چندی قبل و پس از انتشار کاریکاتور روزنامه همشهری ( این جا ) ، تعدادی از معلمان کرجی در حیاط مدرسه ، اقدام به آتش کشیدن روزنامه همشهری نموده و آن را در شبکه های مجازی منتشر نمودند ( 1 ).
به تازگی در ستون " حرف مردم " روزنامه خراسان انتقادی از یک شهروند در مورد ساعات کار معلمان ( تعطیلات ) منتشر گردید . ( 2 )
متاسفانه به روال سابق ، برخی از معلمان از آتش زدن این روزنامه عکس گرفته و آن را در شبکه های مجازی و به صورت وسیع منتشر نموده اند .
از نظر ما ، این گونه اقدامات بیش از هر چیز نشات گرفته از دو عامل است :
1- غلبه فرهنگ شفاهی بر فرهنگ نوشتاری و پژوهش که در این حالت ترجیح داده می شود کوتاه ترین راه برای پاسخ انتخاب شود .
2- راه یافتن فرهنگ خشونت " فراگیر و نهادینه شده " در جامعه به درون محیط تعلیم و تربیت و مدرسه که با ذات و فلسفه آموزش تضاد ماهوی دارد .
به باور ما ، ابزار و جنس کار یک " معلم " گفت و گو و انتقاد است و توسل به این گونه اقدامات سخیف و دون پایه ، شان و منزلت معلمان را بیش از پیش در نزد افکار عمومی و اصحاب اندیشه خدشه دار کرده و معلمان را گروهی " انتقاد ناپذیر و غیرمنطقی " در جامعه می نمایاند .
« گروه سخن معلم » از همه فرهنگیان و معلمان انتظار دارد در قالب گفت و گو و " نهضت قلم " پی گیر مطالبات و اعتراضات خویش باشند .
پایان پیام /
( 1 )


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
گروه اخبار / مدیرکل انجمن اولیا و مربیان وزارت آموزش و پرورش گفت: انجمن اولیا و مربیان مدرسه هر مبلغی را تحت عنوان کمکهای مردمی مصوب کند، قانونی است اما شورای مالی انجمن باید بر نحوه هزینهکرد کمکهای مالی دریافت شده از خانوادهها نظارت داشته باشد.
این روزها در عرصه ی آموزشی کشور شاهد احیاء بازی های جذاب دوران کودکی هستیم . بازی هایی که به نوعی حال و هوای آن دوران را برای ما زنده می کند! البته آموزش و پرورش هر از گاهی سنت شکنی کرده ، دست به ابتکار زده و بازی من درآوردی جدیدی هم به جامعه آموزشی کشور عرضه می کند که به نوبه ی خود جای تقدیر و تشکر دارد !
در هر صورت خدا رو شکر که بدین وسیله هم می توان قدرت یادگیری را در دانش آموزان افزایش داد و هم از تکراری و یکنواخت شدن جریان آموزش جلوگیری کرد .
برای روشن شدن هر چه بهتر موضوع ، کم و کیف بعضی از این بازیها را با هم مورد بررسی قرار می دهیم :
1- نام بازی : کی بود کی بود من نبودم !
ابزار لازم : نظام آموزشی قدیم، نظام آموزشی توصیفی ، نظام آموزشی ترمی واحدی ، نظام آموزشی سالی واحدی ، نظام آموزشی 6-3-3 ، دانش آموز و معلم به مقدار لازم
شرح بازی : در این بازی هرچند سال یک بار نظام آموزشی زیر و رو می شود . معلمان در این بازی نقش فقط عضو ناظر و دانش آموزان نقش موش آزمایشگاهی را بازی می کنند . دست آخر تمام مشکلات و تقصیرات به نفرات قبلی و بعدی حواله می شود و همه با هم با افتخار سرود کی بود کی بود من نبودم سر می دهند !
2- نام بازی : بازی قایم موشک :
ابزار لازم : چشم بند به تعداد مورد نیاز ، معلم به مقدار لازم ، مقام و مسئول آموزشی به تعداد نیاز
شرح بازی : در این بازی بر چشم های نازنین معلمین چشم بند زده می شود تا واقعیت های دردناک آموزشی همچنان در هاله ای از ابهام و به عنوان امری مکتوم باقی بماند و سردمداران آموزشی ، یواشکی و قائمکی و از نظرها پنهان ، هر بلایی که دلشان می خواهد بر سر آموزش این مملکت می آورند .
3- نام بازی : نون بیار کباب ببر
ابزار لازم : تعداد زیادی مقام و مسئول آموزشی ، نماینده ی مجلس به میزان لازم ، فرماندار ، بخشدار ، افراد ثروتمند و با نفوذ محلی به میزان لازم ، هیکل قوی برای آویزان شدن
شرح بازی : در این بازی ، بده بستان ها و تبانی های مختلفی بین ادارات آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس ، فرمانداران ، افراد ثروتمند و با نفوذ محلی و در راستای انتخابات و انتصابات صورت می گیرد . تعدادی از افراد کاملا وابسته و آویزان به نمایندگان مجلس و مقامات سیاسی در واحدهایی از ادارات آموزش و پرورش مستقر می شوند و مامور خدمت رسانی به مراکز قدرت هم می شوند . در این میان معلمان همچنان نقش عضو ناظر را بازی می کنند و از داشتن حق رای محرومند . تو این وسط هم گور بابای آموزش !
طبق اخیار واصله قرار است برای ارتقاء این بازی در قسمتی از ادارات ، میله های بارفیکس مخصوصی نصب شود تا افراد مستعد بتوانند عمل سخت آویزان شدن را تمرین نمایند !
4- نام بازی : خرس وسط
ابزار مورد نیاز : تعداد زیادی معلم ، مدیر و معاون ، خروار خروار آئین نامه و بخشنامه ، دوره های ضمن خدمت ، ارزشیابی سالانه ، طرح درس سالانه ، روزانه ، درصد قبولی و فرم یک آموز به میزان لازم
شرح بازی : در این بازی ، معلمین ، مدیران و معاونین به صورت عملی و حرفه ای و از طریق بخشنامه ها و آئین نامه های رگباری ، ساعات ضمن خدمت ، ارزشیابی سالانه و درصد قبولی و ... مچل شده و سر کار گذاشته می شوند . بر این اساس خواسته ها و نیازهای اصلی آموزشی مورد سوال قرار نمی گیرند و در نتیجه انواع و اقسام طرح های آبکی - آموزشی پدیدار می شوند!
طبق اخبار واصله قرار است برای ارتقاء این بازی ، در آینده ی بسیار نزدیک بخشنامه هایی در رابطه با چگونگی قرار دادن انگشت سبابه بر روی زنگ و چگونگی باز کردن در هنگام ورود به کلاس نیز صادر شود !
5- نام بازی( جدید ) : الزامات ساماندهی
ابزار لازم : معلم حداقلی و دانش آموز حداکثری، کلاس 40 نفره به میزان لازم
شرح بازی : در این بازی به معلمین درس ایثار ، جان فشانی و از خودگذشتگی داده می شود . در طول بازی دائما از مصائب دوران بحران افزایش جمعیت و مدارس سه شیفت به نیکی یاد می شود ! معلمان در حین بازی آمادگی لازم را برای مواجهه با کلاس های 40 نفره پیدا می کنند . در این بازی ، مکررا این نکته به معلمان گوشزد می شود که آموزش و پرورش از ازل تا ابد درگیر بحران های ساختگی بوده و معلمان باید در این زمینه همکاری لازم و اجباری با آموزش و پرورش داشته باشند .
طبق اخبار واصله ، قرار است برای ارتقاء این بازی و برای اینکه امر آموزش دچار آسیب نشود ، نحوه ی دستشویی رفتن معلمان نیز ساماندهی شود !
6- نام بازی ( جدیدترین ) : کسر مقرری ماه اول و هفتم
ابزار لازم : تعداد زیادی معلم بی خیال ، افزایش کذائی حقوق در ماه اول و بعد از رتبه بندی ، کارت هدیه 100 هزار تومانی
شرح بازی : در این بازی که جدیدترین ، مسخره ترین و مضحک ترین بازی در آموزش و پرورش به حساب می آید ، بعد از افزایش کذائی حقوق در ماه اول و اجرای مصوبه مثلا رتبه بندی ، مبلغ افزایش یافته با سرعتی برابر با سرعت نور و در قالب مقرری ماه اول از حقوق معلم کسر می شود .
از عجایب این بازی این است که مبلغ دریافتی حقوق در ماه اول افزایش ، حتی کمتر از ماه قبل می شود .
طبق اخبار واصله ، قرار است برای ارتقاء این بازی و برای اغواء معلمین ، یک سوم از مبلغ کسر شده ، تحت عنوان ننگین تسهیلات رفاهی و در قالب کارت هدیه ، به معلمان بازگشت داده شود !
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار / اهدای اعضای بدن معلم بازنشسته استان کهکیلویه و بویراحمد به پنج بیمار جان دوباره بخشید.
« گروه سخن معلم » ضمن طلب آمرزش و علو درجات برای روح این معلم نمونه ، از اقدام انسانی خانواده " امیر توانا " تشکر و قدردانی می کند .
گروه اخبار / حکایت مدارس محروم در مناطق دورافتاده ... این بار در روستای بن بید بوشهر . آیا این داستان پایانی خواهد داشت .
حرف زدن دربارهی روز معلم بسیار سخت شده. حتا آن را تبریک هم نمیتوان گفت. اگر تبریک بگویی یکی میآید و میگوید: «خجالت بکش. معلم با چه تلخی و مشقتی کار میکند و فرزندان وطن را آموزش میدهد و تو چه آسان، با یک تبریک گفتن، شانهات را سبک میکنی و از مسئولیت انسانیات میگریزی». اگر تبریک نگویی یکی دیگر میگوید: «حالا چنان شده که جنابعالی حتا یک تبریک خشک و خالی را هم از معلمان آزادهی ما دریغ میکنی.»
اگر وضعیت معیشتی بسیار نابه سامان معلمان را تحلیل کنی و بر خالیگاهها انگشت بگذاری، یکی ناراحت میشود و میگوید: «معلم شمعی است که خود میسوزد تا تاریکیها را بزداید. معلم نیز میتواند مثل دیگران دنبال مادیات برود، اما نمی رود و در عوض به روشنگری میپردازد. کار مقدس معلمی را نباید با انگیزههای مادی پیوند داد و از ارزش آن کاست.»
اگر بگویی معلمان بسیاری هستند که هیچچیز برای شان به اندازهی همان معاشی که میگیرند ارزشی ندارد و معلمیشان در واقع روزگذرانی است، یکی به خشم میآید و میگوید:
«اولا معلم هم انسان است و مجبور است معیشت یک خانواده را تامین کند. ثانیا، معلمی که در مکتب روزگذرانی کند اساساً معلم نیست. مقام معلم بسی بالاتر از اینهاست.»
واقعیت اما آن است که تا از کار معلمی و آموزگاری قداست زدایی نشود، ما هرگز معلمان را در موقعیت عینیشان نخواهیم داد. معلم پیامبر نیست که بیمزد هدایتگری کند. معلم معصوم هم نیست که از بند خطا و گناه رسته باشد. معلم مَلَک و فرشته هم نیست که نیازهای معیشتی و غیر معیشتی نداشته باشد. معلمی یک کار مقدس نیست؛ شغلی در میان شغلهاست. شغل حساسی هم هست.
هر شغلی اقتضائات و الزامات حرفهیی و حقوقی دارد و در چارچوب یک قرارداد یا تعامل اقتصادی شکل میگیرد.
کسی که خود را برای شغل معلمی آماده نکرده باشد، نباید معلم شود. از آن سو، این انتظار هم نباید وجود داشته باشد (در دولت و جامعه و نهادهای مدنی) که معلمی کارِ ایثارگران و عاشقان روشنگری است. به این معنا که نیاز یک معلم به پول و منافع مادی باید به صراحت و کفایت به رسمیت شناخته شود.
در جامعهی ما، روز معلم روز دردناکی است. چون روز معلم سیاه است ولی ما با دادن گلی به او و دکلمهی شعری میخواهیم این روز را سپید کنیم. روز جامعه هم سیاه است، چون معلم ناپروردهیی که فقر علمی و حرفهیی (برای کار معلمی) دارد و جیباش نیز خالی است، شاگردانی در همین حد ما پرورش خواهد داد:
مایی که مهمترین تخصص مان نزاع بیپایان است.
اطلاعات روز
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
هر چند ظالمانه می دانست که برای طلب حقّ مکتوب و مسلّم و مصوّب خود مقابل این و آن گردن کج کند، اما با امیدی مبهم! غرورش را شکست و روی نیمکتی در پارک، رو سوی سازمانی که سی سال در واحدهای زیرمجموعۀ آن جان و توان فرسوده بود، نشست و واژه ها را فراخواند و تا می توانست گلچین شان کرد و از برگزیده هایشان عباراتی به هم بافت و عریضه ای کوتاه از صدها دردِ نگفته اش ساخت و با جوهر خودکار آبی رنگش بر نیم صفحه ای نگاشت؛ سفره دل با خویشتن باز و دردِ دل با مخاطبی ندیده آغاز کرد.
در حالی که حق داشت در همچون جایی ننشیند و خود را با حال عریضه نگاری نبیند و مخاطب نادیده و بیگانه ای را برای شنیدن دردِ دلش فرانخوانَد و غرور پاک خود را مجروح ندانَد! ...
ماحصل آنچه نوشت، نامه ای شد با این مضمون؛
"اینجانب ... در مورخه ۹۳/۶/۳۱ با سمت مدیریت مدرسه بازنشست شده ام. چنانچه استحضار دارید سنّ بازنشستگی، سنّ اوج مشکلات زندگی نیز هست؛ فرد به مرحله کهولت قدم نهاده و از "نا و نشاط جوانی" چیزی برایش نمانده است. مرحله بازنشستگی توأم با آغاز بحران های جسمی و روحی نیز هست؛ چشم، عینک می خواهد و گوش، سمعک. قلب و ریه کارِ خود را به اکراه انجام می دهند. کبد، بیمار گشته و کلیه ها ناکار. زانوها خم و راست نمی شوند. پاها نیازمند تکیه گاه اند و دست ها عصا می خواهند. ...
علاوه بر همه اینها تحمیلات و تعهدات و مسوولیت های ناشی از محوریّت و مرجعیّت در میان جمعیت فرزندان و نوه ها، رو به فزونی گذاشته است؛ فرزندان به سنّ ازدواج رسیده اند و سرپناه می خواهند و تکیه گاه. هزینۀ تحصیلات شان سنگین و سرسام آور است. دانشگاه می روند؛ دانشگاه آزاد اسلامی! ...
بعضی ها در سنّ بازنشستگی علاوه بر پدر و مادر بودن به کسوت پدربزرگی و مادربزرگی نیز نایل شده اند؛ داماد و عروس و نوه دارند و تعاملات در اوج گستردگی ست و آنان در جایگاه ارشد خاندان. و در این میان آنچه دست گیرد و گره گشاید، پول است! همان چیزی که یک بازنشسته حق دارد بر اساس قانون، پس از سه دهه خدمت و در واپسین روزگار عمر خود از آن برخوردار گردد.
اما در این رابطه چند نکته قابل بیان است که جملگی مایۀ تأسف است و آن این که :
اولاً ) پاداش پایان خدمت فرهنگیان در مقایسه با پاداش پایان خدمت سایر کارمندان دولت کم و گاه بسیار کم است و در مواردی حتی به یک سوم و یک چهارم آنها هم نمی رسد.
ثانیاً ) همین مبلغ اندک و تبعیض آمیز چنان با تأخیر به دست فرهنگیان بازنشسته می رسد که عملاً ارزش خود را از دست می دهد به طوری که با وجود گذشت یک سال از زمان بازنشستگی اینجانب و دیگران هنوز این مبلغ ناچیز را به ما نداده اند.
علاوه بر آن اینجانب مبلغ ... ریال بابت مرخصی ذخیره از این سازمان طلب دارم. لذا با توجه به نیاز مبرم اینجانب به این پول به دلیل خرید خانه و صدور چک در وجه فروشنده خواهشمند است دستور فرمایید نسبت به پرداخت آن اقدام فرمایند.
لازم به ذکر است که اینجانب با اعتماد به وعده و اعلام مکرر آقای وزیر مبنی بر پرداخت زودهنگام مطالبات بازنشسته ها اقدام به خرید خانه نموده ام و در صورت عدم پرداخت این مطالبات، ضرر و زیان فراوانی متوجه خود و خانواده ام خواهد شد."
بازنشسته بعد از تکمیل دردنامه اش به قصد ملاقات با مخاطب ندیده اش ( رییس سازمان) داخل ساختمان رفت و سراغ رییس را گرفت اما او نبود. سراغ معاونت رفت و آنجا نیز در را بسته دید. دقایقی روی نیمکت به انتظار نشست تا اینکه کلیدِ از وشتِ در روی قفل چرخید و در باز شد و او از روی نیمکت برخاست و داخل رفت و گفت می خواهد معاون محترم را ببیند. گفتند؛ "نيست، هفته دولت است، رفته ... ".
بازنشسته فهمید که مخاطبانش کارها و قرارهای مهم تری دارند و اینکه او بتواند به خاطر "کارِ نا مُهِمّ خود" وقت آنها را بگیرد کور خوانده! مسوول دفتر مهربان، وقتی متوجه شد که بازنشسته از شهرستان آمده و راهش دور است، پذیرفت که نامه اش را پاراف کند تا در دبیرخانه ثبت شود. بدین ترتیب بازنشسته نامه اش را ثبت کرد و رفت. ده روز گذشت و هفته دولت نیز سپری شد. او برای پیگیری درخواست خود دوباره به دفتر آقای معاون مراجعه کرد. این بار نیز او را در آنجا ندید اما مسوول دفتر مهربان گفت که نامه اش به "بودجه" ارجاع شده و او را فرستاد به "بودجه"!
اینجای ماجرا برایش جالب و خوشایند بود. پیش خودش گفت؛ چه خوب! یک مقام بالادست کار او را به کارشناسان کار به دست سپرده است آن هم "بودجه"!!
رفت "بودجه" . اما وقتی در مقابل میزِ کارشناسانِ کاربه دستِ بودجه قرار گرفت و درخواست خود را پیگیری کرد، دید که چهار جفت چشم، سر تا پایش را دانشمندانه می پایند! ناراحت شد اما به روی خود نیاورد. ولی یک جفت از آن چشم ها نگاهی چون نگاهِ عاقل اندر سفیه به وی انداخت و پرسید؛ "کِی بازنشست شدی؟"
بازنشسته جواب داد؛ "آخر شهریورماه ۹۳". کارشناس با لحنی گزنده پرسید؛ "نیمه اول ۹۳ یا نیمه دوم ۹۳؟"
بازنشسته گفت؛ "آخر شهریور ۹۳". کارشناس با لبخند کجکی گفت؛ "اگر پول بدهند پرداخت می شود!"
بازنشسته گفت؛ "وزیر محترم اخیراً چندین بار اعلام کرده که پاداش پایان خدمت بازنشستگان نیمه اول ۹۳ تمام و کمال و برای بازنشستگان نیمه دوم ۹۳ بمیزان ۲۵ درصد پرداخت شده در حالی که به من فقط ۱۰ درصد پرداخت کرده اند!"
کارشناس با لحنی طلب کارانه دو بار پشت سر هم گفت؛ "کی گفته؟ من گفتم؟ ها؟ من گفتم؟" بازنشسته گفت؛ "نه خیر شما نگفتید جناب وزیر گفته". کارشناس گفت؛ "پس باید بروید ... ! سپس از پشت میز بیرون آمد و گفت؛ "با من بیا". و راه افتاد و بازنشسته نیز به دنبال او. رفتند و رسیدند به اتاقِ "حسابداری بازنشستگان".
کارشناس بودجه، داخل اتاق را نگاه کرد و گفت؛ "فلانی نيست. همین جا صبر كن تا بیاید" و به اتاق خود برگشت.
بازنشسته جلوی در اتاق حسابداری بازنشستگان به انتظار نشست و پس از دقایقی یکی از کارشناسان تشریف آورد و پشت میز خود مستقر شد. بازنشسته نیز داخل شد و در مقابل میز او قرار گرفت و چون نامه اش دستش نبود علت حضور خود در آن اتاق را به طور شفاهی بیان کرد.
کارشناس حسابداری بازنشستگان بعد از شنیدن صحبت های بازنشسته گفت؛ " همه می دانند میانگین دریافتی فرهنگیان از میانگین دریافتی سایر کارمندان کم است، همه می دانند پاداش پایان خدمت فرهنگیان در مقایسه با پاداش پایان خدمت سایر کارمندان بسیار کم است همه می دانند سایر کارمندان دولت پاداش پایان خدمت خود را بلافاصله بعد از بازنشستگی یک جا می گیرند اما کسی برای از بین بردن این تبعیض ها کاری نمی کند و یا نمی تواند کاری بکند"
او گفت؛ "وزیر را تحت فشار قرار داده اند که درصدی از پاداش بازنشسته ها را پرداخت کند و بقیه بماند برای زمانی دیگر. اما وزیر قبول نمی کند و بودجه لازم جهت پرداخت پاداش بازنشستگان سال ۹۳ و همچنین حق التدریس معلمان را یک جا می خواهد". او در ادامه افزود؛ " این اتاق و چند اتاق دیگر پر از اسناد مالی و دیون پرداخت نشده از ده - دوازده سال پیش تاکنون است به طوری که خودِ من هم از سال ۱۳۸۲ مبلغ دویست هزار تومان بابت کمک هزینۀ ازدواج فرزند از این سازمان طلب دارم و اگر امروز چنین مبلغی را به من بدهند به چه درد من می خورد!؟ بعد از ۱۲ سال!"
وی گفت؛ "حتی اگر شما به دیوان عدالت اداری هم شکایت کنید و مسیر طولانی شکایت خود را با موفقیت طی کنید و رأی دیوان را به نفع خود بگیرید، قانونی وجود دارد که با استناد به آن، کارشناس این سازمان می تواند به مدت ۱۸ ماه رأی دیوان را با این استدلال که پول ندارم، مسکوت نگهدارد!"
بازنشسته عبارت معروف "حق گرفتنی است" را به خاطر آورد. اما از خود پرسید؛ حقّ مکتوب و مسلّم و مصوّب خود را از چه کسی باید طلب کند و برای گرفتن آن در کدامین پیچِ سیستم دیوان سالاری سنگین گردن کج کند!؟
همدلی
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مطابق اصل 30 قانون اساسی جمهوری اسلامی : « دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصيلات عالي را تا سرحد خودكفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.» . اما این اصل قانون اساسی تفسیر پذیر است و مدت کوتاهی بعد از تصویب قانون اساسی ، بر سر تفسیر این اصل بین دو جناح سیاسی چپ و راست حکومت اختلاف افتاد. پرسش های زیادی مطرح شد از جمله : منظور از وسایل آموزش و پرورش چگونه وسایلی است؟ آیا مراد همه ابزار و آلات و تجهيزاتي است كه براي آموزش و پرورش استاندارد به گرفته ميشود؟ آیا كتاب هاي درسي و نوشت افزار و سرویس رفت و آمد و تغذیه و وسایل ورزشی و.... نيز مشمول تعريف "وسایل" خواهد بود ؟ کیفیت آموزش و وسایل آن را چه کسی تعیین می کند؟
دولت ها بر اساس توانایی خود هزینه تحصیل رایگان را تامین می کنند. منتقدان می گویند دولت ها بعد از انقلاب اصل 30 قانون اساسی را اجرا نکرده اند . اما دولت ها از اول انقلاب تا حالا ادعا کرده اند که متناسب با توانایی خود و حتی بیشتر از توان خود در آموزش و پرورش هزینه کرده و اصل 30 در حد مقدورات اجرا شده است.
در اصل 30 قانون اساسی نوع و کیفیت وسایل رایگان برای تحصیلات تا پایان متوسطه تعیین نشده است و همین امر منشا اختلاف شده است.
آیا همین که اتاق مخروبه ای با تعدادی میز و نیمکت و یک تخته سیاه فراهم شود و معلمی بدون آموزش های لازم و با حداقل حقوق به کلاس درس در مدرسه ای دو شیفته فرستاده شود، دولت می تواند ادعا کند که دولت وسایل تحصیل رایگان را فراهم و عدالت را اجرا کرده است ؟ بله می تواند .
آیا منتقدان می توانند بگویند که دولت کوتاهی کرده است ؟ بله آنها هم می توانند.
از همان آغاز دهه 60 جناح راست با این استدلال که دولت نمی تواند به تنهایی هزینه های آموزشی را تامین کند خواستار احیای مدارس ملی و خصوصی بود و جناح چپ هم تاسیس مدارس خصوصی را مترادف با بازگشت سرمایه داری و تبعیض آموزشی می دانست. برداشت های متفاوت دو جناح از اصل 30 قانون اساسی باعث شد که در آذر ماه سال 1362 آقای اکبر پرورش وزیر آموزش و پرورش نامه استفساریه ای به دفتر شورای نگهبان قانون اساسی ارسال کند.
اکبر پرورش در این نامه نوشت: « نظر به اينكه در اجراي طرح اصل سيام قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و به خصوص در تعيين مصاديق وسايل آموزش و پرورش رايگان .... نظرات متفاوتي در وزارت آموزش و پرورش و ساير سازمان ها بهوجود آمده است.تقاضا ميشود، موضوع به شوراي محترم نگهبان قانون اساسي تسليم و عنداللّزوم با تعيين وقت نمايندگان اين وزارتخانه را براي ادای توضيح دعوت فرمايند تا اشكال موجود رفع گردد».
آیت الله لطف الله صافی دبیر وقت شورای نگهبان ، مردادماه سال 1363 در نامه ای به نخست وزیر که رونوشت آن را برای وزیر وقت آموزش و پرورش ارسال کرده بود نوشت: « اصل سي ام قانون اساسي و بعض اصول مشابه آن مسير سياست كلي نظام را تعيين مينمايد و مقصود اين است كه دولت امكاناتي را كه در اختيار دارد، در كل رشتههايي كه در قانون اساسي پيشنهاد شده، بهطور متعادل طبق قانون توزيع نمايد ؛ بنابراين آموزش رايگان در حد امكان كلاً يا بعضاً بايد فراهم شود و با عدم امكانات كلي دولت با رعايت اولويت ها مثل ترجيح مستضعفان و مستعدان بر ديگران اقدام مينمايد. لازم به تذكر است كه مستفاد از اصل سي ام قانون اساسي دولتي بودن آموزش و ممنوعيت تأسيس مدارس و دانشگاه هاي ملي به موجب قوانين عادي نميباشد ».
طبق این تفسیر شورای نگهبان، آموزش و پرورش صرفا دولتی نیست و تاسیس مدارس و دانشگاه های ملی به موجب قوانین عادی، مخالفتی با اصل 30 قانون اساسی ندارد. اما ابهام هنوز برطرف نشده بود .درسال 1364 دكتر سيدمحمدرضا هاشمي گلپايگاني ، دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي نیز در نامه ای به شورای نگهبان نوشت: «شوراي عالي انقلاب فرهنگي در طي مذاكرات جلسات اخير در مورد دريافت شهريه از دانشجوياني كه استطاعت پرداخت دارند عليالاصول نظر مساعد داشته است، ولي نظر به اينكه موضوع در رابطه با اصل سيام قانون اساسي جمهوري اسلامي ميباشد، لذا در جلسه مورخ 29 / 11 / 1364 شوراي عالي مقرر گرديده است كه قبل از اخذ تصميم در اين مورد نظر آن شوراي محترم استفسار گردد.»
آیت الله صافی در پاسخ شورای انقلاب فرهنگی در اردیبهشت 1365 با صراحت بیشتری نوشت : «باتوجه به اينكه از اصل سي ام قانون اساسي دولتي بودن آموزش و پرورش و ممنوعيت تأسيس مدارس و دانشگاه هاي ملي استفاده نميشود، چنان چه تأسيس مدارس و آموزشگاه هاي ملي در كشور آزاد اعلام شود، اضطرار دولت به دريافت شهريه مرتفع ميگردد، و چنانچه با تأسيس مدارس ملي رفع اضطرار نشود تفسير قانون اساسي قابل بررسي خواهد بود».
با تفسیر شورای نگهبان از اصل 30 قانون اساسی زمینه تاسیس مدارس غیر دولتی فراهم شد و نهایتا قانون تاسیس مدارس غیر انتفاعی در سال 67 در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و راه برای احیای مدارس خصوصی در آموزش و پرورش فراهم شد.
با گذشت بیش از 30 سال از شروع مباحث مربوط به اصل 30 قانون اساسی ، هنوز هم سردرگمی و رودربایستی درباره اصل 30 در آموزش و پرورش وجود دارد و سوالات مرحوم پرورش سوالات معتبر و تفکر برانگیزی است.
می توان از زاویه صنفی هم این موضوع را بررسی کرد که تاسیس مدارس غیردولتی و تنوع در منابع اعتباری آموزش و پرورش به سود معلمان است یا تامین بودجه حداقلی آموزش و پرورش به وسیله دولت ؟
البته ایده ال آن است که دولت بودجه آموزش و پرورش را پر و پیمان پرداخت کند و ضمنا در امور آموزش و پرورش دخالت نکند .
اما دولت ها می گویند : آن کس که صورت حساب را می پردازد حق دارد نوع غذا را تعیین کند !
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار / جمعی از فرهنگیان بازنشسته دزفول و منطقه سردشت در نامه ای خطاب به مدیر کل محترم آموزش و پرورش خوزستان که نسخه ای از آن برای «گروه سخن معلم » ارسال گردیده است خواهان توجه به مطالبات خود گردیدند .
متن این نامه که در اختیار ما قرار گرفته است به شرح زیر است