صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

مشارکت در آموزش و پرورش  پدران و مادران بيش از هر چيزي براي تربيت فرزندان خود انگيزه دارند، صرف‌نظر از اينكه ريشه اين انگيزه را چه چيزي بدانيم و عامل اصلي آن را غريزه يا هر چيز ديگر تصور كنيم اين انگيزه بالا يك شاخص يا متغير تعيين‌كننده است كه مي‌تواند توجيه‌گر رويكردهاي مديريتي و كاركردهاي نقش والدين در عرصه تعليم و تربيت باشد.

اگر يك نظام آموزشي اين پيش‌فرض را بپذيرد بي‌ترديد ازاين امكان بايد بيشترين استفاده را به عمل آورد. تجربه‌هاي كشورهاي موفق دراين راستا يا تجربه‌هاي مناطق و مدارسي كه توانسته‌اند با جلب اعتماد والدين و استفاده از مشاركت آنها تحولي را ايجاد كنند مهم‌ترين سند براي اثبات اين ادعاست.

فرض نخست يعني بالا بودن انگيزه والدين براي مشاركت در تربيت فرزندان و استناد بعدي يعني تجربه‌هاي مثبت در اين راستا ما را به اين نتيجه مي‌رساند كه رويكرد مشاركت‌محور در آموزش و پرورش تنها كليد حل مسائل متعدد و گسترده‌ اين حوزه است؛ رويكردي كه بايد به يك استراتژي تبديل شود نه يك تاكتيك مقطعي و استفاده ابزاري و يك‌جانبه، چرا كه تجربه‌هاي ناموفق ريشه در اين نگرش اشتباه دارد كه با تاسف بايد گفت همچنان بر آن پا‌فشاري مي‌شود.

هرچند در ساختار سازماني، تشكيلات سازمان انجمن اوليا و مربيان وجود دارد و به اين سازمان ماموريت داده شده است تا براي جلب مشاركت همه‌جانبه والدين برنامه‌ريزي كند اما متاسفانه اين ساختار متمركز همچون ساير بخش‌ها نتوانسته مجري خوبي براي رويكرد مشاركت‌محور باشد.

مديريت مشاركتي الزام‌هايي دارد كه بي‌توجهي يا كم‌توجهي به آن منجر به شكست مي‌شود؛ نخستين شرط آن جلب اعتماد است، شرطي كه به سادگي به دست نمي‌آيد و نخستين اقدام براي جلب اعتماد مشاركت‌ دادن واقعي والدين است.

آنها بايد با تمام وجود و در فضايي آزاد و شفاف بتوانند در مدارس بر ابعاد مختلف فعاليت‌هاي واحدهاي آموزشي نظارت داشته باشند تا اين احساس در آنها شكل بگيرد كه مورد اعتماد قرار دارند. هرگونه پنهان‌كاري يا عدم صداقت تيشه به ريشه ستون اصلي مديريت مشاركتي يعني «اعتماد متقابل» خواهد زد.

انجمن‌هاي اوليا و مربيان در هر مدرسه به عنوان يك نهادي كه تركيبي از افراد فعال در يك واحد آموزشي هستند با همين شرايط فعلي مي‌توانند جايگاه خود را ارتقا دهند و بايد خود را از قيد و بندهاي بروكراتيك و دستورالعمل‌هاي عريض و طويل ستادي رها سازند و با تمركز بر امكانات و توانمندي‌هاي خود و با رويكرد مشاركتي و مدرسه‌محوري ابتكارات خود را به كار گيرند.

پويايي يك واحد آموزشي در گرو فعال‌سازي نهادهاي مشاركت‌محور مانند انجمن اوليا و مربيان، شوراي دبيران و شوراي دانش‌آموزي است.

اين نهادها فرصت و ابزاري هستند براي تحقق مديريت مشاركتي و مدرسه‌محور كه لازمه بهره‌مندي از اين نهادها از يك سو تغيير نگرش مديران و مسوولان است و از سوي ديگر والدين، معلمان و مربيان بايد با كسب آگاهي و مهارت‌هاي لازم از اين بستر استفاده لازم را ببرند. لذا اميد است توجه جدي‌تري در اين زمينه صورت پذيرد.

روزنامه اعتماد


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

کلاس بی معلم

کردستان / شهرستان کامیاران

منتشرشده در نامه های دریافتی

سختی کار معلمان

  این واقعیتی است که نمی توان آن را نادیده گرفت چرا که هر خانواده هم پدر و مادر دانش آموز بوده اند و هم یکی دو نفر دانش آموز، به طور متوسط در هر خانواده وجود دارد، پس خانواده هایی که به تحصیل و دانش آموزی فرزندشان اهمیت می دهند و با مدرسه ارتباط هر از گاهی و یا تنگاتنگ دارند، سختی کار آموزشی و معلم را خوب درک می کنند، اما نکته ای که تا به حال به آن به خوبی و درستی پرداخته نشده است، تأمین معیشت و زندگی «معلم» است.

در مقایسه با حقوق بگیران دولتی، معلم را باید در یک طرف ترازوی عدالت قرار داد و کارمندان هم پایه در دیگر سازمان ها را در کفه دیگر ترازو.

«معلم» فقط به حقوق آخر ماه چشم دوخته و بس، مزایا و امتیازاتی که در مشاغل دیگر هست، حقوق تنها را اصلاً نمی توان ملاک قرار داد، زیرا مزایای جنبی به گونه ای است که بخش اعظمی از زندگی و معیشت را تأمین می کند، چیزی که «معلم» از آن بی بهره است.

اینجاست که اشتیاق به معلم شدن و معلم بودن را برای تحصیل کرده ها کاهش می دهد.

ضمن آن که «سختی کار» معلم را نمی توان با هیچ نقدینگی و ارزش های پولی معامله کرد، اما چه می شود کرد؟!

معلمان بزرگترین جمعیت حقوق بگیران دولتی را تشکیل می دهند که چشم به دست دولت دوخته اند، چون وزارت متبوع شان فقط مصرف کننده است و عامل درآمدزایی ندارد و اعتبارات دولتی هم تکافوی حتی حقوق نیروهای آموزشی را نمی دهد.

معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با بیان این که معلمان ابتدایی چند مهارتی هستند و شرایط تدریس و سختی کار آنها قابل مقایسه با سایر مقاطع نیست گفته است: دولت و آموزش و پرورش باید در شرایط سختی کار معلمان و فوق العاده های ویژه که حداقل زحمات آنها را جبران کند، توجه ویژه ای داشته باشند که در سال گذشته مختصری به فوق العاده شغل همکاران ابتدایی اضافه شد، اما کماکان سختی کار آموزگاران ابتدایی قابل مقایسه با دوره های دیگر نیست زیرا این معلمان در پنج روز هفته یعنی ۲۵ ساعت و تقریباً تمام وقت تدریس می کنند که بسیاری از آنها در مناطق دوردست و صعب العبور هستند.

اگرچه به تازگی وزارت آموزش و پرورش به خاطر ظاهراً جبران سختی کار معلم، کلاس های پنجم و ششم ابتدایی را سه معلمه نموده که هر کدام بخشی از تدریس دروس این مقاطع را برعهده دارند اما به نظر کافی نمی رسد.

دریافتی های ناچیز معلم با کارمندان همپایه شان در سازمان های دیگر قابل مقایسه نیست، پس وزارت آموزش و پرورش به عنوان متولی اصلی و بلامنازع این قشر عظیم باید دست به تلاش گسترده ای بزند و به سختی کار معلمان بیشتر بیندیشد تا علاوه بر ماندگاری معلمان در یک شغل فقط معلمی برای تأمین معیشت ناچار به دو شغله شدن و فروش آرامش و استراحت خود نباشد و آمادگی بیشتر و بهتری را برای تدریس و تعلیم و تربیت فرزندان این آب و خاک داشته باشند.

روزنامه باختر چاپ کرمانشاه


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

سه شنبه, 28 مهر 1394 18:30

حسین (ع) آموزگار عزت و آزادگی

امام حسین و فلسفه عاشورا  بر شط شراب عشق و حماسه و ایثار و مستی وادی عرفان و ملکوت و بر کرانه ی ایمان و شکوه دلدادگی و بر ساحل نجات بشریت از غرقاب فنا و یاس و درماندگی و طوفان بنیادبرافکن روزگاران، این حسین (ع) است که استوار و مقاوم ایستاده و با تمسک به ایمان و اراده و همت و هجرتی سبز و جهادی سترگ و شهادتی سرخ فام، تمامی انسان ها را و بالاخص بردگان و شلاق خوردگان و پابرهنگان و تشنگان آزادی و آزادگی را به اکتساب معرفتی عمیق و گسترده و جهاد و مبارزه علیه سیاهی و ظلم و استبداد و استعمار و استثمار از ناحیه ی طاغوت ها و ابرجنایتکاران و ابرقدرت ها همان ابولهب ها و ابوسفیان ها و معاویه ها و یزیدهای زمانه فرا می خواند.

حسین (ع) وارث آدم است و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و آخرین سفیر پاک الهی، احمد مرسل (ص) و علی مرتضی (ع) در جمیع سجایا و خصائل والای الهی، انسانی و عدالت و قسط و حریت.

حسین همان ثارالله که در جان و کالبد هستی و زمان و آسمان و زمین و قلب تاریخ جاری و ساری است. همو که خدای سبحان در کتاب مبین، نفس مطمئنه اش نامید و وی را به جنت اعلا و برین خود و در سلک عباد خاصش قرار داد و پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) وی را از ذات و ماهیت و هویت خویش و خویشتن را نیز از حسین، این آزاد مرد و فداکار و هماره جاوید دهر نامید.

تعجب ندارد که محمد مصطفی (ص) حضرت سیدالشهداء امام حسین (ع) را چراغ فرزندان و تابناک هدایت در کشتی نجات اش نامید. آن هنگام که فریبکاران و دغل بازان و تمامیت خواهان و حیوان سیرتان و انسان نمایان زمانه و منادیان اهریمن و پاسبانان حریم کفر و شرک و نفاق و پلشتی و ظلم و بیداد و فساد و تباهی بر اریکه ی قدرت شیطانی تکیه زده و بیت المال را به تاراج و یغما برده و دین و مذهب و انسانیت و حریت را به بازی گرفته و دست از پا درازتر آن امام را نیز به سازش و بیعت و بردگی تن و روان فراخواندند؛ آن حسین عزیز و فرزند پاک و فرهیخته ی رسول و ولی خدا و جگرگوشه ی بتول عذرا (ع) با زبانی گویا و قامتی افراشته و همتی بی نظیر و غیرتی بی دلیل به پهنه ی هستی و به اوزان تاریخ، قهرمانانه و شجاعانه فریاد برآورد که هرگز! هرگز! ذلت از ما خاندان عترت رسول به دور است :

 

زیر بار ستم نمی کنم زندگی                                  جان فدا می کنم در ره آزادگی

 

و باز فرمود: وقتی مردم زمامداری همچون یزید پلید جرثومه ی فساد و گناه داشته باشند و مبتلا به چنان حاکم ستمگری گردند، بایستی فاتحه ی اسلام را خواند! سیاست بازان و مصلحت گرایان و تجارت پیشگان و نان به نرخ روزخوران و بوقلمون صفتان و حتی شخصیت هایی سالم و صالح اما فاقد بینش ژرف و امام شناسی در بعد وسیع و قاعدین زمانه چه بسا از روی خیرخواهی و دلسوزی حسین بزرگ رسید و سالار شهیدان و اسوه ی مقاومت و ایمان و شهادت و تندیس صداقت و تقوی و جهاد را به سکوت و مماشات و یا فرار و مخفی شدن و جان به سالم بردن و در گوشه ای خزیدن توصیه و دعوت می نمودند و شاید هرگز به این موضوع پی برده بودند که حسین، این آموزگار جهاد و هجرت و شهادت، قطعا با علم امامت خویش، به فلسفه و مسیر و پایان آن راه سترگ و خونین و شهادت حتمی و قطعی خویش واقف بود و صد البته و عقلا و منطقا و متعارفا، علی رغم عشق و علم به شهادت وظیفه و تکلیف شرعی، انسانی و تاریخی و وجدانی داشتند تا مسیر طبیعی و عرف را نیز طی نموده از جد و جهد و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و جهاد و عدالت خواهی و آزادی خواهی و روشنگری و تحقق آمال و برنامه ی گسترده و جدی فرهنگی غافل نباشند و به قولی سعی و تلاش وافر خود را به منصه ی ظهور و به روز برسانند و از دست بر روی دست گذاشتن و تسلیم کور قضا و قدرشدن و فراهم نمودن زمینه برای ستم و بیداد و فساد و تباهی دشمنان غدار و مکار جدا پرهیز نمایند!

به همین منظور و در همین چارچوب می بینیم آن حضرت چه از طریق نگارش نامه های شجاعانه و جسورانه و منطقی و نصایح کوبنده و آگاهی بخش به معاویه و سایرین اعم از دوستان و دشمنان و چه با ایراد خطابه و وعظ و هشدارهای به جا و عبرت آموز و هجرت و جهاد و گفت و گو و افشاگری ها و صحبت با حر، زهیر و حتی عمربن سعد و حرکت های منزل به منزل و سخنرانی در بین راه و شب عاشورا و حتی ظهر عاشورا و نصیحت های مشفقانه و تلاش در جهت آگاه و روشن نمودن غافلان و بازی خوردگان و .... نهضت و قیام و انقلاب الهی انسانی و تاریخی خود را ادامه داده و بدان غنا می بخشد و هرگز از تشکیل حکومت خداپسندانه و عادلانه و انسان مدارانه و سعی در امحاء ظلم و ستم و غارتگران و اجحاف گران و خون آشامان ناامید نمی گردد، تا تمامی انسان های تاریخ و آیندگان این گونه فکر و گمان نبرند که قیام و حرکت حسین، یک استثناء و آسمانی منهای زمین و بدون الگو و مدل پذیری و ایستا و بدون تداوم بوده و صرفا یک راز و رموز قراردادی فقط میان حسین و خدا بوده و بس!!؟ و هرگز این قیام و جهاد و شهادت تداوم نیافته و کسی نمی تواند و یا حق ندارد همچون او دست به قیام و جهاد بزند!!؟

والعیاذبالله، تمامی حکام حتی ظالمان و بدکاران و بداندیشان و ستمگران، اولی الامر و واجب الاطاعه و نمایندگان خدا و فرشتگان آسمانی هستند!؟ برخی از نویسندگان و محققان و دانشمندان برجسته مسلمان و غیرمسلمان را عقیده بر آن است که بر اساس « اصل و قاعده ی بداء » چه بسا اگر زمانه و مردم را ظرفیت و لیاقت و قابلیت لازمه می بود و در سقیفه ی آن اتفاق غلط و بدعت رخ نمی داد و حق به حقدار می رسید و پس از ارتحال پیامبر بزرگ اسلام (ص) مردم از علم و ایمان سرشار و معارف و اندیشه های ناب مولا علی (ع) و دولت و حکومت حق و عدالت گونه و قضاوت ها و حکمرانی آن یگانه ی دهر بهره مند می گشتند و یا اگر نامه نگاری کوفیان به حسین (ع) صرف احساسی و مقطعی و بلهوسانه نمی بود و مسلم بن عقیل (ع) در ماموریت خویش پیروز می گشت و یا اثری از یزید و یزیدیان فاسق و پلید در میان نبود و حسین (ع) به شهادت نمی رسید، قطعا و یقینا یک نظام و حکومت سراسر پاک و ناب و حکمت آمیز و عدالت گونه و انسانی و الهی استقرار می یافت و مردم حجاز و به ویژه مدینة النبی و سرتاسر جهان اسلام و حتی بشریت در آن زمان و تا مدت ها از فیض وجود امام و مسلک و مکتب و حکمت و عدالت و علوم فراوان ایشان کمال بهره را می بردند.

محققین و پژوهشگرانی را نیز عقیده و نظر چنین است که با تمامی این تفاصیل و اوصاف و سعی و تلاش و جدیت امام و یاران صدیق و پاک او از آن جا که در عصر نتوانستن ها و ناجوانمردی دشمن و دستگاه های عریض و طویل تبلیغاتی اهریمنان و خودخواهان،بزرگترین حربه ی موثر علیه ناجوانمردان و قدرت طلبان بنی امیه و امثال ایشان شهادت و خون و ایثار می باشد، لذا در فرجام و انتهای کار ، حسین شهادت مظلومانه اما غرورانه و مفتخرانه را برگزید.

 در کارنامه ی درخشان قیام حسینی و مانفیست و منشور نهضت مکتبی و انسان ساز و ظلم برانداز اباعبدالله الحسین (ع) ، ترس و مماشات و تن به بردگی دادن و زمام روح و عقل را به طاغوت و اهریمن سپردن، کوچکترین جایگاهی ندارد. امام حسین (ع) در توضیح و تشریح فلسفه و علل قیام خویش می فرمایند: قیام و نهضت من برای در دست گرفتن قدرت صرف و شرارت و خوش گذرانی و بر گرده ی مردم سوار شدن و ایجاد مفسده و بی عدالتی ها نیست، بلکه نهضت و قیام من برای روشنگری و اصلاح در میان مردم و دین جدم رسول خدا و امر به معروف و نیکی ها و برحذر داشتن مردم از زشتی ها و امور غیر انسانی و ضد الهی و عمل به راه و روش پیامبر (ص) و علی (ع) و زنده کردن دین خدا و رسول الهی می باشد.

این چنین است که "کورت فریشلر" آلمانی، حادثه ی عاشورا و فداکاری و جانبازی حسین (ع) را یک امر بی بدیل  و بی نظیر  و بزرگترین و با عظمت ترین حادثه ی تاریخ بشری قلمداد می نماید.

وقتی آن حضرت در شب تاریخی و به یاد ماندنی و عجیب عاشورا، آن سخنرانی و خطابه محیرالعقول و با ارزش را ایراد می­ فرماید مبنی بر اینکه ای یاران و خاندان من، اینها یعنی ظالمان و خونریزان، تنها با من حسین کار دارند و شما می ­توانید و آزادید از شب به عنوان یک راهوار بهره جسته و جان خود را بردارید و بروید و من بیعت از دوش شما برداشتم!

عشاق طریقت عشق، سر از پا نشناخته و جملگی جانبازی و شهادت در رکاب مولایشان را پذیرا گشته و حتی طالب کشته شدن در هزار مرتبه را صدا می­ دهند و حضرت عباس قمربنی هاشم، آن پرچم دار بزرگ قافله کربلا و عملدار باوفا و مطیع امام (ع) زنده ماندن بدون امام حسین را بی ­معنی و به دور از انصاف و انسانیت و رادمردی می­ داند! و آن هنگام که کودکان تشنه، طاقت از کف می ­دهند و ناله آنان به عرش می­ رسد و آسمانیان به گریه افتاده و جهان در برابرشان تیره و تار می­ گردد، مشک برداشته و روانه ی شطّ فرات می ­گردد و آن قدر جسارت و شجاعت و جدّیت و فداکاری از خویشتن نشان می­ دهد که دشمنان همچون روبهان از ترس شیر ژیان، منهزم و فراری می­ گردند و با آن که به آب روان و زلال دست می­ یابد، به احترام امام خویش و به علامت هم نوائی و هم دردی با تشنه لبان کربلا و خیمه ­ها، آب در کف را بر آب می­ نهد و مشک را پرنموده و به سمت خیمه کودکان به راه می ­افتد و با آن که نامردان و ناجوانمردان پست و فرمایه، دست­ های آن جوانمرد و فدارکار و شجاع بی ­نظیر تاریخ را قطع می­ نمایند امّا به امید و عشق رساندن آب به بچه­ ها، نهایت تلاش خود را می­ نماید و دشمنان که عرضه و قدرت رویاروئی با آن عزیز را نداشتند، ناجوانمردانه و غافل گیرانه به ایشان حمله­ ور می­ شوند و علاوه بر قطع دستان عباس دلاور و ماه بنی­ هاشم، عمود سنگین و آهنین بر فرق سرش فرود می­ آورند و ندا در می دهد که ای بردار ... برادرت را دریاب!

امام که به سان یک باز شکاری و با سرعت تمام ،خویش را بر بالین حضرت ابوالفضل العباس (ع) می­ رساند افسوس می­ خورد که دیگر کاری از دستش برنیامده و می­ فرمایند: ای عباس با شهادت تو کمرم شکست و رشته امید و چاره­ ام پاره گشت!

 یا با چهره درخشان و باعظمت و وقار حضرت علی­ اکبر(ع) روبه رو می­ شویم که بنا بر فرمایش، حسین بن علی­(ع) دیدن روی او وقامتش، آن حضرت را به یاد پیامبر اسلام (ص) می­ انداخت!، حضرت علی اکبر(ع) نیز در چندین نوبت آن هم با زبان تشنه و کلاه خود و لباس رزم سنگین و طاقت­ فرسا، ظالمان معروف و دهشتناکی از جبهه یزید و شمر و ابن زیاد را دلاورانه و شجاعانه به قتل رساند و به جهنم ابدی واصل گردانید.

امام حسین(ع) می­ فرمود: علی اکبر از حیث اندام و خلقت و خلق و خوی و منطق و عقل و بیان، شبیه­ ترین فرد به رسول خدا (ص) می­ باشد.

آری !

قیام حسین و کربلای معلّی و عاشورای سرخ حسین (ع) و یاران و خاندان پاک و شجاع و مومن و راسخ نمونه­ اش، همچون خورشید تابنده و فروزان بر تارک تاریخ و هر زمان و هر مکان می­ درخشد و همچون الگو و مدلی راستین و همیشگی و تاریخی فرا روی انسان­ ها قراردارد.

شناخت چنین امام و قیامی و حرکت در مسیر نورانی و مقدس امام حسین و یاران صدیق و بزرگوار ایشان با هدف و انگیزه حقیقی مبارزه با پلیدی­ ها و بی­ عدالتی­ ها و ظلم استکبار و ایادی منطقه­ ای و جهانی­ اش که مصداق بارز و عینی یزیدیان و مروانیان و آل زیاد ملعون می­ باشند و نیز اشک توأم با عشق و معرفت و تاثیرگذار و عرفانی، بسی افتخار و هنر و سرمایه ­ای سترگ و پایدار در دنیا و آخرت می ­باشد.


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار /

وضعیت مدرسه روستای عوافی غیزانیه اهواز

روستای “عوافی” با جمعیتی قریب به ۲۰۰۰ نفر در بخش غیزانیه و در شرق اهواز قرار دارد . مردم این روستا علاوه بر مشکلات فروانی چون آب شرب از وضعیت نامناسب مدارس و عدم تجهیز آنها نیز رنج می برند.

با گذشت یک ماه از سال تحصیلی ۹۴ – ۹۳ کلاس های مدرسه ابتدایی این روستا همچنان فاقد تجهیزات اولیه از جمله نیمکت می باشد و دانش آموزان برای حضور در کلاس مجبور به نشست روی موکت یا زمین می باشند.

امید است مسئولان محترم استان و شهرستان نسبت به رفع این معضل همت گمارند.

لازم به یادآوری است مدارس بخش غیزانیه تحت پوشش آموزش و پرورش ناحیه ۲ اهواز می باشند .

عصر ما


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

گروه اخبار / بخشنامه ی استخدام دانشجو معلمان ورودی 93

بخشنامه ی استخدام دانشجو معلمان ورودی 93

 

بخشنامه ی استخدام دانشجو معلمان ورودی 93

بخشنامه ی استخدام دانشجو معلمان ورودی 93

بخشنامه ی استخدام دانشجو معلمان ورودی 93


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

گروه اخبار / مدیرکل تعاون و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه زمان دسترسی به اسناد پزشکی فرهنگیان دارنده بیمه طلایی بسیار کوتاه شده است، گفت: اگر مرکزی با ما طرف قرارداد نباشد و همکار فرهنگی برای درمان هزینه‌ای از جیب پرداخت کند، پس از تحویل اسناد حداکثر تا 15 روز رسیدگی و مبالغ پرداخت می‌شود.

منتشرشده در اقتصاد

چگونگی پرورش اخلاقی دانش آموزان در مدارس و چالش ها و موانع   یکی از اهداف اصلی تعریف شده ی نظام آموزش وپرورش ٬پروش اخلاقی دانش آموزان است. باید بدانیم که ما معلمان رسالت بس سنگینی در امر تربیت اخلاقی نسل آینده داریم . سن کودکی بچه ها در مدارس ابتدایی و دبیرستان نوبت اول و تا حدودی دبیرستان نوبت دوم که سن تربیت پذیری بچه هاست ؛ سپری می شود.

چنانچه علمای تعلیم و تربیت گفته اند وقتی بچه به سن بلوغ و جوانی رسید دیگر به سختی می شود در رفتار اخلاقی او تغییر به وجود آورد . نظام آموزش و پرورش انتظار دارد وقتی دانش آموزان از مدارس فارغ التحصیل می شوند از نظر اخلاقی پای بند به اصول اخلاق اسلامی باشند ، یعنی از دروغ بپرهیزند ، ریا کار نباشند ، روحیه همکاری جمعی داشته باشند، امانتدار باشند، از دزدی و رشوه دوری کنند و آداب و عبادات اسلامی را انجام دهند .( البته نقش جامعه و خانواده دانش آموزان در تربیت اخلاقی آن ها کمتر از مدرسه نیست و شاید بیشتر هم باشد . )

حال باید بررسی کرد چگونگی رفتاری که معلمان و اولیای مدارس با دانش آموزان دارند ، چقدر به پرورش اخلاقی مد نظر کمک می کند ؟

دروغ گویی که عامل بسیاری از تباهی ها در جامعه می باشد ٬متاسفانه در جامعه ما رواج بسیاری دارد . اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه چند سالی از دوران کودکی و نوجوانی خود را در مدارس گذرانده اند .

پرسش این است که چرا این قدر راحت دروغ می گویند ؟

در مدارس ما متاسفانه با این رذیله ی اخلاقی برخورد صحیحی نمی شود . وقتی دانش آموزی در مورد عدم انجام تکالیف خود مورد پرسش قرار می گیرد و بعضا بهانه ای می آورد ، درستی و نادرستی این بهانه باید دقیقا مورد بررسی قرار گیرد .

ولی متاسفانه در این زمینه در مدارس چندان دقت نمی شود و بعد از مدتی دانش آموز یاد می گیرد که با دروغ گویی می تواند بر کم کاری های خود سرپوش بگذارد و هزینه ی چندانی هم نپردازد . بعدا بزرگسال هم بشود در جامعه به راحتی دروغ خواهد گفت. وقتی دانش آموزی در سر جلسه ی امتحان اقدام با تقلب می کند ٬ اگر مراقب جلسه با او مماشات کند در واقع دزدی و خیانت در امانت را به او آموخته است . ( البته لازم به ذکر است که برخورد نباید خشن و توام با جار و جنجال باشد ، برخورد بایستی در محدوده ی قانون ضمن حفظ حرمت دانش آموز اعمال گردد.)

آن دانش آموز در بزرگسالی که وارد جامعه می شود همیشه در پی فرصت می گردد تا از موقعیت شغلی خود سوء استفاده کند  ، چون در کودکی یاد گرفته است که این سو استفاده ها هزینه ی چندانی ندارد.

هرگاه معلمی به دانش آموزی که به نوعی با او وابستگی دارد هنگام نمره دادن دست بالا را می گیرد و بیش از حقش با او نمره می دهد به او پارتی بازی را یاد داده است . بدتر از آن معلمی که ‌ سر نمره با دانش آموز وارد مذاکره مالی می شود چیزی جز رشوه دادن را به او نیاموخته است.

از دیگر ناهنجاری های اخلاقی که می توان از شکل گیری و رشد آن ها در بین دانش آموزان در مدارس جلوگیری کرد ٬ مردم آزاری و دیگر آزاری است .اگر دانش آموزی سر کلاس با سوء رفتار خود باعث بی نظمی کلاس و یا در حیاط مدرسه باعث آزار دیگر بچه ها بشود می بایست با جدیت با چنین دانش آموزی برخورد شود تا رفتار او اصلاح شده و دیگر تکرار نگردد.

چنان چه در برخورد با چنین دانش آموزی سستی شود سوء رفتار او تقویت شده و چه بسا در بزرگسالی مخل نظم و آسایش جامعه گردد. وقت شناسی نیز امری است که در جامعه به آن کمتر توجه می شود .در مدارس با دانش آموزانی که دیر به مدرسه می آیند و یا دیر سر کلاس حاضر می شوند باید با جدیت برخورد شود تا از کودکی وقت شناسی را یاد بگیرد .

ملزم کردن دانش آموزان در رعایت حقوق دیگران و احترام به قوانین کلاس و مدرسه نیز از جمله مواردی است که می بایست به آن توجه ویژه ای شود . به طور مثال اگر دانش آموزی در درسی نمره کم گرفت به هیچ عنوان نباید به او ارفاق شود .اگر چنین اتفاقی بیفتد او یاد می گیرد که قانون هایی که در جامعه وضع شده اند قابل چانه زدن هستند و تمکین به قانون در بزرگسالی برای او سخت خواهد بود.

البته در تمام مواردی که ذکر شد باید برخوردها عالمانه و طبق اصول روان شناسی و تعلیم و تربیت نوین باشد و از خشونت پرهیز شود .

حال اگر چنین جدیتی در تربیت نسل آینده وجود داشته باشد می توان انتظار داشت که نسل آینده رو به رشد تعالی خواهد بود .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز
سه شنبه, 28 مهر 1394 13:08

تضمین حق آموزش

حق آموزش و قانون اساسی  افلاطون ، اولین وظیفه حاکمان را این می داند که مراقب کودکان باشند تا فرزند برزگر ، پیشه ور و نگهبان شغل پدرشان را انتخاب کنند و به کودکانی که بخواهند این قانون را نقض کنند اصلا به حالشان رحم نکنند (1) آیا این موضع سرسخت نسبت به تحولات جامعه با مفهوم حق آموزش قابل جمع است ؟

برای تبیین این نکته ضروری است نخست مفهوم حق را بررسی کوتاهی کنیم تا مفهوم آن در پرده ی ابهام نماند . واژه ی حق در زبان فارسی معانی متفاوتی دارد . حق گاهی به معنای خدا در زبان فارسی به کار می رود ؛ شیخ اجل سعدی گفته است:

یکی را که سعی قدم بیشتر* به درگاه حق منزلت بیشتر


گاهی می گوییم این سخن ، حق است که منظورصدق و درست بودن است که در این معنا حق در مقابل دروغ به کار می رود ولی گاهی حق به معنای داشتن اختیاریا امتیاز به کار می رود . مثلا وقتی کسی می گوید : عضویت دریک تشکل صنفی حق من است؛ دارنده این حق ، مختار است عضویت را بپذیرد یا نپذیرد. کم کم حق از نظر مفهومی تحول عمیقی یافت.

شهروندان دیگر فقط به داشتن حق اکتفا نکردند بلکه مطالبه ی آن را هم، بخش مهمی از حقوق خود به شمار می آوردند . این مطالبه ی حق در فضای عمومی لزوم تضمین و صیانت از حق را ضروری ساخت. تاسیس قانون اساسی به عنوان یک سند رسمی برتر محصول همین ضرورت بود تا دولت اولا حافظ و حامی حقوق و آزادی های مشروع شهروندان باشد ثانیا خود دولت و سازمان های سیاسی بر مبنای قانون اساسی سازماندهی و نظم یابند .

حق آموزش در کنار حقوق دیگربه وسیله قانون اساسی یا قانون عادی تضمین شد . طبق قانون هر کودکی به صرف کودک بودن ، صاحب این حق تلقی می شود و دولت متعهد است به گونه ای برنامه ریزی و مدیریت کند که هر کودک لازم التعلیمی به صورت عادلانه ازامکانات آموزش و پرورش رایگان و با کیفیت برخوردار شود.این حق وقتی تضمین می شود که ورود به مدرسه و ادامه تحصیل برای همه با شرایط یکسان باشد و همه به امکانات یکسان با شیوه ای مشابه تحت آموزش قرار بگیرند.

البته این حق نافی آزادی تاسیس مدارس خصوصی نیست ، اشخاصی که می خواهند امکانات آموزشی بالاتر از استانداردهای دولتی داشته باشند باید بتوانند به مدرسه خصوصی راه یابند.

حال این سوال به ذهن خطور می کند که آیا قانون اساسی کشورمان توانسته است این حق را برای کودکان تضمین کند؟

در این زمینه دو دیدگاه متضاد وجود دارد . برخی از حقوقدانان معتقدند قانون اساسی فعلی فاقد سازوکار موثر برای تضمین این حق است زیرا قانون اساسی فعلی تعریف منسجم و معینی از حق آموزشی ارائه نداده است تا آن را تضمین نماید. قانون اساسی هنجارهای متفاوت و گاه متناقض در درون خود جمع کرده است که هر دولتی با توجه به رویکرد و تمایل خود دست به انتخاب می زند ، از طرفی خواهان مشارکت حداکثری مردم در اداره کشور و تصمیم گیری ها است و از سوی دیگر آموزش و پرورش را کاملا دولتی و متمرکز نموده است . این گروه برای اثبات دیدگاه خود وضعیت فعلی نظام آموزشی را مثال می زنند که در آن مدارس خاص با امکانات و تجهیزات بیشتر در اختیار افراد با نفوذ قرار می گیرد یا شهروندان مجبورند برای امکانات حداقلی در مدارس عادی پول پرداخت کنند  ولی بعضی حقوقدانان اساسی معتقدند این مشکلات، ناشی از اجراست نه قانونگذاری و با سازو کارهای موجود در قانون اساسی می توان حق آموزش را تضمین کرد از جمله سازوکارهایی که این حقوقدانان به آن اشاره می کنند عبارتند از : آموزش رایگان برای همه کودکان که در اصل 30 به رسمیت شناخته شده است،بند 9 در اصل سوم که تاکید بر رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه دارد، تاکید بند 3از اصل سوم بر آموزش و پرورش رایگان برای همه در تمام سطوح است، اصل 15 و شناسایی زبان های محلی و قومی و آزاد بودن تدریس این زبان ها در کنار زبان رسمی در مدارس ایران .
هر چند نسبت به گذشته ، مدارس ایران از نظر کمی افزایش زیادی پیدا کرده است و نمی توان این موضوع را انکار کرد ولی با گذشت بیشتر از سه دهه نیازمند بررسی سازوکارهای قانونی جدید برای تضمین بهتر حق آموزش در کشورمان هستیم تا بتوانیم به آموزش و پرورش رایگان ، استاندارد و کارآمد دست یابیم.
1- افلاطون ، جمهوری ، مترجم فواد روحانی ، کتاب سوم ، چاپ دوازدهم، تهران ، علمی و فرهنگی ، 1388 ، ص 201

روزنامه همدلی


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

وضعیت احکام رتبه‌بندي معلمان مازاد و داراي کسر ساعت  گروه اخبار /

معاون توسعه مديريت و پشتيباني آموزش‌ و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران گفت:‌ 78 درصد معلمان مشمول طرح رتبه بندي شده‌اند و 9 هزار و 400 نفر مشمول اين طرح نيستند که عمدتاً نيروهاي مازاد بودند و بيشترين نيروي مازاد را در شهرري داشتيم.

محسن بهارلو درخصوص وضعيت رتبه بندي معلمان در شهرستان‌هاي استان تهران اظهار داشت:‌ تعداد کل نيروهاي حقوق بگير شهرستان‌هاي استان تهران 44 هزار و 383 نفر است که از اين تعداد 34 هزار و 938 نفر مشمول طرح رتبه بندي هستند.

وي افزود: حدود 9 هزار و 400 نفر مشمول طرح رتبه بندي نشده‌اند که اين افراد داري سابقه کار کمتر از 6 سال يا مدرک تحصيلي پايين‌تر از کارداني هستند. حدود 4 هزار نفر که معادل 10 درصد هستند سابقه کاري کمتر از 6 سال دارند و 10 درصد ديگر نيز داراي مدرک تحصيلي پايين‌تر از کارداني هستند.

معاون توسعه مديريت و پشتيباني آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران گفت: معلماني که مشمول طرح رتبه بندي هستند 78 درصد کل جمعيت معلمان را تشکيل مي‌دهند که احکام 86 درصد از آنها صادر شده است.

بهارلو با اشاره به اينکه احکام رتبه بندي 14 درصد از معلمان هنوز صادر نشده است، بيان کرد:‌ معلماني که کسر ساعت موظف داشته يا جزو نيروهاي مازاد هستند،‌ احکام رتبه بندي برايشان صادر نشده است. وي افزود:‌ بخشي از معلماني که مازاد بودند از دوره متوسطه دوم به متوسطه اول و ابتدايي منتقل شده‌اند البته آموزش‌هايي را نيز براي حضور در دوره ابتدايي دريافت کرده‌اند.

معاون توسعه مديريت و پشتيباني شهرستان‌هاي استان تهران عنوان کرد:‌ در بخش نيروهاي مازاد در شهرستان‌هاي استان تهران بيشترين مشکل را در شهرري داشتيم البته امسال وضعيت سامان دهي بهتر از سال گذشته بود.

تسنیم


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور