
تغییرات پی در پی نظام آموزشی که از سال 1350 تا به حال در آموزش و پرورش ایران صورت گرفته به نظر اکثر اهل فن تاثیرات مثبت آموزشی و پرورشی و اخلاقی بر دانش آموزان این مرز و بوم نداشته است . مصداق این موضوع به گذشته باز می گردد که فردی که تصدیق شش ابتدایی قدیم را می گرفت هم سوادش بیشتر بود و هم خط خوشی برای نوشتن داشت و در نهادهای دولتی و وحتی آموزش و پرورش به عنوام « معلم » هم استخدام می شد .
در آن زمان کلیه و دمنه ، بوستان و گلستان مواد درسی دانش آموزان بود . هم اکنون می بینیم که دانش آموزان دیپلم می گیرند اما از نوشتن یک نامه اداری ساده ناتوانند و از این غم انگیز تر غلط املایی فراوان دارند !
حذف زنگ انشا و دیکته در متوسطه در نظام های جدید ضربه ای عجیب و ویران کننده بر سواد فارسی دانش آموزان زده است اما تمام مشکل این نیست . سیستم جغرافیایی و آب و هوایی ایران به گونه ای است که اساس سال تحصیلی از مهر ماه شروع و تا دی ماه به پایان می رسد . بهمن ماه با اتمام امتحانات نوبت اول در دی ماه و تعطیل بودن مدرسه در این ایام به مثابه شروع دوباره سال تحصیلی است و از نو باید شالوده های انضباطی و کاری مدرسه و دانش آموزان را بازسازی کرد که تقریبا تمام بهمن ماه وقت می گیرد و اسفند ماه عزیز و گرامی که شادترین و زیباترین فصول برای ایرانیان است فصلی که فقط یک ماه به عید نوروز و لذیذترین تکه تعطیلات هر سال به قول مر حوم آل احمد در آن جست و جو می شود . خرید و تمیزکاری و برنامه ریزی برای مسافرت و کارهای ضروری آخر سال که هوش از سر همه برده و درس و بحث را به امری دست چندم بدل می کند که اکثر مدارس این ماه را با امتحانات جهت جلوگیری از تعطیلی خود خوانده دیبران و دانش آموزان می گذرانند و جنگ خنده دار ادارات با مدیران مدارس بر سر اینکه مدارس باید تا 28 اسفند باز باشد که مثل سایر دستورالعمل های اداری مردم پسند و حتی منطقی هم نیست که مدیر هم میان فشار اداره و دانش آموزان و اولیا و دبیران باید خرد و خمیر شود .
اما فصل رخوت با پایان تعطیلات عید نوروز و فرا رسیدن بهار وسوسه انگیز و گرم شدن هوا حالی برای معلمان و دانش آموزان نمی گذارد و جیب های خالی مزید بر علت است تا پایان فروردین ماه به انتظار دریافت حقوق می گذرد .
اما فصل اردیبهشت فصل امیدی دوباره است که نوید از ماه پایانی مدرسه و شروع امتحانات را می دهد . هم معلمان و هم دانش آموزان از تمام شدن سال تحصیلی خوشحالند.
نه مدرسه برای دانش اموزان جاذبه ای داشته و نه معلمان از درآمد و زندگی خود رضایتی دارند و این موضوع به پایان اندیشیدن آن را شیرین می کند.
دانش آموزان هم از مقررات دست و پا گیر مدرسه راحت شده حالا تا هر وقت بخواهند می خوابند و هر لباسی دوست داشته باشند می پوشند و موهای خود را آن طور که می خواهند آرایش می کنند .
بزرگترین چالش در آموزش و پرورش ایران این است که آن چه در درون آموزش و پرورش می گذرد با آن چه در جامعه رخ می دهد از زمین تا آسمان متفاوت است . مدارس کهنه ، افکار کهنه و به دور از جاذبه های طبیعی جامعه و دنیای امروز .
هر چیزی که در جامعه ایران عموم مردم استقبال می کنند در مدارس ممنوع اعلام می گردد در حالی که در هر خیابان و کوی و برزنی یک مغازه پروتیئنی یا فست فود وجود دارد و عموم مردم درست یا غلط از ان استفاده کرده و قوت غالب مردم شده است ، درمدارس ممنوع اعلام می شود و دستور العمل می گوید که در بوفه های مدارس باید موز و شیر پسته و آجیل و ...فروخته شود . آجیل کیلویی 50 هزار تومان !
در حالی که دانش آموزان پول کرایه تا مدرسه را به زحمت از اولیاء خود می گیرند .
از این که بگذریم باید نتیجه گرفت حداقل از اول مهر تا پایان دی ماه وقت دانش آموزان با امورات دیگر تلف نشود تا این همه افت تحصیلی ایجاد نشود . وقتی مدرسه ای برای چند روز اردوی راهیان نور نیمه تعطیل می شود برای بازگشت به حالت اولیه حداقل به دو هفته وقت نیاز است .
پس بهتر است فعالیت فوق برنامه را به ماه بهمن و اسفند منتقل کنیم تا ماه های مناسب درسی از بین نرود . البته می توان با انتقال امتحانات دی به بهمن ماه 4 ماه کامل را برای اموزش بی فاصله دانش آموزان در نظر گرفت و اسفند ماه را برای فوق برنامه ها در نظر گرفت .
شک نیست محتوای نظام آموزشی در ایران نیاز به بازنگری و تغییرات اساسی است .
تغییرات شکلی و ظاهری فقط وضع را بدتر خواهد کرد ؛ همان گونه که جناب حاجی بابایی با تغییر شکلی و جابه جایی پایه ها در این سال تحصیلی مشکلات عدیده ای را در امر سامان دهی نیروی انسانی پدید آورد که باعث هر چه بیشتر ناراضی تر شدن معلمان ایرانی شده است .
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار /
محمد حسین زدا، معاون فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی نحوه محاسبه حقوق بازنشستگی را همانند روال گذشته براساس دوسال آخر خدمت اعلام کرد و گفت: خبری که درباره تغییر نحوه محاسبه حقوق بازنشستگی در یکی از رسانهها منتشر شده صحیح نیست زیرا در حال حاضر تعیین حقوق بازنشستگی براساس تبصره ۷۷ قانون تأمین اجتماعی انجام میشود که دو سال آخر حقوق مبنای پرداخت حقوق بازنشستگی است.
وی در ادامه گفت: قانونگذاران به این نتیجه رسیدهاند که مبنای پرداخت حقوق بازنشستگی به این صورت باشد اما این قانون ایراداتی دارد که باید برطرف شود. در این قانون افزایش حقوقی را که برای ۵ سال آخر در نظر گرفتهاند باید همراه با محاسبه کاهشها هم باشد. به طور مثال اگر شخص ۲۸ سال خدمت کرده باشد و ۲ سال آخر کاهش حقوق داشته باشد چون باید محاسبات بر اساس ۲ سال آخر پرداختی باشد مجبور هستیم طبق این دو سال آخر پرداخت حقوق بازنشستگی را محاسبه کنیم که این کاهش حقوق دو سال آخر به ضرر بازنشسته است.
حال ما به دنبال این هستیم که آیا میتوان در این قانون ۳۰سال کارکرد را مبنا قرار داد یا دو سال آخر را.
زدا، افزود: سازمان به دنبال تغییر این قانون است به نحوی که به صورت برد- برد محاسبه شود. اما هنوز این موضوع در حد یک طرح در دستور کار سازمان تأمین اجتماعی قرار دارد و در صورتی که جزئیات آن آماده شود روند کار به این گونه است که ابتدا باید در هیأت مدیره سازمان تصویب و پس از آن به دولت ارسال شود تا در قالب لایحه برای تصویب نهایی به مجلس ارائه شود.تامین اجتماعی برای حل این مشکل برنامهریزی کرده است. برای این منظور، جدولی تحت عنوان جدول امتیازپردازی آماده شده تا براساس آن به همه سنوات خدمتی شاغلان امتیازی تعلق بگیرد و جمع آن امتیازات حقوق بازنشستگی را معین کند تا عدالت هم رعایت شود. همچنین به قول زدا، اگر بیمه شده غیر از دو سال آخر خدمت، در دو جا کار کند، تاثیری در بازنشستگیاش ندارد.
سالهاست که سازمان تامین اجتماعی، ملاک تعیین حقوق بازنشستگی را دو سال پایان خدمت قرار میدهد، اما معاون فنی و درآمد سازمان تامین اجتماعی گفته که این موضوع فسادآور شده است و برخی از آن سوءاستفاده کرده و بیشتر از حقوق واقعی شان دریافت میکنند؛ در حالی که برخی افراد هم به علت آنکه دو سال آخر خدمتشان حقوق کمتری نسبت به قبل دریافت میکنند متضرر میشوند.
ایران
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
گروه اخبار /
ابراهیم سحرخیز مشاور کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس در خصوص اهمیت طرح شهاب (شناسایی و هدایت استعدادهای برتر دانش آموزان) اظهار داشت: پیشینه این طرح به سالهای پیش و وزارت محمود فرشیدی وزیر وقت آموزش و پرورش باز میگردد.
وی ادامه داد: این طرح در حوزه معاونت آموزش متوسطه پیگیری شد و در سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ با شدت بیشتری دنبال شد و هدف این بود که در آموزش و پرورش بستری فراهم شود تا رسالت اصلی آموزش و پرورش که شناسایی و هدایت استعدادهاست در تمام مدارس با امکانات آموزش و پرورش تحقق یابد.
*مدارس تیز هوشان در همه شهرستانها گسترش نداشت
سحرخیز با بیان اینکه مدارس تیزهوشان که شامل دانشآموزان با هوش بالاست از گستره و دامنه وسیع در همه شهرستانها برخوردار نبود، گفت: غالباً این مدارس در مرکز استانها دایر میشد و به همین دلیل دانشآموزان به علت دوری راه نمیتوانستند در آزمون این مدارس شرکت کنند؛ از سویی این آزمون در یک شرایط برابر برگزار نمیشد تا عدالت برای همه برقرار شود.
وی ادامه داد: طرح شهاب با این هدف شروع شد تا بتوانیم معلمان را توانمندسازی کنیم؛ یعنی آموزشهای ویژه با معرفی وسایل کمکآموزشی و رسانههای آموزشی صورت گیرد تا این معلمان بتوانند در طول دوران مختلف تحصیلی از دوره ابتدایی تا متوسطه، دانشآموزان دارای استعدادهای برتر را شناسایی کرده و متناسب با توان و استعداد هدایت کنند.
سحرخیز افزود: وقتی میگوییم استعداد برتر لزوماً قرار نیست که در حوزه دانش نظری باشد؛ برای نمونه مدارس استعدادهای درخشان ما غالباً در رشته ریاضی فیزیک و علوم تجربی دانشآموز جذب میکنند و ممکن است دانشآموز نخبهای در رشته هنر، ورزش و علوم انسانی باشد که نبوغ ممتازی داشته باشد.
مشاور کمیسیون آموزش مجلس گفت: در آن سالها، چندین جلسه با روانشناسان برجسته کشور در حوزه معاونت علمی ریاستجمهوری برگزار شد و چند تن از روان شناسان معروف و برنامهریزان آموزش کشور حضور داشتند و نشستهای مشترکی بین معاونت علمی رئیسجمهور و وزارت آموزش و پرورش برگزار شد.
سحر خیز ادامه داد: در نهایت بعد از مدتها بررسی و دیدن طرحهای متفاوت و تدوین یک نقشه راه به یک نتیجه رسیدند که این طرح را به صورت پایلوت در سال 1391 در تعدادی از مدارس برخی استانها آزمایش کنند و بررسی کنند که چگونه میتوان معلمان را توانمندسازی کنند؛ البته این طرح نیازمند هزینه بود که قرار بود این هزینه با کمک وزارت آموزش و پرورش و معاونت علمی رئیسجمهور در اعتبارات و بودجه سالیانه پیشبینی شود.
وی تصریح کرد: به موازات پیشبینی این بودجه قرار بود کمکم دامنه مدارس توسعه یابد؛ سال 92 زمانی بود که سال آخر مأموریت حمیدرضا حاجیبابایی وزیر وقت آموزش و پرورش بود و خوشبختانه تعداد این مدارس افزایش خاصی پیدا کرد؛ در سه دوره درسی در استانها مدارسی را به عنوان نمونه انتخاب کردیم و در آنها طرح شهاب مورد آزمایش و اجرا قرار گرفت.
* فعالیت طرح «شهاب» در حد انتظار نیست
سحرخیز با بیان اینکه طرح شهاب زمین مانده و در حد انتظار نیست، افزود: انتظار بود که در سال 94 فراوانی این مدارس را در حدی افزایش دهیم که بتوانیم از ثمرات و اثربخشی این طرح بیشتر بهرهمند شویم و فرصت را برای عدالت آموزشی و شناسایی استعدادهای ممتاز و برجسته در کشور فراهم کنیم.
وی با اشاره به توجه به استعدادهای درخشان در سند تحول بنیادین، گفت: در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش آمده است که باید به تفاوتهای فردی توجه کنیم و محیطهای آموزشی را به شکلی متنوع داشته باشیم که فرصت برای عدالت تربیتی و آموزشی فراهم شود؛ وقتی میگوییم محیطهای متنوع آموزشی متوجه به تنوع نیازها، تفاوتهای فردی و بسترسازی برای شکوفایی استعدادهای برتر است که همه اینها نشان میدهد که باید تلاش بیشتری در جهت شناسایی استعدادهای نخبه کشور داشته باشیم.
سحرخیز بیان داشت: حتی در گذشته مدارس نمونه دولتی با این نیت شکل گرفت که دانشآموزان با استعداد روستایی شناسایی شده و به سمت مدارس نمونه دولتی هدایت شوند تا در آینده زمام امور مدیریتی کشور در بخشهای مختلف را به این دانشآموزان با استعداد بدهیم تا به جرم روستایی بودن از رشد، تحول و ارتقا عقب نمانند.
*مدارس تیزهوشان در هر شهری باید یک شعبه داشته باشد
مشاور کمیسیون آموزش مجلس یادآور شد: وقتی میگوییم مدرسه نمونه دولتی، خاص شهرنشینها نبود بلکه خاص روستاییان بود تا بتوانند دانشاموزان بااستعداد را شناسایی کنند.
وی با اشاره به اینکه وقتی میگوییم مدارس تیزهوشان در هر شهری باید یک شعبه داشته باشد، افزود: نگاهمان این است تا این استعدادهای برتر فرصتی برای ظهور و بروز پیدا کنند؛ فراوان دیدهایم دانشآموزی استعداد برتری داشته است، اما به دلیل اینکه در مرکز استان خانهای برای سکونت نداشته، از تحصیل انصراف داده است.
سحرخیز تصریح کرد: عدالت آموزشی اقتضا میکند که ما پراکندگی و گستره جغرافیایی مدارس استعدادهای درخشان و نمونه دولتی را توسعه دهیم.
وی ادامه داد: برخی آنها معتقدند ما باید فتیله مدارس نمونه دولتی و استعدادهای درخشان را پایین بکشیم، چون اگر بالا باشد بازار مدارس غیردولتی تعطیل میشود.
مشاور کمیسیون آموزش مجلس گفت: نباید دانشآموزان با استعداد را به مدارس غیردولتی کوچ دهیم و بر سبد هزینه خانوار مردم کمدرآمد و روستایی فقیر هزینه تحمیل کنیم.
انتهای پیام/
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
گروه اخبار /
فقط كافي است در محفل و مجلسي حضور داشته باشيد؛ خواهيد ديد كه اغلب افراد براي اينكه موضوعي براي صحبت پيدا كنند به بررسي اتفاقات در حوزههاي گوناگون ميپردازند. اينكه در جامعه همه از سواد نسبي براي درك اتفاقات جامعه برخوردارهستند مطلوب است، اما اينكه تحليلهاي موجود به چه ميزان كارشناسي يا حاصل كج فهميهاي افراد غيرمتخصص است جاي تامل دارد و ميتواند زمينهساز بروز مشكلات گوناگون شود. ميگويند: «همهچيز را همگان دانند.» اما به نظر ميرسد گاهي در جامعه ما از اين جمله چنين برداشت ميشود كه همه، همهچيز را ميدانند!
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
گروه گزارش / " فضای مجازی " عرصه وسیع و تاثیرگذاری است که در جامعه ما رور به روز در حال گسترش است . برخی اوقات ، این فضا از دنیای واقعی هم " واقعی تر " می شود .
تعریف فضای مجازی چیست . معلمان از این فضا چه سهمی دارند . آیا فرهنگ شفاهی رایج میان جامعه و نیز معلمان در مدیریت این حوزه تاثیرگذار است .آیا آموزش های ضمن خدمت معلمان کمکی به حضور معلمان در این دنیای بی انتها می کند .
این ها و نظایر آن پرسش هایی است که با حضور دو معلم متخصص در این حوزه آقایان « مهندس مصطفی یوسفی و یعقوب رمضان زاده » مطرح شد و ما شما را به مطالعه و ارائه نظر در مورد آن دعوت می کنیم .
شاید خیلی از شما همکاران و خوانندگان عزیز در شهر و یا روستاهای خود و یا هنگام گشت و گذار متوجه مدارسی خالی و متروکه شده اید . نمونه ای از آن را می توانید در روستای راحت آباد لواسانات تهران ببینید که جگونه یک مدرسه بزرگ به دلیل مهاجرت مردم روستا در حال حاضر شیشه های آن شکسته و جایگاهی برای زندگی حیوانات شده است و از این نوع مدارس در روستاها و یا شهرها کم نیست و یا مدارسی در شهرهای بزرگ هستند که به دلیل کاسته شدن آمار دانش آموز و همچنین افزایش مدارس و آموزشگاه های غیر انتفاعی دارای کلاس های خالی و بلا استفاده و بعضا به صورت انبار استفاده می شوند .

آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
همه ی ما می دانیم که انسان محترم است و دارای کرامت و نیز می دانیم که این انسان محترم دارای توانایی خارق العاده و متمایز کننده ای به نام « تفکر » است . از بزرگان دین ماست که : " یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است. " و همچنین از بزرگان دین ماست که : " از شرّ کسی که خود را محترم نمی شمارد ، در امان مباش " .
این جملات به نوعی نشان دهنده ی اهمیت و عظمت " کرامت و تفکر "انسانی است .
بنابراین ، در پرورش و تربیت انسان باید به این دو مقوله توجه کافی و وافی داشت و تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها را طوری جهت دهی کرد که خروجی و برآیندش، توانمند شدن قوه ی تفکر و ارزش کرامت انسانی باشد .
در سیستم آموزشی ، انسان باید انسان فرض شود. او را نباید یک ربات یا یک کامپیوتر با قدرت پردازش بالا فرض کرد .محتوا و جوهره ی انسانی او را نباید از کالبد او جدا کرد . نباید جامعیت او را به هزار قطعه تقسیم کرد و برای هر قطعه ای داستان و روایتی بر گزید . درست است که او را باید از جهات مختلف ، بررسی کرد ولی نباید خاصیت مهم و کلیدی " کل بودن " را از او گرفت و تمامی این کثرت ها باید به وحدت منجر شود .
سوال اینجاست که آیا سیستم آموزشی ما توانسته در این جهت گام بردارد ؟
به راستی عناصر " تفکر و کرامت " چه جایگاهی در این سیستم دارند و آیا اصلا جایگاهی دارند یا نه ؟
با نگاهی تیز بینانه و دقیق می توان به این نتیجه رسید که متاسفانه آموزش و پرورش زار و نزار فعلی ، در انجام وظایف معمولی و عادی خود مانده است ، چه برسد به اینکه قدرت تفکر دانش آموزان را بالا ببرد و به کرامت آنها ارج نهد.
داشتن چنین توقعی از آموزش و پرورش ، از اساس بی فایده است . از افتخارات سیستم آموزشی ما همین بس که " فکر و خلاقیت و تفکر " دانش آموز را از بین برده و او را تبدیل به یک موجودی مسخ شده می کند .
کودکان تا قبل از ورود به مدرسه ، بسیار زیبا فکر می کنند و پاک سخن می گویند . همین که وارد نظام آموزشی می شوند ، فکر وخلاقیت در آنان تعطیل و اصطلاحا کرکره ی آن پایین کشیده می شود و به راحتی هر چه تمام حس پرسش گری و انتقادی خود را از دست می دهند .
در نوشته های بعدی در این باره مطلب خواهم نوشت .
و در آخر اینکه : در زنجیره ی سیستم آموزشی ما حلقه های مفقوده ای به نام تفکر و کرامت وجود دارند که بازدهی و اعتبار کل سیستم را زیر سوال برده اند .
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
نبودن قدرت نقد در جامعه يك پيشينه تاريخي دارد. به دليل وجود حكومتهاي مستبد، خودكامه، پادشاهي، فئودالي و ملوكالطوايفي در گذشته نقد و انتقاد ريشه نيافته است، زيرا هر كسي كه انتقادي كرده است زبانش را بريدهاند و اين مساله به حدي رواج داشته كه در اشعار شاعران بزرگي مانند سعدي به آن اشاره شده است.
يكي از پيامدهاي مهم اين مساله در جامعه ما رواج دروغگويي بوده است و اين شعر كه « دروغ مصلحتآميز به از راست فتنهانگيز » است، به اين مساله اشاره دارد. چون جامعه يك حالت سنتي و پادشاهي داشته است به همين دليل هرچه حاكم ميگفته مورد قبول همگان بوده است. سخنان شاه را عدهاي متملق و چاپلوس تأييد ميكردند و همين باعث ميشد كه به مرور زمان قدرت نقد در جامعه دچار افول شود، زيرا با وجود اين متملقان، پادشاهان ديگر قدرت شنيدن انتقادها را نداشتند.
اين عدم انتقاد در جامعه به مرور به دورههاي بعد هم تسري پيدا كرده است. براي اينكه مردم در يك جامعه بتوانند منتقدان خوبي باشند بايد براي آن پرورش يافته باشند.
اما در طول تاريخ 2 هزار و 500 ساله پادشاهي ايران هيچ گاه قدرت نقد وجود نداشته است و بسترهاي آن هنوز هم در جامعه به وجود نيامدهاند. در جامعهاي كه جرأت نقد و انتقاد وجود ندارد و براي آن گوش شنوايي نيست، افراد ميتوانند مشكلات را ببيند ولي بنا به دلایلی هيچگاه آنها را نقد نميكنند و اگر نقدي هم صورت بگيرد بسیار محتاطانه است.
زماني كه نقد و انتقاد در مكانهاي آموزشي ما و در رسانه هاي ما رواج نداشته باشد اگر نقدي هم در جامعه صورت بگيرد همراه با تندروي خواهد بود.
نقد تندرو يك نقد غيرسازنده و جانبدارانه است كه نميتواند تغييري در شرايط ايجاد كند. اين در حالي است كه نقد بايد سازنده باشد و تجربه كشورهاي غربي مانند انگلستان، آلمان، فرانسه و آمريكا هم اين را ثابت كرده است. يكي از عوامل اصلي پيشرفت اين كشورها وجود نقد سازنده در ساختار اجتماعي آنهاست. زماني كه در جامعه نقد سازنده وجود نداشته باشد جامعه از پيشرفت بازميماند و توسعهيافتگي لازم را نخواهد داشت. در اين جامعه ارتباط با مردم يك ارتباط يك سويه است.
از نتايج اين مسأله افزايش دزدي، ريا و ساير رفتارهاي نادرست و مجرمانه در جامعه است. نقد سازنده كه همراه با دليل و برهان باشد و شنيده شود، جامعه را در مسير توسعه و پيشرفت قرار ميدهد.
نقد سازنده يكي از مهمترين اصول سرمايه اجتماعي در جامعه است، به همين دليل در بسياري از كشورهاي توسعهيافته مانند انگليس و آمريكا تلاش ميشود كه افراد را از همان كودكي منتقد بار بياورند.
در جامعه ما گوش شنواي نقد وجود ندارد و افراد قدرت پذيرش نقد را ندارند، به حدي كه زماني كه از يك فرد انتقادي صورت ميگيرد او احساس ميكند كه ديگران بدخواه او هستند.
به همين دليل در جامعه ما همواره نقد كردن با بدبيني همراه است و هر كس كه نقد ميكند به عنوان دشمن تلقي ميشود. در حالي كه در جامعهاي كه ميخواهد به توسعه دست يابد، بايد كودكان و نوجوانان در مراحل ابتدائي رشدشان در خانواده و مدرسه افرادي منتقد بار بيايند. همه اتفاقات ناگواري كه در جامعه روي ميدهند از اين مسأله ناشي ميشوند كه قدرت نقد كردن و نقدپذيري وجود ندارد. البته منظور از انتقاد، انتقاد سازنده و عقلاني است كه بر عقل و منطق متكي باشد و مصالح مملكت را مد نظر داشته باشد.
در يك تصميمگيري عقلاني، احساس و عاطفه نقش ندارد و تنها اين نوع از تصميمگيري ميتواند اسباب رشد جامعه را فراهم كند. زماني كه انتقادي در جامعه صورت ميگيرد بايد به جاي يك برخورد سلبي با آن درباره آن تحقيق و تفحص كرد. مردم و مسئولان باید گوش شنواي نقد داشته باشند. همانگونه كه مطرح شد اين مسأله ريشه تاريخي هم دارد و زماني كه ضربالمثل هايي مانند «زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد» در جامعه رواج پيدا ميكنند به مرور زمان افراد جامعه از نقد كردن دوري خواهند كرد و نتيجه ناگوار آن در آينده همه كشور را تحت تأثير قرار ميدهد. در جامعه ما نه تنها قدرت نقدپذيري وجود ندارد بلكه در قدرت نقدگويي هم دچار مشكل هستيم و يكي از نشانههاي آن لحن تند و خشونتآميزي است كه افراد هنگام نقد كردن از آن استفاده ميكنند.
روزنامه آرمان
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

زینب آن اسطوره دشت بلا زینب آن فریاد پاک مصطفی
درمیان ناله و خون و غمش استوار و غمگسار هرکسش
زینب آن محکم ترین بانوی پاک کرد نامردان اسیروخواروخاک
باسخن های قوی و محکمش عشق می دیدی تو دراین ماتمش
کو حسینم؟ کو جوانان مرا؟ کو صدای پاک یاران مرا؟
آن حسین از بهر ایمان رفته بود ازپی نابودی یاران شیطان رفته بود
کودکانش رابه قربانگاه برد درمیان غم بسی جانکاه برد
روز عاشورا نه یک روزبلاست گرچه آنجا دشت پاک کربلاست
آنچه زینب دید در دشت بلا آن همه زیبایی بی انتها
دست حق بردست های بی تن است دست حق پیوند اعضای تن است
روز عاشورا همه زیبایی است عشق بازی با خدا رویایی است
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید