گروه اخبار / رئیس سازمان مدارس غیردولتی، توسعه مشارکتهای مردمی و خانواده با اشاره به اینکه متاسفانه در تهران تخلفاتی چون دریافت شهریه 20 میلیون تومانی از سوی مدارس به ما گزارش شده، از اولیا خواست تا در هنگام ثبت نام به وب سایت سازمان مدارس غیردولتی مراجعه و شهریه مدارس را در آنجا مشاهده کنند.
گروه اخبار/
محمود فرشیدی متولد ۱۳۳۰ شهر مشهد است که در تابستان ۱۳۴۸ مدرک مهندسی شیمی خود را در مقطع کارشناسی کسب کرد. اخراج از دانشگاه به دلیل فعالیت های ضد رژیم طاغوت بخشی از زندگی نامه فرشیدی را به خود اختصاص داده و بعد از پایان خدمت سربازی هم فعالیت در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز، سه بار دستگیری توسط ساواك و گذراندن هشت ماه در زندان عادل آباد شیراز را در سوابق خود دارد.
همچنین مدیرکل صدا و سیمای کرمان و مدیرکل آموزش و پرورش کرمان با حکم شهید باهنر بخشی از سوابق اجرایی اوست تا اینکه در دولت محمود احمدی نژاد (دولت نهم) به عنوان وزیر آموزش و پرورش از مجلس رای اعتماد گرفت اما در آذرماه ۸۶ کنار گذاشته شد. از سوابق فرهنگی فرشیدی می توان به تدریس در مدارس شیراز و تهران (سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی)، مدرس هنرستان صنعتی جابربن حیان و طراح سئوالات امتحانات نهایی (سالهای ۱۳۶۹- ۱۳۶۴)، مؤسس و مدیر مجتمع آموزش معلم در منطقه ۲ آموزش و پروش تهران، مؤسس و دبیر كانون تربیت اسلامی، دبیر سازمان فرهنگیان، سردبیر نشریه زمزمه و عضو هیئت مدیره هنرستان صدا و سیما، عضو هیئت امنای جامعة الرضا(علیه السلام) و نگارش صدها مقاله در حوزه مسائل فرهنگ و تعلیم و تربیت اشاره کرد.
محمود فرشیدی در گفت و گو با خبرنگار مهر در مورد برخی از اما و اگرها و چالش های موجود در مدیریت آموزش و پرورش سخن گفت.
* موضوع رتبه بندی معلمان ماه های زیادی است که مطرح است و حالا ابلاغ شده آیا اصل رتبه بندی را قبول دارید؟
اصل این رتبه بندی صحیح و منطقی است.
* چرا پس این قدر طولانی شد و دیر به ابلاغ رسید؟
احتمالا به دلیل محدودیت بودجه بوده است.
* پس درجه بندی معلمان را به نفع معلمان می دانید؟
مانند نظام دانشگاهی که استادیار، استاد تمام و غیره داریم می توانیم استادیار معلم، دانشیار معلم و غیره داشته باشیم و این خوب است. امیدواریم در اجرای طرح هم به نفع معلمان باشد.
* گروهی از دبیران و مدیران مدارس معتقدند ماهیت و کیفیت کتاب های درسی با توجه به پیشرفت جامعه و همچنین روش تدریس و نظام حاکم در آموزش و پرورش موجب شده تا دانش آموزان بیسوادتر شوند؛ این را قبول دارید؟
روش های قدیمی ما در آموزش و پرورش جاذبه کمتری دارد اما اگر بر اساس سند تحول بنیادین پیش برویم موفق می شویم. چرا که تحول بنیادین نگاه دیگری به آموزش و پرورش دارد و به نوعی انسان بر اساس تراز اسلام را تربیت می کند. اما در مورد موضوع کتاب ها و تدریس باید گفت که تحولات جهان سریع تر از اقدامات ما حرکت می کنند. در گذشته دانش آموز فرزند خانه و مدرسه بود و امروز همان دانش آموز فرزند رسانه شده و این رسانه با خانه و مدرسه رقابت می کند. این یعنی هنوز نتوانسته ایم تحول بنیادین را محقق کنیم. یعنی اینکه جاذبه های درسی کمتر شده است.
* در تحقیقات و گزارش های میدانی که در مدارس داشتیم به برخی معضلات چون بی احترامی دانش آموز به معلم، اعتیاد در مدارس، اعمال خلاف عرف و اخلاق و برخی آسیب های جدید برگرفته از ماهواره و فضای مجازی برخوردیم، این نشان از چیست؟
این ریشه در تفکر دارد. باید در کل جامعه، موضوع فرهنگ سازی شود و این مصادیق را در جامعه هم شاهد هستیم. متاسفانه فرزند سالاری در کشور ما نهادینه شده در حالی که در غرب چنین نیست. پدر و مادر از روی محبت نمی خواهند فرزندشان سختی بکشد و از گل نازک تر بشنود اما فرزند عزیز است و تربیت از فرزند عزیزتر و این را باید والدین بدانند. به اعتقاد من باید وزارت آموزش و پرورش به وزارت تربیت تبدیل شود و نقش تربیتی به معلم بازگردد. الان معلم در موضوع تربیت فعال باشد یا نه تنبیه یا تشویقی تعیین نشده است برای همین شاهد آسیب های اجتماعی برگرفته از جنگ نرم در مدارس هستیم.
* چرا آن زمان آمار دانش آموزان معتاد را اعلام نکردید؟
به دلیل قداست آموزش و پرورش
* گزارش هایی که به آن دست پیدا کردیم نشان می دهد معلم ها هم بی خیال شده اند و کاری به کار دانش آموز بی انضباط، معتاد یا سیگاری و هتاک یا تنبل ندارند.
به همکارانم حق می دهم. امروز مدیران مدارس مدیران تبسم هستند یعنی فقط لبخند می زنند. دلیل آن هم این است که معلم هیچ اختیاری از خودش ندارد. یک تنبیه بدنی سر از رسانه در می آورد و این جایگاه معلم را از بین خواهد برد. حالا اگر دانش آموز محیط درس را به هم بزند معلم چه اختیاری دارد؟ یعنی اینکه به هیچ عنوان اختیار معلم و مدرسه تدوین نشده است. اگر دانش آموزی چاقو کشید و معلم را تهدید کرد یا کشت برای پیشگیری باید چه کار کرد؟
* مانند ممنوعیت استفاده از تلفن همراه که زور مدرسه نرسید و اگر هم گوشی دانش آموز را بگیرند هیچ حمایتی از معلم و مدرسه نمی شود!
بله همین طور است. اقتدار معلم فراموش شده و واقعا به منشور حقوق معلم و مدرسه نیاز داریم.
* البته این موضوع در موارد دیگر هم رخ می دهد. به عنوان مثال دانش آموز می داند نمره اش را می گیرد و قبول می شود و ابزاری برای تجدید و رفوزه شدن نیست. همین جایگاه دبیر را متزلزل کرده است.
معلم تمام قدرتش نمره و تشخیص علمی میزان سواد دانش آموز است. اگر نمره دست معلم باشد معلم از وزیر بالاتر می شود. همه ما باید دست معلم و مدرسه را بگیریم اما برعکس شده است دست و پای معلم را می بندیم.
* شاید دلیلش این است که مدیران مدارس یا ادارات آموزش و پرورش کمی سیاست زده شده اند؟ البته در درد دل های معلمان هم این نکته بود. سیاست بازی در آموزش و پرورش جزئیات را تحت الشعاع قرار می دهد.
مقام معظم رهبری خطر سیاست زدگی در آموزش و پرورش را گوشزد کرده اند. باید گفت که بعد از روحانیت معلمان مهمترین نقش در پیروزی انقلاب را در مدارس به دوش کشیدند. به اعتقاد من دو تیغه قیچی یکی اقتصادی و دیگری مسائل سیاسی به آموزش و پرورش فشار آورده است. این موضوعات در دولت هشتم هم بود.
* ۶۰ نماینده مجلس لایحه استیضاح وزیر آموزش و پرورش را به دلیل نقاط ضعفی که دارد به هیئت رئیسه ارائه کرده اند شما چه نقاط ضعفی را رصد کرده اید؟
سیاسی شدن آموزش و پرورش، معیشت معلمان و عدم اجرا یا محقق نشدن سند تحول بنیادین نقاط ضعف وزارتخانه است.
* یعنی استیضاح شود خوب است؟
حق مجلس است. مصلحت فرد مهم نیست. مجلس من را استیضاح کرد.
* یعنی زمان وزارت شما سیاسی کاری نبود؟ سفارش به شما نشد؟
من قاطع دفاع می کنم. تحت هیچ گونه فشاری نبودم. هرکه را معرفی می کردند به کمیته انتصابات محول می کردم.
* وزرای بعد شما از شما مشورت خواستند؟
فقط آقای حاجی بابایی یک مورد جلسه گذاشت. همین
* مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش همیشه علت ناکامی ها را مشکلات اقتصادی می دانند زمان شما چه مشکلی بیشتر بود؟
اقتصادی
* پس کلا باید گفت آموزش و پرورش وزیر اقتصادی داشته باشد؟
معاونت اقتصادی لازم دارد. امکانات و تسهیلات خوبی دارد. مثلا بانک توسعه اگر سهامش برای وزارت آموزش و پرورش بود موفق می شد اما سهام را به افراد عادی فروختند. وقتی من بیمه معلم را زدم می دانستم به نفع وزارتخانه است و جیب به جیب است.
* یعنی با امکانات موجود وزارتخانه می توان پولدار شد؟
بله حتما. مثلا ما مدارس و زمین هایی در بهترین نقاط کشور حتی تهران و خیابان ولیعصر داریم که می توان برج ساخت و برای معلمان مسکن سازمانی ساخت. مثلا فقط ۱۰ هزار مترمربع مدرسه در خیابان ولیعصر داریم.
خبرگزاری مهر
در قسمت اول از رابطه تنگاتنگ و مشترك اولياء و مربيان ، در زمينه آموزش و پرورش نوجوانان و جوانان و نقش اولياء دانش آموزان در مشاركت و همراهى با مسولين و مربيان و بهره بردارى از اين ارتباط در زمينه بسط و گسترش امور آموزش و پرورش و عبور از تنگناهاى مالى وادارى ، سخن به ميان آمد ، اما متاسفانه وقتى از همكارى اولياء و مربيان و مشاركت هاى مالى و آموزشى گفته مى شود ، معمولا دريافت شهريه هاى اجبارى و كمك هاى مردمى غير داوطلبانه كه منجر به ايجاد شكاف و فاصله هر چه بيشتر ميان اولياء و مربيان گرديده و شان و منزلت اجتماعى و فرهنگى مديران و معلمين را پايين آورده و آنها را در معذورات مالى و اخلاقى قرار خواهد داد مورد توجه قرار مى گيرد .
آنچه مسلم است ، در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران كه حاصل خون شهدا و مجاهدت هاى مردم و خصوصا قشر فرهيخته فرهنگى مى باشد ، تحصيل را در كليه مقاطع رايگان اعلام و دولت را موظف به ايجاد و فراهم نمودن زمينه تحصيل كليه آحاد جامعه و دريافت هر گونه وجهى بابت تحصيل از ايرانيان را ممنوع اعلام نموده است و باتوجه به اين موضوع هرعمل و يا قانونى كه برخلاف آن صورت گيرد ، خلاف قانون اساسى و مغاير با اهداف اوليه انقلاب اسلامى مى باشد ، البته در قانون اساسى هيچ مخالفتى با مشاركت هاى مردمى ( اختيارى و بدون هرگونه اجبار ) نگرديده كه نياز به برنامه ريزى و ايجاد راه حل هايى براى اين موضوع مى باشد كه در اين مقاله تا حدى به اين موضوع و راه حل هاى آن خواهيم پرداخت .
موضوع آموزش و پرورش رايگان تا حدودى مانند بحث يارانه ها و چگونگى پرداخت آن و اينكه به چه كسانى بايد پرداخت گردد مى باشد زيرا به نظر مى آيد تحصيل رايگان نيز به نوعى پرداخت يارانه تحصيلى به اقشار گوناگون جامعه مى باشد و متاسفانه در بخش تحصيل نيز همين كلاف سردر گم و بى برنامگى موجود بوده كه بزرگترين لطمه آن نيز به قشر محترم و فرهيخته فرهنگى و دانش آموزان بي گناه خورده و موجب بى اعتمادى و دورى اولياء و مردم از مدارس و حضور اجبارى آنان در عرصه علم و فرهنگ خواهد شد .
در حال حاضر آنچه كه از مشاركت هاى مردمى برداشت مى شود در دو مقوله خلاصه مي گردد :
١- خيرين مدرسه ساز كه تعداد آنها بسيار قليل و اهداف برخى از آنها تا حدودى مبهم و ناشناخته است ؛ گرچه عمل آنها بسيار خداپسندانه و قابل تقدير است .
٢- مدارس غير دولتى كه متاسفانه علي رغم هزينه نمودن ، وقت گذارى ، صرف بودجه ، نيروى انسانى درآموزش و پرورش و تعداد قليل اين مدارس به اهداف واقعى خود نرسيده و فقط مو جب متمايز شدن بخش هاى گوناگون جامعه و پايين آمدن سطوح آموزشى و ادارى در مدارس و ايجاد جامعه طبقاتى و خصوصا جدا كردن فرزندان مسولين و ثروتمندان از اقشار متوسط و پايين جامعه و عدم درك كاستي ها و اختلاف بهره ورى هاى آموزشى و فرهنگى جامعه گرديده است .
اما ببينيم مشاركت هاى مردمى ، چگونه بايد باشد كه ما اشتباهات گذشته را در اين زمينه تكرار ننموده و موجب ايجاد فاصله هر چه بيشتر ، ميان اقشار گوناگون جامعه و متوليان آموزش و پرورش نشويم ؛ به عبارتى با مشاركت مردمى برنامه ريزى شده و تام و تمام كه بدون اجبار و اكراه بوده وحاصل آن يك شراكت سودمندانه و استفاده از توانايي ها و امكانات قشر توليد كننده علم ( مديران ادارى ، آموزشى و معلمين ) مى باشد ، در حقيقت موجب ارتقاء مالى ، آموزشى و ادارى آموزش و پرورش و عدم اجبار و اكراه در مشاركت مردم و به عبارتى تبديل يك رابطه (باخت - باخت ) به يك ارتباط (برد - برد ) ميان مردم و متوليان آموزش خواهيم گرديد .
در قسمت سوم به چگونگى مشاركت مردم ( با اختيار و برنامه ريزى شده ) در آموزش و پرورش و توليد علم و نحوه مشاركت نهادهايى مانند شوراهاى شهر و روستا ، بانك هاى خصوصى ودولتى ، شهرداري ها و خيرين و .... پرداخته ، چگونگى ارتقاء سطوح مالى ، ادارى و آموزشى را در آموزش و پرورش ، ارتقاء شان و منزلت فرهنگيان و در نهايت ، تبديل آموزش و پرورش از يك سازمان مصرف كننده و هزينه ساز به يك نهاد توليد كننده ، در آمد ساز و خودكفا خواهيم پرداخت .
ادامه دارد
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مدرسه طبیعت در واقع تلاشی است برای اینکه فرزندان این مملکت بهخصوص بچههای ٥ تا ٩ ساله، بهطور خودانگیخته عاشق مواهب طبیعی و جذب موهبتهای سرزمینشان شوند. تلاش مان این است، همانطور که آنها وقتی کلماتی مثل پدر، مادر، مهربانی و عشق را میشنوند و احساس مثبتی پیدا میکنند، با شنیدن کلماتی چون درخت، زمین، آب، هوا، بلوط و هوبره هم به جای حس بد، حس خوشایندی را تجربه کنند و یادشان باشد که خلق این محیطزیست و این جانوران حکمتی داشته و ما باید تلاش کنیم که همه زیست مندان از موهبت زندگی در خورشان بهرهمند شوند. این سواد محیطزیستی است که کمک میکند مردم یاد بگیرند چطور در عین اینکه نیازهای طبیعیشان را مرتفع میکنند، محيطزیست را هم دوست داشته باشند و از آن حفاظت کنند. ما فکر میکنیم این نقصی بود که نظام آموزشی داشت و توانایی حفاظت از محیط زیست را در کنار همه تواناییها به دانشآموزان و مدیران آینده ارایه نمیکرد. ما فکر میکنیم تجربه طبیعت درقالب مدرسه طبیعت میتواند این تلاش را شروع کند که بچهها نیمروز در طول هفته بتوانند به محیط طبیعی بروند و تحت نظارت مربی خودشان از نزدیک موهبتهای طبیعت را لمس کنند. در این زمینه با سازمان محیطزیست هم هماهنگی کردیم که بچهها بتوانند از محیطهای حفاظتشده حیاتوحش و مناطق طبیعی دیگر دیدن کنند و ضمن آموزشهای مستقیم و غیرمستقیمی که میبینند، لحظات فرحبخشی را در طبیعت تجربه کنند.
ما پیشبینی کردیم که نظام آموزش و پرورش به سمت نظام مدارس جم (مدارس جامع محیط زیست) تغییر جهت دهد. قرار نیست درسهای جدید مثل درس محیطزیست به درسهایشان اضافه شود بلکه قصد داریم ٥٦هزار معلم با کمک سازمان محیطزیست و NGOها آموزش ببینند و هرکدام یک تسهیل گر محیطزیست شوند.
به این معنا که معلمان علوم، ریاضی، تاریخ و... ضمن درس دادن شان به مثالهای محیطزیستی بپردازند و بچهها از این طریق بهطور غیرمستقیم درگیر مباحث و ملاحظات اخلاقی محیطزیستی شوند. هدف مان این است که در پایان دوره متوسطه که بچهها دیپلم میگیرند یاد بگیرند متناسب به اقلیم شان چه روش زیستی را انتخاب کنند که هم طبیعت سرزمینشان را حفظ کنند و از آن لذت ببرند و هم نیازهایشان را تأمین کنند.
بنابراین تصمیم داریم که این دورههای محیطزیستی را هم برای معلمها و هم والدین بچهها برگزار کنیم. همچنین یک پکیج آرمانی داریم که سازههای مدارس جم هم محیطزیستی شوند. یعنی مدارسی که از مواد پلاستیکی استفاده نمیکنند و بدون کاغذ آموزش میبینند و از مبدأ تفکیک زباله را یاد میگیرند. همچنین لازم است برای مدارس شیرآلات هوشمند تهیه شود و فضای سبزی که با کمترین میزان آبیاری دستی بتوانند فضایی محیطزیستی را برایشان بسازند. همچنین بچهها یاد میگیرند از حیوانات و پرندگان کنارشان حفاظت کنند و به آنها آزار نرسانند و این مجموعه کاملی میشود که رفتارشان هم با توجه به سازهای که در آن هستند در راستای حفاظت از محیطزیست است.
ما پیشبینی کردیم که با حضور خیرین مدرسهساز و اسپانسرهایی که وجود دارد و پیشگامی مدارس غیرانتفاعی بهتدریج این مدارس را در کشور گسترش دهیم. الان ٣٠ مدرسه محیطزیستی در تهران و برخی از شهرها فعالیت میکنند و علاوهبر آن موسسات خصوصی هم فعال هستند.
با توجه به اینکه هم آقای فانی و هم خانم ابتکار اراده کردهاند که این اتفاق بیفتد و آقای حدادعادل هم قول دادهاند نهایت تلاششان را برای این ماجرا انجام دهند، دورنمای مثبتی داریم.
امسال در مهرماه، ٦٠ مدرسه جامع محیطزیستی در مقاطع پیشدبستانی و متوسطه اول و دوم و در دخترانه و پسرانه راهاندازی میکنیم و بعد از آسیبشناسی و بررسی عملکرد با بهبود منشور مدارس این ایده را در سطح کشور اعمال میکنیم.
روزنامه شهروند
گروه اخبار / در ماههای اخیر اخبار مختلفی از تجمعها و اعتراضهای صنفی فرهنگیان و معلمان به گوش میرسید. در شرایطی که این اعتراضها از سوی دولت به حق خوانده شده است، شاید حضور رئیسجمهوری در آیین نکوداشت مقام معلم بتواند آبی بر آتش انتقادهای به حق معلمان به شرایط نابه سامان شان باشد
گروه اخبار / معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش گفت: طرح رتبه بندی فرهنگیان با بیش از ۱۳ هزار میلیارد ریال اعتبار از مهر آینده اجرا می شود

اخيراً ديده شده كه معلمين به خاطر رفع حوائج زندگي و گم شدن هويت علمي خود در ارتباط با كمي حقوق و مستمري گلايه چندين ساله خود را در نشستهايي كاملاً فرهنگي در كشور برگزار كردند تا بلكه در اين ره آورد، تبعيض فاحش حقوقي خود را نسبت به هم مدركيهاي ديگر از نظر كار و ساير موارد در چهارچوبي منطقي ابراز دارند. قومي كه در هر روز به طور ميانگين 30 ارباب رجوع به مدت 6 ساعت دارند و در هفته 150 نفر و در هر ماه 600 نفر و در 5 / 8 ماه سال تحصيلي به علاوه امتحانات شهريور حدود 5/5 هزار نفرمراجعه كننده دارند! كه 33 هزار ساعت است و تصحيح هزاران برگه امتحاني نوبت اول و دوم مربوط به دي و خرداد و شهريور را در شبانه روز انجام ميدهند. آنها ميبينند كه از نظر تحصيلات و سال كاري و ارباب رجوع بيشترين زحمت را ميكشند اما مسئولان صدا و سيماي مملكت مان كه خود زاييده و دست پرورده معلمين هستند اشتباهي مرتكب شده و هيچ گزارشي از نشستهاي آنها انعكاس ندادند.
آن رسانه بايد بداند در عصري كه رسانههاي مختلف در كوتاه ترين زمان از صدا و سيما جلوتر هستند و هر خبري را به همه جا اطلاع ميدهند نبايد بگذارد سرش بيكلاه بماند. اما معلمين و بازنشستگان فرهنگي به دنبال چه هستند؟ تبعيض و تفاوت فاحش حقوقي و مدرك نسبت به همترازان خود در وزارتخانههاي توليدي و اقتصادي روح معلمين را ميآزارد.
حق و حقوق لازم به معلمين داده نميشود ، تازه اگر داده شود آن هم در برابر زحمتي كه خود ميكشند. حقالتدريس، نظارت و پول تصحيح اوراق امتحانات نهائي و ساير موارد...كه وزارتخانه مربوطه به علت عدم پرداخت بدهي به موقع هنگامي كه ميخواهد قسمتي از آن بدهي معوقه را بپردازد با ساز و كرنا و دهل از طريق رسانهها زمين و زمان را به هم ميريزد كه بودجه هنگفتي برايشان در نظر گرفته شده است...
معلمين سردرگريبان صورت خود را با سيلي سرخ نگه ميدارند و حتي بازنشستگان فرهنگي كه 30 تا 35 سال در كلاس ها درس دادهاند و حرف زدهاند و نميتوانند ساكت بنشينند بعضي از آنها فرزند تحصيل كرده و بيكار و داراي شرايط از نظر استخدام هستند و از آنها استفاده نميشود و حتي حقوق شان كفايت دهروز را هم نميدهد...
بعضي از آنها كه بعد از بازنشستگي به تحصيل ادامه دادند مدرك جديدشان در حقوق شان تأثير نميگذارد در حالي كه بازنشستگي طبق قانون يك نوع شاغل بودن است. بياييم به اين تبعيضها كه حاصلش اختلاف طبقاتي است خاتمه داده و اشكهاي معلمين و بازنشستگان فرهنگي را جلوي خانوادههايشان پاك كنيم.
محمد قطب نويسنده فقيد مصري در كتاب جاهليت قرن بيستم مينويسد:
ابتدائيترين راه تحقق ژاپن اسلامي رسيدگي به آموزش و پرورش است. بنابراين، ژاپن و ساير كشورهاي موفق، موفقيت خود را مديون آموزش و پرورش و قشر فرهنگي خود ميداند اما، ما در اين زمينه چه كردهايم؟
روزنامه اطلاعات
اعتماد| از مجموعه خبرهايي كه هر از چندگاهي در خصوص استخدام يا انتقال و تغيير وضعيت معلمان از آموزش و پرورش ميرسد روز گذشته نوبت رسيد به اظهارنظر وزير در خصوص انتقال نيروهاي مازاد آموزش و پرورش به ساير دستگاهها.
علياصغر فاني در حاشيه آيين «سپاس معلم» كه صبح يكشنبه در دبيرستان شاهد فجر منطقه ١٥ آموزش و پرورش شهر تهران برگزار شد در خصوص نحوه انتقال نيروهاي مازاد آموزش و پرورش به ساير دستگاهها براساس بخشنامه اخير دولت گفت: «براساس مصوبه شوراي عالي اداري، بهطور كلي هر دستگاهي اگر نيروي مازاد داشته باشد چنانچه اين نيرو مورد نياز ساير دستگاهها بوده و خود شخص هم تمايل داشته باشد، ميتواند به دستگاه ديگر منتقل شود.» اما فاني اشارهاي نكرد كه آيا اجراي اين مصوبه دولت قرار است به عنوان راهكاري براي رهايي از تراكنش نيرو در آموزش و پرورش هم اجرايي شود يا خير. سازمان معلمان از جمله نهادهاي مدني فعال در امور معلمان است كه اجرايي شدن اين طرح را با وجود احتمال مفيد بودنش ممكن نميداند.
علي پورسليمان، مدير سايت سخن معلم در گفتوگو با «اعتماد» در واكنش به حرفهاي وزير، به گفته رييس مركز برنامهريزي و منابع انساني وزارت آموزش و پرورش اشاره ميكند كه گفته بود: «بعيد است آموزش و پرورش بتواند نيرويي را تحت اين عنوان به ساير دستگاهها انتقال دهد، هم اكنون شرايطي براي انتقال نيرو وجود ندارد ولي اگر اين شرايط در آموزش و پرورش به وجود بيايد ميتوانيم نيروهاي مازاد بر نياز را منتقل كنيم.»
پورسليمان در گفتوگو با «اعتماد» احتمال اجرايي شدن اين مصوبه را در آموزش و پرورش بسيار كمرنگ ميداند و ميگويد: «درست است كه در آموزش و پرورش جمعيتي حدود ٥٠ تا ٥٢ هزار نفر نيروي مازاد وجود دارد كه بار سنگيني را بر دوش اين سازمان تحميل ميكنند اما كدام سازمان و دستگاه است كه بتواند اينبار را از روي دوش آموزش و پرورش بردارد. از طرفي با وجود اين نيروها ما در مقاطع ابتدايي حتي با كمبود نيرو مواجه هستيم كه باعث شده برخي بستههاي تشويقي براي معلماني كه داوطلب پيوستن از مقطع متوسطه به ابتدايي هستند هم تعريف شود.»
بستههاي تشويقي كه او از آنها نام ميبرد بسته به هر منطقه و سياستهاي هر قسمتي متفاوت است اما بيشتر شامل نقل و انتقال معلمان ميشود، معلمان متوسطهاي كه بخواهند خود را منتقل كنند گاه در صورت تمايل به حضور در مقطع ابتدايي اين روند را با سهولت بيشتري طي ميكنند. همچنين از آنجايي كه ضريب افزايش فوقالعاده ١٣٠٠ در مقطع دبستان ١٥٠٠ مشخص شده است عامل تشويقي ديگري است تا از ازدحام نيرو در مقطع متوسطه كم شود. اما بحث ديگري كه در خصوص تعديل نيرو وجود دارد اين است كه اينبار از كدام بخش از آموزش و پرورش بايد برداشته شود، پورسليمان معتقد است كه تراكم اصلي آموزش و پرورش مربوط به نيروهاي ستادي اين سازمان است: «٦٥٠ هزار نفر معلم در آموزش و پرورش كار ميكنند و 350 هزار نيروي ستادي يا اجرايي، يعني به ازاي هر دو معلم يك نيروي ستادي هست كه اصلا معادلهاي منطقي نيست.
هر چند اين يك اصل كلي و غلط در سيستم اداري كشور است كه به ازاي هر پنج كارمند يك رييس وجود دارد اما اين امر در آموزش و پرورش اصلا پذيرفته نيست.» او همچنين به زماني اشاره ميكند كه اصليترين اضافه بار به آموزش و پرورش تحميل شد: «در دولت قبل و زمان وزارت آقاي حاجي بابايي ناگهان حجم عظيمي از معلمان وارد بدنه آموزش و پرورش شدند و استخدامهاي بيرويهاي صورت گرفت كه باعث شد موقعيتهاي شغلي در اين مجموعه پيشخور شوند.»
به گفته او گذشته از اقدامات دولت قبل به صورت كلي نگاهي نسبت به آموزش و پرورش ايجاد شده است كه او با عنوان «نگاه مردم و دولت به آموزش و پرورش به عنوان بنگاه كاريابي» نام ميبرد. ورود هر نيروي جديد به اين مجموعه پس از مدتي تبديل به انتظار هر نيرو براي باقي ماندن در سيستم و رسمي شدن استخدام ميانجامد.
مدير سايت سخن معلم معتقد است كه نحوه برخورد اشتباه در اين سازمان در خصوص قول و وعده دادن به اين نيروهاي جديد سبب شده تا «بدنه بيقواره آموزش و پرورش بيقوارهتر شود».
او معتقد است كه به جز اصلاح اساسي سيستم جذب نيرو در آموزش و پرورش بخش قابل توجهي از مشكلات مربوط به اين سازمان حل نشده باقي ميماند؛ سيستمي كه به اعتقاد او بايد از حالت سليقهاي به شكلي نظاممند تغيير شكل دهد.
در چند ماهه اخير معلمان با تجمع و اعتراض توجه بسياري از رسانهها را به خود جذب كردند و از مشكلات بسيارشان گفتند اما با وجود اين اعتراضات پورسليمان معتقد است كه حتي در صورت اجرايي شدن بحث انتقال نيرو از آموزش و پرورش به ساير دستگاهها، هيچ معلمي داوطلبانه تن به اين انتقال نميدهد.
او در پاسخ به اين سوال كه اگر معلمان از وضعيت شغلي خود ناراضي هستند چرا نبايد از چنين مصوبهاي استقبال كنند، ميگويد: «فرهنگيان در پي بهتر شدن وضعيت كار و معيشتشان هستند، معلوم است كه شرايط انتقال به ساير دستگاهها بهتر از وضعيت فعلي آنها نيست.
مطمئن باشيد اگر دستگاهي با شرايط بهتر به دنبال نيرو باشد، نوبت به معلمان نميرسد.»
فاني روز گذشته البته اشارهاي هم به استخدام پنج هزار نيرو در آموزش و پرورش داشت: «با پيگيريهاي وزارت آموزش و پرورش، مجوز استخدام پنج هزار نفر به استناد ماده ٢٨ اساسنامه دانشگاه فرهنگيان از سوي سازمان مديريت و برنامهريزي صادر شده است و اميدواريم حداكثر اواسط خردادماه دستورالعمل آن را صادر كنيم و اميدواريم آزمون در مرداد ماه برگزار شود.» گفتهاي كه با صحبتهاي در خصوص تراكم نيرو در اين سازمان و احتمال انتقال نيروهاي مازاد به ساير دستگاهها در تضاد است.

سرویس مدرسه روزنامه اعتماد به برگزاری همایشی با عنوان رسانه ها و آموزش و پرورش اقدام نمود که در این همایش الیاس حضرتی مدیر مسوول روزنامه اعتماد و مسوولان روابط عمومی آموزش و پرورش و جمعی از فعالان و تشکل های آموزش و پرورش نکاتی را مطرح کردند. نگارنده نیز فرصت مختصری یافت تا به چند نکته مهم اشاره نماید که البته با نقد برخی از حاضران روبرو گردید.
لذا در این مقاله به واکاوی این مساله به طور جامع تر می پردازم.رسانه ها در جوامع امروزی به عنوان چهارمین رکن دموکراسی شناخته شده است و نقش مهمی در مشارکت مردم، توسعه علمی، مشروعیت حکومت، اتحاد ملی و تغییرات اجتماعی ایفا می کند. مطبوعات براساس تغییرات و تحولات اجتماعی به طرح و مشکلات و مسائل اجتماعی چون تورم، جهانی شدن، جامعه ی مدنی، ترافیک، احزاب، اعتیاد، میراث فرهنگی،مالیات، بانک، بررسی، بیمه، پرداخته و برای هر یک از این مسائل به اطلاع رسانی یا ارتقای فرهنگی در این حوزه ها دست می زنند. در واقع مطبوعات دو کارکرد مهم و موثر در عرصه ی افکار عمومی دارند که عبارتند از:
1) نقش اطلاع رسانی: وظیفه اساسی رسانه های همگانی مجهز کردن افراد به آگاهی هایی است که برای زندگی در جهان در حال تغییر نیاز دارند و اطلاعات مورد نیاز افراد با هم متفاوت است. هوشیار ساختن و علاقه مند کردن مردم به مسائل تعلیم و تربیت به حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی منجر می گردد و در نتیجه به مشارکت مردمی منتهی و منجر می شود. رسانه های همگانی می توانند با تهیه و انتشار خبرهای علمی و فرهنگی در حوزه آموزش و پرورش ، افق دید مردمی را گسترش داده و با شکل دادن به افکار عمومی و گسترش اندیشه های جمعی، توسعه اقتصادی را هموارتر کنند.
2) نقش آموزشی: مطبوعات، ظرفیت گسترده ای برای آموزش های عمومی دارند. نقشی که مطبوعات در ایجاد تغییر یا تقویت هنجارها، ارزش ها و نگرش ها ایفاء می کنند، مکمل آموزش های رسمی و مدرسه ای است که حتماً پس از فراغت از تحصیل مخاطبان را شامل می شود که با توجه به میزان نفوذ مطبوعات در جامعه، این رسانه ی مکتوب توانایی تغییر در نظام های ارزشی و هنجارهای فرهنگی مخاطبان خود را دارد و قادر است فرآیند اجتماعی شدن ثانویه را پیش برد و لذا آن را آموزش های موازی یا آموزش های غیررسمی نامیده اند. محرک های مورد استفاده در آموزش رسانه ای به گونه ای نامحسوس و از راه تاثیر گذاری و لانه گزینی در ناهوشیار مخاطب عمل می کند و لذا آثار آن آتی و ثابت است و جزئی از رگه های شخصیت مخاطبان می شود.
البته در این مقوله بایستی به این نکته اذعان داشت که گرچه مطبوعات و رسانه های کشور، تلاش خویش را برای اطلاع رسانی در عرصه ی آموزش و پرورش به کارگرفته یا می گیرند، اما توفیق در خور و شایسته ای حاصل نشده است. به راستی چرا این مهم اتفاق نیفتاد و چگونه می توان بدان دست یافت؟
الف) رسانه ها و مطبوعات بادید حزبی و جناحی و سیاسی به مسائل آموزش و پرورش نگریسته و یا می نگرند ولی آموزش و پرورش مساله ملی است. سیاست زدگی حاکم بر فضای جامعه، مطبوعات را نیز سیاست زده کرده است و به همین علت، متاسفانه نتوانسته است درصد بالایی از فضای اختصاص یافته به مطبوعات را بخود اختصاص دهد و اندک فضای اختصاص یافته در فضای مطبوعات، آلوده به سیاست و غرض ورزی شده و اصل خبر و متن واقعیت، همراه حاشیه ها گشته و در این راستا رسانه های خبری از منظر بدبینی یا خوشبینی به داستان کشدار فرهنگیان پرداخته و درنهایت تحلیل هایی ساده و کمتر ریشه دار ارائه می گردد.
ب) اکثر رسانه ها در عرصه آموزش و پرورش در سطح توصیف و خبر باقی مانده و کمتر به مرحله تحلیل و کنکاش می پردازند. با نگاهی گذرا به بازتاب تعلیم و تربیت در مطبوعات کشورمان در می یابیم که حداکثر ده درصد از مطالب مربوط به آموزش و پرورش در صفحه یک روزنامه ها چاپ می شود.
از مطالب و اخبار پیرامون آموزش و پرورش در صفحه اول اختصاص یافته در رسانه ها رویداد مدار می باشد. و مطبوعات بیشتر به مسائل اقتصادی آموزش و پرورش پرداخته و در کمترین صورت ، دیگر مسائل فرهنگی را مورد توجه قرار می دهند.
ج) روزنامه نگاران و خبرنگاران و فعالان خبری در حوزه آموزش و پرورش را غالباً افرادی جوان و علاقه مند تشکیل داده، که در ابتدای راه خبرسازی و دنیای خبر هستند. لذا لازم است برای تقویت مبحث آموزش و پرورش در مطبوعات مساله آموزش اصحاب رسانه و تربیت خبرنگاران متخصص جدی گرفته شود.
د) رسانه ها در طرح مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ... می توانند از نگاه ، تعلیم و تربیت به موضوعات فوق بپردازند و برای نهادینه شدن مسایل فرهنگی تلاش کنند .
ه) روزمرگی و سطحی نگری بر مطبوعات در پردازش تعلیم و تربیت ، یکی از آسیب های رسانه های ایران است. آموزش و پرورش ، جایگاه شایسته ای در مطبوعات به دست نیاورده اند، بسیاری از مطبوعات این مساله را درک نکرده و مسئولان رابطه مناسبی با اصحاب رسانه برقرار نکرده، و به دغدغه هایشان پاسخ نداده و یا نمی دهند.
ز) آموزش و پرورش مدرن ورسانه ها هر دو محصول جامعه غربی هستند و در واقع وارداتی اند.لذا تلاش در هر دو لازم است تا هم آموزش و پرورش مدرن به جایگاه خویش دست یافته و هم رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی مطرح شوند تا با آسیب شناسی هر دو و تلاش در هر دو زمینه شاهد افق های مثبتی در این خصوص باشیم.
البته بایستی بدانیم که تلاش برای قدرت معلمان و مرجعیت آموزگاران ،تلاش برای ارتقای مطبوعات نیز می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید