شاید خطری بزرگتر از اعتیاد، طلاق، بیکاری، افسردگی اجتماعی، بدحجابی، نابودی جنگلها، گسترش کویرها، انقراض یوز ایرانی، دزدی، دروغ و خشکسالی جامعۀ ما را تهدید میکند و آن خطر نابودی استعداد ملی است/ انسان، انسانزاده نمیشود بلکه با پتانسیل انسان شدن به دنیا میآید/ علاوه بر احتیاجات مادی، ما نیازمند آموختن و تربیت هستیم و این کاری است که در سطح کلان بر عهدۀ نظام آموزشی است/ نظام آموزشی ما دچار بحران و ناکارآمدی اسفناکی است/ این غائله با ورود به دانشگاه پایان نمییابد بلکه بساطهای جدیدتر از قبیل کنکور ارشد و دکترا همچنان گسترده است/ امروز با سازمانهای عریض و طویل بهاصطلاح آموزشی-فرهنگی، نظیر گاج، قلمچی، مدرسان شریف و … روبه رو هستیم که اختصاصاً خدمات آمادگی کنکور ارائه میدهند و سالانه میلیاردها تومان سرمایه خانوارهای ایرانی صرف کلاسهای کنکور در این مؤسسات میشود/ حتی رسانه ملی، که قرار بوده نقش یک دانشگاه عمومی را ایفا کند، و باید رویکردی کلانتر و عمیقتر به مبحث آموزش عمومی داشته باشد، خود به شکل کاملاً کاسبکارانه، هم در تبلیغات و هم در تولید برنامهها، علناً دچار این کنکور زدگی شده و با پرهیز از هرگونه نگاه نقادانه، علاوه بر رسمیت بخشیدن بر آن، بر شدت همهگیری این بیماری میافزاید/ نظام آموزشی که با صرف کمترین بودجه، استخدام ضعیفترین افراد و مدیریت فاقد تخصص و چشمانداز بلندمدت نه تنها از رسالت حقیقی تربیت و آموزش نسلهای شایسته برای آینده بسیار دور شده بلکه عملاً به یک نهاد اتلاف و نابودی استعداد و سرمایه ملی تبدیل شده است/ بیکاری میلیونی (۵٫۷ میلیون نفر بیکار تحصیلکرده در سال ۱۳۹۳) فارغالتحصیلان دانشگاه به معنای آن است که میلیاردها میلیارد ثروت ملی به دور ریخته شده است و از طرفی میلیاردها میلیارد استعداد و پتانسیل انسانی اتلاف یا سوخت شده است/ و ما با فرهنگ پزشکییی روبه رو هستیم که در بهترین حالت مراجع را یک بیمار میبیند و نه یک انسان بیمار/ به همین دلیل است که فقر، فساد، بیکاری، طلاق، پرخاشگری و انواع ناهنجاریهای اجتماعی اینهمه فراگیر و رو به تشدید است
گروه اخبار/
منصور مجاوری در واکنش به خبر شايع شده درباره انتقال حساب حقوق و مزایای فرهنگیان از بانک ملی به بانک سرمایه اظهار کرد: وزارت آموزش و پرورش بر اساس مصوبات قانونی موظف است از طریق بانک های دولتی نسبت به پرداخت حقوق و مزایا اقدام نماید.
وی افزود: به همین علت هیچ گونه تصمیم و صحبتی در سطح وزارتخانه و مدیران عالی مبنی بر انتقال حقوق و سایر منابع درآمدی به بانک سرمایه یا هر بانک خصوصی دیگری صورت نپذیرفته است.
مدیرکل برنامه و بودجه وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه بانک عامل ما طبق روال گذشته، بانک ملی است گفت: بانک ملی ظرف دو تا سه سال گذشته همکاری و تعامل خوبی در زمینه تسهیلات و کمک به ساختارهای مالی و پرداخت پاداش پایان خدمت بازنشستگان با وزارت آموزش و پرورش داشته است.
مجاوری تاکید کرد: هرگونه انتقال و جابه جایی حقوق و مزایای فرهنگیان را به هر بانک خصوصی به ویژه بانک سرمایه تکذیب میکنیم و طبق مصوبه دولت که همه پرداخت ها از طریق بانک مرکزی بايد صورت گيرد، حدود چهار ماه است که حساب یکپارچه حقوق و مزایای کارکنان رسمی را در دست اجرا داریم.
مركز اطلاع رساني و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش
گروه رسانه /
5 سال پیش بود که " علیرضا هادی نژاد " شد " آقای معلم " .
7 دانش آموز داریم که در پایه های مختلف مشغول تدریس هستند .
سال اول استخدام شد معلم یک روستای دور.
" هم مدیرم ، هم معلم و هم خدمتگزار "
تقریبا 65 کیلومتر فاصله داریم .
همان روز اول با دیدن یک صحنه از شاگردهایش دلش لرزید ...
به خاطر " ابوالفضل " همه کلاس و مدرسه را فرش کرد .
می خواهی در آینده چه کاره شوی :
" معلم "
( ادامه در کلیپ ویدئویی زیر )
برای کاهش آسیب های روانی و اجتماعی باید از بدو ورود کودک به پیش دبستانی تا فارغ التحصیلی از دانشگاه یک وزارتخانه متولی آموزش باشد که این مسئله نیازمند جراحی آموزشی است/ بیشترین ساعات درسی مربوط به کشور ژاپن با 240 روز آموزشی است و پس از آن کمترین متعلق به آمریکا با 180 روز آموزشی است، در ایران اگر تعطیلی مدارس در روزهای پنجشنبه را حساب کنیم پایین ترین ساعت آموزشی را داریم اما حجم کتابهای درسی در مقایسه با سایر کشورها دو برابر است/ حجم بالای کتابهای درسی امکان پژوهش، روشهای خلاقانه، امکان ایجاد مدرسه زندگی و بانشاط را از ما گرفته است. استفاده از کتاب درسی واحد برای سراسر کشور خطرناک است و برای هر استان باید تیمی مشخص شود تا محتوای بومی آن استان را تولید کند/ امروزه موسسات تولید کتابهای کمک آموزشی که گردش مالی زیادی دارند این امکان را برای خودشان فراهم کردند
از ابتدای تاسیس صندوق ذخیره از سال 74 تاکنون، مجموع واریزی دولت و معلمان کمتر از 6000 میلیارد تومان بوده است/ کل موجودی معلمان حدود 4300 میلیارد تومان است. از این میزان 998 میلیارد تومان معادل 22 درصد در شرکت ساختمان معلم و 1046 میلیارد تومان در پتروفرهنگ سرمایهگذاری شده است/ اموال فرهنگیان عمدتا به زمین چسبیده است و در هوا نیست که کسی آن را ببرد/ تنها حدود 10 تا 12 درصد مدیران ما این خودروها را گرفتند و مابقی را کارمندان و فرهنگیان ثبتنام کردند البته خود فرهنگیان اصرار دارند که خودروهای گران قیمت و با کیفیتتر به آنها واگذار شود/ بانک سرمایه شرکت اصلی ما نیست و روی آن اعمال مدیریت نداریم/ بانک سرمایه به لحاظ قوانین بانکداری زیر نظر بانک مرکزی است و ما چون 47 درصد سهام آن را داریم هرکاری نمی توانیم در آنجا بکنیم/ مدیرعامل صندوق ذخیره با حفظ سمت، سرپرست بانک سرمایه شد بنابراین اگر غندالی اکنون در زندان است با سمت سرپرستی بانک سرمایه در زندان است نه سمت مدیرعاملی صندوق ذخیره فرهنگیان/ عدهای آگاهانه اختلاسها و اتفاقات بانک سرمایه را به صندوق ذخیره ربط میدهند و به دنبال تشویش اذهان عمومی هستند در حالی که از ابتدای عمر صندوق داراییهایش به 6000 میلیارد تومان هم نرسیده است که قرار باشد 8000 میلیارد تومان از آن خارج شود/ صندوق ذخیره در بانک سرمایه پسانداز نداشته و اگر اختلاسی رخ داده و وامهایی بدون پشتوانه داده شده، سپردههای مردم بوده که غارت شده است. وجوه فرهنگیان در صندوق ذخیره فرهنگیان است و در بانک سرمایه نیست/ در حال حاضر 4 نهاد نظارتی در صندوق ذخیره مستقر هستند و اسناد را بررسی میکنند/ در حال حاضر حدود 880 هزار معلم عضو آن هستند. از ابتدای سال 6000 نفر از صندوق خارج شدهاند که عمدتا بازنشسته بودهاند اما میزان انصرافیهای ما پس از اتفاقات رخ داده شاید حدود 600 تا 700 نفر بوده است/ بعد از برجام نیز بیمه معلم از لیست تحریمها خارج شد
« بی تفاوتی » ؛ این همان گرفتاری بزرگ ما فرهنگیان است که گَرد آن از سالیان دور و دراز تا کنون بر جان ما نشسته است/ اگر چه خودمان توانایی کاری را نداریم حداقل همکارانی که تلاش می کنند را دلسرد نکنیم/ " زمانی كه برنده ها زير آب ها دنبال مرواريد می گشتند، بازنده ها می گفتند، آب سرد است "/ بی تفاوتی آسان ترین گزینه است/ آیا رفتار منفعلانه ی ما فرهنگیان نسبت به مسائل پیرامون خود شایسته ی همچین ملامتی نیست/ ايراد از پوشالهايي است كه گهگاه «ستاره» شدند و كتهايي است كه ناگهان بر تن نااهلان رفته است/ جامعه فرهنگیان فقرش فرق است و بی تفاوتی خود فرهنگیان/ «اگر بخشی از حل مسأله نیستید، لاجرم قسمتی از خود مسألهاید.»

حفظ نظم و انضباط در یک کلاس شلوغ آن هم دانش آموزانی با استعداد حتی روحیات متفاوت کاری بس دشوار و طاقت فرساست هر چند بهترین روش های تربیتی و کارآمدترین روش ها را به کاریرد اما باز هستند دانش آموزانی که باعث شوند آستانه ی تحمل معلم آن قدر کم شود که چاره ای جز تنبیه بدنی نداشته باشد که این خود باز مشکلاتی را در پی دارد .
در اروپا، ژان ژاک روسو شیوههای جدیدی برای حفظ انضباط در خانه و مدرسه مطرح کرد و روش تنبیه بدنی را ناکارآمد دانست.
اما باز هنوز شاهد استفاده از این شیوه در سطح مدارس دنیا و حتی ایران هستیم.
اثرات مخربی که تنبیه بدنی بر ذهن روان کودک و حتی جامعه در کوتاه مدت و دراز مدت می گذارد بر هیچ کس پوشیده نیست .
آنچه باعث شد نگارنده با اشاره به این نکته و ضمن نکوهش تنبیه بدنی چند سطری را بنگارد ؛ تکرار دوباره سریال تنبیه بدنی و رسانه ای شدن آنها است . عاملی که باعث تضعیف جایگاه معلم در بین دانش آموزان و خانواده ی آنان و به طور کلی در جامعه می شود و نتیجه ی آن جز بی اعتمادی و بی مهری بر این قشر زحمت کش و بی ادعا نیست .
رفتار نابه هنجار و اشتباه از همه کس ممکن است سر بزند به عنوان مثال ؛ اشتباه پزشکی که منجر از دست رفتن جان یک انسان می شود ، اشتباه یک پیمانکار ، اشتباه یک طراح صنعتی در ساخت یک قطعه یا اشتباه یک مهندس عمران در طراحی و محاسبات یک بنا و حتی اشتباه یک خلبان و..یا اشتباه یک نظامی و یا اشتباه یک روحانی و…. اما همه ی این افراد با اشتباهاتی که ممکن است از سوی آنها صورت بگیرد و پیامدش حوادثی تلخ و ناگوار باشد .در سکوت خبری رسانه ها در هاله ای از ابهام باقی می مانند .حتی یک از چندین اشتباه به گوش هیچ کس نمی رسد حال آنکه اگر همین اشتباه در آموزش و پرورش صورت بپذیرد بهترین سوژه خبری رسانه های داخلی و خارجی خواهد شد.
چه چیز باعث شده که رسانه و افراد غیر رسانه ای این گونه یه مساُئل آموزش و پرورش ورود پیدا کنند و این گونه ناآگاهانه سوژه ساز رسانه های داخلی و چه بسا رسانه های معاند و دشمنان قسم خورده ایران اسلامی باشند .
چه می شد اگر با اولین خبر که از رسانه ملی ما پخش شد این رسانه ی عمومی و حتی دست اندرکاران تعلیم و تربیت ما این گونه مسائل را طی تحقیقی میدانی آسیب شناسی کرده و برای جلوگیری از تکرار این سریال های تلخ و ناگوار پیشنهاد و راه حل مناسبی را ارائه دهند ؟
با توجه به مطالب ذکر شده یک سوال مطرح می شود :
چرا در نظام آموزش و پرورشی که اخبارش دائما در مورد تنبیه بدنی در مدارس روی آنتن رسانه ها می ورد و طبیعتا مجازات های تعیین شده برای فرد خاطی دارد ؛ هنوز شاهد استمراراین گونه مسائل تاسف بر انگیز هستیم ؟
و سوال دوم این که نقش رسانه های ارتباط جمعی خصوصا صدا و سیما برای جلوگیری از این پدیده چیست ؟
متاسفانه آنچه امروزه ما شاهد آن هستیم پاک کردن صورت مساله است !
گویا افکار عمومی با معذرت خواهی مدیر کل به آرامش می رسد و بعد از گذشت مدتی باز خبری و سوژه ای داغ تر از سوژه قبلی می شود !
همان گونه که خود نیز می دانم خطا خطاست و طبق روال قانونی معلم خاطی باید پاسخ گوی خطای خود در نظام مدرن تربیتی باشد ؛ اما باز این سوال در ذهن نقش می بندد که برای جلوگیری از تکرار این گونه حوادث چه چاره ای اندیشیده شده است ؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید