گروه اخبار/

محمدباقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه در برنامه گفت و گوی ویژه خبری شبکه دو سیما از پرداخت عیدی و حقوق بهمن تا شنبه هفته آینده خبر داد و گفت: با خزانه توافق شده تا حقوق کارمندان حداکثر تا ۲۰ اسفند و یارانه اسفند چند روز زودتر پرداخت شود.
وی درباره میزان انطباق برنامه ششم توسعه با سیاست های اقتصاد مقاومتی، افزود: در بررسی لایحه برنامه ششم در کمیسیون تلفیق، نمایندگان مجلس شورای اسلامی هر چه مطلوب مردم بود در برنامه گذاشتند اما منابع ما محدود است.بر این اساس مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان، ایرادهایی را به مصوبه مجلس گرفتند؛ امیدواریم مجلس شورای اسلامی طوری برنامه توسعه ششم را اصلاح کند که این برنامه قابلیت اجرا داشته باشد.
عیدی و حقوق ۲۶ بهمن یارانه ها پرداخت می شود و نیز تا پیش از اتمام این ماه پرداخت خواهد شد؛ با خزانه توافق کرده ایم حقوق کارمندان حداکثر تا ۲۰ اسفند و یارانه اسفند چند روز زودتر پرداخت شود.
۲۷۰۰ میلیارد تومان برای پاداش و حق التدریس معلمان تا ابتدای سال ۹۵ به حساب آموزش و پرورش واریز و مبلغی نیز برای بازنشستگان سال ۹۵ به این وزارتخانه پرداخت شد اما پاداش معلمانی که امسال بازنشسته شده اند باقی مانده است.
نوبخت گفت: در سال آینده هزار میلیارد تومان برای افزایش حقوق بازنشستگان اختصاص دادیم که مجلس شورای اسلامی حدود ۲۵۰۰ میلیارد تومان به آن افزود؛ البته نمایندگان مجلس محدودیت استفاده از این منابع را برای کسانی که بیش از دو میلیون تومان حقوق می گیرند ایجاد کرده اند اما دولت می خواهد این محدودیت برداشته شود و بقیه بازنشستگان نیز مشمول این افزایش حقوق شوند.
خبرگزاری صدا و سیما
گروه بازنشستگان/

تعدادی از بازنشستگان امروز سه شنبه با حضور در مقابل سازمان برنامه و بودجه خواهان پرداخت پاداش پایان خدمت خود شدند .
به گزارش صدای معلم ؛ معلمان بازنشسته به کرات و طی نامه ها و پیام های متعدد خواهان توجه مسئولان به مطالبات بازنشستگان و عمل به وعده ها گردیده اند .
پایان پیام/
برای اینکه یاد بگیریم معلمان می توانند در سرنوشت خود اثر گذار باشند باید از انفعال خارج بشویم/ ما معلمان عافیت طلبیم/ تشکل ها تا حالا نقش موثری نداشته اند/ وقتی ما به حطام ناچیزی که به ما می دهند اکتفا می کنیم و تحمل همکاران نقاد خود را نیز نداریم و از آنان هیچ حمایتی نمی کنیم، ما را تحت فشار قرار داده و در محاسبات خود هیچ نمی بینند/ و همه چیز از همان جا، مرکز کره زمین، مدرسه ، شروع می شود. وگرنه تا ابد بازنده ایم، باید ورق را برگردانیم/ باید مردم و اطرافیان خود را از بی توجهی به معلم و دانش آموز آگاه کنیم، باید به آنها بگوییم که بدون آموزش و پرورش صحیح پیشرفت نخواهیم کرد
تمام آنچه به عنوان تحليل در امور بين الملل و سياست خارجي تلقي ميشد در بهت و حيرت از ديدن فرو رفتن مداد در سر اين دانشآموز، ناپديد شد و حرفي براي گفتن باقي نماند/ آنچه اتفاق افتاده نشان از برخي واقعيتهاي تلخ در جامعه ما و نظام آموزشي كشور دارد/ بروز چنين خشونتهاي غليظي در مدرسه را نميتوان صرفاً برپايه دلايل و فشارهاي مالي تلقي كرد/ بسيارند معلمان زحمتكش و ازخودگذشتهاي كه با پاي پياده در برف و سرما در مناطق كوهستاني براي آموزش دو يا سه دانش آموز، اقدام ميكنند و هيچ كس از مسئولان و رسانههاي مختلف از عملكرد آنها خبردار نيستند/ بايد براين امر صحه گذاشت كه خشونت در لايه هاي اجتماعي ما رسوخ كرده و آستانه تحمل و صبر افراد را كاهش داده است/ امروز آن خشونت گستردهتر و غليظ تر شده است/ امروز بسياري از رفتارهاي ما با چاشني خشونت همراه شده و براي هرگونه اعمال نظر، رفتار عاميانه، بيان خواستهها و... از آن استفاده ميكنيم/ بار ديگر بايد وزارت آموزش و پرورش را به پاسخ گويي طلبيد و خواستار ارائه برنامهها و تدابير آموزشي براي آماده سازي معلمان در برخورد با سختيهاي آموزشي و مديريت كلاس نمود/ مسئولان نظام آموزشي كشور بايد پاسخ گو باشند كه اين كمبودهاي رفتاري و بروز خشونتهاي غليظ در مدارس به سبب چه عواملي است/ جاي ترس و دلهره دارد كه آينده اين بچهها چه خواهد شد/ كلاسي كه با رفتارهاي اين چنين خشني مديريت شود، و دانشآموزانش به طور زنده شاهد شكنجه همكلاسي خود باشند، فردا چه از آب درخواهند آمد/ اگر امروز به سبب عدم مديريت و نظارت رفتاري در عملكرد معلمان، در افكار دانش آموزان بذر خشونت كاشته شود، قطعاً در آيندهاي نه چندان دور بايد طوفاني از رفتارها و اقدامات خشن را در جامعه شاهد باشيم
در مباحث تربیتی ، اخلاقی هر وقت موضوعی در جامعه پیش می آید همه نگاه ها و بحث های کارشناسی به سمت آموزش و پرورش برمی گردد و همه اذعان دارند که می توان با کار اساسی و زیربنایی درآموزش و پرورش این خلاء های رفتاری و اخلاقی و...را جبران نمود ؛ در واقع به نظر علمای تعلیم و تربیت منشا همه کاستی ها از مدارس است..
اما در طول سال های دانش آموزی خودمان و نیز اکنون که به عنوان معلم در بدنه این نهاد فعالیت می کنیم به خوبی می دانیم که قوانین موجود در مدارس جهت رعایت موازین اخلاقی و رفتاری و انضباطی و با عنوان تعهد انضباطی لازم الاجراست که در قدیم با شدت بیشتری رعایت می شد ولی در حال حاضر با توجه به اصل دانش آموز محوری و نرنجاندن اولیاء ( که از پرداخت کمک مالی دریغ نکنند ) شاید کمتر مورد توجه است و سخت گیری های کمتری در برخی مسائل صورت می گیرد.
دانش آموزان قدیمی به خوبی به یاد دارند که مدل موی دانش آموزی نمره 4 بود و پوشش و رفتار و حرکات آنها از ذره بین نگاه مدیران و معاونان مدرسه دور نمی ماند و ما نیز ملزم به رعایت آنها بودیم ضمن آنکه خانواده ها هم در این امر یاری گر مدارس بودند و اعتقاد داشتند بچه ای که به مو و سر و وضع ظاهری اش بیشتر توجه کند از درس و مدرسه عقب می ماند و خدای ناکرده اگر در این خصوص گلایه ای از مدیران می شنیدند بیشترین تنبیه و توبیخ را آنان می کردند.
بااین حال باز هم به جرات می توان گفت نوعی نظم و انضباط درخصوص مسائل فوق در مدارس رعایت می شود و سعی می شود چهره ایرانی اسلامی از دانش آموز ترسیم و به آنان آموزش داده شود و هنجارهای مورد پسند جامعه بر اساس تعالیم مذهبی و فرهنگی آموزش داده شود.
ولی امروزه با توجه به گسترش رسانه ها و وجود تصاویری از هنرپیشگان و خواننده ها چه در فیلم ها و چه در رسانه های جمعی و ابزار ارتباطی فضای مجازی باعث شده رفتار و حرکات دانش آموزان نوعی الگو برداری از آنها باشد.
اما موضوع جالب اینکه جشنواره فیلم فجر سال هاست که در کشومان برگزار می شود و در این مدت و در دهه های مختلف نوعی کارکرد اجتماعی و فرهنگی نیز داشته است و دراین سه دهه گذشته بیرون از گود جشنواره ، درخصوص رفتار هنرمندان ، نه کار جامعه شناسی روی آن صورت گرفته و نه اهالی حوزه تعلیم تربیت در خصوص خروجی و ماحصل اجراء و برگزاری آن نظر دادند که می طلبد از دیدگاه های مختلف نگریسته شود و یافته های آن جهت بهره برداری در برنامه ریزی های کلان فرهنگی به کار گرفته شود.
نکته مهم این که، این جشنواره در کشوری برگزار می شود که باید میراث دار فرهنگ و هنر و اعتقاد و باور ایرانی اسلامی باشد و در همه سطوح برگزاری آن رنگ و بوی ایرانی ومتانت و... به چشم بیاید .
القصه اینکه دراین رویداد مهم سینمایی کشور مواردی به چشم می آید که قابل تامل است و امیدواریم از نوشته ها و مطالب کارشناسان امر در جهت آگاهی و اطلاع بیشترمان در این زمینه سود ببیریم و بدانیم که آموزش و پرورش تنها متولی فرهنگ و ارزش در این جامعه و مسئول پیاده سازی دستورالعمل های فرهنگی نیست بلکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با توجه به وظیفه خویش و نامش مسئولیتی بزرگتر دارد و می طلبد بیش از گذشته به مسائل اجتماعی واکنش نشان دهد.
و چنین حرکات و رفتارهایی از سوی هنرمندان که باعث می شود دانش آموزان به الگو برداری از آنان بپردازند و زحمات فرهنگیان در آموزش و پرورش هدر برود و برنامه های تربیتی عقیم بماند و از سویی حضور هنرمندان در رسانه جمعی چون تلویزیون با وضع متفاوت (پوشش هنرمندان در تلویزیون چرخش نود درجه با پوشش در فضای مجازی دارد) بچه ها را سردرگم می نماید که بالاخره کدام تیپ و شخصیت را باید قبول کند.
اما آنچه در مورد این رویداد می توان گفت :
1- حضور بازیگران در روی فرش قرمز جشنواره با پوشش و شکل و شمایل بعضا" دور از اصالت ایرانی به چه دلیلی است ؟
2- در اهدای جوایز وضعیت آرایش خانم های بازیگر و پوشش آنان و نیز آقایانی با سر و وضع نامناسب و دور از هنجارهای اجتماعی و در برنامه پخش مستقیم تلویزیونی به چه معنی است؟
3- هنرپیشگانی که در فضای مجازی، تصاویر آرایش و زیبایی خودرا به نمایش می گذارند چگونه در صدا وسیما نقش هایی را ایفا می کنند که می خواهند الگوی اخلاقی باشند؟
البته نمی خواهیم برای زندگی شخصی افراد مفتش باشیم و دستورالعمل بپیچیم ولی حق داریم برای آینده فرزندمان نگران باشیم و علی الخصوص در خانواده های سنتی و مقید به مذهب ، رعایت هنجارهای دینی امری ضروری است.
ما معلمان در مدارس با چالش های بسیاری از جمله موی سر و نحوه پوشش لباس مواجهیم و آئین نامه انضباطی شدیدا" تاکید بر رعایت اصول اخلاقی دارد و هیچ دانش آموزی در خارج از این چارچوب حرکت نمی کند ؛ پس چرا مسئولین فرهنگی کشور برای جشنواره ای به این بزرگی که خروجی آن هنرمندانی هستند که الگو ی جوانان ما خواهند بود کاری نمی کنند ؟
چرا درخصوص رفتار و حرکات آنان آیین نامه انضباطی تدوین نمی شود؟
عادی بودن طلاق بین هنرمندان و اشاعه خبر آن در جامعه چه حسنی دارد؟ اگر اینجا هالیوود است می شود قبول کرد که هنجارها شکسته شود ولی اینجا ایران است.ایرانی که برای وجب به وجب آنان جوان داده ایم ، بر علیه فساد و میگساری و لاابالی گری انقلاب کرده ایم و در هر و دیواری نوشته ایم که زینت زن مسلمان حجاب است و...
آیا با این وضع آموزش ها ؛ آموزش و پرورش دچار مشکل نخواهد شد؟ آیا خانواده ها دچار از هم فروپاشی اخلاقی نخواهند شد؟ آیا الگوهای با ارزش از بین نخواهند رفت ؟
و به راستی وظیفه وزارت ارشاد و دستگاه های متولی امر فرهنگ سازی و تبلیغات اسلامی و... در این میان چیست؟
آدامس در دهان ، موی سامورایی ، لباس های تنگ آقایان ، آرایش و حجاب نامناسب خانم ها در مراسم نشان از آموزش مدارس داشت؟ یا محدودیت های مدارس ما باعث به وجود آمدن چنین رفتارهایی شده است و یا درآمدهای بالا باعث شده خود را تافته جدابافته از جامعه بدانند؟
هنوز بعد از گذشت بیش از سه دهه از انقلاب نتوانسته ایم نسخه ای برای فرهنگ و زندگی سالم بپیچیم و وضع حجاب و پوشش جوانان ما به سمتی می رود که نگرانی را روز به روز بیشتر می نماید و عملا" درهای ورود شیطان به قلب و روح فرزندان معصوم جامعه گشوده می شود.
امیدواریم مسئولین امر با توجه بیشتری به مقوله الگوسازی ، پیاده نمودن فرهنگ اصیل ایرانی ، تهدیدهای پیش روی جوانان و فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی اهتمام ورزند و با بسیج همه نیروها و استفاده از ظرفیت های دانشگاهی و دستگاه تعلیم و تربیت راهکارهای مناسبی دراین مورد بیاندیشند که ما نگران نسل نوجوان و جوانمان هستیم که خدای ناکرده راه را گم نکنند.
و در آخر اینکه سیمرغ بلورین فرهنگ جامعه درحال ازنفس افتادن است به یاریش بشتابیم که فرزندانمان چشم در راهند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
چگونه برای بدن "استانداردسازی" می شود و رسانه ها در فرآیند چه نقشی دارند/ طبق تحقیقات، "خودزشت انگاری" ؛ در زنان بیشتر مشاهده می شود/ نوعی ایدئولوژی پنهان با عنوان "سایزگرایی" Sizeism در جامعه رخنه کرده است که طبق آن، به کسانی که در "سایز استاندارد" قرار نمی گیرند نگاه توهین آمیزی وجود دارد/ چرا سایز بدن باید مایه شرمساری شود/ ایدئولوژی "سایزگرایی" و دغدغۀ "اندام استاندارد" بر جامعه ما سایه انداخته است/ نکتۀ قابل تأمل آن است که خود زنان نیز زنان دیگر را بر حسب همین "بدن استانداردسازی شده توسط رسانه ها" ارزیابی می کنند/ در خیابان های کشورهای اروپایی مشاهده زنان چاقی که با نوع لباس هایشان هیچ اصراری بر پنهان کردن چاقی خود ندارند امری عادی است. آنان نگران قضاوت دیگران درباره خودشان نیستند و بدن خود را دوست دارند/ این وضعیت هنوز در کشور ما حل نشده است/ در دنیای جدید، رسانه های جمعی مدام تلاش می کنند انسان دیگر-راهبر بسازند. این رسانه ها مدام برای ما "استانداردسازی" می کنند که یکی از آنها هم "بدن استاندارد" است