گفتم پسرم چرا دَرسَت را نمیخوانی!؟ گفت درس خواندن به چه درد میخورد؟ گفتم چرا نمیخورد؟ خودِ من از خانوادهای فقیر دانشگاه رفتم و الان هم دبیرم و زندگی متوسطی دارم. اگر چنین نبود باید کارگری میکردم و برای یک لقمه نان، جان میکندم. اما حالا یه آب باریکهای هست و زندگی با کم و زیادهایش میچرخد و از خیلیها بهتر زندگی میکنیم.
گفت مگر تو همکار عمو نبودی؟ گفتم چرا! گفت او ١٠ تا زندگی ما را میخرد! گفتم خُب، اما تحصیل، چیزهای دیگری هم به آدم میدهد. گفت مثلا!؟ گفتم اندیشه را میپروراند و دید را گسترش میدهد، روابط اجتماعی را آسانتر و فراوانتر میکند، انسان را با جهان آشناتر میکند، فرهنگساز است و اگر درست انجام گیرد، میتواند در طول زندگی کارآمد و سودمند باشد و...
اینها تنها بخشی از بهرههاییست که در درس خواندن هست و نصیب همه نمیشود. به خیالم تسلیمش کرده بودم! باز گفت عمو با پولی که دارد میتواند همه اینها را با هم داشته باشد!
برای شناخت جهان باید رفت و دید. او میرود و میبیند و یاد میگیرد. تو هم بنشین کنج خانه و بخوان و بخوان! کی بیشتر میآموزد!؟ پرسیدم فرهنگ چی!؟ آن هم خریدنی است؟ گفت تا آنجا که دیدهام در شرایط کنونی و از نظر فرهنگی، چندان تفاوتی میان تحصیلکرده و تحصیل نکرده وجود ندارد!
برای نمونه خودم دیدم که فلانی با اینکه تحصیل کرده یکی از بهترین دانشگاههای کشور است، زباله بر زمین میریزد و...
گفتم بچههای فامیل همه درس خواندهاند، خجالت نمیکشی، درس نخوانی!؟ گفت برای همین است که الان همه یا بیکارند و یا در رشتهای به جز رشته دانشگاهیشان، با شندرغاز دستمزد زندگی میکنند. پرسیدم درد تو کم پولی است؟ من که تا جایی که توانستهام تأمینات کردهام! گفت من نمیخواهم فشاری به تو وارد کنم. برای همین بیشتر به کار چسبیدهام و نمیخواهم آیندهام مانند دیگران شود.
قول میدهم در ٤، ٥سال آینده هم نگذارم تو کار کنی و زندگیات را هدر دهی! پرسیدم هدر!؟ گفت تو میخواهی در این سن وسال بنشینی و بخوانی و بنویسی، اما مجبوری برای حقوق ناچیزی که درآمد یک روز عموست! بر همه علاقههایت چشم بپوشی. گفتم اینجور هم نیست. همه تحصیل کردهها که زندگی بدی ندارند. مثلا فلانی که دکترای شیمی دارد و تلاش کرده و در رشته خودش سری شده است، دارد حسابی پول درمیآورد. گفت تو هم از میان همه پیامبران، چسبیدی به جرجیس! با یک گل که بهار نمیشود! دیدم هیچ جوره راضی نمیشود. البته پُر بیراه هم نمیگفت. اگر هدف از زندگی پول است، که راههای میانبُر فراوانی برایش هست، پس چرا آدم این همه در راهی که علاقهای به آن ندارد گام بردارد و زندگی را به سختی بگذراند!؟
من در درس خواندن و دانشگاه رفتن بسیار چیزها آموختهام که اکنون از آنها بهره میگیرم. اما نمیدانم چرا از پسِ راضی کردنش بر نمیآیم!؟ اختلاف نسلهاست؟ وضع اقتصادی بد و بیکاری شدید تحصیل کردههاست؟ ناکارآمدی آموزش است و ناتوانی آن در افزودن به دانسته و آگاهیهاست؟ اختلاف طبقاتی شدید در جامعه و نوکیسههایی که به روشهای گوناگون خانهها و خودروهای آن چنانی دارند؟...
هر چه هست راضی کردن نسل امروز برای درس خواندن و آموختن، در چهارچوب آموزشهای رسمی بسیار دشوار شده و پول در زندگیهایشان محوریت یافته است!
راه چاره چیست، نمیدانم!
روزنامه شهروند
تعدادی از مدارس به خصوص دبیرستان ها با دو نیت در تابستان ها کار می کنند؛ یکی رفع اشکال و تقویت بنیه علمی دانش آموزان و یکی کسب درآمد.
هدف اول را مدارس دولتی و غیردولتی هر دو دنبال می کنند، مخصوصا دولتی ها که معمولا تعداد دانش آموزان شان زیاد است و با حجم زیاد کتاب های درسی و زمان محدود آموزشی جور نیست. اما در مدارس غیردولتی باید اذعان داشت که نیت غالب، کسب درآمد است چون چرخ این مدارس به هر حال باید بچرخد و به صرفه نیست که در تابستان تعطیل باشند.
اما در این میان با مدارسی مواجهیم که از فرصت تابستان برای تدریس کتاب های سال آینده استفاده می کنند که البته این رغبت در مدارس دولتی به ندرت و در مدارس غیردولتی به وفور دیده می شود، مخصوصا برای دانش آموزانی که سال آینده باید در کنکور شرکت کنند.
در واقع استدلال این است که با مرور درس های سال آینده، در سال تحصیلی فرصتی برای تمرکز بر تست زنی و مرور نکات کنکوری ایجاد شده که از این رهگذر درآمدی نیز عاید مدارس می شود.
البته برخلاف کلاس های رفع اشکال تابستانی که واکنشی است به فرصت محدود آموزشی و جا نیفتادن برخی نکات درسی در طول سال (و می تواند فوایدی برای دانش آموزان داشته باشد)، تدریس زودهنگام کتاب های سال آینده یک چالش محسوب می شود.
علت این که دانش آموزی که مطالب درسی را زودتر آموخته یا با آنها آشنا شده در طول سال رغبتی برای آموزش و اشتیاقی برای یادگیری ندارد، مشکلی است که در دانش آموزان کلاس اولی که در دوره پیش دبستانی الفبا و اصل ریاضی را آموخته اند نیز دیده شده است.
اما مشکل اصلی وقتی بروز پیدا می کند که معلم تابستانی دانش آموزان با معلم آنها در طول سال تحصیلی متفاوت باشد و تفاوت در روش های تدریس، دانش آموزان را دچار سردرگمی کند.
جام جم
گروه اخبار /
در این اجلاس که روسا و مدیران آموزش و پرورش سراسر کشور گرد هم آمده بودند بازار روبوسی و دیدار گرم بود و مسوولان که بعضا شاید از اجلاس سال گذشته تاکنون همدیگر را ندیده بودند در گروه های دو یا چند نفره با هم خوش و بش می کردند.
سالن مرکز همایش های بین المللی برج میلاد مملو از جمعیت بود و گویا تمامی کسانی که به این اجلاس دعوت شده بودند حضور داشتند.
در ابتدای مراسم افتتاحیه یک گروه سرود دانش آموزی از خراسان رضوی با لباس های محلی به اجرای برنامه پرداختند که با تشویق حاضران همراه بود.
براساس برنامه ریزی انجام شده قرار بود بنابر رسم سال های گذشته رییس جمهوری سخنران اصلی مراسم افتتاحیه باشد که به دلیل حضور نیافتن دکتر روحانی به قرائت پیامی از وی قناعت شد و محمدباقر نوبخت معاون رییس جمهوری و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی به سخنرانی پرداخت.
پس از پایان مراسم افتتاحیه و زمان تنفس، هنگامی که حاضران در جلسه دوم دیر حضور پیدا کردند، حجت الاسلام ناصری زنجانی معاون حقوقی و امور مجلس وزیر آموزش و پرورش از این بی توجهی گله کرد و گفت: در مدت سه روز برگزاری اجلاس نظارت بیشتری بر ورود و خروج افراد صورت می گیرد و کسانی که به موقع در جلسات حاضر شوند جایزه گرفته و افرادی که به هر دلیل دیر بیایند اسامی آنها قرائت می شود.
در ادامه جلسه و بعد از سخنرانی علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش، ناگهان جلسه از رسمیت خارج شد و مدیران و روسای آموزش و پرورش بنا به درخواست مجری کت های خود را در آورده و اقدام به نرمش و ورزش کردند که با این کار مدتی فضای جلسه تغییر کرد.
در حاشیه این اجلاس، ادارات کل آموزش و پرورش استان های مختلف کشور نیز با تشکیل غرفه سعی کرده بودند تا فعالیت ها و آداب و رسوم استان خود را به بازدیدکنندگان معرفی کرده و با توزیع شیرینی ها و تنقلات محلی از حاضران پذیرایی می کردند.
سی ودومین اجلاس روسای آموزش و پرورش کشور تا 13 مردادماه با برگزاری کارگروه های تخصصی ادامه دارد. ( ایرنا )




دولت محترم مدت هاست كه درصدد حذف يارانه انرژى اقشار پردر آمد و حتى متوسط جامعه بوده و در اين امر ، علي رغم مصوبه مجلس موفقيت آن چنانى كسب ننموده و فعلا در حال در جازدن است ، البته منطق و استدلال درستى نيز براى حذف اين اقشار نداشته و اطلاعات كافى نيز براى حذف اجبارى اين افراد كه تبعات اجتماعى و سياسى نيز خواهد داشت ندارد ، فلذا در اين امر موفقيت چندانى هم كسب ننموده و احتمال كسب موفقيت نيز بسيار كم است ؛علت اساسى آن نيز ناكارآمدى برخى ازمسئولين و عدم هوش و درايت كافى براى پيدا كردن راه حل هاى اصولى در اين زمينه مى باشد .
مهارت هاي زندگي توسط سازمان جهانی بهداشت، اين گونه تعریف شده است:
"توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی روزمره کنار بیاید."(WHO،1994).
شاخص هاي ده گانه ي مهارت هاي زندگي كه توسط سازمان بهداشت جهاني تقسيم بندي شده است عبارتند از:
1- مهارت های خودآگاهی
2 – مهارت همدلی
3 – مهارت روابط بین فردی
4– مهارت ارتباط موثر
5 – مهارت مقابله با استرس
6 – مهارت مدیریت بر هیجان
7 – مهارت حل مسئله
8 – مهارت تصمیم گیری
9 – مهارت تفکر خلاق
10 – مهارت تفکر نقادانه
هدف ما در اين ياداشت اين است كه به وضعيت آموزش مهارت خودآگاهي در مدارس بپردازيم. خود آگاهي يكي از مهارت هاي مورد نياز در زندگي براي هر شهروند است. وقتي صحبت از مهارت مي شود منظور چگونگي انجام يك كار است. يك مهارت با آموزش ياد داده مي شود و با تمرين و تكرار دروني مي گردد. به عنوان مثال رانندگي يك مهارت است، فردي كه مي خواهد راننده شود بايد ابتدا اصول اوليه اين مهارت را بياموزد و به صورتي عملي تمرين نمايد تا بر آن تسلط يابد. هر شخص براي زندگي كردن در جامعه نيز نياز به يادگيري مهارت هاي اساسي زندگي در آن جامعه دارد. تا شخص مهارت هاي زندگي كردن در جامعه اي را نياموزد، نمي تواند به نيازها و خواسته هايش پاسخ دهد و همچنين در ارتباط با ديگران دچار مشكل خواهد شد. از اين رو در ابتدا وظيفه ي خانواده و سپس مدرسه است كه مهارت هاي زندگي را به فرد آموزش دهند تا در ادامه ي زندگي با چالش روبرو نشود.
جامعه ي امروز با جامعه ي گذشته متفاوت است و از اين رو مهارت هايي كه براي زندگي در اين جامعه نياز است با جوامع 100 سال پيش و يا قبل تر به كلي متفاوت است. خانواده ها و مدارس نبايد مهارت هايي كه براي زندگي در جوامع سنتي گذشته مورد نياز بوده را امروزه به كودكان و نوجوانان آموزش دهند، چرا كه كاربردي براي آنها نخواهد داشت. بهترين و كاربردي ترين مهارت هايي كه امروزه مي توان به كودكان آموزش داد ، مهارت هاي ده گانه ي توصيه شده توسط سازمان بهداشت جهاني است كه جنبه كاربردي تري براي جوامع امروزي از جمله جامعه ي ما دارد.
يكي از مهارت های ده گانه زندگي ،خودآگاهي است. خودآگاهي اين گونه تعريف شده است:" فرد بتواند نقاط ضعف و قوت ، خواسته ها، نيازها، تمايلات خود را بشناسد و تصوير واقع بينانه اي از خود داشته باشد ، همچنين حقوق فردي، اجتماعي و مسئوليت هاي خود را بداند" اين مهارت موجب می شود که فرد بتواند به سئوال مهم « من کیستم ؟ » جواب دهد.
سوال اين است ؛ آيا خانواده و مدرسه تونسته اند مهارت خودآگاهي را به كودكان و نوجوانان به درستي آموزش دهند ؟ آيا اكثريت كودكان و نوجوانان امروز جامعه ما از مهارت خودآگاهي برخوردار هستند؟
به نظر مي رسد كه خير.
خانواده به عنوان اولين نهاد و گروهي كه فرد به عضويت آن در مي آيد و وظيفه ی آن ،اجتماعي كردن فرزندان است كه متاسفانه نتوانسته امروزه به درستي مهارت هاي زندگي، از جمله مهارت خودآگاهي را به فرزندان آموزش دهد. در همان روز هاي اول مي توان فهميد ، اكثريت كودكاني كه وارد مدرسه مي شوند از خواسته ها و نيازهاي واقعي شان شناختي ندارند، نمي توانند نقاط قوت و ضعف خود را تشخيص دهند و نسبت به حقوق و وظايف فردي و اجتماعي شان در محيط بيرون از خانه هيچ گونه شناختي ندارند.
متاسفانه دانش آموزان خود را در محيط مدرسه و بيرون از خانه مسئول نمي دانند و به گونه اي در محيط مدسه رفتار مي كنند كه انگار همه بايد در خدمت شان باشند، از مدير ، معلم و ديگران ! در صورتي كه در بسياري از كشورها دانش آموزان خود را در قبال مدرسه و محيط زندگي مسئول مي دانند.
كودكان بعد از ورود به مدرسه در طول چند سالي كه در محيط مدرسه زندگي مي كنند و آموزش مي بينند باز هم به مهارت خودآگاهي دست پيدا نمي كنند. براي اينكه بفهميم يك سياست ، روش و عملكرد خوب است يا بد، مي توان به پيامدهاي آن نگاه كرد.
اگر پيامد يك برنامه و روش خوب باشد مي توان گفت آن برنامه، برنامه اي مفيد است ولي اگر پيامد و نتيجه عملي بد باشد، مي توان گفت كه آن كار ، كاري خوب نيست و اشتباه است. بر اين اساس مي توان از وضعيت پيامدها و نتايج آموزش مهارت هاي زندگي (از جمله مهارت خودآگاهي در دوره هاي مختلف آموزشي) نتيجه گرفت كه مدارس در اين زمينه همانند خانواده ها بسيار ضعيف عمل كرده اند.
دليل آن، وضعيت مهارت هاي زندگي و به خصوص مهارت خودآگاهي در فارغ التحصيلان دبيرستاني است. اگر وضعيت مهارت خودآگاهي در ميان دانش آموزان دبيرستاني و فارغ التحصيلان ديپلمه را بسنجيم با وضعيت بسيار ناگواري روبرو هستيم. امروز يك جوان ديپلمه آيا براي زندگي در جامعه ي امروزي به خودآگاهي مورد نيازش رسيده است؟ آيا به نقاط قوت و ضعفش آگاهي دارد؟ آيا نيازها و خواسته هاي معقول و چگونگي رسيدن به آنها را فراگرفته است؟ آيا تصوير واقع بينانه اي از خود و زندگي اش دارد؟ آيا حقوق فردي و اجتماعي خود را مي داند؟ آيا مسئوليت پذير است و مسئوليت هاي خودش را مي شناسد؟ آيا مي تواند به سوال من كيستم به درستي پاسخ دهد؟ آيا يك جوان ديپلمه 18 ساله مي تواند به تنهايي وارد جامعه شده كار كند و زندگي خودش را اداره نمايد؟
پاسخ به اين سوالات در اكثر موارد منفي است. تجربه ي زيسته ي بيشتر ما اين ادعا را تاييد مي كند. كودكان، نوجوانان و جوانان ما توسط خانواده ها و مدارس به قدر كافي آموزش نديده اند يا اشتباهي آموزش ديده اند.
از اين رو به نظر مي رسد خانواده ها و مدارس بهتر است روش هاي خود را تغيير دهند.
بايستي تمركز بيشتر بر آموزش مهارت هاي زيستن براي زندگي در جامعه ي امروزي باشد تا آموزش موارد و مهات هايي كه براي افراد مفيد نيست و به درد زندگي در جامعه ي امروزي نمي خورد.
« گروه سخن معلم » از سخنان مهم رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در مورد دو مساله مهم یعنی " مساله تبعیض " و " تلاش برای تغییر نوع نگاه به آموزش و پرورش " تشکر نموده و امیدوار است که در آینده نزدیک جامه ی عمل بپوشند .
گروه اخبار /
گاهی از این ور پشتبام میافتیم و گاهی از آن ورش. گاهی برای تعطیل کردن زودهنگام مدارس سر از پا نمیشناسیم و گاهی برای بازگشایی زودتر از موعدش. نزدیکیهای خرداد تقریبا همه میخواهند پرونده سال تحصیلی را زودتر ببندند و به تعطیلات بروند، در تعطیلات تابستان هم عدهای تاب نمیآورند و پرونده سال تحصیلی نرسیده را باز میکنند؛ این حکایت افراط و تفریط است، یک جور چند دستگی در اداره مدارس و مدلی از چندپارگی در سیستم آموزشی ما.
ماه رمضان که تمام شد کم کم کرکره برخی مدارس بالا رفت. پیگیر که شدیم به غیردولتی ها و بعضی از مدارس خاص رسیدیم.
توجیه اینها استفاده از روزهای تابستان است و بازگرداندن دانش آموزان به مدرسه، بعد هم نشاندنشان در کلاس های مختلف، از جمله کلاس های درس. بعضی از خانواده ها از این وضع راضی اند، برخی اما نه، بعضی هم به برنامه مدرسه گردن نهاده اند بی این که موضع مشخصی داشته باشند.
برخی اما به این که مدرسه فرزندشان چند ماه زودتر بازگشایی شده و کلاس درس برپا کرده مباهات می کنند، به این امید که مدرسه ای با کیفیت را انتخاب کرده اند که بعد از تحمل کمی سختی، شیرینی موفقیت به کام فرزندشان خواهد ریخت .
دانش آموزان روایت می کنند
هر روز صبح ساعت 7:30 تا 14:30 بعدازظهر، یکی از دانش آموزان مدرسه ای خاص در تهران به مدرسه می رود تا در کلاس های فوق برنامه ای که مدرسه تدارک دیده شرکت کند. او از این تحصیل تابستانی ناراضی نیست، ولی نگران تکرار تجربه تابستان گذشته است که نکاتی در کلاس ها تدریس شد که قرار بود برای سال تحصیلی آینده به کار دانش آموزان بیاید، اما نیامد؛ او می گوید تابستان پارسال وقت مان تلف شد .
مدرسه این دانش آموز یکی از ده ها مدرسه ای است که دانش آموزان را تابستان ها به اجبار به مدرسه می آورند تا از یک سو، درس های سال گذشته را تکرار کنند و از سوی دیگر مروری بر درس های سال آینده داشته باشند تا از مهر تا خرداد، چیزی را بخوانند که فشرده اش را در تابستان خوانده اند .
دختری 11 ساله که دانش آموز یکی از مدارس غیردولتی تهران است نیز گرفتار همین سیکل شده، حتی زمانی که نوآموز دوره پیش دبستانی بوده است. او حالا هفته ای سه روز به مدرسه می رود و در حالی که مادرش می گوید رغبتی به درس خواندن در تابستان ندارد، اما به اجبار در کلاس ها حاضر می شود و ریاضی و علوم می خواند تا خواسته مدیر مدرسه برای یکدست شدن دانش شاگردان برای سال آینده برآورده شود .
این روایت ها حاکی از تحصیل اجباری تابستانه است که اگرچه بخش زیادی از خانواده ها به گمان تقویت بنیه علمی فرزندان شان به آن روی خوش نشان می دهند، اما خواسته قلبی همه دانش آموزان نیست. حتی پیگیری های ما نشان داد که به این وادی چاشنی ای از تخلف نیز زده شده که اصلش را زیر سوال می برد.
تخلف است
پاسخ کاملا صریح و شفاف بود، وقتی اتفاقات این روزهای برخی مدارس را در گفت وگو با سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران بازگو کردیم. مسعود ثقفی نامش را گذاشت تخلف اگر مدارس به اجبار، دانش آموزان را در کلاس های تابستانی ثبت نام کنند یا این که پا را فراتر بگذارند و درس های سال تحصیلی آینده را به آنها تدریس کنند، یعنی دو کاری که مدارس مورد نظر ما انجامش می دهند .
ثقفی می گوید مدارس آزادند برنامه های فوق برنامه آموزشی یا پرورشی برای تابستان داشته باشند، ولی به شرط دادن حق انتخاب به خانواده ها و به این شرط که برنامه های مصوب درسی را زودتر از موعد تدریس نکنند.
به گفته ثقفی، بخشنامه ای که این موضوع را برای مدیران شفاف سازی کرده نیز چندی پیش به مدارس ابلاغ شده، ولی شواهد نشان می دهد میل برخی خانواده ها برای تحصیل فرزندان شان در شرایطی خاص سیری ناپذیر است و برخی مدارس نیز به این خواسته پاسخ مثبت می دهند و تابستان مدرسه را طبق میل خویش می گردانند.
برقراری مدارس در تابستان به شرط ایجاد انگیزه
یک بار دیگر واژه تخلف شنیده شد وقتی ما با مجتبی زینی وند، مدیرکل مدارس غیردولتی آموزش و پرورش تماس گرفتیم. او نیز پرداختن به درس های سال آینده در تابستان را کاری خلاف دانست و فقط دایر کردن دوره های فوق برنامه آن هم به شرط اختیاری بودن و نیز تکرار دروس سال گذشته با هدف تقویت بنیه علمی دانش آموزان را (آن هم به شرط اختیاری بودن) مجاز اعلام کرد. او علت این سیاست گذاری را ایجاد انگیزه در دانش آموزان می داند تا اگر در درسی ضعف دارند و می توانند از فرصت تابستان برای تقویت خود استفاده کنند، انگیزه بگیرند و با شور و اشتیاق به مدرسه بیایند نه این که گرفتار اکراه شوند.
البته زینی وند می خواهد خیال مردم از بابت برخورد با متخلفان راحت باشد، حتی در گفت وگو با ما تاکید می کند که تاکنون هیچ موردی از تخلفات این چنینی به سازمان مدارس غیردولتی نرسیده، اما ما که پیگیر این سوژه بودیم مدارسی با این جنس تخلفات را یافتیم. این نشان می دهد که همیشه احتمال فرار از زیر ذره بین نظارت ها وجود دارد .
برنامه متراکم درسی، ملاک برتری مدرسه نیست
سرنخ باز شدن مدارس در تابستان و برقرار شدن کلاس های درس در آنها را که بگیریم و پیش برویم، ریشه اش را جایی به جز خانواده ها نخواهیم یافت. بیشتر خانواده ها، مدرسه بی تعطیلی، برنامه های متراکم درسی، ساعت های طولانی آموزش و رگبار کلاس های فوق برنامه را ملاکی بر کیفیت بالای آموزش در مدارس می دانند که علت استقبال از کلاس های تابستانه نیز همین است . اما تقریبا هیچ کارشناسی یک برنامه شلوغ درسی را ضامن موفقیت نمی داند که حتی مسعود ثقفی، سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران نیز این هجوم اطلاعات را منجر به سوءهاضمه آموزشی می داند که در شباهتی عجیب با سوءهاضمه گوارشی، مطالب آموزشی را پس می زند و از ازدیادش تهوع می گیرد .
پس درس خواندن در تابستان و تلاش برای پیشتر از موعد آموختن کتاب های درسی سال آینده کاری کم فایده و حتی بی ثمر است. برنامه های فوق برنامه مدارس نیز مشمول این قاعده می شود؛ چون سال ها رسم شده برخی خانواده ها فوق برنامه بیشتر را مساوی با کیفی بودن مدرسه می دانند و برای چنین مدارسی و این چنین کلاس هایی هزینه های سنگینی نیز می پردازند .
اما آنچه مصوب آموزش و پرورش است، این است: در دوره ابتدایی در کنار 25 ساعت تدریس هفتگی، هشت ساعت فوق برنامه، در دوره متوسطه دوم، 30 ساعت تدریس دروس مصوب و کمتر از 12 ساعت فوق برنامه و برای متوسطه دوم 12 تا 16 ساعت فوق برنامه در کنار 36 ساعت تدریس.
طبق این زمان بندی استاندارد آموزشی، مدارسی که گاه تا غروب آفتاب یا ساعت های عصر، دانش آموزان را به اسم فوق برنامه در مدارس نگه می دارند، کاری غیراستاندارد انجام می دهند، درست مثل مدارسی که موضوع این گزارش شده اند و با هدف جلو انداختن دانش آموزان خود از بقیه هم سن و سال ها، کتاب های درسی سال آینده را در کلاس های اجباری تدریس می کنند .
ویژگی های یک مدرسه خوب
امیر زنده نام - مشاور تحصیلی
مدرسه خوب، مدرسه ای نیست که ساعات بیشتری از شبانه روزِ دانش آموزان را بگیرد و با برنامه های فشرده ذهن بچه ها را خسته کند. یک مدرسه خوب که به کیفیت آموزشی فکر می کند قبل از هر چیز یک برنامه و استراتژی مشخص دارد؛ یعنی مدرسه ای که قصد اثربخشی دارد و می داند باید به کدام سمت برود و با چه روشی به هدفش برسد .
یک مدرسه خوب باید بتواند دانش آموزانش را پیروز کند که این پیروزی لزوما به معنی رساندن معدل همه دانش آموزان به عدد 20 نیست، بلکه ایجاد بستری است تا دانش آموزان با استعدادها و توانایی های متفاوت به آدم های موفقی تبدیل شوند.
در یک مدرسه خوب برای دانش آموزان ضعیف فرصت تلاش بیشتر و آموختن عمیق تر فراهم می شود و برای دانش آموزان قوی نیز مجالی برای تلاش ویژه تر. در چنین مدرسه ای مدیریت زمان بسیار مورد توجه است و چون هدفی مشخص در آن وجود دارد وقت دانش آموزان تلف نمی شود.
در یک مدرسه خوب و باکیفیت، فرآیند آموزشی و نقاط قوت و شکست دانش آموزان به صورت مستمر و دقیق ارزیابی می شود؛ چون این نیز یکی از لازمه های رسیدن به اهداف است.
در یک مدرسه خوب که برای موفقیت تلاش می کند، استرس وجود ندارد و اولیای مدرسه تولیدکننده فشار عصبی نیستند، در حالی که در بیشتر مدارس ما، نحوه برخورد معلمان در کلاس، تهدید دانش آموزان با نمره یا ترساندن آنها با اخراج اگر نمره مورد نظر مدرسه را کسب نکنند، دیده می شود که به شدت استرس زاست و اما ویژگی مهم یک مدرسه خوب این که فقط بر امور آموزشی متمرکز نمی شود و به پرورش نیز به اندازه آموزش بها می دهد؛ از جمله سلامت جسم دانش آموزان و پرورش قوه خلاقیت و حل مساله در آنها.
جام جم
گروه اخبار /
جعفر پاشایی در جمع فرهنگیان ملکان، افزود: اعتبار مورد نیاز برای اجرای این طرح تامین شده است.
وی اظهار داشت: اعتبار کشوری مربوط به رتبه بندی معلمان در شش ماهه دوم امسال ۱۳هزار و۵۰۰ میلیارد ریال می باشد و برای سال ۹۵ نیز ۴۰هزار میلیارد ریال اعتبار در نظر گرفته شده است که چهار درصد آن مربوط به استان آذربایجان شرقی است.
وی اضافه کرد: با وجود اما و اگرهایی که در رابطه با مشمولان این طرح مطرح می باشد، بیش از ۹۰درصد فرهنگیان به دور از کاغذبازی های رایج اداری مشمول اجرای این طرح خواهند بود.
مدیرکل آموزش وپرورش آذربایجان شرقی با بیان اینکه ۲۳ درصد بودجه کشور مربوط به آموزش و پرورش است، خاطر نشان کرد: ۹۹ درصد بودجه آموزش و پرورش نیز به پرداختی معلمان مربوط می شود و رفاه و تامین معیشتی آنان از الویت های کاری این اداره کل می باشد.
وی ادامه داد: علاوه بر اجرای طرح رتبه بندی معلمان در آینده شاهد افزایش میزان دریافتی آنان خواهیم بود .
پاشایی در ادامه بر ریشه کنی معضل بیسوادی در استان تاکید کرد و گفت: از لحاظ اعتبار هیچ محدویتی در این زمینه وجود ندارد و معاونت سوادآموزی اداره کل موظف شده است برای سوادآموزی والدین بیسواد اقدام کند.
وی با اشاره به اینکه ۵۵ درصد دانش آموزان استان در رشته علوم تجربی تحصیل می کنند افزود: متاسفانه علی رغم تاکید فراوان و زمینه جذب در بازار، دانش آموزان رغبت کمتری به رشته های فنی و حرفه ای دارند که باید معلمان برای رفع این مشکل پیش قدم شوند.
وی همچنین سال تحصیلی پیش رو را متفاوت از سال های گذشته دانست و اظهار داشت: سازماندهی نیروی انسانی موجود با توجه به عدم جذب نیرو و خروج ۴ هزار نفر از بدنه آموزش و پرورش استان امسال را از اهمیت ویژه ای برخوردارکرده است و باید طوری برنامه ریزی شود که حتی برای یک نفر دانش آموز نیز در دورترین نقطه استان معلم وجود داشته باشد .
مدیر آموزش و پرورش ملکان نیز در این نشست فرسودگی فضای آموزشی را یکی از مشکلات عمده شهرستان دانست و گفت: از ۱۵۰۰ کلاس درس مدارس ملکان ۸۵۰ کلاس تخریبی و غیرقابل استفاده هستند.
ایرج هاتفی افزود: بیش از ۷۰درصد مدارس ملکان بالای ۳۰سال قدمت دارند و آسیب پذیری آنها در برابر حوادث غیرمترقبه بسیار بالا ست .
وی خاطر نشان کرد: در ملکان هیچ گونه امکانات رفاهی نیز برای فرهنگیان وجود ندارد به طوری که نبود خانه معلم با توجه به موقعیت شهرستان و وجود مسافرین زیاد فرهنگی که اکثرا به استان های غربی مسافرت می کنند و مجبور هستند شب را در این شهرستان اقامت کنند، همواره مشکل ساز بوده است.
در استان آذربایجان ۴۶ هزار معلم وجود دارد که در ۸۵۰۰ مدرسه مشغول تعلیم و تربیت برای ۶۵۰ هزار نفر دانش آموز هستند.
در شهرستان ملکان ۱۹هزار دانش آموز، ۲ هزار فرهنگی شاغل و بازنشسته و ۲۱۵ مدرسه وجود دارد.
شهرستان ملکان با ۱۱۰هزار نفر جمعیت در فاصله ۱۵۵کیلومتری جنوب تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی واقع شده است.
ایرنا