معاون اول رییس جمهور درنامه شماره ۱۰۹۹۳/ت۵۰۵۱_به تاریخ ۱۳۹۴/۰۲/۰۲ مصوبه هیات وزیران درمورد رتبه بندی معلمان را به وزارت آموزش وپرورش ابلاغ نمود .
وزارت آموزش و پرورش نیز در نامه شماره۱۲۳۷۸۸_۱۳۹۴/۰۶/۲۵ دستورالعمل اجرای طرح رتبه بندی را جهت اجرا به ادارات کل و نواحی و مناطق ابلاغ نمود .
در بند۱ مصوبه مشمولان طرح طبقه بندی مشاغل در رتبه بندی معلمان شامل: آموزگاران، دبیران، هنرآموزان، مربیان امور تربیتی، مشاوران، مراقبان بهداشت، مدیران و معاونان مدارس و مجتمع های آموزشی و تربیتی ذکر شده است .
بنا به گفته های مسئولان وزارت حدود ۸۰۰ هزارنفر در مهرماه سال ۱۳۹۴مشمول طرح رتبه بندی شده اند .
در بند ۲ اعتبار مورد نیاز طرح برای سال ۱۳۹۴مبلغ ۱۳۵۰میلیارد تومان و در بند ۳ اعتبار مورد نیاز برای سال ۱۳۹۵ مبلغ ۳۵۰۰ میلیارد تومان تعیین شده است و مقرر شده سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشوربودجه آن را تامین کند .
با توجه به مصوبات هیات وزیران و ابلاغیه وزارت آموزش و پرورش و طرز اجرای رتبه بندی در مهرماه سال ۱۳۹۴نتایج زیربه دست می آید:
الف. میانگین افزایش دریافتی مشمولین طرح در نیمه دوم سال ۱۳۹۴برای هر نفر ماهانه مبلغ ۲۸۱هزار تومان بوده است .
ب. میانگین افزایش دریافتی مشمولین طرح در نیمه دوم سال ۱۳۹۵ برای هر نفر ماهانه ۷۳۰هزارتومان می باشد .
با عنایت به اینکه مبلغ مورد نظر برای سال ۱۳۹۵تامین شده است ؛ وزارت آموزش و پرورش تاکنون اجرای مرحله دوم طرح رتبه بندی را به تعویق انداخته است .
مسئولین وزارت آموزش و پرورش درموارد مختلف کمبود اعتبار را دلیل عدم رسیدگی مناسب به بهبود وضعیت معیشتی معلمان عنوان می کنند! حال با توجه به اینکه اعتبار مورد نیاز طرح رتبه بندی معلمان تامین شده است، تعلل وزارت متبوعه در اجرای مرحله دوم طرح بیش از این پذیرفتنی نیست و بایستی هرچه سریع تر طبق مصوبات قانونی از اول مهرماه سال۱۳۹۵ آن را اجرا نمایند .
همچنان که وزیر محترم از معلمان انتظار دارد قانون و مقررات را اجرا نمایند و در چارچوب قانون عمل کنند ؛ معلمان نیز از وزیر انتظار دارند به مصوبات قانونی پای بند باشند و بدون کم وکاست در چارچوب قانون عمل کنند و این عدم پای بندی مسئولان به قوانین موجب دلسردی معلمان شده و در درازمدت لطمات جبران ناپذیری به آموزش خواهد زد!
معلمان همچنان منتظر اجرای مرحله دوم رتبه بندی هستند...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
گنبدکاووس – ایرنا – به دنبال انعکاس خبری در برخی سایت های خبری محلی، مبنی بر ضرب وشتم پنج دانش آموز در کلاله توسط یک معلم، سرپرست آموزش وپرورش این شهرستان اعلام کرد: موضوع ضرب وشتم دانش آموزان از طرق مختلف و نیز حراست این مدیریت تحت بررسی دقیق قرار دارد.
محمد رضا سنچولی روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: این ماجرا صبح روز دوشنبه هفته جاری در کلاس هشتم مدرسه پسرانه طالقانی این شهر به وقوع پیوسته است.
وی افزود: براساس اطلاعات اولیه و گزارشی که امروز از مسئولان مدرسه مذکور در اختیارمان قرار گرفت، پنج نفر از دانش آموزان با تاخیر وارد مدرسه می شوند و در واکنش به این موضوع یکی از معلمان مدرسه دانش آموزان را پای تخته خواسته آنان را مورد ضرب وشتم قرار می دهد.
وی گفت : پس از این حادثه، پدر دو نفر از دانش آموزان، فرزندان خودرا به دکتر برده وتحت معاینات اولیه قرار می دهند و گزارش ماجرا را به صورت کتبی در اختیار حراست مدیریت آموزش و پرورش کلاله قرار می دهند.
سرپرست آموزش و پرورش کلاله تاکید کرد: موضوع از طریق کانال های مختلف و همچنین حراست آموزش و پرورش تحت بررسی و رسیدگی قرار دارد که پس ازپایان تحقیقات وجمع آوری مستندات در جهت رفع هرگونه شبهه، اطلاع رسانی خواهد شد.
بر اساس اخبار منتشر شده در برخی سایت های خبری کلاله، در جریان این ضرب و شتم ، دست کم یکی از دانش آموزان که توسط ولی خود به یک پزشک عمومی مراجعه و تحت معاینه و مداوا قرار گرفته است، دارای کوفتگی بدن، خراشیدگی گردن و سردرد بوده است.
کلاله با بیش از 110 هزار نفر جمعیت در شرق استان گلستان قرار دارد و در 220 واحد آموزشی این شهرستان ، 21هزار دانش آموز مشغول تحصیل هستند.
گاه بازگشت به خویشتن خویش است/ اول مهرماه بهانه ای برای بازگشت به باغ بی انتهای کودکی است/ شاید به همین خاطر است که همواره اول مهرماه برای بچه ها فصل مسرت و برای معلمان زمان حسرت است/ اگرچه هستند معلمانی که هنوز و تا همیشه اجازه می دهند کودکی درونشان پی بازی برود و از سرگل ها بپرد.برای همین است که همان ها هم موفق ترین معلمان هستند/ مهرماه که می رسد ما خودمان را به مدرسه می رسانیم تا آن جا زندگی کنیم و بدین وسیله قیمت پیدا کنیم نه این که برخلاف اکثربزرگترها، به هر قیمتی زندگی کنیم/ فقط حیف که اول مهر های این سال ها ،رنگ و روی طبیعی شان را از دست داده اند/ در زمانه ای که دیگر آموزش و پرورش مرسوم قادر به رقابت با این همه فن آوری ها نیست ، معلوم است که دیگر هر که داراتر است،تواناتر هم هست/ بچه ها که قاعدتا باید بیست ها ی نقاشی و دیکته شان را به هم پز بدهند،حالا از مبل های تازه خانه شان و ماشین جدیدشان حرف می زنند/ کوچه خاکی خانه تا مدرسه الان دیگر بوی خاک باران خورده را نمی دهد از بس زیر فشار آسفالت خفه شده است/ همه برای جلو زدن از هم در یک دوی ماراتن چشم هم چشمی به همدیگر تنه و طعنه می زنند. این وسط انگار فقط من و ابرهای آسمان برای باریدن به هم تعارف می کنیم/ یادت باشد این صدای زنگ مدرسه تنها یک بار در سال شنیده می شود ؛ به گونه ای که گویی محشر بر پاشده باشد. رستاخیز رستن از بند نادانی و ناتوانی...
دیر زمانی است که جایگاه مقام و شان معلمان این سرزمین نادیده انگاشته شده تا جایی که امروزه معلمی به یکی از نازل ترین مشاغل دولتی تنزل یافته است/ به راستی چرا جامعه و دولت های بر مسند قدرت نشسته این همه بی مهری را بر جامعه معلمی روا داشته اند/ سوالی که امروزه برای هر معلمی پیش آمده این مسئله است که به راستی وزارت خانه ای که توان تامین امکانات رفاهی را برای پرسنل حی و حاضر خود ندارد چرا به استخدام نیروی جدید دست می زند / چرا کسی در این باب پاسخ گو نیست/ چرا تنها وزارت خانه ای که به یک باره زیر بار استخدام چهل، بیست و پنج و ده هزار نیرو می رود تنها وزارت آموزش و پرورش هست/ استخدام های امروز آموزش و پرورش را می توان به سان پدری دانست که توان پرکردن شکم و پوشیدن تن عریان سه فرزند خود راندارد اما هر ساله یک فرزند به جمع فرزندان خود می افزاید و ایده هر که دندان دهد نان دهد را زمزمه می کند....
نهاد آموزش و پرورش دومین نهاد بشری است که ابتدا در دل خانواده متولد شده ، رشد یافته و سپس از آن جدا و مستقل شد/ نهاد سیاست و نهاد فرهنگ (نهاد دین) و حتی نهاد اقتصاد در گذر از این دو نهاد می توانند دوام داشته و خواسته های خود را عملی کنند/ این دو نهاد مهم خانواده و آموزش ، در طول تاریخ پس از جدا شدن از یکدیگر ضمن ارتباط مستمر با یکدیگر ، نگاه یکسان و رفتاری صلح آمیز و همکاری جویانه نداشته اند/ از میان تشابه ها و تضادهای دو نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش ، عمدة عدمِ همکاری و تقارن آنان ریشة فرهنگی داشته و بیشتر در عرصة فرهنگ می باشد. حتی تفاوت های اقتصادی و یا سیاسی مبنای فرهنگی دارند/ عدم همکاری والدین در این شرایط نشان از ناآگاهی از امر یادگیری و از فقر فرهنگی آنها نسبت به امر یادگیری فرزندان و آینده ای که در گرو این آموزش ها است دارد/ در مواقع دیگری ، والدین فرهنگی متفاوت و در مواقعی متضاد با فرهنگ رایج در مدرسه را در خانه فراهم می کنند که این امر نیز مقوله ای فرهنگی می باشد/ فرهنگ نهاد آموزش و پرورش هر جامعه ای فرهنگ حاکمیت همان جامعه می باشد/ تعدادی دیگر از فرزندان ، قدرت هضم این دو فرهنگ متضاد را نداشته و به یک حالت بحران فکری ، روانی و فرهنگی و حتی هویتی مبتلا شده که چنین افرادی با چنین روحیة در هم و بحرانی نمی توانند برای جامعه مفید باشند/ در نهایت تعدادی از فرزندان یاد می گیرند بر اساس تعریف موقعیت (مید, 1963) با موقعیت جدید کنار آمده و رنگ عوض بکنند. این گونه افراد دارای خودهای متفاوتی شده که چند چهره داشته و چند شخصیت متفاوت و یا متضاد خواهند داشت/ ، مسئولین جامعه و نهاد آموزش و پرورش در تلاش باشند ؛ اولا ، فرهنگی را در نهاد آموزش و پرورش مستقر و تبلیغ کنند که برآیند خرده فرهنگ های موجود تمام طبقات مختلف جامعه باشد/ به کمک رسانه ها و آموزش به خانواده ها این دو نهاد را به یکدیگر نزدیک کرد....
گروه اخبار/ مطابق قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش در استان ها، شهرستان ها و مناطق کشور ( تبصره 4 ) ( این جا ) ؛ ریاست شورای استان با استاندار و در غیاب وی با مدیر کل آموزش و پرورش است .
گروه اخبار/ عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت: استیضاح وزیر آموزش و پرورش چند بار در مجلس مطرح شد و فرصت دادیم تا فانی، ضعفها و کمبودهای موجود را اصلاح کند.
آنها که عاشورا را رقم زدهاند، قصّهها دارند. از بچّهها پرسیدم کدام شخصیت و قصّهاش در روایت عاشورا آنها را بیشتر تحت تاثیر قرار داده و چرا؟ یک به یک نظرشان را گفتند. امام حسین و مظلومیتش، عباس و شجاعتش، علی اکبر و جوانیاش، علی اصغر و خُردیاش، قاسم و رشادتش و عبدالله و معرفتش را یاد کردند.
امّا من در دشت نینوا آدمی را میشناسم که با سپاه هزار نفرهاش راه را بر کاروان حسین بست. به دستور مافوقش نه اجازه داد امام به حجاز بازگردد و نه گذاشت به کوفه نزدیک شوند. دستِ آخر کاروان حسین را در دشت نینوا متوقّف کرد.
او و سپاه هزار نفرهاش همانجا به نوهی رسول خدا اقتدا کردند و نمازشان را به جماعت خواندند. فرمانده از سرنوشت این اسکان اجباری بیخبر بود. وقتی روز دهم رسید و دو لشکر در برابر هم صفآرایی کردند و دانست که عمر بن سعد بر جنگ با پسر فاطمه مُصِر است، از کردهاش پشیمان شد.
گفتهاند بارها اسبش را میان لشکریان عمر بن سعد تازاند، شاید نظر امیر لشکر را تغییر دهد امّا نتوانست. دلش پر از آشوب شد.
آنها که از مدینه با کاروان حسین همراه شدند، دلشان به دعوت صدها کوفی گرم بود امّا حر باید میان سپاه چند هزار نفرهی اموی و لشکر هفتاد نفرهی علوی یکی را برمیگزید. پیشبینی نتیجهی این جنگ نابرابر چندان دشوار نبود. اگر در آنسو میماند دنیایش را داشت.
به قول اخوان :
« سه ره پيداست.
نخستين: راه نوش و راحت و شادي.
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادي.
دو ديگر: راه نيمش ننگ، نيمش نام،
اگر سر برکني غوغا، وگر دم درکشي، آرام.
سه دیگر: راه بيبرگشت، بيفرجام »
حر راه اوّل را پشت سر گذاشت، به راه دوم حتّی فکر هم نکرد و از جان و دل در راه سوم قدم نهاد. دل گُندهتر از آن بود که پایش بلغزد. تصمیمش را گرفت. از اسبش پیاده شده. پوتینهایش را درآورد، بندهای دو پوتین را به هم گره زد و آنها را به گردن آویخت. سرافکنده و پابرهنه آرام آرام به خیمهی امام نزدیک شد. در برابر امام زانو زد. چشمانش را از خجالت به زمین دوخت و زبانش الکن شد. او بود که راه کوفه را بر امام بسته و کاروان امام را در کربلا متوقّف کرده بود. جملهای از امام حالش را دگرگون ساخت. ارفع رأسکَ یا حُر. برخاست و اجازهی نبرد طلبید. به میدان رفت، کوفیان را موعظه کرد، رجز خواند و مردانه جنگید. میگویند او نخستین فردی بود که روز عاشورا در دفاع از امامش به شهادت رسید.
همانگونه که حسین خواسته بود:«إن لَم یَکُن لَکُم دینٌ و کُنتُم لاتَخافونَ المَعادَ فَکونوا اَحراراً فی دُنیاکُم.»
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه بازنشستگان /
« اتحادیه کانون های صنفی بازنشستگان فرهنگی استان خوزستان » در نامه ای که خطاب به رئیس مجلس و نمایندگان مجلس نوشته اند خواهان رسیدگی به مطالبات و حقوق قانونی خود گردیده اند .
نسخه ای از این نامه که در اختیار « صدای معلم » قرار گرفته است به شرح زیر است