صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم  چالش ؛ یعنی جدال و مبارزه. مسئله یا امری که باید برای آن چاره ای پیدا کرد. وقتی در هر بخش از زندگی با اموری مواجه می شویم که تحقق آن‌ها سخت است و ناخودآگاه یا برحسب عادت قادر به انجام آن ها نیستیم، دچار چالش می‌شویم.

از انواع چالش های مرسوم می توان به چالش برای رقابت و مبارزه در یک مسابقه علمی یا ورزشی، چالش برای حل مسایل پیچیده یا معمایی، چالش برای حل بحران های زندگی شخصی چون اخراج از شغل یا تغییر شغل، اختلافات خانوادگی و طلاق، چالش برای حفظ ثبات مدیریتی که به دلیل رفتار و کارکرد نامناسب، تَرَک های بسیاری بر پیکر آن ایجاد شده است ؛ چالش ناشی از عادت غلط اجتماعی و یا چالش در برداشت نادرست از قراردادهای زندگی اجتماعی، اشاره کرد.

چالش ها توسط اشخاص حقیقی یا حقوقی، هر دو می توانند به وجود بیایند یا برخی از چالش ها ناخواسته در مورد آنان اِعمال می شود.

اضطراب، خشم، افسردگی و بایدها از عمده چالش های زندگی هستند .

از یک سو برای این گروه که از ثانیه ها و دقیقه های زندگی خود غفلت می کنند، شکست اجتناب ناپذیر خواهد بود. از سوی دیگر بی توجهی به اهمیت یا نقش بازدارنده چالش ها در امور روزمره، باعث تثبیت آن ها می شود. عده ای به جای جدال و مبارزه با هر نوع چالشی جهت عبور از آن در عمق چالش ها غرق می شوند. انباشت چالش ها موجب رسوب آن ها در لایه های عمیق زندگی و شغلی افراد و سازمان ها گردیده و به معضلی لاینحل و عمومی تبدیل می شود. چون اثرات هیچ چالشی صرفا فردی نیست و همیشه دیگران را نیز درگیر می کند. مثلا با افزایش فقر در جامعه، تضاد طبقاتی و نارضایتی توسعه می یابد.

گاه به جای برخورد و عبور از چالش ها، مشکل اصلی یک جامعه عادت دادن مردم به آن هاست. تا حدی که باعث ثبات اثرات منفی چالش ها در احساس و ادراک افراد، گروه ها و سازمان ها می گردد. آنان چالش های زندگی و شغلی خود را همانند خاکروبه در نهان خانه بی کفایتی، بی لیاقتی و ناتوانی ذهنی خود پنهان می سازند و چنین تصور می کنند که چون دیده نمی شوند پس سدی برای ادامه زندگی و فعالیت ندارند.

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم

اگر من نمی بینم لابد افراد دیگر هم قادر به دیدن نیستند، پس وجود ندارند. یعنی خود ارضایی ذهنی، نادیده گرفتن وجدان و انکار واقعیت برای ادامه فعالیت معیوب خود.

چالش ها می توانند مثبت یا منفی باشند. مفید یا مضر باشند.

در زیر با ذکر دو مثال، تلاش شده است برای یک چالش برطرف شده و یک چالش ماندگار، نمود عینی ذکر شود. چون هیچ چالش منفی یا مضر، نباید تا ابد ماندگار باشد.

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم

چالش مهمی که در دولت چهاردهم برطرف شد

یکی از مهم ترین چالش های جامعه ما که بیشتر به هنگام سفرهای رؤسای سه قوه یا دیگر مسئولین به شهرها یا شهرستان های استانی خاص مرسوم بود اجتماع هزاران نفر در زمان و مکانی خاص بود تا شخص مهم سخنرانی کند. آنان یک پا دو پا می کردند تا شاید فرجی حاصل شود. استانداران و دیگر عوامل مربوطه با ایجاد هماهنگی با سازمان ها و نهادهای مختلف بالاخص مدارس، تلاش می کردند تا جمعیت بیشتری حاضر شوند تا موجب جلب رضایت فرد مهم مملکتی گردد و اعتبار و بودجه بیشتری به آن استان اختصاص یابد یا اهتمام بیشتری برای حل کاستی های چند دهه ای از خود نشان دهد.

خوشبختانه دولت چهاردهم این رسم دیرین چهار دهه ای را برچیده و فلش ارتباط را به سوی کارشناسان و مسئولین، تغییر جهت داده است. بدین طریق که جلسات مابین مسئولان خرد با کلان و همچنین مابین کارشناسان جز با ارشد برگزار می گردد. امروز برای مردم فرصت لازم فراهم شده است تا به رتق و فتق امور زندگی و مسئولیت های اجتماعی خود بپردازند و این مدیران هستند که با شرکت در جلسات، مسایل رایج را بررسی می کنند. که یقین معاونان آن ها اداره امور را در سیر طبیعی ادامه می دهند. یعنی همان استفاده از اهل فن و کارشناسان که در مناظرات رییس جمهور وعده داده شده بود.

هر چند به دلیل نوع تعلیم و تربیت عاری از تفکر انتقادی، بسیاری از همین اهل فن نیز قادر به ارائه راه حل یا پیشنهاد مؤثر نیستند، اما حداقل بند بند مشکلات و موانع شناسایی و یادداشت می شود. خود رییس جمهور حوصله و علاقه زیادی برای انجام این مهم دارند. برای حل هر مسأله ای ابتدا باید صورت مسئله مشخص شود. مابقی به میزان همت، اراده و دانش وزیر و رئیس جمهور و معاونان ایشان مربوط می گردد.

چرا این پدیده به عنوان یک چالش معرفی می شود؟

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم

به پنج دلیل:

1- چون تعداد سفر این افراد به سراسر کشور، یک رکورد دست نیافتنی اعلام می شد. کدام یک بیشترین سفر استانی رفته اند.

2-  گویی این سفرها حقیقتا حلّال مشکلات ریز و درشت آن مناطق بود و افتخار یا امتیازی بزرگ برای آن فرد به شمار می آمد.

3-  افراد گاه با میل شخصی در این اجتماع گسترده شرکت نمی جستند و اجبار موجود موجب افزایش نارضایتی می شد.

4-  خستگی روحی و جسمی آن روز بر میزان کارآیی افراد در روزهای بعد نیز اثر می گذاشت.

5- کلی زمان مفید برای انجام کار مؤثر از بین می رفت.

در این راستا؛ یک مسیر و رابطه واقع بینانه ای در علم اقتصاد وجود دارد که امکان تولید انبوه و اشتغال کامل را جهت رشد و توسعه اقتصادی ممکن می سازد. عملیاتی شدن هر یک از این موارد در این زنجیره به طور معجزه آسایی موجب تحقق دیگری می شود و با ترکیب موارد دیگر، شرط لازم و کافی برای پیشرفت یک جامعه محسوب می شود. که به ترتیب عبارت است از:

افزایش تولید، افزایش اشتغال، افزایش درآمد، افزایش پس انداز، افزایش سرمایه گذاری، افزایش رفاه اجتماعی، تحقق رشد و توسعه اقتصادی.

برای افزایش پس انداز ؛ ابتدا می باید فعالیت اقتصادی انجام گیرد و سپس درآمد مناسب و کافی نسبت به شرایط جامعه ایجاد شود تا امکان پس انداز علیرغم تمامی هزینه ها وجود داشته باشد.

برای افزایش سرمایه گذاری ؛ جمعیت بیشتری می باید درآمد و پس انداز داشته باشند. فقط با سرمایه گذاری های بخش دولتی یا خصوصی حداقل در جامعه ما نمی توان قدم های استواری برداشت. سرمایه های مردم در بخش تعاونی نیز می تواند این کانال را شارژ نماید. اما بسیار مهم است که تعداد تعاونی های تولیدی بیشتر از تعاونی های توزیعی باشد. چون بخش تعاون فقط وظیفه توزیع کالاها و خدمات را بر عهده ندارد، کارگاه ها و واحدهای کوچک تولیدی باید توسط مردم تقویت شوند که آنان نیز نیاز به درآمد ثابت دارند. ارائه وام ولو با بهره کم بانکی، به جز وابستگی علیل وار هیچ سهم مؤثری در ایجاد توانمندی در بخش تعاونی ها ندارد.

وقتی قدرت پس انداز و سرمایه گذاری ایجاد و تقویت شد، نوبت می رسد به افزایش تولید. وقتی تولید بیشتر شد، اشتغال بیشتر و بیکاری کمتر می گردد. پیمایش این مسیر به طور اتومات به ایجاد درآمد جدید و بیشتری منجر می شود که موجبات افزایش سطح رفاه اجتماعی را فراهم می سازد.

تا زمانی که ایران در این مسیر به هر دلیل و بهانه بازدارنده ای قدم نگذاشته است ؛ تصور خودکفایی، پویایی و رشد و توسعه اقتصادی سرابی بیش نیست و تورم هر روز بیشتر از قبل به موجودیت خود ادامه خواهد داد.

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم

جامعه ما به کار و فعالیت بیشتری نیاز دارد. فقط با حذف ارز ترجیحی یا ارائه کالابرگ برای تمامی جمعیت کشور، نمی توان به توسعه دست یافت و یا تورم را مهار کرد و یا سطح استاندارد زندگی جمعیت را در هر حیطه ای افزایش داد.

باید با تغییر شکل دادن یا ترکیب مواد اولیه و خام، تا جایی که توان داریم تولید کنیم. تولید هر کالایی برای رفع نیاز داخلی یا جهت صادرات، امتیاز بزرگی برای اقتصاد کشور خواهد بود. قرار نیست تمامی کالاهای مورد نیاز خود را حتما خود تولید کنیم اما حداقل دولت می تواند از ورود کالاهای مشابه در مقطع خاصی از زمان مثلا یک دوره پنج ساله جلوگیری نماید. تا سرمایه ها به سوی تولید بیشتر و با کیفیت هدایت شود.

هر گاه توانمندی احساس شد جهت ایجاد رقابت مسیر واردات همان کالا را می توان هموار ساخت.

فعلا هیچ سیاست هدف مندی در این راستا وجود ندارد. ارائه برخی کمک ها از سوی دولت مانند پرداخت یارانه های متعدد برای دهک هایی مشخص یا ارائه کالابرگ برای کل جمعیت و قلمداد کردن 70 یا 80 میلیون نفر جمعیت به نام فقیر، به دلیل عدم تعهد و پای بندی به این مسیر رخ می دهد.

اگر قانون برنامه پنج ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران تاکنون تحقق نیافته است به علت عدم حاکمیت این مسیر توسعه و نرسیدن به اشتغال کامل و تولید انبوه است که بی نیازی مهم ترین ثمره آن است.

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم

چالش مهمی که هر دولتی در ایجاد و ثبات آن سهم به سزایی داشته اند
عادی فرض کردن 80 میلیون از 92 میلیون جمعیت یک کشور به عنوان قشر فقیر، در کدام حساب و کتاب یا عقلانیت و منطق، امری طبیعی است؟! اعتراف به چنین واقعیت تلخی، بیسوادی مطلق لازم دارد تا جهالت مطلق تر خود را به نمایش بگذارید.

در کدام کتاب علمی و تخصصی نوشته شده است که بیش از 90 درصد یک جامعه می تواند فقیر باشد و برای توسعه یافتگی هم می تواند برنامه بنویسد؟!

اعتراف تلخ معاون وزیر اقتصاد در تابناک ( 18 بهمن 1404) : «حدود 80 میلیون نفر به‌ صورت مستقیم از کالابرگ بهره‌مند می‌شوند و برای حدود 10 میلیون نفر از افراد دارای وضعیت مالی مناسب نیز در صورت درخواست، امکان بهره‌مندی وجود دارد.»

یعنی در ایران فقط 10 میلیون نفر وضعیت مالی مناسب دارند و مابقی فقیر و نیازمند حمایت دولت هستند.

جملات رئیس قوه مقننه را در جلسه علنی مجلس 25 بهمن 1404 را دقیق بخوانید:

قالیباف: می‌توان حقوق‌ها را دو بار افزایش داد/ دولت هم موافق است

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، محمدباقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی درباره افزایش حقوق‌ها، گفت: « در خصوص بحث حقوق بیان می‌کنیم تا سقف 40 میلیون تومان از مالیات معاف هستند، در زمان حاضر که کالابرگ می‌دهیم بخش عمده قریب به اتفاق کارگران و کارمندان مشمول کالابرگ و فقیر هستند؛ زیرا متوسط حقوق مشخص است. در سال 1405 که حقوق را افزایش دادیم، حداقل حقوق به 19 میلیون رسیده است بنابراین حتی ما اگر ارزش افزوده برای حقوق هم بدهیم کار بدی نکردیم.»

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم  برچسب فقیر بر پیشانی بیشتر گروه های شغلی در یک جامعه، از بین برنده عزت و ارزش انسانی آن ملت است. کرامت انسانی هیچ انسانی نباید به دلیل کم یا زیاد داشتن تعیین شود. در ایجاد بسیاری از دلایل فقر خود دولت مقصر است و مردم هیچ سهمی در میزان دریافتی خود ندارند.

امام على عليه السلام؛ بزرگترين فقر را كم خردى می داند. اما ظاهرا کم خردی صفتی بایسته و شایسته است که تحمل می شود و در از بین رفتن آن تلاش فردی و جمعی صورت نمی گیرد. توزیع ناعادلانه ثروت و ترویج مفاسد اقتصادی از جمله احتکار کالا در اوضاع نا به سامان اقتصادی، از عمده دلایل توسعه فقر در جامعه است. حال اگر منِ نوعی سهمی در ایجاد آن ندارم چرا باید داغ فقر را بر پیشانی خود یدک بکشم؟

افزایش یا متناسب سازی سالانه حقوق، شعار تبلیغاتی نیست که با بیان آن به فریب خاص و عام پرداخته شود. اگر دولت بزرگ ترین علت ایجاد تورم است، طبیعی است که برای حفظ تعادل و تناسب اجتماعی،   باید تمهیداتی اساسی بیندیشد. و گر نه توسعه فقر و نارضایتی اقتصادی و سیاسی، اجتناب ناپذیر خواهد بود. همچنین تأمین نیازهای اساسی و حیاتی یک ملت از وظایف هر دولتی است و وقتی یک دولت در انجام آن ناکام می ماند طبیعی است که باید از آنان حمایت و پشتیبانی نماید.

لزومی ندارد حس ناتوانی و خفت را در مردم ایجاد و تقویت نمائید. اجازه دهید آنانی که چرخ های اقتصادی را به حرکت در می آورند از حداقل رفاه اجتماعی برخوردار گردند.

از جمله کمک های دولت همانند بسیاری از کشورها از جمله آمریکا ارائه کالابرگ به اقشار گوناگون جامعه است. طبق گزارش شبکه العالم:

«در کشورهای توسعه‌ یافته، دولت‌ها برای حفظ ثبات معیشت مردم و مقابله با شوک‌های اقتصادی از ابزارهای هدف مند حمایتی استفاده می‌کنند؛ از جمله کارت‌های حمایت غذایی و بسته‌های حمایتی. این اقدامات جراحی اقتصادی واقعی محسوب می‌شوند. چرا که به‌جای تزریق مستقیم یارانه به کالاها، کمک‌ها را مستقیماً به گروه‌های نیازمند می‌رسانند و از بهره‌برداری یا فساد احتمالی جلوگیری می‌کنند.

حتی در اقتصادهای پیشرفته، میلیون‌ها نفر ممکن است در مقاطعی با دشواری دسترسی به غذای کافی روبه‌رو شوند و این ابزارها به آن‌ها امکان می‌دهد تا نیازهای اساسی خود را تأمین کنند، بدون این که منبع آن کمک خیریه یا یارانه عمومی باشد. به این ترتیب، اجرای کالابرگ و کارت‌های حمایتی، ابزاری سازمان‌یافته برای مدیریت اقتصادی و اجتماعی و تضمین امنیت معیشتی است که حتی در کشورهایی با درآمد بالا کاربرد دارد.»

اگر بعد از حذف ارز ترجیحی، حرکت هوشمندانه دولت جهت ارائه کالابرگ برای کالاهای اساسی انجام نمی شد فشار سنگینی بر دوش مردم وارد می شد و نارضایتی بیشتر می گردید. ناانصافی است اگر همت دولت برای پرداخت حجم گسترده آن را نادیده بگیریم. هر چند تحقق آن زیر سایه تورم محو و بی اثر می گردد و خاصیت خود را از دست می دهد.

اما درآمد یک خانواده فقط مربوط به 11 کالای اساسی جهت تغذیه سالم نیست. وقتی میزان درآمد افراد یک جامعه امکان پس انداز را ناممکن می سازد، به طور طبیعی بودجه آموزشی، فرهنگی و رفاهی نیز در خانواده ها کاهش می یابد. هر روز چند کالا از سفره ایرانی حذف می شود تا بخش های واجب تر در اولویت قرار بگیرند؟ از جمله مهم ترین هزینه ها تحصیل فرزندان است. اما تعداد این اولویت ها نیز روز به روز کمتر می شود. مثلا حذف دندانپزشک یا چشم پزشک که ضرورتا حداقل به طور سالانه یک بار خصوصا با بالا رفتن سن باید مراجعه کرد.

چند سال است که سفر نرفته اید؟ چند سال است که کفش و پوشاک جدید نخریده اید؟ چند سال است که سینما و تئاتر و فرهنگ سرا نرفته اید؟ چند سال است که بودجه ای برای خرید کتاب اختصاص نداده اید؟

لوازم ضروری برقی خود را چند دهه است که استفاده می کنید و علیرغم خرابی یا کهنگی، قدرت خرید جایگزین ندارید؟ برای حفظ آراستگی، چند وقت یک بار به آرایشگاه می روید؟ و....

پس بیایید با صدای رسا فریاد زنیم :

لطفا ملت را دهک بندی نکنید و حق ملی و قانونی آنان را بدون هر نوع برچسب غیراخلاقی و غیرانسانی، پرداخت نمایید. لطفا گروه های مختلف شغلی را در مقابل یکدیگر قرار ندهید و به ارزیابی متفاوت آن ها نپردازید. خود شما عامل اصلی تشدید تفاوت ها در جامعه هستید. تضاد طبقاتی و شکاف عمیق اقتصادی و اجتماعی حاصل سیاست های ناعادلانه ای است که مدت هاست در جامعه ریشه دوانیده است.

اگر یک قاضی یا پزشک ارزشمند است، یک کارگر و معلم بیشتر از هر دو منزلت اجتماعی دارد. اگر شما بهای حقیقی آن را نمی پردازید دلیلی بر عدم وجود آن نیست. معلم؛ تعلیم و تربیت آن قاضی و پزشک را برعهده داشته است و کارگر با تلاش شبانه روزی خود تمامی نیازهای آن دو گروه را تولید کرده است.

لطفا از درجه بندی، طبقه بندی، مقایسه مع الفارق و صدالبته بازی با ارزش های ذاتی انسان ها بپرهیزید.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در اقتصاد
پنج شنبه, 07 اسفند 1404 13:43

" هاری " در سروستان

داستان هاری و مردم سگ دوست در سروستان در صدای معلم

( سروستان ) ؛ تازه شهرک زیبایی شده بود ، در زمین آبرفتی قرار داشت .

رودخانه یِ نسبتاً بزرگی در وسط آن از ابتدا تا انتها در جریان بود و زمین های کشاورزی روستاهای پایین دستِ آن شهرک را آبیاری می کرد ، امّا آب شُرب و شست و شویِ خود شهرک از قناتی تامین می شد که در گذشته های دور اجداد ساکنینَش از دل کوه تا شهرک در زمانی که روستایی بیش نبود نقب کرده بودند و در یک فضای نسبتاً بزرگ جمع می شد و با لوله کشی از آنجا به خانه ها توزیع می گردید .

کوچه هایش پر از گل های زیبای عَشَقه ، پیچک و شمشادهای سبزِ آویزان از دیوار خانه ها به کوچه ها بودند ، به گونه ای که راه رفتن در آنها ، گشت و گذار در جنّت را به یاد می آورد .

مردم شهرک همه سگ دوست بودند ؛ این انگیزه از گذشته های دور بر آنها به ارث رسیده و با گذشت زمان تقّدس پیدا کرده بود .

هیچ سگی در ( سروستان ) نه تنها ولگردی نمی کرد بلکه برای خود لانه ای مناسب داشت و آب و غذای دلپذیرتر از خود صاحب سگ و هنگامی که‌ سگی در هر کوچه و خیابانی قدم می زد ، هر کسی می دیدش مانند هندی ها که گاو را محترم می شمارند رفت و آمدش را محترم داشته و در صورت نیاز ، با هر غذای خوبی که داشتند پذیراییَش کرده و سپس بدرقه اَش می نمودند تا به گشت و گذارش ادامه دهد .

اتّفاق بدی که در ( سروستان ) افتاد بسیار دردناک بود .

داستان هاری و مردم سگ دوست در سروستان در صدای معلم

سگ امیر اسلان به ویروس هاری مبتلا شد و با تماس با سگ های ( سروستان )  همه ی آنها را به هاری مبتلا ساخت ، به گونه ای که سیستم عصبی تمام سگ ها به هم ریخت و چند جوان را زخمی کرده و به قتل رساندند .

دیگر ( سروستان ) شهرکی شده بود که مردم به راحتی نمی توانستند از خانه های خود بیرون بیآیند ، کشاورزی و دامداری که هنوز مشاغل غالب در آنجا بودند نا کار آمد !

امیر اسلان با مشورتِ چند ریش سفید ناچار شد از دامپزشکان شهر‌ی به نام ( دامون ) که در پانزده کیلومتری  ( سروستان ) بود کمک بگیرد ، هر چند که بعضی از اهالی مخالف بودند ولی خودشان به هیچ وجه قادر به مهار سگ ها نبودند .

امیر اسلان بعد از ظهر یک جمعه رهسپار ( دامون ) شد امّا نزدیکی های غروب سگ های هار به او حمله کردند و مجبور شد تا نیمه شب  زیر یک پل متروکه بماند و بعد از رفتن سگ ها به راه خود ادامه دهد .

او موفّق شد تیمی از دامپزشکان ( دامون ) را به ( سروستان ) ببرد .

در اندک زمانی دامپزشکان توانستند همه ی سگ ها را مداوا کنند ، امّا سگ امیر اسلان را نتوانستند بگیرند .

در آخرین دقایق که دیگر دامپزشکان خسته شده بودند و قصد رفتن داشتند ، دامداری خبر آورد سگ امیر اسلان در خرابه ای لای جرز دیوارگیر کرده است .

فرمانده تیم دستور داد اهالی ، دورِ خرابه را سیم خاردار کشیدند تا سگ با هاری تلف شود .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

داستان هاری و مردم سگ دوست در سروستان در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

گزارش صدای معلم از ضرب و شتم سید طه موسوی دبیر زبان انگلیسی عنبرآباد

بر اساس گزارش های رسیده به « صدای معلم » ؛ سه شنبه 5 اسفند سید طه موسوی دبیر زبان انگلیسی هنرستان فنی شهید بهشتی واقع در شهرستان عنبرآباد کرمان توسط دو تن از کارکنان اداره آموزش و پرورش این شهرستان مورد ضرب و شتم قرار می گیرد .

یکی از فرهنگیان این شهرستان به « صدای معلم » گفت :

« آقایان محمد توکلی (سرگروه آموزشی مدیران فنی شهرستان عنبرآباد) و منوچهر صباحی (کارشناس مسئول متوسطه‌ی دوم آموزش و پرورش شهرستان عنبرآباد) در تاریخ ۵ اسفند ١۴٠۴ به هنرستان فنی شهید بهشتی مراجعه می‌کنند .

متاسفانه هنگام صحبت با یکی از معلمان (سید طه موسوی دبیر زبان انگلیسی)، آقای موسوی انتقاداتی را با آقای توکلی مطرح می‌کنند که موجب عصبانیت ایشان می‌شود .

آقای توکلی با خشونت دست معلم را می‌کشد تا احتمالن از مقابل دوربین خارج شوند اما هنگامی که معلم امتناع می‌ورزد، آقای توکلی با خشم به صورت معلم سیلی می‌زند ‌و سپس درگیری ادامه پیدا می‌کند  » .

پس از گذشت دو روز از این واقعه ، پی گیری خاصی توسط مسئولان مربوطه صورت نگرفته است .

به گفته ی شاهدان ؛ متاسفانه پرده‌ی گوش معلم مضروب دچار پارگی شده است و از ضاربین شکایت شده است .

« صدای معلم » آمادگی خود را برای توضیح و پاسخ مسئولان در این موضوع اعلام می کند .

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از ضرب و شتم سید طه موسوی دبیر زبان انگلیسی عنبرآباد

 روش و مدیریت خشم دانش آموزان در کلاس درس برای معلم جامعه ساز در صدای معلم  خشم دانش‌آموز تنها یک واکنش فردی نیست، زبان بی‌زبانی است که از دردهای جمعی، شکاف نسلی، فشار ساختارهای آموزشی و گسست‌های اجتماعی سخن می‌گوید. ما، به عنوان معلم، در خط مقدم این گفت‌وگوی خاموش ایستاده‌ایم. اگر خشم را سیلاب بدانیم، مهار آن با سد سرکوب ممکن نیست، باید کانال‌هایی برای هدایتش بسازیم.

خشم دانش‌آموز، اغلب واکنشی به ناعدالتی‌های ادراک‌ شده است: تبعیض، بی‌ توجهی، احساس نادیده گرفته شدن یا تحقیر در ساختار کلاس یا مدرسه.

انتظارات تحصیلی طاقت‌فرسا، رقابت‌های تحمیلی، عدم امنیت روانی در فضای مدرسه و تاثیر شبکه‌های اجتماعی ؛ خشم را به عنوان مکانیسم دفاعی برمی‌انگیزند.

ما می‌توانیم به جای قضاوت، به عنوان مترجم این پیام‌های پرشور عمل کنیم. پرسش کلیدی این نیست ،چرا عصبانی هستی ؛ بلکه این است: چه چیزی در این محیط، تو را این‌ قدر آزار داده که خشم، تنها سلاحت شده؟

قوانین کلاس را شفاف، دموکراتیک و با مشارکت دانش‌آموزان وضع کنید و تاکید کنید که اجرای قانون برای همه یکسان است.

هر دانش‌آموز باید حداقل هفته‌ای یک بار، دقیقه‌هایی برای حرف بدون قطع شدن، داشته باشد. این کار احساس دیده‌ شدن را تقویت می‌کند.

فضایی برای بیان هنری (نقاشی، نوشتن)، ورزش صبحگاهی یا حتی صندوق خشم (نوشتن خشم روی کاغذ و تخریب نمادین آن) ایجاد کنید.

با حفظ آرامش خود، از دانش‌آموز عصبانی دعوت کنید به صورت نمادین ، پایش را از روی پدال گاز بردارد... چند قدم با او راه بروید، یک لیوان آب بدهید یا نفس‌های عمیق را با هم انجام دهید.

روش و مدیریت خشم دانش آموزان در کلاس درس برای معلم جامعه ساز در صدای معلم

گاهی خارج کردن موقت دانش‌آموز از فضای تنش‌زا (مثلاً با بهانه‌ای مانند بیا کمکم کنی فلان وسیله را بیاورم) به فروکش کردن آتش خشم کمک می‌کند.

به جای سرکوب (ساکت شو!)، احساسش را نام ببرید و مشروعیت دهید: می‌بینم که خیلی عصبانی هستی، حق داری. الان چه کاری می‌توانم کنم که کمکت کند؟ این جمله، معلم را از دشمن به متحد تبدیل می‌کند.

در فرصتی مناسب، با دانش‌آموز به صورت خصوصی بنشینید. از او بخواهید داستانش را تعریف کند. سپس با هم به دنبال راه‌حل‌های مشارکتی بگردید. یا اینکه، از زندگی شخصیت‌های تاریخی یا معاصر که خشم خود را به نیروی تغییر مثبت تبدیل کرده‌اند، صحبت کنید.

همکاری با خانواده: با خانواده‌ها نه به عنوان شکایت، بلکه به عنوان شریک در حل مسئله گفت‌ و گو کنید. برای آن‌ها نیز جلسات آموزشی مختصر در مورد درک خشم نوجوان، برگزار نمایید.

روش و مدیریت خشم دانش آموزان در کلاس درس برای معلم جامعه ساز در صدای معلم

معلم عزیز

تو در روزمره‌ترین لحظات کلاس، دارایی بزرگ جامعه را مدیریت می‌کنی، انرژی خام و پرشور نسل آینده. هر بار که خشم یک نوجوان را به گفت‌ و گو تبدیل می‌کنی، تنها یک درگیری را مهار نکرده‌ای، بلکه به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، یک درس انسانی داده‌ای .

می‌شود اختلاف داشت، اما محترم ماند. می‌شود خشمگین بود، اما ویرانگر نبود.

این هنر، از تو یک معلم جامعه‌ ساز می‌سازد. کسی که نه تنها فرمول‌ها، که فرمول زندگی جمعی مسالمت‌آمیز را آموزش می‌دهد.

خشم، اگر مهار شود، سوخت حرکت به سوی عدالت است. و کلاس درس، اگر انسان‌ مدار باشد، اولین کارگاه این تبدیل تاریخی است.

با احترام و همدلی.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

روش و مدیریت خشم دانش آموزان در کلاس درس برای معلم جامعه ساز در صدای معلم

منتشرشده در دانش آموز

گروه گزارش/

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

نشست خبری رجبعلی برزوئی رئیس دانشگاه فرهنگیان، امروز چهارشنبه، ششم اسفندماه ۱۴۰۴ در سالن جلسات شهید چمران سازمان مرکزی این دانشگاه برگزار گردید .

پرتال وزارت آموزش و پرورش در انعکاس گزارش این نشست و در اقدامی کم سابقه و البته قابل تقدیر ، اسامی رسانه های پرسش کننده در نشست امروز به همراه پرسش و پاسخ رییس دانشگاه فرهنگیان را منتشر کرد .

پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

« برزوئی در پاسخ به سوال خبرنگار پایگاه خبری « صدای معلم » در خصوص فرهنگ‌ سازی به عنوان یکی از چالش‌های مهم و راهبردی نظام آموزش‌ و پرورش، اظهار داشت: نظام جامع فرهنگی دانشگاه را تدوین کرده‌ایم که در مرحله تصویب قرار دارد و به محض تصویب آن، تحول فرهنگی عظیمی در دانشگاه فرهنگیان رخ خواهد داد .

وی با اشاره به عملکرد دو ساله خود در این دانشگاه افزود: تلاش ما در این مدت طراحی بنیان‌ها و پایه‌های دانشگاه به‌گونه‌ای بوده که وحدت رویه حتی در صورت تغییر مدیران نیز حفظ شود؛ در این راستا آیین‌نامه ارتقا، آیین‌نامه کارورزی، آیین‌نامه صلاحیت معلمی، معماری کلان برنامه درسی و آیین‌نامه نظام جامع فرهنگی به عنوان کارهای اساسی و پایه‌ای بر اساس پژوهش‌های علمی و عمیق طراحی شده‌اند.

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

رئیس دانشگاه فرهنگیان پاسخ به سوال همان خبرنگار مبنی بر اینکه آیا جذب دکتر معلم‌ها در دانشگاه فرهنگیان نوعی سهمیه ویژه، تبعیض و رانت برای گروه خاص محسوب می‌شود یا خیر، تصریح کرد: رویکرد دانشگاه در سال‌های گذشته بر جذب اعضای هیات علمی ای متمرکز بوده که شناخت درستی از نظام آموزش‌ و پرورش و نیازهای معلم داشته باشند. در همین راستا، پس از فراخوان، ۱۰ هزار نفر از دکـترمعلم‌ها برای عضویت در هیات علمی دانشگاه فرهنگیان داوطلب شدند که پس از بررسی در دو مرحله، ۴۰۰ نفر که حائز توانمندی‌های علمی بالایی بودند، انتخاب شدند. سپس پرونده این افراد در هیات ممیزه، هیات اجرایی جذب و هیات اجرایی جذب مرکزی مجدد بررسی و تایید شد. انتخاب ۴۰۰ نفر از میان ۱۰ هزار داوطلب در فرایندی چنین سختگیرانه و چندمرحله‌ای را به هیچ وجه نمی‌توان سهمیه‌ ویژه یا رانت تلقی کرد و تنها اشکال این فرایند، مسیر پرچالش آن بود .

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

همچنین برزویی درباره بازنشستگی اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان و اینکه آیا این اقدام اجبار و تخلف از ضوابط بوده است، تشریح کرد: هیچ بازنشستگی اجباری یا غیرقانونی در کار نبوده و دانشگاه بر اساس قوانین و آیین‌نامه‌های مصوب عمل کرده است .

وی با اشاره به آیین‌ نامه اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان توضیح داد: بر اساس این آیین‌نامه، بازنشستگی برای مربی و استادیار منوط به ۳۰ سال خدمت یا ۶۵ سال سن (هرکدام زودتر محقق شود) است. این ضوابط برای دانشیار ۶۷ سال و برای استادتمام ۷۰ سال تعیین شده که برای استاد تمام دو سال امکان تمدید وجود دارد. همچنین قانون سازمان بازنشستگی مقرر کرده فردی به عنوان هیات علمی بازنشسته می‌شود که حداقل ۱۰ سال سابقه فعالیت هیات علمی داشته باشد .

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

رئیس دانشگاه فرهنگیان در خصوص اعضای هیات علمی جذب ‌شده در سال ۱۳۹۳ گفت: این افراد با سابقه بالای ۳۰ سال خدمت جذب شدند و برای آنکه بتوانند ۱۰ سال سابقه هیات علمی را کسب کرده و مشمول بازنشستگی هیات علمی شوند، نیاز به ۱۰ سال فعالیت داشتند. بر همین اساس، هیات امنای دانشگاه مصوب کرد این افراد بتوانند ۱۰ سال در دانشگاه فرهنگیان فعالیت کنند و در صورت ارتقا به مرتبه دانشیاری، به عنوان عضو هیات علمی بازنشسته شوند ..

رئیس دانشگاه فرهنگیان افزود: در سال ۱۴۰۳، بیش از ۹۰ درصد این افراد بالای ۳۰ سال سابقه خدمت و اکثر آن ها بالای ۶۵ سال سن داشتند و دانشگاه فرهنگیان دیگر هیچ مجوز قانونی برای ادامه همکاری با آن‌ها نداشت.

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

 علیرغم پیگیری‌های ما و حتی شخص وزیر آموزش ‌و پرورش برای حفظ این عزیزان، به دلیل مغایرت با قوانین، امکان ادامه همکاری وجود نداشت و هرگونه اقدامی غیر از این، ترک فعل محسوب می‌شد.در فرآیند بازنشستگی این افراد هیچ اجباری وجود نداشته و کاملاً منطبق بر قوانین عمل شده است. در حال حاضر نیز در تلاشیم با همکاری شورای حقوق و دستمزد، پایه‌های معوقه این بازنشستگان را پرداخت کنیم.

برزوئی در پاسخ به سوالی درباره حضور پررنگ تشکل‌های اصول گرا در دانشگاه و اینکه آیا این موضوع به معنای هدایت غیرمستقیم دانشجویان به سمت این طیف است، گفت: در دوران ریاست بنده، هیچ تشکلی در دانشگاه فرهنگیان منع یا محدودیت فعالیت نداشته است .

وی با تاکید بر رویکرد باز دانشگاه در قبال همه سلایق، افزود: ما معتقدیم یک معلم اخلاق‌ مدار باید با همه دیدگاه‌ها و تفکرات آشنایی داشته باشد و به همین دلیل زمینه فعالیت برای همه تشکل‌ها فراهم است .

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

رئیس دانشگاه فرهنگیان در عین حال تصریح کرد: طبیعی است که ممکن است در سایه فعالیت بیشتر برخی تشکل‌ها، دیگر تشکل‌ها کمتر دیده شوند، اما این به معنای محدودیت یا جهت‌دهی از سوی دانشگاه نیست و ما از فعالیت همه گروه‌های دانشجویی استقبال می‌کنیم  » .

« علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » به عنوان نخستین رسانه ای که در نشست حضور پیدا کرده بود ؛ پرسش های تفصیلی خود را در چندین محور مطرح کرد .

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

مدیر صدای معلم پیش از طرح پرسش های خود ضمن تشکر و قدردانی از برخورد خوب و فرهنگی افرادی که در گیت ورودی این دانشگاه حضور داشتند خطاب به رییس دانشگاه فرهنگیان گفت :

متاسفانه چند روز پیش و به هنگام برگزاری نشست خبری رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش شاهد بازرسی و تفتیش خبرنگاران دعوت شده به ساختمان وزارت آموزش و پرورش ( شهید رجایی ) بودیم .

ضمن محکوم کردن این گونه اقدامات آن هم در یک محیط فرهنگی که تجاوز آشکار به « حریم خصوصی » خبرنگاران است ؛ امیدواریم که در آینده شاهد چنین حرکات سخیف و غیر حرفه ای نباشیم .

اما نخستین پرسش « صدای معلم » در مورد عملکرد « معاونت فرهنگی » دانشگاه فرهنگیان بود .

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

مدیر صدای معلم گفت :

در نشست خبری معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ؛ خانم حکیم زاده به برنامه جدید مهارت‌ آموزی ویژه مقطع ابتدایی اشاره کرد و گفت : با تأکید رییس ‌جمهور و وزیر آموزش و پرورش مقرر شد دانش‌آموزان در هر پایه یک مهارت مشخص و کاربردی برای زندگی امروز را به‌ صورت هدف مند بیاموزند .

البته در آن نشست مدیر صدای معلم عنوان کرد که جنس این گونه سخنان تاکنون بیشتر از نوع « شعار » و ارائه آمار بوده اما تغییر محسوس و معناداری در رفتار دانش آموزان در جامعه مشاهده نشده است .

پورسلیمان پرسید :

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

« نگاهی به محتوای پرتال معاونت فرهنگی این دانشگاه نشان می دهد که اکثریت محتوای آن را چیزهایی مانند « راویان نور » و « موضوع قرآنی » تشکیل می دهند .

با توجه به ماموریت مهم دانشگاه هایی مانند « دانشگاه فرهنگیان » در تربیت « معلمان فرهنگ ساز » ؛

آیا برنامه دیگری هم در سبد فرهنگی دانشگاه فرهنگیان برای موضوع مهم « فرهنگ سازی » که چالش مهم و راهبردی امروز نظام آموزشی و به تبع آن جامعه ایران است ؛ پیش بینی شده است ؟

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

رییس دانشگاه فرهنگیان در بخش دیگری و در پاسخ به پرسش « صدای معلم » در بحث تخلفات صورت گرفته با توجه به موضوع تحقیق و تفحص از دانشگاه فرهنگیان با صراحت اعلام کرد :

«اگر یک نفر ، یک تخلف ؛ فقط یک تخلف از آقای برزویی پیدا کند ؛ من همان لحظه دست آن فرد را می بوسم و از آقای وزیر عذرخواهی کرده و از دانشگاه فرهنگیان می روم » .

در پایان ؛ پورسلیمان خطاب به رییس دانشگاه فرهنگیان زمانی که مانند سایر مسئولان از انبوه طرح ها و برنامه های متنوع سخن می گفت ؛ اعلام کرد که برخی و شاید بسیاری از این طرح های شما بسیار خوب و زیبا هستند اما فقط در حد حرف و شعار می مانند . فرجام « آزمون اصلح » در دانشگاه فرهنگیان به کجا انجامیده است ....

مشروح این پرسش و پاسخ در « صدای معلم » منتشر خواهد گردید .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزترش صدای معلم از نشست خبری برزویی رییس دانشگاه فرهنگیان و تخلفات

منتشرشده در گفت و شنود

انتقاد صدای معلم از بازرسی بدنی خبرنگاران در وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان و سکوت خبرنگاران   ظاهراً در سرزمین ما «مهارت‌های زندگی» از همان درِ ورودی وزارتخانه آغاز می‌شود؛ جایی که پیش از آن که دانش‌آموز کلاس اول بفهمد حریم خصوصی چیست و احترام به دیگری چگونه معنا پیدا می‌کند، ابتدا باید تمرین عملی حریم خصوصی خبرنگار را پشت گیت بازرسی تجربه کند. نه در کلاس، نه در کتاب، بلکه در میدان عمل؛ جایی که هر کیف، هر کوله و هر نگاه ممکن است مورد سنجش و تفتیش قرار گیرد.

اگر جرأت داشته باشی و فاصله میان شعار «تفکر انتقادی» و واقعیت تفتیش کیف را یادآوری کنی، هیچ پاسخ رسمی دریافت نمی‌کنی و مستقیماً به بخش «درس سکوت» فرستاده می‌شوی؛ جایی که یاد می‌گیری حتی وقتی شواهد آشکار تضاد را نشان می‌دهند، باید لب فرو ببندی. گویا در برنامه درسی جدید، مهارت «سکوت حرفه‌ای» برای خبرنگاران از همه مهارت‌ها کاربردی‌تر تشخیص داده شده است؛ مهارتی که جای خود را در کنار خواندن و نوشتن، و حتی بیش از آن‌ها، در سرنوشت حرفه‌ای انسان‌ها تثبیت کرده است.

و چه تلخ است این تضاد:

در کلاس‌ها از دانش‌آموزان خواسته می‌شود پرسش گر باشند و تفکر انتقادی داشته باشند، اما در همان حیاط مدرسه، در همان ورودی، پرسش گری عملی خطرناک محسوب می‌شود. جایی که تمرین مهارت زندگی یعنی «یادگیری سکوت» و «تسلیم بی‌چون و چرا».

انتقاد صدای معلم از بازرسی بدنی خبرنگاران در وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان و سکوت خبرنگاران

جایی که حقوق اولیه انسانی، مثل حریم خصوصی، نه موضوع درس است و نه نظریه، بلکه چیزی است که هر روز زیر پا گذاشته می‌شود.

اینجاست که هنر واقعی زندگی، نه در کلاس درس، بلکه در میان گیت‌های بازرسی و دستورات غیررسمی آموزش داده می‌شود؛ مهارتی که هیچ کتابی آن را نمی‌آموزد و هیچ معلمی از آن دفاع نمی‌کند، جز اینکه به تو یادآوری کند:

برای بقا، باید سکوت پیشه کنی.

انتقاد صدای معلم از بازرسی بدنی خبرنگاران در وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان و سکوت خبرنگاران

و در پایان، شاید تلخ‌ترین درس این باشد:

مهارت زندگی در سرزمینی که آزادی، پرسش گری و احترام هر روز محدود می‌شود، چیزی جز تحمل و سکوت نیست.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

انتقاد صدای معلم از بازرسی بدنی خبرنگاران در وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان و سکوت خبرنگاران

منتشرشده در یادداشت

نگاهی به سهم ملت و دولت و حاکمیت در فرهنگ‌ سازی در صدای معلم   جان شار (John Schaar) فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی آمریکایی، سخن زیبایی دارد با این مضمون:

« آینده مکانی نیست که به آن جا می‌رویم بلکه جایی‌ست که آن را می سازیم. راه هایی که به آینده ختم می‌شوند، یافتنی نیستند بلکه ساختنی‌اند به گونه‌ای که ساختن این راه‌ها، هم آینده و هم سازنده را به کلی دگرگون می کند.»

این سخن، نقش تدبیر و اراده و کار و تلاش برای ساختن دنیای نکوتر را برجسته می‌سازد ما را از نگاه تقدیری و انفعالی برحذر می‌دارد و مهندسی و معماری بنای زندگی فردی و اجتماعی‌ را بر عهدۀ خودمان می‌گذارد و رسالت ساختن فردای بهتر را به ما می‌سپارد. اما انتهای سخن، بسی وجدآور و شورانگیز است؛ جملۀ آخر، به اعجازِ اراده و عمل در ساخت آینده اشاره دارد؛ دگرگونی توأمان انسان و جهان.

خانۀ زیبا و خیابان با صفا و مدرسۀ آموزنده و سیستم آموزشی سازنده و شهر آباد و جامعۀ امن و آزاد و... همه و همه حاصل کارِ مشترک شبکه‌های سیناپسی و اندام‌های حسی و حرکتیِ توسعه یافته‌ هستند. حاصل نگاه مسئولانه و موضع فعالانه و رفتار مسئولانه.

دولت مطلوب و حاکمیت خوب هم چیزی نیست که بتوان آن را پیدا کرد بلکه باید آن را پدید آورد.

دولت یا حکومت، چیزی‌ست که جایش هرگز در جامعه خالی نمی‌مانَد! و اگر، ملتی نتواند دولت مطلوب خود را بسازد، دیگران آن را می‌سازند اما همان‌گونه که خود می‌خواهند!

هر دولت/حکومتی عصارۀ پندار و افکار و کردار و باورها و روحیات و تمایلات و تعاملات و تقلّا‌های یک ملت است. اگر بین اکثریت یک ملت و دولت/حکومتِ مسلط بر آن اکثریت، شباهت و قرابتی وجود نداشته باشد و یا باهم در تعارض و تضادّ باشند؛ یا ملت در جریان شکل‌گیری آن منفعل بوده و نقش‌آفرینی نکرده‌ است و یا فریب خورده و کلاه سرش رفته است و یا اینکه آن دولت/حکومت به آن ملت تحمیل شده است.

نگاهی به سهم ملت و دولت و حاکمیت در فرهنگ‌ سازی در صدای معلم

گاهی، تعارض و تضاد میان ملت و دولت، جامعه را به سمت اعتراض سوق می‌دهد؛ برخی به اصلاح می‌اندیشند و برخی به براندازی. اما همیشه، اصلاح از انقلاب، کم هزینه‌تر است.

بعضی‌ها در جست و جوی جامعۀ مطلوب خویش، به اصلاح از بالا معتقدند و تأکید می‌کنند که جامعه باید از بالا پاک سازی شود و بر این باورند تا حاکمیّت رفتار خود را تغییر ندهد و اصلاح نشود، اوضاع جامعه بهبود نمی‌یابد. این گروه، به اصلاح و تغییر حکومت می‌اندیشند؛ یا با ارشاد، یا با سهیم شدن در قدرت و یا با انقلاب و بر اندازی. اگر وضع، وخیم است، مردم و دولت مقصران هم‌عرض‌اند.

برخی دیگر، افکار و رفتار و عادات و آداب و رسوم و فرهنگ و دانش و اخلاق و وجدان مردم را مؤلفه‌های مؤثر در تعیین کیفیّت زندگی می‌دانند و بر این باورند که اگر مردم اصلاح شوند، اگر هرکس در سبک زندگی خود تجدید نظر کند، اگر آدم‌ها بینش و افکار و اخلاق و رفتار خود را درست کنند، اگر هرکس، تغییر را از خود شروع کند، جامعه درست می‌شود و کامیابی همگانی حاصل می‌گردد؛ فقر از بین می‌رود، بساط فساد برچیده می‌شود، رشاء و ارتشاء از سیستم اداری محو می‌شود، شفافیت به جامعه باز می‌گردد، رانت از بین می‌رود، تخلف صفر می‌شود، مسیر بوروکراسی اداری کوتاه‌تر می‌گردد، محیط زیست آلوده نمی‌شود، آب و انرژی هدر نمی‌رود، نشاط و شادی فراگیر می‌شود، عدالت برقرار می‌گردد، آزادی محقق می‌شود،... (اصلاح از پایین).

یعنی عده‌ای حاکمیت را عامل بدبختی یا خوشبختی جامعه می‌پندارند و عده‌ای دیگر، خودِ مردم را. اما واقعیّت چیز دیگری‌ست؛ ملت و دولت/حاکمیت در هر مملکتی با هر وضعیتی، نقش هم‌ عرض دارند. هر دو در پدید آمدن وضع موجود مؤثرند و هر دو در بروز کاستی‌ها و ناراستی‌ها مقصرند.

هرچند که این نقش به دلیل تفاوت در مسئولیت و نابرابری قدرتِ مانور و گسترۀ اختیارات و سرعت عمل و وسعت اثر و گشتاور و...، در میان مردم و دولت/حاکمیت، اغلب -و شاید هیچ‌وقت- نمی‌تواند هم‌وزن باشد.

اگر وضع، وخیم است، مردم و دولت مقصران هم‌عرض‌اند.

نگاهی به سهم ملت و دولت و حاکمیت در فرهنگ‌ سازی در صدای معلم

اگر اوضاع، عالی و بی‌نقص است، باز هم مردم و دولت مؤثران هم‌عرض‌اند. اما وزن این تقصیرات و تأثیرات، هرگز برابر نیست.

حکومت‌ها نقش مهمی در ارتقا یا تنزل کیفیّت زندگی ملت‌ها دارند.

اگر جامعه، یک کلان پیکر باشد، حکومت، سر این پیکر است. در اهمیت این تشبیه، همین بس که؛ سر، مقرِّ مغز است. و مغزها، چه‌ها که با تن‌ها نمی‌کنند؛ مغزهای سالم و پُربار و پرورده و توسعه یافته، انسان‌ها را به بزرگی و عزت می‌رسانند. مغزهای تهی و گمراه و بیمار و عقب‌مانده صاحبان خود را به مرز حقارت و ذلت می‌کشانند و حتی به ورطهٔ نابودی و هلاکت.

( ادامه دارد )


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نگاهی به سهم ملت و دولت و حاکمیت در فرهنگ‌ سازی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

نشست خبری حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد مهم ترین و بالاترین اولویت وزارت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی و تربیت آدم های دیکتاتور

نشست خبری رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش امروز شنبه دوم اسفند 1404 در سالن جلسات مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش برگزار گردید .

بر خلاف روال همیشگی و به صورت غیر قابل انتظار ، زمانی که خبرنگاران برای حضور در نشست خبری وارد ساختمان مرکزی ( شهید رجایی ) وزارت آموزش و پرورش با گیت بازرسی رو به رو شدند .

ابتدا کیف خبرنگاران مانند فرودگاه ها ؛ روی نوار نقاله قرار گرفت .

سپس یک مامور نیروی انتظامی اقدام با بازرسی محتویات کیف کرد .

زمانی که مدیر صدای معلم خود را معرفی کرد و با نشان دادن کارت شناسایی توضیح داد که برای نشست خبری آمده است اما آن مامور گفت در که در این زمینه بی تقصیر است و به او چنین دستوری داده اند .

پس از عبور از گیت بازرسی ؛ شخص دیگری در درب ورودی ایستاده بود و کارت شناسایی را چک می کرد . این که شما و آقای ریس جمهور به دنبال آموزش مهارهای پایه و شهروندی هستید بسیار خوب و عالی می باشد اما مساله ی مهم و بغرنج جامعه ی امروز ایران ؛ « دیکتاتوری و استبداد » است . که بخشی از آن را نشست امروز به عینه شاهد بودیم .

مدیر صدای معلم ضمن انتقاد از این نوع سخت گیری ها گفت که حداقل در یک دهه ی اخیر چنین اقداماتی بی سابقه بوده و این کارها توهین به شان و جایگاه خبرنگاران است .

دو خبرنگار زن پیش از ورود به علی پورسلیمان مدیر صدای معلم به سالن جلسات در محل نشست حاضر بودند .

آنان نیز به این گونه اقدامات معترض بودند و نارضایتی خود را اعلام کردند .

مدیر صدای معلم به آنان گفت که حتی در دولت محمود احمدی نژاد این کارها صورت نگرفته و پیشنهاد کرد که اعتراض خود را هنگام طرح پرسش بیان کنند .

با این حال به جز مدیر صدای معلم ، خبرنگار دیگری به این مساله اشاره ای نکرد .

نشست خبری حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد مهم ترین و بالاترین اولویت وزارت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی و تربیت آدم های دیکتاتور

حتی در گزارش ها و اخباری که از این نشست در این رسانه ها توسط این خبرنگاران منتشر شده هیچ گونه اشاره ای به این موضوع نشده است .

سالن جلساتی که توسط مرکز اطلاع رسانی وروابط عمومی وزارت آموزش و پرورش آماده شده بود فاقد هر گونه امکانات صوتی و تصویری بود و فقط در تعدادی صندلی و یک میز مستطیلی شکل خلاصه شده بود .

یکی از مسئولان روابط عمومی به صدای معلم گفت که علی فرهادی  «معاون برنامه ریزی و توسعه منابع» وزارت آموزش و پرورش با وجود درخواست مطرح شده ، امکاناتی را برای این سالن تخصیص نداده است .

نشست خبری حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد مهم ترین و بالاترین اولویت وزارت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی و تربیت آدم های دیکتاتور

معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در بخشی از سخنان خود به برنامه جدید مهارت‌ آموزی ویژه مقطع ابتدایی اشاره کرد و گفت: با تأکید رئیس‌جمهور و وزیر آموزش و پرورش مقرر شد دانش‌آموزان در هر پایه یک مهارت مشخص و کاربردی برای زندگی امروز را به‌ صورت هدف مند بیاموزند. پورسلیمان با انتقاد از رفتار و سکوت خبرنگاران عنوان کرد که او در حال دفاع کردن از جایگاه و شان خبرنگاران است و دیگران به جای حمایت او را می زنند که چرا این حرف ها را می زنید ؟!

 این برنامه هم در طول سال تحصیلی و هم به ‌طور ویژه در ماه مبارک رمضان اجرا خواهد شد.

وی با بیان اینکه بر اساس این برنامه، در پایه اول ابتدایی مهارت ادب شامل ارتباط محترمانه، رعایت نوبت در صحبت کردن، رعایت حقوق دیگران در مکان‌های عمومی و احترام به حریم خصوصی آموزش داده می‌شود ادامه داد: در پایه دوم مهارت نظم شامل اولویت ‌بندی، مسئولیت‌ پذیری و مدیریت زمان مد نظر قرار گرفته است.

نشست خبری حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد مهم ترین و بالاترین اولویت وزارت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی و تربیت آدم های دیکتاتور

در پایه سوم مصرف بهینه منابع و انرژی آموزش داده می‌شود. در پایه چهارم مهارت همدلی، در پایه پنجم جرأت ‌ورزی و در پایه ششم تاب‌ آوری به عنوان مهارت‌های متناسب با سن دانش‌آموزان در نظر گرفته شده است .

رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش به مدت 21 دقیقه به ارائه دستاوردها و اقدامات صورت گرفته در مجموعی تحت مدیریت خویش پرداخت . با این حال در پایان خطاب به خبرنگاران گفت که 21 دقیقه صحبت کرده و سعی کرده که وقت خویش را رعایت کند .

نکته ی قابل توجه این که در نشست خبری رییس سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور ، حمیدرضا خان محمدی به مدت یک ساعت سخنرانی کرد و به جز مدیر صدای معلم ، رسانه ی دیگری منتقد و معترض این مساله نشد .

علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم به عنوان نخستین رسانه پرسش ها و دیدگاه های خود را مطرح کرد .

پورسلیمان چنین آغاز کرد :

نشست خبری حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد مهم ترین و بالاترین اولویت وزارت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی و تربیت آدم های دیکتاتور

ابتدا یک نکته ی مثبت خدمت خانم حکیم زاده می گویم .

خوشبختانه پرتال معاون آموزش ابتدایی اکثرا به روز است بر خلاف برخی و شاید بسیاری از پرتال دوایر و واحدها که اصلا به روز نمی شوند و برخی اخبار و گزارش آنان متعلق به چند سال پیش است .

زمانی که وارد وزارت آموزش و پرورش شدم گویی وارد یک مرکز نظامی یا انتظامی و یا قوه قضاییه شده ام .

این گونه برخوردها آن هم با رسانه و خبرنگاران محکوم است آن هم در دولت مسعود پزشکیان .

ممکن بود در دولت های اقتدارگرا بعضا چنین کارهایی را انجام دهند اما انجام این گونه کارها آن هم در دولت آقای پزشکیان به هیچ وجه قابل قبول نیست و باید که تجدید نظر شود .

وقتی خبرنگاری خودش را معرفی می کند و کارت شناسایی خودش را هم ارائه می کند ؛ دیگر گشتن کیف و بازرسی بدنی و... هیچ گونه توجیهی ندارد .

زهرا علی اکبری معاون رسانه مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش خطاب به مدیر صدای معلم گفت » سوالی بپرسید که در حوزه ی کاری خانم دکتر باشد .

نشست خبری حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد مهم ترین و بالاترین اولویت وزارت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی و تربیت آدم های دیکتاتور

پورسلیمان در پاسخ به صراحت اعلام کرد که متولی این نشست مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش هست و ابتدا شما باید پاسخ گوی این وضعیت باشید.

علی اکبری گفت : دوستان اشاره می کنند که فقط سوال را مطرح کنند .

مدیر صدای معلم گفت که باید شان و جایگاه خبرنگاران رعایت و حفظ شود . این از هر چیزی مهم تر است .

در این میان سخنان و انتقادات مدیر صدای معلم توسط خبرنگار ایسنا قطع شد . خبرنگار ایسنا گفت که این گونه وقت خانم دکتر گرفته می شود و ما سوال اختصاصی داریم .

مدیر صدای معلم پاسخ داد که من هم به عنوان یک معلم و هم یک خبرنگار وارد این جا شده ام و این گونه برخوردها قابل تحمل نیستند .

نشست خبری حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد مهم ترین و بالاترین اولویت وزارت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی و تربیت آدم های دیکتاتور

پورسلیمان تصریح کرد که هر خبرنگار می تواند انتقاد و اعتراض خود را در نوبت خویش بیان کند و کسی حق ندارد مانع او شود .

خبرنگار ایسنا گفت که با این حرف ها وقت او گرفته می شود . ما می خواهیم سوالات مان را بپرسیم ....

مدیر صدای معلم خطاب به خبرنگار ایسنا اعلام کرد که وقت خود را به این خانم خبرنگار می دهد و ایشان سوالات خویش را بپرسد .

پورسلیمان با انتقاد از رفتار و سکوت خبرنگاران عنوان کرد که او در حال دفاع کردن از جایگاه و شان خبرنگاران است و دیگران به جای حمایت او را می زنند که چرا این حرف ها را می زنید ؟!

واقعا با چه جماعتی رو به رو هستیم !

معاون آموزش ابتدایی در این هنگام خطاب به خبرنگار ایسنا گفت : شما در وقت خودتان می توانید سوالی را که دوست دارید مطرح بکنید . بفرمایید !

نشست خبری حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد مهم ترین و بالاترین اولویت وزارت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی و تربیت آدم های دیکتاتور

در این هنگام پورسلیمان مدیر صدای معلم اعلام کرد که سوالاتش را بعدا و پس از « همه » مطرح می کند و فعلا حرفی ندارد .

حکیم زاده گفت : مدیریت جلسه با خانم علی اکبری است ولی به شخصه هر همکاری یک وقت اختصاصی دارد و من خودم تعیین می کنم که آیا این سوال در حیطه کار من هست یا نیست ولی اجازه بدهید همکاران آن چیزی را که می خواهند مطرح کنند . چون هر کسی وقتی دارد .

مجموع خبرنگارانی که پرسش های خود را مطرح کردند به همراه پاسخ هایی که معاون آموزش ابتدایی ارائه کرد در کم تر از 25 دقیقه به پایان رسید .

مدیر صدای معلم به عنوان آخرین رسانه ، پرسش های خود را مطرح کرد .

نشست خبری حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد مهم ترین و بالاترین اولویت وزارت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی و تربیت آدم های دیکتاتور

پورسلیمان در بخشی از سخنان خود گفت :

« یکی از مقاطع اختیاری تحصیلی در کشور هلند؛ «سالن بازی کودکان» نام دارد (Peuterspeelzaal).

کودکان خردسال ٢.۵ تا ۴ ساله را به این مراکز شبه مهدکودکی می‌فرستند تا به‌ جز یادگیری شعر و نقاشی، به ویژه «بازی دست جمعی» را بیاموزند و نیز «تقسیم‌کردن با دیگران».

از طریق بازی‌های دست جمعی، به ویژه به‌ حساب‌ آوردن سایرین و هماهنگی و همکاری و اشتراک مساعی با دیگران را می‌آموزند و از طریق تقسیم‌ کردن تعلیم می‌ بینند که چیزهایی مانند اسباب‌بازی‌، وسایل نقاشی و.... در مالکیت انحصاری آنها قرار ندارند، بلکه آنچه در اختیار آنها قرار داده می‌شود موقتی است و متعلق به همگان.

بدین‌ وسیله آنها در این مرکز از اندیشه‌ی همه چیز برای من و متعلق به من است، دور داشته می‌شوند.

این یکی از ساز و کارهای ساختاری جلوگیری از تولید انسان‌های خود محور در این جامعه است » .

خانم حکیم زاده

این که شما و آقای ریس جمهور به دنبال آموزش مهارهای پایه و شهروندی هستید بسیار خوب و عالی می باشد اما مساله ی مهم و بغرنج جامعه ی امروز ایران ؛ « دیکتاتوری و استبداد » است . که بخشی از آن را نشست امروز به عینه شاهد بودیم .

نشست خبری حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد مهم ترین و بالاترین اولویت وزارت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی و تربیت آدم های دیکتاتور

آموزش و پرورش ما به شدت در حال تولید و بیرون فرستادن آدم هایی است که دیکتاتور بوده و خود شیفته هستند و در عمل به واسطه حاکم بودن چنین فضا و هژمونی ، تنفس در این جامعه به حد غیر قابل تحمل رسیده است .

بالاترین و بلکه مهم ترین اولویت در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های نظام آموزشی باید ارائه راه حل بنیادین ، کاربردی و البته مستمر برای تربیت انسان هایی باشد که واجد و حامل « تفکر انتقادی » باشند و آن را هم از دیگران بخواهند و مطالبه کنند .

پورسلیمان در پایان نشست خبری اعلام کرد که برای اعتراض به این مساله قصد دارد تا به مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش مراجعه کند .

هنگامی که مدیر صدای معلم به مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش مراجعه کرد ؛ مجتبی هاشمی طبق روال در آن جا حضور نداشت .

پورسلیمان سپس به  دفتر مدیر کل دفتر وزارتی مراجعه کرد .

مسئول دفتر ایشان اعلام کرد که آقای بحری زاده در جلسه هستند .

مدیر صدای معلم گفت که کار شخصی ندارد و زمان زیادی نیاز ندارد .

پس از گذشت حدود 15 دقیقه و بدون ملاقات با مدیر کل دفتر وزارتی ، مدیر صدای معلم وزارت آموزش و پرورش را ترک کرد .

مشروح کامل این نشست و پرسش و پاسخ در « صدای معلم » منتشر خواهد گردید .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نشست خبری حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد مهم ترین و بالاترین اولویت وزارت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی و تربیت آدم های دیکتاتور

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور