صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

علی پورسلیمان در رابطه با استیضاح وزیر آموزش و پرورش تاکنون مطالب فراوانی بیان شده است .

اما یادآوری مطالب و نکاتی در این مورد ضروری به نظر می رسد .

فانی تاکنون دو بار کارت زرد دریافت نموده است و این برای بار چندمین بار است که برای استیضاح وی امضاء جمع آوری شده است .

در مورد اخیر ، حدود 70 نماینده استیضاح فانی را امضاء کرده اند .

به نظر می رسد این بار نمایندگان سماجت و پیگیری بیشتری برای اعلام وصول استیضاح توسط هیات رئیس مجلس را دارند هر چند هیات رئیسه مجلس نیز تاکنون از اعلام وصول استیضاح خودداری نموده و مقرر شده است  تا استیضاح کنندگان با تعامل بیشتر برای پیدا کردن راهکاری جهت بهبود شرایط و رفع مشکلات حوزه آموزش و پرورش اقدام کنند .

به نظر می رسد عملکرد فانی و تیم وی به ویژه در حوزه های معیشتی و اقتصادی مورد رضایت  تعداد قابل توجهی از فرهنگیان و معلمان نیست و آن ها انتظار بیشتری از فانی و حلقه اطرافیانش دارند .

نارضایتی روزافزون  معلمان از عملکرد وزارت آموزش و پرورش برخی از نمایندگان مجلس را به این فکر انداخته است که آن ها می توانند از این نمد برای خود کلاهی بدوزند !

مصاحبه ها ، گفت و گو ها و اعلام نظرهای پی در پی برخی از نمایندگان مجلس که دائما از معیشت فرهنگیان صحبت می کنند و خواهان توجه بیش از پیش دولت به وضعیت فرهنگیان می شوند و حتی از طرح ها و لوایح ضربتی برای پایان دادن به مشکلات اقتصاد و معشیت می گویند هر انسان منصف و عاقلی را به تردید وا می دارد .

مثلا در آخرین اظهار نظر ، جلیل جعفری‌بنه خلخال نماینده مردم خلخال و کوثر در مجلس شورای اسلامی در جشنواره خیرین مدرسه‌ساز در اردبیل اظهارداشته است : با توجه به وضعیت نامناسب معیشتی معلمان ما در یک طرح دو فوریتی که به امضای ۱۴۵ نماینده رسیده، تلاش می‌کنیم تا از محل یک درصد ارزش افزوده که به آموزش و پرورش اختصاص پیدا می‌کند، بتوانیم حقوق معلمان را تا ۵۰۰ هزار تومان در گام اول افزایش دهیم .

و یا رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس که حدود 100 نفر از فرهنگیان نماینده در آن عضویت دارند در اسفند ماه 93  برای تحول در آموزش و پرورش و تغییر اساسی در وضعیت فرهنگیان خواهان ارائه لایحه ای از سوی دولت شده بود و اختیارت مجلس را در این مورد کافی ندانسته بود .

کار به جایی رسیده است که منصور حقیقت‌پور ، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار می کند تعداد زیادی از نمایندگان در روزهای اخیر طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش را اعلام کرده‌اند و به نظر می‌رسد در مجلس اجماعی وجود دارد تا فانی برکنار شود.

او حتی با اطمینان گفته است که با توجه به وضعیت معیشتی معلمان و اعتراض‌هایی که در جامعه وجود دارد به نظر می‌رسد استیضاح وزیر رای بیاورد.

این که در ماه های پایانی کار مجلس نهم برخی از نمایندگان چنین فعال شوند جای سوال و تامل دارد و شایسته است که فرهنگیان و معلمان با امعان نظر و هوشیاری بیشتری با این قضایا برخورد کنند و مساله اصلی به فراموشی سپرده نشود .

جالب است که این نمایندگان حتی در دوران وزرای قبلی و با وجود نارضایتی فرهنگیان از عملکرد وزرایی مانند حاجی بابایی از دادن یک تذکر جدی و یا کارت زرد به ایشان امتناع نمودند .

بررسی پیشینه عملکرد این نمایندگان و رفتار شناسی حال آن ها ، این فرضیه را به اثبات می رساند که ریشه های استیضاح سیاسی است و منافع و مصالح جامعه فرهنگیان در آن مستتر نیست به ویژه آن که در استیضاح اخیر، جریان موسوم به " جبهه پایداری " سردمدار استیضاح وزیر آموزش و پرورش شده است و برخی از چهره های شاخص این جریان با لابی های گسترده و انجام برخی حرکات و رفتارها مانع رای آوردن دکتر نجفی به عنوان گزینه مورد وفاق فرهنگیان سراسر کشور شدند .

ممکن است " هیجان تغییر " برای مدتی فرهنگیان و معلمان را در یک حالت سرخوشی مشغول نگاه دارد و آن ها تصور کنند که به بخشی از مطالبات خود رسیده اند اما مساله بسیار فراتر و وسیع تر است .

از آن جا که غالبا هدف ، برنامه و نقشه راهی برای " مدیریت تغییر " در آموزش و پرورش وجود ندارد ، پس از مدتی وضعیت نخست بازتولید شده  و روزمرگی بر روابط موجود سایه می افکند .

در صورت تغییر احتمالی وزیر آموزش و پرورش ، گزینه  آینده وزارت آموزش و پرورش باید مورد اجماع و وفاق مجلس اصول گرا و دولت تحول خواه باشد و بعید به نظر می رسد در چنین شرایطی این اتفاق ایجاد شود .

اما دولت چه می تواند بکند و یا چه کاری باید انجام دهد .

در مرحله نخست باید وضعیت و تکلیف کارگروهی که رئیس جمهور مشخص کرده است روشن شود . ارتباط این کار گروه با معلمان باید عینی تر و راحت تر شود .

اگر امکان حضور نمایندگان تشکل های معلمان در آن فعلا وجود ندارد از مشاور وزیر در امور تشکل ها کمک گرفته شود و به تشکل ها و معلمان گزارش داده شود .

معلمان باید احساس کنند که در برنامه ریزی های مسئولان و سیاست گذاران دیده می شوند تا نیازی به دیده شدن از طرق دیگر که با هزینه های فراوان و غیرقابل پیش بینی همراه است نباشد .

ضمن آن که دولت تدبیر و امید بر خلاف پیشینه  و تجارب سابق باید کاری کند که از نظر معلمان " متفاوت " باشد .

یکی از نهادهای مهم و تاثیرگذار در آموزش و پرورش " شورای عالی آموزش و پرورش " است که متاسفانه از ظرفیت های این شورا تاکنون به خوبی استفاده نگردیده است .

از آن جا که رئیس شورای عالی آموزش و پرورش ، رئیس جمهور است ؛ متاسفانه اخباری که می رسد نشان می دهد که آقای روحانی به عنوان رئیس این شور تاکنون حتی یک بار هم  در این شورا شرکت نکرده است و این انعکاس خوبی در میان افکار عمومی فرهنگیان ندارد .

اگر قرار است که آموزش و پرورش به مساله روز تبدیل شود و معلمان معماران  این محور توسعه پایدار باشند باید از یک جا شروع شود .

خانواده فرهنگی کشور باید احساس کنند که  آموزش و پرورش  فارغ از شعار برای مسئولان دغدغه است و این باید در عمل مشاهده شود .

سخن آخر

قبلا هم این مساله بیان شده است . مهم ترین چیزی که در حال حاضر فرهنگیان و معلمان را رنج می دهد ؛ مساله تبعیض و فرق هایی است که فاقد استدلال منطقی و پشتوانه های مدیریتی است .

نظام جامع ارزیابی عملکرد برای سیستم دولتی بر اساس معیارهای عینی و علمی باید تدوین شود .

در این مدل مشتری محوری و رضایت از عملکرد باید در وهله نخست باشد و هر فردی بر اساس میزان برون داد و عملکرد واقعی خود باید مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد و نه بر اساس جایگاه و یا پستی که اشغال کرده است .
در کنار همه این ها فرهنگیان و معلمان باید تحول را از خود شروع کنند .

آن ها برای دیده شدن در معادلات و برنامه ریزی ها باید خودشان دست به کار شوند .

آن ها باید از ظرفیت ها و پتانسیل های قانونی برای پیگری مطالبات خود استفاده کنند و در یک فرآیند اعتماد سازی  - که گریزی از آن نیست – در فکر تشکیل«  فراکسیون صنفی معلمان » در مجلس باشند تا مجال سوء استفاده برای  برخی که با نام معلم بر صندلی های مجلس تکیه زده اند و کاری نمی کنند از بین برود .

این یادداشت با تغییراتی در روزنامه آرمان امروز ( این جا ) منتشر  گردیده است .

منتشرشده در یادداشت

« گروه سخن معلم »  از مسئولیت پذیری و پاسخگویی مسئولان وزارت آموزش و پرورش تشکر و قدردانی می کند .

تبعیض میان کارمندان دولت یکی از مهم ترین دیدگاه ها در تبیین روان شناختی پرخاشگری، نظریه ناکامی و پرخاشگری است. از منظر این دیدگاه، مواجه با ناکامی سبب فعال شدن سائق پرخاشگری علیه منبع ناکامی می شود که به نوبه خود به بروز رفتار پرخاشگرانه می انجامد.
افراد در مواجه با ناکامی واکنش های مختلفی بروز می دهند. گاه از موقعیت کناره گیری می کنند یا افسرده می شوند، گاهی نیز از خود رفتار پرخاش گرایانه نشان می دهند. معمولا ترس از تنبیه به خاطر پرخاشگری آشکار یا عدم دسترسی به عامل ناکامی، فرد را از پرخاشگری باز می دارد. اما زمانی که ناکامی سبب برانگیختگی حالات عاطفی منفی گردد، به پرخاشگری می انجامد.
رفتار پرخاشگرانه ( قهرآمیز )، گاه از طریق اعمال زور و برخورد فیزیکی و گاه از طریق مجازات صورت می گیرد. استفاده از مجازات به عنوان راهبردی قهر آمیز، با قصد آسیب رساندن به طرف مقابل صورت می گیرد و هدف غایی آن احیای عدالت، دفاع از برتری خود، یا دادن درس عبرت به فرد مورد نظر و بازداشتن او از برخی رفتارهای خاص است.(1)
معمولا احساس ناکامی هنگامی در میان افراد ایجاد می گردد که امکان مقایسه خود با دیگر افراد، اقشار و طبقات جامعه را می یابند. وقتی گروه یا قشری خاص، موقعیت خود را با دیگر گروه های جامعه مقایسه کرده و به رغم تحصیلات، شرایط کاری تقریبا مشابه، تفاوت فاحشی در میزان درآمد و پایگاه اقتصادی و اجتماعی خود با آنها می یابند، طبیعتا دچار احساس ناکامی خواهند شد.
طی چند ماه گذشته، شاهد اعتراضات روز افزون جامعه فرهنگیان، نسبت به وضعیت نامطلوب پایگاه اقتصادی و اجتماعی شان بوده ایم. معلمان به رغم آن که سال هاست با رصد دیگر نهادها و اقشار جامعه، متوجه تفاوت بسیار وضعیت اقتصادی اجتماعی خود و دیگر اقشار جامعه هستند اما به دلایل مختلف، رنج تبعیض و بی عدالتی را تحمل کردند و کمتر لب به اعتراض گشودند.

در ماه های اخیر مشاهده بی توجهی وزیر و مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش، ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس نسبت به رفع مشکلات فرهنگیان و فاصله روزافزون درآمد، کاسه صبر فرهنگیان را لبریز و زمینه اعتراضات را فراهم کرد. اصلاح و بهبود ساختار آموزش وپرورش، بهبود وضعیت مدارس و شرایط آموزش، شایسته سالاری، رفع تبعیض، برقراری عدالت و احیای منزلت اجتماعی، اقتصادی و شغلی معلمان، به عنوان مهم ترین خواسته های فرهنگیان، نشانگر شرایط نامطلوب این قشر زحمت کش جامعه است.
بر اساس دیدگاه محرومیت نسبی و پرخاشگری، اعتراضات معلمان، نتیجه طبیعی شرایط نامطلوب حقوقی و منزلت اجتماعی معلمان است. این واکنش اگرچه هنوز در مرحله آرام است و در قالب تحصن و تجمع سکوت و تهدیدهای لفظی معلمان مبنی بر تحریم امتحانات و تعطیل کلاس های درس صورت گرفته، اما در صورت عدم رفع محرومیت و بی توجهی نسبت به بهبود شرایط مورد نظر معلمان، دیر یا زود به رفتارهای قهرآمیز خواهد انجامید.
بنابراین لازم مسئولان و دولت مردان محترم، راهکارهای کارآمدی در جهت رفع تبعیض، اجرای عدالت و بهبود موقیعت اقتصادی و منزلت اجتماعی جامعه فرهنگیان (شاغل و بازنشسته، رسمی، پیمانی وحق التدریس) ارائه نموده و هر چه زودتر آن را عملیاتی نمایند.
(1) پرخاشگری از دیدگاه روان شناسی اجتماعی، مولف: بارابارا کراهه، مترجم محمد حسین نظری نژاد، تهران: رشد چاپ اول، بهار 1390، ص66-54)


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

سخن معلم دوستان بزرگوارِ سایت سخن معلم ؛
اصول موفقیت به ما می گوید اگر فقط بنشینید و فکر کنید که چرا مجموعه عوامل دست به دست هم نمی دهند تا شما به اهداف تان برسید در واقع خود را در مرحله ی تئوریک متوقف نموده اید و همچنین این اصل را گوشزد می کند که برای رسیدن به موفقیت های بزرگ باید موقعیت های کوچک را از دست ندهید ، لذا انسان باید با خود بیندیشد که چگونه می تواند برای رسیدن به اهدافش اقدامات عملی مناسب انجام دهد، بنابراین می خواهم این جمله ی معروف « بزرگ فکر کن ،کوچک شروع کن، همین الان شروع کن» را بهانه ای برای یک پیشنهاد به طور عام و درخواستی به طور خاص قرار دهم.
و اما پیشنهاد:
این سایت در ادامه ی دفاع از حقوق جامعه ی فرهنگیان در سطح ملی بهتر است به فکر دفاع از حقوق این عزیزان در مواردی که حالت درون سازمانی دارد نیز باشد و این مساله را جز اهداف و برنامه های خود قرار داده و هم به عنوان وظیفه دفاع از همکاران و هم در راستای رسالت رسانه ای پیگیرِ مشکلاتِ عمومیِ باشد که در موارد خاص برای همکاران پیش می آید( نظیر آنچه به عنوان نمونه در ادامه ی مطالب آورده شده است.)
این مساله هم گره ای از کار همکاران باز می کند و هم باعث همگرایی بیشتر معلمان و در نتیجه اعتباری برای دست اندر کاران سایت محترم سخن معلم خواهدشد. ضمن اینکه رفع حوائج مردم و گره گشایی از کار همنوعان در فرهنگ تعالیم دینی بسیار ارزشمند است و ثواب والایی دارد ، چنانچه امام حسن مجتبی«ع» در روایتی می فرمایند: «قضاء حاجة المؤمن أفضل من اعتکافِ شهرٍ»[1]
دوستانِ عزیز ممکن است در طول چند ماه گذشته از طریق اخبار صدا و سیما و رسانه های مختلف در جریان مساله ی همکارانی که با دریافت وام از بانک سرمایه به واسطه گری فروشگاه به اصطلاح فرهنگیان در شهر تهران دچار مشکل شده اند قرار گرفته باشید.
به نظر می آید علاوه بر اینکه کلاه گشادی بر سر این همکاران که غالباً از ناچاری و به جهت شرایط اضطراریِ خود این وام را دریافت کرده اند رفته است؛ مدتی است این عزیزان که با هزار بدبختی اقساط وام مزبور را می پردازند در استعلامات بانکی نیز به عنوان بدهکار بانکی معرفی می شوند که در این زمینه دچار مشکلاتی شده اند.(گزارش هایی از صدا و سیما هم در این زمینه پخش شد.)
لذا استدعا دارم با تهیه گزارشی مفصل از این همکاران که متاسفانه پیگیرهای فردی آنها را کسی جوابگو نیست و نحوه ی اعطای وام،مقدار سود و... از طریق مدیر کل محترم و یا حتی مقام عالی وزارت مساله را پیگری و به اطلاع این همکاران برسانید.
1- کافی، ج 2، ص198

 


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
سه شنبه, 05 خرداد 1394 05:20

نظام آموزش و رقابتی نابرابر

کتایون مصری «آموزش و پرورش مشکلات متعددی دارد که حل آن بدون کمک مردم و صاحب نظران امکان‌پذیر نیست.» این جملات، بخشی از اظهارات اخیر رئیس سازمان مدارس غیردولتی است که نشان می‌دهد گسترده‌ترین وزارتخانه کشور به رغم افزایش 23 درصدی بودجه در سال جاری، هنوز دخل و خرجش نمی‌خواند و با وجود کاهش تعداد جمعیت دانش‌آموزی کشور در سال‌های اخیر، برای به منزل رساندن بارش به یاری بخش خصوصی نیازمند است.

شاید به همین دلیل است که دریافت وجه نقد هنگام ثبت نام یا شرکت در کلاس های اجباری فوق برنامه حتی در مدارس دولتی به امری رایج تبدیل شده و برخلاف سال های قبل اولیا کمتر در برابر این گونه پرداخت ها مقاومت می کنند.

بنا بر چنین مشکلی، وزارت آموزش و پرورش جلب و جذب مشارکت بخش خصوصی و خیرین را در رأس برنامه های خود دارد و می توان پیش بینی کرد سهم مالی دولت در مدارس هر سال کمتر خواهد شد، هرچند مدیران نظام آموزش برای رفع نگرانی خانواده ها تاکید می کنند که هدف از مشارکت، پولی شدن مدارس نیست.

این رویه خواسته یا ناخواسته بر عملکرد مدارس غیردولتی و تعداد دانش آموزان آنان تاثیر می گذارد. شهریه مدارس غیردولتی درسال تحصیلی آینده به طور رسمی تا سقف 17.5 درصد افزایش می یابد.

این مدارس تلاش می کنند تا با تنوع بخشی به برنامه های آموزشی خود، توجیه منطقی برای این شهریه بیابند، این درحالی است که نه تنها مدارس دولتی در سال های اخیر کمر به رقابت با غیردولتی ها بسته و به ارائه خدمات مشابه و دریافت پول مبادرت می کنند که برنامه ها و آموزش های فوق برنامه در برخی مدارس غیردولتی از کیفیت لازم برخوردار نیست و این مراکز با ضعف هایی روبه رو هستند که می تواند راهی برای سوءاستفاده از وجوه پرداختی باشد بنابراین مسئولیت ها و رسالت مدارس در دو بخش خصوصی ودولتی به بازبینی نیاز دارد.

از طرفی مدارس دولتی خواستار ایفای نقش مشابه مدارس خصوصی به ازای اخذ وجه نقد هستند و از سوی دیگر غیردولتی ها با افزایش 17 درصدی (که معمولا از این رقم بیشتر است) قصد دارند به ارائه خدمات منحصر به فرد آموزشی بپردازند، درحالی که این روزها برای بسیاری از خانواده ها ثبت نام فرزندان شان در مدارس بخش خصوصی توجیه اقتصادی ندارد چرا که دولتی ها هم با نقشی مشابه و دریافت وجه، برنامه های همانندی ارائه می دهند.

هرچند مدت هاست وزارت آموزش و پرورش، از سهم 10 درصدی مدارس غیردولتی از جمعیت دانش آموزی سخن می گوید اما شاید یکی از علل کاهش دانش آموز در برخی مقاطع و شهرستان ها، رقابت بلامنازع دولتی ها با بخش خصوصی باشد که منجر به از رده خارج شدن مدارس غیردولتی می شود.

به نظر می رسد، نظارت بر کیفیت فوق برنامه ها، عملکرد مدارس غیردولتی و تعدیل هزینه ها از یک طرف و جلوگیری از رقابت مدارس دولتی به بهانه دریافت پول از طرف دیگر می تواند تکلیف نظام آموزش را در اجرای اصل 44 قانون اساسی روشن کند.

جام جم

منتشرشده در یادداشت

محمد داوری هفته گذشته مطلبی با این تیتر « روابط عمومی های آموزش وپرورش درکما » درصفحه ی مدرسه روزنامه اعتماد کار شده بود که درنوع خود نه تنها کم نظیر بلکه بی نظیر بود ؛ توجه به ابعاد این اقدام هنجار شکنانه یک وظیفه اخلاقی و صنفی و مدنی فعالان عرصه رسانه است ، به همین منظور وظیفه خود دانستم نکاتی را مورد توجه قرار دهم.
1- وقتی تیتر مطلب را خواننده می دید تصور می کرد یک منتقد جدی و مخالف روابط عمومی وزارت آموزش وپرورش قصد دارد به مسئوولان این بخش حمله کند و عملکرد این مجموعه را زیرسوال ببرد اما عکس و روتیتر بلافاصله هر خواننده ای را متعجب می ساخت چرا که علیرضا جدایی مدیر مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش وپرورش در گفت وگویی مفصل به نقد و بررسی عملکرد روابط عمومی ها به طورکلی و روابط عمومی در آموزش و پرورش پرداخته بود ؛ لذا این که یک مقام مسوول آن هم در زمانی که هنوز این مسوولیت را برعهده دارد بر مسند نقد می نشیند و کارشناسانه و منصفانه به نقد عملکرد خود و مجموعه اش می پردازد قابل ستایش است و می تواند الگویی باشد برای بقیه مسوولان که تصور می کنند باید همیشه در جایگاه مدافع قرار داشته باشند درحالی که خود انتقادی از مهم ترین عوامل موفقیت یک مجموعه می باشد.
2-نگاه همه جانبه به این موضوع و اشاره به جایگاه نهاد روابط عمومی به عنوان یک نهاد مدرن و توجه دادن به سیر تاریخی آن و سپس آسیب شناسی نمودن روابط عمومی ها در کشور باب مهمی را گشوده که می تواند آغازی باشد برای قراردادن این نهاد در جایگاه حرفه ای خود تا سازمان ها و نهادهای مختلف از ثمرات یک روابط عموی خوب بهره مند شوند که در این میان آموزش و پرورش به عنوان انسانی ترین دستگاه که هم ورودی و هم خروجی و هم فرآیند فعالیت های آن انسان محور است ،بیش از سایر دستگاه ها به این ضرورت نیازمند است.
3- " خود انتقادی " آن هم توسط یک مقام ارشد دریک مجموعه اعتماد ساز است ؛ به طور قطع این اقدام آقای جدایی اعتماد افکار عمومی به ویژه معلمان را جلب خواهد کرد و سرمایه اجتماعی فرهنگیان را در خدمت آموزش وپرورش قرار خواهد داد البته منوط به استمرار این رویکرد و قدرشناسانه برخورد کردن جامعه معلمان است که امیدوارم هم مسوولان آموزش وپرورش ازاین نگاه حمایت کنند و هم معلمان مشوق باشند.
4- نگرانی از اینکه تحلیل های بدبینانه و نگاه های یک جانبه افرادی را که به نقد درونی می پردازند با مخالفت ها به ویژه در درون دستگاه مواجه سازد همواره مانع نقد از درون شده و اکثر افراد یا سکوت می کنند و یا چاپلوسانه و متظاهرانه به تعریف وتمجید می پردازند ، تعریف ها و تمجید هایی که به هیج وجه به نفع آن دستگاه نیست چراکه مانع دیده شدن ضعف ها می گردد ؛  لذا امیدواریم این نگرانی در آموزش و پرورش وجود نداشته باشد و با حمایت از نقد کنندگان درون سازمان پویایی وتحرک تحولی را به ارمغان بیاورد.

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 04 خرداد 1394 15:24

فرهنگِ سه‌خطی !

آرش خیرآبادی جامعه‌یی که در آن راه‌های طولانی، راه‌های کم‌رفت و آمد و خلوتی شده، جامعه‌یی که در آن هیچ‌کس حوصله‌ی صبر و شکیبایی برای به دست آوردنِ هدفی را ندارد، جامعه‌یی استتوسی ست؛ جامعه‌یی که برای رسیدنِ به هدف، فقط به اندازه‌ی خواندنِ همان سه خطِ بالای استتوس‌ها زمان می‌گذارد: جامعه‌ی مبتلا به « فرهنگِ سه‌خطی »!

ما مردمی شده‌ایم لنگه‌ی پینوکیو، که دوست داریم طلاهای‌مان را بکاریم تا درختِ طلا برداشت کنیم. مردمی که دنبالِ گلد کوییست و پنتاگونو و شرکت‌های هرمی...‌ی مشابه می‌افتند، یک جای کارِشان لنگ می‌زند. آن جای کار هم اسم‌اش « فرهنگِ شکیبایی » است.

فرهنگِ سه‌خطی به ما می‌گوید اگر نوشته‌یی بیش‌تر از سه سطر شد، نخوان!... فرهنگِ سه‌خطی به ما می‌گوید راهِ رسیدن به هدف چون درست است، طولانی است؛ پس یا بی‌خیال‌اش بشو! یا سراغِ میان‌بُر بگرد!
فرهنگِ سه‌خطی است که نزول‌خوری دارد، اختلاس دارد، دزدی دارد، بی‌سوادی دارد، رشوه دارد، تن‌فروشی دارد، حق‌خوری و هزار جور دردِ بی‌درمانِ دیگر دارد. فرهنگِ سه‌خطی است که این همه آدمِ بی‌کار دارد. آدم‌های بی‌کاری که توقع دارند یک ساعت در روز کار کنند، ماهی چند میلیون درآمد داشته باشند!
برای درکِ عمقِ فاجعه‌یی که بر سرِ فرهنگِ ما آمده، نیازی نیست خیلی جای دوری برویم. به همین فیس‌بوک که نگاه کنیم، همه چیز دست‌مان می‌آید. وقتی که کسی می‌نویسد: «اوه!... طولانی بود، نخوندم!» یا «سرسری یه نیگاه انداختم! با کلیّتش موافقم!» یا «چه حوصله‌یی!...» یا «لایک کردم، ولی نخوندم!» و... یعنی یک پُلی در جایی از مسیرِ فرهنگِ ما شکسته است که هیچ رفتنی به هدف نمی‌رسد. آن پُل، همان فرهنگِ شکیبایی ست.

جامعه‌یی که همه چیز را ساندویچی می‌خواهد، در مطالعه؛ سه خط استتوس برای‌اش بس است. 

در دوستی؛ از آشنایی تا تخت‌خواب‌اش نیم ساعت طول می‌کشد.

در ازدواج؛ بین عشق و نفرت‌اش ده ثانیه زمان می‌برد.

در سیاست؛ بینِ زنده‌باد و مُرده‌بادش، نصفِ روز کافی ست.

در کار؛ از فقر تا ثروت‌اش یک اختلاس فاصله دارد.

در تحصیل؛ از سیکل تا دکترای‌اش یک مدرک آب می‌خورد.

در هنر؛ از گم‌نامی تا شهرت‌اش به اندازه‌ی یک فیلم دو دقیقه‌یی در یوتیوب است!

فرهنگِ سه‌خطی به من اجازه می‌دهد چیزی را نخوانده، بپسندم. موضوعی را نفهمیده، تحلیل کنم. راهی را نرفته، پیش‌نهاد بدهم. دارویی را نخورده، تجویز نمایم. نظری را ندانسته، نقد کنم... فرهنگِ سه‌خطی به من اجازه می‌دهد به هر وسیله‌یی برای رسیدن به هدف‌ام متوسل شوم. چون حوصله‌ی راه‌های درست را –که طولانی‌تر هم هست- ندارم.

برای مشاهده فاجعه‌ی فرهنگِ سه‌خطی، نیازی به تحقیق میدانی نیست. کافی ست در فیس‌بوک بچرخی!

خرد

منتشرشده در دیدگاه

گروه اخبار / مدیر کل دفتر آموزش های فنی و حرفه ای وزارت آموزش و پرورش گفت: رشته تحصیلی مدیران 70 درصد هنرستان های کشور غیر مرتبط با هنر و شاخه های فنی است

سخن معلم وزارت آموزش و پرورش : تنها وزارت خانه ای که در آن "زارش" بیشتر از "واو" و "ت" برجسته شده است.
مدرسه : مکانی که خانواده ها فرزندان شان را برای ساعاتی به آنجا می فرستند تا بتوانند خرید خانه را انجام دهند و استراحتی بکنند.
کلاس : چهار دیواری است اجباری که پیش از این اختیاری بود و تعدادی علاقه مند و شیفته در آن به شکل فشرده و فسرده چیز می آموزند.
کپر : مدارس دوره ی مزوزوئیک که هم زمان با دایناسورها وجود داشت و امروز به عنوان مدارس افسانه ای شناخته می شود و وجود خارجی ندارد.
مدیر : انسان عجیب و خارق العاده ای که باید تلاش کند تا می تواند پول آب و برق و گاز مدرسه را ندهد، از مردم خود یاری جمع کند و از معلمان بخواهد درصد قبولی شان را به هرشکلی شده بالا ببرند و اگر هم وقت کرد کمی کار مدیریتی کند و چنانچه بازرسی آمد از توفیقات و چیزهای خوب و گل و بلبل بگوید و خلاصه با نداری مدرسه اش را به هرشکلی شده جمع کند.
معلم : برگزیده خدا بر روی زمین است . همیشه مانند شمع بوده است و خواهد بود، مگر آن که خلافش ثابت شود. او می تواند به همه کس همه چیز را بفهماند الا این که معلمی هم می تواند یک شغل باشد.
حق التدریس: حق التدریس واژه ای عربی است و در اصطلاح به کسی می گویند که حقش تدریس است و به غیر از آن از هیچ حقی حتی استخدام برخودار نیست.
بازنشسته : عوام می گویند کسی است که بعد از اتمام دوره ی استخدام با زن نشسته و یا نشست و برخاست می کند. اما در نوع معلمش باز نشسته از ترکیب (باز + نشسته) تشکیل شده . باز در اینجا به معنای " دوباره " است و بر خلاف نظر عوام اصطلاحی است که زن معلم بازنشسته به وی می گوید و از وی انتظار دارد ننشسته و دوباره به سر کار دیگری برود.
اضافه کار : کار اضافه ای است که معلمان باید بکنند و برخلاف خود معلمی شغل محسوب می شود و چون شغل محسوب می شود شامل حقوق نمی شود مگر اینکه آموزش و پرورش اعتبارات اضافی و پول اضافه ای داشته باشد که آن هم ندارد.
شغل دوم : شغل اول معلمان است که برای سایر کارمندان دولت همان دوم محسوب می شود.
حقوق : پولی است که به شکل هماهنگ و با توجه به قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق، در تاریخی معین و در پایان هر ماه به مستحق داده می شود.
قانون نظام هماهنگ پرداخت : قانونی بود که در آن مقرر شد، حقوق همه ی کارمندانی که سرکارند توسط وزارت اقتصاد و امور و دارایی پرداخت شود. در این قانون، کارمندان مجلس و برخی وزارتخانه ها چون نفت به دلیل این که سرکار نیستند مستثنی شده و درنتیجه حقوق این دسته به شکل ناهماهنگ پرداخت می شود.
سرانه : در لغت نامه چنین آمده"سرانه نوعی از باج که از رعایا و از هر فرد گیرند. آنچه علاوه از باج و خراج از رعیت گیرند". برخی سرانه را "سِرّانه" به "رازگونه"معنی می کنند. البته برخی بر این باورند سرانه هنوز تعریف لغت نامه ای خود را از دست نداده و تنها در تعریف بالا باید به جای واژه ی "رعایا" از "مردم" استفاده کرد.
مدرک تحصیلی : در آموزش و پرورش تعریف خاصی ندارد و چنانچه معلمی آن را ارائه دهد، هم انگیزه ی مادی و هم انگیزه ی معنویش را از دست می دهد. با توجه به بحران آب در کشور به معلمان توصیه می شود به جای ارائه مدرک تحصیلی صرفا از آن ، برای خودرن آب از در کوزه استفاده کنند.
دانشجوی تربیت معلم : دانشجوی بی خبر و نا آگاه از دنیا و آخرتش که ابتدا عاشقانه معلم می شود و در آینده عاقلانه، شغلش دومش را پیدا می کند .


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور