گروه اخبار /
اخیرا محمد باقر نوبخت، در قامت رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی گفته است که ۱۰هزار میلیارد تومان در ماه جاری حقوق کارکنان دولت بوده است که با توجه به وجود ۸.۵ میلیون کارمند دستگاههای اجرایی و بازنشستههای این دستگاهها میتوان برآورد کرد که به طور متوسط هر کارمند و بازنشسته دولت ماهانه یک میلیون و ۱۷۰ هزار تومان حقوق دریافت میکند.
دولت در ماه جاری ۱۰ هزار میلیارد تومان به کارکنانش حقوق داده است.با این حال این رقم برای متوسط کارمندان است و احتمالا حقوق مدیران دولتی بیش از این میزان باشد.
۳۰ فروردین ماه امسال نیز نادر پورقاضی، نماینده مجلس در صحن علنی مجلس خطاب به رئیس جمهور عنوان کرده بود: قانون میگوید حقوق مزد حداکثری نباید بیش از هفت برابر حداقل مزد باشد؛ آیا وزرای حضرتعالی هفت برابر حداقل مزد، حقوق میگیرند یا بیش از ۳۰ برابر؟
همچنین احمد بخشایش نماینده مردم اردستان در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از عملکرد زنگنه در وزارت نفت، گفت: وزیر نفت ماهیانه ۱۰۰ میلیون تومان به مدیر شرکت نیکو حقوق می دهد این در حالی است که این فرد ۱۲ ماه سال را در ایران می گذارند و تنها در راستای حفظ منافع زنگنه کار می کند، قبلا این فرد در حراست و نگهبانی مشغول بوده است.
پاراف
بحث پیش دبستانی را اگر به طور خلاصه بخواهیم تحلیل کنیم ، مبحثی است که بایسته ها و پی تشکیلاتی و پیشرفت یک جامعه است .
در اکثر کشورهای پیشرفته با سرمایه گذاری بر روی این قشر ، پایه های پیشرفت و تولید علم آن کشور را تحکیم بخشیده و از ناهنجاری های اجتماع می کاهند .
متاسفانه در کشور ما علاوه بر اینکه نسبت به این امر مهم بی توجهی معاندانه ای شده است بلکه با روحیه مربیان ایثارگر پیش دبستانی بازی و جایگاه اجتماعی این ایثارگران شدیدا تنزل پیدا کرده است .
در ابتدای امر قول استخدام بعد چهار سال تجربه به آنها داده شد ، بعد از چهار سال به هشت سال و سپس ده سال تمام قول استخدام دادند و بعد مصوبه مجلس که اجرایی نشد.
در این میان آموزش و پرورش اقدام به استخدام صدها هزار نیرو اعم از نهضتی ، شرکتی و در نهایت مربیان قرآنی نیروهای خدماتی کرد که هم از نظر سابقه و هم تخصص و نیز شایستگی نیروهای پیش دبستانی در اولویت بودند .
اکثر نیروهای پیش دبستانی ابتدا با انجمن اولیا و مربیان قرار داد بسته و با ماهی۲۰هزارتومان بدون بیمه همکاری کردند و بعد از آن زیر نظر موسسانی که ملزم به بیمه کارفرما کارگری بودند قرار گرفتند .
این مربیان را با پایین ترین بیمه که حتی کمتر از هفت روز در ماه است به کار گرفتند !
این مربیان هم از طرف مدارس و هم موسس تحت شکنجه روحی روانی بودند و علی رغم فعالیت طاقت فرسا یک دهم حقوق یک معلم عادی و آن هم فقط هشت ماه در سال را با منت دریافت می کردند .
متاسفانه این مربیان مورد بی مهری و کم لطفی مسئولان قرار گرفتند که لطمات جبران ناپذیری را بر پیکر جامعه وارد خواهد کرد .
امید است مسولان با برنامه ریری و تدابیر مدبرانه مشکل قشر عظیمی از افراد بی پناه را حل نمایند .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
آذربایجان شرقی / بناب
گروه اخبار /
اسفندیار چهاربند مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران در پاسخ به این پرسش که «وضعیت بیمه طلایی معلمان تهرانی و تمدید این بیمه چگونه است؟»، اظهار داشت: بیمه طلایی فرهنگیان تا آخر شهریور ماه با بیمه آتیهسازان حافظ تمدید شد و از اول مهر ماه بر اساس برنامه جدیدی که در حال برنامهریزی است، انجام میشود.
چهاربند در پاسخ به این پرسش که «آیا فرهنگیان باید بر اساس بستههای بیمهای که آموزش و پرورش تهیه کرده است عمل کنند؟»، خاطرنشان کرد: خیر، از طریق سایت یا سامانهای که در ادارات کل آموزش و پرورش است این موضوع اعلام خواهد شد.
مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران تصریح کرد: فعلاً تا پایان شهریورماه امسال بر اساس همان رویه سال 93 موضوع بیمه طلایی فرهنگیان ادامه پیدا میکند و از اول مهر ماه تغییرات ابلاغ میشود و معلمان میتوانند بستههای بیمه را انتخاب کنند.
فارس
در این مقاله سعی شده است در نگاهی واقع بینانه به تحلیل و بررسی بهره وری در نظام آموزش و پرورش ایران پرداخته شود . البته این مقوله می تواند به صورت یک پژوهش گسترده و دقیق انجام شود .
یکی از تعاریف مشهور بهره وری" نسبت ستاده به داده یا خروجی سیستم به ورودی "است. . ابتدا به بررسی ورودی ها در آموزش و پرورش می پردازیم . نظام آموزش و پرورش در ایران با حدود یک میلیون پرسنل که بیش از هشتاد درصد آن کادر آموزشی است، حدود یک سوم کارمندان دولت را در ایران تشکیل می دهد . تعداد دانش آموزان نیز حدود دوازده و نیم میلیون نفر بوده (بیش از ده درصد در مدارس غیر دولتی و کمتر از نود درصد در مدارس دولتی )که در بیش از نود و دو هزار مدرسه ی دولتی و بیش از شانزده هزار مدرسه ی غیر دولتی مشغول به تحصیل هستند.
بودجه ی وزارت آموزش و پرورش در سال جاری بالغ بر 24 هزار میلیارد تومان است. البته با توجه به شهریه هایی که در مدارس غیر دولتی ،نمونه ، سمپاد ، هیِئت امنایی و... همچنین مبالغی که خیرین مدرسه ساز هرساله وارد نظام آموزش و پرورش می کنند این رقم به بالای 30 هزار میلیارد خواهد رسید که به زبان دیگر بودجه ی سالانه ی آموزش و پرورش ده میلیارد دلار است . هرچند که با وجود این بودجه ی عظیم ،باز هم کمبودهای فراوانی وجود دارد از جمله ،کمی حقوق معلمان و شاغلین و کمبود سرانه ی مدارس که همیشه باعث ناراحتی و اعتراض به حق همکاران بوده است .
حال سوال اینجاست با توجه به ورود سالانه حدود ده میلیارد دلار منابع مالی در سیستم آموزش و پرورش ، آیا خروجی متناسب با این ورودی وجود دارد؟ اکنون باید بررسی شود که دقیقا هدف آموزش و پرورش از آموزش همگانی و صرف هزینه ها ی گزاف چیست ؟ با صرف چنین هزینه هایی چقدر به این اهداف دست پیدا کرده ایم ؟ خروجی سیستم که دانش آموزان هستند چه مقدار از آموزش هایی که به آنان داده شده است را فرا گرفته اند و اصولا چه مقدار از آن آموزش ها لازم بوده است ؟ از لحاظ تربیتی و پرورشی نیز باید بررسی شود که دانش آموزان فارغ التحصیل مدارس چگونه تربیت و پرورش یافته اند ؛ آیا اعتماد به نفس لازم را در مدارس کسب کرده اند که بتوانند بر روی پای خود بایستند و خلاق و کار آفرین باشند ؟ آیا آموزش های طی مدارس در پای بندی آنان به اخلاقیات موثر بوده است ؟ آیا به عنوان یک شهروند جدید با حقوق شهروندی آشنا بوده و آن را رعایت می کنند؟
در اینجا به صورت مختصر به تحلیل و بررسی شرایط موجود نظام آموزشی و راهکارهایی برای بهبود بهره وری می پردازم.
1- مقطع ابتدایی
در کلاس اول معمولا دانش آموزانی حضور پیدا می کنند که سواد خواندن و نوشتن ندارند و هدف گذاری می تواند آموزش خواندن و نوشتن و جمع و تفریق اعداد یک رقمی و .. باشد. در پایان سال به راحتی با ارزشیابی کتبی و شفاهی (خواندن) می توان مقدار رسیدن به هدف را اندازه گیری کرد . البته در این سال تقریبا اکثریت بزرگی از دانش آموزان به اهداف آموزشی مدنظر دست پیدا می کنند. ولی اقلیتی از دانش آموزان نمی توانند مهارت های لازم را کسب کنند ولی با توجه به نظام ارزشیابی توصیفی ، پایه ی اول معمولا برای آنان تکرار نمی شود و بدون آن که حداقل ها را فرا گرفته باشند به پایه ی بالاتر می روند ؛حتی اگر کمتر از ده درصد دانش آموزان چنین باشند در هر پایه این درصد رشد یافته و در پایه های بالاتر این اقلیت کوچک ممکن است به اکثریت تبدیل شود. این دانش آموزان در کلاس های بالاتر بیشر نقش تماشاچی و بعضا مزاحم را سر کلاس دارند چرا که قادر به یادگیری موضوعات جدید نیستند و کلاس برای آن ها دیگر جذابیتی ندارد و باعث افت کیفی کلاس شده وبهره وری و راندمان کار معلم را به شدت پایین خواهند آورد . معلم مجبور می شود سطح تدریس خود را پایین آورده تا بلکه آن ها (دانش آموزان ضعیف) نیز با کلاس همراه شوند .
برای بالا بردن بهره وری در مقطع ابتدایی ،علی الخصوص پایه های اول و دوم که بسیار مهم هستند می باید:
الف- تعداد دانش آموزان در کلاس های اول و دوم کمتر از بیست نفر باشد تا معلم بتواند هر چه بیشتر به وضعیت درسی دانش آموزان رسیدگی کند و با آرامش و مهربانی به آموزش و پرورش این نو گلان بپردازد .
ب- به کار گیری معلمان با تجربه در این کلاس ها
ج – در سال های اول و دوم که سن دانش آموزان هفت و هشت سال است و بعضا دایره ی لغات قابل فهم فارسی آنان کم است و درک مفاهیم قرآنی و دینی برای آنان سخت و دشوار است ، دروس قرآن و هدیه های آسمانی ضروری نیست با اختصاص ساعات آن دروس به خواندن و نوشتن و ریاضی می تواند به عمق بخشیدن آموزش پایه کمک کند.در کلاس های سوم به بعد با توجه به اینکه خواندن و نوشتن فارسی را به خوبی فرا گرفته اند و از لحاظ رشد عقلی نیز ارتقا پیدا کرده اند دروس قرآن و دینی را سریع تر و راحت تر یاد می گیرند.
د- اختصاص یک ساعت در هفته به برنامه های تفریحی در مدارس مثل گردش در طبیعت و پارک برای جذاب شدن مدرسه برای دانش آموزان.
ه – برقراری مردودی در سال اول تا ششم و برگزاری کلاس جبرانی در تابستان و آموزش مجدد دانش آموزان رد شده در خرداد و در صورت مردودی مجدد،تکرار پایه در سال بعد (تکرار پایه با پرداخت شهریه مجاز خواهد بود) در صورت مردودی مجدد بایستی دانش آموز از نظام آموزش روزانه خارج شود .
خارج شدن دانش آموزان ضعیف ازچرخه ی آموزش ،باعث می شود جو کلاس ها یک دست تر شده و کار را برای معلمان و دیگر دانش اموزان آسان تر نماید .
و- اختصاص یک ساعت به در س هنر و کاردستی در سال های سوم به بعد بسیار ضروری است ، چرا که باعث رشد خلاقیت و فن آموزی و بالا رفتن اعتماد به نفس آن ها می شود.
ز- انشا و خاطره نویسی نیز باید در سال های چهارم به بعد حتما جدی گرفته شود.
در پایان سال ششم نیز ارزشیابی دانش آموزان باید به صورت نهایی باشد و با نظارت دقیق انجام شود .
2- دبیرستان دوره ی اول
درس کار و فن آوری در این دوره بسیار مهم بوده و باید آموزش و پرورش به تجهیز کارگاه های مورد نیاز این درس همت بیشتری بگمارد. .آموزش دینی و قرآن نیز باستی در یک ساعت برگزار شود تا فرصت کافی به دروس دیگر اختصاص یابد .درس عربی نیز در دوره ی دبیرستان اول ضروری نیست و ساعت آن به دروس ریاضی و زبان اختصاص یابد. درس تفکر و سبک زندگی نیز بایستی بسیار جدی گرفته شود و نظارت بر اجرای آن انجام گیرد .
برگزاری امتحان در پایه ی نهم به صورت نهایی و با نظارت جدی ضروری است و مردودی نیز بایستی وجود داشته باشد .
3- دبیرستان دوره ی دوم
در این دوره در شرایط فعلی فقط به پذیرش و ثبت نام دانش اموزان در مدارس توجه می شود و مشاوره و هدایت تحصیلی تقریبا وجود ندارد . برای بالا رفتن بهره وری لازم است با اجرای دقیق آزمون های شخصیتی و توانایی و رغبت سنج نسبت به هدایت تحصیلی دقیق دانش آموزان همت گمارد . هدایت تحصیلی اشتباه دانش آموزان در دوره ی دبیرستان در واقع تمام زحمات معلم و مدرسه را به هدر خواهد داد. در سال های اخیر سیاست آموزش و پرورش گسترش کمی هنرستان ها بوده است در حالی که به علایق و توانمندی های دانش آموزان توجهی نشده است و صرفا با توجه به معدل دانش آموزان آنان را در رشته های مختلف ثبت نام کرده اند .
همچنین در بعضی موارد تعداد دانش آموزانی که در رشته ها ی فنی و حرفه ای آموزش داده می شوند با نیاز واقعی آن منطقه به آن تخصص ،هیچ تناسبی ندارد . اخیرا هم با توجه به کم هزینه بودن ،بعضی رشته های هنرستانی مثل حسابداری و رایانه بی ضابطه گسترش بسیار یافته اند .
در حال حاضر بسیاری دانش آموزانی که در دبیرستان ها و هنرستان ها حضور دارند ،پایه ی علمی لازم را برای دریافت آموزش های برنامه ریزی شده ندارند و این باعث پایین آمدن بهره وری و راندمان کار در این مقطع می شود .
متاسفانه در نظام سالی واحدی که در پانزده سال اخیر اجرا گردیده، مردودی در دوم دبیرستان برداشته شد و بعضا دیده شده که دانش آموزانی با معدل هشت و حتی هشت تجدیدی از سال دوم ، در کلاس سوم نشسته اند و با توجه به ارتباط زنجیر وار بسیاری از دروس به یکدیگر ، باعث افت شدید کلاس می شوند . این مشکل باید رفع شود و اخیرا نیز مردودی پایه ی اول برداشته شده که مشکلات را بیشتر کرده است . با بر قراری مجدد مردودی در مقطع دبیرستان، دانش آموزانی که تکرار پایه می کنند باید شهریه بپردازند . همچنین دانش آموزانی که در امتحانات خرداد تجدید می شوند موظف به پرداخت هزینه برای شرکت در امتحانات شهریور باشند . (مثلا 50 هزار تومان) این امر باعث می شود دانش آموز و خانواده اش بیشتر به امر درس خواندن جدیت نشان دهند و نیز مردود ی مجدد آنان باعث خارج شدن آن ها از چرخه ی آموزش شده و این باعث می شود آمار کلاس های دبیرستان کاهش یابد و به تناسب آن بهره وری افزایش یابد .
نظارت و بازرسی بر کیفیت کار مدارس و معلمان نیز در سال های اخیر به شدت کاهش یافته و تقریبا وجود ندارد که این مسئله نیز بایستی تجدید نظر گردد.
به طور خلاصه ، برای بالا بردن بهره وروی در نظام آموزش و پرورش باید تعارف را کنار گذاشت و با اعمال تغییرات پایه ای در نوع و سبک آموزش و همچنین با پرداخت حقوق کافی به معلمان و دقت در گزینش و به کارگیری معلمان زبده و نظارت دقیق بر فر آیند آموزش ، در آموزش و پرورش نسل آینده تحولی در خور به وجود آورد و از این سکون و درجا زدن و پسرفت و هدر رفت منابع مالی و انسانی فاصله گرفت .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
براساس آماری که یونسکو اواخر سال 92 از میزان بیسوادی در جهان منتشر کرد، 250 ميليون كودك از سواد محروم هستند. آماري تكاندهنده كه بيشتر كودكان كشورهاي جهان سوم را شامل ميشود. خرداد ماه در كشور ما، ماه پايان سال تحصيلي مدارس است. سالي كه بسياري آن را تجربه نكردند و عنوان بازمانده از تحصيل را گرفتند. سالهاست كه بحث كودكان بازمانده از تحصيل نقل مجالس آموزشي است و هر نهادي، چه باربط و چه بيربط به اين حوزه، آمارهايي از تعداد بازماندگان از تحصيل منتشر ميكند. ما در اين گزارش هم به سراغ مجلسيها رفتيم و هم وزارتخانهايها، تا به آمار درست و دقيقي از ميزان بازماندگان از تحصيل و كارهايي كه براي بازگشت اين افراد به عرصه علم شده است، برسيم. اما تلاشها براي رسيدن به مسئولان وزارت آموزش و پرورش به جايي نرسيد و تنها گفتوگو با قاسم جعفري، سخنگوي كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ميسر شد. گرچه از كميسيون آموزش هم آبي براي ما جوش نيامد و آماري نگرفتيم!
بازماندگان از تحصيل چه كساني هستند؟
در طول سالهاي گذشته، تعاريف مختلفي از «كودكان بازمانده از تحصيل» عنوان شده است. اما در حالت كلي منظور از كودك بازمانده از تحصيل، آن گروه سنى از جمعيت است كه در سنين مدرسه يعنى بين 6 تا ۱۸سال قرار دارند ولی در ماههاى تحصيلى و در چرخه آموزشى كشور حضور ندارند يعنى در زمان ساعات كار مدارس، خارج از مدارس هستند و به هر دليلى يا اساسا وارد چرخه آموزش نشده اند يا بعد از مدت كوتاهى از آن خارج شده اند. شايد اين كاملترين تعريفي باشد كه بشود از اين قشر ارائه كرد. اما داستان اينجاست كه ما هنوز آمار درستي از اين افراد نداريم. در سرشمارى سال ۸۵ جمعيت مشخص ۹ تا ۱۴ سال و ۱۴ تا ۱۸ سال، به عنوان جمعيت فعال مشخص شده اند كه بخش قابلتوجهى از جمعيت كودكان بازمانده از تحصيل را تشكيل مى دهند. اما از آنجايى كه بخش ديگرى از آنان وارد بازار كار غيررسمى شده اند، در سرشماري سال 1385 افراد شاغل محسوب نشده اند؛ افرادي مانند كودكان خيابانى، متكديان و بسيارى از كودكان ديگر كه اساسا نوع فعاليت شان، شغل محسوب نمى شود. قاسم جعفري، سخنگوي كميسيون آموزش مجلس بازماندگان از تحصيل را اينطور تعريف ميكند: «به كساني بازمانده از تحصيل ميگوييم كه بالاي 6 سال دارند و بايد به مدرسه بروند.
همچنين افرادي كه تا سن 50 سالگي رسيدهاند و تحصيل نكردهاند.» از طرف ديگر بحث سهم جنسيتي هم مطرح ميشود. براساس آماري غير رسمي، تعداد بازماندگان از تحصيل در دختران بيشتر از پسران است. جعفري در توضيح اين اتفاق به «قانون» ميگويد: «ماجرا اين است كه مثلا در يك روستا تعداد دانشآموزان كم است و بچهها براي تحصيل بايد به روستاي همجوار بروند. من خبر دارم كه در خراسان شمالي خيلي از اين دست اتفاقات ميافتد. بعضي از خانوادهها فرهنگشان اين است كه اصلا به دخترشان اجازه نميدهند كه به مدرسه روستاي مجاور برود. دغدغه اين خانوادهها اين است كه نميتوانند اعتماد كنند دخترشان از روستا خارج شود.»
آمارهاي متناقض، سردرگمي زياد
وضعيت آمار در كشور ما مخصوصا بعد از دوران طلايي آمارسازي (!) در دولت نهم و دهم، به طرز عجيبي غيرقابل كنترل شده است. براي تعريفي واحد، آمارهاي مختلفي از نهادهاي مختلف منتشر ميشود كه بيشتر از شفافسازي، به گنگ شدن موضوع كمك ميكنند! به طوري كه از سال 85 تا امروز، از آمار 140 هزار تا 4 و نيم ميليون بازمانده از تحصيل در رسانهها منتشر شده است. براساس سرشماري سال 90 هم ما نزديك به 18 ميليون نفر در رده سني 5 تا 19 سال داريم كه امسال تنها نزديك به 12 ميليون دانشآموز وارد مدرسه شدهاند. فاطمه قربان، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزشوپرورش دولت دهم در سال 91 اعلام كرد: «براساس آخرین آمار و گزارشهای استانی، در بین دانشآموزان 6 تا 10ساله هیچ بازمانده از تحصیلی وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد شناسایی نشده است.»
او همان سال گفته بود تنها پنج هزار نفر بازمانده از تحصیل شناسایی شده كه به همهشان امكانات لازم براي تحصيل داده شده است. در حالی که رئیس مرکز آمار آموزش و پرورش بهمن ماه همان سال گفت، اسامی ۱۴۵هزار لازمالتعلیم بازمانده از تحصیل شناسایی و به معاونت آموزش ابتدایی ارائه شده است. اما جالب اينكه صادق صادقپور، مدیرکل دفتر آموزش دبستانی وزارت آموزش و پرورش اوايل امسال اعلام كرد: «با بازگشت 40 هزار کودک بازمانده از تحصیل به کلاس درس، پوشش تحصیلی در مقطع ابتدایی به 4 / 98 درصد در سال تحصیلی جاری رسید. در سال تحصیلی جدید از نگاه وزارت آموزش و پرورش طبق آماری که مرکز آمار ارائه کرده حدود 6 / 1 درصد از کودکان لازمالتعلیم، همچنان جزو کودکان بازمانده از تحصیل محسوب میشوند.» گفتههاي صادقپور سه سال بعد از صحبتهاي قربان است و اين يعني ما در طول اين سه سال نه تنها پيشرفتي نداشتيم بلكه در برگرداندن كودكان بازمانده از تحصيل بسيار ضعيف عمل كردهايم !
مجلس: بالاي 4 ميليون نفر
حالا بياييد نگاهي بيندازيم به آماري كه مرکز پژوهشهای مجلس منتشر كرده است. مركز پژوهشها بنا بر آمار ۱۳۸۵، آمار دانشآموزان ترک تحصیلی را ۲/۵ میلیون نفر اعلام کرده است. این آمار شامل کودکانی است که در سن تحصیل بعد از حضور در مدارس و در حین تحصیل ترک تحصیل کردهاند. بنا بر همین گزارش در سال ۱۳۸۵ آمار کودکان بازمانده از تحصیل ۳/۲ میلیون نفر بوده است. اين در حالى است كه نهضت سوادآموزى اعلام كرده از سال ۸۵ تا سال 90، بيش از يك ميليون كودك ديگر به اين آمار افزوده شدهاند. جعفري درباره اين تنوع آماري ميگويد: «بحث آمار در كشور هنوز به يك روند درستي نرسيدهاست. مثلا براي يارانهبگيران هنوز آمارهاي مختلفي ارائه ميشود. ما هنوز تعريف مشخصي براي اين افراد نداريم. براي همين آمار مشخصي هم نميتوانيم از تعداد بازماندگان از تحصيل داشته باشيم. پيدا كردن واجبالتعليماني كه خودشان براي تحصيل نميروند، كار بسيار سختي است. به دليل مهاجرتها ما اين مسائل را زياد در كشور داريم. در روستاها خيلي مهاجرت داريم، بعضيها از روستا رفتهاند و كسي نميداند كجا هستند براي همين نميتوان اطلاعاتي از آنها به دست آورد.»
عملكرد آموزش و پرورش چطور بوده؟
«اين مسئله چند وجهي است و همهاش به آموزش و پرورش برنميگردد. وضعيت اقتصادي، فرهنگ عمومي و وضيعت خانوادهها روي بازماندن افراد از تحصيل، تاثير زيادي دارد. دوستان آموزش و پرورش دغدغهشان اين است كه بيسوادي را ريشهكن كنند.
در آموزش و پرورش قانوني وجود دارد كه اصلا دنبال افراد ميگردند تا به آنها درس بدهند. ما اگر ميخواهيم بيسوادي را ريشهكن كنيم بايد داخل اجتماع قبح اين قضيه آنقدر بالا باشد كه فرد نتواند بيسواد باشد. مثلا در بعضي كشورها ميگويند فرد بيسواد بايد گواهياي بياورد كه نشان دهد بيسوادياش باعث ضرر زدن به ديگران نشده باشد.
اينطور فرد ميبيند چون بيسواد است بعضي از تسهيلات اجتماعي را نميتواند بگيرد و سعي ميكند خودش را باسواد كند. اما دركشور ما بعضيها با افتخار ميگويند كه بيسواد هستند.»
براساس آمارهاي نهضت سوادآموزي نزديك به 10 ميليون نفر بيسواد در كشور داريم كه به نوعي همه آنها، بازماندگان از تحصيل هستند. آماري كه هرسال اعلام ميشود و در سال بعد، تغييري نكرده است. اين اتفاق شايد ضعف دستگاههاي آموزشي در كشور را ميرساند. چيزي كه اگر درست نشود، رتبه ايران در باسوادي همچنان در رده 86 خواهد ماند.
روزنامه قانون
دانشآموزی داشتم به نام مجید که گاهی برایم از طریق شبکههای مجازی پیغام میگذاشت. مجید گاهی شعرهای بینظیری میفرستاد و گاهی هم حرفهایی میزد که اگرچه تلخ بودند و دردآور گاهی چنان مرا به خود میآورد که احساس میکردم او معلم است و من شاگرد و باید حواسم را خوب جمع کنم تا خوب یاد بگیرم. پدرش سالها پیش فوت کرده بود و او به همراه خواهرش زندگیشان را با کار شبانهروزی مادرش به سختی میگذراندند. مجید، نوجوان بهشدت باهوشی بود که اگرچه اهل درس خواندن نبود علاقه زیادی به حفظ کردن و خواندن ترانهها داشت. شاید بخشی از تواناییاش در نوشتن جملات زیبا از همین استعداد ذاتی و علاقهاش ناشی میشد. مجید از آن دسته دانشآموزانی بود که وقت شان را در مدرسه با شیطنت و مزاحمت برای معلمان میگذراندند و بعد از تعطیلی کلاس هم آواره کوچه و خیابان بودند؛ از آنهایی که اهل کار هم نیستند و به سرعت در حال تبدیل شدن از یک دانشآموز به یک بزهکار هستند. با وجود فضای دوستانهای که میان من و او ایجاد شده بود، آن قدر شیطنتهایش در کلاس آزاردهنده شده بود که اعتراف میکنم چندینبار مجبور شدم از کلاس اخراجش کنم.
واقعیت این است که کنترل چنین دانشآموزانی در مدارس شلوغ و کلاسهای 40 نفره در چنین روزگاری گاهاً خارج از حوصله و توان عادی یک معلم و مسئولان مدرسه است. معمولا از این دسته دانشآموزان انتظاری برای درس خواندن نمیرود و همه تلاش معلمان در کلاس و مسئولان در مدرسه در برخورد با چنین دانشآموزانی مصروف به کنترل انضباطی در مدت زمان حضور در مدرسه میشود. همه راههای احتمالی هم، از نصیحت و تهدید و تنبیه گرفته تا باز کردن باب دوستی و رفاقت در مورد دانشآموز موردنظر به کار گرفته میشود تا ساعتهای حضورش در مدرسه بدون بروز مشکلی سپری شود.
به عبارت دیگر بحث تعلیم و تربیت دانشآموز در این شرایط جای خود را به کنترل او میدهد و در نهایت اگر وضعیت بهگونهای شود که شرایط برای نگهداری دانشآموز در مدرسه وجود نداشته باشد معمولا اخراج موقت یا تغییر مدرسه آخرین گزینهای است که به کار بسته میشود.
بهتازگی مهدی نویدادهم، دبیرکل شورایعالی آموزش و پرورش در پاسخ به این سوال که آیا مطابق قوانین و آییننامه داخلی مدارس، امکان اخراج دانشآموز از مدرسه وجود دارد، گفته است: «شورای مدرسه میتواند برای اخراج دانشآموزی که به قانونمندیهای مدرسه توجه نکند تصمیمگیری کند که این اقدام هم بر اساس آییننامه اجرایی مدرسه با اطلاع اولیای دانشآموز خواهد بود». معمولا دانشآموزانی که با اخراج از مدرسه مواجه میشوند به لحاظ خانوادگی هم در شرایط نابهنجاری قرار دارند و عمدتا اخراج از مدرسه و عدم حضور در محیط آموزشی بسترساز بزهکاری بیشتر این دسته از نوجوانان میشود. با این همه نمیتوان انتظار داشت که تحت هر شرایطی بر حضور یک دانشآموز مانند مجید در کلاس درس و مدرسه تاکید شود. حضور برخی از دانشآموزان در مدرسه در مواردی خاص منجر به گسترش برخی بزهکاریها همچون اعتیاد در محیط مدرسه میشود.
پس در چنین شرایطی که هم امکان حضور دانشآموز در مدرسه وجود ندارد و هم اخراج وی زمینه را برای بزهکاری هرچه بیشتر وی فراهم میکند ، راهحل چیست؟
به نظر من در وهله اول مشکل را باید در فقدان مراکز مشاورهای حرفهای در سیستم آموزش و پرورش جستوجو کرد. وجود مشاورانی با ساعتهایی محدود در محیط مدرسه که صرفا در بهترین شرایط وظیفه هدایت تحصیلی دانشآموزان را برعهده دارند نمیتواند در مورد دانشآموزانی همچون مجید کارساز باشد.
از طرف دیگر، همکاری آموزش و پرورش با نهادهایی که در زمینه کاهش بزهکاری در نوجوانان فعال هستند، میتواند کمک موثری باشد.
روزنامه آرمان
گروه اخبار /
حجت الاسلام محی الدین بهرام محمدیان در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم در پاسخ به این پرسش که تحلیل نتایج امتحانات نهایی از میانگین پایین نمرات دانشآموزان در شاخههای تحصیلی مختلف خبر میدهد در بررسیهای صورت گرفته تا چه اندازه افت نمرات دانشآموزان به دلیل محتوای کتب درسی است؟ اظهار داشت: هر سال در دفاتر تالیف کتب درسی فنی و حرفهای و متوسطه نظری، نمرات امتحانات نهایی دانشآموزان مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد.
وی افزود: در بررسی نمرات امتحانات نهایی مشخص میشود که نسبت به عناوین کدام دروس و پرسشهای امتحانی مشکل وجود داشته است و پس از بررسیهای لازم در خصوص محتوای کتب درسی تصمیماتی گفته میشود حتی برخی نتایج به دست آمده به ما در کسب نتایج بهتر در آزمون تیمز و پرلز ( آزمون جهانی برای کلاس چهارم دبستان در درس ریاضی و علوم ) کمک میکند.
معاون پژوهشی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه اخیراً مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش نیز موضوع تحلیل نتایج امتحانات نهایی را به صورت جدی پیگیری میکند،عنوان کرد: نتایج اعلام شده با برای رفع مشکلات موجود مورد استفاده قرار میگیرد.
حجت الاسلام محمدیان عنوان کرد: افت تحصیلی دانشآموزان در برخی موارد مربوط به محتوای کتب درسی و روش تدریس معلمان است اما باید توجه داشت که آموزش تک مولفهای نیست و چندین مولفه در این زمینه دخیل هستند یعنی ممکن است محتوای کتاب مناسب و تدریس معلم عالی باشد اما دانشآموز در خانواده دچار مشکلاتی باشد و همین موضوع باعث افت تحصیلی او میشود.
وی گفت: زمان بندی کلاسها نیز در بحث آموزش تاثیرگذار است ، در برخی موارد شاهد هستیم که دو زنگ ریاضی پشت سر هم قرار دارد که این مسئله میزان یادگیری دانشآموز را کاهش میدهد.
معاون پژوهشی وزارت آموزش و پرورش بیان کرد: در بحث بررسی کتب درسی تلاش میکنیم تا واژگان سنگین را حذف کرده و محتوا را به لحاظ سطح فهم دانشآموزان آسان تر کنیم یا اینکه حجم کتب درسی را کاهش دهیم اما اینکه همیشه عنوان میشود، حجم کتب درسی زیاد است، پذیرفتنی نیست.
حجت الاسلام محمدیان گفت: اینکه مطرح میشود حجم کتب درسی زیاد است باید سوال شود که حجم کتب درسی به چه میزان زیاد است. در دفتر تالیف کتب درسی، برنامه درسی را 36 هفتهای در نظر میگیریم اما برخی مدارس آن را 30 هفته اجرا میکنند یا ساعت کلاس را 50 دقیقهای تدوین کردهایم اما مدارس دو کلاس را با یکدیگر ترکیب کرده و به مدت 80 دقیقه برگزار میکنند.
وی افزود: کلاس درس 50 دقیقهای باعث افزایش یادگیری و تنوع در دروس ارائه شده در یک روز تحصیلی میشود.
معاون پژوهشی وزارت آموزش و پرورش خاطرنشان کرد: کتب درسی براساس روش تدریس فعال طراحی شدند یعنی معلم و شاگرد باید در کلاس درس گفتوگو داشته باشند و اگر هر کلاس درس 50 دقیقه باشد و معلم بخواهد با هر دانشآموز سه دقیقه صحبت کند باید تعداد دانش آموزان در کلاس درس حدود 17 نفر باشد و اگر دو دقیقه زمان به هر دانش آموز اختصاص دهد باید تعداد دانشآموزان در کلاس 25 نفر باشد اما زمانی که کلاسهای درس بیشتر از 30 دانشآموز دارد آیا روش تدریس فعال اتفاق میافتد.
انتهای پیام/
گروه اخبار /
گروه اخبار / نماینده مردم خلخال و کوثر در مجلس شورای اسلامی گفت: براساس طرح دو فوریتی که در مجلس در حال بررسی است بدون توجه به نظام رتبهبندی، حقوق فرهنگیان تا ۵۰۰ هزار تومان افزایش مییابد