صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
یکشنبه, 08 آذر 1394 17:21

آموزش عمومی از جیب مردم

آموزش رایگان و خصوصی سازی آموزش  گسترش آموزش عمومی و برقراری عدالت آموزشی بخش جدایی‌ناپذیر از عملکرد موفق دولت‌هایی است که نه‌ فقط در شعار، بلکه در عمل در پی توسعه سیاست اجتماعی هستند. به‌همین‌منظور این دولت‌ها، سیاست‌هایی را همسو با رویکرد و شعارهایشان اتخاذ می‌کنند. توجه به برنامه‌های توسعه در ایران نشان می‌دهد، دولت‌ها بر برقراری عدالت آموزشی اهتمام داشته‌اند اما گاه نه‌تنها همسو، بلکه گاه وارونه عمل کرده‌اند.

نمونه اخیر این سیاست بند ج تبصره ١٢ قانون بودجه ١٣٩٣ و تکرار آن در بند الف تبصره ١٣ قانون بودجه سال ١٣٩٤ است. در قانون بودجه سال ١٣٩٣ آمده است: « به‌منظور پوشش کامل تحصیلی دانش‌آموزان لازم‌التعلیم در مناطقی که ظرفیت کافی در مدارس دولتی وجود ندارد، نسبت به خرید خدمات آموزشی از مدارس غیر‌دولتی از طریق پرداخت سرانه دانش‌آموزی اقدام نماید».

این تبصره با حذف قید شرطی « مناطقی که ظرفیت کافی در مدارس دولتی ندارند» دوباره در بند الف تبصره ١٣ قانون بودجه سال ١٣٩٤، اعلام و به وزارت آموزش‌ و پرورش اجازه داده شده است تا «به‌منظور پوشش کامل تحصیلی دانش‌آموزان لازم‌التعلیم نسبت به خرید خدمات آموزش از مدارس غیردولتی از طریق پرداخت سرانه دانش‌آموزی اقدام نماید ».

به‌غیر‌از معدود اظهار‌نظرهای کارشناسانه موافقان و مخالفان، درباره چگونگی اجرائی‌شدن این سیاست و نیز اثرات اجرای آن، بحث دقیقی وجود ندارد. به نظر نمی‌رسد مطالعات پسین و پیشین این سیاست انجام شده باشد و اگر هم مطالعه‌ای انجام شده، در اختیار پژوهشگران قرار ندارد. سیاستی که با وجود ادعای موافقان آن، در‌واقع استمرارِ روند خصوصی‌سازی آموزش عمومی در ایران است. طبق مدعای این سیاست، قرار است وزارت آموزش‌ و پرورش با خرید خدمات آموزشی، اهدافی ازجمله عدالت آموزشی، تحصیل رایگان دانش‌آموزان در مناطق محروم و حاشیه‌ای، صرفه‌جویی در هزینه‌های سنگین آموزشی، افزایش مشارکت در فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی و جبران کمبود نیرو، به‌ویژه در مناطق محروم را دنبال کند؛ اما توجه به این تبصره از منظر سیاست‌گذاری اجتماعی حاوی چند نکته است:

•طبق این تبصره، به‌منظور ارائه خدمات باکیفیت‌تر باید آموزش به بخش خصوصی واگذار شود و آن‌هم با یک‌سوم هزینه‌ای که درحال‌ حاضر دولت برای آموزش‌ و پرورش هزینه می‌کند. به اعتبار تعاریف موجود، خصوصی‌سازی یعنی « تعادل به نفع بازار »؛ اما این تعادل مستلزم توجه به همه ابعاد دیگر خصوصی‌سازی یعنی تقویت « حقوق مالکیت » و « اصلاح مقررات » است که اقتصاددانان به ‌قدر کفایت در‌باره وضعیت این ابعاد در ایران و پیامدهای توجه‌نکردن به آن توضیح داده‌اند. در‌حالی‌که منطق نهفته در این تبصره با منطق خصوصی‌سازی مغایرت دارد.  

از بی‌توجهی به همه ابعاد منطق بازار در این سیاست که بگذریم، از‌جمله اهداف این سیاست، خرید تجهیزات آموزشی و کمک‌آموزشی، تأمین نیروی انسانی کارآمد برای آموزش، تأمین فضای آموزشی مناسب و استاندارد از‌ جمله اهداف این طرح ذکر شده است. در‌صورتی‌که برای نجات دانش‌آموزان از خانه‌های مستهلک و غیراستاندارد و فاقد کاربری مسکونی به نام مدارس غیرانتفاعی و ایجاد عدالت کمی‌و‌کیفی در آموزش نیازمند افزایش هزینه اجتماعی آموزش هستیم و نه کاهش آن.

طبق اظهارات موجود با اجرائی‌شدن این سیاست، دولت به‌جای یک‌میلیون‌و‌نیم سرانه دانش‌آموزی قرار است مبلغ ٥٠٠ تا ٦٠٠ تومان هزینه کند. با کاهش این سرانه چگونه کیفیت آموزش عمومی حفظ شده و خدمات باکیفیت‌تر در ازای هزینه کمتر ارائه می‌شود؟

درحال‌حاضر طبق برآوردهای موجود، همین سرانه نیز اندک بوده و تکافوی هزینه‌های آموزش را نمی‌دهد.
• طبق این سیاست، دولت خود را ملزم به پرداخت سرانه دانش‌آموزی به مدارس خصوصی کرده تا بار هزینه‌ آموزش خانواده‌های محروم را کاسته و عدالت اجتماعی برقرار کند. در‌حالی‌که نه‌تنها مکانیسم آن، بلکه ضمانت اجرای آن نیز شفاف نیست. منطق اقتصاد لیبرالی و نیز تجربه خصوصی‌سازی آموزش در ایران، نشان داده است جلب مشارکت مردمی یا بهتر است گفته شود خصوصی‌سازی آموزش عمومی، به معنی پرداخت هزینه‌ها توسط خانواده‌هاست.

نشان آشکار دیگر در افزایش « پرداخت از جیب مردم در پرداخت هزینه‌های آموزش » و خصوصی‌سازی آموزش عمومی طبق گزارش بررسی لایحه بودجه سال ١٣٩٤ مرکز پژوهش‌های مجلس، کاهش منفی ١٠,٦٨ درصدی اعتبار سازمان‌های مدارس غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی است. این نیز با منطق سیاست خرید خدمات آموزشی از مدارس غیردولتی همخوانی ندارد. وقتی در دهه ٧٠ موضوع توسعه مشارکت‌های مردمی در چارچوب تأسیس مدارس غیرانتفاعی مطرح شد، قرار بود دولت اعتبار لازم را در اختیار این مدارس قرار دهد؛ دریغ از اینکه هرسال اعتبار اختصاص‌یافته دولت به این مدارس، کاهش یافته است.

حال، داستان افزایش مشارکت مردمی به نحو دیگری دوباره از سر گرفته شده است.  چه تضمینی وجود دارد که با اجرائی‌شدن این سیاست، دولت به کاهش بودجه خرید خدمات آموزشی از این مدارس مبادرت نکند و نظام کاستی آموزش‌وپرورش از این که هست بدتر نشده و بار هزینه آموزش عمومی بیش‌از‌این به دوش مردم نیفتد؟

مدعیان خصوصی‌سازی باید پاسخ دهند که چگونه خانواده‌های فقیر در مناطق محروم می‌توانند هزینه آموزش فرزندانشان را بپردازند؟ در‌حالی‌که طبق آخرین گزارش‌ها، ٧٠ درصد خانوارهای دارای فرزند شش تا ١٨ سال در استان‌های محروم –به‌عنوان‌مثال کردستان- ماهانه کمتر از دو هزار تومان برای آموزش هزینه می‌کنند.

از سویی، طبق منطق نولیبرال، مشارکت مردم نه‌فقط در تأمین هزینه‌های آموزش، بلکه باید در نظارت بر عملکرد آموزش، محتوای آموزش و اداره مدارس نیز تعریف شود؛ که البته سیاست‌گذار درباره آن نیز غفلت کرده است.
• اینکه با خرید خدمات از مدارس خصوصی می‌توان با هزینه کمتر، آموزش باکیفیت‌تر را از این مدارس انتظار داشت، توهمی بیش نیست.

طبق منطق بازار، انتظار می‌رود صاحبان مدارس خصوصی دنبال کسب سود نیز باشند و نه ایجاد خیریه. درباره این غفلت که آموزش‌وپرورش خصوصی مغایر با اصول ١٣ و ٣٩ قانون اساسی بوده و به معنی بارکردن وظایف حاکمیتی دولت بر مردم است نیز بحث همچنان باقی است.
• طبق این سیاست، خرید خدمات آموزشی به‌منظور صرفه‌جویی در هزینه‌های آموزش‌وپرورش ذکر شده است. اگر ٩٠ درصد بودجه آموزش‌وپرورش به پرداخت حقوق کارکنان و هزینه‌های پرسنلی اختصاص می‌یابد، کاهش سرانه دانش‌آموزی به‌منظور صرفه‌جویی وزارت آموزش‌ و پرورش هیچ مصداقی ندارد. چون سرانه دانش‌آموزی خود دچار کسری است. طرح این موضوع جز تشویش اذهان خانواده‌ها در تأمین خدمات آموزشی برای فرزندانشان و نارضایتی از نظام آموزش و در‌نهایت سرخوردگی از مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی دولت، پیامدی ندارد. خرید خدمات آموزشی به معنی افزایش « پرداخت از جیب خانواده برای آموزش عمومی » و بار‌کردن هزینه آموزش بر مردم، آن‌هم بیش از گذشته است.

در یک نگاه کلی‌ و واقع‌بینانه، موضوع صرفه‌جویی در هزینه آموزش، موضوعی مبتذل است و ضرورت دارد این ادبیات از افکار، اذهان و الفاظ دولت، سیاست‌گذاران و مجریان سیاست‌های آموزشی کشور حذف شود. چراکه بدیهی است هر میزان هزینه بهینه برای آموزش، سودمند بوده و بازده اقتصادی و اجتماعی دارد. مصرف بهینه یعنی به‌کارگیری نیروی انسانی کارآمد در ساختار نظام آموزش‌ و پرورش به‌منظور تصمیم‌گیری، سیاست‌گذاری‌های دقیق و مبتنی بر مطالعه و اجرای دقیق سیاست‌ها؛ و کارآمدی سیاست‌های آموزش در گرو هزینه‌کرد بهینه، دقیق و متناسب همین بودجه ناکافی است.

کاهش سرانه دانش‌آموزی پیامدی جز افت کیفیت آموزش، دانش‌آموزان بی‌سوادتر و منابع انسانی ناکارآمدتر و ناتوان‌تر ندارد. این نتیجه خود با اهداف طرح تحول نظام آموزش مغایر است و عملا دست یابی به برخی اهداف آن طرح را ناممکن می‌کند. درحال‌ حاضر بر هیچ اقتصاددان، جامعه‌شناس و سیاست‌گذاری پوشیده نیست که عامل اصلی توسعه یک کشور، منابع انسانی و قدرت دانش است؛ بنابراین باید پذیرفت و در عمل نیز به آن توجه کرد که سیاست‌گذاری در حوزه‌های مختلف رفاه و از‌جمله آموزش نه‌تنها هزینه نیست بلکه به خلق فرصت‌ها و توانمندی‌ها انجامیده و نشان‌دهنده یک سرمایه‌گذاری منطقی و مبتنی بر دوراندیشی است. 

• چگونه می‌شود بدون تحلیل دقیق و اولیه از واقعیت و مطالعات عمیق در ارتباط با این موضوع و تنها با اتکا بر شناخت ساده از هزینه‌ها و تغییرات آنها دست به سیاست‌گذاری زد.

نهاد اداری آموزش‌ و پرورش باید بتواند اگر از منظر آینده‌‌نگر نمی‌تواند، حداقل از منظر گذشته‌نگر به این پرسش‌ها پاسخ دهد. این نهاد باید مطالعاتی را در این زمینه انجام و نتایج تحلیل‌های دقیق، انتقادی و واقعی خود را برای اتخاذ تصمیمات مناسب در اختیار این سیستم بگذارد. سیاست‌گذاری بدون ارزیابی سیاست و بدون اتکا بر واقعیت، بی‌پشتوانه است. به گفته کروزیه در کتاب دولت مدرن، دولت فروتن «اگر دولت باید به جامعه خدمت کند باید واقعیت خدمات بی‌شماری که ارائه می‌کند و یا می‌پندارد ارائه می‌کند را بشناسد».

روزنامه شرق


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در دیدگاه

گروه اخبار /

سخنان وزیر آموزش و پرورش در همایش  توسعه و عدالت آموزشی و اعتراض معلمان

امروز ، دومین و آخرین روز از همایش « توسعه و عدالت آموزشی » است .

سخنران بعدظهر  ، وزیر آموزش و پرورش بود .

ایشان پس از سخنرانی بلافاصله  نشست را ترک کرد که با اعتراض برخی از حاضران و معلمان روبه رو گردید .

یکی از سخنرانان ، آقای « سهیل محمودی » از این حرکت فانی  انتقاد کرد .

خانم « اسکندری »  ضمن تائید سخنان آقای محمودی گفت که بهتر بود آقای وزیر به سخنان دیگران گوش فرا می داد و به پرسش ها و ابهامات پاسخ می گفت .

گزیده ای از سخنان وزیر آموزش و پرورش :

* خوشحالم در جمع شما ذیل عنوان عدالت و توسعه در خدمت این جمع  هستم .

* عدالت آموزشی را در دو بعد کمی و کیفی می توان طبقه بندی کرد .

* عدالت کمی در دوره ابتدایی را تقریبا به نتیجه رسیده ایم .

 * در رابطه با عدالت کمی موفق بوده ایم. درسال گذشته 110مدرسه با یک دانش آموز داشته ایم .

* برای دوره متوسطه دو روش روستامرکزی و شبانه روزی را داریم .

 * در روش روستا مرکزی ، کلاس ها در یک روستای مرکزی برگزار می شود .

* بعد دوم عدالت کیفی است.آیا مدارس ما از کیفیت لازم برخوردار است؟

* در دوحوزه عدالت کمی وکیفی توزیع  در کشور یکسان نیست .

* تفاوت های سطوح آموزش قابل توجیه نیست.

 * برای تحول و کیفیت در آموزش و پرورش  به شش زیر نظام نیاز داریم .

* یکی از سیاست هایی که ما دنبال می کنیم ارتقاء مدیریت آموزشی است .

* ارتقا کیفیت مدیریت آموزشی سیاست جدی  ماست.یک مدیر توان مند با امکانات کم هم می تواند خالق باشد .

* یک وزارتخانه به تنهایی قادر به اداره تعلیم و تربیت نیست .

* با مخاطب چهل میلیونی که  آموزش و پرورش دارد کوچکترین تصمیمی همه را دربرمی گیرد .

* امسال خیرین مدرسه ساز تعهد سپرده اند که  800 میلیارد تومان مدرسه بسازند .

* امروز آغوش آموزش و پرورش برای بهره مندی و ارتقاء کیفیت به روی همه باز است .

* شعار ما در برنامه ششم توسعه  ، توسعه عدالت و ارتقاء کیفیت در آموزش و پرورش است .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

تقویت کتاب خوانی و روش های مطالعه در دوران دبستان  اقرأباسم ربک الذی خلق

بخوان به نام پروردگاری که تو را خلق کرده است (سوره علق آیه 1) خواندن از جمله وسایل مهم فهمیدن در دنیای کنونی است ، چون فرد می تواند کتاب ها را به سهولت مورد مطالعه و بررسی قرار دهد و دانش خود را افزایش و به دنیای ناشناخته جهان راه یابد .

خوب خواندن از عوامل مهّم پیشرفت و سرگرمی و لذّت بردن و رفع خستگی و دانایی است. امروز باید به کودکان خود خواندن را بیاموزیم تا فردا بتوانند بخوانند و یاد بگیرند و به طورنیکو در جامعه روابط عمومی قوی داشته باشند و حق خود را بستانند.

نکته ی مهّم در امر خواندن ، توجّه و تأکید بر امر فهمیدن می باشد. بعضی بچه ها بدون توجه به کلمات فقط متن کوتاهی از کتاب را حفظ می کنند که این روش شایسته نیست . آنها باید بفهمند و درک کنند.

یکی از علل ضعف دانش آموزان در درس ها مخصوصاً ضعف در حل کردن مسئله های ریاضی و نفهمیدن آنها مربوط به ناتوانی آنها در روخوانی و عدم درک مطالب می باشد . بعضی ازبچه ها حتی نمی توانند مسئله ریاضی را از رو بخوانند چه برسد حل آن و این ضعف ناشی از رو خوانی فارسی است . اغلب مشاهده می شود دانـش آموزی مطلبی را می خواند اما نمی فهمد یا دانش آموز دیگری با وجود این که تلاش می کند اما در املانویسی مشکل دارد .

تمام این اشکالات بر می گردد به ضعف دانش آموز در روخوانی و آگاه نبودن او به روش های مطالعه که برای دانش آموزان ما معضل بزرگی است .متاسفانه در کشور ما میزان مطالعه بین افراد جامعه نسبت به کشورهای پیشرفته دنیا بسیار پایین است . ما به اندازه یک بستنی و پفک در رسانه ها برای کتاب خوانی تبلیغ نکرده ایم ؛ حالا انتظار داریم بچه های ما همه دانشمند و نابغه باشند !

یک معلّم آگاه و علاقه مند به شغل معلّمی باید ابتدا روش های مطالعه و روان خوانی را به دانش آموزان خود بیاموزد و سپس در پی برطرف کردن اشکالات در دروس دیگر باشد و این مقدور نمی باشد مگر این که خود معلّم از روش های مختلف مطالعه و روان خوانی اطّلاع کافی داشته باشد .

خواندن، از مهم ترین مهارت هایی است که کودکان در مقطع ابتدایی، بدان دست می یابند و کسب این مهارت، مبنایی برای کوشش های تحصیلی آینده ی آن ها خواهد بود ، اما خواندن در تربیت مقوله ی ساده ای نیست.

این مهارت ها دارای فرآیندی بسیار پیچیده و مراحل گوناگونی دارد. خواندن از مهّم ترین مهارتهای پایه ی برای رشد توانایی های درونی کودکان است که مورد توجّه محقّقان فراوانی قرار گرفته است. ناتوانی در خواندن و نوشتن معمولاً مشکلات زیادی را برای دانش آموز ناتوان در یادگیری به وجود می آورد. تحوّل مهارت های زبانی، گوش دادن، سخن گفتن، تحول حرکتی، تمیز دیداری و شنیداری، تحول مفهوم و تفکر شناختی، توانایی دقّت و تمرکز حواس در انجام فعالیت ها تحت عنوان پیش نیازها، همخوانی بین صوت ها و نمادهای بینایی حروف، شناخت کلمه، لذّت بردن از خواندن کلمه ها و در نهایت درک و فهم مطالب، از جمله مهارت های اساسی در فرآیند خواندن محسوب می شوند.

اما برخی از کودکان، به رغم دریافت آموزش کافی و برخورداری از بهره هوش به هنجار و با وجود برخورداری کامل از سلامت جسمانی و روانی قادر به یادگیری خواندن حروف و کلمات نیستند و در این زمینه با مشکلاتی روبه رو هستند. این کودکان به هنگام خواندن اشتباهات متعدد و گاهاً متفاوتی مرتکب می شوند که با تجزیه و تحلیل این اشتباهات می توان راه کارهای مناسبی برای رفع آنها به کار گرفت.

طی مصاحبه ای که با دو تن از معلمان مجرب و ساعی و برتر پایه اول دبستان در مدرسه هیات امنایی عمارابن یاسر منطقه ده داشتم خانم دینا لشکری و مرضیه رحیمی ضعف رو خوانی دانش آموزان را این گونه بیان کردند :

عدم همکاری اولیا ء با معلم ، تراکم زیاد دانش آموزان در کلاس ؛ عدم تطابق حروف با کتاب و ناملموس بودن آنها ، تفاوت های فردی دانش آموزان ، دو زبانه بودن بعضی از دانش آموزان ، تغذیه نادرست و ضعف جسمانی ، عدم آگاهی اولیاء از آموزش های درس جدید ، گاها دخالت نابه جا در کار تدریس معلم ، تک فرزندی و عدم تربیت مناسب بعضی کودکان و اختلال یادگیری و کند نوشتن مشق سبب ضعف روخوانی کودکان شده است .

اما پرسش اینجاست که در برخورد با این گونه دانش آموزان چه کاری می توان انجام داد؟

آن ها می گویند : ما معلمان دوره ابتدایی به خصوص در پایه اول شاهد آن بوده ایم که بچه ها بیشتر حفظ خوانی متن بدون تشخیص کلمات را انجام می دهند ، اما کودکانی که دوره پیش دبستانی را گذرانده اند به مراتب پیشرفت قابل توجهی نسبت به همسالان خود داشته اند .

آنها معتقدند استفاده زیاد کودکان در منزل از وسایل ارتباطی ، رایانه ، تبلت  و بازی های رایانه ای و تلفن های همراه در مدت طولانی و عدم مراجعه به کتاب و درس روزانه مدرسه به ضعف آن ها شدت داده است و بچه ها با استفاده ازاین وسایل بازی فقط با دیدن کار انجام می دهند و چیزی را نمی نویسند و حافظه آن ها تقویت نمی شود و قوه ی شنوایی آنها ضعیف شده و بچه ها خوب نمی شنوند و در نتیجه بیان خوبی ندارند.

پژوهشگران معتقدند که انسان دارای سه توانش زبانی جداگانه است. این سه توانش در سه سطح زبان شنیداری، زبان گفتاری و زبان نوشتاری بروز می کند. برخی از کودکان زبان شنیداری کاملی دارند ولی در زبان گفتاری اشکال دارند مثلاً کتاب را به خوبی می شنوند ولی در گفتار به صورت تتاب بیان می کنند.

اگر در گفت وگو به آنان تتاب گفته شود ناراحت می شوند چون زبان شنیداری کاملی دارند. این گونه کودکان در شنیدن درست می شنوند ولی در گفتن درست بیان نمی کنند ؛  این دسته در زبان گفتاری مشکل دارند لذا در زبان نوشتاری نیز غلط می نویسند.

معلمان گرامی باید که آموزش انفرادی این گونه کودکان را پیوست آموزش جمعی آنان نمایند ، در برخورد با این گونه مشکلات راه حل های متعددی وجود دارد . متناسب با نوع ضعف عملکردی دانش آموز از این فعالیت ها بهره گرفته شود.

برای برخورد با مشکل خواندن، یکی از مهم ترین راه هایی که مورد توجه و تأیید پژوهش های فراوان بوده است استفاده از روش های چند حسی است که با عناوین مختلف مورد بررسی قرار گرفته اند.

کلماتی که برای دانش آموز نارساخوان مشکل ایجاد می کند، از مقوای رنگی تهیه و بر روی مقوای سفید بچسبانید. دانش آموز در مرحله ی اول، این واژه ها را با انگشت خود و در جهت نوشتن واژه لمس و تعقیب می کند و در حین انجام این تمرین، تلفظ واژه را نیز یاد می گیرد. تمرین بالا را با ماسه یا نمک نیز می توانید انجام دهید بدین صورت که دانش آموز درون ظرفی پر از ماسه نمناک، حروف یا واژه ها را بر روی آن با انگشت خود می نگارد و هم زمان آن ها را با صدای بلند تکرار می کند. دانش آموز با استفاده از خمیر، حروف الفبا – علائم نقطه گذاری (علامت سؤال، علامت تعجب ) و واژه های نامفهوم و مدلی از معنای واژگان را می سازد و تمرین می کند. هدف این تمرینات این است که دانش آموز، معنای واژه ای را که برایش قابل فهم نیست، به صورت تصویر سه بعدی خلق کنداساسی ترین منظور خواندن فهمیدن است و اگر همین هدف بر آورده شود سایر اهداف آموزش خواندن باکمی کوشش بر آورده می شود.خوب خواندن باعث بهتر و سریع تر شدن یادگیری است و این که راه وروش یادگیری بهتر از یاد دادن است .

مهارت در « خواندن » یکی از اساسی ترین و مهم ترین نیازهای یادگیری دانش آموزان به خصوص در دوران ابتدایی است. توانایی درک مطلب، تفسیر و نتیجه گیری از متون درسی و غیر درسی، دانش آموزان را با افکار و اطلاعات جدیدی آشنا می سازد تا راه بهتر اندیشیدن و بهتر زیستن را بیاموزند. با کمک " خواندن و فهمیدن " به معنای علمی و جامع آن می توان به ذخایر بی انتهای تجربه بشری دست یافت.

" خواندن درست " و یادگیری آن مستلزم تمرین و تسلط بر ریز مهارت های خواندن است .به نظر من اگر وزارت آموزش وپرورش در برنامه های خود زنگی مجزا را در مدارس ابتدایی به نام کتاب خوانی قرار می داد و نیروهای ماهری را برای انجام این کار تربیت می کرد اقدام شایسته و خواست همکاران فرهنگی و کمک به گسترش فرهنگ کتاب خوانی و تقویت زبان گفتاری و نوشتاری جامعه راتقویت می کرد.

یکی دیگر از عوامل تقویت رو خوانی فارسی رفتن کودکان قبل ازورود به مدارس ابتدایی به مدارس پیش دبستانی است آن هم به گفته بسیاری از اولیاء به علت شهریه نجومی ، خانواده ها تمایل و رغبت نشان نمی دهند و بچه های واجب التعلیم را در خانه نگه می دارند.

آنچه والدین می توانند برای تقویت مهارت خواندن در فرزندانشان انجام دهند عبارتند از: بازی کردن با اسباب بازی های الفبایی، استفاده از رایانه برای انجام فعالیت مربوط به خواندن، تماشای برنامه های تلویزیونی با زیرنویس، خواندن کتاب قصه، شعر و سرود، بازی با کلمات، خواندن تابلوها و علائم راهنمایی و رانندگی در خیابان برای دانش آموز، شرکت دادن کودکان در بحث های خانوادگی واهمیت به سخنان کودکان لازم وضروری است .

برای تقویت فرهنگ مطالعه و افزایش علاقه مندی و به وجود آوردن انگیزه در دانش آموزان، برنامه های ویژه دانش آموزان ابتدایی در صدا و سیما، مانند خواندن داستان و اخبار متناسب با روحیه آنها، نمایش فیلم با زیرنویس تهیه گردد. همچنین روزنامه ها و مجلات ویژه دانش آموزان بیشتر چاپ و تکثیر گردد تا دانش آموزان را به سوی مطالعه سوق دهد.

از دانش آموزان خواسته شود در مورد اعیاد و مراسم ملی، مذهبی، حوادث و وقایع روز، باورها و اعتقادات، کشفیات جدید علمی که از رادیو، تلویزیون یا رسانه ای بوده، سخنرانی کنند. یکی از کارهای نیکوی وزارت آموزش و پرورش درس تفکر و پژوهش است که باید در مدارس جدی گرفته شود تا مهارت های کلامی و شنیداری دانش آموزان تقویت و اعتماد به نفس در آنان ایجاد شود و فرهنگ کتاب خوانی در جامعه تقویت و مورد حمایت و پشتیبانی دولتمردان قرار گیرد و قیمت کتاب ها کاهش یابد تا همه توان خریدن کتاب ها را داشته باشند .

به راستی ما برای فرهنگ کتاب خوانی به اندازه تنقلات و تلفن همراه هزینه و در رسانه ملی تبلیغ کرده ایم ؟

با برپایی نمایشگاه کتاب در مدارس و تخفیف ویژه برای کتاب ها و تشویق دانش آموزان به کتاب خوانی و خلاصه نویسی مطالب و تقویت حس ارزشمندی و روحیه مسئولیت پذیری و خود باوری و جلب اعتماد آنان و برگزاری مسابقات کتاب خوانی در سطح کلاس و مدرسه و منطقه فرهنگ کتاب خوانی را گسترش دهیم و مدارس را تجهیز به کتاب خانه با کتاب های مختلف با خاص هر سنین کنیم تا جامعه با نشاط و پیشرفته ای داشته باشیم ؛  اما متاسفانه بعضی از مدارس کشور حتی از حداقل امکانات بی بهره اند با برنامه ریزی و آموزش و فرهنگ سازی در جامعه می توان معضل رو خوانی زبان فارسی بچه های این مرز وبوم را مرتفع کرد .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز

گروه اخبار / مدیرکل آموزش و پرورش تهران اعلام کرد طرح رتبه بندی معلمان شامل نیروهای اداری نمی شود.

شنبه, 07 آذر 1394 19:37

کنکور آفت نظام آموزشی

عوارض منفی کنکور و راهی برای کاهش عوارض  یکی از روسای دانشگاه ها  از آموزش و پرورش و آموزش عالی تقلیدی و ناکارآمد که دانش آموزان و دانشجویان را به ماشین حفظ و آزمون دادن تبدیل کرده ، انتقاد کرده و تنها هنر دانش آموزان و دانشجویان را تست زدن نامیده است.

واقعیت این است که شکل برگزاری آزمون ورودی دانشگاه ( کنکور ) و مقاطع بالاتر ( ارشد و دکتری ) به گونه ایی طراحی شده است که داوطلب برای قبولی چاره ایی جز حفظ کردن و تست زدن ندارد. آزمون های چهار گزینه ایی علی رغم استاندارد بودن و عینی بودن نتایج آن ،دارای عوارض منفی است که پاره ای از آن به صورت مختصر در این نوشته بیان می شود.

پرسش های چهار گزینه ایی برای مقوله های پایین شناختی مناسب است اما در مقوله های بالاتر و پیچیده تر اندیشیدن ، تفکر انتقادی ، آفرینندگی ، قضاوت و تصمیم گیری ، طراحی تست چهار گزینه ایی بسیار دشوار است و کم وبیش باید در چارچوب پرسش های تفصیلی و تشریحی بیان شود. در این مورد چنان چه ملاک را طبقه بندی هدف های آموزشی معروف به طبقه بندی بلوم قرار دهیم  ، تست های چهار گزینه ای برای مقوله های اول تا سوم بلوم ( یادداری و یادآوری دانش ، فهمیدن مفاهیم و ارزش ها و کاربرد مفاهیم ، روشها یا روندها در موقعیت های جدید ) مناسب است ، اما برای ارزشیابی از فرآیندهای پیچیده تر در حوزه شناختی مثل تحلیل ، ترکیب ، ارزشیابی و خلاقیت نیازمند تحلیل و نقد دانش آموز از مسله و یا ارایه طرح های ابتکاری و قضاوت های مستدل اوست که در قالب تستهای چند گزینه ای نمی گنجد.

نظام گزینش دانشجو در ایران به گونه ای طراحی شده است که هدف دانش آموزان به خصوص در سال های پایانی دبیرستان موفقیت در تست زنی است و دیگر حیطه های یادگیری به حاشیه می رود. کتاب های متنوع تست زنی و کلاس های رنگارنگ کنکور و موسساتی که همچون قارچ سر برمی آوردند و به چیزی غیر از حداکثر سود اقتصادی نمی اندیشند موید همین مطلب است. بسیاری از دانش آموزان روش موفقیت در تست زنی را تمرین می کنند و از مطالب مهمی که بنا به ماهیت نمی توانند به صورت سوال تستی در آیند صرف نظر می کنند.

داوطلبان ورود به دانشگاه به کتاب درسی و تعمق در آن ، فعالیت های آزمایشگاهی ، کارگاهی ، خلاقیت ، تفکر انتقادی  و کار گروهی اهمیت چندانی نمی دهند. آنها می خواهند در دانشگاه پذیرفته شوند و برای رسیدن به این هدف ناگزیر به ممارست در تست زنی و پشت کردن به کتاب درسی هستند.

آموزش عالی نیز نمی تواند جدا از مراحل قبل از خود باشد زیرا برنامه ها و اصول آموزشی در این دوره هیچ گاه ابتدا به ساکن شروع نمی شود ، بلکه این فارغ التحصیلان برگزیده سطوح آموزش قبل از دانشگاه هستند که فرصت می یابند به تکمیل معلومات خود بپردازند.

بنابراین هنگامی که در دوره ی متوسطه تاکید بر محفوظات است و دانش آموزان با شیوه های دیگر یادگیری و پژوهش آشنایی ندارند ، این حافظه محوری به دانشگاه نیز تسری می یابد.

اخیرا مسولان آموزشی از این می گویند که قرار است 85 درصد ظرفیت دانشگاه ها ( من جمله پیام نور و آزاد ) بدون کنکور باشد و همچنین وزن نمرات دوره دبیرستان در پذیرش دانشگاه افزایش یابد.این طرح همچنان عوارض منفی کنکور را نگه می دارد زیرا دانشگاه های مطرح دولتی در کانون تقاضای اغلب داوطلبان ورود به دانشگاه هستند و بنابراین باید از سد غول کنکور بگذرند.

مدافعان حذف کنکور برای خود دلایلی دارند از جمله اینکه: برداشته شدن فشار روانی کنکور از روی دوش جوانان ، تلاش و یادگیری مستمر در دوره دبیرستان  ، افزایش استقلال دانشگاه ها در پذیرش دانشجو ، هدایت و سوق دادن دانش آموز به سمت فراگیری عمیق متون و کتب درسی ، فراگیری مهارت های لازم برای زندگی بهتر ، ارتقا کارآیی نظام متوسطه و همچنین کرامت معلمان ، کاهش هزینه های تحمیلی به خانواده و جامعه ، کاهش دانشجویانی که علاقه ای به رشته تحصیلی خود ندارند و....

منتقدان حذف کنکور نیز دلایلی دارند از جمله : افزایش اضطراب کنکور از یک سال به 4 سال ، آماده نبودن بسترهای لازم در آموزش و پرورش ، نبود عدالت به این صورت که معدل دانش آموزان بسیاری از مناطق محروم پایین تر از مناطق برخوردار است و دست آخر اینکه برای یک دست شدن ارزشیابی در مقطع دبیرستان ممکن است آموزش و پرورش ناچار شود آزمون ها را تستی برگزار کند که این سبب می شود مشکل تاثیرات منفی در یادگیری باقی بماند.

طرح حذف کنکور و جایگزینی سوابق تحصیلی و پرورشی مستلزم همکاری همه جانبه وزارت آموزش و پرورش ، وزارت علوم ، وزارت بهداشت ، دانشگاه آزاد اسلامی و همه دستگاههای مرتبط با آموزش و پرورش و آموزش عالی می باشد.

در این برهه شاید نتوان کنکور را به طور کامل حذف کرد اما می توان با در نظر گرفت ساز و کاری از نقش آن به عنوان تنها معیار ورود به دانشگاه کم کرد و وزن سوابق تحصیلی دوره دبیرستان را افزایش داد .

استفاده از تجارب سایر کشورها به خصوص نظام های پیشرفته آموزشی نیز می تواند به طراحی یک نظام گزینش دانشجو کامل و جامع با در نظر گرفتن آخرین دستاوردها در این حیطه کمک کند.


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

بیمه تکمیلی فرهنگیان و معافیت فرهنگیان از پرداخت فرانشیز در مراکز درمانی خاص  گروه اخبار /

سید محمد بطحایی در حاشیه دومین کنفرانس توسعه وعدالت آموزشی با اشاره اینکه بین مناطق برخوردار و کم برخوردار به لحاظ امکانات فاصله وجود دارد، اظهار داشت: البته شاخص‌ها نشان می‌دهد که دسترسی دانش آموزان به فرصت‌های آموزشی رو به افزایش است؛ اما سرعت این پیشرفت کم است و باید تلاش جدی تری در این زمینه صورت گیرد.

معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش با تاکید بر اینکه مهم‌تر از عدالت آموزشی کمی، عدالت کیفی است، خاطرنشان کرد: اگر در گذشته دانش آموزانی را داشتیم که در برخی مناطق امکان ادامه تحصیل را نداشتند، امروز این شرایط مهیا شده است که البته کیفیت تحصیل در آن‌ها بالا نیست. در همین تهران کیفیت آموزش در مناطق مختلف متفاوت است.

بطحایی با اظهار امیدواری نسبت به اینکه با هدف گذاری مثبت در برنامه ششم توسعه اقدامات خوبی در سال های آینده در زمینه توسعه عدالت آموزشی صورت پذیرد، گفت:  پیش بینی ما در برنامه ششم توسعه برای سرانه مدارس دست یافتن به مرتبه‌ای است که مدیران ما دیگر دغدغه تأمین هزینه‌های ضروری مدرسه را نداشته باشند.

وی همچنین به بیمه تکمیلی فرهنگیان اشاره کرد و گفت:  روش جدیدی را برای اجرای بیمه تکمیلی فرهنگیان در سال جاری در پیش گرفتیم که مشکلات آن کمتر شده است و امیدواریم با تکمیل این روند رضایت فرهنگیان را به طور کامل به دست بیاوریم.

معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد:  درصدد هستیم فرانشیز حق بیمار را از محل بیمه تکمیلی تأمین کنیم و در این صورت همکار فرهنگی که به این مراکز درمانی مراجعه می‌کند، از پرداخت فرانشیز معاف خواهد شد؛ البته فرهنگیان بدانند که پیشرفت در بیمه تکمیلی به موازات پیشرفت در طرح تحول سلامت محقق خواهد شد.

ایلنا


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

زندگی قسطی و الگوی زندگی ایرانی

  از بانك آمده اما قرار است باز هم به آنجا برود. يكي از دوستانش را با هزار بدبختي راضي كرده با او به بانك بيايد و ضامنش شود تا بتواند وام 20 ميليون توماني بگيرد. ازخوشحالي روي پا بند نمي‌شود، از اينكه توانسته مدير شعبه بانك را توجيه كند كه به عنوان كارآفرين اين وام را طي پنج سال و هر ماه مبلغ  550 هزار تومان به او بدهد. هركس نداند و او را در اين حال ببيند تصور مي‌كند بليتش برنده شده يا پول كلاني پيدا كرده است، اما واقعيت اين است كه او بعد از پنج سال بايد دو برابر اين مبلغ يعني 40 ميليون تومان را به بانك پس بدهد. شايد در ظاهر اصلا عادلانه نباشد، اما واقعيت همين است. 26 بانك و موسسه خصوصي و دولتي در ايران به افراد از دو ميليون تومان به بالا وام مي‌دهند، در حالي كه همه اين بانك‌ها و موسسات مبلغي بيش از دو سوم مبلغ وام را پس مي‌گيرند. با وجود اين، تمناي وام گرفتن و زندگي قسطي در بعضي‌ها به هيچ‌وجه كم رنگ نمي‌شود.

 
خودش هم نمي‌داند اين پول‌هايي را كه وام گرفته صرف چه اموري كرده و وقتي از او مي‌پرسم مثلا همين 20 ميليون تومان را چه كار كردي، مي‌گويد: به خدا نمي‌دانم! خرج شد ديگر! دو ميليون به اين بدهكار بودم، چهارميليون يك جاي ديگر بايد مي‌دادم! يك دفعه همه‌اش خرج شد! اين نخستين بار نيست كه وام مي‌گيرد، اما حتي نمي‌داند پولي كه براي آن بايد تا پنج سال زير بار قسط و بازپرداخت برود كجا خرج شده است؟ فقط برايش همان لحظه كه وام را مي‌گيرد مهم است و آن شادي كه تا چند ساعت و چند روز كه مي‌خواهد پول‌ها را خرج كند استمرار دارد. هرچند اين خوشحالي با نخستين مرحله‌اي كه قرار است اين وام را پس بدهد رنگ مي‌بازد و جاي خودش را به استرس نحوه پرداخت وام مي‌دهد، اما باز هم مثل معتادي كه فقط به مصرف مواد فكر مي‌كند دنبال شادي كاذب همان لحظات است و براي رسيدن به آن لحظه حتي حاضر است سال‌ها سختي بكشد. 
 
  معتاداني كه مواد مصرف نمي‌كنند
اعتياد براي خيلي از ماها مفهومي جز مصرف مواد مخدر ندارد، در حالي كه نزد روان پزشكان و روان شناسان اعتياد طيف وسيعي از رفتارهاي وسواسي از خريد كردن، كار كردن و حتي محبت كردن به همسر را دربرمي‌گيرد. بر اساس اين تعريف كساني كه براي رسيدن به مطلوب خود حاضرند خودشان، نيازهاي جسمي و رواني و شخصيتي خود را زير پا بگذارند معتاد به آن فرد يا شيء تلقي مي‌شوند. فردي را تصور كنيد كه براي اينكه بتواند كالاي مورد نياز خود اعم از لباس يا هر چيز ديگر را خريداري كند دست به دزدي مي‌زند. طبيعي است كه نياز آن فرد به آن كالا در حدي نيست كه بخواهد به خاطرش براي مثال از جيب دوست يا همكارش دزدي كند، اما ممكن است اين نياز در او تا جايي شدت بگيرد كه حتي حاضر به اين كار هم بشود. در اين حالت ديگر نمي‌توان گفت اين فرد خريد كردن را دوست دارد يا به آن نيازمند است، بلكه او با اين كار نشان مي‌دهد اين كالا و خريدن آن از خودش و كرامت انساني‌اش مهم‌تر است و اينجاست كه بايد گفت اين فرد به خريد كردن اعتياد دارد. 
 
 وام بايد توجيه اقتصادي داشته باشد
مدير يكي از شعبات يك بانك خصوصي درباره وام گرفتن و افرادي كه براي دريافت وام به آنجا مراجعه مي‌كنند مي‌گويد: توجيه اقتصادي درباره وام گرفتن اصلي‌ترين مساله است در حالي كه همه كساني كه وام مي‌گيرند از اين مساله غافلند. رحيمي مي‌افزايد: به هر حال بازپرداخت يك وام يعني پرداخت مبلغي بيش از مبلغي كه قرض داده شده و به عبارت ديگر وام قرضي است كه دوستي به شما مي‌دهد در حالي كه اين دوست نمي‌تواند خودش و منافع خودش را ناديده بگيرد. در اين شرايط اگر شما اين پول را براي كاري كه مي‌تواند صرفه اقتصادي برايتان داشته و سودآور باشد خرج كنيد مفيد است و در اين حالت مي‌توان گفت اين كار به نفع تان بوده است، در حالي كه اگر اين پول را بي‌دليل خرج يا حتي نگهداري كنيد بي‌آنكه با به گردش در آوردن آن سودي نصيبتان شود در اين حالت بايد گفت شما متضرر شده‌ايد و با گرفتن وام نه تنها كار مفيدي براي خود انجام نداده‌ايد، بلكه با استرس ماهانه بازپرداخت وام در عمل و در نهايت متوجه مي‌شويد بسيار بيشتر از آن مبلغي را كه وام گرفته بوده‌ايد پرداخت كرده‌ايد و اين ارزشش را نداشته است. 
 
 بردگي و چرخه‌اي از تكرارها 
25 سال است با اين مدل تكراري زندگي مي‌كند؛ زندگي كه نه، به قول خودش بردگي است. بردگي فردي كه در چرخه‌اي معيوب اسير تكرارهاست. هر روز سر كار مي‌رود تا شب به خانه بيايد و استراحت كند تا صبح دوباره بتواند سركارش برگردد. وقتي به نيازهايش يعني آن چيزهايي كه براي آنها مجبور به قسط گرفتن شده نگاه مي‌كند مي‌فهمد آنها تمامي ندارند. اينكه بخواهد هر روز وسايلش را نوتر كند، ماشين بخرد يا خانه جديدي بخرد آيا آن‌قدر ارزش دارد كه بخواهد به خاطرش كل زندگي‌اش زير بار قرض و قسط برود و همیشه بدهكار باشد؟
گاهي وقت‌ها شب‌ها از استرس اين همه بدهكاري از خواب مي‌پرد و خودش را در حالي تصور مي‌كند كه ديگر نتواند به سر كار برود و قرض‌هايش را بدهد. نمي‌تواند به كسي بگويد چقدر تحت فشار و استرس است، اما اگر بخواهد كار كند و كارش را گسترش بدهد چاره‌اي جز اين ندارد. با هزار بدبختي توانسته چند نفر را پيدا كند كه برايش ضامن شوند تا بتواند وام بگيرد و آنها اين كار را در ازاي اين برايش انجام داده‌اند كه او هم ضامن آنها بشود. 
 
 وقتي پول نهايت هدف آدم‌هاست
پول يعني همان اسكناس كاغذي يا فلزي كه از زماني كه وارد مناسبات بشر شد سبك زندگي او را دگرگون كرد. در اين نبرد هر كس بيشتر پول داشته باشد جلوتر است و برد با كسي است كه بدون زحمت بتواند پول بيشتري داشته باشد. در دنياي مملو از تكنولوژي و اجتماعي كه مناسبات آن بر مبناي مسائل اقتصادي استوار است، افراد تمايلي به نجات يكديگر و كمك به هم ندارند و بيشتر ترجيح مي‌دهند از يكديگر پل پرواز يا نردبان صعود بسازند و بالا بروند. 
 
  قرض مي‌گيرد تا قسط‌هايش را بدهد
ماهي يك ميليون تومان حقوق مي‌گيرد، اما نزديك دوبرابر اين مبلغ بايد قسط بدهد. حالش از اين كلمه قسط به هم مي‌خورد. اينكه بايد هر ماه پول حقوقش را كه براي آن اين همه روز كاركرده دو دستي براي قسط بدهد و تازه از اين طرف و آن طرف هم قرض بگيرد تا همه را ادا كند كلافه‌اش كرده است. البته هميشه هم موفق نمي‌شود قسط‌هايش را به موقع پرداخت كند و اين تازه اول ماجراست. از تماس‌هايي كه از بانك با خانه و محل كارش مي‌گيرند گرفته تا ديركردي كه بايد براي 15 روز دير پرداخت كردن يك قسط پرداخت كند، همه و همه كلافه‌اش كرده و زندگي را برايش به جهنمي بزرگ تبديل كرده است. با خودش حساب مي‌كند: روي هم 36 ميليون تومان ديگر از وام‌هايي كه گرفته مانده و با اين تفاسير بايد تا چهار سال ديگر هم وام بدهد تا تازه برسد سر نقطه اول يعني صفر! هيچ پس‌اندازي ندارد و از اين وام‌ها حتي يك هزار توماني آن را پس‌انداز نكرده و تازه جالب است كه خيلي مواقع از ديگران قرض مي‌گرفته تا قسط‌هايش را پرداخت كند. توجيه او براي وام گرفتن هميشه اين بود كه از ديگران پول نگيرد در حالي كه حالا خيلي بيشتر از قبل مجبور به اين كار شده است. 
 
 بانک‌ها و مسأله اخذ دیرکرد
همه بانك‌ها و موسساتي كه براي امور مختلف به افراد وام مي‌دهند اگر زماني هرچند كوتاه (به اندازه يك روز) از پرداخت قسط آن وام عقب بيفتد از افراد ديركرد مي‌گيرند كه اين ديركرد بسته به نوع بانك و موسسه و مبلغ وام دارد. براي بسياري از اين موسسات اقتصادي اخذ ديركرد كاري پرسود تلقي مي‌شود. سال 92 آيت‌ا... نوري همداني، يكي از مراجع تقليد در قم اخذ ديركرد را نوعي رباخواري دانست و گفت: از ما سوال مي‌كنند كه ماهيت ديركرد چگونه است؟ در جواب بايد گفت كه اگر از اول كه پول مي‌دهي شرط كردي كه اگر ندادي اين‌قدر به عنوان جريمه بردارد براي بار اول ايرادي ندارد، اما اگر اين مساله باب شود مانند آنچه در كشور ماست حرام است. به طور كلي اخذ ديركرد حرام و رقت‌بار است. 
روزنامه آرمان

آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در اقتصاد

عدم اجرای دو آئین نامه اجرایی در خصوص جانبازان در حکم بازنشستگی  بااحترام ؛ اینجانبان امضاءکنندگان ذیل از جانبازان بازنشسته ؛ بنا به این درخواست خواستار رسیدگی فوری به موضوع اصلاح احکام بازنشستگی خود بر اساس آئين نامه اجرایی قانون اصلاح قانون نحوه بازنشستگی جانبازان انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی و معلولان عادی و شاغلان مشاغل سخت و زیان آور و ماده 2 این آئین نامه به شرح ذیل می باشیم :
هيأت وزیران در جلسه مورخ 10 / 2 / 1385  بنا به پیشنهاد شماره 116682 / 100  مورخ 15 / 9 / 1384  وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و به استناد بند (3) ماده واحده قانون اصلاح قانون نحوه بازنشستگی جانبازان انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی و معلولان عادی و شاغلان مشاغل سخت و زیان آور ـ مصوب 1383ـ آئين‌نامه اجرایی قانون یادشده را به شرح زیر تصویب نمود :

ماده 2 ـ ملاک محاسبه آخرین حقوق قبل از بازنشستگی جانبازان، آزادگان، معلولان عادی و حوادث ناشی از کار و بیماران ناشی از شرایط خاص کار مشمول این آئين نامه اعم از شاغلان در دستگاه های مورد اشاره در بند (1) یا تبصره (1) بند (1) که دارای احکام استخدام رسمی، ثابت یا دارای عناوین مشابه می باشند، مبلغ مندرج در آخرین حکم استخدامی که بر اساس ضوابط و مقررات استخدامی حاکم بر دستگاه مربوطه مبنای حقوق بازنشستگی قرار گرفته است و نیز در خصوص آن دسته از افراد موصوف که در بخش غیر دولتی (مشمولان تبصره 1 بند 1 ) شاغل می‌باشند، مطابق قانون تأمین اجتماعی و تغییرات بعدی عمل خواهد شد .
درضمن ماده چهل قانون جامع خدمات رساني به ايثارگران به شرح ذیل مؤید این موضوع می باشد :
ماده۴۰ـ حقوق بازنشستگي شهدا ، جانبازان و آزادگان مشمول قانون حالت اشتغال، معادل آخرين حقوق و مزاياي دريافتي تعيين و هر ساله متناسب با افزايش ضريب حقوق شاغلان اضافه و به شكل تبصره‌هاي زير عمل مي‌شود.
از جانبازان عزیز دعوت می کنیم به کارگزینی های منطقه خود مراجعه و شکایت و درخواست خود را اعلام و پیگیری نمایند .

مسئول محترم سایت و جانبازان عزیز لطفاً نتیجه را از طریق همین سایت نشر و اطلاع رسانی نمائید .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در بازنشستگان

گروه اخبار / رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در پاسخ به پرسشی درباره زمان پرداخت مطالبات فرهنگیان اظهار کرد: مطالبات بازنشستگان، فرهنگیان و همچنین پرداخت حقوق بازنشستگان و حتی ارتقای دریافتی‌های شاغلان از طریق اجرای رتبه بندی در دست اجراست و در بودجه 1395 نیز در چند ردیف گنجانده شده است.

گروه اخبار /

وضعیت تربیت بدنی مدارس و آمار معلمان ورزش در وزارت آموزش و پرورش

معاون تربيت‌بدني و سلامت وزارت آموزش‌ و پرورش گفت: سهميه استخدام 200 مربي تربيت بدني از مجموعه استخدام 5 هزار نيرو در وزارت آموزش‌و‌پرورش به ما اختصاص يافته است .

مهرزاد حميدي درباره کمبود مربي تربيت بدني در مدارس کشور گفت: در سمينار مديران استاني کميسيوني درباره نبود مربي ورزش در مدارس چند پايه گزارشي ارائه داد که يکي از دستورالعمل‌هاي آن لزوم وجود دبير ورزش در مدارس روستايي بود که براي بررسي در مراتب بالاتر در وزارت آموزش‌و‌پرورش در دستور کار قرار گرفته است.

وي با بيان اينکه تعداد 33 هزار دبير تربيت بدني در کشور وجود دارد افزود: تعداد 2 هزار نيروي متخصص نيز در مجموعه‌هاي ورزشي مشغول هستند. زماني 19 ميليون دانش آموز با 20 هزار مربي ورزش داشتيم اما اکنون اين تناسب به 13 ميليون دانش آموز با 35 هزار مربي ورزش رسيده است.

معاون تربيت‌بدني و سلامت وزارت آموزش‌ و پرورش تصريح کرد: سهميه استخدام 200 مربي تربيت بدني از مجموعه استخدام 5 هزار نيرو در وزارت آموزش‌و‌پرورش به ما اختصاص يافته است.

وي ادامه داد: در دانشگاه فرهنگيان نيز دانشجو- معلماني در رشته تربيت بدني مشغول به تحصيل هستند که پس از فارغ‌التحصيل شدن جذب وزارت آموزش‌و‌پرورش مي‌شوند و اميدواريم سال تحصيلي آينده وارد مدارس کشور شوند و کمبود مربي ورزش اين گونه جبران شود.

حميدي درباره المپياد ورزشي درون مدرسه‌اي نيز گفت: جمعيت هدف ما براي سال تحصيلي جديد 13 ميليون دانش‌آموز نيست بلکه 4 ميليون دانش‌آموز را پيش‌بيني کرده‌ايم تا در اين المپياد شرکت کنند.

وي تصريح کرد: سال گذشته 3 ميليون دانش‌آموز را پيش‌بيني کرده بوديم که تحت پوشش المپياد ورزشي درون مدرسه‌اي قرار گيرند اما بيش از 3 ميليون و 500 هزار دانش‌آموز شرکت کردند.

مهر

وضعیت تربیت بدنی مدارس و آمار معلمان ورزش در وزارت آموزش و پرورش


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور