گروه اخبار /
دانشآموز ۱۵ساله به دلیل تنبیه روانه بیمارستان شد؛ یک معلم دانشآموزان را مجبور کرد دستشان را در چاه توالت فرو ببرند؛ دست دانشآموز بوشهری به دلیل تنبیه با لوله پلیکا چرک کرد؛ بینی دانشآموز 12 ساله بر اثر تنبیه شکست و... چند خبر از خبرهای تنبیه دانشآموزان بود که رسانهای شد و صدایش از مدارس کشور به بیرون درز کرد. خبرهایی از گوشه و کنار برخی مدارس، که سیستم آموزشی را با چالش مواجه کرده و خانوادهها را نگران میکند.
مسئولان بهزیستی از چندماه پیش وارد میدان شدهاند و برای کم کردن و در صورت امکان پایان دادن به این قبیل اتفاقات، پیشنهاد طرح غربالگری سلامت روان معلمان کشور را ارائه دادهاند که در صورت موافقت وزارت آموزش و پرورش اجرا خواهد شد. مسئولان بهزیستی عنوان کردهاند که بیتردید غربالگری روانی در میان معلمان با توجه به اینکه اگر استرسی داشته باشند، این استرس به کودکان جامعه منتقل میشود، مورد توجه و پیگیری قرار خواهد گرفت.
یکی از مسئولان بهزیستی با اعلام اینکه منتظر اعلام نظر وزارت آموزش و پرورش برای اجرای طرح غربالگری هستیم به فرهیختگان گفت: «این وزارتخانه قرار بود طی چند روز گذشته موافقت یا مخالفت خود را با این طرح اعلام کند که امیدواریم با توجه به نتایج مثبت چنین اقدامی، نظر آموزش و پرورش در این باره مثبت باشد.» به عقیده او، این طرح با توجه به شرایطی که دارد و توضیحاتی که ارائه شده، به هیچ عنوان زیر سوال بردن شأن معلم نیست. البته در این بین برخی از معلمها با اجرای این طرح مخالف هستند؛ زیرا معتقدند که این کار میتواند چهره و شأن معلم را خدشهدار کرده و جایگاه آنها را در جامعه خراب کند. جعفر ابراهیمی، کارشناس آموزش و پرورش در گفتوگو با فرهیختگان در این باره میگوید: «اگر بهزیستی بخواهد طرحی را با عنوان غربالگری سلامت روان معلمان کشور اجرا کند، با واکنش معلمها روبهرو خواهد شد. زیرا بهزیستی در جایگاهی نیست که بخواهد غربالگری سلامت روان معلمان کشور را انجام دهد. از این رو جامعه معلمها با بهزیستی و هر جایگاه دیگری که بخواهد مسیر آموزش و پرورش را عوض کند برخورد خواهد کرد.»
اجرا با شروط باشد
طرح غربالگری معلمهای کشور اگر چه با واکنش معلمها روبهرو شده و آموزش و پرورش تاکنون موافقت خود را با اجرای آن اعلام نکرده است، اما قاسم جعفری، عضو کمیسیون آموزش و پرورش میگوید: «اگر این طرح با شروطی اجرا شود نه تنها مشکلی ایجاد نمیکند بلکه باعث بهبود سیستم آموزشی کشور میشود.»
او درمورد طرح غربالگری معلمها عنوان میکند: «با اجرای چنین طرحی در صورتی که یک سری شروط را در نظر بگیرند، موافق هستم. غربالگری فیزیکی و روانی از معلمها موضوعی عادی است؛ شاید یک روزی هم از ما نمایندگان یا حتی برخی افراد دیگر در جامعه انجام شود.»او با بیان اینکه نباید اینطور برداشت شود که معلمها دچار مشکل جدی هستند، میافزاید: «قبل از اجرای طرح غربالگری معلمها اول باید اطمینان لازم ایجاد شود و نباید بدون اطلاعرسانی دقیق این طرح را اجرا کرد. نحوه اجرای خوب طرح میتواند تاثیر مثبتی بر جامعه بگذارد، در غیر این صورت تاثیر منفی و بدی هم بر جامعه و هم بر معلمها خواهد گذاشت.»
جعفری تاکید میکند: «نباید شأن و منزلت معلم در طرح غربالگری دچار خدشه شود و اینطور نباشد که بار روانی منفی در جامعه علیه معلمها ایجاد کند.»او بر این باور است که اگر قرار است این طرح انجام شود باید ابتدا نگاه اجتماعی را نسبت به معلمها ترمیم کرد و نباید به گونهای باشد که جایگاه معلمها زیر سوال برود. جعفری همچنین درمورد اینکه چرا آموزش و پرورش برای اجرای این طرح با سازمان بهزیستی همکاری نمیکند، میگوید: «در اینباره باید از آموزش و پرورش سوال شود که چرا همکاری نمیکند؛ زیرا این طرح میتواند به بهبود وضعیت آموزشی کشور کمک کند.» او میافزاید: «غربالگری سلامت روان معلمان کشور برای ارتقای کیفیت آموزش و کاهش آسیبها در سیستم آموزشی کشور بسیار طرح خوبی است، زیرا همه افراد ممکن است دچار مشکلات روانی باشند و انجام چنین طرحی میتواند به آموزش و پرورش بدون خشونت کمک کند.»
حالا باید منتظر نظر نهایی وزارت آموزش و پرورش درباره غربالگری روانی معلمان باشیم. طرحی که ممکن است جلوی برخی حوادث در مدارس را بگیرد و در برخی کشورها به صورت سالانه اجرا میشود. اما در عین حال برخی معلمان معتقدند که حل مشکلات معیشتی معلمان خود میتواند بخشی از استرس و فشار عصبی معلمان را کاهش دهد؛ استرس و فشاری که ممکن است به دانشآموزان نیز منتقل شود.
روزنامه فرهیختگان
حجت الاسلام محترمی در شبکه 5 سیما و در شب قدر در خصوص شرایط قبولی عمل صحبت می کردند ؛ با ذکر خاطره ای از یک معلم دوران طاغوت به نتایجی قابل تامل رسیدند ؛ یکی از نتایج مکشوفه سخنران محترم این بود که معلمان جمهوری اسلامی از معلمان طاغوت کم کار بوده و از وجدان کاری پایین تری برخودارند ؛ دومین نتیجه محیر العقول ایشان که به زعم حضرتش غیر قابل قبول هم بود ؛ کم کاری معلمان به استناد پایین بودن دست مزد آنان بود. علاوه بر آنها ؛ منحصر بودن کم کاری در کشور به معلمان و غیر قابل قبول بودن عمل آنان در درگاه خداوند نیز از نتایج ضمنی این سخنرانی بود.
به مناسبت این بیانات مطالب ذیل جهت تنویر و قضاوت همفکران سخنران معظم تقدیم می گردد.
1- فرموده اند که معلمان دوران طاغوت آن قدر وجدان داشتند که برای اوقاتی از کلاس که به علت بی انضباطی دانش آموزان تلف می شد گریه می کردند ؛ ولی معلمان جمهوری اسلامی کم فروشی می کنند ؛ اولا حضرت حجت الاسلام باید بدانند مردم هستند که نظام ها را تغییر می دهند و در هیچ ازمنه و امکنه ای تغییر نظام معادل تغییر مردم نیست . ثانیا در صورت بقا و اصرار بر ادعا ؛ ادعای ایشان توهین به نظام و هتک حرمت و حیثیت معلمان است و البته تشخیص آن بر مدعی العموم و دادگاه صالح است و از دست معلمان کم فروش وطن فعلا کاری ساخته نیست.
2- در خصوص کشف دوم سخنران محترم هرچند می توان کم بودن حقوق را یکی از دلایل از بین رفتن انگیزه برشمرد؛ ولی ایشان بایستی و لاجرم این قدر درک داشته باشند که بدانند دلیل اصلی تمام بحران های اجتماعی نادیده گرفتن عدالت و رواج تبعیض است و چرا نمی خواهند قبول کنند معلمان بیشتر از آنکه از کم بودن حقوق خود شاکی باشند از شکاف طبقاتی کارمندی و تبغیض چند درصدی شکایت دارند .
الف – برابر بند 9 اصل 3 قانون اساسی رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه درهمه زمینه و برای همه تکلیف دولت (حکومت) است .
ب- برابر اصل نوزدهم و بیست قانون اساسی آحاد ملت در مقابل قانون مساوی واز حمایت یکسان قانون بهره مندند.
ج- چون عدل از اصول دین ماست و به فرموده امام مفسر عدل علی (ع) ؛ عدل اولی بر فضل است پس تبعیض محکوم شرعی است.
د- بین معلم کارمند و حکومت کارفرما قانون استخدام و اصل اراده و رضایت حاکم است و نه اصالت اجبار و نباید حکومت را ارباب کارمند فرض کرد .
بنا به ادله فوق و دلایل فراوان دیگری که در این مختصر نمی گنجد ؛ سخنران محترم بایستی بدانند که هیچ تبعیض در قوانین وجود ندارد ؛ در صورت وجود هم اعتباری نخواهد داشت ؛ معلمان نه تنها برای حقوق ناچیز ؛ به خور و نمیر و نظایر آنها استخدام نشده اند، بلکه معلمان با علم به جنبه معنوی کار خویش ؛ عمیقا به مزایای مادی شغل خود معتقد بوده و هستند و انتظار دارند مثل سایر کارمندان و به تناسب میزان زحمت خود و بدون هیچ تبعیضی از مزایای مادی کشور برای اداره امور زندگی خود بهره مند باشند و نیز باید بدانند که هیچ معلمی و در هیچ مرحله ای از استخدام ؛ تبعیض را امضاء نکرده و اگر امضاء هم می کرد به ا ستناد ماده 10 قانون مدنی فاقد ارزش می بود .
پس نسبت دادن کار غیر عقلایی؛ غیر شرعی و غیر قانونی ( قبول تبعیض) به معلمان و اصرار بر اثبات سخن نسنجیده خویش با توسل به مثال طاغوتی یا تجاهل و تغافل است و یا اصرار بر توهین . و اگر قبولی عمل ؛ به ترس از خدا و عدم ترس از غیر اوست؛ آنگاه سخنران معظم مواظب باشند که خدای ناکرده ؛ عمل ایشان یعنی حمله جسورانه به معلمان و نداشتن جرات برای نام بردن از گروه های... ؛ ترس از غیر خدا تلقی شده و سبب ضایع عمل شان و دوری از بهشت شود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

افسردگی یک معضل جدی در دوران نوجوانی و جوانی است. تجربه ای آزاردهنده و خطرناک که در دوران به اصطلاح بلوغ رخ می دهد و تبعات اجتماعی و جسمانی بسیاری دارد. این تجربه که با احساس خلاء معنایی در زندگی همراه می شود، موجب می شود نوجوان خود را موجودی تنها و دور افتاده از اجتماع ادراک کند. متاسفانه این ادراک با وجود پیش فرض ها و کلیشه های غلط در ارتباط با دوران نوجوانی گاهی به واقعیت بدل می شود... این مشکل به فرزندان خانواده هایی که درگیر معضلات اجتماعی، اقتصادی یا عاطفی هستند محدود نمی شود. بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی در خانواده های سالم و در کنار والدین مسئولیت پذیر زندگی می کنند. در واقع آن چه به شناخته نشدن و در نتیجه ریشه دار شدن این مشکل دامن می زند نه وجود معضلات زمینه ای، بلکه وجود پیش فرض هایی است که سبب بی توجهی به نشانه های اولیه ی آن و اتخاذ رویکرد بی تفاوت به شدید شدن آن ها می شود. این پیش فرض های غلط عبارتند از:
1- نوجوانان به افسردگی دچار نمی شوند
این یک باور عمومی است که نوجوانان اساسا به افسردگی دچار نمی شوند. این در حالی است که نیمی از افرادی که در بزرگسالی به بیماری های روانی مبتلا هستند در سنین نوجوانی (حدود 14 سالگی) با اولین تجربه ی خود از بیماری مواجه می شوند. عواقب شناسایی نشدن بیماری های روانی در نوجوانان ناگوار است. بسیاری از این افراد (حدود 50 درصد نوجوانانی که تجربه بیماری روانی دارند) ادامه تحصیل نمی دهند و درصد قابلیت توجهی از آن ها (65 تا 75 درصد) به بزهکاری و جرایم روآور می شوند. بیماری روانی می تواند در سنین نوجوانی آغاز شود و شناسایی آن دراین سنین برای درمان آن اهمیت دارد. از این رو انکار افسردگی نوجوانان یک مساله ی جدی است که باید حل شود.
2- اگر یک نوجوان به فعالیت های روزمره اش برسد، دچار بیماری روانی نیست
بیماری های روانی عموما با انگ و برچسب زنی همراه هستند. به خصوص در سنین نوجوانی، معمولا افراد از بروز بیماری خود پرهیز می کنند تا در گروه های همسالان به راحتی پذیرفته شوند. وضعیت تحصیلی خوب و انجام فعالیت های روزمره به تنهایی نمی تواند نشان دهنده ی عدم وجود بیماری روانی باشد. پنهان کردن نشانه های بیماری و یا ترجمه کردن آن به زبان دیگر می تواند ناشی از ناآگاهی نوجوانان نسبت به مشکلات شان و یا ترس از انگ باشد.
3- تغییر رفتار طبیعی است و ناشی از افزایش هورمون هاست
هورمون ها و فرآیند بلوغ می تواند در تغییر رفتار نوجوانان تاثیرگذار باشد. اما مساله این جاست که این گزاره به تنهایی نمی تواند توجیه کننده ی بی توجهی به تغییر رفتارها و احساسات پیچیده ی نوجوانان در این سنین باشد. بسیاری از فراگردهای بدنی که کاملا طبیعی هستند می توانند سبب بروز معضلات روانی و جسمانی شوند. طبیعی بودن و جسمانی بودن یک مساله، چیزی از اهمیت آن نمی کاهد و لزوم توجه به آن را کاهش نمی دهد. صحبت کردن و آگاه کردن نوجوانان از تغییرات جسمانی شان می تواند در تعدیل احساسات شان تاثیرگذار باشد و با ایجاد خودآگاهی از مشکلات احتمالی بکاهد اما این کافی نیست. مشاوره توسط متخصصان و به رسمیت شناختن احساسات متغیر در این دوران ضرورتی غیر قابل انکار است.
4- بزرگ می شوند و افسردگی یادشان می رود
بله بزرگ می شوند ولی افسردگی فراموش نمی شود. تصور این که بیماری روانی به خودی خود و تنها با گذشت زمان درمان می شود یک پیش فرض بسیار نادرست در مورد بیماری ها و اختلالات روانی است. اگرچه ممکن است علائم اختلال کاهش پیدا کند، این مساله نشان دهنده ی رفع شدن آن نیست. افسردگی و بیماری های روانی دیگر با رفتارهای خطرزا در جوانان و نوجوانان ارتباط دارد (مانند خودکشی، مصرف مواد و ...) و رها کردن آن به دست زمان راهکار مناسبی نیست.
5- در سنین نوجوانی مساله ی مهمی که باعث افسردگی شود اصلا وجود ندارد
مساله در سنین مختلف تعاریف مختلف دارد. ادارک بزرگسالان از افسردگی و معضلات زندگی باعث می شود آنان عموما مسائل دوران کودکی و نوجوانی را نادیده بگیرند. قطعا آن چه برای یک نوجوان مهم است، ممکن است برای یک بزرگسال اهمیت چندانی نداشته باشد ولی این به معنای معنادار نبودن مساله برای نوجوان نیست. دوران نوجوانی یک دوره ی گذار است که با شروع نقش پذیری در عرصه های مختلف همراه می شود. با افزایش انتظارات از نوجوان در دورانی که او به لحاظ جسمانی نیز در تغییر مداوم است می تواند فشار و استرس بالایی را بر او تحمیل کند.
6- مشکلات روانی ناشی از رفت و آمد با دوستان نامناسب است
این ادعا که مشکلات نوجوان تحت تاثیر دوستان است از دو وجهه مشکل زا است. اول این که عاملیت نوجوان با این ادعا زیر سوال می رود و او فردی تاثیرپذیر تلقی می شود که خودکنترلی کافی ندارد. هیچ کس دوست ندارد که ناراحتی و مشکلات اش غیر واقعی و ناشی از تاثیرات منفی دیگران تلقی شود.
از طرف دیگر، اتهام وارد کردن به دوستان و نزدیکان نوجوان (که در این سنین نقش مهمی در زندگی او بازی می کنند) برای او ناراحت کننده است و نوجوان را در یک کشمکش میان والدین و دوستان قرار می دهد.
7- اگر نوجوانی مساله دارد، حتما مشکل از والدین اش است
اگرچه تاثیر خانه و محیط خانواده بر سلامت روان نوجوانان چشمگیر است ولی ناراحتی و افسردگی می تواند ناشی از محیط باشد. در واقع هیچ میزانی از پول، محبت و حمایت نمی تواند به شکل تمام و کمال تضمین کننده ی عدم بروز بیماری ها و اختلالات روانی شود. مسائل محیطی و زمینه ی اجتماعی در سلامت روان افراد نقش مهمی ایفا می کند. فشار حاصل از مدرسه، مشکلات موجود در کلاس مانند درگیری با همکلاسی ها، مورد تمسخر قرار گرفتن و اختلافات طبقاتی و فرهنگی می تواند زمینه ساز ناراحتی های روانی باشد. نظام های درسی سخت گیرانه که نوجوانان را به شکل ماشینی در کلاس های درس، بدون تحرک در مقابل مدرس می نشاند هم در ناراحتی های روانی موثر است. رویکردهای غیرمشارکتی تدریس که نوجوانان را به جای عاملانی فعال به ظروفی پرشدنی بدل می کند به این مساله دامن می زند.
ناراحتی ها، اختلالات و بیماری های روانی در نوجوانان یک معضل جدی است که باعث به خطر افتادن جان و آینده ی نوجوانان می شود. به نظر می رسد هر گونه بهبودی در این زمینه نیازمند از میان برداشته شدن پیش فرض های نادرستی است که بدون پشتوانه ی علمی بدیهی انگاشته شده اند.
برگرفته از:
http://everydayfeminism.com/2015/06/assumptions-teens-mental-illness/
پرونده ی لادن رهبری در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/26368
ایمیل نویسنده:
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
آموزش و پرورش از معدود وزارتخانه های کشور است که هم مسئولان از وضعیت موجود در آن ناراضی اند و هم معلمان. مدیران این نهاد اینجا و آنجا؛ آشکار و پنهان از بحران مهارت و انگیزه در میان معلمان سخن می رانند و معلمان به هزار زبان از بحران معیشت و ناکارآمدی ستاد و مدیریت وزارتخانه می نالند. نارضایتی معلمان در چند ماه گذشته با انجام چندین تجمع سکوت در بیشتر نقاط کشور بروز و ظهور یافت.
بودجه آموزش و پرورش در هر کشور نشان دهنده اهمیتی است که مسئولان به بخش آموزش می دهند ، در بسیاری از کشورهای پیشرفته این بودجه در صد قابل توجهی از درآمد ملی را شامل می شود به طور مثال ژاپن در سال 2010 میلادی حدود8 /3 درصد از تولید ناخالص خود را صرف آموزش نمود.
تولید ناخالص آن معادل 8 / 5 هزار میلیارد دلار می باشد که 8 / 3 درصد آن صرف آموزش شده است به عبارت واضح تر ، هزینه آموزش وپرورش ژاپن در آن سال حدود 220 میلیارد دلار بوده است.
بودجه آموزش و پرورش ایران در سال 93 تقریبا 21 هزارمیلیارد تومان ( حدود پنج میلیارد یورو ) بود که تقریبا با بودجه آموزشی کشور سوئد برابری می کند اما باید توجه داشت که جمعیت دانش آموزی کشورمان از کل جمعیت سوئد دو میلیون نفر بیشتر است.(سوئد10 میلیون نفر جمعیت دارد)
بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در سال 2005 میلادی اعلام کرد در بین 135 کشور جهان سهم آموزش و پرورش ایران از بودجه عمومی و در آمد ملی در رتبه 99 قرار دارد.این جایگاه به هیچ عنوان زیبنده ی کشوری با گذشته درخشان مثل ایران نیست.
با توجه به اعداد و ارقام مذکور به روشنی می توان دریافت که آموزش و پرورش ایران به شدت مشکل بود جه ای دارد ، به عنوان مثال در سال 93 این وزارتخانه حدود چهار هزار میلیارد بدهی ( کسری بودجه) داشت . برخی از کارشناسان پیشنهاد می کنند جهت کاستن از این مشکل،می بایست بودجه آموزش وپرورش به مدت دو یا سه سال برمبنای عملکردی،(نه مصوب) بسته شود. راهکار دیگر این است که وزیر و معاونین با کمک گرفتن از کارشناسان اقتصادی، اراده و جسارت لازم را از خود نشان دهند و اقتصاد آموزش وپرورش را به طور جدی مورد بررسی قرار داده و به فکر تنوع در منابع مالی این دستگاه باشند.(همان چیزی که دکتر نجفی در برنامه هایش به دنبال آن بود)
آقای فانی در برنامه ارایه شده تحت عنوان چالش ها و راهکارها،بیان می دارد اقتصاد آموزش وپرورش در سنوات اخیر به یک چالش اصلی فراروی مدیریت این نهاد مولد سرمایه انسانی و اجتماعی تبدیل شده است.
می توان گفت یکی از معضلات کنونی آموزش و پرورش در این بخش وجود نیروهای مازاد می باشد، لازم است جهت سامان دهی اقتصاد آموزش و پرورش نیروی انسانی درست بسته شود. لذا این دستگاه حجیم و به شدت متمرکز، نیازمند کوچک سازی و عدم تمرکز است ، در این صورت هم چابک تر شده و سرعت انجام امور بالا می رود و هم بر اثر تعدیل نیرو، توان این را خواهد داشت تا حقوق بقیه شاغلین را افزایش و بر انگیزه کاری آنان بیفزاید. آموزش و پرورش تاکنون ارادهای از خود نشان نداده موید این موضوع باشد که به جد مصمم به حل مساله نیروهای مازاد است.
آمارهای موجود نشان می دهد در ایران به ازای هر 10 نفر دانش آموز یک معلم وجود دارد یعنی بر خلاف کشورهای توسعه یافته،نسبت معلم به دانش آموز در کشورمان خیلی زیاد است اگر در این بخش مطابق با استاندارد آن کشورها عمل شود حداقل 200 هزار نیرو باید تعدیل شود.شاید یک دلیل همین کثرت معلم به نسبت دانش آموزش و مضافا تراکم نیرو در حوزه ی ستادی و اداری باشد که مسئولان وزارتخانه بارها آمار داده اند تقریبا 98 درصد بودجه این نهاد صرف حقوق پرسنل می شود. این وضعیت شرایطی را رقم زده است که آموزش و پرورش نتواند حتی وظایف قانونی اش را به درستی و به موقع انجام دهد،به عنوان مثال حق التدریس معلمان به طور معمول با تاخیر شش ماهه پرداخت می شود یا حق مراقبت،اجرا و تصحیح برگه های حوزه امتحانات بعد از یک یا دو سال به حساب افراد واریز می شود (امسال حوزه های امتحان نهایی به زحمت توانستند مراقب و مصحح خود را تامین نمایند) ، پرداخت پاداش پایان خدمت معلمان نیز تقریبا همین وضعیت را دارد.
عطاالله صبور ، رئیس کمیته آموزش و پرورش مجلس در این زمینه بیان داشته است که هر دو مقولهی آموزش و پرورش در مدارس دولتی تقریبا تعطیل است. سرانه و شهریه اختصاصی وزارتخانه به این قبیل مدارس حتی کفاف هزینه آب و برق آنها را هم نمیکند.
اقتصاد آموزش و پرورش شاخهای از علم اقتصاد است که کاربرد صحیح منابع را در آموزش و پرورش بررسی میکند و به تحقق هدفهای نظام آموزشی به اقتصادیترین وجه یاری میٰرساند. (متوسلی و آهنچیان 1386، صفحه ۴۱)
با اینکه وزیر محترم در برنامه ارایه شده به مدیریت بهینه منابع و مصارف اشاره دارد و افزایش سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص داخلی در تراز کشورهای منطقه و همچنین شناسایی منابع مالی جدید و متنوع را از اولویتهای خود میداند اما تاکنون دستاورد ملموسی را در این حوزه شاهده نبودهایم.
البته بخشی از کارشناسان آموزشی، معلمان، فعالان صنفی بارها بیان داشتهاند که آموزش و پرورش دغدغه اصلی مسئولان کشور نیست و ارادهای برای حل معضلات آن وجود ندارد. به عنوان مثال اعتبارات فصل آموزش در لایحهی بودجه ۱۳۹۴ در مقایسه با سال قبل ۲۴درصد رشد داشتهاست اما سهم آموزش و پرورش از فصل آموزش نسبت به سال ۹۳ معادل ۸.۱ درصد کاهش نشان میدهد.
انتظار میرود تجربهی موفق دولت دکتر روحانی در توجه به بخش سلامت و درمان در مورد آموزش و پرورش نیز به اجرا گذاشته شود.
به عقیده برخی کارشناسان واگذاری مدارس به بخش خصوصی از برنامههای وزارتخانه در جهت کاستن از مشکلات مالی و اعتباری است که در زمان آقای فانی سرعت بیشتری به خود گرفته است. ایشان بر این باورند که هدف از واگذاری مدارس دولتی به بخش خصوصی درآمدزایی نیست و برای کم کردن از مشکلات است.(احتیاط و کاستن از شدت انتقاد مخالفان طرح) واضح است این طرح زمانی نتیجه بخش خواهد بود که منجر به افزایش کیفیت آموزشی در آن مدارس و بهبود معیشت معلمان گردد.
برخی دیگر بیان میدارند جهت مدیریت منابع و همچنین درآمدزایی در مدارس ایجاد معاونت اقتصادی و رفتن به سمت تنوعبخشی به منابع مالی و درآمدزایی در شرایط کنونی یکی از راهکارها خواهد بود و ...
گروه اخبار / علی محمد مصلحی
شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران با جهانگیری معاون اول رئیس جمهور و دکتر فانی وزیر آموزش و پرورش دیدار و گفت و گو کردند .
بوشهر
" شاید تغییر حکم مهرمحمدی از سرپرستی به ریاست با توجه به مدارج علمی و تجربه اش عاقلانه ترین کار ممکن برای رشد این دانشگاه نوپا باشد "
گروه اخبار / در کنار مدارس متروکه، مدارسی نیز در استان تهران دیده میشوند که سازمان نوسازی مدارس به دلیل فرسوده بودن آنها را تخریب کرده است و به حال خود رها شده اند و نوسازی نشده اند.
گروه اخبار / وزارت کار در تازهترین گزارش خود از وضعیت بازار کار به ارائه آماری از افراد چند شغله پرداخته که نشان میدهد بیش از ۴۰۰ هزار نفر از شاغلان کشور در سال ۱۳۹۲ بیش از یک شغل داشتهاند.در حالی که رضایت نداشتن از شغل اول و ناکافی بودن درآمد از جمله علل گرایش افراد به شغل دوم عنوان میشود، بسیاری از کارشناسان بازار کار اصلیترین دلیل دو شغله بودن افراد را مشکلات اقتصادی و معیشتی میدانند.