صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه اخبار / مشاور وزیر آموزش و پرورش در امور تشکل های صنفی گفت : کارنامه فانی در حوزه تشکل ها در بین وزرای بعداز انقلاب بی نظیر است

هدایت تحصیلی دانش آموزان

می گویند در ابرقدرت شوروی سابق برای اینکه علایق شغلی دانش آموزان را بسنجند،آنها را در نمایشگاهی می بردند که دارای تنوع گوناگونی از صنایع بود و مثلا اگر دانش آموزی به سمت نقشه های ساختمانی می رفت علاقه او را به رشته معماری نشان می داد ، یا اسکندر مقدونی بعداز اشغال ایران و آتش زدن تخت جمشید و کتابخانه ها و غارت ایران وقتی از او پرسیدند چگونه ایران را برای همیشه عقب نگه داریم در جواب گفت: بگذارید هیچ کس جای خودش نباشد!

موارد ذکر شده اهمیت علاقه به شغل و در نتیجه موفقیت و پیشرفت در آن زمینه  را گوشزد می کند.تصور کنید کسی به رشته ای علاقه نداشته باشد و بخواهد یک عمر با آن سر و کار داشته باشد !

در سال های دهه 60 و کمی بعد از آن هدایت تحصیلی دانش آموزان سوم راهنمایی به رشته های تجربی، انسانی، کشاورزی و صنعت انجام می گرفت و هر کسی با توجه به شرایط ،یکی از رشته ها را انتخاب می کرد ؛ اما امروزه وضعیت فرق کرده و دانش آموزان در سال اول دبیرستان به رشته های تجربی، ریاضی ، حرفه ای و کاردانش هدایت می شوند ، هر چند به دلیل مسئله اشتغال رشته های انسانی مانند اقتصاد،ادبی و غیره بسیار کم رنگ شده اند که خود خسران بزرگی برای یک جامعه محسوب می شود (فراموشی رشته های ادبیات،تاریخ و اقتصاد ) ؛ اما امروزه هدایت تقریب به نیمی از دانش آموزان به رشته های حرفه ای و کاردانش و مابقی به رشته های دیگر به شرح زیر انجام می گیرد:
1-هنرستان های کاردانش یعنی بی سواد پروری و  شوربختانه جولانگاه دانش آموزان بی ادب و تنبل  شده است که معمولا بدون دردسر با زدن چند تست قبول می شوند و اگر تئوری را قبول شوند ،معمولا قبولی عملی آن درس حتمی است (چند تست بزن 6 یا 8 واحد را پاس کن!) جالب اینکه کتابهایشان سخت تر و کامل تر از کتاب هایی است که دانشجویان در دانشگاه می خوانند !

مگر هدف از کار و دانش کار عملی بیشتر  و کسب مهارت نبود؟

امکانات هم در بیشتر مواقع بسیار کمتر از تعداد دانش آموزان است .

در هنگام ثبت نام 25 دانش آموز برای یک کلاس توسط مدیران اکثرا غیر فنی انجام می شود  و فشار سنگینی از این طریق به هنرآموزان بابت انضباط و کار عملی وارد می شود.

به نظر بنده این شیوه اداره نیمی از مقطع متوسطه ناقص و اتلاف وقت و سرمایه بیت المال است.قرار بود دانش آموزان کاردانش تا دیپلم به عنوان کارگر ماهر در کنار مهندسین فعالیت کنند اما به برکت راه اندازی قارچ گونه دانشگاه های غیر انتفاعی می توانند با داشتن ثروت، علم را تا مقطع دکتری در رشته خود به دست آورند؟!
2-هنرستان های حرفه ای تا حدودی وضعیت بهتری از نظر دانش آموزان و امکانات دارند که عمده مشکلات آن نداشتن مسئول کارگاه برای کمک به هنر آموزان برای هدایت کلاس های عملی است ؛ البته این مشکل در هنرستان های کار و دانش نیز وجود دارند ؛ اما دانش آموزان رشته های حرفه ای از نظر ارزش مدرک و ادامه تحصیل در وضعیت بهتری نسبت به کار و دانش قرار دارند  و هنرستان های حرفه ای نیازمند توجه بیشتری هستند.
3-دبیرستان های متوسطه که رشته های تجربی و ریاضی دارند و در مدارس دولتی دانش آموزان خوب در آن ثبت نام می کنند (با شرط معدل و آزمون برای مدارس نمونه دولتی) ؛ این رشته ها تا مقطع دیپلم معمولا کارایی لازم  را از نظر اشتغال بر خلاف رشته های فنی وحرفه ای ندارند و برای اشتغال باید تا مقطع لیسانس ادامه تحصیل دهند ( امروزه استخدام در همه جا حتی آموزش و پرورش زیر لیسانس امکان ندارد)
با رشته های ذکر شده باید بتوان دانش آموزان را به رشته های مورد علاقه خود هدایت کرد و برخی اوقات دانش آموزان به دلیل عدم آگاهی والدین و پرشدن رشته های پرطرفدار مانند برق،الکترونیک به اجبار به رشته هایی هدایت می شوند که هرگز به آن فکر نکرده یا علاقه نداشته اند و این موضوع تاثیر بدی را در آینده بر زندگی آنان خواهد گذاشت و یا مجبور به تغییر رشته و یا سرخوردگی ، ترک تحصیل و... خواهند شد.
در پایان نتیجه می گیریم که هدایت دانش آموزان به رشته های مورد علاقه در کارایی کلاس، نظم مدرسه، پیشرفت دانش آموزان،حل مشکل اشتغال تاثیر فراوانی دارد و باید والدین و مدیران مقاطع پایین قبل از انتخاب رشته ،با کمک مشاوران مدارس و بازدید از هنرستان ها دانش آموزان را مورد حمایت و هدایت قرار دهند .


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز

گروه اخبار / نمایندگان جمعی ازتشکل های معلمان با حضور در ساختمان شهید رجایی به مدت دو ساعت با وزیر آموزش و پرورش دیدار و گفت و گو کردند

گروه اخبار / وزیر آموزش وپرورش با اشاره به فاصله دریافتی معلمان نسبت به دیگر کارکنان دولت ، گفت: خواسته های معلمان را به حق می دانم و تلاش می کنیم با همدلی و همزبانی دولت و ملت ، آموزش و پرورش را به جایگاه شایسته خود برسانیم.

سخن معلم

گروه اخبار /

روز سه شنبه دوازدهم خرداد نشستی با حضور برخی از تشکل ها با وزیر آموزش و پرورش برگزار گردید .

دراین نشست ، نمایندگانی از انجمن اسلامی معلمان ،کانون صنفی معلمان ، سازمان معلمان ایران ،مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ، کانون مدرسان دانشگاه فرهنگیان ، انجمن کارشناسان حوزه ستادی حضور داشته اند .

هنوز از محتوای این نشست  و مباحث مطروحه اخباری منتشر نشده است .

دعوتی از گروه سخن معلم برای شرکت در این نشست صورت نگرفته بود .

پایان پیام /

گروه اخبار / در پی انتشار گفت وگویی با علی پورسلیمان با عنوان « معلمان چه می خواهند » جوابیه ای از سوی وزات آموزش و پرورش به جماران ارسال شد.

به گزارش جماران، متن کامل  این جوابیه، که به امضای علیرضا جدایی، رییس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، رسیده است بدین شرح است:

پنج شنبه, 14 خرداد 1394 13:36

در خانواده ایرانی گفت و گو نیست

 فرهنگ گفت و گو در ایرانبی‌تعارف بگوييم، ما ايرانی‌ها اهل گفت‌وگو نيستيم، اصلا توان گفت‌وگو نداريم، همين‌كه سر گفت‌وگو باز می‌شود، زورمان را به‌كار می‌بريم تا نتيجه را به نفع خودمان بگيريم، يا با همان زورمان طرف را وادار كنيم فقط اطلاعات بدهد و سكوت كند.
ماجرای گفت‌وگو در خانواده‌های ايرانی هم در همين روايت خلاصه می‌شود، مرد از سركار برمی‌گردد، زن گزارشی از روز را سر شام ارائه می‌دهد و مرد در حالی‌كه لقمه می‌جود گاهی سرش را تكان می‌دهد، كه فهميدم. غذا كه تمام می‌شود روند گزارش‌دهی هم خلاص می‌شود، بعد هر دو طرف گمان می‌كنند گفت‌وگو كرده‌‌اند.
دكتر مرتضی منادی، استاد جامعه شناسی دانشگاه الزهرا معتقد است كه خانواده ايرانی زمانی برای گفت‌وگو ندارد و حتی وقتی يك خانواده در كنار يكديگر به تماشای فيلم می‌نشينند، توانايی اين را ندارند تا موضوع فيلم را به گفت‌وگو گذاشته و تحليل كنند. او پژوهشي نيز با موضوع زمان گفت‌وگو در خانواده ايراني انجام داده كه بخشي از نتايج پژوهشش را در گفت‌وگوي زير مي‌خوانيد: 

منظورتان از زمان گفت‌وگو چيست؟
ما دوتا تعريف در باره زمان داريم، يكي ترجمه تايم هست به معناي وقت يعني مجموعه لحظاتي كه قابل اندازه‌گيري است، مثلا زمان كلاس درس از 12 تا 2. اما زمان دوم كه ترجمه مومنت انگليسي است و در واقع تئوري زمان هم از اينجا آمده مجموعه لحظاتي است كه آدم به يك فعاليت مشغول است و ما در اين بحث آن‌را زمان‌ مي‌ناميم. 

تفاوت اين دو به قابليت اندازه‌گيری برمی‌گردد؟ 
مي‌توان گفت كه اولي در دومي نهفته است، مثلا وقتي ما مي‌گوييم بليت سينما براي ساعت 6تا8 است اين مي‌شود وقت اما زمان از همان لحظه‌اي است كه من تصميم مي‌گيرم بروم فيلم ببينم و بليت مي‌خرم و بعد سر ساعت مي‌روم به سينما و فيلم را مي‌بينم و بعد از آن درباره فيلم حرف مي‌زنم و بهش فكر مي‌كنم و تا آن لحظه‌اي كه من به فيلم فكر مي‌كنم مي‌شود زمان كه اگر دقت كنيد در دل زمان وقت هم هست.اگر شما از يك نقاش بپرسيد چقدر وقت براي كشيدن يك تابلو گذاشته است؟ جواب مي‌دهد 18 ساعت كه اين مي‌شود وقت اما اگر عميقا از نظر تفكر «لوفر» بخواهيد به قضيه نگاه كنيد از زماني كه نطفه كشيدن اين نقاشي در ذهن نقاش بسته شده و مادامي كه به اين تابلو فكر كرده و مجموعه لحظاتي كه در مقابل اين تابلو بوده مجموعه تمامي اين لحظات مي‌شود زمان، بنابراين زمان، وقت كشيدن تابلو را هم در برمي‌گيرد. 

در خانواده ايرانی وقت گفت‌وگو نداريم يا زمان گفت‌وگو ؟
در خانواده ايراني وقت گفت‌وگو بسيار اندك است و بالطبع زمان گفت‌وگو بسيار اندك است.
در خانواده ايراني گفت‌وگو نيست گاهي رد و بدل شدن اطلاعات است، درست مانند جامعه، چيزي كه در جامعه ما وجود دارد اطلاع رساني است كه آن هم محدود است، ولي وقتي ما مي‌گوييم گفت‌وگو، به اين معناست كه تعاملي باشد يعني اين اطلاعاتي كه داده مي‌شود عكس‌العملي صورت بگيرد، كه ما چنين چيزي نداريم.
در ايران ما خانواده‌اي نداريم كه بروند سينما و بعد از ديدن فيلم بنشينند در يك جايي در مورد فيلم صحبت كنند. خانواده‌اي كه برنامه تلويزيوني را ببيند و بعد بنشيند درباره‌اش تجزيه تحليل كند، درباره برنامه حرف بزند و پيام سريال يا فيلم را بررسي كند، نهايتش اين هست كه مي‌گويند خوب بود قشنگ بود و خارج از اين چيز ديگري براي گفتن ندارند.
بنابراين متأسفانه پژوهش من در ارتباط با خانواده‌هاي تهراني نشان داده كه گفت‌وگو در خانواده ايراني كم است يا حتي مي‌توان گفت كه اصلا گفت‌وگو وجود ندارد.

 فكر می‌كنيد گفت‌وگو در بين ديگر گروه‌ها با ارتباط غيرخانوادگی مثلا همكاران، دوستان و... بيشتر است؟
يك جامعه‌شناس فرانسوي معتقد است خانواده تبلور جامعه است. وقتي اوضاع در خانواده چنين باشد بنابراين در جامعه ما هم گفت‌وگو وجود ندارد يعني اگر خوب تعمق كنيم ما در محيط‌هاي كاري بين رئيس و مرئوس هم گفت‌وگويي نمي‌بينيم، بين كارفرما و كارگر و كارمند هم گفت‌وگو وجود ندارد حتي ما در شيوه‌‌هاي تدريس هم مي‌بينيم كه معلم محورند  ؛ چه در سطح آموزش و پرورش و چه در سطح آموزش عالي استاد محور كه حالا در سطح آموزش و پرورش كتاب ملاك قرار مي‌گيرد و معلم اطلاعات را مي‌دهد و در دانشگاه جزواتي كه محصول 20، 30‌سال كار است يا يك كتاب‌هايي كه منتشر مي‌شود و مي‌گويند اين كتاب درس است بنابراين در جامعه ما كلا گفت‌وگو كم است. 

مشخصات اين گفت‌وگويی كه مد نظر شماست چيست؟ چه چيزی گفت‌وگو را از رد و بدل كردن اطلاعات جدا می‌كند؟
من اشاره كردم به تماشاي يك فيلم. براي اينكه موضوع را بتوانم روشن كنم، اشاره مي‌كنم به كار پژوهشي خودم. ‌در كاري كه من درباره خانواده‌هاي ايراني، پدر مادرها و زن و شوهرها انجام دادم پرسش‌هايي را داشتم در رابطه با اينكه خارج از كار روزانه‌شان چه فعاليت‌هاي فرهنگي دارند. پرسش‌هاي من پيرامون اين بود كه چقدر تلويزيون مي‌بينند، چه برنامه‌هايي مي‌بينند؟ اگر مطالعه مي‌كنند چه مطالبي را مطالعه مي‌كنند؟ اگر ماهواره مي‌بينند چقدر و چه برنامه‌اي؟ همچنين درباره فعاليت ديگري مثل ورزش، موسيقي و... سؤالاتي شده است و براساس اين پژوهش متوجه شدم كه زمان مطالعه ميان ايرانيان بسيار اندك است. 

يعنی كمبود مطالعه روی گفت‌وگو تاثير منفی گذاشته است؟
يكی از عوامل تحريك‌برانگيز برای فكر كردن، مطالعه است؛ وقتی كه مطالعه نيست بالطبع فكر كردن را ياد نمي‌گيريم، ميانگين سرانه مطالعه ايراني‌ها چند دقيقه در سال است يعني مجموعه مطالعه دانشجويان، اساتيد، دانش‌آموزان، مردم عادي روزنامه خواندن همه و همه شده همان چند دقيقه در سال كه اين فاجعه است. براي پي بردن به عمق اين فاجعه مقايسه كنيد با كشوري مثل فرانسه كه زمان مطالعه 2‌ساعت در روز است. بنابراين وقتي كه ما در برابر تلويزيون قرار بگيريم فكر نمي‌كنيم فقط مي‌بينيم و تمام مي‌شود. 
اگر ما ياد بگيريم فكر كنيم طبيعتا ياد مي‌گيريم اظهار نظر كنيم. يكي از پرسش‌هايي كه من در پژوهشم مطرح ‌كردم اين بود كه از زوج‌ها مي‌پرسيدم آخرين كتابي كه خوانديد چه بود؟ و چرا اين كتاب را انتخاب كرديد؟ جالب است كه بدانيد در پاسخ به سؤال‌هايي درباره كيفيت كتاب جواب مي‌دادند: خيلي قشنگ بود. اما وقتي مي‌پرسيدم كه: چرا قشنگ بود؟ اينجا ديگر حرفي براي گفتن نداشتند، چرا؟ چون دليلي براي خوب بودن نداشتند و فقط اطلاعات را از كتاب گرفته بودند. شخصي كه كتاب را معرفي كرده گفته كه كتاب خوب است و همين نكته را انتقال مي‌دهند به ديگري. 

فرهنگ گفت و گو در ایران  پس اين همه پرحرفی‌ها از كجا می‌آيد؟
يكي از دانشجويان دختر من يك پژوهشي انجام داد با اين موضوع كه خانم‌ها وقتي دور هم مي‌نشينند درباره چه چيزي صحبت مي‌‌كنند؟ اين پژوهش نشان داد كه در اين گفت‌وگوهاي زنانه، اطلاعاتي درباره مد، آرايش، وسايل خانه و به ندرت درباره روابط خود و همسرشان را رد و بدل مي‌كنند. 

شما اينها را گفت‌وگو نمی‌دانيد؟
به‌نظر من گفت‌وگو بايستي داراي يك محتوا باشد؛ يعني اينكه يك اطلاعاتي داده شود و طرف مقابل درباره اين اطلاعات تفكر كند، عكس‌العمل نشان بدهد و اطلاعاتي را درباره آن موضوع بدهد كه موضوع كالبد‌شكافي بشود. اگر شما از زن و مردها (زوج‌ها) بپرسيد كه: وقتي با هم صحبت مي‌كنيد درباره چه چيزي حرف مي‌زنيد؟ پاسخي كه مي‌دهند نشان مي‌دهد كه فقط اطلاعات رد‌وبدل مي‌شود، حتي گاهي حالت داد و ستد دارد؛ مثلا 2تا اطلاعات گرفتم 2 تا اطلاعات مي‌دهم. ولي چه استفاده‌اي از اين اطلاعات مي‌توانم بكنم و چه فايده‌‌اي براي من دارد اصلا مطرح نيست بنابراين ما وقت گفت‌وگو نداريم، ما در خانواده ايراني وقت اندكي براي دادن اطلاعات داريم؛ اطلاعاتي كه تحليل هم نمي‌شود.

 خارج از چارچوب خانه ايرانی، جامعه ايرانی هم از اين موضوع رنج می‌برد؟
بله، ما در روزنامه‌هايمان هم كمتر تحليل داريم. بيشتر روزنامه‌هاي ما اطلاعات مي‌دهند ولي آيا افراد اين اطلاعات را در ارتباط با زندگي شخصي‌شان يا حتي اطرافيان‌شان تحليل مي‌كنند و استفاده مي‌كنند؟ من جواب مي‌دهم، خير، اين كار را نمي‌كنند. مشكل اصلي جامعه ما در اين است كه ما فكور نيستيم.
شما در بخش نخست صحبت‌هايتان اشاره كرديد كه اطلاعاتي نيست براي صحبت كردن اما الان معتقديد كه اطلاعات تحليل نمي‌شود و مردم اطلاعات را بسته بندي شده تحويل مي‌گيرند و تحويل مي‌دهند.
ببينيد من گفتم كه اطلاعات هست ولي مطالعه نيست الان هم تكرار مي‌كنم كه در سطح ايران اطلاعات زيادي در جامعه پخش مي‌شود. حجم اطلاعات زياد است، تحليل كم است و مردم هم ياد نگرفته‌اند كه تحليل كنند ؛ بنابراين اطلاعات هم به دردشان نمي‌خورد. چون مردم فكر نمي‌كنند و تفكر انتزاعي‌شان قوي نشده نمي‌توانند اطلاعاتي را كه در دو مكان مختلف اما در ارتباط با هم هستند به هم وصل كرده و تحليل كنند.
مثلا وقتي براي طرح سؤال امتحان يك نكته را از يك بخش و نكته مرتبط را از فصل ديگري مطرح مي‌كنم؛ دانشجو نمي‌تواند ارتباط بين اين دو را ببيند اما اگر از او بخواهيد كه هر يك از اين دو بخش را به‌طور مجزا توضيح بدهد به راحتي از پس اين كار برمي‌آيد. يك واو هم جا نمي‌گذارد ولي نمي‌تواند رابطه اين دو را كه در كنار هم نيستند اما كاملا به هم ارتباط دارند را پيدا كند.

روزنامه هموطن سلام

منتشرشده در پژوهش
پنج شنبه, 14 خرداد 1394 09:48

حیات طیبه

مریم پورسلیمان

اگر تو بهر  دینت کوشش کنی به  غایت                وعده ی او نجات است زندگی طیبه است 

خد ای مهربانت روزی  دهد تو  را پیش                 ای مردنیک اندیش برخیز و بگذر از خویش

آرامشت  بود  نیک  در  روزگار  مستی                 پاداش تو دو چندان در خواب و در بیداری

بندگی خدایت مصداق این حیات است                  خیانت و  جسارت  آتش است  و مصیبت

نشانۀ  توجه صلح و رفاه و دوستیست                  تلاش تو  بهر  دین ، نهایتِ   سروریست

نیک عملیُّ و ایمان باشد تو را نهایت                    وز   بدیِّ   روزگار   آید  تو  را  سلامت

وعده ی  قرآن   بود    زندگی   طیبه                     ترقی   و  عزیزی  صفا ی  دل  بنموده

 نیک عمل روزگار عاشق آن کبریاست                  در این جهان فانی مانند یک کیمیاست

 ای  پسر نازنین بشتاب  اگر توانی                      در این  دو  روزه ی کم  فضیلتی  بیابی

 ترسی به دل ندارد عاشق در این زمانه                هراس  از غربتش ، هست ، در این میانه

 با کشتن هوسها شیطان بیند زوالش                  بنده ی پاک  خدا کامل  شود کمالش

 زندگی  طیبه  عاشق  را  کند   شا د                  هر لحظه در دل خود معشوق را کند یاد

 نشانۀ  حیات است حقایق را  بدیدن                   انسان کامل  شدن ، و ز هوسها بریدن

دیدن عالم غیب ، عزیز ی  و کرامت                      توجه  دلبرست بر  کسی که  غلامست

خشم و دروغ و غفلت باشد تو را تباهی               نیکان هر  دو عالم د هند تو را گو اهی

 دو روزه ی زندگی ماند به سان کاهی                  گر  نکنی  بندگی  دهد تو را  گمراهی

 پوریا : جرسِ ( بیدار کند ) آید به گوش                 پس در این دنیا  بباید داشت  هوش

منتشرشده در یادداشت

بیمه تکمیلی فرهنگیان گروه اخبار /

ﻗﺮاﺭﺩاﺩ ﺑﻴﻤﻪ ﺗﻜﻤﻴﻠﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻴﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 94 ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺁﺗﻴﻪ ﺳﺎﺯاﻥ ﺣﺎﻓﻆ ﻣﻨﻌﻘﺪ ﺷﺪ و ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎﺱ اﻳﻦ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺮاﻱ ﺩﻭﻣﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﻣﺘﻮاﻟﻲ ﻣﺴﻮﻟﻴﺖ ﺑﻴﻣﻪ ﺗﻜﻤﻴﻠﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻴﺎﻥ ﺭا ﻣﺘﻮﻟﻲ ﺷﺪ.

ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﭘﺲ اﺯ اﻧﻌﻘﺎﺩ ﻗﺮاﺭﺩاﺩ ﺑﻴﻤﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻴﺎﻥ ﺑﺎ ﺁﺗﻴﻪ ﺳﺎﺯاﻥ ﺣﺎﻓﻆ ، ﻣﺴﻮوﻻﻥ ﺑﺎﻧﻚ ﻣﺮﻛﺰﻱ اﺯ ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﻣﺠﻮﺯ اﻳﻦ ﺷﺮﻛﺖ ﺧﺒﺮ ﺩاﺩﻧﺪ و اﻣﺴﺎﻝ ﻧﻴﺰ ﻛﻪ ﺑﺮاﻱ ﺩﻭﻣﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﻗﺮاﺭﺩاﺩ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﺵ و ﭘﺮﻭﺭﺵ و ﺁﺗﻴﻪ ﺳﺎﺯاﻥ ﻣﻨﻌﻘﺪ ﺷﺪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣسوﻮﻻﻥ ﺑﻴﻤﻪ ﻣﺮﻛﺰﻱ اﺯ ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﻣﺠﻮﺯ ﺁﺗﻴﻪ ﺳﺎﺯاﻥ ﺧﺒﺮ ﺩاﺩﻧﺪ.

ﺣﺒﻴﺐ ﻣﻴﺮﺯاﻳﻲ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﻧﻆﺎﺭﺕ ﺑﻴﻤﻪ ﻣﺮﻛﺰﻱ ﺩﺭ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ ﺑﺎ ﺻﺪا ﻭ ﺳﻴﻤﺎ اﻇﻬﺎﺭ ﺩاﺷﺖ: ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﻤﻪ ﺁﺗﻴﻪ ﺳﺎﺯاﻥ ﺣﺎﻓﻆ ﻓﺎﻗﺪ ﻣﺠﻮﺯ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺩﺭ ﺑﻴﻤﻪ ﻫﺎﻱ ﺗﺠﺎﺭﻱ و ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ اﺳﺖ و ﻗﺮاﺭﺩاﺩ ﺑﻴﻤﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻴﺎﻥ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺷﺮﻛﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻣﺎ ﻧﻴﺴﺖ.

اﻳﻦ اﻇﻬﺎﺭ ﻧﻆﺮ ﻣﺴﻮوﻻن ﺑﻴﻤﻪ ﻣﺮﻛﺰﻱ, ﻭاﻛﻨﺶ ﻣﺴﻮﻻﻥ ﺁﻣﻮﺯﺵ و ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺭا ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺩاﺷﺖ.

ﺭﺳﻮﻝ ﭘﺎﭘﺎﻳﻲ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﻣﺮﻛﺰ اﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﻲ و ﺭﻭاﺑﻄ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺁﻣﻮﺯﺵ و ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺩﺭ اﻳﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﮔﻔﺖ: اﻳﻦ ﺷﺮﻛﺖ ﺳال هاﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺑﻴﻤﻪ ﺗﻜﻤﻴﻠﻲ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﮕﺎه ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘگی ، ﺗﺎﻣﻴﻦ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ، ﻭﺯاﺭﺕ ﺭﻓﺎﻩ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ ﺩاﺭﺩ و ﺯﻳﺮﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻴﻤﻪ ﺳﻼﻣﺖ اﺳﺖ.

ﻭﻱ اﻓﺰﻭﺩ: ﺁﻣﻮﺯﺵ و ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺑﺎ اﺳﺘﻌﻼﻡ ﻗﻴﻤﺖ اﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻱ ﺗﺠﺎﺭﻱ ﺑﻴﻤﻪ ﺩﺭﻧﻬﺎﻳﺖ ﺑﺎ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺻﺮﻓﻪ و ﺻﻼﺡ ﻓﺮﻫﻨﮕﻴﺎﻥ ،  ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺻﻨﺪﻭﻗﻲ ﺗﻮﺳﻄ ﺷﺮﻛﺖ ﺁﺗﻴﻪ ﺳﺎﺯاﻥ ﺣﺎﻓﻆ ﺭا اﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﺮﺩ ﻭ اﺣﺴﺎﺱ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﻛﺴﺐ ﻣﺠﻮﺯ اﺯ ﺑﻴﻤﻪ ﻣﺮﻛﺰﻱ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﻴﻢ.

برپایه این گزارش، اکنون ﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اظهارات  ﺑﻴﻤﻪ ﻣﺮﻛﺰﻱ و ﺁﻣﻮﺯﺵ و ﭘﺮﻭﺭﺵ اﻳﻦ ﺳﻮاﻝ ﻣﻂﺮﺡ اﺳﺖ:

ﺁﻳﺎ ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﻣﺠﻮﺯ ﺑﻴﻤﻪ ﻣﺮﻛﺰﻱ ﺩﺭ ﺑﺤث اﺭاﻳﻪ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑﻴﻤﻪ اﻱ و ﻧﻆﺎﺭﺕ ﺑﺮ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﻤﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﺳﺎﺯ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻳﺎ ﺧﻴﺮ ؟

تسنیم

تسلیت سخن معلم به فرهنگیان لرستان گروه اخبار /

مدیر آموزش و پرورش شهرستان دورود صبح روز چهارشنبه 13 خردادماه 94 بر اثر سانحه تصادف درگذشت.
 "اصغر فلاحی" مدیر آموزش و پرورش شهرستان دورود صبح امروز با خودروي پژو 405 نقره‌اي‌رنگ خود در جاده "ازنا- شازند" و در جلوی روستای گنجه بر اثر سانحه تصادف با يك دستگاه كاميون كاويان سفيدرنگ به دیار باقی شتافت.

فلاحی که برای تجدید میثاق با آرمان‌های امام و انقلاب اسلامی به سوی حرم مطهر امام خمینی (ره) در حرکت بود، در جاده دورود به ازنا براثر تصادف جان به جان تسلیم كرد. فلاحی متولد 1345 روستاي باوكي امير بختيار از توابع ازنا بود از 13 مهر ماه سال 1392 به عنوان مدیر آموزش و پرورش اين شهرستان خدمت می‌کرد.

مدیر آموزش و پرورش دورود لرستان وي اسفندماه 93 در غم از دست دادن پدرش - مرحوم حاج اسماعيل فلاحي - به سوگ نشسته بود و اينك با گذشت كم‌تر از 3 ماه از مرگ پدر، خود نيز به ديار سراي باقي شتافت.
گودرز کریمی‌فر مدیر کل آموزش و پرورش استان لرستان با صدور پیامی این ضایعه اسفناک را به خانواده بزرگ فرهنگیان استان لرستان، به ویژه خانواده آن مرحوم تسلیت گفت و از خداوند متعال برای آن مرحوم علو درجات را مسألت کرد‌.
قابل ذکر است، جاده ازنا به شازند یکی از خطرناک‌ترین جاده‌های استان است و تصادفات مرگ‌باری در این محور اتفاق می‌افتد.
یافته
 
* گروه سخن معلم این ضایعه را به خانواده داغدیده ایشان و فرهنگیان دورود تسلیت می گوید

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور