صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

کتاب و کتاب خوانی و موانع فرهنگ کتاب خوانی در مدارس ایران

به گزارش روز سه شنبه خبرنگار فرهنگی ایرنا، برخی از مدارس هنوز کتابخانه ندارند و آنهایی که دارند نیز ممکن است کتاب های جدید و مورد نیاز دانش آموزان در آن وجود نداشته باشد.
برای رشد مطالعه در بین دانش آموزان راه ها و راهکارهای مختلف وجود دارد. دعوت از نویسندگان، شاعران و تصویرگران کتاب های دانش آموزان به مدرسه ازجمله راه ها است.
هنر آموزش و پرورش و مدرسه ها باید این باشد که دانش آموزان را به مطالعه عادت دهند ؛ مساله ای که به نظر می رسد در مدارس کمتر به آن پرداخته می شود.

 

 زنگ مطالعه
هنوز زنگ مطالعه در مدارس پیش بینی نشده موضوعی که می تواند از نیازهای اساسی آموزشگاه ها باشد زیرا مدرسه کانون فراگیری علم و دانش است و مطالعه و کتابخوانی مقدمه و زیربنای رسیدن به این مهم است.
هیچ دانش آموزی بدون مطالعه و کتابخوانی نمی تواند به مدارج و پایه های بالاتر ارتقا یابد ؛ از این رو رسیدگی به موضوع کتاب خوانی از نیازهای اساسی جامعه و مدرسه ها محسوب می شود.
برای برطرف کردن این مساله باید برنامه ریزی و سپس کتابخانه ها را ایجاد و تجهیز کرد. لازمه ی تحقق این وظیفه، در کلان سیستم آموزش وپرورش، برنامه ریزی و مدیریت علمی، جامع و واقع بینانه، تهیه ی زیرساخت های مدیریتی، علمی، اقتصادی، فرهنگی تشکیلاتی و فنی، تحول در طراحی و تهیه ی برنامه ی آموزشی- درسی، دگرگونی در شیوه های یادگیری- یاددهی، تربیت کتابداران حرفه ای، بهسازی فضاهای آموزشی و استفاده از ابزار و وسایل مرتبط با فناوری ارتباطات و اطلاعات، و ... است
استفاده از کتابخانه های دیجیتالی در چارچوب برنامه ی درسی - آموزشی از نیازهای امروز مدارس است. در ترویج فرهنگ مطالعه، همه نهادها و سازمان های فرهنگی تأثیرگذارند و دستگاه ها با هماهنگی یکدیگر در رشد مطالعه موثرتر هستند.

 

مدرسه خاستگاه کتاب و کتاب خوانی
کارشناس مسایل آموزش و پرورش با بیان اینکه خاستگاه کتابخوانی و فرهنگ مطالعه مدرسه است، گفت: اگر قرار است سیاست و یا برنامه ای از سوی مسوولان برای بهینه سازی آمارهای واقعی و جهانی سرانه مطالعه اعمال شود باید نوک پیکان تغییرات متوجه مدرسه باشد.
علی پورسلیمان روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار حوزه آموزش ایرنا اظهار داشت: در تحلیل های کارشناسان و مسوولان در خصوص نقش آموزش و پرورش در تبدیل فرهنگ شفاهی به فرهنگ نوشتاری و مکتوب تاکید چندانی نمی شود.
وی افزود: با وجود آنکه هر ساله از 25 آبان ماه تا 1 آذرماه مراسمی با عنوان هفته مطالعه و کتاب خوانی برگزار می شود به نظر می رسد که این نام گذاری ها آن گونه که مورد انتظار است نتوانسته در ارتقای فرهنگ عمومی جامعه و حتی تحول در فضای مدارس و فضای فکری دانش آموزان نقش داشته باشد.
پورسلیمان ادامه داد: عمده ترین فعالیتی که در مدارس و در این مورد انجام می شود، خرید کتاب و یا احتمالا بردن دانش آموزان به نمایشگاه های کتاب است و در پایان هفته کتاب و کتاب خوانی تقریبا همه چیز به فراموشی سپرده می شود.** موانع مطالعه در مدرسه
این کارشناس حوزه آموزش و پرورش به برخی موانع و مشکلات ایجاد و توسعه فرهنگ کتاب خوانی در مدارس اشاره کرد و گفت: مهم ترین و اولین مساله ای که در مدارس در زمینه کتاب خوانی وجود دارد فقدان نگاه مناسب، علمی و به روز نسبت به مقوله کتاب است.
پورسلیمان افزود: برای اکثر دانش آموزان و اولیای آن ها موضوع کتاب در کتاب درسی و مهم تر از آن کتاب های کمک درسی خلاصه می شود حتی برخی از خانواده ها مطالعه کتاب های غیردرسی را موجب انحراف دانش آموز و اتلاف وقت می پندارند.
وی با بیان اینکه مشکل دوم در مدارس این است که کتاب و کتاب خوانی متولی ندارد، یادآورشد: چند سالی است که پست کتابداری از سیستم بکفای آموزش و پرورش حذف شده است.
« مدیر سایت سخن معلم » ادامه داد: سیاست های سامان دهی نیرو و نیز صرفه جویی موجب شده است که نیازی برای احیای پست کتابدار در مدرسه نباشد.
پورسلیمان اضافه کرد: البته زمانی که این پست کتابداری در مدارس برقرار بود فقدان و یا کمبود نیروهای متخصص ، با انرژی و پرانگیزه در این بخش موجب شده بود که برخی از مدیران مدارس از کتابداران برای پر کردن کلاس هایی که معلم ندارند استفاده کنند و این مساله به شدت در نگاه دانش آموزان به کتابدار مدرسه نقشی مهم و حیاتی داشت.
وی مشکل دیگر را نبود فضایی به نام کتابخانه و یا سالن مطالعه در مدارس عنوان کرد و گفت: این در حالی است که وجود یک کتابخانه و نیز فضایی برای مطالعه، بحث و گفت و گو می تواند برخی از جنبه های مهم در فرآیند آموزش که غایب بزرگ نظام تعلیم و تربیت هستند را ترمیم کند.

 

 شکل گیری نظام حافظه محور در مدرسه
کارشناس مسایل آموزش و پرورش تصریح کرد: اکنون عمده فعالیت های مدارس در کلاس و صرفا بر کتاب های درسی متمرکز شده حال آنکه تاکید بیش از حد بر کتاب درسی و محفوظات موجب می شود یک نظام آموزشی حافظه محور در مدارس شکل بگیرد.
پورسلیمان خاطرنشان کرد: در این چرخه، تفکر و تحلیل جایی ندارند و معلم به عنوان تنها منبع آموزش عامل انتقال داده ها محسوب می شود.
وی اضافه کرد: دانش آموزی که در 12 سال تحصیل به مطالعه و انس با کتاب تشویق و فرهنگ مطالعه در رفتار وی نهادینه نشود در بزرگسالی نیز معجره خاصی را نمی توان از او انتظار داشت.
کارشناس حوزه آموزش و پرورش با بیان اینکه عام ترین تعریف از سرانه مطالعه میانگین مدت زمان مطالعه یک نفر در یک شبانه روز است، اظهار کرد: لزوما همیشه این تعریف صادق نیست و می توان به جای مدت زمان از تعداد کتاب ها یا تعداد صفحات خوانده شده در طول روز نیز برای تعریف سرانه مطالعه بهره گرفت.
پورسلیمان اضافه کرد: در ساده ترین حالت می توان میزان مطالعه همه افراد یک جامعه را با هم جمع و بر تعداد افراد آن جامعه و تعداد روزهای در نظر گرفته شده تقسیم کرده و برای اندازه گیری، متوسط مطالعه در یک جامعه آماری محاسبه کرده و به تمام جامعه تعمیم داد.
وی یادآورشد: بر اساس آمار استخراج شده مرکز بین المللی مطالعات گذران وقت در سال 2010 در 22 کشور مشخص شد که بیشترین زمان اختصاص داده شده برای مطالعه در بین مردمان جهان مربوط به کشور فنلاند با 44 دقیقه در روز است.
کارشناس مسایل آموزش و پرورش ادامه داد: یافته های پژوهش دیگری که توسط شورای فرهنگ عمومی و با عنوان وضعیت گذران وقت مردم شهری و روستایی کل کشور در سال 1390 انجام شده است میزان زمان اختصاص داده شده به مطالعه در میان مردم ایران 12 دقیقه است که این زمان شامل مطالعه کتاب، روزنامه و ادعیه می شود.
پورسلیمان با بیان اینکه سرانه مطالعه یک شاخص جهانی است که تعریف مشخص و دقیقی دارد، خاطرنشان کرد: این شاخص تنها مطالعه کتاب آن هم از نوع غیردرسی را شامل می شود به این معنا که مطبوعات، پایگاه های اینترنتی و مجازی شامل این آمار نمی شود.
وی اضافه کرد: از سوی دیگر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بهمن ماه سال 93 اعلام کرد که شمارگان کتاب از سه هزار به 700 نسخه کاهش یافته است که اکنون باید بررسی کرد که علت این وضعیت تاسف بار چیست و چه راهکارهایی برای تعدیل این وضعیت وجود دارد؟

 

استفاده از تجربیات کشورهای دیگر
در ترویج مطالعه نباید خود را از روش های دیگران بی نیاز بدانیم از این رو استفاده از تجربیات سایر کشورها برای ترویج مطالعه و کتابخوانی در جامعه، با در نظر گرفتن ویژگی های بومی، جامعه شناختی و فرهنگی کشور، اقدام مفیدی خواهد بود.
استفاده از کتابخانه های سیار برای مدارس مناطق روستایی و دورافتاده، گسترش فرهنگ کتابخانه های ساده خانگی و محله ای، پویایی کتابخانه های عمومی و تجهیز آن ها به پیشرفته ترین روش های اطلاع رسانی و ارائه خدمات بهینه، از اقدامات ضروری است که در بهبود وضعیت مطالعه و کتابخوانی در سطح جامعه و مدرسه ها تأثیر خواهد داشت.
نصب قفسه ی کتاب و تابلو برای معرفی کتاب های تازه با موضوعات متنوع علمی، تاریخی، ادبی، دینی و ... به منظور استفاده دانش آموزان، به صورت هفتگی در محیطی مناسب، مانند کتابخانه یا راهروهای مدرسه در ترویج کتابخوانی مؤثر خواهد بود.
اهدای کتاب در طول سال تحصیلی، در مناسب های گوناگون، در ایجاد فضای مطالعه بین دانش آموزان مفید خواهد بود و برگزاری مسابقات مختلف کتابخوانی نیز در رشد مطالعه در مدارس کمک خواهد کرد.
رعایت تنوع در انتخاب کتاب کتابخانه مدارس نکته دیگری است که باید دست اندرکاران نسبت به این موضوع توجه داشته باشند. عرصه کتاب های متنوع از راه های دیگر تقویت مطالعه، به ویژه در دوره نوجوانی است.
فراهنگ ** 1883 ** 1569

انتهای پیام /*


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در گفت و شنود

گروه اخبار / جمعی از مربیان پیش دبستانی استان فارس در نامه ای که  خطاب به وزیر آموزش و پرورش و برای « گروه سخن معلم » ارسال گردیده است خواهان توجه به مطالبات خود گردیدند .

متن کامل این نامه که در اختیار ما قرار گرفته است به شرح زیر است

تهران / درد دل یک بازنشسته فرهنگی و تشکر از گروه سخن معلم

منتشرشده در نامه های دریافتی

سناریوی رتبه بندی معلمان در زمان حمیدرضا حاجی بابایی  قبل از پرداختن به موضوع لازم است نکاتی را متذکر شوم :


نکته ی اول – بنده نیز مانند همه ی فرهنگیان عزیز فقط از راه معلمی ارتزاق کرده و هیچ منبع درآمدی دیگری نداشته و ندارم .
نکته ی دوم – من نیز مانند ابنا بشر از پول و حقوق بسیار زیاد بدم نمی آید و آرزو می کنم که حقوق همه ، نه چهار پنج ملیون بلکه به چهل یا پنجاه میلیون برسد.
نکته ی سوم – حقیر نیز مانند همه ی مردم دوست دارم ،ایرانیان از کارگر و دانشجو گرفته تا محصل و پزشک و بیکار، رفاه نسبی داشته بتوانند امور زندگی را به صورت آبرومندی اداره کنند و هیچ گاه راضی نخواهم شد رفاه بنده موجب فقر دیگران شود .
نکته ی چهارم – شخصا تا کنون آقای دکتر حاج بابایی را زیارت ننموده و از جانب ایشان ظلمی در حق من نشده است، اما لازم دانستم بنا به وظیفه ای که بر عهده دارم مطالبی را نوشته و داوری را به عهده ی دیگران بگذارم.
نکته ی پنجم – برای هر موضوعی که دراین جستار به آن اشاره می کنم مراجعی را جهت استعلام صحت و سقم مطالبم ذکر کرده، و این رسانه و یا هر رسانه ی دیگری که منتقدین عزیز به آن اعتماد دارند را به عنوان داور قبول داشته ، تا رسانه بتواند از مراجع مورد نظر کذب یا صدق مطالبم را استعلام نموده و به صورت کتبی اعلام نمایند .


بخش اول – صحت وسقم این بخش را می توانید از : ( معاونت سیاسی امنیتی وزارت کشور ، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی ،وزارت بهداشت ، وزارت رفاه کار وتامین اجتماعی ) استعلام کنید :
ممکن است کسانی بپرسند چرا اعتبارات حوزه ی سلامت بسیار بالا رفت و امنیت ملی به خطر نیفتاد، ولی وقتی به آموزش و پرورش رسید این اقدامات موجب ایجاد مشکل در حوزه ی امنیت ملی شد :
اول - با توجه به حوادث سال 88 و همچنین ظهور گروه های تکفیری در منطقه ی خاور میانه و سیاست های نادرست دولت گذشته چند مشکل اصلی در کشور ایجاد شد :
الف ) ظهور گروه های تکفیری در منطقه ی خاورمیانه و ایجاد مشکلات حاد و خطرناک امنیتی در کشورهای منطقه
ب ) دشمن تراشی دولت سابق و ایجاد مشکل در مناسبات بین ایران و سایر کشورها
پ ) ایجاد دودستگی بین مردم و گسست شدید اجتماعی در اثر انتخابات سال 1388
ت) سیاست های نادرست اقتصادی در دو دولت گذشته و ایجاد مشکلات زیاد در رابطه با فقر ، بیکاری ، تورم شدید، تهدید سلامت مردم ،و...


با توجه به مطالب بالا کشور دارای مشکلاتی در حوزه ی امنیت ، سلامت ، معیشت ، و مشکلات دیگر شد ؛  بنابر این یک زمامدار عاقل باید اول مشکلات حاد را برطرف می کرد و بعد به سراغ سایر کارها مانند : افزایش سطح رفاه عمومی و غیره می رفت .

دو دولت گذشته با سیاست های نادرست اقتصادی موجب گران شدن هزینه های درمان مردم به شکل بسیار خطرناکی شده بودند ، به طوری که اگر مردم اقدام به درمان می کردند تعداد زیادی از آنها دچار مشکلات شدید اقتصادی شده و به زیر خط فقر سقوط می کردند و اگر جامعه ای که فقیر و بیکار شده بود، سلامتش نیز مورد تهدید قرار می گرفت چنان آشوبی جامعه را فرا می گرفت که کنترل آن بسیار سخت و ناممکن می شد، به این دلایل دولتی که امکانات مالی بسیار محدودی داشت مجبور به اولویت بندی مشکلات شد .

پس اول در حوزه ی امنیت و سلامت وارد شد تا بتواند اوضاع را کنترل کرده و سپس به امورات دیگر بپردازد.
دوم – اختلاف سازمان بودجه ای وزارت آموزش وپرورش و وزارت بهداشت :
از رقم حدود 36 هزار میلیارد تومانی بودجه ی سال 94 وزارت بهداشت در همه ی بخش ها (بودجه ی عمومی ،سازمان بیمه سلامت ،سازمان غذا و دارو ،و.....) مبلغ حدود 20هزار میلیارد تومان درآمد اختصاصی وزارت بهداشت است که شامل :
1- با وجود 22 میلیون خانوار و همپوشانی بیمه های تکمیلی ،حدود 25میلیون خانوار در ایران سالانه مبلغی را در صنعت بیمه سر مایه گذاری می کنند، اگر هر خانوار به صورت میانگین 400 هزار تومان سالانه در بخش بیمه های پایه (درمان ) سرمایه گذاری کنند از این طریق مبلغ 10 تا 12هزار میلیارد تومان در طول سال در صنعت بیمه سرمایه گذاری کرده ، که این مبلغ مستقیما در بخش سلامت و وزارت بهداشت هزینه می شود.
2- وزارت بهداشت از محل فرانشیز و سایر درآمدها مبلغ 7تا 9 هزار میلیارد تومان درآمد دارد که مجموع دوبند ذکر شده حدود 20هزار میلیارد تومان است که مستقیما توسط مردم در بخش سلامت هزینه می شود ؛ حال می پرسم آیا آموزش وپرورش درآمد اختصاصی دارد؟

و یا واضح تر بپرسم آیا مردم سالانه 20 هزار میلیارد تومان در آموزش وپرورش سرمایه گذاری می کنند؟

اگر این مبلغ توسط مردم در آموزش و پرورش سرمایه گذاری شود یک وزیر بسیار ناتوان قادر خواهد بود که میانگین حقوق ماهانه ی پرسنل وزارت آموزش و پرورش را به حدود چهار میلیون تومان برساند .

حال ممکن است بپرسید آموزش وپرورش در اولویت است ، ما ادعای شما را قبول داریم به شرطی که همین مقدار پولی که مردم در بخش سلامت سرمایه گذاری می کنند در آموزش وپرورش هم سرمایه گذاری کنند ، بهتر است چشم ها را بر واقعیات نبندیم و درست به موضوع نگاه کنیم .


بخش دوم – این قسمت را می توانید از : ( سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ، وزارت علوم تحقیقات و فناوری و وزارت آموزش و پرورش ) استعلام کنید :
اول – آقای حاج بابایی وزیر سابق آموزش وپرورش از سال 1358 که به استخدام وزارت آموزش وپرورش درآمده است تا سال 1372 که به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید، حدود 14 سال مناصب گوناگونی در آموزش و پرورش داشته و از سال 1372 تا سال 1388 مدت 16 سال نماینده ی مجلس و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس بوده است، پس ایشان در سال 1388 زمانی که به وزارت آموزش وپرورش منصوب می شود از تمامی مشکلات وزارت خانه آگاه بوده، حال باید از ایشان پرسید چرا در سال های اولیه ی وزارت شان در زمانی که درآمدهای دولت سر سام آور بود طرح رتبه بندی را اجرا نکرد؟

و نکته شک برانگیز موضوع این است که چرا اجرای طرح را به سال آخر وزارت شان موکول کرد ؟

سناریوی رتبه بندی معلمان در زمان حمیدرضا حاجی بابایی

امیدوارم که ایشان قصد خیر داشته و این اقدام را برای رضای خدا و اصلاح امور انجام داده و شک وگمان بنده نادرست باشد، در ضمن اولین نفری که به طور واضح و آشکار در رسانه ها مدعی تفاوت بین کار و ویژگی های هیئت علمی دانشگاه (اساتید) و معلمان شد یکی از معاونین آقای حاج بابایی بودند،حال نمی دانم بعداز چند وقت چرا نظرشان تغییر یافت.


دوم – از مطالب فوق بگذریم و ببینیم در این چند سال اخیر ، آیا کشور از لحاظ اقتصادی توان انجام این کار را داشته است:

طرحی که به رتبه بندی موسوم است قرار بود که از سال 1392 یعنی سال ابتدای شروع طرح به مدت سه سال متوالی تا سال 1395 بتواند حقوق فرهنگیان را به سطح حدود 80 درصد هیئت علمی دانشگاه برساند .

به نظر می رسد که در سال 95 میانگین دستمزد اعضای هیئت علمی دانشگا ه ها از مربی تا استادی تمام در پایه های متفاوت به میانگین عدد ماهیانه ی هفتاد میلیون ریال یعنی هفت ملیون تومان تمام برسد که محاسبه ی 80 درصدی این مبلغ برای فرهنگیان با درجات گوناگون عدد پنج ملیون چهارصد هزار تومان ماهانه است ،که اگر در تعداد ماه های سال ضرب شود تقریبا دریافتی سالانه ی معلمان در سال 95 میانگین تقریبا شصت و پنج میلیون تومان می شود ،حال اگر این عدد را در تعداد معلمان یعنی حدود یک میلیون معلم ضرب کنیم بودجه ی وزارت آموزش و پرورش در سال 1395 با سایر هزینه ها به عدد 70 هزار میلیارد تومان یعنی سه برابر بودجه وزارت آموزش و پرورش در سال 1394 می رسید، آیا این افزایش 300درصدی برای بودجه ایران با این مبلغ امکان دارد  ؟

آیا وزیر سابق آموزش وپرورش منابعی را می شناسد که این مقداربودجه را پوشش دهد ؟

آیا در زیر زمین وزارت آموزش وپرورش چاپخانه ی اسکناس وجود دارد ؟

اگر وزیر سابق محل این منابع را می شناسد و دولت مستقر را امین نمی داند ،این منابع را به اطلاع معاون سابقش که اکنون مشاور کمیسیون آموزش مجلس و کار اصلی اش جمع آوری امضا است برساند تا از این طریق نمایندگان محترم مجلس این منابع را آشکار کنند و معلمان مادام العمر دعا گویشان باشند .

البته بنده ی حقیر توانستم پس از جست وجوی فراوان گنج بادآوری که قرار بود منبع مالی طرح رتبه بندی را پوشش دهد کشف کنم و این گنج چیزی نیست مگر دو بندی که در صفحه ی 21 طرح رتبه بندی حاج بابایی به صورت زیر آمده است :


( بند 5- رعايت تراكم مناسب دانش آموز در كلاس با توجه به جنسيت و محيط شهري يا روستايي مدارس به منظور استفاده حداكثر از منابع و امكانات و عوامل آموزشي. در اين رابطه در برخي مناطق تراكم كلاس بايد به تدريج بالا رفته و تعداد كلاس ها كاهش يابد.

بند 6- با رعايت موارد فوق و كاهش در تعداد كلاس ها، تعداد مدارس، تعداد معلمان و نيز عوامل اجرايي مورد نياز به عمل مي آيد. اين كاهش ظرف 5 سال بايد به تدريج و با رعايت تمامي جوانب اجرا شود تا منابع مالي حاصل از اين كاهش بتواند مبناي اجراي نظام رتبه بندي قرار گيرد).


همان گونه که شما نیز متوجه شدید وزیر سابق می خواست با افزایش تراکم دانش آموزان و کاهش تعداد معلمان و مدارس و به طور کلی تعدیل نیرو این طرح را به سرانجام برساند .

معنی اصلی مطلب این است که باید یا اعتبارات را سه برابر کند که امری محال بود یا کارکنان را به تعداد30 درصد سابق برساند و برای این کار باید مدارس و کلاس های درس رابه 30درصد مدارس فعلی می رساند و این به معنای کاهش 70 درصدی نیروی انسانی است .

شاید عزیزان بگویند وزیر فعلی هم این کار را می خواهد انجام دهد اما نباید از نظر دور داشت که در مصاحبه های گاه و بی گاه وزیر سابق و معاونینش نسبت به تعدیل نیرو در وزارت آموزش وپرورش اعتراض داشته و این اقدام را از نقاط ضعف وزیر به حساب می آورند اما بالاخره ما باید قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را ...

سوم – بنده قصد ندارم ارزش شغل معلمی را پایین بیاورم ولی واقعیت را می گویم :

کدام استاد ، استادیار ،دانشیار، یا مربی دانشگاه حاضراست در مدارس کپری تدریس کند یا برای امر تدریس به یک کانکس مراجعه کند . هیئت های علمی دانشگاه دارای دفاتر جداگانه و حتی دارای سلف سرویس جداگانه هستند ، معلمان بعضی از مدارس ایران حتی سرویس بهداشتی مجزا هم ندارند چه برسد به مزایای دیگر ؛ بهتر بود به جای شعار های پر زرق وبرق تان این مسایل را حل می کردید !


بخش سوم – مطالب این بخش را می توانید از (سازمان بازنشستگی کشوری ، سازمان مدیریت و برنامه ریزی، وزارت رفاه و تامین اجتماعی و وزارت آموزش و پرورش) استعلام کنید :


الف ) به نظر نگارنده هر نوع افزایش حقوق برای همه ی کارکنان دولت بدون لحاظ کردن حقوق باز نشستگان برخلاف عدالت،خلاف عقل و خلاف انسانیت و آموزه های دینی است، یعنی باید قبل از هر افزایشی در سطح رفاه کارکنان ابتدا حقوق بازنشستگان را در نظر بگیریم .
ب) فرض محال رابر این می گذاریم که دولت می توانست منابع مالی مورد نیاز طرح رتبه بندی را تامین کند ،همان گونه که مستحضرید حقوق باز نشستگی میانگین پرداختی های دو سال آخر مستخدم می باشد ، حال با اجرای طرح رتبه بندی در دستگاهی مثل وزارت آموزش و پرورش کسانی که در پایان سال 95 باز نشسته می شدند میانگین حقوق آنها ماهانه به مبلغ حدود شش میلیون تومان می رسید و کسانی که در سال های قبل بازنشسته می شدند حدود 20درصد (یک پنجم ) این حقوق را دریافت می کردند ؛ آیا این خلاف عدالت نبود که دونفر که در یک دستگاه خدمت کرده اند و هر دو شرایط یکسان داشته اند فقط به علت اینکه چند سال زودتر بازنشست شده اند این ظلم سنگین در حق شان روا داشته شود ؟

فراموش نکنیم که آمار بازنشستگان یک سال آموزش وپرورش تقریبا دو برابر تعداد پزشکان متخصص ایران و تقریبا به اندازه ی نصف اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور می باشند .
پ ) صندوق بازنشستگی کشوری ماهانه حدود 9 درصد حقوق مستخدم را کسر کرده و حدود 13درصد بقیه را از دستگاه دولتی اخذ نموده و مجموع این 22 درصد را به مدت 30 سال سرمایه گذاری کرده تا بتواند بعد از 30 سال حقوق و مزایای بازنشستگی کارکنان دولت را پوشش دهد ، اگر سن امید به زندگی در ایران 75 سال باشد به دلیل اینکه اغلب کارکنان وزارت آموزش و پرورش فارغ التحصیل دانشسرا های قدیم و مراکز تربیت معلم و دبیری می باشند در سنین کمتر از 50سالگی بازنشسته می شوند . با توجه به سن امید به زندگی، کارکنان آموزش و پرورش تقریبا به اندازه ی سال های پرداخت کسورات بازنشستگی حقوق و مزایا دریافت می کنند .

چون میزان دریافتی سازمان بازنشستگی از مجموع کسورات پرداخت شده توسط دولت و خود مستخدم تقریبا  20 درصد حقوق پرداختی می باشد و با توجه به سنوات بالای سرمایه گذاری، سازمان بازنشستگی توان پرداخت پنج برابری میزان دریافتی را دارد ، ولی اگر قانون رتبه بندی به صورتی که قبلا ادعا می شد اجرا می گردید ، کسی که در سال 95 بازنشسته می شد فقط دو سال آخر مبلغ مورد نیاز سازمان بازنشستگی را پرداخت کرده ولی 28 سال قبل از آن طبق روال گذشته پرداخت شده بود ، اما سازمان بازنشستگی باید طبق قانون میانگین دو سال آخر را به عنوان مستمری به بازنشسته پرداخت می کرد ؛ حال این اختلاف دریافتی را چه کسی باید جبران می کرد ؟

آیا با این حساب و کتاب صندوق های بازنشستگی متلاشی نمی شدند ؟

البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که وزیر سابق آموزش و پرورش در دوران وزارتش، نتوانست افزایش حاصل از مسیر ارتقای شغلی سابق را در پرداختی بازنشستگان منظور کند ؛ حال باید پرسید چگونه می توانست مبلغ افزایش رتبه بندی را که رقم بسیار بالایی است در حقوق باز نشستگان منظور کند؟
ت) همان گونه که همگی اطلاع دارند کارکنان آموزش وپرورش دریافتی کمتری نسبت به برخی از دستگاه ها داشته و دریافتی بیشتری نسبت به بعضی از دستگاه های دیگرمانند:  وزارت جهادکشاورزی، وزارت رفاه تعاون و غیره دارند .

درشرایط کنونی کشور و با این وضعیت اقتصادی مملکت ، کارکنانی که مبالغ کمی دریافت می کنند با نگاه به وضعیت حقوق و مزایای معلمان و مقایسه با آنها نقطه ی امید و اتکایی دارند ، که اگر قانون رتبه بندی در شرایط کنونی اجرا می شد سایر کارکنانی که حقوق شان پایین بود با مقایسه ی دریافتی خود با حقوق فرهنگیان ،و با توجه به تعداد زیاد فرهنگیان ،خشمگین شده و کنترل این گروه از کارکنان بسیار مشکل می شد و چه بسا امنیت کشور به خطر می افتاد ؛ البته با خواندن این بخش در ذهن خوانندگان مطلب زیر متبادر نشود که دولت باید برای کنترل اوضاع همیشه حقوق و مزایای فرهنگیان را پایین نگه دارد، موضوع ذکر شده فقط مربوط به شرایط اضطرار کنونی است .


بخش چهارم – این قسمت را می توانید از آقای نوید ادهم دبیرکل فعلی شورای عالی آموزش و پرورش که در تدوین قانون رتبه بندی حاج بابایی مشارکت داشته و آقای سحرخیز ، مشاور کمیسیون آموزش مجلس استعلام کنید :
حال فرض محال را بر این می گذاریم که دولت می توانست تمام منابع مورد نیاز طرح را تامین نماید ، اما نکته ی تامل برانگیز ماجرا این موضوع است که کسی از وزیر سابق نمی پرسد:

شما که می خواستید طرح رتبه بندی را اجرا کنید ملاک تان برای ارزیابی کارکنان چیست ؟

آیا فاکتورهای امتیاز آور شما قابلیت سنجش استاندارد را دارند ؟

آیا سلیقه ی فرا دستان در کسب امتیازات مربوطه دخیل نیست ؟

آیا در دستگاهی دیگر این امتیازات مورد ارزیابی قرار گرفته اند؟

و سوالات دیگر ...

حال جهت تنویر افکار عمومی فرهنگیان به بررسی این موضوع می پردازم و داوری رابه عهده ی فرهنگیان عزیز می گذارم:


در نظام رتبه بندی دکتر حاج بابایی صفحه ی 15 ملاک ارزیابی معلمان در فعالیت های چهارگانه:

1- (فرهنگی ،تربیتی )
2- (آموزسی، تخصصی ،مهارتی ) 

3 - (پژوهشی )

4 - (احرایی ) مورد توجه قرار گرفته است ؛ اما نکته ای که باید در این مورد به آن اشاره کنم آیتم هایی است که در این ارزیابی معیار سنجش قرار می گیرند .

به برخی از این آیتم ها که در صفحات 30تا 33 نظام رتبه بندی حاج بابایی آمده اند بدین شرح اشاره می کنم :


الف - برخی فعالیت های فرهنگی تربیتی: (تهیه و تدوین پیوست فرهنگی ،برای فعالیت های آموزشی وپرورشی ،حسب سند تحول بنیادین 0-5 امتیاز )، ( مشارکت فعال در مناسبت ها و اعیاد اسلامی و ملی 2-3 امتیاز )، ( تقید والتزام به ارزش های دینی و انقلابی ،ملی 3-5 امتیاز، اخذ حداقل امتیاز الزامی است )، (بروز لیاقت ها و شناخته شدن به عنوان الگو و تجلی الگوی رفتار متناسب با نظام جمهوری اسلامی 2-4 امتیاز )، ( مشارکت در برنامه ها ی تربیتی و فوق برنامه ،اردوهای فرهنگی ، تربیتی واجتماعی 2-4 امتیاز ) .

همان گونه که در این آیتم ها مشاهده می کنید ، بنده به عنوان معلم باید برای کسب امتیازات مربوطه همیشه یک عکاس و دوربین عکاسی همراه داشته باشم و یا باید وزارت آموزش وپرورش برای این کار همیشه به جمع آوری استشهاد محلی بپردازد .


ب) برخی فعالیت های پژوهشی : ( بازنگری در برنامه درسی و محتوای آموزشی 0-2 امتیاز )، ( تدوین استانداردهای آموزشی 2-5 امتیاز ) ، (تدوین گزارش پایان سال تحصیلی از وضعیت پیشرفت علمی ،تربیتی دانش آموزان به مدرسه وخانواده 1-3 امتیاز ) و..

همان گونه که مشاهده می کنید در این نظام تدوین برنامه درسی و استانداردها به عهده ی معلمان گذاشته شده که با توجه به وضعیت آموزش و پرورش ایران ادعایی مضحک و بی معنی است . در ضمن در کجای قانون صدور کارنامه در پایان سال به عهده ی معلمان می باشد که این نظام رتبه بندی قصد استفاده از آن را دارد .


پ ) برخی فعالیت های اجرایی : ( راه اندازی مدارس قرآنی 0-3 امتیاز ) ، ( طراحی و راه اندازی LRC ( مرکز منابع یادگیری) 0-1 امتیاز ) ، (طراحی و راه اندازی کارگاه یا آزمایشگاه یا کارگاه عمومی ،کتابخانه ،نمازخانه فضای ورزشی 1-2 امتیاز ) ، ( راه اندازی شبکه های تخصصی رایانه ای 0-2 امتیاز ) ، ( راه اندازی واحد های کار آفرینی و فناوری در مدارس 1-2 امتیاز ) ، (فعالیت در زیباسازی فضا 1-2 امتیاز) و غیره...

همان گونه که از آیتم های مورد نظر طرح در این بخش مشاهده می کنید دقیقا یک کپی پیست از وظایف اعضا ی هیئت علمی دانشگاه است با این تفاوت که دانشگاه ها هرکدام در بودجه ی عمومی کشور ردیف خاص خود را دارند و اعضا هیئت علمی می توانند با استفاده از اعتبارات داخلی دانشگاه این اقدامات را انجام دهند .

با توجه به وضعیت بودجه ای آموزش و پرورش ؛  آیا مدارس ما این اعتبارات را دارا می باشند ؟

آیا معلمان برای اخذ این امتیازات از جیب خودشان باید استفاده کنند ؟

و سوال های دیگر ....


بله دوستان !

جناب حاج بابایی می خواست این گونه رتبه بندی را اجرا نماید ؛ آیا در این رتبه بندی اعمال سلیقه ی مدیران موج نمی زند ؟ 

آیا وظایفی خارج از توان و امکانات معلمان بر آنان تحمیل نمی شود ؟

آیا معلمان عزیز قادرند این امتیازات را کسب کرده و از مزایای طرح استفاده کنند ؟

البته فرهنگیان عزیز حتما این مطلب را تصدیق خواهند کرد که :

خاطره ی خوشی از معیارهای سلیقه ای ندارند و قبلا مشاهده کرده اند که این معیارها در انتخاب معلم نمونه چه عواقبی دارد با این تفاوت که طرح معلمان نمونه درصد بسیار کمی را شامل می شود، ولی این طرح (رتبه بندی ) قرار بود معیشت و منزلت همه ی فرهنگیان ایران را پوشش دهد .


بخش پنجم – دوستان و فرهنگیان عزیز !

دولت قبل با رصد شرایط جامعه به این نکته رسید که در دولت بعد جایگاهی در قدرت ندارد ؛ بنابراین با تمسک به ضرب المثل معروف : ( الغريق يتشبث بکل حشيش. غريق، به هر شاخه ي خشکيده اي چنگ مي زند ( تا خود را نجات دهد) و فلسفه ی معروف خودم نباشم جهان نباشد، می خواست با اجرای طر ح هایی شرایط را برهم زده و دولت بعد از خود را از حیز انتفاع ساقط کرده یا حداقل آن را ناتوان جلوه دهد و مقداری از اجرای این پروژه برعهده ی آقای حاج بابایی قرار گرفت  ؛ در زیر به بعضی از طرح های دولت قبل جهت اجرای پروژه ی مورد نظر( ایجاد مشکل برای دولت بعدی ) اشاره می کنم :


الف – اجرای بروژه ی استخدام دولتی بیش از پانصد هزار نفری ( طرح مهر آفرین ) در انتهای دولت قبل .
ب - ایجاد اختلاف بین دولت بعد از خود و نهاد های دیگر مانند ( صدا وسیما و آستان قدس رضوی) با واگذاری ناگهانی مکان نمایشگاه بین المللی به صدا و سیما و....
پ – ایجاد تنش در روابط بین جمهوری اسلامی و دولت های دیگر .
ت – قصد اجرای پروژه ی نظام رتبه بندی در اواخر دولت قبل .


دولت قبل با درک وضعیت اقتصادی مملکت با اجرای پروؤه هایی مانند: پروژه ی استخدام دولتی (مهر آفرین ) ، نظام رتبه بندی معلمان نیت شومی را به اجرا می گذاشت .

سناریوی رتبه بندی معلمان در زمان حمیدرضا حاجی بابایی

دولت قبل از وضعیت اقتصادی مملکت آگاه بود و می دانست اگر دولت بخواهد این پروژه ها را اجرا کند شرایط اقتصادی مملکت به گونه ای است که دولت توان ادامه ی آن را نداشت و با اجرای آن دولت کاملا ورشکسته می شد و اگر دولت آن پروژه ها را اجرا نمی کرد با ایجاد انتظارات غیر منطقی برای افراد ذی نفع آنها را در مقابل دولت قرار می داد و در صورت بروز هریک از این دو سناریو ،خود را موفق می دید .

آری دوستان !

طرح رتبه بندی حاج بابایی بخشی از پروژه ی تضعیف دولت بود نه طرحی برای ارتقا معیشت ومنزلت معلمان ، البته دکتر حاج بابایی فردی است مانند دیگر افراد جامعه و به تنهایی خطری برای جامعه محسوب نمی شود .

ترس بنده برای زمانی است که امثال دکتر حاج بابایی در مدار اعمال قدرت قرار بگیرند و بخواهند افکارشان را در دایره ی تصمیم گیری های کلان محور امور قرار دهند .

هر وقت به امثال دکتر حاج بابایی نگاه می کنم یاد عمال کلیسا در قرون وسطی و عصر روشنگری و یاد آن نامه ی معروف و منسوب به ویکتور هوگو نویسنده ی بزرگ فرانسوی که در جایگاه نماینده ی مجلس فرانسه در اواخر قرن 18 قرار داشت می افتم  ....

دربخشی از نامه ی ویکتور هوگو آمده است :
{ ...می خواهم به شما عمال کلیسا بگویم این قانون شماست و من به شما اطمینان ندارم؛ تعلیم دادن مانند ساختمان ساختن است، و من از آنچه شما می سازید که همه باید برده و بنده ی شما باشند بیم داشته و بیزارم… این قانون نقاب بر چهره دارد، چیزی می گویید، اما کاری دیگر می کنید، آزادی می گویید، اما بندگی می دهید….این رسم دیرین شماست که زنجیر به گردن می گذارید و می گویید آزادی است، عذاب می کنید و می گویید عفو عمومی ا ست …. }


و در پایان آقای دکتر حاج بابایی به قول شاعر :


حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد

زمانه را ورق و دفتر و دیوانی است


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

مطالبات فرهنگیان و ضریب سوابق تحصیلی در کنکور   گروه اخبار /

وزیر آموزش و پرورش از عدم موافقت برای افزایش ضریب سوابق تحصیلی دانش‌آموزان در کنکور سراسری خبر داد و گفت: امیدواریم به تدریج سهم ارزیابی‌های درون مدرسه‌ای در کنکور افزایش یابد.

علی اصغر فانی درباره احتمال تاثیر پنج درصدی نمرات امتحانی دروس پیش دانشگاهی در معدل کنکور اظهار کرد: بر اساس قانون حذف کنکور قرار شده است به تدریج وزن امتحانات و ارزیابی‌های درون مدرسه‌ای در آزمون ورودی دانشگاه‌ها افزایش یابد.

وی افزود: در همین راستا کمیته‌ای در سازمان سنجش تشکیل شده و آموزش و پرورش نیز در آن عضویت دارد. این کمیته هرساله درصدی را برای تاثیر نمرات دانش‌آموزان معین می‌کند.

وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه ما بر افزایش بیش از 25 درصدی سهم امتحانات و ارزیابی‌های درون مدرسه‌ای تاکید داشتیم گفت: علی رغم تاکید ما، سایر اعضا با این امر موافقت نکردند اما امیدواریم به تدریج سهم ارزیابی‌های درون مدرسه‌ای در کنکور افزایش یابد.

فانی همچنین در پاسخ به پرسشی درباره پرداخت مطالبات فرهنگیان گفت: در حال پی گیری‌های جدید برای تامین اعتبار هستیم و امیدواریم به زودی شاهد نتایج آن باشیم و بتوانیم معوقات را بپردازیم.

ایسنا

انتهای پیام


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

کیفیت شیر مدارس و اعتراض مردم  گروه اخبار /

اسفندیار چهاربند در پاسخ به این سوال که بسیاری از والدین نسبت به سلامت شیر مدارس معترض هستند، نظارت بر این موضوع چطور است؟ گفت: این افراد سواد تغذیه ای ندارند.

وی ادامه داد: کامل ترین و با کیفیت ترین شیر در کشور، شیر مدارس است. در تهران 3 دانشکده علوم پزشکی تمام مولفه های کیفی و ایمنی شیر مدارس را کنترل و توزیع می کنند.
 
مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران افزود: ورودی شیر به کارخانه، روند فرآیند شیر و ناوگان حمل و نقل آن کنترل می شود و هیچ کشوری به اندازه کشور ایران در بحث شیر مدارس تحت کنترل نیست.
 
چهاربند اضافه کرد: شیر مدارس امسال با ویتامین D  که جذب کلسیم را بالا می برد، غنی شده است.
 
پانا

آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم

با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

درخواست گروه سخن معلم از سازمان مدیریت و برنامه ریزی در مورد پرداخت پاداش بازنشستگی فرهنگیان بازنشسته

چندی پیش عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در مورد پاداش پایان خدمت بازنشستگان فرهنگی اعلام کرد که مابقی این پاداش تا پایان آبان ماه پرداخت می شود . ( این جا )
پس از آن بود که وزیر آموزش و پرورش تاکید کرد که موضوع پاداش پایان خدمت فرهنگیان را پیگیری کرده و به محض اعلام نتایج پرداخت خواهد شد . ( این جا )
این در حالی است که در بسیاری از ادارات ، نهادها و وزارتخانه ها ، پاداش بازنشستگی بلافاصله و یا پس از مدت کوتاهی و یک جا پرداخت می شود .


شنیده ها حاکی است که حتی در وزارت آموزش و پرورش ، پاداش بازنشستگی نیروهای ستادی نیز بلافاصله و البته یک جا پرداخت می شود .


از نظر ما ، این تاخیر ( بیش از 16 ماه ) برای فرهنگیانی و معلمانی که پس از 30 سال به این مبلغ چشم دوخته و معادلات زندگی و دخل و خرج خود را بر اساس آن ترسیم کرده اند به هیچ وجه منطقی و پذیرفتنی نبوده و به دور از عدالت است .


چگونه است اگر فردی در پرداخت اقساط بانکی خود حتی یک روز تاخیر کند ، جریمه دیر کرد از آن شخص دریافت می شود اما در پرداخت اصل این مبالغ که حق مسلم فرهیختگان فرهنگی است این گونه تعلل و جفا می شود .


و تاسف آورتر این که تاکنون هیچ مسئولی بابت این تاخیر از فرهنگیان بازنشسته  « عذرخواهی » نکرده است !


« گروه سخن معلم » از وزیر محترم آموزش و پرورش و به ویژه سازمان مدیریت و برنامه ریزی مصرا می خواهد تا پرداخت مابقی پاداش فرهنگیان بازنشسته را در الویت قرار داده و در کم ترین زمان ممکن ، حق واقعی این قشر زحمت کش اداء گردد .
پایان گزارش /


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در گفت و شنود

آزادی معلمان زندانی  گروه اخبار /

« رامین زندنیا » از فعالان صنفی سنندجی به همراه همسر شان « پروین محمدی » امروز به قید وثیقه از زندان آزاد شدند.

این معلم سنندجی روز پنج شنبه 23 مهر ماه سال جاری به همراه همسر و فرزند خردسالش در شهر سقز بازداشت شدند.

در حال حاضر ، علیرضا هاشمی سنجانی ، دبیر کل سازمان معلمان ایران ؛ علی اکبر باغانی ، نائب رئیس کانون صنفی معلمان ایران ؛ اسماعیل عبدی ، دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران ؛ محمود بهشتی لنگرودی و رسول بداقی از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران در زندان به سر می برند.

پایان پیام /


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

سه شنبه, 26 آبان 1394 17:36

یک تجربه ، یک نگاه

ارتباط شناسی در فن تدریس  بار دوم بود که توضیح می دادم باز همان جمله ی کلیشه ای را به زبان آورد : خانم درس را نفهمیدم. این جمله ای ست که هر دبیری دست کم یک بار در طول سال های تدریس از دانش آموزان شنیده است. 
همگان می دانیم در مراکز آموزشی ، بخش مهمی از فرآیند یادگیری از طریق زبان گفتاری صورت می پذیرد ؛ از یک سو دانش آموزان به عنوان گیرنده ی پیام و در سوی دیگر آموزگاران ، به عنوان انتقال دهنده ی پیام قرار دارند. این ارتباط دوسویه وقتی می تواند در فرآیند انتقال و پذیرش پیام موفق باشد که ارتباط کلامی به درستی صورت پذیرد .
گاه اتفاق می افتد دانش آموزان ، مطلبی را که معلم تشریح می کند ، نمی فهمند و معلم ناگزیر چندین بار همان مطلب را شرح و بسط می دهد. در نهایت ممکن است دانش آموزان مطلب را فرا گیرند و شاید همچنان از درک جزئیات آن عاجز باشند ؛ راه چاره چیست؟
آموزش یک فرآیند دوجانبه است و رابطه ای تنگاتنگ با تعامل افکار و عقاید دارد  .

به طور اجمال، آموزش توانایی انتقال اطلاعات از یک فرد به فرد دیگر است. این انتقال روندی تدریجی دارد و سرعت یادگیری در میان فراگیران یکسان نیست  . فرآیند یادگیری باید آگاهانه صورت پذیرد. برای این تعامل آگاهانه ، زبان نقش مهمی ایفا می کند . 
در این راستا ، زبان نقش اساسی دارد  و ابزار انتقال پیام است  و مهم تر اینکه با گزینش زبان کتاب، فرآیند آموزش تسهیل می شود.

سخن سنجان بر این باورند هر موقعیت و مکانی زبان خاص خود را می طلبد. حال آن که این روزها « نسخته گویی » باب شده است ؛از این رهگذر بهانه ای دست داد تا به کنکاش پدیده ی نسخته گویان بپردازیم.


عبارت "نسخته" در لغت نامه دهخدا: 
نسخته . [ ن َ س َ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) نسنجیده . ناسخته . مقابل سخته : 
چون که نسخته سخن سرسری 
هست بر گوهریان گوهری .(نظامی)

ایرانیان از دیرباز خود را ملزم می دانستند تا ضمن پرهیز از پرگویی ،مختصر و مفید بگویند و بنویسند و آنچه بر زبان می رانند پاک و سترگ باشد .


کم گوی و گزیده گوی چون در
تا ز اندک تو جهان شود پر (سعدی)


گزیده گویی هنری ترین نوع نوشتاری نزد قدماست . اهل فن ، سخن وران را از درازگویی برحذر می داشتند. طول و تفصیل مطلب ، یادگیری را کند می کند و اصل موضوع لابه لای مفاهیم مبهم گم می شود و کج تابی های زبان فهم مطلب را دشوار می کند .
بد نیست در اینجا اشاره ای کنیم به لغزش های زبانی که در محیط کار با آن مواجه می شویم  .
برخی از دبیران ، اصطلاحات علمی خود را با کلید واژگان کتاب منطبق نمی کنند و در حین تشریح مطالب کتاب از اصطلاحاتی استفاده می کنند که در کتاب نیامده است و این باعث می شود مطلب معلم دیریاب شود و دانش آموز بین آنچه کتاب به تبیین آن پرداخته است و توضیحات معلم نتواند ارتباط برقرار کنند.
به خاطر دارم سال ها پیش دبیر شیمی یکی از مدارس خاطره ای تعریف می کرد از سال های اول تدریس خود مبنی بر اینکه فلان اصطلاح علمی را در دانشگاه چنین خوانده بودیم ، سال اول تدریس من نیز همان اصطلاح را به کار می بردم اما دانش آموزانم سردرگم نگاه می کردند . وقتی علت را پرسیدم گفتند ما این کلمه را تاکنون نشنیدیم . به کتاب مراجعه کردم دیدم آن اصطلاح در کتاب نام دیگری دارد.
همچنین در خصوص تغییراتی که در کتاب های درسی ایجاد می شود برخی از همکاران با سابقه ، از همان اصطلاحات قدیمی استفاده می کنند و نسبت به تغییرات جدید بی تفاوت هستند ، مثلا کتاب زبان فارسی متوسطه ضمایر را با عنوان ضمایر شخصی جدا و پیوسته آورده است ؛ حال آن که برخی همکاران با عنوان ضمایر منفصل و متصل این دسته بندی ها را به دانش آموزان می شناسانند.

شاید در بدو امر تفاوتی بین این دواصطلاح نباشد اما این مشکل آن جایی نمود می یابد که دیگر شاید نتوان کاری کرد .
سال گذشته در جلسه امتحان پایانی ، دانش آموزان از درک یک سؤال عاجز بودند و مرتب می پرسیدند که این سؤال از کدام قسمت کتاب است ، برخی دیگر می گفتند ما این سؤال را نخواندیم .
صورت سؤال این بود؛ نقش دستوری کلمات مشخص شده را بنویسید.
ابتدا برایم عجیب بود ، چرا دانش آموزان متوجه سؤال نمی شوند اما با کمی تأمل دریافتم دانش آموزان در کتاب درسی چیزی با عنوان نقش دستوی نمی خوانند ، اصطلاح کتاب تشخیص اجزای جمله است ، اما همکار محترمی که طراح سؤال بود بدون توجه به اصطلاحی که در کتاب آمده این سؤال را طراحی کرده بود و این گونه بود که دانش آموزان از فهم یک سؤال ساده درمانده بودند.
لازم به ذکر است جلسه امتحان، آزمون آن داده هایی ست که در کتاب آمده است و نه اطلاعات ذهنی ما، هرچند این اصطلاحات غیر کتابی را دبیر در کلاس درس به کار برده باشد ؛ ملزم است صورت سؤال را مطابق با اصطلاحات کتاب منطبق کند.
از این نظر لازم آمد به ارایه چند راهکار بپردازیم که در عرصه فرهنگ گفتاری و نوشتاری می تواند راهگشا باشد .


کاربرد کلید واژه های تخصصی کتاب در ضمن تدریس  ، پای بندی به گزینش واژگان مناسب که در موقعیت خاص قرار داریم بسیار مهم است .
دوم تشریح دیده ها و یا شنیده ها با زبان ساده .
سوم تجزیه و تحلیل عینی مباحث.


در این مواقع ، ذهن خلاق ما تمایل دارد حوادث را آن گونه که خود می اندیشد تحلیل کند نه آن گونه که عینیت دارد ؛ از این نظر بسیاری کج تابی ها که در ذهن ما جاری ست به زبان قلم سرایت می کند و ناخواسته آنچه می نگاریم و یا می گوییم لزوما آن چیزی نیست که باید آموخته شود. پس ، اولین و مهم ترین رسالت معلمی بیان شفاف ،صریح و عینی مطالب به روزشده ی کتاب است نه بیان و انتقال آن چیزی که در ذهن و زبان خود دارد ؛ حتی اگر علمی تر باشد.


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

مافیای موسسات آموزشی و کنکور و سرابی برای تیزهوش کردن دانش آموزان یکی از دغدغه های اولیای دانش آموزان ورود فرزندان شان به مدارس خاص مانند تیزهوشان، نمونه دولتی و وابسته به دانشگاه است که مبتنی بر آزمون ورودی بوده و دانش آموزانی که در چنین آزمون هایی موفق به اخذ نمره علمی لازم و قبولی می شوند اجازه ورود به چنین مدارسی را دارند.

 

حال سوال اینجاست که چند درصد از دانش آموزانی که در چنین مدارسی تحصیل می کنند و از چنین آزمون هایی عبور می کنند واقعا تیز هوش هستند؟ آیا چنین آزمون هایی واقعا در سطح تیزهوشان هستند؟ و آیا حداقل نمره ای برای افراد شرکت کننده در نظر گرفته شده است؟ یا هر فردی که نمره اش از بقیه بیشتر باشد به عنوان نفر اول وارد این مدارس شده و بقیه به ترتیب در پشت سر وی قرار می گیرند؟
اصلا دانش آموز تیزهوش به چه کسی اطلاق می شود؟


دانش آموز تیز هوش به دانش آموزی گفته می شود که در شرایط مساوی تعلیم و تربیت و آموزش  و با صرف زمان مساوی با هم سن و سالان خود برای مطالعه، خارج از حد معمول و توان هم سن و سالان خود فکر کرده و یا توانایی یادگیری دارد و گاهی خیلی جلوتر از بقیه هم شاگردی هایش حرکت کرده و سوالاتی مطرح و یا حل می کند که بقیه از ارائه و حل آنها عاجز هستند.
واقعیت این است که اغلب دانش آموزانی که وارد چنین مدارسی می شوند در چنین جایگاهی نیستند و بیشتر باید به جای "تیزهوش" به آنها گفت " سخت کوش "
این دانش آموزان با شرکت در کلاس های متعدد و هزینه کردن های زیاد تمام وقتی را که باید به بازی و سرگرمی و تفریح و گذراندن دوران نونهالی و نوجوانی بگذرانند به درس و شرکت در کلاس های فوق برنامه و... می گذرانند و در صورت عدم قبولی به شدت افسرده و شده و در مدارس عادی نیز با نا امیدی تحصیل می نمایند و در صورت قبولی همان روند درس های سنگین و کلاس های زیاد و کتاب های پرحجم نه تنها ادامه داشته بلکه به خاطر جا نماندن از قافله دیگر دوستانشان، بیشتر و فشرده تر هم خواهد شد.
بیشتر دانش آموزان سخت کوش (و نه تیز هوش ) بعد از اتمام دوره مدارس خاص و یا در بحبوحه تحصیل در این مدارس دچار افسردگی و خستگی شده و چون احتیاج به تفریح و سرگرمی و بودن با دوستان برایشان رفع نمی شود ، گاها به سیگار و مواد مخدر و افیون ها روی می آورند و بعضا و در موارد بسیار نادر اقدام به خودکشی می نمایند.
مافیای موسسات آموزشی و کنکور و سرابی برای تیزهوش کردن دانش آموزان  آنهایی نیز که باز تحت فشار خانواده و اطرافیان به روند سخت کوشی خود ادامه می دهند و در کلاس های کنکور شرکت می کنند و رتبه ای می آورند و رشته ای انتخاب می کنند و وارد دانشگاه می شوند و دانشگاه را نیز به اتمام می رسانند بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی عملا توانایی انجام هیچ اموری غیر از درس خواندن ندارند و در صورتی که موفق به کسب شغلی در راستای مدرک اخذشده خود نشوند در بازار کار غالبا هیچ حرفی برای گفتن ندارند.
و اینجاست که بزرگترین ضربه را می خورند ، اما دانش آموزانی که واقعا تیزهوش هستند در کنار تحصیل و رسیدن به مدارج مورد نظر اوقات فراغت خود را صرف امور مورد علاقه کرده و چون احتیاجی به این همه کلاس و صرف وقت زیاد ندارند خیلی راحت تر با محیط اطراف خود تعامل داشته و در پایان تحصیلات دانشگاهی و بعضا در میانه راه جذب بازار کار، چه در راستای رشته تحصیلی خود و چه در سایر رشته ها و امور می شوند و همیشه با توجه به ذکاوتی که دارند فکر بکری در چنته داشته و خوب می دانند که چگونه گلیم خود را از آب بیرون بکشند و اکثرا انسان های موفقی در جامعه در همه زمینه ها می باشند.

در اینجا و در بحث دانش آموزان سخت کوش ، تعدادی از موسسات و معلمان از این افکار اشتباه والدین و جامعه که قصد دارند به زور کلاس  و سخت کوشی، فرزندانشان را در کنار دیگر هم سن و سالان تیزهوششان قرار دهند استفاده ی لازم برای کسب درآمد کرده و با گذاشتن کلاس های پرهزینه و آزمون های زیاد و تالیف و انتشار کتاب های متعدد و رنگارنگ در این زمینه سود مالی بسیار خوبی کسب کرده و امور فرهنگی و تحصیلی جامعه را همانند چیپس و پفک و برنج و روغن در شبکه های تلویزیونی که ثانیه ای خدا تومان هزینه دارد تبلیغ کرده و آن قدر تکرار می نمایند که جامعه را به طرف خود بکشانند.

مافیای موسسات آموزشی و کنکور و سرابی برای تیزهوش کردن دانش آموزان


 حال سوال اینجاست که این هزینه های سرسام آوری که برای تبلیغات تلویزیونی می شود از کجا می آید؟

مگر این آزمون ها و کلاس های آزمون و کنکور چقدر سود دارند که هم کارکنان موسسات ، هم معلمان ، هم نمایندگان استانی و شهرستانی و... همگی از سود آن استفاده کرده و باز این سود آن قدر زیاد است که هر کانال تلویزیونی ایی را که باز میکنی دم به ساعت تبلیغ این موارد را می بینی ؟
از همه اینها گذشته بعضی از مدرسان و معلمان و موسسات نیز با گزینش دانش آموزان قوی و زبده و فیلتر کردن آنها ، تعدادی از دانش آموزانی را که خود سخت کوش و تاحدودی نزدیک به تیزهوش هستند به خود جذب کرده و با کارکردن با این دانش آموزان و برگزاری آزمون های شبیه سازی شده با آزمون های ورودی مدارس خاص درصد بالایی از آنها را با نوع سوالات و سطح آنها آشنا کرده و بعضا با مافیایی که در این امور و ارتباطاتی که با طراحان سوالات دارند اغلب سوالات این آزمون ها را پیش بینی کرده و کاری می کنند که درصد بسیار بالایی ار این افراد در آزمون مدارس خاص قبول شوند و فورا با تبلیغات وسیع در همه سطوح این قبولی ها را در بوق و کرنا کرده و والدین و دانش آموزان را هرچه بیشتر به خود جذب می کنند و هرجور دلشان بخواهد از آنها هزینه دریافت می کنند.
و والدین ساده نیز بدون توجه به پیشینه فرزندان خود و این نوع قبولی ها و اینکه می خواهند هرکار که از دست شان بر می آید برای فرزندان شان کرده باشند، مطیع کامل همه این ترفندها می شوند و به طرف این موسسات و معلمان هجوم می آورند و به طور نامتعارفی نام این موسسات و معلمان در جامعه بزرگ شده، به طوری که جامعه غیر از این موسسات هیچ موسسه دیگری را قبول ندارد و غیر از این معلمان بقیه معلمان را در شان معلم های توانا نمی بینند.
در حالی که هستند معلمانی که فارغ از اسم ها و کسب شهرت واقعا تلاش کرده و زحمات شان خیلی بیشتر و موثر از دیگران بوده و هست.
همان طور که معلمان به گردن شاگردان شان و جامعه حق دارند، متقابلا جامعه نیز به گردن معلمان حق هایی دارد.
آگاه نکردن جامعه و حرکت در راستای موج ایجاد شده از طرف مدیران ارشد ناآگاه و سود جوی آموزش و پرورش و موسساتی که خود همین مدیران، یا آن را تشکیل داده اند و یا سهم بزرگی از سود آن را دارا هستند ظلم بزرگی از جانب معلمان به جامعه ای است که چشمش به دهان معلمان فرزندان شان در جهت رسیدن به قله های موفقیت است.
جالب اینجاست که تعدادی از مدارس نیز خود عمدا در این بازار کسب و کار و تجارت آموزشی به طور مستقیم شرکت کرده و کار تا جایی پیش رفته است که مدارس دولتی نیز الان مبلغ این موسسات و معلمان شده اند و برای خود درآمد های خارج از عرف زیادی کسب می نمایند.
مع الوصف وظیفه ی انسانی هر معلم ایجاب می کند در جهت آگاه سازی جامعه کوشا باشد و نگذارد که جامعه از هم گسیخته دانش آموزان این مرز و بوم از این هم بدتر شود و آینده کشور و فرزندان خود را تباه کنند.

روزنامه همدلی


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور