صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

چالش های سال تحصیلی در آموزش و پرورش ایران

تغییرات پی در پی نظام آموزشی که از سال 1350 تا به حال در آموزش و پرورش ایران صورت گرفته به نظر اکثر اهل فن تاثیرات مثبت آموزشی و پرورشی و اخلاقی بر دانش آموزان این مرز و بوم نداشته است . مصداق این موضوع به گذشته باز می گردد که فردی که تصدیق شش ابتدایی قدیم را می گرفت هم سوادش بیشتر بود و هم خط خوشی برای نوشتن داشت و در نهادهای دولتی و وحتی آموزش و پرورش به عنوام « معلم » هم استخدام می شد .

در آن زمان کلیه و دمنه ، بوستان و گلستان مواد درسی دانش آموزان بود . هم اکنون می بینیم که دانش آموزان دیپلم می گیرند اما از نوشتن یک نامه اداری ساده ناتوانند و از این غم انگیز تر غلط املایی فراوان دارند  !

حذف زنگ انشا و دیکته در متوسطه در نظام های جدید ضربه ای عجیب و ویران کننده بر سواد فارسی دانش آموزان زده است اما تمام مشکل این نیست . سیستم جغرافیایی و آب و هوایی ایران به گونه ای است که اساس سال تحصیلی از مهر ماه شروع و تا دی ماه به پایان می رسد . بهمن ماه با اتمام امتحانات نوبت اول در دی ماه و تعطیل بودن مدرسه در این ایام به مثابه شروع دوباره سال تحصیلی است و از نو باید شالوده های انضباطی و کاری مدرسه و دانش آموزان را بازسازی کرد که تقریبا تمام بهمن ماه وقت می گیرد و اسفند ماه عزیز و گرامی که شادترین و زیباترین فصول برای ایرانیان است فصلی که فقط یک ماه به عید نوروز و لذیذترین تکه تعطیلات هر سال به قول مر حوم آل احمد در آن جست و جو می شود . خرید و تمیزکاری و برنامه ریزی برای مسافرت و کارهای ضروری آخر سال که هوش از سر همه برده و درس و بحث را به امری دست چندم بدل می کند که اکثر مدارس این ماه را با امتحانات جهت جلوگیری از تعطیلی خود خوانده دیبران و دانش آموزان می گذرانند و جنگ خنده دار ادارات با مدیران مدارس بر سر اینکه مدارس باید تا 28 اسفند باز باشد که مثل سایر دستورالعمل های اداری مردم پسند و حتی منطقی هم نیست که مدیر هم میان فشار اداره و دانش آموزان و اولیا و دبیران باید خرد و خمیر شود .

اما فصل رخوت با پایان تعطیلات عید نوروز و فرا رسیدن بهار وسوسه انگیز و گرم شدن هوا حالی برای معلمان و دانش آموزان نمی گذارد و جیب های خالی مزید بر علت است تا پایان فروردین ماه به انتظار دریافت حقوق می گذرد .

اما فصل اردیبهشت فصل امیدی دوباره است که نوید از ماه پایانی مدرسه و شروع امتحانات را می دهد . هم معلمان و هم دانش آموزان از تمام شدن سال تحصیلی خوشحالند.

نه مدرسه برای دانش اموزان جاذبه ای داشته و نه معلمان از درآمد و زندگی خود رضایتی دارند و این موضوع به پایان اندیشیدن آن را شیرین می کند.

دانش آموزان هم از مقررات دست و پا گیر مدرسه راحت شده حالا تا هر وقت بخواهند می خوابند و هر لباسی دوست داشته باشند می پوشند و موهای خود را آن طور که می خواهند آرایش می کنند .

بزرگترین چالش در آموزش و پرورش ایران این است که آن چه در درون آموزش و پرورش می گذرد با آن چه در جامعه رخ می دهد از زمین تا آسمان متفاوت است  . مدارس کهنه ، افکار کهنه و به دور از جاذبه های طبیعی جامعه و دنیای امروز .

هر چیزی که در جامعه ایران عموم مردم استقبال می کنند در مدارس ممنوع اعلام می گردد در حالی که در هر خیابان و کوی و برزنی یک مغازه پروتیئنی یا فست فود وجود دارد و عموم مردم درست یا غلط از ان استفاده کرده و قوت غالب مردم شده است ، درمدارس ممنوع اعلام می شود و دستور العمل می گوید که در بوفه های مدارس باید موز و شیر پسته و آجیل و ...فروخته شود . آجیل کیلویی 50 هزار تومان !

در حالی که دانش آموزان پول کرایه تا مدرسه را به زحمت از اولیاء خود می گیرند .

از این که بگذریم باید نتیجه گرفت حداقل از اول مهر تا پایان دی ماه وقت دانش آموزان با امورات دیگر تلف نشود تا این همه افت تحصیلی ایجاد نشود .  وقتی مدرسه ای برای چند روز اردوی راهیان نور نیمه تعطیل می شود برای بازگشت به حالت اولیه حداقل به دو هفته وقت نیاز است .

پس بهتر است فعالیت فوق برنامه را به ماه بهمن و اسفند منتقل کنیم تا ماه های مناسب درسی از بین نرود . البته می توان با انتقال امتحانات دی به بهمن ماه 4 ماه کامل را برای اموزش بی فاصله دانش آموزان در نظر گرفت و اسفند ماه را برای فوق برنامه ها در نظر گرفت .

شک نیست محتوای نظام آموزشی در ایران نیاز به بازنگری و تغییرات اساسی است .

تغییرات شکلی و ظاهری فقط وضع را بدتر خواهد کرد ؛ همان گونه که جناب حاجی بابایی با تغییر شکلی و جابه جایی پایه ها در این سال تحصیلی مشکلات عدیده ای را در امر سامان دهی نیروی انسانی پدید آورد که باعث هر چه بیشتر ناراضی تر شدن معلمان ایرانی شده است .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

جزئیات تغییر در نحوه محاسبه حقوق بازنشستگی  گروه اخبار /

محمد حسین زدا، معاون فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی نحوه محاسبه حقوق بازنشستگی را همانند روال گذشته براساس دوسال آخر خدمت اعلام کرد و گفت: خبری که درباره تغییر نحوه محاسبه حقوق بازنشستگی در یکی از رسانه‌ها منتشر شده صحیح نیست زیرا در حال حاضر تعیین حقوق بازنشستگی براساس تبصره ۷۷ قانون تأمین اجتماعی انجام می‌شود که دو سال آخر حقوق مبنای پرداخت حقوق بازنشستگی است.

 وی  در ادامه گفت: قانونگذاران به این نتیجه رسیده‌اند که مبنای پرداخت حقوق بازنشستگی به این صورت باشد اما این قانون ایراداتی دارد که باید برطرف شود. در این قانون افزایش حقوقی را که برای ۵ سال آخر در نظر گرفته‌اند باید همراه با محاسبه کاهش‌ها هم باشد. به طور مثال اگر شخص ۲۸ سال خدمت کرده باشد و ۲ سال آخر کاهش حقوق داشته باشد چون باید محاسبات بر اساس ۲ سال آخر پرداختی باشد مجبور هستیم طبق این دو سال آخر پرداخت حقوق بازنشستگی را محاسبه کنیم که این کاهش حقوق دو سال آخر به ضرر بازنشسته است.

حال ما به دنبال این هستیم که آیا می‌توان در این قانون ۳۰سال کارکرد را مبنا قرار داد یا دو سال آخر را.

زدا، افزود: سازمان به دنبال تغییر این قانون است به نحوی که به صورت برد- برد محاسبه شود. اما هنوز این موضوع در حد یک طرح در دستور کار سازمان تأمین اجتماعی قرار دارد و در صورتی که جزئیات آن آماده شود روند کار به این گونه است که ابتدا باید در هیأت مدیره سازمان تصویب و پس از آن به دولت ارسال شود تا در قالب لایحه برای تصویب نهایی به مجلس ارائه شود.تامین اجتماعی برای حل این مشکل برنامه‌ریزی کرده است. برای این منظور، جدولی تحت عنوان جدول امتیازپردازی آماده شده تا براساس آن به همه سنوات خدمتی شاغلان امتیازی تعلق بگیرد و جمع آن امتیازات حقوق بازنشستگی را معین کند تا عدالت هم رعایت شود. همچنین به قول زدا، اگر بیمه شده غیر از دو سال آخر خدمت، در دو جا کار کند، تاثیری در بازنشستگی‌اش ندارد.
سال‌هاست که سازمان تامین اجتماعی، ملاک تعیین حقوق بازنشستگی را دو سال پایان خدمت قرار می‌دهد، اما معاون فنی و درآمد سازمان تامین اجتماعی گفته که این موضوع فسادآور شده است و برخی از آن سوءاستفاده ‌کرده و بیشتر از حقوق واقعی شان دریافت می‌کنند؛ در حالی که برخی افراد هم به علت آن‌که دو سال آخر خدمتشان حقوق کمتری نسبت به قبل دریافت می‌کنند متضرر می‌شوند.

ایران


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در بازنشستگان

طرح شهاب در آموزش و پرورش و مدارس خاص  گروه اخبار /

ابراهیم سحرخیز مشاور کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس در خصوص اهمیت طرح شهاب (شناسایی و هدایت استعدادهای برتر دانش آموزان) اظهار داشت: پیشینه این طرح به سال‌های پیش و وزارت محمود فرشیدی وزیر وقت آموزش و پرورش باز می‌گردد.

وی ادامه داد: این طرح در حوزه معاونت آموزش متوسطه پیگیری شد و در سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ با شدت بیشتری دنبال شد و هدف این بود که در آموزش و پرورش بستری فراهم شود تا رسالت اصلی آموزش و پرورش که شناسایی و هدایت استعدادهاست در تمام مدارس با امکانات آموزش و پرورش تحقق یابد.

 

*مدارس تیز هوشان در همه شهرستان‌ها گسترش نداشت

سحرخیز با بیان اینکه مدارس تیزهوشان که شامل دانش‌آموزان با هوش بالاست از گستره و دامنه وسیع در همه شهرستان‌ها برخوردار نبود، گفت: غالباً این مدارس در مرکز استان‌ها دایر می‌شد و به همین دلیل دانش‌آموزان به علت دوری راه نمی‌توانستند در  آزمون این مدارس شرکت کنند؛ از سویی این آزمون در یک شرایط برابر برگزار نمی‌شد تا عدالت برای همه برقرار شود.

وی ادامه داد: طرح شهاب با این هدف شروع شد تا بتوانیم معلمان را توانمندسازی کنیم؛ یعنی آموزش‌های ویژه با معرفی وسایل کمک‌آموزشی و رسانه‌های آموزشی صورت گیرد تا این معلمان بتوانند در طول دوران مختلف تحصیلی از دوره ابتدایی تا متوسطه، دانش‌آموزان دارای استعدادهای برتر را شناسایی کرده و متناسب با توان و استعداد هدایت کنند.

سحرخیز افزود: وقتی می‌گوییم استعداد برتر لزوماً قرار نیست که در حوزه دانش نظری باشد؛ برای نمونه مدارس استعدادهای درخشان ما غالباً در رشته ریاضی فیزیک و علوم تجربی دانش‌آموز جذب می‌کنند و ممکن است دانش‌آموز نخبه‌ای در رشته هنر، ورزش و علوم انسانی باشد که نبوغ ممتازی داشته باشد.

مشاور کمیسیون آموزش مجلس گفت: در آن سال‌ها، چندین جلسه با روان‌شناسان برجسته کشور در حوزه معاونت علمی ریاست‌جمهوری برگزار شد و چند تن از روان شناسان معروف و برنامه‌ریزان آموزش کشور حضور داشتند و نشست‌های مشترکی بین معاونت علمی رئیس‌جمهور و وزارت آموزش و پرورش برگزار شد.

سحر خیز ادامه داد: در نهایت بعد از مدت‌ها بررسی و دیدن طرح‌های متفاوت و تدوین یک نقشه راه به یک نتیجه رسیدند که این طرح را به صورت پایلوت در سال 1391 در تعدادی از مدارس برخی استان‌ها  آزمایش کنند و بررسی کنند که چگونه می‌توان معلمان را توانمندسازی کنند؛ البته این طرح نیازمند هزینه بود که قرار بود این هزینه با کمک وزارت آموزش و پرورش و معاونت علمی رئیس‌جمهور در اعتبارات و بودجه سالیانه پیش‌بینی شود.

وی تصریح کرد: به موازات پیش‌بینی این بودجه قرار بود کم‌کم دامنه مدارس توسعه یابد؛ سال 92 زمانی بود که سال آخر مأموریت حمیدرضا حاجی‌بابایی وزیر وقت آموزش و پرورش بود و خوشبختانه تعداد این مدارس افزایش خاصی پیدا کرد؛ در سه دوره درسی در استان‌ها مدارسی را به عنوان نمونه انتخاب کردیم و در آنها طرح شهاب مورد آزمایش و اجرا قرار گرفت.

* فعالیت طرح «شهاب» در حد انتظار نیست

سحرخیز با بیان اینکه طرح شهاب زمین مانده و در حد انتظار نیست، افزود: انتظار بود که در سال 94 فراوانی این مدارس را در حدی افزایش دهیم که بتوانیم از ثمرات و اثربخشی این طرح بیشتر بهره‌مند شویم و فرصت را برای عدالت آموزشی و شناسایی استعدادهای ممتاز و برجسته در کشور فراهم کنیم.

وی با اشاره به توجه به استعدادهای درخشان در سند تحول بنیادین، گفت: در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش آمده است که باید به تفاوت‌های فردی توجه کنیم و محیط‌های آموزشی را به شکلی متنوع داشته باشیم که فرصت برای عدالت تربیتی و آموزشی فراهم شود؛ وقتی می‌گوییم محیط‌های متنوع آموزشی متوجه به تنوع نیازها، تفاوت‌های فردی و بسترسازی برای شکوفایی استعدادهای برتر است که همه این‌ها نشان می‌دهد که باید تلاش بیشتری در جهت شناسایی استعدادهای نخبه کشور داشته باشیم.

سحرخیز بیان داشت: حتی در گذشته مدارس نمونه دولتی با این نیت شکل گرفت که دانش‌آموزان با استعداد روستایی شناسایی شده و به سمت مدارس نمونه دولتی هدایت شوند تا در آینده زمام امور مدیریتی کشور در بخش‌های مختلف را به این دانش‌آموزان با استعداد بدهیم تا به جرم روستایی بودن از رشد، تحول و ارتقا عقب نمانند.

 

*مدارس تیزهوشان در هر شهری باید یک شعبه داشته باشد

مشاور کمیسیون آموزش مجلس یادآور شد: وقتی می‌گوییم مدرسه نمونه دولتی، خاص شهرنشین‌ها نبود بلکه خاص روستاییان بود تا بتوانند دانش‌اموزان بااستعداد را شناسایی کنند.

وی با اشاره به اینکه وقتی می‌گوییم مدارس تیزهوشان در هر شهری باید یک شعبه داشته باشد، افزود: نگاهمان این است تا این استعدادهای برتر فرصتی برای ظهور و بروز پیدا کنند؛ فراوان دیده‌ایم دانش‌آموزی استعداد برتری داشته است، اما به دلیل اینکه در مرکز استان خانه‌ای برای سکونت نداشته، از تحصیل انصراف داده است.

سحرخیز تصریح کرد: عدالت آموزشی اقتضا می‌کند که ما پراکندگی و گستره جغرافیایی مدارس استعدادهای درخشان و نمونه دولتی را توسعه دهیم.

وی ادامه داد: برخی آنها معتقدند ما باید فتیله مدارس نمونه دولتی و استعدادهای درخشان را پایین بکشیم، چون اگر بالا باشد بازار مدارس غیردولتی تعطیل می‌شود.

مشاور کمیسیون آموزش مجلس گفت: نباید دانش‌آموزان با استعداد را به مدارس غیردولتی کوچ دهیم و بر سبد هزینه خانوار مردم کم‌درآمد و روستایی فقیر هزینه تحمیل کنیم.

انتهای پیام/


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

فرهنگ شفاهی و نقدناپذیری در میان ایرانیان  گروه اخبار /

فقط كافي است در محفل و مجلسي حضور داشته باشيد؛ خواهيد ديد كه اغلب افراد براي اينكه موضوعي براي صحبت پيدا كنند به بررسي اتفاقات در حوزه‌هاي گوناگون مي‌پردازند. اينكه در جامعه همه از سواد نسبي براي درك اتفاقات جامعه برخوردارهستند مطلوب است، اما اينكه تحليل‌هاي موجود به چه ميزان كارشناسي يا حاصل كج فهمي‌هاي افراد غيرمتخصص است جاي تامل دارد و مي‌تواند زمينه‌ساز بروز مشكلات گوناگون شود. مي‌گويند: «همه‌چيز را همگان دانند.» اما به نظر مي‌رسد گاهي در جامعه ما از اين جمله چنين برداشت مي‌شود كه همه، همه‌چيز را مي‌دانند!

اغلب افراد در جامعه از مشكلات زيرپوستي و حاكم بر جامعه يا بي‌خبر هستند يا درباره آن اطلاعات كامل و جامعي ندارند و فقط به اظهارنظر مي‌پردازند. اينكه در جامعه توجه به مسائل سياسي، اقتصادي، اجتماعي و... با استقبال همگان روبه‌رو است مطلوب است، اما بايد توجه داشت كه ورود به هر يك از اين حوزه‌ها نيازمند مطالعات و بررسي‌هاي دقيق و كارشناسي است تا زمينه بروز ديگر مشكلات و نارسايي‌ها در جامعه كاهش يابد. امروزه به دليل افزايش روبه‌رشد ابزارهاي ارتباطي و اجتماعي اغلب افراد به دور از طبقه اجتماعي‌شان از اينكه در جامعه چه مي‌گذرد اطلاعات نسبي دارند. فقط كافي است در اماكن عمومي‌ پاي صحبت افراد مختلف بنشينيد؛ خواهيد ديد كه هر كدام براي خود يك پا تحليل گر مسائل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و... است و اينكه مسائل مختلف جامعه به موضوعي اين چنين دم‌دستي تبديل شده كه هر شخصي به خود اجازه ورود و اظهارنظر مي‌دهد باعث مي‌شود كارشناسان درباره سطحي شدن تحليل‌ها هشدار دهند. 
 
  همه مسئول اتفاقات هستند
 وجود خطوط حمل و نقل شهري گوناگون در ميدان انقلاب يكي از دلايل شلوغي اين خيابان است. ساعت 10 رانندگان در جمع‌هاي پنج تا شش نفري مشغول صحبت هستند. حيدري 50 ساله راننده خط انقلاب - گيشاست. اين راننده ميانسال از اينكه روزگار چندان به وفق مراد نيست از زمين و زمان شكايت دارد مي‌گويد: چندي پيش فقط به برداشته شدن تحريم‌ها اميدوار بوديم، اما با وجود اتفاقات مطلوب هنوز تغيير خاصي در شرايط جامعه مشاهده نشده است. اين راننده تاكسي از وضعيت اقتصادي در جامعه گله‌مند است و گراني را يكي از اجزاي جدانشدني در اقتصاد كشور مي‌داند و مي‌افزايد: هر روز شاهد افزايش قيمت‌ها در جامعه هستيم و هيچ كس هم چيزي نمي‌گويد. ‌فقط كافي است مبلغ اندكي به كرايه تاكسي‌ها افزوده شود رانندگان بايد با همه جدل كنند، اما معلوم نيست چه كسي پاسخگوي اين مساله است كه هر روز مبلغ قطعات خودرو بدون هيچ نظارتي گران مي‌شود و هيچ نظارتي روي ورود قطعات بي‌كيفيت این‌چنيني به كشور نيست. 
 
 نظارت براي همگان يكسان نيست
 ابراهيم راننده خط انقلاب – جنت‌آباد است. اين راننده جوان كه مدتي است در صف تعويض خودروهاي فرسوده تاكسيراني نام‌نويسي كرده است از بي‌ثباتي و عدم قانون مشخص در اين زمينه كلافه است و  مي‌گويد: تاكسيراني هر روز قيمت و شرايط جديدي را در ارائه خودروهاي جديد براي رانندگان در نظر گرفته و اين اقدامات اصلا گره‌گشا نبوده است. به گفته اين راننده جوان در چند سال اخير مشکلات اقتصادی بیشتر شده و ظاهرا راهکار عملی برای این موضوع هنوز پیدا نشده است. ابراهيم تاكيد مي‌كند: اجراي برخي قوانين فقط به شكل ظاهري و به‌طور ناقص صورت می‌گیرد. با اجرای دقیق قوانین در حوزه اقتصاد ديگر افرادي همچون خاوري يا بابك زنجاني پيدا نمي‌شوند. اين راننده جوان مي‌افزايد: براي دوري از حس دوگانگي رفتاري در جامعه نيازمند نظارت‌هاي اصولي در همه بخش‌ها هستيم. 
 
 هر فرد كارشناس زندگي خود است
راننده تاكسي در خط انقلاب - شهيد بهشتي مشغول غرزدن از وضعيت اقتصاد، فرهنگ و هر چيز ديگر در جامعه است. او كه اخبار راديو را به دقت گوش مي‌دهد درباره نوسان قيمت طلا و ارز مي‌گويد: افزايش يا كاهش قيمت‌ها در جامعه باید بر مبنای دلایل اقتصادی باشد. اين راننده تاكسي مي‌افزايد: چرا قيمت نان يك شبه تغيير كند؟ آیا از نظر اقتصادی این اتفاق پذیرفتنی است؟ اينكه در برخي مواقع شاهد بروز نارسايي‌هاي گوناگون هستيم به دليل سوءمديريت برخي از مديران است. به گفته اين راننده تاكسي با وجود نارسايي‌هاي گوناگون در حوزه اقتصادي اگر زمينه اشتغال براي جوانان فراهم شود به نسبت نارسايي‌ها و معضلات اجتماعي نيز كاهش مي‌يابد. او با بيان اينكه سه فرزند دانشجو دارد و براي تامين مخارج آنها مجبور است در خيابان‌ها دنده عوض كند، مي‌گويد: با فارغ‌التحصيلي هيچ اتفاقي براي جوانان نمي‌افتد، بلكه فقط بايد زمينه اشتغال افراد ايجاد شود. اين فرد با بيان اينكه در آغاز دولت يازدهم وعده وعيدهاي بسياري در زمينه ايجاد بستر اشتغال در جامعه داده شد اما تاكنون اقدام چندانی ‌در اين زمينه انجام نشده است، تصريح مي‌كند: قبل از هر اتفاقي بايد زيرساخت‌هاي آن مهيا شود، اينكه در كشور ما اقدامات بدون تمهید زیرساخت‌های اصولی لحاظ مي‌شود جاي تامل دارد. او كه منشأ اطلاعات و اظهارنظر‌هايش درباره مسائل مختلف را زندگي در جامعه و گوش كردن به راديو مي‌داند، مي‌افزايد: فقط كافي است قيمت‌ها و اتفاقات را با سال‌هاي قبل مقايسه كنيد، خودتان متوجه تغیيرات مي‌شويد. با اين تفاسير هر فرد مي‌تواند كارشناس زندگي خود باشد. 
 
 فربه شدن اظهارنظرهاي شخصي 
يك جامعه‌شناس درباره رواج اظهارنظرهاي سطحي در جامعه از سوي اقشار مختلف مي‌گويد: از لحاظ جامعه‌‏شناختي بروز چنين پديده‏اي داراي ريشه‌هاي اجتماعي است؛ به لحاظ تاريخِ اجتماعي در اعصار و دوره‌هاي مختلف در جوامع بسته همواره حضور و كنش در حوزه‌هاي عمومي ‌براي افراد هزينه‌هاي زيادي داشته و باعث رشد پنهان كاري و فربه شدن حوزه‌هاي خصوصي شده است.
عليرضا عزيزي مي‌افزايد: در اين نوع جوامع افراد ترجيح مي‌دادند تا تمام دغدغه‌ها و نگراني‏ هايشان را درباره مسائل شخصي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در جمع ‏هاي خانوادگي و خصوصي بيان كنند تا با كمترين هزينه اجتماعي مواجه باشند.
به گفته او در اين شرايط به جاي آنكه مسائل در سطح جامعه مطرح و حل و فصل شود عمدتا تنها در جمع‏هاي خصوصي و خانوادگي به عنوان درد و دل‌ها و نگراني ‏هاي شخصي افراد مطرح مي‌شود و لحاظ کردن تاريخِ اجتماعي، فرهنگ عمومي‌ما مبتني بر فرهنگ شفاهي است، لذا سخنوري و همراه نمودن ديگران با خود نوعي احترام و تاييد اجتماعي براي فرد را در پي داشته است، به همين جهت هنوز هم يكي از مهم‌ترين روش‌هاي نفوذ در ديگران، خودنمايي، كسب احترام و تاييد اجتماعي در جمع ‏هاي خصوصي سخنوري است.
عزيزي تصريح مي‌كند: در اين شيوه افراد مي ‏كوشند به هر طريق حتي سخن گفتن درباره موضوعاتي كه اطلاعات دقيقي هم درباره آن ندارند، نفوذ و اعتبار اجتماعي به دست آورند. او با بيان اينكه يكي ديگر از پيامدهاي رواج فرهنگ شفاهي در كشورمان، سطحي ‏نگري درباره مسائل عمومي‌جامعه است، مي‌افزايد: از آنجا كه سطح مطالعه و آشنايي با فرهنگ نوشتاري در جامعه‏ ما ضعيف است افراد اطلاعات و دانش عميق و تخصصي از مسائل ندارند و دقت ‏نظر و جامع ‏نگري به عنوان يك ارزش، اهميت خود را در اظهارنظرها از دست مي دهد و افراد بي‌آنكه پرواي صحت و دقت نظراتشان را داشته باشند آن را بيان مي ‏كنند.
به گفته اين جامعه‌شناس بايد اين موضوع را مورد توجه داشت كه ضعف علوم انساني در كشور ما باعث شده است كه حتي فارغ‌التحصيلان چنين رشته‌هايي نيز از توانمندي لازم براي موشكافي و تحليل دقيق مسائل جامعه برخوردار نباشند، لذا در حوزه اجتماعي و آنچه كه با انسان‏ ها سروكار دارد، عمدتا گفت‌وگوها به اظهارنظرهاي شخصي محدود مي‌شود و در چنين بستري آنهايي كه سخنورترند پيشتازترند.
او تصريح كرد: بايد به اين موضوع توجه داشت كه فرهنگ ميزباني در كشور ما اين‌گونه است كه گفت‌وگو درباره مسائل اجتماعي، سياسي، فرهنگي و... در جمع ‏هاي خانوادگي و دوستان صرفا شكل صوري براي گذران وقت دارد و ميزبان تلاش مي ‏كند حتي با وجود عدم موافقت، با همراهي با مهمان صرفا رعايت ادب ميزباني نمايد چرا كه به جهت عدم وجود فرهنگ نقدپذيري هرگونه اظهارنظر مخالفي با برخورد احساسي و دلخوري طرف مقابل روبه‌رو مي‌شود و افراد به اين ترتيب درباره مسائل مختلفي صحبت مي ‏كنند بي‌آن كه هدف‏شان از گفت‌وگو دست يابي به نتيجه‏ اي خاص يا افزايش دانش و اطلاعات دقيق باشد.
عزيزي تصريح مي‌كند: يكي از پيامدهاي مهم شيوع چنين پديده‏اي در سطح جامعه، اهميت يافتن و بزرگ شدن مسائل غيرمهم در اذهان عمومي ‌و غفلت عمومي ‌از مسائلي است كه تنها متخصصان و كارشناسان اهميت آن را درمي ‏يابند.
سطحي‏ نگري در سايه فرهنگ شفاهي باعث رشد قضاوت‏ هاي نادرست و عدم درك روشن از مسائل جامعه مي‌شود و به اين ترتيب رشد آگاهي اجتماعي را به مخاطره مي‌اندازد. 
روزنامه آرمان

آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

گروه گزارش / " فضای مجازی " عرصه وسیع و تاثیرگذاری است که در جامعه ما رور به روز در حال گسترش است . برخی اوقات ، این فضا از دنیای واقعی هم " واقعی تر " می شود .

تعریف فضای مجازی چیست . معلمان از این فضا چه سهمی دارند . آیا فرهنگ شفاهی رایج میان جامعه و نیز معلمان در مدیریت این حوزه تاثیرگذار است .آیا آموزش های ضمن خدمت معلمان کمکی به حضور معلمان در این دنیای بی انتها می کند .

این ها و نظایر آن پرسش هایی است که با حضور دو معلم متخصص در این حوزه  آقایان « مهندس مصطفی یوسفی و یعقوب رمضان زاده » مطرح شد و ما شما را به مطالعه و ارائه نظر در مورد آن دعوت می کنیم .

منتشرشده در گفت و شنود
مدیریت منابع فیزیکی در آموزش و پرورش  شاید خیلی از شما همکاران و خوانندگان عزیز در شهر و یا روستاهای خود و یا هنگام گشت و گذار متوجه مدارسی  خالی و متروکه شده اید . نمونه ای از آن را می توانید در روستای راحت آباد لواسانات تهران ببینید که جگونه یک مدرسه بزرگ به دلیل مهاجرت مردم روستا در حال حاضر  شیشه های آن شکسته و جایگاهی برای زندگی حیوانات شده است و از این نوع مدارس در روستاها و یا شهرها کم نیست و یا مدارسی در شهرهای بزرگ هستند که به دلیل کاسته شدن آمار دانش آموز و همچنین افزایش مدارس و آموزشگاه های غیر انتفاعی دارای کلاس های خالی و بلا استفاده و بعضا به صورت انبار استفاده می شوند .
با توجه به نکاتی که ذکر شد ما می توانیم برای رفع معضل کمبود بودجه آموزش وپرورش و درآمد زایی برای خانواده های فرهنگی از این مکان ها از سیاست امور مساجد استفاده کنیم و از این فضاها با اجاره دادن به فرهنگیان و یا فرزندان شان باعث اشتغال زایی و درآمد برای آموزش و پرورش شویم و یا از آن برای خدمات و امور فرهنگی استفاده شود مثلا کتاب فروشی ، لوازم التحریر ، تاسیس آموزشگاه های علمی ، هنر ، فنی، زبان، کنکور و یا تبدیل آن به مکان های تفریحی و ورزشی و یا مهدکودک، فروشگاه های مصرف فرهنگیان ، سالن های برگزاری مجالس و یا در روستاها تبدیل به خانه معلم برای اسکان فرهنگیان و یا اجاره این مکان ها به روستاییان و کسب درآمد برای  آموزش وپرورش آن منطقه استفاده نمود .
 باید بدانیم استفاده نکردن از امکانات موجود نوعی اسراف و  اتلاف منابع و بر اساس آموزه های دینی ما گناه می باشد .
ما به جای حل مشکلات با استفاده از پتانسیل های موجود  فقط با دلیل تراشی  و یا خالی کردن شانه از مسئولیت فقط باعث از بین رفتن فرصت ها و ایجاد نارسایی های جدید در سیستم آموزش و پرورش می شویم .
کافی است مسئولین  وزارت آموزش وپرورش آمار مدارس بلااستفاده در روستاها و شهرها و کلاس های خالی موجود را آمارگیری نمایند تا متوجه این پتانسیل شوند و با استفاده از نظرات نخبگان این مکان ها را فعال نمایند و از این پتانسیل ها به نحو احسن استفاده شود و نمونه بارز آن را همان طور که در بالا یادآور شدم از مساجد می توان الگو گرفت که در مناطق شلوغ و اصلی به  صورت تجاری و یا درمانگاه جهت تامین مالی مساجد استفاده می نمایند .
مورد بعدی سامان دهی وسایل مستعمل در مدارس است که در انبارهای مدارس خاک می خورد و حتی بعضی از آنها قابل تعمیر می باشند و شاید خیلی از مدارس در مناطق محروم نیازمند این گونه لوازم باشند اما متاسفانه به خاطر فقدان سامان دهی و مدیریت ، سرمایه های بیت المال حیف و میل می شود و فرصت سازی برای استفاده از آن توسط دیگران و جامعه تعطیل می شود .
در پایان به وزیر محترم و سایر مسئولان پیشنهاد می شود ستادی فعال و پیگیر جهت مدیریت منابع فیزیکی در آموزش و پرورش و سامان دهی این گونه فضاها  طراحی و اجراء شود تا شاهد  تحولی تازه در آموزش و پرورش و وضعیت موجود باشیم  .
ان شاءالله
 
مدیریت منابع فیزیکی در آموزش و پرورش
مدیریت منابع فیزیکی در آموزش و پرورش

آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

کرامت و تفکر حلقه های مفقوده ی نظام آموزشی و جایگاه نقادی  همه ی ما می دانیم که انسان محترم است و دارای کرامت و نیز می دانیم که این انسان محترم دارای توانایی خارق العاده و متمایز کننده ای به نام « تفکر » است . از بزرگان دین ماست که : " یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است. " و همچنین از بزرگان دین ماست که : " از شرّ کسی که خود را محترم نمی شمارد ، در امان مباش " .

این جملات به نوعی نشان دهنده ی اهمیت و عظمت " کرامت و تفکر "انسانی است .
بنابراین ، در پرورش و تربیت انسان باید به این دو مقوله توجه کافی و وافی داشت و تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها را طوری جهت دهی کرد که خروجی و برآیندش، توانمند شدن قوه ی تفکر و ارزش کرامت انسانی باشد .

در سیستم آموزشی ، انسان باید انسان فرض شود. او را نباید یک ربات یا یک کامپیوتر با قدرت پردازش بالا فرض کرد .محتوا و جوهره ی انسانی او را نباید از کالبد او جدا کرد . نباید جامعیت او را به هزار قطعه تقسیم کرد و برای هر قطعه ای داستان و روایتی بر گزید . درست است که او را باید از جهات مختلف ، بررسی کرد ولی نباید خاصیت مهم و کلیدی " کل بودن " را از او گرفت و تمامی این کثرت ها باید به وحدت منجر شود .
سوال اینجاست که آیا سیستم آموزشی ما توانسته در این جهت گام بردارد ؟

به راستی عناصر " تفکر و کرامت " چه جایگاهی در این سیستم دارند و آیا اصلا جایگاهی دارند یا نه ؟


با نگاهی تیز بینانه و دقیق می توان به این نتیجه رسید که متاسفانه آموزش و پرورش زار و نزار فعلی ، در انجام وظایف معمولی و عادی خود مانده است ، چه برسد به اینکه قدرت تفکر دانش آموزان را بالا ببرد و به کرامت آنها ارج نهد.

داشتن چنین توقعی از آموزش و پرورش ، از اساس بی فایده است . از افتخارات سیستم آموزشی ما همین بس که " فکر و خلاقیت و تفکر " دانش آموز را از بین برده و او را تبدیل به یک موجودی مسخ شده می کند .

کودکان تا قبل از ورود به مدرسه ، بسیار زیبا فکر می کنند و پاک سخن می گویند . همین که وارد نظام آموزشی می شوند ، فکر وخلاقیت در آنان تعطیل و اصطلاحا کرکره ی آن پایین کشیده می شود و به راحتی هر چه تمام حس پرسش گری و انتقادی خود را از دست می دهند .


در نوشته های بعدی در این باره مطلب خواهم نوشت .

و در آخر اینکه : در زنجیره ی سیستم آموزشی ما حلقه های مفقوده ای به نام تفکر و کرامت وجود دارند که بازدهی و اعتبار کل سیستم را زیر سوال برده اند .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

 میزان نقدپذیری و نقادی در جامعه ایران و نقش مدرسه و آموزش و پرورش نبودن قدرت نقد در جامعه يك پيشينه تاريخي دارد. به دليل وجود حكومت‌هاي مستبد، خودكامه، پادشاهي، فئودالي و ملوك‌الطوايفي در گذشته نقد و انتقاد ريشه نيافته است، زيرا هر كسي كه انتقادي كرده است زبانش را بريده‌اند و اين مساله به حدي رواج داشته كه در اشعار شاعران بزرگي مانند سعدي به آن اشاره شده است.

يكي از پيامدهاي مهم اين مساله در جامعه ما رواج دروغگويي بوده است و اين شعر كه « دروغ مصلحت‌آميز به از راست فتنه‌انگيز » است، به اين مساله اشاره دارد. چون جامعه يك حالت سنتي و پادشاهي داشته است به همين دليل هرچه حاكم مي‌گفته مورد قبول همگان بوده است. سخنان شاه را عده‌اي متملق و چاپلوس تأييد مي‌كردند و همين باعث مي‌شد كه به مرور زمان قدرت نقد در جامعه دچار افول شود، زيرا با وجود اين متملقان، پادشاهان ديگر قدرت شنيدن انتقادها را نداشتند.

اين عدم انتقاد در جامعه به مرور به دوره‌هاي بعد هم تسري پيدا كرده است. براي اينكه مردم در يك جامعه بتوانند منتقدان خوبي باشند بايد براي آن پرورش يافته باشند.

اما در طول تاريخ 2 هزار و 500 ساله پادشاهي ايران هيچ گاه قدرت نقد وجود نداشته است و بسترهاي آن هنوز هم در جامعه به وجود نيامده‌اند. در جامعه‌اي كه جرأت نقد و انتقاد وجود ندارد و براي آن گوش شنوايي نيست، افراد مي‌توانند مشكلات را ببيند ولي بنا به دلایلی هيچ‌گاه آنها را نقد نمي‌كنند و اگر نقدي هم صورت بگيرد بسیار محتاطانه است.

زماني كه نقد و انتقاد در مكان‌هاي آموزشي ما و در رسانه هاي ما رواج نداشته باشد اگر نقدي هم در جامعه صورت بگيرد همراه با تندروي خواهد بود.

نقد تندرو يك نقد غيرسازنده و جانبدارانه است كه نمي‌تواند تغييري در شرايط ايجاد كند. اين در حالي است كه نقد بايد سازنده باشد و تجربه كشورهاي غربي مانند انگلستان، آلمان، فرانسه و آمريكا هم اين را ثابت كرده است. يكي از عوامل اصلي پيشرفت اين كشورها وجود نقد سازنده در ساختار اجتماعي آنهاست. زماني كه در جامعه نقد سازنده وجود نداشته باشد جامعه از پيشرفت بازمي‌ماند و توسعه‌يافتگي لازم را نخواهد داشت. در اين جامعه ارتباط با مردم يك ارتباط يك سويه است.

از نتايج اين مسأله افزايش دزدي، ريا و ساير رفتارهاي نادرست و مجرمانه در جامعه است. نقد سازنده كه همراه با دليل و برهان باشد و شنيده شود، جامعه را در مسير توسعه و پيشرفت قرار مي‌دهد.

نقد سازنده يكي از مهم‌ترين اصول سرمايه اجتماعي در جامعه است، به همين دليل در بسياري از كشورهاي توسعه‌يافته مانند انگليس و آمريكا تلاش مي‌شود كه افراد را از همان كودكي منتقد بار بياورند.

در جامعه ما گوش شنواي نقد وجود ندارد و افراد قدرت پذيرش نقد را ندارند، به حدي كه زماني كه از يك فرد انتقادي صورت مي‌گيرد او احساس مي‌كند كه ديگران بدخواه او هستند.

به همين دليل در جامعه ما همواره نقد كردن با بدبيني همراه است و هر كس كه نقد مي‌كند به عنوان دشمن تلقي مي‌شود. در حالي كه در جامعه‌اي كه مي‌خواهد به توسعه دست يابد، بايد كودكان و نوجوانان در مراحل ابتدائي رشدشان در خانواده و مدرسه افرادي منتقد بار بيايند. همه اتفاقات ناگواري كه در جامعه روي مي‌دهند از اين مسأله ناشي مي‌شوند كه قدرت نقد كردن و نقد‌پذيري وجود ندارد. البته منظور از انتقاد، انتقاد سازنده و عقلاني است كه بر عقل و منطق متكي باشد و مصالح مملكت را مد نظر داشته باشد.

در يك تصميم‌گيري عقلاني، احساس و عاطفه نقش ندارد و تنها اين نوع از تصميم‌گيري مي‌تواند اسباب رشد جامعه را فراهم كند. زماني كه انتقادي در جامعه صورت مي‌گيرد بايد به جاي يك برخورد سلبي با آن درباره آن تحقيق و تفحص كرد. مردم و مسئولان باید گوش شنواي نقد داشته باشند. همان‌گونه كه مطرح شد اين مسأله ريشه تاريخي هم دارد و زماني كه ضرب‌المثل هايي مانند «زبان سرخ سر سبز مي‌دهد بر باد» در جامعه رواج پيدا مي‌كنند به مرور زمان افراد جامعه از نقد كردن دوري خواهند كرد و نتيجه ناگوار آن در آينده همه كشور را تحت تأثير قرار مي‌دهد. در جامعه ما نه تنها قدرت نقدپذيري وجود ندارد بلكه در قدرت نقدگويي هم دچار مشكل هستيم و يكي از نشانه‌هاي آن لحن تند و خشونت‌آميزي است كه افراد هنگام نقد كردن از آن استفاده مي‌كنند.

روزنامه آرمان


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

شعر یک معلم برای حضرت زینب

زینب آن اسطوره دشت بلا زینب آن فریاد پاک مصطفی
درمیان ناله و خون و غمش استوار و غمگسار هرکسش
زینب آن محکم ترین بانوی پاک کرد نامردان اسیروخواروخاک
باسخن های قوی و محکمش عشق می دیدی تو دراین ماتمش
کو حسینم؟ کو جوانان مرا؟ کو صدای پاک یاران مرا؟
آن حسین از بهر ایمان رفته بود ازپی نابودی یاران شیطان رفته بود
کودکانش رابه قربانگاه برد درمیان غم بسی جانکاه برد
روز عاشورا نه یک روزبلاست گرچه آنجا دشت پاک کربلاست
آنچه زینب دید در دشت بلا آن همه زیبایی بی انتها
دست حق بردست های بی تن است دست حق پیوند اعضای تن است
روز عاشورا همه زیبایی است عشق بازی با خدا رویایی است


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور