صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

طرح آموزش تلفیقی و تحصیل دانش‌آموزان استثنایی در کنار دانش‌ آموزان عادی  گروه اخبار /

محمد دیمه ور با بیان این که تعلیم و تربیت در اسلام واژه مقدسی است، اظهارکرد: معلمینی که برای تربیت دانش آموزان با نیازهای ویژه تلاش می کنند، نقش به سزایی در نهادینه کردن فرهنگ عشق و ایثار در نظام تعلیم و تربیت ایفا می کنند که این خود رضای پروردگار و اجر اخروی را به دنبال دارد.

 معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش به ارائه برنامه‌های انجام شده ایران در خصوص آموزش فراگیر مقطع دبستان پرداخت و تصریح کرد: از سال 2000 که برنامه جهانی آموزش برای همه تصویب شد، پوشش تحصیلی برای تمام کودکان به خصوص دختران، کودکان در شرایط ویژه مناطق مرزی و محروم، دانش‌آموزان ویژه به طور رایگان و با کیفیت به طور جدی اجرا شد.

 وی افزود : نرخ ماندگاری که از شاخص‌های کیفی آموزش است از سال شروع برنامه آموزش برای همه از 88 درصد به 95 درصد افزایش پیدا کرده است و این موضوع از شاخص‌های امید بخش است.

 دیمه‌ور موضوع حمایت از دانش‌آموزان استثنایی را مورد اشاره قرار داد و افزود: دانش‌آموزان نیازمند نگاه ویژه در مدارس خاص و استثنایی از  71856 نفر به 71430 کاهش پیدا کرده است.

 معاون ابتدایی وزیر آموزش و پرورش به تشریح طرح آموزش تلفیقی پرداخت و اضافه کرد: در این طرح، دانش‌آموزان استثنایی در کنار دانش‌آموزان عادی مشغول به تحصیل شده‌اند؛ این طرح به طور آزمایشی در چند استان کشور برگزار شد و امسال وارد مرحله جدیدی از توسعه آموزش فراگیر تلفیقی شده‌ایم.

 وی با بیان این که آموزش و پرورش تلفیقی با کمک آموزش و پرورش استثنایی برنامه‌هایی برای توانمند سازی معلمان تصویب کرده است ؛ یاد آور شد : در یکی از این برنامه‌ها  به ازای هر دانش‌آموز با نگاه ویژه در مدارس عادی، 3 نفر از سقف افراد کلاس کم می‌شوند.

ایلنا

اقدام غیرقانونی اداره ی آموزش و پرورش کاشان در موردواگذاری مدارس تحت عنوان مدارس حمایتی به بخش خصوصی

به استحضار می رسانم اداره ی آموزش و پرورش کاشان با اطلاع از مصوبه ی مجلس درخصوص « غیرقانونی بودن واگذاری مدارس تحت عنوان مدارس حمایتی به بخش خصوصی » ،در یک اقدام کم نظیر و حتی بی نظیر تعدادی از مدارس ابتدایی این منطقه را به بخش خصوصی (تحت عنوان مدارس حمایتی) واگذار نموده که تعدادی از آن ها عبارتند از:

" دبستان پسرانه ی سیدحاجی طباطبایی (دوره ی دوم) ، دبستان انصارالحسین لتحر(دوره ی اول و دوم) ، دبستان شهدای انقلاب اسلامی (دوره ی دوم) ، دبستان شهید ارشدی خزاق (دوره ی اول و دوم ) ، دبستان روستای مشکات (دوره  ی اول و دوم) ، دبستان ملافتح اله (دوره ی اول) ، دبستان شهید صدوقی طاهرآباد ( دوره ی اول و دوم ) ، دبستان پسرانه ی شهرک 22 بهمن (دوره  ی اول و دوم ) و چندین مدرسه ی دیگر."

البته ساکنین منطقه ی طاهرآباد با تجمع در اداره ی آموزش و پرورش و بیرون کردن معلمانی که از طرف شخص اجاره کننده به مدرسه آمده بودند، رئیس اداره را مجبور کردند مدرسه را از طرح مدارس حمایتی خارج کند که این کار بازتاب زیادی در سطح منطقه ی کاشان داشته است .

مورد دیگر این که ، اکثر افرادی که به عنوان معلم در این مدارس به کار گرفته شده اند خانم هستند و در پایه های چهارم، پنجم و ششم مدارس پسرانه تدریس می کنند و دوره های مربوطه را اکثرا" ندیده اند.

آیا از نظر قانونی ، رئیس اداره آموزش و پرورش کاشان اجازه ی این کار را داشته است؟

مگراین کار خلاف مصوبه ی مجلس شورای اسلامی نیست؟

از شما نمایندگان محترم تقاضا داریم به داد مردم این منطقه و آموزش و پرورش آن برسید.
باتقدیم احترام

اصغر حسین زاده ؛  فرهنگی بازنشسته- کاشان
همراه 09132622923


رونوشت :

کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس
کمیسیون اصل 90 مجلس
فراکسیون فرهنگیان مجلس
کمیته آموزش و پرورش مجلس


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

بازگشت امتحانات به مراکز آموزش از راه دور   گروه اخبار /

مرضیه گُرد رئیس سازمان مدارس غیر دولتی، توسعه مشارکت‌های مردمی و خانواده وزارت آموزش و پرورش در جمع اساتید دانشکده کار آفرینی دانشگاه تهران اظهار داشت: اعتقاد داریم که آموزش و تعلیم و تربیت اگر با ایجاد انگیزه در شاگردان به وجود نیاید معنی واقعی خودش را نخواهد داشت و برای کودکان همچون بار گرانی خواهد بود.

وی افزود: آموزش اگر با عشق توأم باشد راه گشا و راهبر آینده عزیزان ما خواهد بود و این امر زمانی تحقق پیدا می‌کند که انگیزه آموزش دادن و یادگیری وجود داشته باشد.

گرد تصریح کرد: برای ایجاد انگیزه در دانش‌آموزان بهترین راه ورود به بحث کیفیت بخشی و ایجاد رقابت سالم و تحرک و نشاط در مدارس است.

وی ضمن ابراز خوشحالی از تصویب بازگشت امتحانات به مدارس آموزش از راه دور در مدارسی که مدیر موظف دارند، افزود : با درایت وزیر آموزش و پرورش و حمایت دبیر کل شورای عالی آموزش وپرورش و تلاش‌های مستمر مدیریت آموزش از راه دور این مصوبه به تصویب شورای عالی رسید که امیدواریم این قدمی برای اعتماد سازی دو جانبه باشد و یک فضای مناسب به همراه آرامش روحی و روانی را در مدارس ایجاد کند.

رئیس سازمان مدارس غیر دولتی در ادامه عنوان کرد: آموزش از راه دور یک فرصت طلایی برای کسانی است که امکان حضور رسمی در مدارس را ندارند، گرچه فرهنگ کار گروهی، مشارکت و گذشت اجتماعی در با هم بودن‌ها رخ می‌دهد، اما ما باید هنرمان در این باشد که عزیزانی که دسترسی به این امکانات را ندارند را با فرهنگ اصلی تعلیم و تربیت آشنا کنیم. 

وی گفت: برگزاری جشنواره‌ها می‌تواند یکی از راه‌های شناختن برای آنچه که در مدارس آموزش از راه دور می‌گذرد برای مردم باشد و ما می‌توانیم با برگزاری جشنواره‌ها برای فرهنگیان و مردم، اهداف‌مان را بشناسانیم.

انتهای پیام/

فارس

گروه گزارش/ روزانه پیام های مختلف و فراوانی از سوی همکاران محترم فرهنگی از اقصی نقاط کشور برای سخن معلم مبنی بر عدم پرداخت کامل " پاداش پایان خدمت بازنشستگان " ارسال می گردد .

نامه زیر توسط بازنشسته محترم جناب آقای " مسعود قفقازی " برای گروه سخن معلم ارسال گردیده است .

امید که صدای این همکاران شنیده شود

منتشرشده در بازنشستگان

حقوق دانش آموز وخانواده حقوق محور و مدارس تكليف‌ محور   آموزش و پرورش رسمي وقتي آغاز مي‌شود كه هفت سال نخست عمر كودكان در خانواده و جامعه سپري شده است و طبق نظريه روانكاوان و رفتارگرايان بخش بزرگي از ساختمان شخصيت افراد در همان هفت سال نخست شكل مي‌گيرد بنابراين در اين بخش والدين نقش اساسي برعهده دارند.

پس از سپردن كودكان به مدارس باز هم بيش از دوسوم زمان زندگي آنها خارج از مدارس و بيشتر در كنار والدين سپري مي‌شود .بنابراين خانواده‌ها و والدين در كنار معلمان و مربيان نقش گسترده و موثري را در تربيت كودكان و نوجوانان دارند. در آموزش مفاهيم زندگي نقش والدين از جهتي مهم‌تر نيز است.

آموزش حقوق يكي از وظايف تربيتي است كه در كنار آموزش مسووليت‌ها بايد مورد توجه جدي والدين قرار گيرد اما متاسفانه والدين به دلايل مختلف و توجه افراطي به فرزندان‌شان كمتر به مسووليت‌هاي آنها توجه دارند و بيشتر در تلاش هستند تا به خواسته‌هاي فرزندان خود با كمترين مقاومتي پاسخ دهند.

در اين مسير آنقدر زياده‌روي صورت مي‌گيرد كه ابتدايي‌ترين مسووليت‌هاي كودكان و نوجوانان به والدين محول شده و تا سنين بالاتر نيز توسط پدران و مادران انجام مي‌گيرد؛ مسووليت‌هايي كه در زندگي روزمره به طور طبيعي بايد بر دوش فرزندان باشد اما اين اشتباه والدين موجب شده حتي فرزندان هم تصور كنند اين تكاليف والدين است و براي خود حق قايل مي‌شوند به همين دليل اين رويكرد و نقش افراطي باعث شده است تا هنگام ورود به عرصه اجتماع چه در حوزه كاري و چه در حوزه زندگي مستقل به شدت آنها دچار مشكل شوند. اصطلاحي كه اين روزها بيشتر شنيده مي‌شود كه نسل جديد پرتوقع شدند شايد به زبان ساده‌تر بيانگر همان مدعي بودن حقوق بيش از حد است.

از سوي ديگر در كنار افراط توجه خانواده‌ها به حقوق كودكان و نوجوانان و تفريط در توجه به مسووليت‌ها يا تكاليف آنها، متاسفانه مدارس برعكس خانواده‌ها تكليف‌محور هستند و كمتر به حقوق دانش‌آموزان توجه دارند.

هر قدر كه خانواده بله‌قربانگوي فرزندان است حالا در مدارس دانش‌آموزان بايد بله‌قربان‌گوي مديران و معلمان باشند. اين فضاي دوگانه خانه و مدرسه و نقش‌هاي تك‌بعدي والدين و معلمان و مربيان نابه ساماني عميق و گسترده‌اي را در ذهن و رفتار كودكان و نوجوانان ايجاد كرده است. به اين معنا كه جايگاه حقوق و مسووليت‌ها و نسبت اين دو در نقش‌هاي كه به عنوان فرزند، شاگرد، شهروند، دوست و... دارند نامشخص و مبهم است. اين نابه ساماني كه ناشي از حقوق محور بودن خانواده و تكليف‌محور بودن مدارس است يك نقص بزرگ تربيتي است؛ نقصي كه اثرات خود را در جامعه نيز گذاشته است.

 

بزرگسالاني كه خروجي اين سيستم هستند بيشتر در وادي افراط و تفريط قرار دارند يا با ژست‌هاي حق به جانب به همه چيز و همه كس معترض‌اند و همه چيز را زير سوال مي‌برند و خود را تبرئه مي‌كنند يا اينكه چنان سر در لاك تكاليف و مسووليت‌ها فرو برده‌اند كه در برابر بزرگ‌ترين نقض حقوق خود واكنش نشان نمي‌دهند. به عبارتي آن افراط و تفريط در حقوق و مسووليت‌ها اين فعاليت افراطي و تخريبي و انفعال گسترده را به دنبال دارد.

 

به نظر مي‌رسد خانه و مدرسه به عنوان دو نهاد كه يكي سنتي و ديگري مدرن است نيازمند تغيير و تحول در نقش‌ها و توجه متعادل و متوازن در وظايف آموزشي و تربيتي است تا شهرونداني رشد يافته و بالغ و همه‌جانبه تحويل جامعه دهند.

روزنامه اعتماد

منتشرشده در یادداشت

بخشنامه ممنوعیت ادامه تحصیل فرهنگیان و مشکل دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان

" اگرچه این دانشگاه ( فرهنگیان) در ذیل وزارت آموزش و پرورش تعریف شده است و مربوط به آموزش و پرورش است، لیکن آموزش عالى باید همه ى پشتیبانى هاى ممکن را از این دانشگاه ها بکند.... (مقام معظم رهبری ) "

سخن گفتن از مشکلات متعدد آموزشی و صنفی و رفاهی دانشگاه فرهنگیان آن قدر تکرار شده که کمتر کسی است که از آنها اطلاع نداشته باشد، هرچند در این چندسال که از تاسیس آن می گذرد بسیاری از آنها حل نشدند و با نجابت و شکیبایی دانشجو معلمانی که ارزش رسالت خویش را بیشتر از هر چیزی می دانستند تحمل می شوند، دانشجویانی که مشکلات و محدودیت های بسیاری را به امید فردایی بهتر تحمل می کنند ؛ اما ابلاغ قانون جدید از سوی دولت مبنی بر امکان ادامه تحصیل کارکنان دولت تنها در یک مقطع ، همه ی دانشجومعلمان رنج کشیده را مبهوت و ناامید از آینده کرد .

اما این همه ی مشکل نیست، چون مساله از جایی حادتر می شود که در ماه های اخیر اقدامات لازم برای تغییر احکام استخدامی دانشجو معلمان از آزمایشی به قطعی درحال انجام است و این یعنی دانشجو معلمانی که حکم رسمی آنها با مدرک دیپلم صادر می شود و پس از طی دوران ۴ ساله ی دانشگاه فرهنگیان مدرک تحصیلی آنها به لیسانس ارتقا پیدا می کند عملا تنها فرصت ادامه ی تحصیل آنها از بین رفته و امیدهای آنها برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا بر باد می رود.

مساله ایی که به شکل تعجب آوری پارادوکسی بزرگ با طرح رتبه بندی معلمان ایجاد کرده است ؛ از یک سو در طرح رتبه بندی مسئولین وزارت خانه معلمان را ترغیب به ادامه ی تحصیل می کنند و از سوی دیگر با ابلاغ قانون مذکور اجازه ی ادامه ی تحصیل از فرهنگیان همانند دیگر کارمندهای دولت سلب می شود، قانونی که اجرای آن درمورد معلمان تناقضی انکارناپذیر با توجه خاص دین مبین اسلام به معلمان و تاکیدات مقام معظم رهبری درمورد توجه به معلمان ایجاد کرده است .

معلمانی که امروز از سویی سال هاست شعارشان « اطلبوالعلم من المهد الی اللحد » بوده و در طرح رتبه بندی معلمان ترغیب به ادامه تحصیل شده و از سوی مقابل حق ادامه ی تحصیل از بسیاری از آنها سلب شده است.

لذا امیدواریم هیئت دولت و مسئولین وزارت آموزش و پرورش همه ی تلاش خود را کرده تا فرهنگیان علی الخصوص دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان از این قانون جدید مستثنی شوند تا در سال های نه چندان دور با آموزش و پرورشی متعالی تر مواجه شویم.


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

  گروه اخبار / « سید محمد بطحایی » دیروز چنین اعلام کرده بود : " معلمان با کمتر از ۲۰ ساعت تدریس در هفته مشمول طرح رتبه بندی و افزایش حقوق نمی شوند و بنابراین ۲۳۰ هزار معلم از این طرح خط خواهند خورد. " ( این جا )

اما در فاصله کم تر از 24 ساعت ، بطحایی مواضع خود را تعدیل کرده و آمار را چنین اعلام کرده است :

مشکل اعتیاد دانش آموزان و مدیران محافظه کار وزارت آموزش و پرورش  گروه اخبار /
بر اساس آخرین آمار اعلام شده از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر که مربوط به شیوع‌شناسی سال 1390 است 9/0  درصد دانش‌آموزان ایرانی مبتلا به اعتیاد هستند. مسئولان آموزش و پرورش اما همواه به طرق‌ گوناگون تا به امروز این آمار را نادیده گرفته‌اند و وجود دانش‌آموز معتاد در مدارس را رد می‌کنند. با این وجود دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر اصلی‌ترین رویکرد این ستاد را اجتماعی کردن بحث پیش گیری از استفاده مواد مخدر اعلام کرده و وزارت آموزش و پرورش را یکی از نهاد‌های اصلی اجرای برنامه‌های این رویکرد معرفی کرده است.

به همین منظور به سراغ سعید صفاتیان رئیس کارگروه کاهش تقاضا در کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام و کارشناس حوزه اعتیاد رفته ایم. مشروح گفت و گوی خبرگزاری آنا با او را در پی می‌خوانید:


* با توجه به تحقیقات صورت گرفته، گرایش افراد به مواد مخدر در کشورمان در چه رده‌های سنی قرار گرفته است؟
بنا بر گزارش‌های اعلام شده در این زمینه اعتیاد در کشور از 14 سالگی شروع می‌شود که این رده سنی متعلق به دانش آموزان دوره دبیرستانی است و با توجه به اینکه چند میلیون دانش آموز دبیرستانی هم اکنون در کشور در حال تحصیل هستند حتما تعدادی معتاد نیز در بین آنها وجود دارد و اینکه عده‌ای این موضوع را نفی می‌کنند قابل قبول نیست چون ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور نیز در این زمینه گزارش‌هایی را ارائه کرده که در حوزه دانش آموزی اعتیاد دیده شده و این یک حقیقت در کشور ما است.


* پس چرا آموزش و پرورش وجود دانش‌آموزان معتاد در مدارس را نفی می‌کند؟
اینکه آموزش و پرورش این موضوع را نفی می‌کند، بسیار اشتباه است و در واقع این گونه تلقی می‌شود که مدیران در آموزش و پرورش از ارائه گزارش و نحوه عملکرد خود در این زمینه هراس دارند. در حوزه مبارزه با اعتیاد، آموزش و پرورش بیشترین بودجه را در حوزه «پیشگیری از اعتیاد» از ستاد مبارزه با مواد مخدر دریافت می‌کند. البته این موضوع جدیدی نیست و از گذشته این گونه بوده است که آموزش و پرورش این وظیفه را در حوزه ذاتی خود قرار نمی‌دهد.


* آیا در این زمینه بودجه‌ای در اختیار آموزش و پرورش قرار گرفته است؟
با توجه به سند پیشگیری از اعتیاد مصوب شده بود اگر ستاد مبارزه با مواد مخدر هر میزان بودجه را در اختیار آموزش و پرورش قرار دهد آنها باید در حدود 4 برابر آن بودجه را در این زمینه مصرف کنند یعنی در واقع قرار بر این بود که 20 درصد از بودجه را در این زمینه ستاد بپردازد و 80 درصد بقیه را دستگاه‌های حوزه پیشگیری از جمله آموزش و پرورش پرداخت کنند.

اگر ما بخواهیم موضوع اعتیاد را نفی کنیم مردم آن را قبول نمی‌کنند زیرا در واقع اعتیاد واقعیتی قابل مشاهده است. پنهان کردن این معضل بزرگ اجتماعی در داخل آموزش و پرورش ضربه بزرگی را به جوانان می‌زند وقتی که در یک مدرسه معتاد وجود دارد اما مسئولان مدرسه اسم او را اعلام نمی‌کنند یا برای ترک کردن به او کمکی انجام نمی‌دهند مهم‌ترین اتفاقی که می‌افتد این است که آن شخص دوستان دیگر خود را معتاد می‌کند. باید بگویم یک شخص معتاد در طول زندگی خود می‌تواند تا 20 نفر را به سمت اعتیاد سوق دهد.


* چرا بیشتر دانش‌آموزان در دوره دبیرستان به مصرف مواد مخدر روی می‌آورند؟
در دوره دبیرستان و با توجه به محدود بودن زمان دانش آموزان بیشترین تاثیر را از گروه همسالان خود دریافت می‌کنند و به همین دلیل است که وجود معتادان در مدارس بیشتر بر روند افزایش اعتیاد تاثیر می‌گذارد. در هیچ جای دنیا مسئولی در سیستم آموزش و پرورشی را پیدا نمی‌کنیم که مدعی باشد در مدارس کشور من معتاد وجود ندارد اما نمی‌دانم چرا در ایران دوستان آموزش و پرورش از بیان واقعیات واهمه دارند؛ شاید ترس از دست دادن میز و مقام یا اینکه در این زمینه کاری انجام نداده‌اند، باعث شده این موضوع را نفی کنند.

آنها باید بدانند این رفتار ضربه جبران ناپذیری را به بدنه جامعه می‌زند. دستگاه‌های متولی باید این موضوع را بررسی کنند. به عنوان مثال ستاد مبارزه با مواد مخدر باید از آموزش و پرورش بخواهد یک تحقیق گسترده طیفی در این زمینه انجام دهد. البته این تحقیق در گذشته هم انجام شده است اما آماری که در استان‌ها و شهرستان‌ها ارائه شده مثل این است که بخواهید تعداد سینماهای آن شهر را نام ببرید. آن چیزی که وجود دارد با آن چیزی که مسئولان مطرح می‌کنند، بسیار متفاوت است.

مردم جامعه این حرف‌ها را قبول نمی‌کنند و این در واقع فرار رو به جلو است که مسئولان انجام می‌دهند.

حقوق دانش آموز در مدرسه و منشور حقوق دانش آموز در فرآيند آموزش و پرورش و تعليم وتربيت، عناصري اصلي و فرعي وجود دارند. دانش‌آموز و معلم، مربي و متربي از اصلي‌ترين عناصر در اين پروسه هستند. هر كدام از اين دو عضو و عنصر اساسي را حقي است و وظيفه‌اي‌! وما در اين يادداشت كوتاه سعي داريم اندكي به حقوق دانش‌آموز كه منظور اصلي اين سيستم است بپردازيم.

قبل از هر چيزي يادآوري مي‌كنم كه دانش‌آموز سرمايه‌اي ملي است و امانتي است الهي، كه جهت انجام امر خطير و خدايي تعليم و تربيت به مدرسه و معلم سپرده مي‌شود. بديهي است رعايت حقوق او در جهت رشد و سلامت رواني‌اش لازم و ضروري و اثرگذار خواهد بود.

خوانندگان گرامي در نظر داشته باشند كه منشور حقوق دانش‌آموز مصوبه مجلس دانش‌آموزي كه به تاييد و تصويب شوراي‌عالي آموزش و پرورش نيز رسيده است، دربردارنده مواردي روشن و مترقي در تبيين حقوق دانش‌آموزان است. اين منشور شامل هفت فصل و٥٤ ماده است كه قرار بود تك‌تك مواد اين منشور به دانش‌آموزان آموزش داده شود كه متاسفانه در عمل و اجرا مورد غفلت واقع شده است.

سخن در حقوق دانش‌آموز است، گستره اين حقوق بسيار فراتر از فرض و گمان است. از نام‌نويسي در مدرسه تا عدم امكان انتخاب معلم و امكانات آموزشي و بهداشتي و فيزيكي فضاي مدرسه و كلاس‌ها و حتي توالت‌ها و امكانات ورزشي و سطح علمي و آموزشي معلمان و مربيان و نيز بيمه و تغذيه و مشاوره و... همه وهمه گوياي اهميت اين حقوق و لزوم توجه جدي وعملي به آن است.

متاسفانه در اين سيستم، ديوار دانش‌آموز از همه كوتاه‌تر است و كاسه هر كاستي و ضعفي نهايتا برسر او شكسته مي‌شود.

در اينجا به چند مورد ضروري كه معلم و مدرسه بايد به آن توجه كند اشاره‌اي مي‌كنيم.

١- آداب و مهارت‌هاي آموختن، اعم از سكوت كردن، ديدن و شنيدن، يادداشت كردن، انديشيدن و پاسخ دادن و تمرين و تجربه كردن را به‌كارگيرد و بياموزد. بخش قابل توجهي از زحمات و خدمات آموزشي معلم و مدرسه به علت عدم مهارت‌هاي فوق‌الذكر به هدر مي‌رود.

٢- انگيزش و ايجاد شوق و رغبت به آموختن و دانستن اهميت و ارزش محتوا و مفاهيم درسي و تبيين رابطه محتواي دروس با نياز واقعي و آرمان‌هاي ذهني در زندگي فعلي و آتي دانش‌آموز امري مهم است. يعني دانش‌آموز بايد بداند و باور داشته باشد كه محتواي اين دروس چه رابطه و اثر و ثمري در زندگي واقعي او و آينده‌اش خواهد داشت. در واقع لازم است پاسخ دلچسب و اقناع‌كننده‌اي به اين سوال ذهني او داده شود كه من چرا بايد اين درس ومفاهيم آن را بياموزم!؟ آموختن آن‌چه ارزش و اعتباري براي من به همراه خواهد داشت؟ بديهي است پاسخ به سوال فلسفي چرايي تحصيل و تحمل سختي‌هاي ناشي از آن، در موفقيت او نقش اساسي دارد.

٣- محيط درس و مدرسه و رابطه معلم و اولياي آموزشي و پرورشي مدرسه با دانش‌آموز بايد به گونه‌اي باشد كه صميميت و دلسوزي و احترام و علاقه و خيرخواهي آنها را نسبت به خود، باور كند. بديهي است تواضع و نرمش و پرهيز از تبعيض و رفتارهاي تحقير‌آميز و احترام به شخصيت دانش‌آموزدر مدرسه، اين حس خوشايند و سازنده را در او تقويت مي‌كند. دانستن نام دانش‌آموز و خواندن او به آن نام و نيز دلجويي و احوال پرسي معلم پس از غيبت وبيماري دانش‌آموز، در ايجاد تعلق و اميد و نشاط به يادگيري و مدرسه و معلم موثر است.

٤- پرسشگري و توضيح خواستن در ذات تعليم و تربيت است. دانش‌آموز حق دارد به فراخور استعداد مبتني بر تفاوت‌هاي فردي‌اش، راجع به محتواي آموزشي پرسشگري كند. اين صفت حسن اوست و هرگز نبايد به خاطر اين ويژگي مورد مواخذه يا مسخره يا كم مهري قرار گيرد. گاه ديده يا شنيده شده كه دانش‌آموزي پس از تدريس معلم، سوالي مي‌كند و در جواب به او گفته شده «پس اين‌همه گفتم شما كجا بودي!؟ خواب بودي!؟ چرا گوش نمي‌دهي!؟ خب حالا گوش‌هايت را باز كن تا دوباره تعريف كنم!! البته اين‌بار مطمئن هستم كه ديگه تنبل‌ترين‌ها هم خواهند فهميد!!» اما اين‌بار نيز همان توضيحات اوليه و بدون هيچ ابتكار و تغييري توسط معلم تكرار مي‌شود! و باز هم دانش‌آموز سوال‌كننده است كه متوجه نشده، ولي با آن القا‌ي رواني ديگر جرات نمي‌كند كه بگويد باز هم نفهميدم‌!!! چراكه در آن‌صورت انفجار خنده و مسخره همكلاسي‌ها و معلمش را به‌دنبال خواهد داشت.

٥- حقوق دانش‌آموز به رقم حقوق مادي و اداري معلم بستگي ندارد. معلم بايد حق دانش‌آموز را در عرضه محتواي آموزشي و آموختن آن به شاگردان ادا كند. مشكلات و اعتراضات حقوقي و معيشتي معلم هيچ ربطي به دانش‌آموز و حقوق مربوطه‌اش ندارد.

براي تبيين اين موضوع، به خاطره‌اي خبري از سال‌هاي نه چندان دور اكتفا مي‌كنم و به اين مقال پايان مي‌دهم.

سال‌هاي قبل در يك كلاس دبيرستان پسرانه در تهران، معلم يكي از دروس تخصصي به دانش‌آموزان كلاس اظهار مي‌دارد «بچه‌ها، حقوقي كه به من بابت يك جلسه درس در كلاس شما مي‌دهند، فقط ١٥٠٠ تومان است. من اگر اين مبلغ را بر تعداد٣٠ نفر شما تقسيم كنم، سهم هر كدام از شما مي‌شود ٥٠ تومان‌! و ادامه مي‌دهد كه از اين پس هر كس بخواهد در كلاس مزاحمت ايجاد كند و اذيت كند، سهمش را مي‌دهم و از كلاس بيرونش مي‌كنم كه مديونش هم نباشم‌! اتفاقا آن‌روز سه‌نفر را هر كدام با ٥٠ تومان از كلاس بيرون مي‌كند!!! خب اين شد حق دانش‌آموز!!!

حال نگارنده، اين سوال را از آن معلم عزيز مي‌پرسد كه « اگر حق دانش‌آموز اين باشد، در آن‌صورت حق معلم از پروسه گران قدر تعليم و تربيت چقدر خواهد بود؟ اگر معلم و مدرسه به حق دانش‌آموز توجه نكند و آن را رعايت نكند، آيا انتظار بجايي‌است كه جامعه حق اورا بداند و شأن و منزلت او را رعايت و حقوقش را ادا كند؟!

البته پوشيده نيست كه معلمان آگاه و تلاشگر و ايثارگر كه صبورانه سختي‌هاي كار با دانش‌آموزان را تحمل كرده و موجبات شكوفايي استعدادهاي آنان را فراهم مي‌كنند قابل تحسين هستند.

اميد است با مراجعه به « منشور حقوق دانش‌آموز » زمينه هر چه بيشتر و بهتر آگاهي از حقوق اين سرمايه‌هاي ملي و امانت‌هاي الهي فراهم شود.

روزنامه اعتماد

منتشرشده در دانش آموز

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور