آذربایجان شرقی
به نام یکتا هستی بخش جهان دانش آموز امانتی است که معلم امانتدار اوست . با این جمله می نوان به نقش مهم معلم پی برد . یک معلم هر روز امانتدار حداقل 40 دانش اموز می باشد که علاوه بر آن به آموزش و پرورش آنها مشغول می باشد . بعضی از افراد کوته فکر در جامعه به جای سپاس و تقدیر از معلمان با کشیدن کاریکاتور در روزنامه به توهین آنها می پردازند .
آیا سردبیر این روز خودش روزی دانش آموز نبوده ؟
اگر این آقا این جمله مولا علی (ع) من علمنی حرفاً فقد سیرنی عبداً را درک کرده باشد دیگر چنین غلطی مرتکب نمی شد. اگر معیشت و شان و منزلت معلم در جامعه تنزل پیدا کند در آینده ای نزدیک مشکلات و گرفتاری به سراغ همه ی افراد جامعه خواهد آمد . مسئولین مملکت فکری به حال فرهنگیان بکنید . یک فرهنگی با سابقه 25 سال خدمت با دریافتی ماهیانه 1 میلیون تومان چگونه می تواند مخارج زندگی خانواده اش را تامین کند آیا شما می توانید با مبلغ فوق هزینه زندگیتان را تامین کنید ؟
مگر اسلام نگفته برادری و برابری در صورتی که در جامعه ما هیچ کدام به چشم نمی خورد . همه دست به دست هم دادند تا معلم را در جامعه خوار و ذلیل کنند پس ای فرهنگیان عزیز یه خود آیید و با وحدت و همدلی عزت و منزلت خود را باز یابید .

مازندران
به نام خداوند جان وخرد
رسالت معلم رسالت خورشید
درود بی کران بر بزرگ مرد ایل نخبه پرور و متمدن ممسنی استاد فرهیخته و دلسوز عبدالرضا ابتدایی
اینجانب محمد مهدی نیکنام ،دانش آموز دهه ی قبل این استاد ارجمند که در حال حاضر مشغول به تحصیل در دانشگاه فرهنگیان شهید مطهری شیراز (مرکز تربیت معلم سابق) می باشم به عنوانی دانش آموز دیروز و دوست همیشگی و همکار امروز این بزرگوار می باشم.
ته دلم حرفی مانده بود که به این عزیز مهربان تقدیم می نمایم:
«ابتدایی جان» خورشید نگاهت گرمابخش وجود ما و حرارت کلبه ی سرد یأس و ناامیدی و ارمغان شور و شعف است . غنچه ی تبسمی که از گلستان لبهای شما می روید، طراوت لحظه های ابهام و زیبایی بخش خانه ی وجود ماست .
دستهای روشنت سپیدی خود را از گل بوسه های گچ گرفته و شمع وجودت از نیروی ایمان و انسانیت شعله ور است . سرخی شفق ، تابش آفتاب ، نغمه ی بلبلان ،صفای بستان ، آبی دریاها ، همه و همه را می توان در شما استاد یزرگ خلاصه نمود . معنای کلام امید بخش شما همچون نسیم صبحگاهان نشاط بخش روح خسته ماست . علم آموزی و صبر ایمان را از پیامبران به ارث برده اید و به حقیقت وارث زیبایی ها بر گستره ی گیتی هستی .
چگونه سپاس گویم مهربانی و لطف تو را که سرشار از عشق ویقین است . چگونه سپاس گویم تأثیر علم آموزی تو را که چراغ روشن هدایت را بر کلبه ی محقر وجودم فروزان ساخته است .
آری !
در مقابل این همه عظمت و شکوه تو مرا نه توان سپاس است و نه کلام وصف .تنها پروانه ی جانم بر گرد شمع وجودت ، عاشقانه چنین می سراید : معلم کیمیای جسم و جان است
مــعلم رهنمای گمرهان است
شـده حک بر فراز قله ی عشق
معلم وارث پیغــــمبران است
تقدیم به روح معلم بزرگ ایلمان «عبد الرضا ابتدایی»
از طرف : محمد مهدی نیکنام
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
سمنان
به نظر می رسد بهترین کار در روز معلم این است که هرکس در حد توان خود به دفاع از حقوق معلم بپردازد ، البته نقد معلمان و حرفه معلمی در فرصت های دیگر باید مورد توجه باشد اما به دور از انصاف است که در روز معلم نیز به نقد آنان پرداخته شود.
به همین منظور وقتی خواستم چیزی بنویسم تا در این روز وظیفه خودم را انجام داده باشم این پرسش را از خودم پرسیدم که کدام حقوق معلم بیشتر موردکم توجهی قرار گرفته است؟
پاسخی که به ذهنم رسید مثلثی را شکل داد که به نظر می رسد بدون آن حرفه معلمی معنا نخواهد داشت هر چندالزام های دیگری نیز وجود دارد.
قدری در مورد اضلاع این مثلث توضیح می دهم.
1-رفاه: برخورداری ازمتوسط سطح رفاه نخستین شرط برای شغل معلمی است که دربحث عوامل انگیزشی ازآن به عوامل بهداشتی تعبیر می شود به این معنا که تامین نیازهای مادی، یک شاغل را در موقعیت صفر قرار می دهد که تازه می باست با متغییرهای دیگر در او انگیزه کار ایجاد گردد ، درغیر این صورت فرد شاغل زیر خط انگیزش قرار دارد و منطقی وعلمی نیست که از او انتظار انجام کار کیفی داشته باشیم .دستگاهی که کارکنان آن هنوز دغدغه رفاهی دارند محکوم به شکست است ؛ لذا آموزش وپرورش ما تا زمانی که رفاه معلم رابه سطح رضایت بخشی نرساند تمام کارها،برنامه ها و طرح های آن آب درهاون کوبیدن است.
2-امنیت: هرشاغلی وقتی احساس امنیت کند با کار ومحیط کاری خود ارتباط روانی مثبتی برقرار می کند این احساس امنیت که دارای ابعاد مختلفی است باید واقعی باشد ، هر نشانه ای از ناامنی تهدید بزرگی برای حرفه معلم است .
امنیت شغلی به این معنا است که یک شاغل به درجه ای از اطمینان می رسد که می داند استمرار این شغل نخست پاسخگوی نیازهای خانواده او خواهد بود یعنی امنیت اقتصادی. دوم امنیت اجتماعی است یعنی یک معلم از اینکه به خانواده معلمان تعلق دارد احساس مثبتی خواهد داشت ومی داند مورد حمایت همکاران خود قرارمی گیرد و سوم اینکه امنیت منزلتی او نیز تامین شود یعنی او مطمین باشد که احساس کرامت و ارزشمندی او مورد تهدیدقرار نمی گیرد و بعد دیگر امنیت ،امنیت فیزیکی است که مربوط به شرایط محیطی کار و شرایط اجتماعی کار است به این معنی که سلامت و تندرستی او تضمین شود و جان او موردتهدید دانش آموزان و اولیا قرار نگیرد.
3-آزادی: شاید به جرات می توان گفت هیچ شغلی مانند معلمی نیازمند آزادی عمل نیست ؛ تجربه ثابت کرده است معلمی که با اجبار به معلمی پرداخته ثمری جز بیزاری دانش آموز از درس ،کلاس و مدرسه نداشته است حال این اجبار چه به دلیل نیاز مادی باشد و یا به دلیل بخشنامه های متمرکز دولتی و یا هر چیز دیگر تفاوتی ندارد ، مهم این است که او انتخاب نکرده است و چون مجبور به اتخاذ روش وارایه محتوا شده است در کارش با شکست مواجه می شود.
معلمی را فرض کنید که می خواهد وارد یک کلاس شود و تدریس کند ، ببینید او چقدر از حق انتخاب برخودار است و چقدر آزادی عمل دارد ؛ حال اگر درس او موضوعی باشد که پرسش های بحث برانگیزی را هم ازطرف دانش آموزان به دنبال داشته باشد مانند درس دینی یا تاریخ.
به طور کلی حق رفاه ،امنیت و آزادی معنا بخش وتضمین کننده حرفه معلمی است ، حقوقی که متاسفانه معلمان ما از آن برخودار نیستند و این عدم برخوداری معلم را زمین گیر و معلمی را به شدت آسیب زده است که این آسیب ها نظام آموزشی را با بحران مواجه ساخته است بحرانی که فقط با احیای معلم و ارتقای معلمی رفع خواهد شد.
امید است مناسبت ها بهانه ای باشد برای برقرای تناسب ها و فرصتی باشد برای تامل و نقطه ای باشد برای آغاز