عملا آموزش در اکثر نقاط دنیا به سمت آموزش الکترونیکی سوق پیدا کرده و بساط مدارس و کلاس‌های سنتی برچیده شد.

یکه‌تازی کرونا به مثابه کاتالیزوری قوی حداقل یک دهه آموزش الکترونیک را در ایران و جهان پیش انداخته و کلاس‌های مجازی از در و پنجره به واسطه گوشی‌های هوشمند وارد منازل گردید.

 گرچه اوایل و حتی اکنون هم به دلایل مختلف مقاومت‌های جسته و گریخته‌ای صورت گرفته و برخی از پایگاه‌های خبری همچون مجموعه وزین صدای معلم کماکان در مقابل آموزش مجازی و مشخصا شبکه شاد شمشیر از رو بسته است، ولی به نظر می‌رسد کاروان آموزش مجازی در حال نهادینه شدن بوده و جامعه در حال پذیرش واقعیت‌های جاری بوده و تمایل به برگشت به آموزش حضوری سیر نزولی طی می‌کند.

 لذا به نظر می‌رسد ذی‌نفعان آموزش و پرورش (دانش آموزان، معلمان، خانواده‌ها و وزارتخانه) در حال کنار آمدن با شرایط جدید بوده و یک نوع همزیستی مسالمت‌آمیز و سازگاری با شرایط کرونا ویروس در حال تکوین می‌باشد. اکثریت اولیای دانش‌آموزان در حال کنار آمدن با آموزش مجازی‌ هستند. از پرداخت کمک‌های داوطلبانه (بخوانید زورکی) راحت شده‌اند. هزینه ایاب و ذهاب، لباس فرم و... دانش‌آموزان از سبد خانوار حذف شده است. مهمتر آنکه فرزندانشان در امتحانات مشارکتی کولاک کرده‌اند و بعضا تعداد بیست‌های کارنامه با تعداد انگشت‌های دست برابری می‌کند!

 دانش‌آموزان:

اکثریت دانش‌آموزان به عنوان مشتریان آموزش به چند دلیل خواهان تداوم زیست مجازی و خوانش الکترونیکی هستند. سهل‌الوصول بودن اخذ نمره و پرملات بودن کارنامه‌ها و تسلط روزافزون نرم‌افزاری و سخت‌افزاری نوجوانان به ظرفیت‌های شبکه‌های اجتماعی و آزادی عمل و در اختیار بودن وقت کافی برای شیطنت‌های نوجوانی شاید اصلی‌ترین دلیل رضایت اکثریت دانش‌آموزان از آموزش الکترونیکی باشد.

 

 معلمان:

گرچه بخشی از معلم‌ها دلشان برای کلاس‌های حضوری و شیرین‌کاری‌های بچه‌ها لک زده، ولی به نظر می‌رسد جامعه فرهنگیان در حال تطبیق خود با آموزش الکترونیک است. برخی از معلم‌ها مثلا بار تعدادی از دروس دهم را کنتراتی در یک مدرسه به دوش کشیده‌اند و برای یک کلاس تولید محتوا کرده و همان را در سایر کلاس‌ها بارگذاری می‌کنند و عملا کار معلمان حرفه‌ای در آموزش مجازی به شدت تقلیل می‌یابد.
برخی از معلم‌ها که حوصله سر به سر گذاشتن و تحمل بچه های انرژیک را نداشتند از کلاس‌های مجازی راضی‌ترند و البته معلم‌ها تجربه یک ساله آموزش مجازی خود را به سادگی کنار نخواهند گذاشت.

چه کسانی از تعطیلی مدارس به خاطر کرونا راضی هستند

 اولیا:

اکثریت اولیای دانش‌آموزان در حال کنار آمدن با آموزش مجازی‌ هستند. از پرداخت کمک‌های داوطلبانه (بخوانید زورکی) راحت شده‌اند. هزینه ایاب و ذهاب، لباس فرم و... دانش‌آموزان از سبد خانوار حذف شده است. مهمتر آنکه فرزندانشان در امتحانات مشارکتی کولاک کرده‌اند و بعضا تعداد بیست‌های کارنامه با تعداد انگشت‌های دست برابری می‌کند!

از طرفی فرزندان برخی از اولیا همزمان با تحصیل وارد بازار کار شده و ضمن کمک خرجی منزل در حال آموزش حرفه‌ای برای گذران زندگی اند.

 

 وزارت آموزش و پرورش:

به نظر می‌رسد وزارت آموزش و پرورش به عنوان متولی امر تعلیم و تربیت نیز به دلایل مختلف از وضعیت فعلی راضی است. اگر تا قبل از کرونا ویروس وزارتخانه با کمبود معلم روبه رو بود الان به لطف آموزش مجازی این مشکل رنگ باخته است. اگر تا دیروز معلم‌ها در دفاتر مدارس دنبال نقد آموزش و پرورش بوده و هر از گاهی تحصن‌های جورواجور در گوشه و کنار رخ می‌نمود، اینک به مدد کرونا مسئولین از موی دماغ شدن تحرکات صنفی_سیاسی معلمان تا حدود زیادی راحت شده‌ و نهادهای امنیتی و نظارتی انبساط خاطر بیشتری پیدا کرده اند.

چه کسانی از تعطیلی مدارس به خاطر کرونا راضی هستند

از همه مهم‌تر با ماست‌مالیزیشن حق و حقوق معلمان (پرداخت بر اساس کارکرد توسط معاونت پشتیبانی) بار مالی برخی از کلاس‌ها از دوش وزارتخانه برداشته شده است.

از طرفی ، کارمندان وزارت، سازمان و ادارات هم از دورکاری راضی بوده و وقت کافی برای امورات شخصی خود پیدا کرده‌اند.

همچنین هزینه‌های جاری ادارات و به خصوص مدارس از قِبل حامل‌های انرژی و وسایل مصرفی کاهش چشمگیری داشته است.

و نکته جالب توجه اینکه خیلی از مسئولین ادارات که جرائت مواجهه با جامعه معلم‌ها را نداشتند، الان به مدد شبکه شاد هر کدام به یک وبیناریست قهار تبدیل شده‌اند.

 البته ذکر نکات بالا به هیچ وجه نافی مضرات و کاستی‌های ریز و درشت آموزش الکترونیک نبوده، بلکه هژمونی غالب در آموزش و پرورش کرونایی را نشانه رفته است.

 

صدای معلم :

مروری کارشناسی و ژرف نگرانه بر گزارش های تحلیلی و انتقادی این رسانه از زمان تعطیلی مدارس به خاطر کرونا نشان می دهد که صدای معلم مشکلی با آموزش های مجازی ندارد بلکه آن را مکمل ، غنی ساز و توسعه دهنده آموزش حضوری می داند اما به نظر می رسد آن چیزی که حداقل در یک سال گذشته تحت عنوان آموزش مجازی در نظام آموزشی ایران پیاده شده سنخیت و تشابه چندانی با آموزش های هم نوع در کشورهای توسعه یافته و موفق ندارد و بیشتر جنبه رفع تکلیف پیدا کرده است .

این رسانه تعطیلی مدارس را در تضاد با تجارب موفق آموزشی ارزیابی می کند که دارای عوارض و پیامدهای زیان بار و حتی غیر قابل جبران است .

مهم تر از آن که وزارت آموزش و پرورش تاکنون در مورد کارایی و اثربخشی این نوع آموزش ها گزارش مستندی به افکار عمومی ارائه نکرده و کارنامه عملکرد این وزارتخانه در این موارد شفاف سازی نشده است .

 همچنین غلبه تفکر ایدئولوژیک بر ساز و کار آموزش و پرورش ما و نیز فقدان اتاق فکری مسئول و آینده نگر در هسته سخت ستادی تصمیم گیر ، « صدای معلم » بستر مجازی کنونی را امتداد همان سیستم معیوب قبلی در پلتفرمی دیگر ارزیابی می کند مضافا بر آن که تضمینی در این سیستم بر استمرار آموزش مجازی پس از بحران کرونا مشاهده نمی شود .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چه کسانی از تعطیلی مدارس به خاطر کرونا راضی هستند

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد  کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم و رتبه ایران در مدیریت کرونا

در کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم صفحه 52 ، مطلبی آورده شده که قابل تامل است .

گفته شده است :

« جمهوری اسلامی ایران با در اختیار داشتن امکانات و تجهیزات بهداشتی و درمانی پیشرفته و کادر درمانی متخصص، دلسوز و پرتلاش، توانست جزء کشورهای برتر جهان در درمان بیماری کرونا باشد. این در حالی است که در برخی کشورهای غربی حتّی از پذیرش و درمان بیماران مسن نیز خودداری می شد. »

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد  کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم و رتبه ایران در مدیریت کرونا

منبع این ادعا مشخص نیست در حالی که کتاب درسی به عنوان یک مرجع برای دانش آموزان و معلمان باید بر اساس اصول و مبانی علم پژوهش به نگارش در آید و مطالب آن باید مستند باشند .

پیش تر ، « صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )

« بنا بر ارزیابی‌ها و برآوردهای موسسه تحقیقاتی لووی در استرالیا، کشور نیوزیلند بهترین مدیریت را در مقابله با بحران کرونا داشته است.

بعد از نیوزیلند کشورهای دیگری از همان حوزه شرق آسیا و اقیانوس آرام در راس جدول قرار گرفته‌اند. ویتنام دوم است و تایوان و تایلند به ترتیب سوم و چهارم.

سوئد با راهبرد نسبتا متفاوتش که تا حد ممکن از اعمال محدودیت‌ها اجتناب کرده و مصونیت جمعی کنترل‌شده با اتکا به احساس مسئولیت فردی شهروندان را دنبال کرده در مقام سی و پنجم ایستاده است.

شمار کشورهایی که برای مقایسه در این جدول منظور شده‌اند ۹۸ مورد است که ایران در ردیف ۹۵ قرار گرفته است، بعد از آمریکا و پیش از سه کشور قعر جدول، یعنی کلمبیا، مکزیک و برزیل.

برآوردهای موسسه لووی و تدوین جدول بر اساس آمارهای رسمی کشورها انجام شده است. در همین راستا چین به دلیل عدم دسترسی به آمارهای مربوط به تعداد افرادی که مورد تست واقع شده‌اند، در فهرست نیست.

 با توجه به تاکیدات منابع داخلی و خارجی که پیوسته آمارهای واقعی ایران را بسیار بیشتر از ارقام رسمی اعلام می‌کنند، معلوم نیست که جایگاه ایران در این فهرست تا چه حد واقعی است .

ایران در این جدول در مرتبه ۹۵ ایستاده یک پله بعد از آمریکا.

برای تهیه این تحقیق ارقام و تمهیدات هر کشور ظرف ۳۶ هفته پس از آن که صدمین مورد ابتلا در هر کدام از این ممالک تشخیص داده شده، مورد بررسی قرار گرفته است.

تهیه‌کنندگان تحقیق از جمله بر آمار و ارقامی متمرکز بوده‌اند که در ۳۶ هفته یادشده هر کشور در مورد شمار مبتلایان، تعداد مرگ و میرها و تعداد افرادی که مورد تست قرار گرفته‌اند منتشر کرده است.

آلمان در این جدول موسسه لووی در مقام ۵۴ ایستاده است.

موسسه لووی سال ۲۰۰۳ تاسیس شده و مقر آن در سیدنی استرالیا است.

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد  کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم و رتبه ایران در مدیریت کرونا

جداولی که در پایین ارائه می شوند مربوط به آغاز همه گیری ویروس کرونا یعنی اول اسفند 1398 است : ( این جا )

واحد اطلاعات اقتصادی مجله اکونومیست، مرکز امنیت بهداشتی دانشگاه و جان هاپکینز و موسسه غیرانتفاعی برنامه تهدید هسته‌ای در گزارش مشترک "شاخص امنیت بهداشتی جهان" به بررسی آمادگی کشورهای مختلف برای مقابله با بیماری‌های همه‌گیر می‌پردازند.

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد  کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم و رتبه ایران در مدیریت کرونا

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد  کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم و رتبه ایران در مدیریت کرونا

مطابق این گزارش آمادگی آمریکا در برابر چنین بیماری‌های بیش از هر کشور دیگری است. بریتانیا، هلند، استرالیا و کانادا هم در رتبه‌های بعدی این گزارش قرار دارند.

در این گزارش ایران در میانه جدول، در رتبه ۹۷ از میان ۱۹۵ کشور بررسی‌شده قرار دارد.

یمن، کره شمالی و سومالی به عنوان ناآماده‌ترین کشورها معرفی شده‌اند.

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد  کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم و رتبه ایران در مدیریت کرونا

کره جنوبی و تایلند تنها کشورهای غیرغربی هستند که "وضعیت زرد" دارند و شاخص امنیت بهداشتی جهان اغلب کشورهای خاورمیانه و اروپای شرقی را مانند ایران در "وضعیت نارنجی" قرار داده است.

افغانستان، عراق و سوریه در کنار اغلب کشورهای آفریقایی "وضعیت قرمز" دارند.

البته ایران در مقایسه با کشورهای دیگر منطقه وضعیت خوبی ندارد و رتبه‌ای پایین‌تر از ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس دارد.

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد  کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم و رتبه ایران در مدیریت کرونا

حال پرسش « صدای معلم » از مولفان این کتاب درسی و مرجع سازمانی تدوین کتاب های درسی یعنی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی آن است که اگر ایران جزء کشورهای برتر جهان در درمان بیماری کرونا بوده است پس آغاز موج چهارم کرونا که کارشناسان می گویند موج پنجم نیز در راه است ناشی از چه می تواند باشد ؟ 

سه رقمی شدن آمار مرگ و میر ناشی از کرونا را باید به چیزی نسبت داد ؟

آیا حتی مشاهدات عادی دانش آموزان و معلمان می تواند این گونه ادعاها را اثبات کند ؟

آیا با این وضعیت می توان تفکر انتقادی را در میان دانش آموزان پرورش داد ؟

در رویکرد و هدف اصلی برنامه آموزش مطالعات اجتماعی به نقل از این کتاب چنین آمده است :

« درس مطالعات اجتماعی با توجه به رویکرد کلی برنامهٔ درسی ملی مبنی بر فطرت گرایی توحیدی و اهتمام به شکوفایی آن، سعی می کند زمینه های تربیت فردی و اجتماعی نوجوانان را فراهم آورد. از این روی، هدف غایی این درس تربیت افرادی مؤمن، مسئول، توانمند و آگاه در زندگی فردی و اجتماعی، پایبند به اخلاق و ارزش های دینی و انقلابی و علاقه مندبه ایران و هویت فرهنگی تمدنی آن است. این درس پیوند نزدیکی با مهارت های زندگی دارد. »

آیا واقعا با این گونه مطالب و محتوا چنین اهدافی محقق خواهند شد ؟

سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به کجا می رود ؟

پایان گزارش/


گزارش انتقادی صدای معلم در مورد  کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم و رتبه ایران در مدیریت کرونا

منتشرشده در گفت و شنود
سه شنبه, 31 فروردين 1400 10:30

بی سوادی سفید !

نادانی و نپرسیدن هر دو مساله هستند

به دفعات ضرب المثل ندانستن عیب نیست؛ نپرسیدن عیب است را همه ما شنیده ایم. اما چرا نادانی نباید عیب باشد ؟ بنا به دلایل اجتماعی یا فردی، دیروز من نتوانسته ام آموزش ببینم و امروز فردی بیسواد هستم. یا تحصیل کرده ام اما سطح آن کافی نیست و یا تا بالاترین حد ممکن تحصیل کرده ام، اما قدرمسلم باز چیزهایی وجود دارد که نمی دانم.

تصور غالب این است که معلمان همه چیز را می دانند. تا حدی که بسیاری از معلمان در برابر سئوالی که پاسخ آن را نمی دانند به صراحت آن را بیان نمی کنند. هر معلمی در سطح معین و رشته ای خاص تحصیل کرده است و تا حدی که انگیزه فردی برای دانستن داشته است، می تواند بداند اما چون رشته های آموزشی بسیار و حیطه تخصصی آنها گسترده است، او قادر نیست که تمامی این علوم را فرا بگیرد.

من می توانم در حد معلومات و به تناسب میزان مطالعه خود، نسبت به رشته تحصیلی خود سخن بگویم اما از علوم دیگر چون فیزیک، شیمی و ریاضی بی بهره ام. دیگر دروس علوم انسانی را نیز در حد میزان یادگیری و علاقه خود می دانم. مثلا علم اقتصاد، روانشناسی. یا دروس مشترک تمامی رشته های تحصیلی از جمله عربی و ادبیات زبان فارسی و انگلیسی و تاریخ و جغرافیا را تا حدی می دانم که قادر به پاسخگویی سئوالات دیگران نیستم. حال این که چون معلم هستم مدعی شوم که دانایم و قادر به پاسخگویی تمامی سئوالات دانش آموزان هستم، چنین ادعایی سست بنیان و دور از عقل است و خلاف آن با طرح چند پرسش متفاوت قابل تشخیص و اثبات است. اگر دیروز بیسوادی سیاه یا جهل حاکمیت داشت، امروز بیسوادی سفید در بین افراد مدعی، مرسوم است.

از سویی ندانستن نیز هنر نیست. برای دانستن یا باید مطالعه کرد و یا باید پرسید. بالاخره جست و جو، تلاش و تکاپویی لازم هست. اگر عادت و هنر مطالعه کردن نداشته باشم پس باید بپرسم. یا حداقل فیلم و ویدئویی در آن زمینه ببینم. اما منبع پرسش چه کسی باید باشد؟ از یک سو اعتراف می کنم ندانستن نیز عیب است، از سویی دیگر یا منابع پرسش وجود ندارد و یا میل و اشتیاق جست و جو!

اندیشمندان و علما و دانشمندان قدیم دنبال علم می رفتند. منابع علمی کم و اغلب نادر بود. آنان برای یافتن پاسخ سئوالات خود دود چراغ می خوردند و شهر به شهر دنبال امکانات کتابخانه ای و یا عالمی دانا می رفتند. دانایی در عصر محدودیت منابع، کاری بسیار مشقت بار، ارزشمند و جلا دهنده بود. بوعلی سینا در همین راه ذات الریه کرد و در جوانی، با آرزوهای بسیار دست نیافته فوت کرد. او برای این که شهر به شهر با خر خود می گشت تا بجوید و بپوید و بداند، ازدواج نیز نکرد. امروز فقط با اشارت یک انگشت می توان بر روی گوشی هوشمند خود پاسخ سئوال خود را جست و جو کرد، اما کمتر حوصله انجام کار جدّی وجود دارد. از سویی دیگر برای گیم و دیگر جست و جوها هم کنجکاوی شدید است هم میل!

چه کس یا کسانی و کدام فرآیندی در این جامعه ما را با تکرار برخی جملات حکیمانه تسلّی می دهند و از انجام فرض واجب باز می دارد؟ طبیعی است که قبل از آن که غفلت آموزش باشد، حاصل تربیت نادرست خانواده است.اما مرجع مناسب برای نشان دادن مسیر کدام است؟ خانواده، مدرسه، رسانه، اراده فردی؟ همه شرط لازم درست اندیشی هستند اما نقش خانواده و سپس مدرسه بیشتر است. در واقع ما به او مهارت برقراری رابطه مؤثر با دیگران، خودآگاهی، تفکر خلاق، تفکر نقادانه و حل مسئله را آموزش نداده ایم. برای همین او نیز یکی مثل خود ما گردیده است. چون ما نیز این مهارت ها را کسب نکرده ایم.

نادانی و نپرسیدن هر دو مساله هستند

پس ندانسته های ما بر روی هم انباشته می شود و یک مجموعه بزرگی از نمی دانم را به وجود می آورد. البته ما منبع مناسبی برای پاسخگویی به سئوالات کودکان یا دانش آموزان خود نیز نیستیم و اغلب از کنجکاوی سیری ناپذیر آنان با ترفندی که برخاسته از موقعیت شغلی ماست یا بالا بودن سن مان، رد می شویم. اما او را همچنان در حیرت سئوال خود تنها و رها می سازیم. اغلب این سئوالات آن چنان حکیمانه و زیرکانه طرح می شوند که خود ما نیز انگشت به دهان می مانیم و بی تعارف پاسخ آن را نمی دانیم. اما آیا کسی در این شرایط دست کودک سه چهار ساله خود را گرفته و به سوی کتابخانه ای جهت جست و جوی کتاب مناسب می گردد تا با هم آن را باز کرده و دنبال پاسخ باشند؟ که کودک هم پاسخ سئوال را بشنود و هم یک چیز ارزشمندی برای تمام عمر خود یاد بگیرد؟

دست به سر کردن کودکان برای ما که کاری ندارد !

با یک توپ یا شکلات، کنجکاوی و سئوال کردن را فراموش می کند، اما کار ناپسند ما اثرات تخریبی خود را ذره ذره در وجود او نمایان می سازد تا حدی که او نیز فردا یکی مثل خود ما می شود. یعنی یک عمر شعار می دهد و حتی دیگران را با همین یک جمله جادویی نصیحت می کند که ندانستن عیب نیست، نپرسیدن عیب است.

نادانی و نپرسیدن هر دو مساله هستند

اما من هر دو را انجام نمی دهم و هر دو را به کودک خود یاد نمی دهم و بدین طریق داستان زندگی بیشتر ما با کلاه گذاشتن بر سر خود و عزیزان مان سپری می شود.

فقط کافی است گاه در برابر جملاتی که چشم بسته قبول کرده ایم قدری با صبر و تأنی بیندیشیم، می توان با تفکر بیشتر، جان تازه ای به تجارب و باورهای قدیمی بخشید. شاید برای همین در طی طریق زندگی، اسیر روزمرگی هستیم، چون همتی برای دگراندیشی و نواندیشی نداریم.

این ضرب المثل مربوط به زمانی است که جمعیت بیسواد در سطح جهان، بیشتر بوده و منابع دانش کمتر. اما امروز کاربردی ندارد چون هر دو هر دائم در حال فزونی یافتن، هستند.

بیسوادی در بسیاری از جوامع ریشه کن شده است و تولید دانش از سال ها به دقایق و ثانیه ها رسیده است. اگر دیروز بیسوادی سیاه یا جهل حاکمیت داشت، امروز بیسوادی سفید در بین افراد مدعی، مرسوم است. حال من بیشتر نمی دانم؟ یا کمتر سئوال می پرسم؟ یا هیچ سئوالی نمی پرسم؟ پس دانایی چگونه تفسیر می شود؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نادانی و نپرسیدن هر دو مساله هستند

منتشرشده در یادداشت
سه شنبه, 31 فروردين 1400 06:50

کاری که باعث خوشحال شهدا می شود

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی

مقایسه کیفیت آموزشی میان مدارس دولتی و مدارس غیردولتی در بحران کرونا

فراگیری ویروس کرونا در جهان موجب شد تا در هر کشوری برای تداوم آموزش و پرورش، تدبیری اندیشیده شود.
ایران نیز برای جا نماندن از قافله ی بزرگ دانش اندوزی به سمت طراحی اپلیکیشن خاصی به نام شاد رفت و تلاش کرد این برنامه بتواند دغدغه های جامعه را برای تداوم یادگیری مرتفع نماید.

اما بدون تردید آموزش مجازی نیازمند بسترهای متنوعی هم چون آموزش معلمان، امکانات و مواد آموزشی مرتبط، میزان دسترسی به اینترنت و پهنای باند ،هزینه های وابسته به این نو فرایند، سطح مشارکت دانش آموزان در اجرا ، تولید محتوای جذاب و...می باشد.

در کشور ما، متاسفانه طبقاتی بودن آموزش و پرورش، به طور کلی مدارس را در دو سطح دولتی و غیردولتی قرارمی دهدو این اشکال بزرگ سبب شده است تا از میزان عملکرد این دو نوع مدارس در ایام کرونا و آموزش های مجازی ، تحلیل های مختلفی صادرشود که اخیرا با نگاهی یک سویه و منفعت گرا، بر سنگینی کفه ترازوی غیردولتی ها نسبت به آموزش تاکید شده است!

باید توجه داشت که ماهیت آموزش در مدارس دولتی و غیردولتی از اساس با یکدیگر متفاوت است.

بی تردید ریزش ثبت نام سال جاری در مدارس غیردولتی موجب شد تا آنان در جست و جوی اپلیکیشن های متعدد برای آموزش های خود باشند تا هم توجیهی برای مبالغ دریافتی خود داشته باشند و هم برای سال آینده به نوعی سبب تمایزی با دولتی ها شوند، بلکه بتوانند اقبال دوباره برای روی آوری خانواده ها و فرزندانشان داشته باشند.

می دانیم ادامه حیات مدارس غیردولتی وابستگی صد درصدی به تامین مالی و شهریه های دریافتی آنان دارد که هر چقدر این منابع کمتر شود زیست این مدارس شبیه چشمه های کم آب در معرض نابودی قرار می گیرد. به طور کلی در سال تحصیلی جدید، کرونا توانست نقاب از رخ مدارس دولتی و غیر دولتی بردارد و اثبات کند که وقتی علم برای علم باشد تولیداتش توسعه مناسبات انسانی ،هم گرایی و تداوم علم است و زمانی که علم در سویی و تفکر مالی در سوی دیگر قرار می گیرد نهایتا پرنده ی علم نه شادابی دارد و نه می تواند پروازی مناسب و بدون انحنا داشته باشد.

بااین وصف در سال جاری این مدارس کوشش زایدالوصفی کردند تا در کورس آموزشی مدارس دولتی را پشت سر نهند ولیکن توفیق چندانی نداشتند.

علت عدم توفیق مدارس غیر دولتی در مواجه با مدارس دولتی، در مبحث آموزش نخست به بستر خاص آموزش مجازی برمی گردد آن هم به این علت که فکر و ذهن دانش آموز نتوانست خود را به سرعت با آن تطبیق صددرصدی دهد و گاه تعدد درگاه های تدریس در مدارس غیردولتی سبب آشفتگی روحی دانش آموزان شده است.

موضوع دیگر این است که آموزش را نمی توان با سماجت به فراگیر تزریق نمود بلکه او باید درجاتی از کشش را داشته باشد که مطالب درسی در ذهنش نهادینه شود و شوق یادگیری در وی به وجودآید.

مدارس غیرانتفاعی با هراس از پیامدهای کرونا به نظر می رسد دچاراسترس های مفرطی برای حفظ دانش آموزان خود شدند و همین امر موجب شد تا بکوشند با هجمه های متعدد آموزشی و نسنجیدن پیامدهای منفی آن برای فراگیر ،خود را کوشاتر و جدی تر از مدرس دولتی نشان دهند که اگر نگاه علمی شود می بینیم اتفاقا در این فعل و انفعالات دچار خطای محاسباتی شده اند.

آنچه در هر بحرانی حائز اهمیت است، حفظ آرامش مجموعه است و اگر در یک سانحه همچون زلزله این اصل فراموش شود میزان سرگردانی حادثه دیدگان و شکست برنامه های جبرانی چند صد برابر خواهد شد.

باید گفت در سال جاری آموزش و پرورش در بخش مدارس دولتی و برای یادگیری، مجموعا موفق عمل کرد.

آنان با محوریت پلتفرم شاد از تمامی مدارس دولتی خواستند تا محور یادگیری را بر آن و آموزش های تلویزیونی قرار دهند.

بی شک با این وحدت رویه در تدریس و ارائه، دانش آموزان در مدارس دولتی از سطح آرامش بیشتری برخوردار شدند و می دانستند که تنها راه یادگیری آنان در روی آوری به این دو کانال است.
از سوی دیگر مدارس و معلمان با درک درستی از اختلالات شاد ، ساعات و نحوه تدریس خود را مدیریت کردند تا شاهد کمترین تنش روحی برای فراگیران خود شوند.

از دیگر سو در مدارس عادی برای دانش آموزان محروم نیز تا حدود زیادی از ناحیه خیرین و مدیران مدارس همکاری صورت گرفت تا ولو خارج از ساعات آموزشی از مسیر درس و مدرسه جدا نشوند گرچه می دانیم در این بین همچنان کاستی هایی وجود داشته و دارد.

در ایام کرونا، هویت مدارس دولتی، آموزش برای آرامش بود و تمام توجه مدارس براین امر معطوف گردید تا حتی المقدور آمار ترک تحصیل دانش آموزان کم شود و با عنایت به گستره و حجم کارمی توان کارنامه خوبی برایشان صادرکرد.

مقایسه کیفیت آموزشی میان مدارس دولتی و مدارس غیردولتی در بحران کرونا

مدارس دولتی با نبوغ مدیران و معلمانشان توانستند اساس آموزش را در کشور پایدار نگه دارند و نقش خلاقیت معلمان مجرب مدارس دولتی در تولید محتوا و حفظ دانش آموز در محیط یادگیری مجازی بسیار درخور توجه و تقدیر است.

اگر بخواهیم بین مدارس دولتی و غیردولتی مقایسه ای در امر آموزش و پرورش داشته باشیم، میزان خلوص یادگیری در مدارس دولتی را بیشتر خواهیم یافت.

در مدارس دولتی دانش آموزان را به شدت همدرد هم می توان یافت که در گروه های کلاسی، انسجام عجیبی در آنان وجود داشت و با شناخت های متعددی که از هم داشتند در خیلی از مواقع نقش مونس و یاریگر را برای هم کلاسی های خود ایفامی کردند.

همچنین در این مدارس، مدیران ومعلمان با دریافت صحیحی از تبعات منفی کرونا و احتمال ترک تحصیل خیل وسیعی از دانش آموزان به طراحی الگوهای جامع و مفید برای سیستم خود نمودند. من جمله، امتحانات دوره ای سبک، اردوهای مجازی مفرح، مسابقات درون کلاسی، حمایت از دانش آموزانی که در معرض آسیب های اجتماعی قراردارند، برنامه های متنوع پرورشی و ورزشی مجازی .

همان طور که گفتیم مدارس غیردولتی در آتش کرونا، هراسناک عمل نمودند و این گونه پنداشتند که با افزایش بار تدریس و تکلیف می توانند سطح متمایزی با مدارس دولتی پیداکنند ،حال آن که با این کار علاوه بر دانش آموز، اولیای وی نیز گرفتارچالش هایی شدند که در اغلب موارد سبب آلوده شدن آرامش روانی آنان گردید.

بنابراین هر چند تنوع آموزشی سبب پیشرفت علم می گردد اما طبقاتی کردن آن هم مضراتی دارد که به سادگی نمی توان از آن ها عبور کرد.به عنوان مثال، آموزش در شرایط بحران در درجه نخست نیازمند این است تا برنامه های یادگیری مجموعا به سمت مشارکت، هم دلی و انسجام و تولید آرامش روانی پیش برود.

در این آیتم ها مدارس دولتی با وجود بضاعت مالی اندک توانستند چندین گام جلوتر از مدارس غیر دولتی قرارگیرند چراکه بضاعت واقعی آنان اندیشه و تجربه هایشان بود که توانست این توفیق را حاصل کند.

 به طور کلی در سال تحصیلی جدید، کرونا توانست نقاب از رخ مدارس دولتی و غیر دولتی بردارد و اثبات کند که وقتی علم برای علم باشد تولیداتش توسعه مناسبات انسانی ،هم گرایی و تداوم علم است و زمانی که علم در سویی و تفکر مالی در سوی دیگر قرار می گیرد نهایتا پرنده ی علم نه شادابی دارد و نه می تواند پروازی مناسب و بدون انحنا داشته باشد.

نکته دیگر در این مقایسه در حقیقت رشد انگیزه های درونی دانش آموزان برای آموختن است که در مدارس دولتی به سبب برخی جدیت ها و نبود رو در بایستی ها، یادگیرنده می کوشد با پتانسیل های فردی خود به توفیق برسد اما در مدارس غیردولتی به سبب فوج مطالب گسترده، تاب آوری دانش آموز کم و کم تر می شود تا حدی که نیازمند یاری اولیای خود می شود و در این درگیری ها،پرواز متکی به بال های خود را در آسمان دانش اندوزی از دست می دهد که خود می تواند باز تولید انواع آسیب های روانی باشد.

لذا بر مبنای این تحلیل درسال تحصیلی آینده مجددا شاهد ریزش ثبت نام در مدارس غیردولتی خواهیم بود که از هم اکنون آموزش و پرورش برای توسعه ی فضای های آموزشی خود می باید ب هطور جدی وارد عمل شود چرا که در شهرهای پرجمعیت این موضوع سبب مشکلات متنوعی برای مدیران مدارس و ادارات تابعه خواهد شد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مقایسه کیفیت آموزشی میان مدارس دولتی و مدارس غیردولتی در بحران کرونا

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور