گروه اخبار/
علیاصغر فانی وزیر آموزش و پرورش در روز پایانی سی و دومین اجلاس روسای آموزش و پرورش سراسر کشور به سوالات روسا و مدیران آموزش و پرورش مناطق کشور پاسخ داد.
فانی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا ادغام مجتمعهای روستایی مطالبه همگان است یا یک سیاست استانی محسوب میشود، گفت: بسیاری از مجتمعهای فعلی شرایط تشکیل مجتمع را ندارند و در مقابل مجتمعهایی که شرایط مناسبتری دارند، اگر با مصوبات شورای عالی سازگاری داشته باشند، باقی خواهند ماند.
وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه برای مجتمعهای حذف شده معلم راهنما جایگزین خواهد شد، افزود: با این اقدام بیش از 16 هزار نیروی انسانی در آموزش و پرورش صرفهجویی میشود.
وی همچنین در پاسخ به سوال دیگری درباره اینکه آیا به کارگیری نیروی مقطع متوسطه در ابتدایی صحیح است و کیفیتبخشی لازم تعیین میشود، گفت: 4 سال گذشته کلاس ششم به دوره ابتدایی اضافه شد و ما باید از آن زمان پیشبینیهای لازم را صورت میدادیم تا شاهد به هم ریختگی در ساختار آموزشی نبودیم.
وی افزود: در همان سالها 48 هزار نیروی انسانی در مقطع ششم ابتدایی کمبود داشتیم و در مقابل نیز به کلاسهای درس نیاز داشتیم، اما با تیغهای که بین نمازخانهها و انباریها کشیدند آنها را به کلاس درس تبدیل کردند.
وی اضافه کرد: با کامل شدن استقرار نظام آموزشی 3-3-6 از این پس دوره متوسطه دوم سه کلاسه خواهد شد و بر این اساس یک چهارم نیروی متوسطه دوم مازاد خواهیم داشت که یا باید آنها بازنشسته شوند یا از این نیروها در دوره متوسطه دوم استفاده کرد.
فانی همچنین از افزایش حق شغل معلمان خبر داد که از دوره متوسطه دوم به ابتدایی خواهند آمد و به جای 5 روز 4 روز آموزش خواهند داشت.
وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به این سوال که پاداش پایان خدمت بازنشستگان چه زمانی پرداخت میشود، گفت: در حال حاضر کمیتهای پس از موضوع استیضاح در مجلس تشکیل شده تا مطالبات فرهنگیان پیگیری شود که یکی از موضوعات همین بحث پاداش پایان خدمت بازنشستگان است.
فانی با بیان اینکه پاداش پایان خدمت بازنشستگان تا پایان شهریور 93 به صورت کامل پرداخت شده، گفت: 25 درصد از بازنشستگان بین شهریور تا اسفند 93 پاداش خود را دریافت کردند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: برای پرداخت مابقی پاداش بازنشستگان نیاز به یک هزار و 50 میلیارد تومان اعتبار داریم.
ایلنا
قال حسین بن علی (ع):
«إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب»; يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم.
می خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، وزیر محترم کشور،خانه ی احزاب، کانون های صنفی و همه ی فرهنگیان عزیز :
مطلع شدیم که در چند روز گذشته تجمع صنفی در مقابل مجلس شورای اسلامی برگزار شد که در این تجمع تعدادی از همکاران مان بازداشت شده و با پیگیری وزیر محترم آموزش وپرورش همه ی همکاران بازداشتی آزاد شدند ؛ با تشکر از زحمات مقام وزارت جهت رفع مشکل همکاران بازداشتی لازم دانستم مطالبی را به سمع و نظرتان برسانم .
در فصل سوم قانون اساسی اصلی وجود دارد که به صورت زیر می باشد :
اصل بيست و هفتم:
تشكيل اجتماعات و راه پيمايي ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است.
این اصل یک اصل مترقی مربوط به حقوق ملت است که تقریبا شبیه بند یک ماده ی بیست اعلامیه جهانی حقوق بشر منشور ملل متحد است ، جهت مقایسه با اصل بیست و هفتم قانون اساسی ماده ی فوق به شرح زیر ذکر می شود :
ماده بیست اعلامیه جهانی حقوق بشر :
١- هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمنهای مسالمت آميز بهره مند گردد.
٢- هيچ كس را نبايد به شركت در هيچ اجتماعی مجبور كرد.
همه ی عزیزان با مقایسه ی این دو اصل نکات مشابه فراوانی را خواهند دید که تقریبا این دو اصل را به هم بسیار شبیه می کند ؛ حال سوال اینجاست که اگر قانون اساسی این آزادی ها را مشروع شمرده است چرا برخورد قهری صورت می گیرد ؟
برای جواب دادن به این سوال نکاتی را ذکر می کنم :
اول- قانون اساسی فقط دو شرط برای این گونه از تجمعات ذکر کرده است :(1- بدون حمل سلاح 2- مخل به مبانی اسلام نباشد)
غیر از این دوشرط طبق نص صریح قانون شرط دیگری وجود ندارد و حتی مانند اصول بیست ودوم –بیست وچهارم وبیست و پنجم قانون اساسی ازعباراتی مانند:( مگر در مواردي كه قانون تجويز كند - تفصيل آن را قانون معين مي كند - مگر به حكم قانون ) استفاده نشده است و جای تعجب اینجا ست که اصل بیست و هفتم حتی یک بار مورد تفسیر شورای محترم نگهبان قرار نگرفته است و این نشان از روشن و واضح بودن اصل بیست و هفتم دارد .
آیا معلمان هنگام تجمع سلاح حمل می کنند و یا تجمع آنها مخل مبانی اسلام است ؟
مبرهن و آشکار است که این تجمع کنندگان نه حامل سلاح هستند و نه تجمع آنها مخل مبانی اسلام ، اما چرا با آنها برخورد می شود ؟
جواب این سوال را باید در قوانین عادی جست و جو کرد و قانون عادی که مجوز این گونه برخوردها را صادر می کند قانون تشکیل احزاب مصوب سال 1360می باشد.
حال به بررسی بعضی از مواد قانون تشکیل احزاب می پردازم:
اول -طبق تبصره ی 2 ماده 6 قانون تشکیل احزاب، برگزاری اجتماعات و راهپیمایی را مشروط به رای اکثریت کمیسیون ماده ی 10 قانون تشکیل احزاب کرده است :
(تبصره 2 ماده 6 قانون تشکیل احزاب - برگزاري راهپيماييها با اطلاع وزارت كشور بدون حمل سلاح در صورتي كه به تشخيص كميسيون ماده 10 مخل به مباني اسلام نباشد و نيز تشكيل اجتماعات در ميادين و پارك هاي عمومي با كسب مجوز از وزارت كشور آزاد است). مشکلات ایجاد شده برای تجمعات صنفی بیشتر مربوط به ترکیب کمیسیون ماده ی 10قانون احزاب می باشد ؛ در این قسمت از بحث ماده 10قانون احزاب را ذکر کرده وبه بررسی آن می پردازم :
ماده 10 - به منظور صدور پروانه جهت متقاضيان و نظارت بر فعاليت گروه ها و انجام وظايف مصرحه در اين قانون كميسيوني به شرح زير در وزارت كشور تشكيل ميگردد:
1- نماينده دادستان كل كشور.
2- نماينده شوراي عالي قضايي.
3- نماينده وزارت كشور.
4- دو نماينده به انتخاب مجلس شوراي اسلامي از بين داوطلباني كه از داخل مجلس و خارج آن به معرفي يكي از نمايندگان حداكثر تا يك هفته قبل از انتخابات كتباً به كميسيون داخلي معرفي شده باشند، تاريخ انتخابات حداقل 15 روز قبل توسط رئيس مجلس در جلسه علني اعلام خواهد شد.
طبق اساسنامه تشکیل احزاب و ماده 18 – (مصوبات كميسيون با حداقل 3 رأي معتبر و قابل اجراء خواهد بود).
همان گونه که از ترکیب اعضا کمیسیون ماده 10 ذکر شده است 2 نفر از اعضا کمیسون از دستگاه قضایی می باشند و وظیفه ی ذاتی قوه ی قضاییه پیشگیری از جرم می باشد که اعضا دستگاه قضایی تقریبا جهت پیشگیری از جرم غالبا با تشکیل اجتماعات مخالفت می کنند ، حال از ترکیب کمیسیون به بررسی رفتار نمایندگان دولت و قوه ی مقننه میپردازم .
بر اساس ماده 10 دونفر از مجلس و یک نفر از دولت در این کمیسیون عضو می باشند که در رابطه ی بین دولت و مجلس چند حالت پیش می آید :
حالت اول – وقتی دولت و مجلس تشکیل شده از یک جناح سیاسی باشند ، اگر هدف از برگزاری تجمعات صنفی اعتراض به رفتار دولت یا مجلس باشد کمیسیون با اتفاق آرا مجوز راهپیمایی یا تجمع صنفی را صادر نمی کند (مانند دولت نهم و مجلس هشتم )
حالت دوم –اگر دولت و مجلس از دو جناح سیاسی مخالف باشند یا در ارتباط دولت و مجلس مشکلاتی پیش بیاید تشکل ها ی صنفی و انجمن ها برای گرفتن مجوز به مشکل بر می خورند .طبق آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که یک امر ممکن مانند ماده ی 27 قانون اساسی مشروط به شرطی ناممکن مانند رای کمیسیون (ماده 10) احزاب می شود واین امر نشان می دهد که یکی از حقوق اساسی ملت مشمول بازی های سیاسی می شود حال جهت حل مشکل دولت چند را ه حل در اختیار دارد .
راه حل اول – دولت تفسیری از شورای نگهبان بخواهد که شروط ذکر شده در قوانین عادی کشور مانند ماده 10 قانون احزاب را به صورت واضح وآشکار تایید کند که این تفسیر نیز مخالف ماده 30 منشور ملل متحد می باشد :
ماده 30 اعلامیه حقوق بشر منشور ملل متحد- (هیچ یک از مقررات اعلامیه ی حاضر نباید چنان تفسیر شود که برای هیچ دولت،جمعیت یا فردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای از بین بردن حقوق و آزادی های مندرج در این اعلامیه فعالیتی انجام دهد یا به عملی دست بزند ). که همان گونه که از ماده ی فوق مستفاد می شود سازمان ملل متحد می تواند به بهانه ی این ماده مشکلاتی غیر ضرور برای دولت ها و حکومت ها ایجاد نماید .
راه حل دوم – همان گونه که مستحضرید قانون تشکیل احزاب در سال 1360تصویب شده است که حدود 3سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته و کشور با مشکل جنگ تحمیلی درگیر بود که طبیعی است قوانینی با شرایط سخت جهت جلوگیری از مشکلات جدید تصویب شود ، حال با گذشت نزدیک به چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و قدرتمند شدن کشور اسلامی مان و شرایط جدید دنیا بعضی از قوانین باید اصلاح شوند .
دولت تدبیر و امید می تواند با استفاده از یک لایحه جدید نسبت به تغییر قانون احزاب یا اصلاح آن مبادرت نماید ؛ ولی به نظر می رسد رییس جمهور این کار را به بعد از انتخابات مجلس و تعیین تکلیف این انتخابات موکول کرده که نشان از هوش و درایت رییس محترم جمهوردارد ، تا تعیین تکلیف انتخابات مجلس رییس جمهور می تواند براساس اختیارات اصل 113قانون اساسی با اخطار، بازرسی و تعیین هیئت های ویژه از تعدی دستگاه های دیگر به حقوق اساسی ملت جلوگیری نماید . خود ریاست جمهور محترم می داند که تجمعات و اعتراضات صنفی که به صورت غیر قانونی (عدم اخذ مجوزاز کمیسیون ماده ی 10احزاب و وزارت کشور ) چه عواقب خطرناکی برای مردم دارد .خود ایشان در جریان اخذ رای اعتماد وزرا از مجلس شورای اسلامی مشاهده می کرد که نمایندگان مجلس با استفاده از عکس های آرشیوی و فیلم های گرفته شده از اجتماعات و تحصن های سالهای گذشته قصد ایجاد مشکلات فراوان برای وزرای معرفی شده به مجلس داشتند ؛ حال اگر آن تجمعات به صورت قانونی (با اخذ مجوز از دستگاه های مربوطه ) برگزار می شد نمی توانستند این اسناد و مدارک را دستاویز قرار دهند.
همکاران عزیز و اعضای محترم کانون های صنفی قصدم از نگارش این جستار ذکر مطالب زیر است :
اول –همان گونه که در نوشته های گذشته اشاره کردم عده ای قصد بهره برداری سیاسی از تجمعات به حق صنفی شما را دارند .
دوم – گروهی قصد دارند این تجمعات را به سمت رفتار رادیکال سوق دهند.
سوم – در صورت سوق دادن رفتار شما به سمت حرکات رادیکال موجب بسته شدن فضای جامعه و از بین رفتن زحماتی که دولت تدبیر وامید و مردم جهت باز شدن فضای جامعه در مدت دوسال گذشته کشیده اند می شود .
چهارم – طبق شواهد موجود حتی اگر با این دسته از تجمعات برخوردی صورت نگیرد بعضی از نهادها مدارک و فیلم های موجود را بایگانی کرده ودر مواقع مورد نیاز از آنها استفاده می کنند .
همکاران عزیز دوستان محترم این بخشی از واقعیت جامعه ی ماست پس یا طبق قانون رفتارکنید یا به قول سعدی :
من آنچه شرط بلاغست با تومی گویم تو خواه از سخنم پند گیر وخواه ملال
دو پیشنهاد به سایت سخن معلم :
1- همان گونه که مستحضرید اغلب همکاران نسبت به حقوق خود اطلاع کافی ندارند با توجه به این که تعداد زیادی ازهمکاران فرهنگی دانش آموخته ی حقوق هستند پیشنهاد می شود که ستونی یا قسمتی از سایت را به حقوق شهروندی اختصاص داده و از همکاران دانش آموخته ی رشته ی حقوق بخواهید مطالب خود را در مورد حقوق شهروندی جهت اطلاع همکاران و سایر اقشار در آن قسمت قرار دهند .
2- با توجه به عدم حساسیت همکاران نسبت به تصویب قوانین وآیین نامه ها و دستورالعمل های اداری و با علم به اینکه تعدادی از اعضای شورای نویسندگان سایت سخن معلم مانند ( آقایان دکتر نهضت ،پورسلیمان ،شهسوارزاده ، روزبهانی ،مرادی و...) توانایی شرح و تفسیر این قوانین را دارند از این دوستان تقاضا داریم این قوانین وآیین نامه های اداری را برای همکاران تفسیر نمایند .
پاینده و پیروز باشید .
گروه اخبار /
گروه اخبار /
بیش از ٤٧ هزار زن در یک بازه زمانی ١٨ ماهه از مرخصی شش ماهه زایمان استفاده کرده و از کار اخراج شدهاند. اما آنگونه که مرضیه گرد، رئیس سازمان مدارس غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی وزارت آموزش و پرورش میگوید، هیچ معلمی به خاطر استفاده از این مرخصی، از کارش اخراج نشده است. او با اشاره به مشکلات مرخصی 9 ماهه بارداری برای زنان معلم تاکید میکند که افزایش مرخصی معلمان نیاز به بررسی دقیق و همه جانبه دارد.
این در حالی است که محمدحسنزدا، معاون فنی و درآمد سازمان تامین اجتماعی در میزگردی که برای بررسی علت اخراج زنان شاغلی که از مرخصی زایمان استفاده کردهاند، برگزار شده، گفته بود: «درحال حاضر به علت شرایط بازار کار، افراد زیادی با تحصیلات عالی حاضر هستند با دست مزد کم مشغول به کار شوند، بنابراین اگر مرخصی زایمان به ٩ ماه افزایش یابد تعداد زنانی که پس از مرخصی اخراج میشوند، بسیار زیاد میشود. البته افراد زیادی به سازمان تامین اجتماعی مراجعه میکنند و از علت اجرایی نشدن قانون مرخصی زایمان ٩ ماهه میپرسند.» او درباره اخراج بیش از 47 هزار زن شاغل نیز گفته بود: «این موضوع مربوط به سال 1391 است که با اطلاعرسانی به وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی مساله پیگیری و حل و فصل شد.»
همچنین شهیندخت مولاوردی معاون امور زنان و خانواده نهاد ریاستجمهوری نیز گفت: «موضوع افزایش مرخصی زایمان توسط معاونت امور زنان ریاستجمهوری پیگیری شده است. زیرا باید برای بانوان امنیت شغلی لازم ایجاد شود و بتواند با حفظ سمت پس از بازگشت از دوران مرخصی زایمان بهکار خود مشغول شوند.»
به گفته او، برای اجرای قانون مرخصی زایمان از شش به 9 ماه اعتبار خاصی وجود ندارد اما در بودجه سال 1394 پیشبینی شده که در راستای سیاست افزایش جمعیت بتوان از بودجه و ردیف سرجمع بودجه سازمان یا دستگاه بهرهبرداری کرد.»
هیچ معلمی اخراج نشده است
مرضیه گرد، رئیس سازمان مدارس غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی وزارت آموزش و پرورش درباره احتمال اخراج معلمان زن پس از استفاده از مرخصی زایمان به فرهیختگان گفت: «هیچ معلمی به دلیل مرخصی زایمان اخراج نشده است. من بعید میدانم زنان اخراج شده معلم باشند.» او با بیان اینکه قانون 9 ماه مرخصی زایمان امسال وارد کار شده است، افزود: «تاکنون به دلیل اینکه ممکن بود 9 ماه مرخصی روی دانشآموزان تاثیر بگذارد، این قانون اجرا نمیشد؛ اما قطعا در حوزه آموزش و پرورش هیچ معلمی به دلیل مرخصی ششماهه اخراج نشده است.»
گرد افزود: «زمانی که یک کارمند به مدت 9 ماه مرخصی زایمان میرود، میتوان جای خالی او را پر کرد. اما در آموزش و پرورش اگر یک معلم به مدت 9 ماه مرخصی زایمان برود، جایگزین کردن نیرو دشوار است و نمیتوان 40 شاگرد را به کلاس بغلی سپرد. از این جهت است که میگوییم افزایش مرخصی زایمان در آموزش و پرورش نیاز به بررسی دقیق و همهجانبه دارد.»
آن گونه که مسئولان وزارت آموزش و پرورش میگویند، تاکنون هیچ معلم زنی به خاطر استفاده از مرخصی 6 ماهه زایمان از کارش اخراج نشده است. آیا آموزش و پرورش میتواند از اخراج پس از مرخصی 9 ماهه نیز جلوگیری کند؟
این موضوع به گفته مرضیه گرد، نیاز به بررسی دقیق دارد.
هميشه انسانهاي بزرگ و فداكار هستند كه براي نجات جان ديگران يا كمك به هم نوعان جان خود را به خطر مياندازند. به همين سبب نام و ياد اين افراد فداكار در ذهن مردم جاودانه ميماند. از اين گونه انسانهاي شريف و از جان گذشته در تمامي كشورها بسيار هست و شهروندان به وجود آنها افتخار ميكنند. در كشور ما بسيار هستند از اين انسانهاي بزرگ كه جان در كف اخلاص گذاشتند و ایثار کردند. مردان، زنان، كودكان و نوجوانان اين سرزمين رشادتها و دليريهاي فراواني كردهاند و زندگي اين انسانهاي فداكار سرمشق و چراغ راه ماست.
سه شنبه 25 ارديبهشت 92 « اميد عباسي » آتشنشاني كه از جانش گذشت و با اهدای ماسك خود به دخترك 9 ساله مانده در ميان شعلههاي آتش كه از ترس ميخواست خود را از طبقه دهم ساختمان مسكوني به بيرون پرتاب كند حياتي دوباره بخشيد. آتشنشان تهراني هرچند پيراهنش را آتش نزد، جانش را به آتش كشيد. ماسك اكسيژن خود را روي صورت دختر بچه قرار داد او را براي انتقال به محل امن به همكارش تحويل داد ولي خود دچار دودزدگي شديد شد و به علت مسموميت دچار مرگ مغزي شد. اميد عباسي نه تنها آن دختر بچه بلكه چند نفر ديگر را نیز با اهدای عضو از مرگ حتمي نجات داده بود. او از جان گذشته بود.
اخيرا نيز در جريان آتشسوزي در بندرعباس« بركت جوذري » آتشنشان غيور با از جانگذشتگي به ديگران حيات دوباره بخشيد. اميدعباسي و بركت جوذري در كلاس سوم ابتدائي فداكاري دهقان فداكار سرمشق زندگي شان بوده و الگو و سرلوحه زيستشان. اين دو حتما در مشق شب از روي دهقان فداكار نوشتهاند و اين كار را خوب انجام دادهاند كه فداكاري را سرمشق كردند. آنان لباس شان را آتش نزدند تا جان كسي را نجات دهند، جان شان را به آتش كشيدند تا زندگي دو دختر را در ميان شعلههاي آتش نجات دهند؛ دختركان مانده در میان اقيانوس دود و آتش.
اميد عباسي و بركت جوذري كه روزي در كلاس درس دهقان فداكار خواندند و الگويشان بود امروزه آتشنشانان فداكار شدند و لازم است در كتابهاي درسي رشادت و دليري و فداكاري آتشنشانان فداكار به كودكان امروز و فداكاران فردا آموزش داده شود تا دانشآموزان و بچههاي امروز با الگوهايي اينچنين ارزشمند آشنا شوند، چرا كه اين افراد لايق الگو شدن هستند. كاري كه اين آتشنشانان فداكار انجام دادند همانند رشادتهاي عزيزان مان در ميدان جنگ بوده است. اينها نيز جانبازي كردند. جانبازي و فداكاري از نشانههاي افراد باايمان است.
روزنامه آرمان
در حاشیه مطلب « کلید تحول در دستان شماست »
هین بگو که ناطقه جو می کند
تا به قرنی بعد ما آبی رسد
گر چه هر قرنی سخن آری بود
لیک گفت سالفان یاری بود مولانا
می گویند حضرت پورسلیمان یک سال و نیم نخوابیده است ؛ او در سایت سخن معلم گلی کاشت که به باغبانی آن مشغول است ، سخن معلم را به مثابه کودک نوپای به پرستاری اش می پردازد و سامانش می دهد ، آنانی که دستی بر آتش دارند می دانند او چه می کند ، پورسلیمان مطالب ارسالی را صفحه به صفحه ، جمله به جمله ، خط به خط ، نقطه به نقطه می خواند و با اینکه اغلب صاحبان قلم اختیار اصلاح و ویرایش به او داده اند او کمتر به متن نیشتر می زند و خراش می دهد . از معدود باغبان قیچی به دستی ست که از سلاحش به صلاح نمی پردازد مگر به استثناء ترین مورد ، هرس گل ها را به حکم عقل و منطق واجب بشمارد.
پورسلیمان در باغ « سخن معلم » با تلاش و کوشش و درایت شبانه روزی به میان باغبانان تعلیم و تربیت آمده و فکر و اندیشه آنان را در دنیای مجازی در سفره سار بوستان قلم در معرض نمایش و همایش قرار داده است .
شاهزاده مومن و مقدس « سر سخن » اسرار قلم هویدامی کند و بساط بلاغت و فصاحت می گستراند تا حریف بلاهت ، هیجان ، تقلید ، تعصب و سفاهت شود تا ترازوی « ادب قدرت ، ادب عدالت » را شاید میزان نموده و به بار بنشاند .
هم ترازو را ترازو راست کرد هم ترازو را ترازو کاست کرد
شهسوار سخن ، معلمان ، فرهیختگان ، صاحب نظران و اندیشمندان را در دنیای مجازی به دور هم جمع می کند و سپس به میدان « درون کاوی » روانه می کند تا برای قضاوت، نقد و پردازش عرصه " عملکرد " ، " رفتار " و برنامه های آموزش و پرورش در کانون بی طرفی و صداقت دام و تور بیاندازند تا کلید کشف خفایا و زوایای " اختلال و بیماری " را بشناسند و بستانند .
سخن معلم ساحل آلوده می شوید و در این راه چه پیچش ها در اندامش می افتد و چه غبارها بر چهره اش می نشیند ؛
این جهان همچون درخت است ای کرام
ما براو چون میوه های نیم خام
سخت گیرد خام ها مر شاخ را
زآنکه در خامی نشاید کاخ را
چون بپخت و گشت شیرین لب گزان
سست گیرد شاخها را بعد از آن
چون از آن اقبال شیرین شد دهان
سرد شد بر آدمی ملک جهان مولانا
وقتی ساحل از تلاطم و تموج به آرامش می رسد ، از زلالی ، ذخایر ،معادن ومنابع نمایان می شود تا بهره برداران و بهره وران ساحل تعلیم و تربیت و آینده سازان ، بدون تعارض ، تنافض و تضاد غیر منطقی در کنار معلمان دلخوش ، مشتاق ، علاقمند و توانمند خوشه چین معرفت باغ و بوستان اندیشه های ناب و نبوغ آمیز باشند.
پورسلیمان معتقد است هم آوایی ، همدلی ، و همداستانی معلمان و فرهیختگان در شناسایی غده چرکین عدم باور و اعتماد به « توسعه انسانی » در ادب دولت مردان و قانون نویسان از هیچ نهاد، سازمان و شخصی بر نمی آید مگر خود معلمان با کمک رسانه و تعامل و تعاطی اندیشه ها در ساحل گفت و گو باید این مهم را به سر انجام برسانند و این مرض و بیماری را از ریشه بخشکانند.
به آرشیو سایت بنگریم ...
در این یکسال و اندی زمان ، چه بوستانی برا انداخت از این همه آثار گهر بار و گرانبها چشم ها خیره می شود ، هر کدام از مقالات ، نظرات و چالش ها می تواند یک کتاب باشد برای بهره وری آحاد جامعه و آموزش و پرورش .
می دانیم وزیر علاوه بر مدیران کل ، مشاوران زیادی دارد که همه نظرات آنان (ضمن احترام به حضرات ) در کارکرد و در ارتقاء سطح علمی و توانمندی معلمان به اندازه 30 در صد خروجی سایت سخن معلم را ندارد ، اگر الکسا درست گرا داده باشد که سایت سخن معلم روزی میانگین هشت هزار بازدید کننده دارد این پیروزی بر مدیر و همکاران شان مبارک باشد ، آیا وزیر ، مشاوری شفاف تر و امین تر از این می تواند سراغ داشته باشد که به روز با معلمان سرزمینش ارتباط بگیرد ؟
آقای فانی !
مگر پورسلیمان می خواست شما را ببلعد که به او اجازه ورود به بارگاه خود نداده اید ؟
پیشنهاد می شود آموزش و پرورش خسته و وزیر خسته تر ، اگر معلمان را تشویق کند که در چنین حوزه ای به ارتباط با یکدیگر ، همدلی ، مشارکت و مشاورت بپردازند به نظر می رسد هم آموزش و پرورش به پویایی مضاعف برسد و هم معلمان هشیارتر و آگاه تر خواهیم داشت ، اگر هدف ها ، تربیت نسلی باشد که بتواند خود را از افراط و تفریط مصون بدارد و چاره کار بداند و خلاقیت و زیستن با هم و ایده آل را در خروجی خود داشته باشد .
و دیگر اینکه شورای سخن معلم به مناسبت دو سالگی اش همایش و یا برنامه ای را در نظر بگیرد ؛ مثل جشن حافظ « برگزاری همایش صنعت فیلم » بهترین مقاله ، دیدگاه شعر،اندیشه ، پیشنهاد؛ نه مورد قضاوت بلکه مورد همایش قرار بگیرد ، آن هم نه به هدف برتری ، بلکه ایجاد شور و نشاط و توجه بیشتر به همکارانی که از چنین رسانه ای اطلاع ندارند را تدارک ببینند تا اطلاع رسانی کارکرد این رسانه در بین معلمان و فرهیختگان همه گیر شود .
خوشبختانه سایت سخن معلم توانسته است در اکثر حوزه های آموزش و پرورش ورود پیدا کند ، روز به روز پویاتر و کامل تر شود ؛به نمونه هایی از خروار خرمن اندیشه اشاره می کنیم وبدوا از معلمان و فرهیختگان که سرایش اندیشه قلم شان در صفحه سخن معلم آراسته شده است سهوا و به جهت جلوگیری ازدرازای کلام ، نام نبرده ایم پوزش می خواهیم :
اگر به دل نوشته های دانش آموز قدیمی سمیرمی دقت کنیم ما را از ترسیدن بر حذر می دارد پس به سان محمد زارع سمنانی باید بگوییم من یک معلم هستم و چه جالب گفته است علیرضا راه پیما تهرانی معلم ابر رسانه ای که خاموش نمی شود و بدون معطلی هادی فرج تبار سقزی پاسخ می دهد که معلم سقف و ستون جامعه است آن را خراب نکنیم ، البته مجید کاظمی اصفهانی تذکر می دهد که آهای مسئولین ، آموزش و پرورش زیر بنای رشد و توسعه است و محمد رستمان مازندرانی معلمان را مدافعان فراموش شده می نامد و محسن محمد زاده اهوازی اولویت های آموزش و پرورش و آینده جامعه را برمی شمارد ، محمد داوری معتقد است روابط عمومی آموزش و پرورش هنجارشکنی قابل ستایشی انجام داده است اما علیرضا جدایی مدیر کل حوزه وزارت ، روابط عمومی را در قالب سازمان های دانش بنیان محسوب می کند ، ولی قادر باستانی حراج علم در میدان انقلاب را فریاد می زند و عباس فرجی پاسخ وزیر دولت یازدهم به سبک دولت دهم را نمی پذیرد ، زهره روحی کتاب مطالعات اجتماعی را نقد و بررسی می کند و گروه اخبار به مصطفی رحماندوست از آوردن قلیان در کتاب درسی ایراد می گیرد.
شعر و شاعری در سخن معلم از« آرزو های یلدایی » فاطمه سادات اشرفی زاده تا فاطمه ایازی روز بهانی « سفره دل گسترانیدیم » و فرخنده قربانی مقدم از سروده ی «چون مهر» و علی افشاری سمیرمی «چه بی نشاط بهاری» تا «بهاریه» حامد سام دلیری و «خانه تکانی خشتی و قدیمی» فرزانه دشتی و «باد بهاری» مهدی احمدی و معصومه حدادی با شعر زیبای «دریا تو موج عشقی» و «حیات طیبه» مریم پورسلیمان ، نمونه های از سیلان احساس زلال معلمان سرزمین مان می باشد.
عبدالحسین برزگر زاده تبریزی وزیر ما ، وزیر شما را می نویسد ، علی بهشتی نیا در قالب طنزانه به ظریف نامه حواله می کند و محمدی از مازندران افت شدید اخلاقیات در جامعه ... و جایگاه آموزش و پرورش را پرسش می کند و مزبان حبیبی با ساکنین خانه ی ملت نجوا می کند و محمد رضا نیک نژاد امکانات و در آمد های آموزش و پرورش را مورد برسی قرار می دهد و کامل حسینی گیلانی غصه تابستان و فرصت تجدید قوا را می خورد و رضا نهضت اصل صلاحیت وزیر را زیر گیوتین نقد قرار می دهد و رضا مرادی جفای حاجی بابایی در حق آموزش و پرورش را مورد بررسی قرار می دهد و دکتر محمد روزبهانی آموزش و پرورش ، معلمان و ترس از رسانه را می نویسد و مرتضی نظری داد می زند که نسل فردای ایران را فقیرتر تربیت نکنیم و دکتر زهرا بازرگان نقش مدرسه در پیشگیری از جرم را به روشنی تبین می کند ، میترا شکری سئوال می پرسد آیا ما تنبلیم ؟ و احمد حج فروش موانع خلاقیت در آموزش و پرورش را بر می شمارد ، طاهره نقی ئی بعضی اقدامات وزیر را با تدبیر و امید در تعارض می بیند و سعید شهسوارزاده چند روزی مانده به توافق ، جشن هسته ای را پیش بینی می کند و سعید دادرس از سردرگمی دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه تربیت دبیر می نالد و کامل حسینی دغدغه معلمان را تنها مسائل مادی نمی داند ، ناصر طالبی هزار نکته باریک تر از مو در باره معلم را به سخن معلم ارائه می دهد و جواد بروجردی آرامش و دلدادگی ، عباس حاتمی ارزش و انسان ارزشی را می نویسند و عبدا... افراسیابی جستاری در اندیشه هگل ، جلیل از کارت های هدیه رمضانیه ، محمد رضا سرگلزایی از منطق نق زدن و نقد کردن ، رویا عبدا... پور فرآیند آموزش فلسفه به کودکان از تئوری تا عمل را عرضه می دارند ، هفت قانون معنوی موفقیت از علیرضا هاشمی سنجانی ، الهام شریفی شیرازی معلمان زن و کنش صنفی از جنس زنانه و شهیندخت میان دشتی زنان معلم و نقش های چند گانه را می نویسند ، استاد غلامعباس توسلی نقد اعزام معلمان به خارج از کشور ، سید رازی طبیب کج سلیقگی ، شیرزاد عبداللهی گشت تعزیرات در مدارس ، فاطمه علیزادگانی از نقش مشاور و فاجعه حذف آن و عبدالجلیل کریم پور فریاد سکوت ، صدای باور معلمان را می نویسند ، علی غیاث آبادی فراهانی پیامد های خروج نخبگان از کشور را تذکر می دهد ؛ اما سخن معلم ما را با یک وبلاگ نویس غیر فرهنگی که به کار فرهنگی می پردازد ؛ فرهاد داودوندی بروجردی آشنا می کند و حسین خسروی از نفت تر و بانک تر می نویسد و اسماعیل عبدی راهکارهایی را برای آموزش " مقابله با افراطی گری " به دانش آموزان را ارائه می دهد و بهزاد الهی نیا تاثیر ورزش بر بهداشت فرهنگی جامعه را ، احمد شبانی بانه ای دلائل نمایندگان برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش را تحلیل می کند و خالد توکلی یک بار دیگر فرهنگ را مورد توجه قرار می دهد و علی ترابیان زلیوا نورآبادی نقش بی بدیل فرهنگیان در سر نوشت انتخابات 94 را بررسی می کند و یعقوب رمضان زاده سیستم تبعیض زده را می نویسد و هادی ورمزیاری از اولین مدرسه زرتشتیان تهران یاد می کند ، فرشته آل حسینی " ما به سم رقابت تا مغز استخوان آلوده ایم " و رضا بصیری راد از صمد بهرنگی معلمی که قدر قلم را پاس می داشت ، فرخنده قربانی مقدم نسخه شفابخش اندیشه های شریعتی برای نسل جوان را ضروری می داند و ابوذر از تهران ، مجید کاظمی ، علیرضا سعید آبادی ، فرشاد علی یاری ، بهاء ساکت ، مهدیس مدنی ، سید مصطفی بیضایی یزدی ، مریم مهران راد ، محمد تقی سبزواری ، محمد عزیز مرزی سقزی ، سمیه جعفری ، شکرا... مسیح پور ، رضا خسروی بروجردی ، عزیز ا... بابلی ، منیژه غزنویان ، محمود جعفری ، علی محجوب ، اکبر رضا دوست ، کامیاب شرفشاهی ، منوچهر خدایی ، آزاد معلم ، علی افشارسمیرمی ، مهدی بهلولی ، حسین رفیعی زنجانی ، سید حسین موسوی و... وهمه کامنت نویس های خوش قلم و ده ها نوشته و اثر گهر بار و پند آموز که افتخار نامشان در این مقال نمی گنجد ، نمونه هایی از موفقیت چشمگیر در بوستان سایت « سخن معلم »و تعامل افکار و اندیشه های معلمان در یک دور هم نشینی مجازی به بار نشسته است را شاهدیم .
پورسلیمان با دقت و آگاهی عجیب مطلب « کلید تحول در دست معلمان است » را عنوان کرده است و به روشنی همکاری همه معلمان و اندیشمندان برای مشارکت بیشتر و تلاش برای آموزش و پرورش بهتر را در خواست نموده است شاید به قول سهراب " چشم ها را باید شست و جور دیگری باید دید "
به امید آینده ای درخشان برای مردم سرزمین مان
محمد رضا خورشیدی پاجی فعال فرهنگی مرداد نود و چهار
گفتم پسرم چرا دَرسَت را نمیخوانی!؟ گفت درس خواندن به چه درد میخورد؟ گفتم چرا نمیخورد؟ خودِ من از خانوادهای فقیر دانشگاه رفتم و الان هم دبیرم و زندگی متوسطی دارم. اگر چنین نبود باید کارگری میکردم و برای یک لقمه نان، جان میکندم. اما حالا یه آب باریکهای هست و زندگی با کم و زیادهایش میچرخد و از خیلیها بهتر زندگی میکنیم.
گفت مگر تو همکار عمو نبودی؟ گفتم چرا! گفت او ١٠ تا زندگی ما را میخرد! گفتم خُب، اما تحصیل، چیزهای دیگری هم به آدم میدهد. گفت مثلا!؟ گفتم اندیشه را میپروراند و دید را گسترش میدهد، روابط اجتماعی را آسانتر و فراوانتر میکند، انسان را با جهان آشناتر میکند، فرهنگساز است و اگر درست انجام گیرد، میتواند در طول زندگی کارآمد و سودمند باشد و...
اینها تنها بخشی از بهرههاییست که در درس خواندن هست و نصیب همه نمیشود. به خیالم تسلیمش کرده بودم! باز گفت عمو با پولی که دارد میتواند همه اینها را با هم داشته باشد!
برای شناخت جهان باید رفت و دید. او میرود و میبیند و یاد میگیرد. تو هم بنشین کنج خانه و بخوان و بخوان! کی بیشتر میآموزد!؟ پرسیدم فرهنگ چی!؟ آن هم خریدنی است؟ گفت تا آنجا که دیدهام در شرایط کنونی و از نظر فرهنگی، چندان تفاوتی میان تحصیلکرده و تحصیل نکرده وجود ندارد!
برای نمونه خودم دیدم که فلانی با اینکه تحصیل کرده یکی از بهترین دانشگاههای کشور است، زباله بر زمین میریزد و...
گفتم بچههای فامیل همه درس خواندهاند، خجالت نمیکشی، درس نخوانی!؟ گفت برای همین است که الان همه یا بیکارند و یا در رشتهای به جز رشته دانشگاهیشان، با شندرغاز دستمزد زندگی میکنند. پرسیدم درد تو کم پولی است؟ من که تا جایی که توانستهام تأمینات کردهام! گفت من نمیخواهم فشاری به تو وارد کنم. برای همین بیشتر به کار چسبیدهام و نمیخواهم آیندهام مانند دیگران شود.
قول میدهم در ٤، ٥سال آینده هم نگذارم تو کار کنی و زندگیات را هدر دهی! پرسیدم هدر!؟ گفت تو میخواهی در این سن وسال بنشینی و بخوانی و بنویسی، اما مجبوری برای حقوق ناچیزی که درآمد یک روز عموست! بر همه علاقههایت چشم بپوشی. گفتم اینجور هم نیست. همه تحصیل کردهها که زندگی بدی ندارند. مثلا فلانی که دکترای شیمی دارد و تلاش کرده و در رشته خودش سری شده است، دارد حسابی پول درمیآورد. گفت تو هم از میان همه پیامبران، چسبیدی به جرجیس! با یک گل که بهار نمیشود! دیدم هیچ جوره راضی نمیشود. البته پُر بیراه هم نمیگفت. اگر هدف از زندگی پول است، که راههای میانبُر فراوانی برایش هست، پس چرا آدم این همه در راهی که علاقهای به آن ندارد گام بردارد و زندگی را به سختی بگذراند!؟
من در درس خواندن و دانشگاه رفتن بسیار چیزها آموختهام که اکنون از آنها بهره میگیرم. اما نمیدانم چرا از پسِ راضی کردنش بر نمیآیم!؟ اختلاف نسلهاست؟ وضع اقتصادی بد و بیکاری شدید تحصیل کردههاست؟ ناکارآمدی آموزش است و ناتوانی آن در افزودن به دانسته و آگاهیهاست؟ اختلاف طبقاتی شدید در جامعه و نوکیسههایی که به روشهای گوناگون خانهها و خودروهای آن چنانی دارند؟...
هر چه هست راضی کردن نسل امروز برای درس خواندن و آموختن، در چهارچوب آموزشهای رسمی بسیار دشوار شده و پول در زندگیهایشان محوریت یافته است!
راه چاره چیست، نمیدانم!
روزنامه شهروند
تعدادی از مدارس به خصوص دبیرستان ها با دو نیت در تابستان ها کار می کنند؛ یکی رفع اشکال و تقویت بنیه علمی دانش آموزان و یکی کسب درآمد.
هدف اول را مدارس دولتی و غیردولتی هر دو دنبال می کنند، مخصوصا دولتی ها که معمولا تعداد دانش آموزان شان زیاد است و با حجم زیاد کتاب های درسی و زمان محدود آموزشی جور نیست. اما در مدارس غیردولتی باید اذعان داشت که نیت غالب، کسب درآمد است چون چرخ این مدارس به هر حال باید بچرخد و به صرفه نیست که در تابستان تعطیل باشند.
اما در این میان با مدارسی مواجهیم که از فرصت تابستان برای تدریس کتاب های سال آینده استفاده می کنند که البته این رغبت در مدارس دولتی به ندرت و در مدارس غیردولتی به وفور دیده می شود، مخصوصا برای دانش آموزانی که سال آینده باید در کنکور شرکت کنند.
در واقع استدلال این است که با مرور درس های سال آینده، در سال تحصیلی فرصتی برای تمرکز بر تست زنی و مرور نکات کنکوری ایجاد شده که از این رهگذر درآمدی نیز عاید مدارس می شود.
البته برخلاف کلاس های رفع اشکال تابستانی که واکنشی است به فرصت محدود آموزشی و جا نیفتادن برخی نکات درسی در طول سال (و می تواند فوایدی برای دانش آموزان داشته باشد)، تدریس زودهنگام کتاب های سال آینده یک چالش محسوب می شود.
علت این که دانش آموزی که مطالب درسی را زودتر آموخته یا با آنها آشنا شده در طول سال رغبتی برای آموزش و اشتیاقی برای یادگیری ندارد، مشکلی است که در دانش آموزان کلاس اولی که در دوره پیش دبستانی الفبا و اصل ریاضی را آموخته اند نیز دیده شده است.
اما مشکل اصلی وقتی بروز پیدا می کند که معلم تابستانی دانش آموزان با معلم آنها در طول سال تحصیلی متفاوت باشد و تفاوت در روش های تدریس، دانش آموزان را دچار سردرگمی کند.
جام جم